|
|
|
معاون پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات هرمزگان چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش حمایت اجتماعی در نحوه گذراندن اوقات فراغت با تأکید بر فعالیت بدنی در پسران جوان شهر یزد انجام شد. روش پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی می باشد. جامعه آماری این تحقیق کلیه مردان جوان بین ۱۵ تا ۲۴ سال شهر یزد بود. حجم نمونه با بهره گرفتن از جدول مورگان و با احتساب افت آزمودنی تعداد ۳۸۲ نفر مشخص شد، که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و با رعایت سهم جوانان هر محله انتخاب شدند. شیوه جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته بود که میزان پایایی آن برای متغیرهای حمایت اجتماعی والدین و دوستان به ترتیب ۷۸/۰ و ۸۳/۰ بدست آمد. پرسشنامه به صورت حضوری در اختیار آزمودنی ها قرار گرفت. پس از تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده، نتایج زیر بدست آمد:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
- بین حمایت والدین و نحوه ی گذراندن اوقات فراغت با تأکید بر فعالیت بدنی در پسران جوان شهر یزد در سطح اطمینان ۹۹% ، ارتباط معنی داری وجود دارد.
- بین حمایت دوستان و نحوه ی گذراندن اوقات فراغت با تأکید بر فعالیت بدنی در پسران جوان شهر یزد در سطح اطمینان ۹۹% ، ارتباط معنی داری وجود دارد.
- متغیر حمایت اجتماعی والدین در نحوه گذراندن اوقات فراغت با تأکید بر فعالیت بدنی در پسران جوان شهر یزد تأثیر معنی دار دارد و بخت فعالیت بدنی را به اندازه ۰۹/۱ برابر افزایش می دهد.
- متغیر حمایت اجتماعی دوستان در نحوه گذراندن اوقات فراغت با تأکید بر فعالیت بدنی در پسران جوان شهر یزد تأثیر معنی دار دارد و بخت فعالیت بدنی را به اندازه ۱۳/۱ برابر افزایش می دهد.
- متغیرهای حمایت عاطفی، حمایت اطلاعاتی و حمایت مادی والدین در نحوه گذراندن اوقات فراغت با تأکید بر فعالیت بدنی در پسران جوان شهر یزد تأثیر معنی دار دارند و حمایت اطلاعاتی والدین با ضریب رگرسیونی برای بخت فعالیت به اندازه ۲۱۰/۱ بیشترین تأثیر را روی فعالیت ورزشی جوانان دارد.
- متغیرهای حمایت عاطفی، حمایت اطلاعاتی و حمایت مادی دوستان در نحوه گذراندن اوقات فراغت با تأکید بر فعالیت بدنی در پسران جوان شهر یزد تأثیر معنی دار دارند و حمایت عاطفی دوستان با ضریب رگرسیونی برای بخت فعالیت به اندازه ۲۳۶/۱ بیشترین تأثیر را روی فعالیت ورزشی جوانان دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[چهارشنبه 1400-09-24] [ 08:30:00 ب.ظ ]
|
|
* محاسبات محقق با توجه به نتایج جدول ۴-۳۰، در سطح اطمینان ۹۵%، تنها بین آمیخته محصول با آمیخته قیمت و محصول رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. رابطه عناصر آمیخته بازاریابی کارآفرینانه با ابعاد کارآفرینی سازمانی یکی دیگر از نتایجی که در این تحقیق می توان بدست آورد، بررسی رابطه عناصر آمیخته بازاریابی کارآفرینانه با ابعاد کارآفرینی سازمانی می باشد. به عبارت دیگر در این بخش محقق به دنبال این مساله است که مشخص کند که کدام یک از عناصر آمیخته بازاریابی کارآفرینانه با کدام یک از ابعاد کارآفرینی سازمانی(نوآوری، تجدی استراتژیک و توسعه کسب و کار) رابطه معناداری دارد. برای این کار از آزمون همیستگی اسپیرمن استفاده شد که نتیجه آن در جدول ۴-۳۱ قابل مشاهده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
جدول ۴‑۳۱- رابطه بین اجزای آمیخته بازاریابی کارآفرینانه با ابعاد کارآفرینی سازمانی
| |
نوآوری |
توسعه کسب و کار |
تجدید استراتژیک |
| آمیخته محصول |
۴۴۱/۰ |
۳۴۶/۰ |
۴۱۱/۰ |
| آمیخته شخص |
۶۱۵/۰ |
– |
– |
| آمیخته ترفیع |
– |
– |
۴۰۳/۰ |
| آمیخته توزیع |
– |
– |
۳۴۸/۰ |
| آمیخته قیمت |
– |
۴۳۷/۰ |
– |
* محاسبات محقق با توجه به جدول ۴-۳۱، آزمون اسپیرمن انجام و معلوم گردید که در سطح اطمینان ۹۵%، آمیخته محصول با هر سه بعد کارآفرینی سازمانی رابطه دارد، آمیخته شخص با نوآوری و آمیخته ترفیع و توزیع با تجدید استراتژیک و همچنین آمیخته قیمت با توسعه کسب و کار رابطه مثبت و معناداری دارند. خلاصه فصل چهارم در این فصل، نخست در بخش تحلیل توصیفی، داده ها با بهره گرفتن از نمودارها و جداول مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سپس به بررسی داده های تحقیق با بهره گرفتن از فنون آمار استنباطی پرداخته شد. در این قسمت خود ابتدا، نرمال بودن داده ها مورد آزمون قرار گرفت و مشخص شد که تمام متغیرهای تحقیق از توزیع نرمال برخوردارند. سپس به کمک آزمونهایی نظیر آزمون کلوموگروف-اسمیرنوف، آزمون میانگین یک جامعه و آزمون اسپیرمن به فرضیه ها، سوالات و یافتههای جانبی تحقیق پاسخ داده شد. در فرضیه اصلی مشخص گردید که بین کارآفرینی سازمانی و آمیخته بازاریابی کارآفرینانه رابطه معناداری وجود دارد. همچنین در فرضیه های فرعی معلوم گردید که محصول، قیمت و شخص بیشترین رابطه را با کارآفرینی سازمانی دارند و بین توزیع و ترفیع با کارآفرینی سازمانی رابطه معناداری وجود ندارد. در مورد سوال تحقیق نیز روشن شد که کارآفرینی سازمانی در جامعه موردِ تحقیق بالاتر از حد متوسط میباشد. یافتههای جانبی تحقیق نیز نشان داد که بکارگیری واحدهای در حال رشد از کارآفرینی سازمانی در مقایسه با واحدهای رشد یافته و صاحبان جوان کسب و کار در مقایسه با صاحبان میان سال در بکارگیری از کارآفرینی سازمانی تفاوت معناداری دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
توجه به آموزش های مبتنی بر درس افزارها و شیوه های دیجیتالی افزایش یافته و به نوعی الزام برای محیط های یادگیری تبدیل گردیده است. از این رو ساخت و به کارگیری درس افزارهای مبتنی بر شیوه های یادگیری دارای پشتوانه از اهمیت، خاصی برخوردار است. این موضوع در خصوص دروس مشکل نظیر زبان انگلیسی لزوم بیشتری یافته و نیازمند پژوهش های نوین است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
استفاده از چند رسانه ای ها، بعد تازه ای به ابعاد روشهای تدریس قدیمی می افزاید که قبلاً در دسترس معلمان نبود (هروی و فرقاندوست حقیقی، ۱۳۷۷، ص ۲۲). لذا توان این نرم افزارها در آموزش سطح بالا از یک سو و پیچیدگی ها و نیازهای روزافزون دنیای کنونی در زمینه های آموزشی از سوی دیگر، ما را وا می دارد تا به الگوهای نوین، کارا و مؤثر مناسب در آموزش و پرورش روی آوریم (نوروزی و همکاران، ۱۳۸۷، ص ۱۱). و با به کارگیری نظریه های بنیادین مربوط به این الگوها در ساخت و طراحی چند رسانه ای ها، شرایط یادگیری فراگیران را آسان و آسان تر نماییم. پژوهشها نشان دادهاند که آموزش مبتنی بر چندرسانهای ها میتواند به درک مطلب و یادداری دانش آموزان کمک کند. در واقع چند رسانه ای های آموزشی از جمله نظام رسانه ای هستند که با توجه به ماهیت چند حسی شان، میتوانند به راحتی با انواع سبکهای یادگیری سازگار شده و با شکلهای گوناگون تعامل، یادگیری آسان و پایداری را فراهم نمایند. از مزایای چندرسانهای ها میتوان به ایجاد خلاقیت، صرفه جویی در زمان، حذف فعالیتهای غیر مفید، افزودن زمان برای ارتباط با شاگرد و مباحثه، ارائه مطالب در قالبهای متنوع، شناسایی سبکهای متفاوت یادگیری، یادگیری فعال همراه با بازخورد، امکان تکرار، یادگیری متناسب با سرعت ویژهی فراگیر ضمن کنترل فرایند یادگیری، تسهیل مشارکت در فعالیتها و برقراری تعامل و رابطه دو سویه با کاربر نام برد (زارعی زوارکی و جعفرخانی، ۱۳۸۸، ص ۲۳). مایر (۲۰۰۱) نیز دلیل منطقی ارائه چند رسانه ای یعنی ارائه مطالب در قالب کلمات و تصاویر را به کار گیری کل ظرفیت شناختی انسان برای پردازش اطلاعات میداند.و مزایای آموزش با چندرسانهای در محورهای زیر قابل تبیین می داند. یادگیری حالتی فعال دارد و از چرت زدن دانشآموزان جلوگیری میکند، چرا که در مقابل یک کامپیوتر نمیتوان اینگونه رفتار کرد. ماشین نیاز به دست کاریهایی دارد که حداقلی از توجه را طلب میکند. هر اقدام خلاف شاگرد در طول یک تمرین فوراً یادآوری و اصلاح میشود، و در مقابل خطاها نمیتوان به مجادله و یا مغلطه پرداخت. بسیاری از محصلین در مقابل کلاس و معلم به دشواری میتوانند اندیشههای خود را بیان دارند و این عوامل منعکننده در مقابل کامپیوتر وجود ندارد. محصلین میدانند که ممکن است اشتباه بکنند، بی آنکه مورد تحقیر و یا سرزنش قرار بگیرند. هر محصل میتواند بر حسب توانایی و قدرت یادگیری خود، کار کند. نحوه آموزش به گونهای است که جذابیت آن از کلاسهایی که به شکل سنتی اداره میشوند بیشتر است. تجسمات چندرسانهای، مفاهیم ذهنی و انتزاعی را قابل فهم میکند (آی دبلیو و همکاران، ۱۳۸۸، ص ۸۴). علاوه بر مبانی نظری حمایت کننده از کاربرد چندرسانه ای ها و نیز الگوی دریافت مفهوم در آموزش، مبانی تجربی نیز حمایت گر کاربرد این چند رسانه ای ها و الگوی دریافت مفهوم در آموزش و یادگیری است. از جمله ی مطالعات صورت گرفته در این حوزه می توان به پژوهش صالحی زاده و اسدی (۱۳۹۲) اشاره کرد که با ساخت و طراحی یک چند رسانه ای محقق ساخته، و به کارگیری آن در آموزش جغرافیا، نتایج مثبتی از کاربرد آن گزارش نموده اند. حیدری و همکاران (۱۳۸۹)، با مقایسه تأثیر تدریس با بهره گرفتن از نرم افزار آموزشی زبان انگلیسی و تدریس به شیوه سنتی، کاربرد استفاده از نرم افزارهای آموزشی را بر پیشرفت تحصیلی و انگیزه دانش آموزان نسبت به یادگیری زبان انگلیسی موثرتر از شیوه سنتی گزارش نموده اند. کومار و ماتهور[۸] (۲۰۱۳) با مقایسه ی تأثیر دو شیوه ی آموزشی دریافت مفهوم و شیوه ی سنتی آموزش فیزیک بر کسب مفاهیم فیزیک توسط دانش آموزان کلاس نهم در هاریانا، استفاده از روش دریافت مفهوم در کسب مفاهیم فیزیک توسط دانش آموزان مؤثرتر از روش مرسوم دریافته اند. مایر (۲۰۱۲) در مطالعه ی به مقایسه ی تأثیر الگوی دریافت مفهوم با استدلال قیاسی در درس زیست شناسی پرداخته است. نتایج پژوهش او نشان داد که درک دانش آموزان از مفاهیم و مهارت های تفکر آنان با بهره گرفتن از روش دریافت مفهوم افزایش می یابد. دانش آموزان درباره ی فرایند تفکر خودشان و اینکه آن ها چگونه یاد می گیرند وقتی فعالیت های الگوی دریافت مفهوم را انجام می دهند، می اندیشند. نگرش و انگیزه های دانش آموزان مقداری ارتقاء می یابد وقتی که آن ها فعالیت های دریافت مفهوم را به شکل بازی انجام می دهند. و انگیزه و نگرش معلمان نیز با به کارگیری این شیوه ی آموزشی ارتقاء می یابد. مقایسه ی نتایج مطالعات تجربی موجود بیانگر آن است که در تعیین میزان اثربخشی الگوی دریافت مفهوم در قیاس با سایر روش های آموزش، بین نتایج اختلاف وجود دارد. ضمن اینکه به کارگیری الگوی دریافت مفهوم در قالب یک نرم افزار و سنجش میان اثربخشی آن در هیچ یک از مطالعات پیشین مورد بررسی واقع نگردیده است. بر این اساس وجود موضوعاتی نظیر اهمیت تفکر و شیوه های آموزشی ارتقاء دهنده ی سطح تفکر سطح بالا برای درک و فهم بهتر مطالب نظیر الگوی دریافت مفهوم، حساس و مشکل بودن آموزش و یادگیری زبان انگلیسی هم برای معلمان و هم برای دانش آموزان، ورود چند رسانه ای های آموزشی به دنیای تعلیم و تربیت و لزوم استفاده از آن ها در آموزش، عدم وجود درس افزار مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم و عدم وجود پیشینه ی پژوهشی در رابطه با کاربرد درس افزار مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم، زمینه ساز شکل گیری مطالعه ی حاضر گردیده اند. بنابراین در تعیین سؤال و مسأله ی اصلی این پژوهش می توان گفت: تهیه ی یک درس افزار محقق ساخته بر اساس الگوی دریافت مفهوم تا چه اندازه می تواند بر یادگیری و یادداری درس زبان انگلیسی دانش آموزان سال اول دبیرستان مؤثر باشد؟ ۱-۳ اهمیت و ضرورت انجام پژوهش: یکی از مسایلی که معلمان و مدرسان درس زبان انگلیسی را همواره به خود مشغول داشته، استفاده از روشهای مناسب برای افزایش توانایی دانش آموزان، در یادگیری زبان به عنوان وسیله ای در برقراری ارتباط با دیگران است. در سال های اخیر تحقیقات گسترده ای با هدف شناسایی عواملی که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم یادگیری زبان را تسهیل می کنند، انجام گرفته است (علوی و کیوان پناه، ۱۳۸۲، ص ۶۷). تجربه نشان می دهد که شیوه ی آموزش فعلی، چه در راهنمایی و دبیرستان، و چه در دانشگاه، ناموفق بوده و هر گونه تغییر در امر آموزش زبان تاکنون با شکست روبرو گردیده است. ناموفق بودن برنامه ی آموزش زبان آن چنان تجربه ای تلخ از ناکامی در زبان آموزان ایجاد می کند که تا پایان تحصیل زبان آموزان ادامه می یابد (پیشقدم، ۱۳۸۷، ص ۲۴). از ویژگی های عصر حاضر، تنوع مطالبی است که در سریع ترین زمان در اختیار ما قرار می گیرد. در چنین شرایطی، شیوه های یادگیری و یاددهی سنتی دیگر کاربردی ندارد. بنابراین بایستی تلاشی کاملاً جدی برای بهینه سازی فعالیت های آموزشی و حذف شیوه های سنتی و غیر کارآمد و به کار گیری مفاهیم و روش های نوین و پیشرفته در مراکز آموزشی اعم از مدارس و دانشگاه ها به عمل آید. متأسفانه امروزه با وجود رشد همه جانبه ی نظریه های یادگیری و آموزش های فراوان در دوره های مختلف به آموزگاران و دبیران، هنوز هم بسیاری از معلمان ما روش هایی را در آموزش به کار می برند که از کارآیی چندانی برخوردار نیستند و گهگاه سبب دلزدگی دانش آموزان از فرایند یاددهی یادگیری می گردند (سیف، ۱۳۸۷، ص ۴۰۶). این موضوعات را باید با توجه به این موضوع مدنظر قرار داد که ما در عصری زندگی میکنیم که کامپیوتر در حال تبدیل شدن به ابزاری کاربردی در تمام جوانب زندگی اعم از اقتصاد، زندگی شخصی، و … است. قطعاً آموزش هم نمیتواند در مقابل این تغییرات راکد بماند (گوسن[۹]، ۲۰۰۰). لذا امروزه هجوم موج شدیدی از نرم افزارها و درس افزارهای آموزشی را به بازار می بینیم که گاهاً بسیاری از آن ها نه از نظر شیوه ی آموزشی و نه از نظر ساختار و محتوا، مبتنی بر مبانی علمی موجود نیستند. استفاده از این نرم افزارها در بین قشرهای مختلفی از دانش آموزان مخصوصاً برای دروس مشکل نظیر ریاضی و زبان انگلیسی، جزئی از برنامه ی درسی گردیده است. لذا توجه به درس افزارهای آموزشی مبتنی بر تئوری های علمی قوی و آموزش و پژوهش در زمینه ی آن ها، از اهمیت و ضرورت خاصی در شرایط فعلی آموزشی جامعه ی ما برخوردار است. اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر نیز با توجه به نتایج پژوهش های موجود در زمینه ی ضعف آموزش های فعلی زبان انگلیسی در مدارس، و همچنین کاربردهای مؤثر فناوری های نوین آموزشی و لزوم تحقیقات تجربی در این زمینه، بیشتر و بهتر قابل تبیین می باشد. ۱-۴ اهداف پژوهش: ۱-۴-۱ هدف کلی: ارائه درس افزار مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم و تأثیر آن بر یادگیری و یادداری درس زبان انگلیسی ۱-۴-۲ اهداف ویژه: تعیین میزان تأثیر درس افزار مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم بر ارتقاء سطح یادگیری واژگان زبان انگلیسی در دانش آموزان سال اول دبیرستان تعیین میزان تأثیر درس افزار مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم بر ارتقاء سطح یادگیری درک مطلب زبان انگلیسی در دانش آموزان سال اول دبیرستان تعیین میزان تأثیر درس افزار مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم بر میزان سطح یادداری واژگان زبان انگلیسی در دانش آموزان سال اول دبیرستان تعیین میزان تأثیر درس افزار مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم بر میزان سطح یادداری درک مطلب زبان انگلیسی در دانش آموزان سال اول دبیرستان ۱-۵ فرضیات پژوهش: درس افزار مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم بر ارتقاء سطح یادگیری واژگان زبان انگلیسی در دانش آموزان مؤثر است. درس افزار مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم بر ارتقاء سطح یادگیری درک مطلب زبان انگلیسی در دانش آموزان مؤثر است. درس افزار مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم بر میزان سطح یادداری واژگان زبان انگلیسی در دانش آموزان مؤثر است. درس افزار مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم بر میزان سطح یادداری درک مطلب زبان انگلیسی در دانش آموزان مؤثر است. ۱-۶ تعریف مفاهیم و اصطلاحات: ۱-۶-۱ بخش اول: تعاریف نظری درس افزار: منظور از درس افزار (یادگیری) الکترونیکی نوع خاصی از نرم افزار آموزشی است که هدف و محتوای آن با سرفصلهای برنامه درسی ملی و سطوح نظام آموزش رسمی هماهنگی و تطابق دارد. درس افزار یادگیری الکترونیکی میتواند به طور مستقل یا مبتنی بر شبکه مورد استفاده قرار گیرد (اسکندری، ۱۳۸۸). الگوی دریافت مفهوم: دریافت مفهوم عبارت از «جستجو و فهرست نمودهایی است که از آن برای تمیز نمونه ها از غیر نمونه های طبقات استفاده شود». دریافت مفهوم از یک دانش آموز می خواهد مثال هایی (که نمونه ها نامیده می شوند) که شامل ویژگی هایی (که نمودها نامیده می شوند) از آن مفهوم است را با مثالهای دیگری که شامل آن نمودها نیست مقایسه و مقابله کند و بدینوسیله نمودهای مقوله ای را که در حال حاضر در ذهن فرد دیگر وجود دارد کشف نماید (جویس و ویل، ۱۳۷۸، ص ۱۹۶). یادگیری: یادگیری به فرایند ایجاد تغییرات نسبتاً پایدار در رفتار بالقوه فرد اطلاق میشود که بر اثر تجربه حاصل آید (سیف، ۱۳۸۷). یادداری: منظور از یادداری، توانایی به یادآوری اطلاعات از حافظهی دراز مدت است. بدین معنی که یادگیری دانشآموزان تا چه حد معنیدار بوده است، که آن ها بتوانند بعد از گذشت سه هفته برای پرسشهایی که از متن مورد تدریس از آن ها میشود جواب صحیح داشته باشند. ۱-۶-۲ بخش دوم: تعاریف عملیاتی درس افزار: درس افزار تهیه شده در این پژوهش به منظور آموزش زبان انگلیسی یک درس افزار تعاملی است که آموزش های مطرح شده در آن بر اساس الگوی دریافت مفهوم و با بهره گرفتن از تکنیک مثال و غیر مثال آموزش داده می شود. در این درس افزار در ابتدا برای آموزش یک واژه یا یک مفهوم مثالهایی به دانش آموزان ارائه و همزمان در یک ردیف مقابل آن غیر مثالهایی نیز ارائه می شود و از دانش آموزان خواسته می شود تا با مطابقت مثالها و غیر مثالها، مفهوم مورد نظر را کشف نمایند. سپس در یک بند به شکل ارزشیابی مفهوم مورد نظر از آن ها خواسته می شود. اگر دانش آموزان نتوانند مفهوم مورد نظر را درست تشخیص دهند، مثالهای بیشتری به آن ها ارائه می گردد و سپس از آن ها سؤال می شود. این روند تا زمانی که دانش آموزان بتوانند مفهوم مورد نظر را کشف کنند ادامه دارد. الگوی دریافت مفهوم: الگوی دریافت مفهوم در سه مرحله ی اساسی انجام می گیرد. در مرحله ی اول نمونه ها و مثالهایی برای مفهوم تازه توسط معلم ارائه می گردد. سپس دانش آموزان به مقایسه ی ویژگیها و خواص در نمونه های مثبت و منفی (مثال و غیرمثال) می پردازند و فرضیه هایی درباره ی مفهوم تازه طرح می کنند. دانش آموزان بر اساس ویژگی ها و خواص حدسی به بیان قواعد یا تعاریف می پردازند. در مرحله ی دوم، دانش آموزان مثال ها و نمونه های دیگری را بدون طرح نام مفهوم با عنوان «بلی» و «خیر» تشخیص و تمیز می دهند و معلم بر اساس ویژگی های مفهوم تازه، فرضیه های را تأیید، مفهوم را نامگذاری و تعاریف لازم را بیان می کند. و دانش آموزان نیز مثالهای دیگری را بیان می کنند. در مرحله ی سوم، دانش آموزان نحوه ی تفکر خود را توضیح می دهند و درباره ی کشف مفهوم تازه بحث می کنند و ضمن بیان ویژگی های مفهوم تازه، درباره ی نوع و تعداد فرضیه ها بحث می کنند. یادگیری: یادگیری در این پژوهش به صورت عملیاتی عبارت است از تفاضل نمرات پس آزمون و پیش آزمون دانش آموزان در آزمونهای اولیه و پایانی، که نشان دهنده ی میزان رشد یادگیری آنان در انتهای پژوهش نسبت به ابتدای آن است. یادداری: در این پژوهش به منظور تعیین میزان یادداری دانش آموزان در مفاهیم مورد نظر پژوهشگر برای تدریس، آزمونی مرکب از سؤالات پیش آزمون و پس آزمون در نظر گرفته شده است که به فاصله ی زمانی سه هفته پس از پایان پژوهش، بر روی دانش آموزان مورد مطالعه اجرا خواهد شد. منظور از یادسپاری در این پژوهش، نمرات دانش آموزان مورد مطالعه در این آزمون است. زبان انگلیسی: منظور از زبان انگلیسی به شکل عملیاتی آن در این پژوهش، تعداد ۳ درس از زبان انگلیسی سال اول دبیرستان است. که در قالب یک درس افزار به شیوه ی الگوی دریافت مفهوم درآمده و مورد آموزش قرار می گیرد. فصل دوم ادبیات و پیشینه پژوهش ۲-۱ مقدمه: در این فصل در ابتدا به بیان مبانی نظری موجود در خصوص آموزش های مبتنی بر رایانه، آموزش الکترونیک، فناوری های آموزشی، چند رسانه های آموزشی و به طور کلی استفاده از فناوری در آموزش میپردازیم و در ادامه به معرفی الگوهای تدریس و الگوهایی که با الگوی دریافت مفهوم هم خانواده می باشند و همچنین الگوی دریافت مفهوم، اصول این الگو، مراحل تدریس در این الگو و … مطالبی در زمینه ی آموزش زبان انگلیسی میپردازیم؛ و در انتها مبانی تجربی موجود در داخل و خارج از کشور در خصوص موضوع پژوهش (استفاده از چند رسانه ای های آموزشی مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم و سایر الگوهای آموزشی) و تأثیر آن بر یادگیری و یادداری دانش آموزان در درس زبان انگلیسی بیان میگردد. ۲-۲ مبانی نظری ۲-۲-۱ نقش فناوری در آموزش و یادگیری: لغت نامه وبستر تکنولوژی را نحوه انجام کار با بهره گرفتن از فناوری تعریف کرده است. پل ساتلر، فناوریهای آموزشی را بیشتر فرایند میداند و نه محصول. استفاده از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات برای یادگیری به بیش از ۵۰۰۰ سال قبل بر میگردد. اختراع نوشتن با ابزارهای نوک تیز اولین انقلاب اطلاعات بود که ساخت، انباشت اطلاعات و برقراری ارتباط با نسلهای بعد را ممکن ساخت. انقلاب اطلاعات دوم پس از اختراع چاپ (۱۴۵۹) میلادی آغاز شد. انقلاب اطلاعات سوم تنها ۵۰ تا ۶۰ سال پیش با اختراع رایانه شروع شد که امکان تبدیل داده های خام به اطلاعات سازمان بندی شده، تبدیل اطلاعات به دانش و تبدیل دانش به عمل را با بهره گرفتن از نرم افزار هوشمند و روبات فراهم ساخت. بیل گیتس، مدیر اجرایی شرکت مایکروسافت نیز بر این نکته اشاره دارد که رایانه ابزاری قدرتمند برای آموزش و پرورش و دست یافتن یادگیرندگان به دنیای جدید اطلاعات، ایجاد خلاقیت و تسهیل ارتباط غنی و همکاری گسترده از راه دور است. آموزش مبتنی بر فناوری به دو ارتباط برخط و نا برخط تقسیم میشود. منظور از برخط، مجموعه فرصتهایی است که یادگیرندهها با یکدیگر، با یاد دهنده و با مواد یادگیری به طور همزمان از طریق رایانه و اینترنت تعامل برقرار میکنند و در ارتباط نا برخط این تعامل در زمانهای متفاوت است. کلاسهای مبتنی بر فناوری، یادگیرنده را قادر میسازد تا یادگیری مورد نیاز خود را انتخاب و دنبال کند و به جای یادگیری در زمان و مکان خاص، یادگیری در زمان مناسب فراهم شود (فرج اللهی و همکاران، ۱۳۸۸، ص ۱۶۹). آموزش الکترونیکی با وجود عمر کوتاه، به خوبی در تمام جوانب سیستم آموزشی وارد گردیده و همه گیر شده است. این سیستم از آموزش به خاطر ویژگیهای خاص خود، به خوبی جایگاه خویش را در میان متخصصین آموزشی یافته و مورد توجه نظامهای آموزشی بیشماری قرار گرفته است (رضوی، ۱۳۸۶). گزارشهای گوناگونی که سازمانهایی مانند یونسکو منتشر کرده است، حاکی از آن است که فناوری اطلاعات موجب ایجاد تغییراتی اساسی در فرایند یادگیری شده است. امروزه با توجه به گوناگونی جوامع، انسانها، خلاقیتها و علاقهمندیهای آنان، نیاز به وجود تنوع روشهای یادگیری وجود دارد و این امر نیازمند یک قالب جدید از آموزش است که انعطاف کافی را در این زمینه داشته باشد (حداد و جورچ، ۲۰۰۰، نقل از نوروزی و همکاران، ۱۳۸۷، ص ۱۲). سیوین-کاچالا[۱۰] (۱۹۹۸) در یک فرا تحلیل ۲۱۹ بررسی انجام شده در طی سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷، تأثیر تکنولوژی رایانه بر یادگیری و پیشرفت را ارزیابی و گزارش کرد که اولاً دانش آموزان عادی و دارای نیازهای ویژه در محیط غنی تکنولوژی، پیشرفت زیادی در دوران پیش دبستانی تا سطوح بالاتر نشان میدهند و ثانیاً نگرش دانش آموزان نسبت به یادگیری و عزت نفس مثبت است (همان منبع، ص ۳۳۱). تحقیقات روان شناختی نشان میدهد دانش آموزان تنها ۱۵ درصد اطلاعات خود را از طریق گوش دادن، ۲۵ درصد از طریق تصاویر و ۶۵ درصد از طریق شنیدن و دیدن تصاویر به صورت همزمان دریافت میکنند و در حافظهی خود نگه داری میکنند. اما برای روشهای سنتی آموزشی مشکل است که برای یک شخص به صورت همزمان یک مطلب آموزشی را توضیح و نمایش بدهد. بنابراین این فناوری چند رسانه ای است که این مشکل را حل میکند و با ترکیب صوت و تصویر باعث ارتقاء کیفیت آموزشی میشود (چن و اکسیا[۱۱]، ۲۰۱۲، ص ۴۲۱۴). ۲-۲-۲ آموزش الکترونیکی: اساساً آموزش الکترونیکی یکی دیگر از راه های تدریس و یادگیری است. در وسیع ترین تعریف آن، آموزش الکترونیکی شامل آموزش و ارائه یادگیری از طریق تمام رسانه های الکترونیکی ازجمله اینترنت، اینترانت، فرایند آموزش تعاملی اکسترانت، بخش های برنامه های ماهواره ای، نوار صوتی تصویری و تلویزیون، و به طور کلی تلاش برای پیاده سازی آموزش الکترونیکی است (گاوینداسمی[۱۲]، ۲۰۰۲، ص ۲۸۸). واژه ها و اصطلاحات گوناگون نظیر؛ آموزش از طریق رایانه، آموزش مبتنی بر سی دی، آموزش آن لاین، آموزش مجازی، آموزش مبتنی بر وب، آموزش اینترنتی و اصطلاحات دیگری برای تعریف مجموعه آموزش هایی که از طریق عوامل رایانه ای، چندرسانه ای و اینترنت به یادگیرنده ارائه می شود، تحت عنوان آموزش الکترونیکی یا یادگیری الکترونیکی در نظر گرفته می شوند (ساماراس[۱۳] و دیگران، ۲۰۰۶، ص ۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- خلط بد: خلطى است زائد، بىمصرف و تباه و نمىتواند به خلط نیک تبدیل شود، مگر بندرت. شایسته است که این خلط از بدن رانده شود و تن از او پاک گردد. روشن است که منشاء نطفه از اخلاط است.[۷۹] تشریح اخلاط چهارگانه اخلاط چهارگانه عبارتند از: خون مزاج خون گرم مرطوب است و بدو قسمت طبیعى و غیر طبیعى تقسیم مىگردد. خون طبیعى خونى است سرخرنگ و بسیار شیرین، و لیکن بد بو نیست. خون غیر طبیعى دو نوع است: نوع اول خونى است که از مزاج نیک برگشته است و این دگرگونى نه از این سبب است که چیزى با او درآمیخته باشد، بلکه مزاج آن خودبخود به تباهى گرائیده است، مثلاً مزاجش سرد گشته و یا گرم شده است. نوع دوم خونى است که در آن خلط بد پیدا شده است و بر اثر آن دگرگون گردیده است. این نوع خون نیز دو حالت دارد: الف- ممکن است خلط بد از خارج بر آن تاخته، در آن نفوذ کرده و آن را فاسد کرده باشد. ب- یا اینکه خلط بد در خود آن پدید آمده است؛ مثلاً بخشى از آن متعفن شده، در نتیجه ماده لطیف آن به صفرائى تلخ و ماده غلیظ آن به سودائى تلخ تغییر یافته است. هر دو این مواد تلخ و یا یکى از آنها در خون ماندگار هستند. هر دو بخش این نوع خون بحسب ترکیب باهم مختلفند. اخلاطى که با این نوع خون مىآمیزند چهار تا هستند: بلغم، سودا، صفرا، ماده مائى (آبکى) و خون بتناسب آمیزه آنها گاهى تیره و گاهى روشن مىشود و گاهى بسیار سیاه و گاهى سفید مىگردد. به همین نحو بوى و مزه آن دگرگونى مىیابد، یعنى تلخ و شور مىگردد و به ترشى مىگراید. بلغم بلغم دو گونه است: بلغم طبیعى و بلغم ناطبیعى. بلغم طبیعى، بلغمى است که استعداد آن را دارد به خون تبدیل شود، زیرا که این ماده خود به خود خونى است که هنوز خام و ناپخته است. مزه این بلغم شیرین است؛ سردى مزاج آن زیاد نیست و در حد سردى خون و صفرا است. بلغم ناطبیعى: گاهى اتفاق مىافتد که بلغم طبیعى شیرین نیست، بطورى که وقتى خون طبیعى با آن مىآمیزد، مزه خود را از دست مىدهد. این بلغم بیشتر بر اثر سرماخوردگى در آب دهان (بزاق) دیده مىشود. ۱- به رأى جالینوس، طبیعت براى بلغم شیرین طبیعى اندامى را بعنوان جایگاه تخصیص نداده است که بلغم در آن جاى گیرد، در صورتى که براى هر دو نوع خلط سودا و صفرا چنین قالبى آماده است و علتش این است که بلغم نامبرده بخون بسیار نزدیک و مشابه آن است و همه اندامها به آن نیازمندند و بایستى در مجراى خون روان باشد. نیاز اندامها به این بلغم مبتنى بر دو وجه است: وجه ضرورى و وجه انتفاعى. وجه ضرورى آن نیز دوگونه است: یکى آنکه بلغم به اندامها باید نزدیک باشد تا هرگاه این اندامها از تحصیل مواد غذائى محروم شوند (و آن در صورتى است که معده از همکارى با بلغم مذکور بازمىماند و بر او تأثیرى نمىگذارد و در این میان عوارضى که بر بلغم روى مىآورد، بلغم با حرارت غریزى خود اندامها را تقویت مىکند) آنگاه اندامها با نیروئى که از حرارت غریزى بلغم کسب کردهاند، بلغم را پخته مىگردانند و آنگاه بلغم به خون نیک تبدیل مىشود و آمادگى هضم براى اندامها در او ایجاد مىگردد و اندامها از آن تغذیه مىکنند. این عمل وقتى صورت مىپذیرد که گرماى بلغم، حرارت غریزى باشد و لیکن اگر این گرمى غریزى نباشد و حرارت عرضى باشد نه تنها کار پختن و تبدیل به خون کردن و قابل هضم و تغذیه گشتن براى اندامها صورت نمىگیرد، بلکه آن حرارت عرضى و غیر غریزى بلغم را متعفن و فاسد مىگرداند. این وجه ضرورى که مذکور افتاد با صفرا و سودا ارتباطى ندارد. آن دو درحالىکه حرارت عرضى بلغم را متعفن و تباه مىسازد، صفرا و سوداء هر دو با بلغم سهیم مىگردند. که حرارت عرضى بلغم را متعفن و تباه مىسازد، صفرا و سوداء هر دو با بلغم سهیم مىگردند. دومین وجه ضرورى بلغم طبیعى آمیزش آن با خون است که بوسیله آن خون را براى تغذیه اندامهاى بلغمى آماده مىسازد. اینگونه اندامهاى بلغمى مزاج باید از خونى تغذیه کنند که به اندازه معینى بلغم در بر دارد، مانند مغز، و این براى صفرا و سودا موجود است. وجه انتفاعى بلغم طبیعى در مرطوب کردن مفاصل و اندامهاى پرحرکت است و مانع آن مىشود که اندامها بر اثر جنبش و یا بهمسائیدگى، بخشگى گرایند و این بهره در مرز ضرورت قرار گرفته است. ۲- بلغم ناطبیعى داراى چند حالت است که بخاطر طولانی شدن بحث ذکر نمیشود. صفرا صفرا بدو قسم طبیعى و ناطبیعى تقسیم مىشود: الف- صفراى طبیعى همان کف خون است که رنگ آن سرخ است و مادهاى است سبک و تند، و هر قدر گرمتر باشد بر سرخى رنگش افزوده مىشود. وقتى از جگر بوجود مىآید دو بخش مىشود، قسمتى از آن همراه خون مىرود و بخشى صاف شده، به سوى کیسه صفرا راه مىیابد. آن بخش از صفراى طبیعى که با خون مىرود، وجودش هم ضرورى است و هم انتفاعى. اندامهائى مانند شش، مزاجشان نیازمند مقدار معینى صفراى نیک است که بوسیله خون به آنها مىرسد و در تغذیه خود از آن استفاده مىکنند. ضرورت وجود این صفرا در همین موارد است. جنبه انتفاعى آن در این است که خون را لطافت مىبخشد و به جریان آن در مجارى تنگ کمک مىکند. بخش تصفیه شده آن براى کیسه صفرا نیز ضرورى و انتفاعى است: ضرورت آن براى مجموعه تن آدمى است که از مواد زائد رهائى مىیابد و یا براى تکتک اندامهاست که کیسه صفرا را غذا مىدهند. نفع آن نیز از دو جنبه است، یکى آنکه درد و بلغم لزج رودهها را مىشوید و دیگر تحریک ماهیچه مقعد است که بر اثر آن احساس رفع حاجت به آدم دست مىدهد، تا محتواى رودها را دفع کند، زیرا که به سبب بند آمدن مجرائى که از کیسه زهره بطرف روده سرازیر مىشود، ممکن است عارضه قولنج پدید آید. ب- صفراى ناطبیعى در دو حالت پیش مىآید که اهل تحقیق به قانون مراجعه کنند. سوداء سوداى طبیعى و سوداى ناطبیعى: سوداى طبیعى درد و رسوبات و تیرگى خون است، مزه آن بین شیرین و تلخ گس است و پس از آنکه از جگر مىتراود دو قسمت مىشود؛ بخشى از آن همراه خون جریان دارد و بخش دیگر به سوى طحال مىرود. بخشى که با خون جریان دارد داراى ضرورت و منفعت است. ضرورت آن بر این اساس است که اندازه معینى از آن بایسته است که براى تغذیه برخى اندامها- نظیر استخوان- با خون بیامیزد. جنبه انتفاعى آن در این است که خون را محکم، نیرومند و غلیظ ساخته، از تحلیل رفتنش پیشگیرى مىکند. بخشى که براى طحال است، خلطى است که خون از آن بىنیاز شده است و وجود آن نیز ضرورت و منفعت در بر دارد. ضرورت آن در تمام بدن براى رهائى تن از مواد زائد است و درباره اندامى مانند طحال مایه تغذیه است. نفعش در این است که بعد از عمل هضم (تحلیل- گداختن) بر دهانه معده فرود مىآید و در این فرود آمدن دو نفع دارد، یکى آنکه دهانه معده را سفت و سخت و نیرومند مىکند، دوم آنکه دهانه را بوسیله ترشى خود تحریک مىکند و باین وسیله انسان را از گرسنگى باخبر مىسازد و اشتها را بر مىانگیزد. سودائى که به سوى طحال در جریان است، خون از آن بىنیاز است و هر آنچه که از طحال مىتراود طحال به آن نیازى ندارد. همچنانکه صفراى تراویده از کیسه صفرا نیروى دفعکننده را از طرف پائین هشیارى مىدهد (حس اجابت)، سودائى که از طحال تراوش مىشود، نیروى جذبکننده را از قسمت بالا آگاه مىسازد (میل پذیرش غذا). سودا هم موارد غیر طبیعی دارد که از ذکر ان پرهیز میکنیم.[۸۰] نتیجه بحث در جدول زیر بدین گونه میباشد.
| خلط |
عنصر |
صفت |
| خون |
هوا |
گرم وتر |
| صفرا |
آتش |
گرم وخشک |
| بلغم |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعریف عملیاتی نسخه تجدید نظر شده آموزش مهارت های اجتماعی با رویکرد فراشناختی (MASST-R) شینکر و همکاران (۲۰۰۲) (پیوست) در هشت جلسه دو ساعته برگزار شد. فصل دوم پیشینه تحقیق ۲-۱- مقدّمه انسان موجودی اجتماعی است و به تعامل[۸۸] با دیگران نیاز دارد. ما در معاشرت با دیگران اطلاعات بسیاری به دست میآوریم که به نحوی آنها را دستهبندی و منسجم میکنیم و بخشهای مهم و مفید آنها را به حافظه میسپاریم. برای داوری و قضاوت درباره دیگران باید بتوانیم این اطلاعات ذخیره شده را با هم ترکیب کنیم و به شناختی درست از دنیای اطرافمان دست یابیم. شناخت اجتماعی[۸۹] بیان میکند که ما چگونه به اطلاعات توجه میکنیم، آنها را ذخیره میکنیم و در موقع لزوم به یاد میآوریم (آذربایجانی، ۱۳۸۷). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
انسان در زندگی اجتماعی ودر تعامل با دیگران است که خود را میشناسد و از وجود خود آگاه می شود. اما خودآگاهی[۹۰] او ابعاد دیگری نیز دارد که در رابطه او با محیطهای گوناگون و پیچیده شکل میگیرد، مانند محیط روانی و فیزیولوژی، محیط طبیعی، محیط اجتماعی، محیط فرهنگی[۹۱] که ازآنها متاثر می شود. به همین علت خودآگاهی او شامل دایرههای متعددی است، مانندآگاهی از وجود خودش، آگاهی از تعلقش به گروه، قشر یا ملیت خاص، آگاهی او از این که به شهر، منطقه یا جغرافیای طبیعی خاصی تعلق دارد (کریمی، ۱۳۸۵). اما چگونگی تعامل انسان با این محیطهای گوناگون، به مقدارزیادی، ناخودآگاه[۹۲] است و میزان و چگونگی روابط متقابل و تاثیر و تاثر انسان با این محیطها برای او روشن نیست (هانت[۹۳]، ۱۹۸۷). روانشناسی اجتماعی با مطالعه نحوه تفکر، احساس و عمل آدمی در محیطهای اجتماعی و چگونگی تأثیر متقابل محیطهای اجتماعی در اندیشهها، احساسات و اعمال وی سر و کار دارد. به همین دلیل روانشناسی اجتماعی با فرایندهای ادراک و تفسیرهای اجتماعی سر و کار دارد (لامارش[۹۴]، ۱۳۸۰). در تعریف سازمان جهانی بهداشت[۹۵] (۱۹۴۸) «سلامت عبارت است از رفاه کامل جسمی، روانی، اجتماعی و نه تنها بیماری یا معلول نبودن» عوامل اجتماعی اهمیت ویژهای پیدا کرد (سجادی، ۱۳۸۶). بر این اساس سلامت مفهوم مثبتی است که در زمان ارزیابی تندرستی و سلامتی فرد باید زمینه های روانی و اجتماعی زندگی افراد را هم مورد توجه قرار دهیم. چند دهه گذشته سلامت به عنوان حق بشری و یک هدف اجتماعی در جهان شناخته شده است، یعنی سلامت برای ارضای نیازهای اساسی و بهبود کیفیت زندگی انسان لازم است و باید برای همه انسان ها در دسترس باشد (همان). در واقع نقش قطعی عوامل اجتماعی، روانی و محیطی[۹۶] بر سلامت مردم از زمانهای بسیار قدیم شناسایی شده است. فعالیتهای بهداشتی از قرن ۱۹ و بیشترین اقداماتی که به صورت زیربنایی در حوزه بهداشت عمومی نوین انجام شده، همگی بیانگر آگاهی از وابستگی بین وضعیت اجتماعی شرایط زندگی و پیامدهای سلامتی مردم است. با توجه به این مساله از اواخر سالهای ۱۹۶۰ تا اوایل دهه ۱۹۷۰ اولین برنامه های سلامت جامعه نگر[۹۷] توسط سازمان جهانی بهداشت تدوین شده، که این امر منجربه تقویت توده مردم و اختیارات جامع به آنان دادن را در حوزه مشارکت در سلامت و بهداشت را به همراه آورده است. بر این اساس مفهوم اجتماعی، مفهومی است که در کنار ابعاد جسمی و روانی سلامت مورد توجه قرار گرفته است (جین[۹۸]، ۱۳۸۴). ریشه و مفهوم سلامت اجتماعی[۹۹] را باید در محیط زیست مادی[۱۰۰] (یعنی با توجه به موضوعات اقتصادی و طبیعی) و محیط زیست انسانی[۱۰۱] مثبت مورد توجه قرار داد. بهزیستی اجتماعی به مثابه بعد اجتماعی سلامت فرد، در کنار دو بعد جسمانی و روانی سلامت فرد، به رابطه او با جامعه نظر دارد (هزارجریبی، ۱۳۹۱). با توجه به اهمیت بعد اجتماعی سلامت در این تحقیق سه جنبه از بعد اجتماعی سلامت یعنی؛ بهزیستی اجتماعی، رفتار شهروندی سازمانی[۱۰۲] و نگرشهای زیست محیطی[۱۰۳] مورد بررسی قرار میگیرد. لذا این تحقیق به بررسی جنبه های مختلف ذهن آگاهی و فراشناخت و تاثیر آن بر تعاملات اجتماعی مانند بهزیستی اجتماعی، رفتار شهروندی سازمانی و نگرشهای زیست محیطی می پردازد. در ادامه به توضیح هریک از آنها به طور جداگانه میپردازیم. ۲-۲- تعریف ذهن آگاهی واژه ی ذهن آگاهی[۱۰۴] ازکلمه “ساتی”[۱۰۵] که در زبا ن مقدس بوداییان[۱۰۶] به معنای داشتن آگاهی، توجه و یادآوری میباشد، نشأت میگیرد (بودهی[۱۰۷]، ۲۰۰۰). ذهن آگاهی شکلی از مراقبه[۱۰۸] است که ریشه در تعالیم و آئینهای مذهبی شرقی خصوصاً بودا دارد (اوست[۱۰۹]، ۲۰۰۸). کارلن و لانگر[۱۱۰](۲۰۰۶) از ذهن آگاهی به عنوان وضعیت شناختی یاد کردند و با صراحت بیان نمودند که بین ذهن آگاهی ومراقبه بودایی[۱۱۱] تمایز وجود دارد. البته نباید منکر شباهت آنها شد. مراقبه ذهن آگاهی فقط یک نوع خاص از مراقبه بوده و سایر اعمالی چون مراقبه متمرکز که نیاز به توجه متمرکز روی یک محرک مجزا همچون یک کلمه، صدا یا شمع دارد متفاوت است (دونه، اسلاتر و لاتز[۱۱۲]، ۲۰۰۸). در آغاز قرن بیستم، ویلیام جیمز پیش بینی کرد که بودایسم تأثیر عمدهای بر روی روانشناسان غربی خواهد گذاشت. اکنون بیش از دو دهه است که پیش بینی او با علاقه روزافزون به یکپارچه سازی روانشناسی غربی و معنویت شرقی به وقوع پیوسته است و روانشناسان بسیاری به دنبال آموزههای بودایی و تکنیکهایی برای آموزش ذهن هستند (اشتاین[۱۱۳]، ۱۹۹۶؛ لئو و مکمین[۱۱۴]، ۲۰۰۵). علایق روانشناسان دربرگیرنده شناخت قواعد درمانی، آگاهی از محدودیتهای رویکردهای درمانی کنونی، شیفتگی کنونی جامعه غربی به شرق و گرایش جهانی به یکپارچه سازی رواندرمانی است (لئو و مکمین، ۲۰۰۵). نمونه ویژهای از این گرایش، یکپارچه سازی تمرینهای معنوی شرقی با درمانهای شناختی ـ رفتاری است. ذهن آگاهی در ۲۰ سال اخیر در زمینه پزشکی و روانشناسی دانشگاهی تغییر یافته است. ابتدا توسط کابات زین[۱۱۵] در سال ۱۹۷۹ به عنوان برنامه ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس[۱۱۶] (MBRS) درمرکز پزشکی دانشگاه ماسا چوست گسترش یافت. و امروزه به طور گستردهای مورد استفاده قرارگرفته است (بایر[۱۱۷] و همکاران، ۲۰۰۴). با گسترش مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی تعریفهای متعددی نیز از سوی متخصصان ارائه شده است که به مواردی از آنها میپردازیم. در بحثهای مختلف مطرح شده در مورد مراقبه وذهن آگاهی تغییر به معنی غیر خود کار سازی ساختارهای روانشناختی است که محرکهای روانشناختی را سازمان داده، محدود، انتخاب و تفسیر می کند. غیر متمرکز سازی (ظرفیت دیدن تجربه از بیرون) و در مراقبه سنتی بوداییان به موقعیت ” نظاره گر ساکت[۱۱۸] ” تعریف شده است (سفران و سگل[۱۱۹]، ۱۹۹۰). ذهن آگاهی میتوان به راحتی به عنوان «هشیاری لحظه به لحظه[۱۲۰]» (گرامر[۱۲۱]، ۲۰۰۵) و یا به عنوان «حالت آزادی روانی درهنگامی که توجه کامل وبدون درنظر گرفتن هیچ نقطه نظری وجود دارد» تعریف شود (مارتین[۱۲۲] ،۱۹۹۷). قضاوت نکردن ذهن آگاهی را پرورش میدهد وقتی شما با وضعیت هیجانی یا فیزیکی سختی روبه رو می شوید، قضاوت نکردن در باره تجربیات، بیشتر از آن چه که میبینید و هستید و چیزی که باید باشید، آگاه میشوید. البته این از پذیرش تجربیات لذت آور و دردناک ناشی می شود. پذیرش این نیست که دوباره چیزهایی که از نظر اخلاقی قابل قبول نیست را تصدیق کنیم، بلکه پذیرش در مورد رفتارهای متفاوت است. بهعبارت دیگر تغییر همسان پذیرش است اگر چه سریعتر اتفاق میافتد (جاکوبسون[۱۲۳] و همکاران، ۲۰۰۰). ذهن آگاهی، به طورکلی به فرایندهایی شناختی اطلاق می شود که طی آنها فرد ذهن آگاه، تمرکزخود را روی تجربه احساسات و اتفاقی که در لحظه حال در خود یا اطرافش رخ میدهد، متمرکز میسازد. ذهن آگاهی، تمرکز و توجه فرد به صورت عدم قضاوت یا پذیرش تجربهای است که در زمان حاضر رخ میدهد (بایر[۱۲۴]و همکاران، ۲۰۰۴). ذهن آگاهی به عنوان حالت توجه برانگیخته و آگاهی از آنچه در لحظه کنونی اتفاق میافتد تعریف شده است (براون و ریان[۱۲۵] ، ۲۰۰۳؛ والش[۱۲۶]، ۲۰۰۹). این توجه، توجهی است هدفمند، به همراه پذیرش بدون داوری در مورد تجربه های در حال وقوع در لحظه کنونی (کابات زین، ۲۰۰۳). بیشاپ[۱۲۷] و همکاران (۲۰۰۴) به دو قسمت عملی تعریف ذهن آگاهی پرداخته اند: اولین مولفه شامل خودتنظیمی[۱۲۸] توجه میباشد که در مورد تجربه فوری که نتیجه آن افزایش شناخت مجدد رویدادهای روانی است که در لحظه رخ می دهند، استفاده می شود. دومین مولفه شامل اتخاذ یک جهتگیری ویژه نسبت به تجربیات شخصی در لحظه حاضر، جهتگیری که با کنجکاوی، گشودگی و پذیرش مشخص می شود. مدل دیگر به وسیله شاپیرو، کارلسون، آستین و فریدمن[۱۲۹] (۲۰۰۶) گسترش یافت. که سه هسته اصلی را ارائه کردند: قصد، توجه و نگرش. قصد به معنی نیت اعمال شخص می باشد که به طور مداوم پیوستاری از خودتنظیمی را به خودکاوی و سرانجام به خود رها سازی تغییر میدهد. توجه به معنی گسترش شایستگی در عمل، حفظ تمرکز و انعطاف پذیری آن میباشد. و نگرش عبارتند از پذیرش، گشودگی وکنجکاوی نسبت به تجربه شخصی. در فرایند یادگیری این رفتارهای درونی برانگیخته میشوند با توجه به ذهن وبدن در لحظه اینجا واکنون. بدون قضاوتها وتفسیرهای عادت شده. این عمل یک تغییر در دیدگاه ایجاد می کند که فایده آن از طریق افزایش ظرفیت برای عینیت گرایی نسبت به تجربه درونی شخص مشخص می شود که دریافت مجدد نامیده می شود. این روش به ترتیب خود تنظیمی و خود مدیریتی ، خلاقیت و انعطاف پذیری شناختی هیجانی و رفتاری را افزایش میدهد. شاپیرو و همکاران (۲۰۰۶) به پیامدهای دیگری از دریافت مجدد اشاره کردند. روشن سازی ارزشها که فرصتی را برای انتخاب ارزشهای همخوان جدید و بیشتر و بیان آنها در جایی که قبلا رویارویی تفکرات و هیجانات سخت بود و باعث می شد تا ظرفیتشان برای منقطع شدن کاهش یابد. اصطلاح «ذهن آگاهی» برای اشاره به حالت روانشناسی هشیاری وعملی که هشیاری را افزایش میدهد ونیز حالت پردازش اطلاعات بکار میرود و یک ویژگی شخصیتی محسوب میگردد (براون و همکاران، ۲۰۰۷ ؛ گرمر، سیگل و فالتن[۱۳۰]، ۲۰۰۵؛ کوستانسکی و هاسد[۱۳۱]، ۲۰۰۸). ذهن آگاهی به عنوان حالت توجه برانگیخته وآگاهی از آنچه در لحظه کنونی اتفاق میافتد تعریف شده است (براون و ریان ، ۲۰۰۳؛ والش، ۲۰۰۹). این توجه، توجهی است هدفمند، به همراه پذیرش بدون داوری در مورد تجربه های در حال وقوع در لحظه کنونی (کابات زین، ۲۰۰۳). ذهن آگاهی فرد را به ایجاد رابطه اساسا متفاوت با تجربه احساسهای درونی وحوادث بیرونی از طریق ایجاد آگاهی لحظه به لحظه وجهت گیری رفتاری مبتنی بر مسولیت عاقلانه به جای واکنش پذیری خودکار، قادر میسازد. با به کار گیری هدفمند کارکردهای عالی ذهن از جمله توجه آگاهانه، نگرش مهربانانه، کنجکاوی و دلسوزی، ذهن آگاهی می تواند به طور موثر بر واکنشهای هیجانی[۱۳۲] از طریق بازداری قشری سیستم لیمبیک کنترل اعمال نماید (کابات زین، ۲۰۰۳). تعاریف مختلف از ذهن آگاهی، سه ویژگی اساسی را منعکس می کنند. الف) توجه و آگاهی متمرکز برزمان حال ب) قصد یا هدفمندی[۱۳۳]، که مولفه انگیزشی را به توجه و رفتار شخص اضافه می کند ج)نگرش، که نحوه توجه کردن فرد را نشان میدهد، یا وضعیتی که شخص در هنگام توجه کردن دارد، نظیرعلاقه، کنجکاوی، عدم قضاوت، پذیرش و پاسخ دهنده بودن (دانکن، میلر، وامپ و هیوبل[۱۳۴]، ۲۰۰۹). ذهن آگاهی به ما یاری میدهد تا این نکته را درک کنیم که هیجانات منفی[۱۳۵] ممکن است رخ دهد. اما آنها جزء ثابت و دائمی شخصیت نیستند. همچنین به فرد این امکان را میدهد تا به جای آنکه به طور غیر ارادی وبی تامل پاسخ دهد، با تفکر وتامل پاسخ دهد (امانوئل[۱۳۶] و همکاران، ۲۰۱۰) ذهن آگاهی روشی است برای زندگی بهتر، تسکین دردها و غنا بخشی و معنادارسازی زندگی (سیگل، ۲۰۱۰). ۲-۳- آموزش ذهن آگاهی همان گونه که قبلا بیان شد، توانایی داشتن ذهن آگاهی، یک ظرفیت ذاتی میباشد که همه انسانها آن را دارا میباشد. پیشرفت آن در افراد، متغییر میباشد و این می تواند بدلیل عوامل محیطی و ژنتیکی باشد. عوامل محیطی هم می تواند اثر مثبت و هم تاثیر منفی بر پیشرفت ظرفیت و توان یک شخص داشته باشند. تمرینهای ذهن آگاهی می تواند مثبت و منفی باشد. همان طور که کابات زین (۲۰۰۹) اظهار کرده است «ذهن آگاهی بطور اساسی تنها یک روش خاص تمرکز توجه میباشد. این روشی از نگاه عمیق شخص در درک خود و خودباوری میباشد. به همین دلیل تمرکز توجه باید آموخته شود و تمرین شود». تمرین های رسمی برای کمک به تمرین ذهن آگاهی طراحی میگردند و بهترین آنها تمرینهای مراقبهای میباشند. این تمرینها شامل مراقبه نشسته، مراقبه بدنی و مراقبه راه رفتن میباشد. تمرین چنین مراقبههایی می تواند نسبتاً مختصر باشد اما آنها نیز باید برای دوره های گسترده فراگرفته شوند. ممکن است تمرینهای مراقبهای ذهن آگاهی در طی ساعتها و یا حتی روزها صورت گیرد. تمرینهای غیر رسمی ذهن آگاهی شامل کاربرد مهارت های ذهن آگاهی در زندگی روزمره میباشد و شامل تمرین و نگهداری حالت ذهن آگاهی و یک حالت غیر قضاوتی[۱۳۷] در ارتباط با چگونگی عملکرد فردی میباشد. برای مثال، افراد میتوانند رانندگی با ذهن آگاهی، خوردن با ذهن آگاهی و یا حتی خواندن با ذهن آگاهی را یاد بگیرند. شاپیرو و کارسون[۱۳۸] (۲۰۰۹) پیشنهاد دادند که این تمرین غیر رسمی در تعمیم به زندگی روزمره و مهارت ذهن آگاهی که از طریق تمرین رسمی افزایش می یابد کمک می کند. به طور کلی آموزش ذهن آگاهی سه مولفه زیررا دربر میگیرد : ۱- رشد آگاهی ازطریق یک روش شناسی تمرینهای نظام دارکه در برگیرنده تمرینهای رسمی ذهن آگاهی (وارسی بدن، مراقبه نشسته، حرکت ذهن اگاهانه) و تمرینهای غیر رسمی ذهن آگاهی (گسترش آگاهی در هر لحظه از زندگی روزمره ) است. ۲- چهار چوب نگرشی[۱۳۹] خاص، این چهارچوب با مهربانی، کنجکاوی و رضایت ازبودن در زمان حال مشخص می شود که همراه با آشکار سازی تجارب است. این اعمال به طور اندیشمندانه در ضمن اجرا و تمرین پرورش مییابند وبه طور خود انگیخته از عمل فرد نشات میگیرند. ۳- درک درست از آسیب پذیری بشر، که این مساله ابتدا از طریق آموزشهای شنیداری و سپس از طریق جستجوی اعتبار آنها از طریق مشاهده مستقیم فرایند تجربه در عمل طی تمرینهای ذهن آگاهی رشد مییابد. ما از طریق این فرایندها میآموزیم گرچه رنج قسمتی از تجربه ماست اما راه هایی وجود دارد که ما می توانیم الگوهای عادت شده[۱۴۰] جدیدی را جهت ایجاد، افزایش و تعمق در آن یاد بگیریم (خوش لهجه، ۱۳۹۰). آموزش ذهن آگاهی باید این نگرش را در افراد بوجود آورد که نسبت به امور، پذیرش بدون قضاوت داشته باشند. یعنی، ایجاد آگاهی در افراد نسبت به ادراکات، شناختها، هیجانات یا حسها اما بدون اینکه نسبت به خوبی یا بدی، حقیقی یا کاذب، سالم یا ناسالم بودن، و مهم یا بیاهمیت بودن آنها، قضاوت و ارزیابی شود. بنابراین ذهن آگاهی عبارت است از مشاهده بدون داوری جریان سیال محرکات درونی و بیرونی[۱۴۱] (کریستلر[۱۴۲]، ۱۹۹۹). ۲-۴- انواع مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی ۲-۴-۱ ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس در حال حاضر رایجترین روش، آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) میباشد، که سابق بر این تحت عنوان برنامه کاهش استرس و تنآرامی شناخته میشد (کابات زین، ۱۹۸۲، ۱۹۹۰). این روش در ساختار طبرفتاری[۱۴۳] و برای دامنه وسیعی از افراد مبتلا به اختلالات مرتبط با استرس و درد مزمن طراحی شد. روش مذکور، به شکل یک برنامه ۸ تا ۱۰ هفتهای برای گروههایی که بیش از ۳۰ شرکتکننده دارند، اجرا میشود. به علاوه، جلسات به طور هفتگی و هر جلسه حدود ۵/۲-۲ ساعت برگزار میگردند. دستور جلسات شامل تمرین مهارتهای مراقبه، بحث در مورد استرس، روشهای مقابلهای و تکالیف خانگی میباشند. برای مثال، وارسی بدنی تمرینی است که در آن شرکتکنندگان روی زمین دراز میکشند و با چشمان بسته توجه خود را به طور متوالی روی نقاط مختلف بدن معطوف میسازند، و احساسات مربوط به هر ناحیه از بدن به دقت مشاهده میگردند. در مراقبه نشسته[۱۴۴]، شرکتکنندگان در یک حالت آرام و کاملاً بیدار با چشمان بسته به حسهای تنفس تمرکز میکنند. از ژستهای یوگا، برای آموزش حضور ذهن از حسهای بدنی نیز استفاده میشود. هم چنین، شرکتکنندگان، حضور ذهن داشتن را در طول فعالیتهای روزمره نظیر پیادهروی، ایستادن، و خوردن به کار میگیرند. شرکتکنندگان در MBSR جهت تمرین این مهارتها خارج از جلسات گروهی، روزانه حداقل ۴۵ دقیقه، و شش روز در هفته آموزش میبینند. کاستهای شنیداری در اوایل درمان به کار میروند، اما پس از چند هفته، شرکتکنندگان ترغیب میشوند تا بدون کاست تمرین کنند. در کلیه تمرینات حضور ذهن، شرکتکنندگان آموزش میبینند تا بر فعالیتهای خود (نظیر تنفس یا پیادهروی) تمرکز کنند و در هر لحظه از احوال خود آگاه باشند و هرگاه هیجانات، حسها یا شناختها پردازش میشوند، بدون قضاوت مشاهده کنند. (کابات زین، ۱۹۸۲). ۲-۴-۲ شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در سال ۱۹۹۱ برنارد و تیزدل[۱۴۵] یک نظریه چند سطحی از ذهن خلق کردند که نظامهای متعامل شناختی[۱۴۶] یا ICS نامگذاری شد. الگوی ICS بر اساس این نظریه برنارد و تیزدل قرار دارد که ذهن دارای وجوه چندگانهای است که مسئول دریافت و پردازش اطلاعات جدید به صورت شناختی و هیجانی هستند. نظریه برنارد و تیزدل آسیب پذیری فرد نسبت به افسردگی را همبسته با این میداند که فرد به چه مقدار بر فقط یکی از وجوه ذهن تکیه میکند و سهواً دیگر وجوه را متوقف میکند. دو وجه اصلی ذهن شامل وجه انجام دادن و وجه بودن است. وجه انجام دادن به نام وجه گردنده[۱۴۷] نیز شناخته میشود. این وجه بسیار هدف مدار است و وقتی برانگیخته میشود که ذهن بین چیزهایی که وجود دارد و چیزهایی که خواسته میشود عدم مطابقت ببیند. وجه دوم ذهن، وجه بودن است که بر به دست آوردن هدف خاصی متمرکز نیست، بلکه بر پذیرش و راه دادن به آنچه هست بدون فشار آنی بر تغییر آن تاکید دارد. مؤلفه اصلی مدل ICS آگاهی فراشناختی[۱۴۸] است. آگاهی فراشناختی توانایی یعنی اینکه فرد بتواند به جای آنکه افکار و احساسات منفی را بخشی از خویشتن خود بداند، آنها را به عنوان وقایعی تجربه کند که در حال گذر از پرده ذهن هستند. هنگامی که وضعیتهای استرس آمیز زندگی پیش میآید افرادی که آگاهی فراشناختی بالایی دارند میتوانند از افسردگی و الگوهای تفکر منفی آسانتر دوری کنند. آگاهی فراشناختی عموماً از طریق توانایی فرد برای نامتمرکز شدن[۱۴۹] است. نامتمرکز شدن توانایی ادراک افکار و احساسات به عنوان وقایع ناپایدار و قابل مشاهده در ذهن است. بر اساس مدل برنارد و تیزدل سلامت روانی با توانایی فرد برای رهایی از درگیری با یک وجه ذهن و حرکت بین وجوه مختلف ذهن مرتبط است. بنابراین افرادی در بهترین حالت هستند که میتوانند بر اساس شرایط محیطی با انعطاف پذیری از وجهی به وجه دیگر ذهن حرکت کنند. مدل ICS بیان میکند که شایستهترین وجه ذهن وجه بودن است چون منجر به تغییر هیجانی پایدار میشود. بنابراین شناخت درمانی برای جلوگیری از عود افسردگی باید این وجه از ذهن را توسعه بدهد. این نظر پردازی تیزدل را به خلق MBCT راهنمایی کرد، شیوه ای که وجه بودن را توسعه میدهد. شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی[۱۵۰] (MBCT) نوعی رواندرمانی است که برای جلوگیری از عود افسردگی طراحی شده است، مخصوصاً در افرادی که دچار اختلال افسردگی عمده هستند. در این سبک درمانی از شیوه های رفتاردرمانی شناختی[۱۵۱] (CBT) سنتی استفاده شود به علاوه راهبردهای جدیدتر روانشناختی نظیر ذهن آگاهی و مراقبه توجه آگاهانه استفاده میشود. شیوه های شناختی شامل آموزش مراجع درباره افسردگی است. راهبردهای مبتنی بر ذهن آگاهی متمرکز بر آگاهی از افکار و احساسات و پذیرش آنها در مقابل اتصال و واکنش به آنهاست. مثل CBT، MBCT مبتنی بر این نظریه است که وقتی افرادی که سابقه افسردگی دارند پریشان میشوند، دوباره در ذهنشان فرایندهای خودکار شناختی ظاهر میشود که یک اپیزود افسردگی را راه میاندازد. هدف MBCT بر هم زدن این فرایندهای خودکار شناختی و آموزش به مراجعان برای کمتر واکنش نشان دادن به محرکهای وارد شده به فکر است، همچنین این هدف نیز دنبال میشود که مراجع پذیرش و مشاهده بدون قضاوت آن محرکها را بیاموزد. این تمرین ذهن آگاهی مراجعان را یاری میکند تا به فرایندهای شناختی به هنگام وقوع توجه کنند و واکنش خود را بیشتر به صورت تعمق دربیاورند. به هرحال درمانهای مبتنی بر ذهن آگاهی به واسطه اینکه به هر دو بعد جسمانی و ذهنی میپردازند دارای اثر بخشی بالایی برای درمان برخی اختلالات روانی و بیماریهای جسمانی هستند. تکنیکهای ذهن آگاهی جزء مؤثری از درمان اختلالات اضطرابی (کابات زین و همکاران، ۱۹۹۲؛ میلر، فیلتچر[۱۵۲] و کابات زین، ۱۹۹۵)، افسردگی عودکننده (سگال و همکاران، ۲۰۰۲)، اختلال شخصیت مرزی (لینهان[۱۵۳]، ۱۹۸۷)، سوء مصرف مواد[۱۵۴] (مارلات[۱۵۵]،۲۰۰۲)، مدیریت درد مزمن[۱۵۶] (ریبل، گریسون، برینارد و رزنزویگ[۱۵۷]، ۲۰۰۲)، مقابله بیماران با سرطان (اسپکا، کارلسون، گودی و آنگن[۱۵۸]، ۲۰۰۰؛ ترگ و لوین[۱۵۹]، ۲۰۰۲) و بسیاری از اختلالات دیگر هستند. ۲-۴-۳ ذهن آگاهی مبتنی برافزایش رابطه روشهای مراقبه ذهن آگاهی موجب پرورش هشیاری بیشتر، سهولت و کشف تازه در تمام تجربیات زندگی می گردد و هدف نهایی این کار، افزایش دسترسی به منابع ذاتی لذت، دلسوزی و روابط می باشد. تکنیکهای ذهن آگاهی برای ارتقا زمینه افکار و احساساتی استفاده می شود که واکنش به موقعیت را تسهیل می کند. با تمرین مهارت های هشیاری لحظه به لحظه، مردم میتوانند به بصیرتی در الگوهای افکار، احساسات و روابط با دیگران دست یابند و همچنین می تواند به واکنشهای مفیدی در واکنش خودکار به مسائل دست یابند ( تیزدل و همکاران، ۲۰۰۰). کارسون (۲۰۰۶) با بهره گرفتن از برنامه آموزش ذهن آگاهی مبتنی برکاهش استرس (MBSR) کابات زین برنامه ای آموزشی برای ارتقا روابط بین فردی طراحی کرده است. این برنامه ذهن آگاهی مبتنی برافزایش رابطه[۱۶۰] (MBER) نام دارد. شالوده نظری برنامه افزایش رابطه مبتنی بر ذهن آگاهی، بر سه جنبه برجسته به شرح زیر می باشد: اول: مراقبه ذهن آگاهی مانند سایر تکنیکهای مراقبه[۱۶۱] مشابه ارتقا واکنش تاخیری میباشد و باعث تغییرات روانشناسی میگردد که بر استرس غلبه می کند. محققان پیشنهاد می کنند که تکنیکهای تسکین بخش بین روان و جسم، برای تسهیل مشکلات و چالشها درروابط میباشد (گاتن[۱۶۲]، ۱۹۹۳). دوم: تاکید اصلی در ذهن آگاهی برپذیرش تجربیات شخصی بدون قضاوت میباشد. از طریق پذیرش، شرکت کنندگان اغلب دلسوزتر میشوند و آنها احساس یکدلی بیشتری با دیگران دارند ( شایپرو و همکاران، ۱۹۹۸). بطور قابل توجهی، نظریه پردازان درباره افزایش روابط سالم، اهمیت پذیرش را قبول دارند ( کریستین[۱۶۳] و جاکوبسن، ۲۰۰۰). سوم: ذهن آگاهی تاثیرات عام تری دارد. همچنین ذهن آگاهی بعنوان «روش انجام» در همه تجربیات زندگی نمود پیدا می کند. این رویکرد مشارکت همه تجربیات در ذهن و هشیاری بدون قضاوت را برای عملکرد بین شخصی مطلوب آشکار می کند. محققان اثر افزایش رابطه مبتنی برذهن آگاهی (MBRE) را دررضایت زناشویی[۱۶۴] زوجین را نشان می دهند (کارسون، گیل و باکوم[۱۶۵]،۲۰۰۶). شواهد نشان می دهند که ذهن آگاهی، رضایت ازرابطه، توانایی واکنش هدفمند به استرس در رابطه، مهارت درشناسایی و بروز احساسات همسر ومقدار تعارضات رابطه و همدلی[۱۶۶] را پیش بینی می کند (بارنس، براون، کراسمارک، کمپل و روگ[۱۶۷]، ۲۰۰۷، واچس وکوردوا[۱۶۸]، ۲۰۰۷) . ۲-۵- اثرات فردی و اجتماعی ذهن آگاهی همان طور که شواهد تحقیق، نتایج مثبت ذهن آگاهی را تایید می کند، امکان طبقه بندی این نتایج درچندین بعد وجود دارد: تنظیم هیجانی[۱۶۹]، انعطاف پذیری[۱۷۰] و فایدههای بین فردی[۱۷۱] (کورکوران[۱۷۲] و همکاران، ۲۰۱۰). ۲-۵-۱- تنظیم هیجانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل۳-۲ ) رابطه اندازهگیری عملکرد و راهبردها (وسنیسکی و شفتی، ۲۰۰۳: ۳۱) ۴-۷-۲- کیفیت: اطلاعات مفید عملکرد به ما کمک میکند تا سیاستها و فرایندهای کارا و دلیل کارا بودن آنها را تشخیص دهیم. برای بهبود عملکرد یک تمامیت، بایستی بهترین استفاده از دادهها و دانش دسترسی به عمل آید (تریژری[۶۶] و دیگران، ۲۰۰۱: ۴۵). شاخص های عملکرد، سنجههایی هستند که برای ارزیابی کیفیت در برابر استانداردها و اهداف شکل داده شده در داخل یک سازمان بکار میروند بدین ترتیب کیفیت تثبیت شده یا بهبود مییابد (بلکبرن[۶۷]، ۲۰۰۳: ۲۳).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۵-۷-۲- انگیزه و پاداشدهی کارکنان: راث[۶۸] (۲۰۰۲) انگیزش کارکنان و پاداشدهی بر مبنای نتایج ارزیابی عملکرد سازمانی را از میان دیگر اهداف، به عنوان یک هدف مهم ارزیابی عملکرد بر میشمارد. ۶-۷-۲- مسئولیتپذیری[۶۹]: اطلاعات عملکرد، امکان مسئولیتپذیری موثر در برابر ذینفعان خارج سازمانی را، به نحوی اثربخش امکان پذیر میسازد. با اطلاعات مناسب، شورای شهر، اعضای جامعه و دیگر ذینفعان قادر به اعمال فشار برای بهبود هستند و میتوانند درک بهتری از آنچه میگذرد داشته باشند. در این مورد، منظور از مسئولیتپذیری به خصوص مسئولیتپذیری در برابر عموم است و از این جهت در بخش عمومی و سازمانهای دولتی مهم محسوب میشود؛ هر چند با درک روز افزون سازمانهای بخش خصوصی از نقش گستردهتر خود در جامعه و مسئولیت خود برای بکارگیری اثربخشی منابع محدود و همین طور اثرات اجتماعی فعالیتهایشان، موضوع مسئولیتپذیری برای آنها نیز اهمیت بیشتری مییابد. در مطالعهای که فارمر (۲۰۰۴) از ۱۴۷ شرکت خصوصی و دولتی درانگلستان به عمل آورده اهداف بکارگیری ارزیابی عملکرد به ترتیب زیر فهرست شدهاند: - امکان مدیریت عملیات و کنترل اثربخشی و کارایی - نشان دادن ارزش کسب شده - تسهیل ارتباط و مدیریت اثربخش ذینفعان - همراستاسازی عملیات با راهبرد - پیشبرد بهبود کیفیت - پشتیبانی از پاسخگویی عمومی - تضمین انطباق با استانداردهای حرفهای - انگیزش و پاداشدهی به کارکنان بخشی از مهم ترین اهداف ارزیابی عملکرد عبارتند از:
-
- کنترل مداوم جریان امور در سازمان و استقرار چرخه مدیریت بهره وری
-
- شناسایی نقاط ضعف و قوت و مشکلات سازمان و تلاش در جهت شکوفایی و افزایش قابلیتها و اصلاح فعالیت ها.
-
- بهبود تصمیم گیری در مورد حوزه و عمق فعالیت ها ، برنامه ها و اهداف آینده دولت
-
- بهبود تخصیص منابع و استفاده بهتر ازامکانات ومنابع انسانی درجهت اجرای برنامه های مصوب.
-
- ارتقاء پاسخگویی در مورد عملکرد برنامه ها.
-
- ارتقاء توانمندی سازمان در ارائه کمی وکیفی خدمات ورقابت پذیری درفضای ملی وبین المللی.
-
- هدف نهایی از ارزیابی عملکرد، افزایش کارایی و اثر بخشی سازمان است (کاپلان و نورتون، ۲۰۰۴: ۲۶).
برخی معتقدند درصورت اجرای صحیح نظام ارزیابی عملکرد به خصوص در بخش های دولتی دستاوردهای متعددی به شرح ذیل برای دولت و یا سازمان موضوع ارزیابی حاصل خواهد شد: ۱- توسعه فرایند هدف گذاری صحیح ۲- تقویت فرایند بهبود دائمی(کایزن ) ۳- استفاده بهینه از منابع به خصوص منابع انسانی سازمان ۴- ارتقای توان دست یابی سازمان به اهداف و در نتیجه اثر بخشی آن ۵- تصمیم گیری دقیق تر مسئولین به واسطه مشخص شدن نقاط قوت و ضعف عملکردها ۶- افزایش مشارکت جامعه با مجموعه دولت به واسطه آگاهی آنها از عملکرد دولت ۷-۷-۲- افزایش مشارکت کارکنان در امور، در نهایت نهادینه شدن پذیرش تغییر و تحول در جامعه و به تبع آن در مجموعه دولت خواهد شد (خداداد حسینی، انواری رستمی، آذر،۱۳۸۰: ۲۹). از دیدگاه دیگر مقصود عمده از ارزیابی در سازمان های دولتی شامل موارد زیر است: الف- شناسایی هدف ها و وظایف سازمان و واحدهای سازمانی آن. ب- شناسایی برنامه فعالیت های سازمان. ج- شناسایی نحوه هدایت افرادی که در سلسله مراتب سازمانی خدمت می کنند و بررسی میزان اختیارات آنان با توجه به حدود و وظایفی که بر عهده دارند. د- بررسی نحوه هماهنگ بودن سازمان ها با واحد های سازمانی در جهت نیل به هدف مطلوب. ه- شناسایی وسایل و امکاناتی که برای انجام دادن کار در اختیار دارند و هزینه سازمان. و- شناسایی این مسأله که سازمان و افراد آن با توجه به منابع و امکاناتی که در اختیار دارند و هزینه ای که به مصرف می رسانند تا چه حدود دررسیدن به هدفهای مطلوب سازمان کوشش می کنند. ز- تعیین موانع، مشکلات و مسائل موجود. بطور کلی می توان مقصود از اجرای برنامه ارزیابی را شناسایی وضع موجود، تعیین نقاط ضعف و قوت در ایفای وظایف و مسئولیت ها، تعیین و تشخیص احتیاجات آموزشی، راهنمایی و ارشاد سازمان ها در بهبود وضع کار آنها دانست و در حقیقت هدف اصلی باید راهنمایی و ارشاد سازمان باشد و به این ترتیب درجه کارآمد و بازده کار سازمان بالا خواهد رفت. ۸-۲- سیستم ارزیابی عملکرد و محیط آن: پس از توسعه سیستم ارزیابی عملکرد، این سیستم می بایست پیاده سازی شود. این بدین معناست که سیستم می بایست با محیط بزرگتر ارتباط برقرار کند. دو بعد اصلی در این محیط عبارتند از : (۱) محیط داخلی که همان سازمان است و (۲) محیط خارجی که بازاری برای ایجاد حالت رقابت سازمان است. ۱-۸-۲- محیط داخلی: در این سیستم کنترل استراتژیک، سیستم ارزیابی عملکرد به عنوان بخشی از سیستم بزرگتری دیده شده است که شامل هدف گذاری، بازخورد و پاداش یا تحریم است. دانشمندان فرهنگ سازمانی مانند ویک[۷۰]، بیان می کنند که استراتژی ها و فرهنگ ها به یک معنا هستند. در نتیجه سیستم ارزیابی عملکرد می بایست با فرهنگ سازمانی همخوان باشد. در نتیجه تصور یک سیستم ارزیابی عملکرد در یک فرهنگ سرزنش گر آسان است. در این فرهنگ تمام افراد سعی دارند واقعیات را پنهان کنند. دیگر مسأله، ساختار عملیاتی است که سازمان در پیش می گیرد. یک نمونه آن تضاد بین بخش بازاریابی و تولید است که عمدتاً ناشی ازسیستم های پاداش دهی و ارزیابی کارخانه ها است. این دو بخش بر مبنای معیارهای پاداش دهی استوار می شوند که با هم درتضاد هستند. افرادی که در بخش بازاریابی مشغول به کار هستند بر مبنای رشد سود در قالب میزان فروش، سهم بازار و بازارهای جدید مورد قضاوت قرار می گیرند. متأسفانه بازارها در برخی موارد بیش از آن که سودگرا باشند، فروش گرا هستند. افراد شاغل در بخش تولید بر مبنای سطح تولید یکنواخت با هزینه کم مورد ارزیابی قرار می گیرند. آنها نیز عمدتاً هزینه گرا هستند تا سود گرا. سیستم پاداش دهی بر این مبنا پاداش می دهد که بخش بازاریابی تغییرات زیادی را اعمال کند. آنها می بایست محصولات جدیدی را معرفی کنند، وارد بازارهای جدیدی شوند و برنامه های جدیدتری را توسعه دهند. اماافراد بخش تولید بر مبنای قبول تغییرات درصورت پایین آوردن هزینه ها پاداش دهی می شوند. تعدادی از مدیران اجرایی اظهار می کنند که اطلاعات دریافتی نه تنها آنها را در سنجش عملکرد خود نسبت به استراتژی ها یاری نمی دهد، بلکه کمکی هم به فرایند تصمیم گیری استراتژیک آنها نمی کند. شاکیت اصلی آنها زیاد بودن حجم داده ها و تحلیل کم داده ها است. همچنین با حرکت در طول چرخه عمر محصول نوع شاخص ها تغییر می کند (آبرنسی، لیلیز[۷۱]، ۲۰۰۱: ۲۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مقدمه ۱-بیان مسأله از زمان حفر اولین چاه نفت در سال ۱۸۵۹ در ایالت پنسیلوانیای آمریکا روند استفاده از این ماده در تاریخ بشر دگرگون گردیده است. در دوران باستان و در برخی تمدنهای کهن، نفت به عنوان منبع روشنایی یا سلاح استفاده می شد. اما استفاده صنعتی از آن در قرن نوزدهم شروع گردید. اهمیت منابع نفت وگاز به حدی است که می توان این منابع را موتور محرکه اقتصاد جهانی،سیاست بین المل وصنعت جهان دانست، به نحوی که ریشه بسیاری از جنگها و منازعات مسلحانه و مبنای کثیری از تصمیم گیریها در نظام بین الملل، وجود این منابع می باشد.خاور میانه به عنوان قطب اصلی تولید تولید نفت وگاز جهان، آیینه تمام نمای نابردباریها و ناملایماتی است که منشأ اصلی آنها وجود ذخایر نفت وگاز و رقابت قدرتها جهت تسلط بر این منابع می باشد. این رقابت در وجوه مختلف سیاسی و نظامی مشهود بوده وبه نظر می رسد کماکان تداوم یابد. از زمان آغاز تولید تجاری نفت وگاز به تدریج شاهد شکل گیری قواعد حقوقی مرتبط با آن بوده وهستیم. مادام که ذخایر نفت وگاز در محدوده مرزهای ملی دولتها قرار داشته باشد، دولت به عنوان رکن رکین تنظیم و اجرای قواعد حقوقی، دارای حاکمیت بلا منازع بوده ومبادرت به ایجاد ساز وکارهای حقوقی وفنی در زمینه اکتشاف، بهره برداری،توسعه میادین نفت وگاز وتجارت آن می نماید. اما مساله به همین جا ختم نمی گردد؛زیرا از یک سو بازیگران غیر دولتی همچون شرکتها و حتی دولتهای خارجی در عرصه سرمایه گذاری های مرتبط با این مواد ورود پیدا می کنند و از سوی دیگر طبیعت سیال این مواد به گونه ای است که گاه از مرزهای جغرافیایی یک کشور عبور کرده و وارد قلمرو کشور دیگر می شود.علاوه بر آن، تنظیم قواعد حقوقی حاکمیت دولتها بر منابع طبیعی وا قع در بستر وزیر بستر دریا درمناطق دریایی چون دریای سرزمینی، منطقه مجاور، منطقه انحصاری اقتصادی وفلات قاره ، منبعث از حقوف بین الملل می باشد. بنابراین، پرداختن به مباحث حقوقی ناظر بر بهره برداری از میادین فرامرزی یا مشترک نفت وگاز مستلزم بررسی موضوع از منظر حقوق بین الملل است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
کشور ما دارنده دومین ذخایر گاز وسومین ذخایر نفت جهان است. بسیاری از این ذخایر در منا طق دریایی جنوب وشمال کشور قرار داشته وشمار قابل توجهی از این میادین با کشورهای همسایه مشترک بوده یا اینکه موضوع اختلاف حاکمیت ایران وسایر کشورها می باشند. این در حالی است که در دریای مازندران توافقی در زمینه تحدید حدود دریایی به عمل نیامده ودر کنار تداوم مذاکرات مر بوط به تعیین رژیم حقوقی دریای مازندران، بهره برداری یک جانبه از میادین نفت وگاز آن کماکان ادامه دارد. این دو منطقه از جهان از حیث ارتباط با ایران دارای اهمیت فراوانی جهت مطالعه هستند. علاوه بر آن، در منطقه دیگری از گیتی یعنی خلیج مکزیک به دلیل مجاورت با ایالات متحده آمریکا به عنوان خاستگاه اولیه بسیاری از قواعد حقوقی مربوط به میادین مشترک نفت وگاز و مهد مالکیت خصوصی بر این منابع، می تواند ارزش شایانی جهت پژوهش داشته باشد.نکته قابل توجه آن است که اصل موضوع یعنی رژیم حقوقی بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز دارای ابهامات زیادی بوده و محل بحث ومناقشه نظری میان حقوقدانان است. ۲- سؤالات تحقیق در خلال مباحث این رساله به سؤالات اصلی و فرعی متعددی پاسخ داده می شود. ۱-۲- سؤالات اصلی سؤالات اصلی این تحقیق عبارتند از: ۱- آیا حقوق بین الملل دارای قواعد خاصی در زمینه بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز در مناطق دریایی می باشد؟ ۲- خاستگاه قواعد حقوق بین الملل وماهیت تعهدات دولتها در زمینه بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز در مناطق دریایی چیست؟ ۳- رژیم حقوقی ناظر بر بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز در خلیج فارس ، دریای مازندران و خلیج مکزیک و وجوه اشتراک و افتراق آنها چیست؟ ۲-۲- سؤالات فرعی: مهمترین سؤالات فرعی مطروحه در این رساله به شرح زیر می باشند: ۱- چه رابطه ای میان تحدید حدود دریایی وبهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز وجود دارد؟ ۲- تعهدات دولتها در زمینه بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز، تابع چه مؤلفه هایی است؟ ۳- کدامیک از اشکال همکاری در بهره برداری از منابع مشترک نفت وگاز در سه منطقه خلیج فارس،دریای مازندران وخلیج مکزیک پذیرفته شده است؟ ۴- ساز و کار قراردادی موجود در موافقت نامه هایی یکی سازی و توسعه مشترک چیست. ؟ ۵- آیا قالب قراردادی موجود در حقوق ایران جهت بهره برداری مشترک از میادین مشترک نفت وگاز مناسب است؟ ۳- فرضیات تحقیق: این رساله در صدد اثبات فرضیات اصلی و فرعی زیر است: ۳-۱- فرضیه اصلی: حقوق بین الملل دارای چارچوب حقوقی در خصوص بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز است. اگرچه تمام ابعاد و وجوه این چارچوب روشن نبوده و ابهاماتی در این زمینه وجود دارد،لیکن معاهدات دو جانبه و رویه دولتها و پاره ای از احکام مقرر در برخی از معاهدات چند جانبه مبین وجود یک قاعده عرفی مبنی بر همکاری در این خصوص است.قاعده ای که در کلیت خود شامل توسعه مشترک ویکی سازی این منابع می گردد، اما لزوماً منجر به این دو شق نمی شود. به دیگر سخن، قاعده عرفی موجود متضمن همکاری دولتها و منع بهره برداری یک جانبه است ولی شکل خاصی از همکاری را پیش بینی نمی کند. در حوزه خلیج فارس و خلیج مکزیک نیز اصل مستنبط از رویه دولتها ومعاهدات دو جانبه، همکاری است.در دریای مازندران رویه مبتنی بر همکاری ازسوی سه دولت ساحلی در شمال این دریا پذیرفته شده است. ۳-۲- فرضیات جایگزین: ۱- بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز منوط به تحدید حدود دریایی نبوده و دولتها می توانند در قالب راهکارهای موقت و بدون خدشه به حقوق خود در مذاکرات تحدید حدود از منابع مذکور بهره برداری نمایند .رویه قضایی و کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها از این دیدگاه حمایت می کند. ۲-در پرتو معاهدات دو وچند جانبه، رویه قضایی و سایر اسناد بین المللی می توان عناصری چون لزوم مذاکره، تبادل اطلاعات، منع بهره برداری یک جانبه،خودداری از اقدامات مخاطره آمیز برای توافق نهایی در تحدید حدود و….را به عنوان قدر متیقن استخراج کرد. ۳- در خلیج فارس موافقت نامه های توسعه مشترک وشرط مخزن مشترک در موافقت نامه های تحدید حدود دریایی روشنگر ابعاد تعهدات دولتهاست .اما در مورد میادین مشترک ایران با کشورهای همسایه ،جز یک مورد ،بهره برداری به صورت یک جانبه صورت می گیرد .یکی از دلایل مهم این امر عدم تناسب قوانین داخلی ایران است .در دریای مازندران سه کشور ساحلی در شمال وشمال غرب آن، تر تیبات توسعه مشترک را طراحی کرده اند. در سایر مناطق بهره برداری به صورت یک جانبه انجام می پذیرد . دلیل این امر نیز اختلاف دید گاه ها در خصوص رژیم حقوقی این دریاست. در خلیج مکزیک توافق اصولی در زمینه بهره برداری مبتنی بر همکاری وجود دارد .لکن تاکنون ساز وکار توسعه مشترک و یکی سازی اجرایی نشده است .علت آن نیز نا هماهنگی قوانین ایالات آمریکا و مکزیک می باشد. ۴- سازو کار قراردادی موجود در اغلب موافقت نامه های توسعه مشترک و یکی سازی بین المللی، به صورت مشارکت در تولید ،مشارکت در سرمایه گذاری، امتیاز یا کنسرسیوم است .به نظر می رسد قالب قراردادی بیع متقابل و خرید خدمت جهت اجرای این رژیم مناسب نمی باشد. ۴-اهمیت موضوع: نفت به عنوان مهمترین منبع انرژی دارای سهم ۹۷ درصدی در صنعت حمل و نقل ، سهم ۳۳ درصدی در بخش صنعت و سهم ۶ درصدی در صنعت تولید برق جهان است[۱]. بدین ترتیب می توان نفت را شاهرگ حیاتی اقتصاد جهانی نامید. در طول سالهای ۱۹۷۹-۱۹۷۴ کاهش تولید نفت موجب افزایش قیمت آن و رکود اقتصادی جهان و شوک تورمی شد. اگرچه با پیشرفت تکنولوژی حامل های جایگزین انرژی نیز در اقتصاد جهانی وارد شده اما تردیدی وجود ندارد که نفت همچنان مهمترین عامل در اقتصاد جهانی است. وابستگی اقتصادی کشورها به نفت از دو منظر تحلیل می گردد. در کشورهای صادر کننده این کالا، استوار کردن اقتصاد بر نفت، نوعی ناهنجاری اقتصادی است که از آن به عنوان «بیماری هلندی» یاد می شود که باعث وابستگی بودجه یک کشور صادر کننده، به نفت می گردد. در کشورهای وارد کننده نیز این وابستگی موجب می شود؛ اقتصاد داخلی این کشورها همواره تحت تأثیر نوسانات بازار نفت قرار گرفته و از بی ثباتی رنج برد[۲]. روند تقاضای انرژی در دهه های آینده، نشان می دهد که گرچه سهم دیگر حامل های انرژی ها افزایش می یابد، ولی نفت همچنان به عنوان انرژی استراتژیک جایگاه خود را حفظ خواهد کرد. رشد تقاضای جهانی برای نفت نشان می دهد که چین و هند به ترتیب بالاترین افزایش در تقاضای نفت را تجربه کرده اند[۳]. گزارش سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در سال ۲۰۰۸ حاکی از آن است که تا سال ۲۰۳۰ رشد تقاضای جهانی برای نفت کماکان رو به افزایش خواهد بود و در این سال نفت ۳۶/۱۵ درصد و گاز ۲۷/۱۴ سهم انرژی را خواهند داشت[۴]. بر این اساس می توان گفت که تا دو دهه آینده نفت و گاز کماکان اولویت اقتصادی کشورها در عرصه تصمیم گیریها و معادلات بین المللی هستند. امروز نمی توان نقش این دو کالای ارزشمند را در اتخاذ مواضع سیاسی و جناح بندی کشورها در روابط بین المللی نادیده انگاشت. حتی برخی بر این باورند که در جنگ ها کلید پیروزی در دست طرفی نهاده می شود که منابع عظیم تر و مقادیر بیشتر نفت در اختیار داشته باشد[۵]. ذخایر اثبات شده نفت جهان حدود ۲۰۷/۳۴۲/۱ تریلیون بشکه تخمین زده می شود. از نظر پراکندگی منطقه ای، ذخایر نفتی آمریکا شمالی ۲۰۹۹۰ میلیارد آمریکا مرکزی و جنوبی ۱۲۲۶۸۷ میلیارد، اوراسیا۹۸۸۸۶ میلیارد ، خاورمیانه ۷۴۵۹۹۸ میلیارد، آفریقا ۱۱۷۰۶۴ میلیارد، آسیا ۳۴۰۰۶ میلیارد، بشکه برآورد می گردد[۶] ملاحظه می شود بیشترین ذخایر اثبات شده نفت جهان در منطقه خاور میانه قرار دارد که حدو شصت درصدکل ذخایر نفتی جهان را شامل می شود. تقاضای جهانی برای نفت رابطه تنگاتنگی با رشد اقتصادی جهان دارد . پیش بینی می شود بیشترین رشد اقتصادی تا سال ۲۰۳۰ متعلق به کشور های در حال توسعه بالاخص چین و آسیای جنوبی خواهد بود که رشد سالیانه ۷/۴ تا ۳/۶ در صد را تجربه خواهند نمود و در نتیجه به واسطه اقتصاد پویا وجمعیت زیاد خود بیشترین تقاضای انرژی را خواهند داشت[۷] . با اینکه انرژی های جایگزین نفت در بسیاری از مناطق مورد استفاده قرار خواهد گرفت، ولی پیش بینی می شود نیاز به انرژی تا سال ۲۰۳۰ حدود ۴۲ درصد رشد داشته و ۸۰ درصد از این نیاز توسط نفت بر آورده می شود. مصرف روزانه نفت در این سال ۱۰۶ میلیون شبکه در روز خواهد بود[۸]. ذخایر گازی جهان در سال ۲۰۰۶ حدود ۴۶/۱۸۱ تریلیون فوت مکعب بوده که ۱۷/۲۸ تریلیون مکعب آن یعنی ۵/۱۵ در صد آن متعلق به ایران و ۱۱/۵۸ تریلیون فوت مکعب یعنی ۳۲ در صد آن مربوط به روسیه بود[۹] . بیشترین تولید گاز جهان مربوط به خاور میانه با حدود ۴۰ درصد بوده و حدو ۸۰ در صد این میزان مربوط به کشور های ایران، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی می باشد.[۱۰] ایران پس از روسیه بزرگترین ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد و در خاورمیانه مقام اول تولید را دارد و پیش بینی می شود تا سال ۲۰۱۰ حدود ۱۰ تریلیون فوت مکعب گاز تولید نماید[۱۱]. کل ذخایر اثبات شده گاز جهان در اول ژانویه ۲۰۰۹ حدود ۲۵۴/۶ تریلیون فوت مکعب بوده که نسبت به سال ۲۰۰۸، ۶۹ تریلیون فوت مکعب رشد نشان می دهد . اگرچه ایران پس از روسیه حائز مقام دوم در میزان ذخایر است ، اما در سال ۲۰۰۹بیشترین رشد اکتشاف ذخایر گازی جهان متعلق به ایران بود و ذخایر آن به ۴۳ تریلیون فوت مکعب رسید . همچنین ایالات متحده با ۲۷ تریلیون فوت مکعب رشد (۱۳ در صد ) بعد از ایران دارای بیشترین رشد جهانی بوده است[۱۲].در حال حاضر سه قطب اصلی خایر گاز جهان ایران، روسیه و قطر می باشند که روی هم رفته ۵۷ درصد ذخایر گاز جهان را در اختیار دارند.[۱۳] علاوه بر اهمیت نفت و گاز در اقتصاد جهان ،موضوع از بعد دیگر نیز شایان اهتمام است. امروزه در بسیاری از مناطق جهان ،دلیل عدم توافق دولتها در تحدید حدود دریایی، وجود میادین مشترک نفت وگاز و یا وجود مناطق اختلافی نفت وگاز می باشد.این امر به خودی خود وبه طور بالقوه می تواند اختلافات بین المللی را تشدید و صلح وامنیت بین المللی را به مخاطره اندازد.آنچنانکه در خلال مباحث این رساله ذکر خواهد شد،در برخی مناطق جهان ،اختلاف بر سر بهره برداری از میادین نفت وگاز تا مرز درگیری نظامی تشدید شده است. از اینرو تعریف وتثبیت رژیم حقوقی بین المللی ناظر بر بهره برداری از این منابع می تواند در پیشگیری از تشدید اختلافات ومآلأتحکیم صلح وامنیت بین المللی مفید باشد. ایران دارای حداقل ده میدان مشترک نفت و گاز در خلیج فارس ودریای عمان و یک میدان نفتی مورد اختلاف دردریای مازندران است .در حالیکه برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس به صورت مشترک از میادین مشترک خود استفاده می کنند،ایران تاکنون نتوانسته چنین ترتیباتی را در مورد میادین مشترک خود طراحی کند .در نتیجه کشورها ی همسایه با اتکاء به تکنولوژی پیشرفته وجذب سرمایه های عظیم خارجی چندین برابر از این میادین برداشت می نمایند وبه تبع آن زیانهای سهمگینی متوجه اقتصاد ایران می شود. در حوزه دریای مازندران نیز این روند مشهود است .اختلاف ایران وآذربایجان در مورد میدان نفتی البرزدر یک مرحله حتی تا سرحد درگیری نظامی پیش رفت. سایر کشورهای ساحلی نیز بی اعتنا به موضوع تعیین رژیم حقوقی این دریا ، به صورت یک جانبه و دو جانبه به بهره برداری از میادین نفت وگاز می پردازند و حتی کمپانی های نفتی کشورهای غربی ، ژاپن و چین در این منطقه حضور ورقابت فعال دارند. بنابراین مطالعه موضوع وضعیت حقوقی میادین مشترک در مناطق دریایی ایران و جهان رابطه تنگاتنگی با منافع ملی ایران داشته و می تواند در روشن کردن ابهامات آن نقش اساسی داشته باشد. ۵- پیشینه موضوع: اگرچه دو کنوانسیون اصلی مربوط به حقوق دریاها یعنی کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو وکنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها مسائلی چون حاکمیت دولتها بر منابع طبیعی بستر وزیر بستر دریا، حقوق و تعهدات دولتها در مناطق دریایی و ضوابط حاکم بر تحدید حدود دریایی را روشن ساخته اند، لکن به طور صریح و مستقل به رژیم حقوقی حاکم بر بهره برداری از منابع طبیعی مشترک اشاره ای ننموده اند. این سکوت موجب شده تا مجال برای مناقشات و مجادلات حقوقی میان نظریه پردازان فراهم گردد. کمیسیون حقوق بین الملل بحث در مورد مخازن آب مشترک را به پایان رسانده وطرح یک کنوانسیون بین المللی در این زمینه را تقدیم مجمع عمومی سازمان ملل متحد کرده است . موضوع میادین مشترک نفت وگاز در یک دوره زمانی در دستور کار این کمیسیون قرار گرفت ولی به دلیل ملاحظات فنی ، عملی وسیاسی از قبیل جهان شمول نبودن موضوع ،پیچیدگی تکنیکی مسائل مربوط به نفت وگاز ،حساسیت سیاسی و عدم اقبال کشورها به و تدوین قواعد حقوقی در این زمینه آن را از دستور کار خود خارج کرد.[۱۴] در مجامع علمی ،دیر زمانی است که تحقیقاتی در رابطه با منابع طبیعی مشترک و میادین مشترک نفت وگاز از منظر حقوق بین الملل صورت گرفته وکتب ،مقالات و پایان نامه هایی در داخل و خارج به رشته تحریر در آمده است[۱۵]. در ادبیات حقوقی خارجی نیز مقالات ، کتب و پروژه های تحقیقاتی زیادی در این زمینه مسائل حقوقی مربوط به میادین مشترک نفت وگاز تدوین شده و می توان گفت که این موضوع در ادبیات حقوقی خارجی پدیده جدیدی نیست . ویژگی منابع مربوط به این موضوع این است که تعداد محدودی صاحب نظر آثار متعددی را خلق کرده اند .به همین دلیل به هنگام مراجعه به منابع اغلب به نامهای تکراری چون ، اونگ[۱۶] ، میوشی[۱۷] ، اونریتو[۱۸]، لاگونی[۱۹] و…. مواجه می شویم .صرفنظر از تحولات حقوقی نظیر تصمیم کمیسیون حقوق بین الملل در کنار نهادن مطالعه موضوع که در سال ۲۰۱۰ رخ داد و در تحقیقات فوق به آن اشاره ای نشده است ، رساله حاضر دارای ویژگی هایی است که آنرا متمایز می کند؛ اولأدر بخش بر رسی موضوع از منظر حقوق بین الملل کوشیده شده که برخی معاهدات و آراء که در آثار فوق به پرداخته نشده، ذکر شود . ثانیأ رویه های دوجانبه با جزییات بیشتری مورد مطالعه قرار گرفته است .ثالثأاز همه مهمتر فرضیه این رساله این است که اصل همکاری در بهره برداری از این منابع ماهیت عرفی دارد. این فرضیه در بسیاری از آثار موجود با تردید مواجه شده است.رابعأ این رساله بیشتر بر موضوعات مربوط به ایران متمرکز شده و در آن مسائلی چون رژیم قراردادها و قوانین ایران در رابطه با بهره برداری از منابع نفت وگاز ،سیر تطور قراردادها وقوانبن ایران ،مسائل مربوط به رژیم حقوقی دریای مازندران ووضعیت میادین مشترک ایران در خلیج فارس مطالعه شده است.خامسأ تمرکز اصلی این رساله بر سه حوزه مشخص جغرافیایی یعنی خلیج فارس ،دریای مازندران وخلیج مکزیک است مطالعه همزمان این موضوع در سه منطقه خلیج فارس، دریای مازندران و خلیج مکزیک مسئله ای بدیع بوده و نگارنده در خلال مطالعات خود در آثار داخلی و خارجی تاکنون با پیشینه ای مواجه نشده است. ۶-هدف تحقیق: هدف از این تحقیق واکاوی قواعد حقوق بین الملل در مورد منابع مشترک نفت وگاز در مناطق دریایی و استخراج این قواعد وتحلیل آنها وسپس مطالعه تفصیلی و تطبیقی موضوع در سه منطقه خلیج فارس، دریای مازندران وخلیج مکزیک وتوصیف رژیم حقوقی موجود در این منطقه می باشد.به نحوی که نواقص وباید ونبایدهای آن بالاخص در ارتباط با مسائل ایران آشکار شده و بتواند مورد استفاده سیاستگذاران و دست اند کاران صنعت نفت وگاز کشور قرار گیرد. ۷-ساماندهی تحقیق: این رساله در سه فصل به رشته تحریر در آمده است. در فصل اول به واژه شناسی ومفاهیم بنیادین مربوط به میادین مشترک نفت وگاز پرداخته شده و تعاریفی چون نفت،گاز، میادین مشترک، توسعه مشترک، یکی سازی ، مناطق دریایی،تحدید حدود، انواع قردادهای نفتی ،سیر تاریخی قوانین و قراردادهای نفتی ایران و…مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل دوم ،موضوع از منظر نظام منابع حقوق بین الملل تحلیل شده ودر این راستا معاهدات دو وچند جانبه ،عرف، رویه قضایی ، دکترین وقطعنامه های نهاد های بین المللی به تفصیل مطالعه و کوشیده شده اصول و قواعد ی استنباط و استخراج شود. در فصل سوم موضوع میادین مشترک نفت وگاز در سه منطقه خلیج فارس ،دریای مازندران وخلیج مکزیک مطالعه گردیده و علاوه بر معاهدات دوجانبه ، به طور اخص میادین مشترک نفت وگاز ایران با همسایگان مورد کنکاش قرارگرفته و سه منطقه مذکور از این حیث، مطابقت و وجوه اشتراک وافتراق آنها بیان شده است.در بخش نتیجه گیری نیز علاوه بر بیان نتایج تحقیق ،پیشنهادات عملی ذکر گردیده است. ۸-روش تحقیق: روش تحقیق دراین رساله برمبنای مطالعه کتابخانه ای وبه صورت تحلیلی- توصیفی استوار است. بدین ترتیب که کوشیده شده با مراجعه به منابع داخلی وخارجی واسناد بین المللی وبا تمسک به دوشیوه استدلال قیاسی و استقرایی،به توصیف وتحلیل قواعد وموازین حقوقی پرداخته شود.
بخش اول واژه شناسی و مفاهیم بنیادین میادین مشترک نفت و گاز در مناطق دریایی در خصوص اهمیت نفت وگاز در زندگی بشر امروز به اندازه کافی در مقدمه سخن گفته شد.به جرأت می توان گفت که انسان امروز ، بر نفت وگاز فائق آمده واین تفوق مرهون شناخت است. در تمام حوزه های زندگی بشر ، شناخت و معرفت سبب کامیاری او می شود. معرفت انسان امروز نسبت به منابع نفت وگاز باعث شده که امروزه سکو های حفاری در قلب اقیانوسها ایجاد و حتی اقدامات اکتشافی در آب وهوای طاقت فرسای قطب شمال نیز متو قف نشود. هدف از بخش اول این رساله نیز رسدن به شناخت است. دراین بخش نفت وگاز تعریف شده وروند شکل گیری آنها تشریح می گردد. مکانهای تجمع نفت وگاز شناسایی و مفاهیم فنی وحقوقی مربوط به میادین مشترک نفت وگاز در مناطق دریایی تبیین می گردد. با توجه به اینکه موضوع مطالعه ارتباط تنگاتنگی با حقوق حاکمه دولتها بر منابع طبیعی واقع در بستر دریا و تحدید حدود دریایی دارد ،مروری اجمالی بر تعریف مناطق دریایی و مسائل مربوط به تحدید حدود به عمل خواهد آمد. همچنین ،از آنجا که فرضیه این رساله این است که نظام قرارداهای نفتی ایران جهت بهره برداری از میادین مشترک نفت وگاز مناسب نیست، انواع قراردادهای نفتی نیز تعریف گردیده تا درک سایر مسائل طرح شده در فصول بعدی به سهولت صورت پذیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- معیار تطابق هزینه ها و درآمدها :
این معیار در سال ۲۰۰۸ توسط دیچو و تنگ[۵۱] مطرح شد. بر اساس دیدگاه آنها محافظه کاری، به عنوان عاملی برای تهدید تطابق کامل درآمد های هر دوره با هزینه های همان دوره به شمار می رود و اگر در یک شرکت، هزینه های دوره قبل رابطه مثبتی با درآمدهای دوره جاری داشته باشد، جز شرکت های با محافظه کاری بالا محسوب می شود. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۵-۲-۲- مدل گیولی و هاین برای اندازه گیری محافظه کاری : گیولی وهاین(۲۰۰۰) با تکیه بر یک تعریف خاص، اقلام تعهدی را برای اندازه گیری محافظه کاری به کار گرفتند. بنابر تعریف مذکور محافظه کاری زمانی در شناسایی و گزارش رویدادهای مالی اعمال می شود که نخست مدیریت با ابهام و نبود اطمینان مواجه بوده و ناگزیر از انتخاب یک گزینه از بین دو یا چند گزینه باشد و دوم روشی انتخاب و اجرا شود که به کمترین مقدار ممکن برای سود انباشته بیانجامد. گیولی وهاین(۲۰۰۰) به این دلیل از اقلام تعهدی استفاده می کنند که از یک سو، حسابداری تعهدی مجرایی برای اعمال محافظه کاری است و از دیگر سو، اعمال اختیار از جانب مدیران در شرایط نبود اطمینان زمینه پیدایش محافظه کاری را فراهم می آورد. به عبارت دیگر، محافظه کاری یک معیار برای انتخاب اصول و رویه های حسابداری در شرایط ابهام و عدم اطمینان است. هنگام روبرو شدن با عدم اطمینان بایستی روش هایی انتخاب و اعمال شوند که در نهایت منجر به کمترین مبلغ ممکن برای سود انباشته گردند. در واقع، در شرایط عدم اطمینان و بر سر دو راهی ها بایستی از یک سو درآمد ها و دارایی ها دیرتر و از سوی دیگر، هزینه ها و بدهی ها زودتر شناسایی گردند. انتخاب و اعمال این روش های محافظه کارانه از طریق حسابداری تعهدی امکان پذیر می گردد. برای مثال، شناسایی زیان کاهش ارزش موجودی ها فقط بر اقلام تعهدی اثر گذار است و جریان های نقدی را متاثر نمی سازد(مرادزاده فرد، بنی مهد و دیندار یزدی،۱۳۹۰).گیولی و هاین در سال ۲۰۰۰ میلادی، با بهره گرفتن از اقلام تعهدی روشی را برای اندازه گیری محافظه کاری ارائه نمودند. طبق این روش وجود مستمر اقلام تعهدی عملیاتی منفی در طی یک دوره زمانی بلند مدت در شرکت ها، معیاری از محافظه کاری بشمار می رود. یعنی هرچه قدر میانگین اقلام تعهدی عملیاتی طی دوره مربوطه منفی و بیشتر باشد محافظه کاری بیشتر خواهد بود. در عین حال، نرخ انباشتگی خالص اقلام تعهدی عملیاتی منفی، نشانگر تغییر درجه محافظه کاری در طول زمان می باشد. شاخص محافظه کاری گیولی و هاین (۲۰۰۰) بصورت زیر محاسبه می شود: در این تحقیق برای کاهش اثرات موقتی اقلام غیر عادی بزرگ که اقلام تعهدی را تحت تاثیر قرار می دهند بر اساس تحقیقات گذشته نظیر ریچاردسون و همکاران (۲۰۰۵) و گارسیا لارا و همکاران (۲۰۰۹) شاخص محافظه کاری گیولی و هاین بوسیله بر آورد میانگین ۳ سال گذشته هر یک از داده ها محاسبه گردیده است. ۳-۲- عدم تقارن اطلاعاتی ۱-۳-۲- مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی یکی از عوامل موثر در تصمیم گیری، اطلاعات مناسب و مرتبط با موضوع تصمیم است. در صورتی که اطلاعات مورد نیاز به صورتی نامتقارن بین افراد توزیع شود، این عدم تقارن می تواند نتایج متفاوتی را نسبت به موضوعی واحد سبب شود. بنابراین، قبل از اینکه خود اطلاعات برای فرد تصمیم گیرنده مهم باشد، کیفیت توزیع اطلاعات است که باید به صورت دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد. زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی در رابطه با سهام یک شرکت افزایش یابد، ارزش ذاتی آن با ارزشی که سرمایه گذاران در بازار سرمایه برای سهام مورد نظر قائل می شوند متفاوت خواهد بود. درنتیجه، ارزش واقعی سهام شرکتها با ارزش مورد انتظار سهامداران تفاوت خواهد داشت(حساس یگانه و پژنگ، ۱۳۸۸). آنچه در بازارهای سرمایه باید مورد توجه قرار گیرد این است که بسیاری از افرادی که اقدام به سرمایه گذاری می کنند، مردم عادی هستند که تنها راه دسترسی آنها به اطلاعات مهم شرکتها، اطلاعیههایی میباشد که از جانب شرکتها منتشر می شود. یک نمونه از این نوع اطلاعیهها را می توان اعلان سود برآوردی هر سهم دانست که در آن سود پیشنهادی هر سهم از جانب شرکت پیش بینی شده و به اطلاع عموم رسانده می شود. حال اگر در بین سرمایه گذارانی که در بازارهای سرمایه مشغول فعالیت بوده، افرادی باشند که از نظر اطلاعاتی نسبت به سایرین در موقعیت بهتری قرار داشته باشند و به عنوان مثال از اعلانهایی که قرار است درباره سود صورت پذیرد، مطلع باشند قادر خواهند بود تا بر عرضه و تقاضای بازار تاثیر گذاشته و به اصطلاح، منجر به بروز شکاف قیمتها[۵۲] گردند. دلیل اصلی آن نیز وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه میباشد. یکی از نکات مهمی که همواره در مورد بازارهای سرمایه خصوصاً بورسهای اوراق بهادار مطرح میگردد، بحث “کارایی بازار” می باشد که بر طبق آن تمامی اطلاعات موجود در بازار، اثرات خود را بر روی قیمت سهام منعکس می نماید. شاید بتوان از دیدگاه فرضیه بازار کارا، دلیل وجودی حسابداری را “عدم تقارن اطلاعاتی” بیان نمود که در آن یکی از طرفین مبادله، اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار دارد. این امر به علت وجود معاملات و اطلاعات درونی بوجود می آید. حتی اگر قیمت بازار اوراق بهادار کاملاً منعکس کننده اطلاعات باشد باز هم این احتمال وجود دارد که افراد درون سازمانی بیش از افراد برون سازمانی در مورد وضعیت کیفی شرکت اطلاعات بیشتری در اختیار داشته باشند و بتوانند به واسطه این مزیت اطلاعاتی در جهت کسب منافع بیشتر اقدام نمایند. در اینجا است که یکی از زیر شاخه های بحث عدم تقارن اطلاعاتی موسوم به” گزینش نادرست[۵۳]” نمایان می شود. گزینش مغایر به وضعیتی اطلاق می شود که در آن فروشندگان، اطلاعات مربوطی در اختیار دارند که خریداران از آن بیاطلاع می باشند و بالعکس، که این امر دقیقاً قبل از وقوع معامله بوجود می آید. زمانی که معاملهگران در بازار از وجود افراد غیر مطلع آگاه شوند مساله گزینش مغایر افزایش می یابد. در این حالت افزایش سطح عدم تقارن اطلاعاتی از طریق گسترش تفاوت"دامنه پیشنهادی قیمت خرید و فروش سهام[۵۴]” نشان داده می شود و بازارگردانها [۵۵] از افزایش این تفاوت برای جبران ریسک گزینش مغایر بهره می گیرند. به عبارت دیگر، حضور افراد ناآگاه در بازار سرمایه این امکان را فراهم می سازد تا سرمایه گذاران حرفهای نرخ بازده بالاتری بدست آورند. معمولاً زمانی که اطلاعات تازهای از وضعیت شرکتها در بازار منتشر می شود، این اطلاعات توسط تحلیلگران، سرمایه گذاران و سایر استفاده کنندگان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بر مبنای آن، تصمیم گیری نسبت به خرید و فروش سهام صورت می پذیرد. این اطلاعات و نحوه واکنش به آنها بر رفتار استفاده کنندگان، به خصوص سهامداران بالفعل و بالقوه تاثیر گذاشته و باعث افزایش و یا کاهش قیمت و حجم مبادلات سهام می گردد، زیرا نحوه برخورد افراد با این اطلاعات جدید نوسانات قیمتها را شکل میدهد. بنابراین، در صورت انتشار محرمانه و ناهمگون اطلاعات، واکنشها متفاوتی را از سوی سرمایه گذاران به واسطه وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه شاهد می باشیم که این امر تحلیل های نادرست و گمراه کننده ای را از وضعیت جاری بازار به همراه خواهد داشت. مطالب فوق می تواند بیانگر اهمیت موضوع عدم تقارن اطلاعاتی و تاثیر غیر قابل انکار آن بر روی تصمیمگیریهای اقتصادی افراد باشد. ۲-۳-۲- نظریه عدم تقارن اطلاعاتی جایزه نوبل سال ۲۰۰۱ در اقتصاد به مایکل اسپنس[۵۶]، جورج اکرلوف [۵۷]و چوزف استیلیتز[۵۸] به خاطر کارشان در زمینه اقتصاد اطلاعات تعلق گرفت. این سه دانشمند در دهه هفتاد میلادی نظریه ای را درباره بازار پایه گذاری کردند که به نظریه اطلاعات نامتقارن شهرت یافت. اکرلوف نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی قبل از وقوع معامله می تواند موجب افزایش گزینش نادرست در بازار ها شود. به عقیده اسپنس، واسطه های آگاه می توانند با انتقال اطلاعات محرمانه خود به واسطه های نا آگاه، در آمد بازار خود را بیشتر کنند. استیلیتز خاطر نشان ساخت که واسطه کم اطلاع، گاهی می تواند با عمل “سرند کردن”[۵۹]، برای مثال با ایجاد حق انتخاب در فهرستی از چند قرارداد برای یک معامله معین، اطلاعات واسطه ی مطلعتر را بدست آورد (مکرمی،۱۳۸۱). اکرلوف در سال ۱۹۷۰ در مقاله ای تحت عنوان “بازار نابسامان” اولین تحلیل رسمی از بازار هایی را که با مشکل اطلاعاتی گزینش نادرست روبرویند، معرفی کرد. وی نوعی بازار کالا را معرفی می کند که در آن، به اصطلاح رایج فروشنده اطلاعات بیشتری از خریدار دارد. اکرلوف به کمک فرضیه علمی نشان می دهد که مشکل اطلاعاتی ممکن است موجب توقف کل بازار شود و یا بصورتی انقباضی، بازار را به گزینش نادرست محصولات کم کیفیت سوق می دهد. یکی از نکات مهم در پژوهش اکرلوف این است که واسطه های اقتصادی ممکن است انگیزه ای قوی برای پوشاندن آثار زیانبار مشکلات اطلاعاتی بر کارایی بازار، داشته باشند. اکرلوف معتقد است بسیاری از نهاد های بازار را می توان به عنوان نهاد های خود جوشی تلقی کرد که در تلاش برای حل مشکلات ناشی از اطلاعات نامتقارن پدید آمده اند. مثال مناسبی در باره این ایده که اطلاعات نامتقارن موجب گزینش زیان آفرین می شود، مقایسه ناظری بی اطلاع در قیاس با اشخاص خودی است که ممکن است اطلاعات بهتری درباره آینده سود آوری شرکت داشته باشند. در نتیجه، موسسه های که سودآوری آنها از حد متعارف پایین تر است بالاتر ارزیابی می شوند و نسبت به موسساتی که سود آوری بالاتر دارند اما کمتر ارزیابی شده اند، آسانتر می توانند با انتشار سهام خود پروژه های جدید را تامین مالی کنند. می توان نتیجه گرفت که موسساتی که سود آوری کمتری دارند ممکن است سریعتر رشد کنند و بازار سهام قبل از هر چیز در تسلط نابسامانی است. زمانی که سهامداران نامطلع در نهایت به اشتباه خود واقف شوند، قیمت سهام افت می کند(مکرمی،۱۳۸۱). هدف صورتهای مالی، ارائه اطلاعات مفید در اتخاذ تصمیمات اقتصادی به استفاده کنندگان است. اطلاعات مناسب و مرتبط با موضوع تصمیم، یکی از عوامل موثر در تصمیم گیری است. چنانچه اطلاعات مورد نیاز بصورت نامتقارن میان افراد توزیع شود، می تواند نتایج متفاوتی را نسبت به یک موضوع سبب شود. بنابراین، پیش از اینکه خود اطلاعات برای تصمیم گیرنده مهم باشد؛ باید کیفیت توزیع اطلاعات بصورت دقیق ارزیابی شود. ناقرینگی اطلاعات به مدیران فرصت دستکاری ارقام حسابداری، به ویژه بیش نمایی درآمدها و کم نمایی هزینه ها و در نتیجه گمراه ساختن سرمایه گذاران را می دهد. مدیران انگیزه دارند که با بهره گرفتن از اطلاعات محرمانه خود سود را دستکاری و ثروت را به خودشان منتقل کنند. دستکاری سود می تواند به افزایش قیمت سهام و در نتیجه افزایش مزایای مدیر منجر شود و مدیر می تواند از اطلاعات محرمانه اش درباره ی دستکاری ها برای خرید و فروش سهام استفاده کند. این فعالیت ها، تلاش های مدیر را از بیشینه سازی ثروت تمامی طرفین شرکت منحرف می کند و برای آنها انگیزه ی یافتن راه حل مناسب را ایجاد می کند(لافوند و واتز ،۲۰۰۸). استیلیتز و همکارانش بارها اثبات کرده اند که اگر مدل های اقتصادی ناقرینگی اطلاعات را نادیده بگیرند، ممکن است اشتباه برانگیز باشند(مکرمی،۱۳۸۱). پیام محققان این بوده است که به رغم وجود اطلاعات نامتقارن بسیاری از بازارها چهره ی کاملا متفاوت و حق به جانب از خود نشان می دهند. چیزی که در نتیجه گیری های مربوط به شکلهای مناسب مقررات بخش دولتی نیز به چشم می خورد. استیلیتز آثار اطلاعات نامتقارن را در مضامین مختلف متعددی تحلیل کرده است که دامنه آن از بیکاری تا طراحی سیستم بهینه مالیات را در بر می گیرد. وی معتقد است که اطلاعات نامتقارن و انگیزه های اقتصادی تنها تجربه های دانشگاهی نیستند بلکه پدیده های کاملا واقعی با ارزش توضیحی بسیار گسترده در تحلیل نهادها و شرایط بازار در کشورهای در حال توسعه به شمار می آیند. ۳-۳-۲- معیار های ارزیابی عدم تقارن اطلاعاتی در تحقیقات پیشین از دامنه ی تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام، گردش سهام و تغییرات بازده سهام به عنوان معیارهای عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران استفاده شده است.
-
- دامنه ی تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام
این معیار، معیار معمول عدم تقارن اطلاعاتی میان سرمایه گذاران است. هر چه عدم تقارن اطلاعاتی میان سرمایه گذاران آگاه و ناآگاه ، بیشتر باشد؛ دامنه ی تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام وسیع تر است تا زیان مورد انتظار تحمیل شده توسط بازار گردان ها را که از معامله با خودی ها ناشی می شود پوشش دهند. به عقیده لیوز و ورچیا[۶۰](۲۰۰۰) این معیار قابل اتکاترین معیار ارزیابی برای عدم تقارن اطلاعاتی می باشد.
میانه ی گردش روزانه سهام طی سال است؛ یعنی حاصل تقسیم ارزش سهام معامله شده بر ارزش بازار حقوق صاحبان سهام. گردش سهام نشان دهنده تمایل سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری بوده، و با عدم تقارن اطلاعاتی رابطه منفی دارد. این معیار به خاطر تاثیر عوامل نامربوط به اطلاعات، قابلیت اتکای کمتری دارد.
همان انحراف معیار بازده روزانه سهام طی سال می باشد. بر این اساس حرکت های هموار قیمت سهام نشان دهنده ی توافق میان شرکت و سهامداران است. از این رو سطوح پایین تغییرات به معنای عدم تقارن اطلاعاتی پایین است.
در موارد دیگری، برای اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی میان شرکت های ناشر و سرمایه گذاران و طبقه بندی شرکت ها از نظر سطوح عدم تقارن اطلاعاتی، از چهار متغیر، فرصت های رشد، عمر شرکت، انداره شرکت و نظام حاکمیت شرکتی استفاده می کنند که در تحقیقات پیشین مورد تایید قرار گرفته است. نخست اینکه خان و واتز (۲۰۰۹) معتقدند؛ عدم تقارن اطلاعاتی میان مدیران و سرمایه گذاران به همراه فرصت های رشد شرکت ها افزایش می یابد، چونکه جریانات نقدی ناشی از این فرصت های رشد معمولا غیر قابل تایید بوده و موجب افزایش هزینه های نمایندگی می شوند(خان و واتز، ۲۰۰۹). دوم اینکه شرکت های جوانتر نسبت به شرکت های قدیمی تر گرایش به استفاده بیشتر از فرصت های رشد و استفاده از سیستم های حسابداری و گزارشگری ضعیف تر دارند که این امر موجب بالا رفتن دامنه عدم تقارن اطلاعاتی می شود(استل و کرلی[۶۱]،۱۹۷۰). سوم اینکه شرکت های بزرگتر کاملتر بوده و اطلاعات محیطی بیشتری در ارتباط با شرکت دارند که موجب کاهش ابهام در ارتباط با وضعیت آتی شرکت و درنتیجه کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می گردد. و چهارم اینکه شرکت هایی با نظام حاکمیت شرکتی قوی تر موجب تخصیص بهینه منافع به تمام سهامداران و کاهش مسائل نماینگی می شوند که آن هم کاهش عدم تقارن اطلاعاتی را بدنبال خواهد داشت(واتز،۲۰۰۳). بنابراین شرکت هایی با فرصت های رشد بالا، عمر پایین، اندازه کوچک و نظام حاکمیت شرکتی ضعیف تر با سطوح عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری همراه خواهند بود. ۴-۲- محافظه کاری و عدم تقارن اطلاعاتی عدم تقارن اطلاعاتی به مدیران فرصت دستکاری ارقام حسابداری، به ویژه بیش نمایی درآمدها و کم نمایی هزینه ها و در نتیجه گمراه ساختن سرمایه گذاران را می دهد. با وجود عدم تقارن اطلاعاتی، سرمایه گذاران و حسابرسان احتمال وجود هزینه ها و زیان های شناسایی نشده را در نظر می گیرند؛ ولی حسابداری محافظه کارانه به آنها اطمینان می دهد که درآمد ها بیش نمایی و هزینه ها کم نمایی نشده اند. به عقیده لافوند و واتز (۲۰۰۸) حسابداری محافظه کارانه با دو سازوکار عدم تقارن اطلاعاتی میان سرمایه گذاران را کاهش می دهد:
-
- حسابداری محافظه کارانه باید بهترین خلاصه ممکن از اطلاعات قطعی غیر از قیمت سهام را درباره ی عملکرد جاری برای سرمایه گذاران نا آگاه فراهم سازد. با درنظر گرفتن انگیزه مدیریت برای بیش نمایی سود های تاییدپذیر، احتمالا سود های تاییدپذیر تنها اطلاعات قطعی درباره سود هاست. ازسوی دیگر، مدیران نسبت به گزارش زیانها بی میل هستند. شاید وجود استاندارد هایی مبنی بر تاییدپذیری کمتر برای شناسایی زیان ها موجب شود اطلاعاتی را که مدیران تمایلی به افشای آن ندارند، افشا شود. از این رو، نتیجه خالص حسابداری محافظه کارانه عبارت است از ایجاد اطلاعات بیشتر نسبت به آنچه که در فرایند حسابداری دارای استانداردهای تاییدپذیری با قدرت مشابه برای درآمدها و هزینه ها، یعنی بدون محافظه کاری ایجاد می شود.
-
- اطلاعات قطعی معیاری را فراهم می کند که بوسیله آن ایجاد اطلاعات معتبر درباره سود های تاییدناپذیر با بهره گرفتن از منابع غیر قطعی ممکن می شود. به عقیده ی لمبرت (۱۹۹۶)، بال (۲۰۰۱) و واتز (۲۰۰۶) صورتهای مالی، سایر منابع اطلاعات را به نظم در می آورد. انباشته شدن خالص دارایی های تاییدپذیر، شواهد معتبری را درباره نتایج سرمایه گذاری ها و فرصت های رشد پیشین فراهم می کند. چنین شواهدی به عنوان معیاری برای منابع اطلاعات با قطعیت کمتر، شامل گزارش های مدیریت و منابع مستقل از مدیریت به کار می رود. سرمایه گذاران می توانند پیش بینی های ناشی از منابع مختلف را با اعداد قطعی که سر انجام شناسایی می شود، مقایسه و قابلیت اعتماد منابع رقیب را ارزیابی نمایند(لافوند و واتز، ۲۰۰۸).
۵-۲- عرضه عمومی اولیه ۱-۵-۲- مفهوم عرضه عمومی اولیه اصطلاح عرضه عمومی اولیه که رواج آن به بازارهای پررونق ۱۹۹۰ برمی گردد، عبارت است از این که یک شرکت برای اولین بار در طول دوران فعالیت خود اقدام به عرضه سهام به عموم می نماید (جانگویست[۶۲]،۲۰۰۵). این شرکت ها تازه تاسیس نبوده و حداقل دارای سه سال سابقه فعالیت می باشند؛ لذا در این اصطلاح، این کلمه به معنی عرضه سهام شرکت برای اولین بار به سهامداران بیرونی از طریق بورس، در زمانی می باشد که شرکت مزبور در پروسه ای از فعالیت خود دریافته است که پذیرش در بورس،کمک شایانی به جذب سرمایه چه از طریق سهامداران و چه از طریق استقراض، کاهش هزینه های تامین مالی و حتی کاهش مالیات می نماید. اولین عرضه سهام در نیویورک در سال ۱۷۹۰ برای عرضه سهام بانک ایالات متحده که در حقیقت بانک مرکزی دولت آمریکا بود با هدف جمع آوری ده میلیون دلار صورت گرفت. تعداد سهامی که طی یک فرایند عرضه عمومی اولیه وارد بازار معامله می شود؛ به ساختار مالکیت پیش از اولین عرضه عمومی بستگی دارد. به گونه ای که اگر قبل از اولین عرضه عمومی، تمرکز مالکیت سهام وجود داشته باشد و سهامداران قبلی احساس نمایند که به واسطه اولین عرضه عمومی، قدرت کنترل خود در امور شرکت را از دست خواهند داد، سهام کمتری منتشر خواهد شد و به گونه ای نیز توزیع می گردد که سهامداران بزرگ به وجود نیایند(کین فام و می فام[۶۳]،۲۰۰۶). در فرایند عرضه عمومی اولیه سهام سه گروه ذینفع ایفای نقش می کنند:
-
- شرکت عرضه کننده سهم ( شرکت ناشر)
-
- بانک سرمایه گذار (موسسات تعهد کننده عرضه اوراق بهادار یا شرکت های تامین سرمایه)
-
- سرمایه گذاران بالقوه در بازار
اهداف و انتظارات این سه گروه در خصوص قیمت گذاری سهام عرضه های عمومی اولیه با یکدیگر متفاوت است. نظر به اینکه عرضه اولیه سهام برای یک شرکت در حال رشد، عمده ترین منبع تامین مالی آن به شمار می رود، لیکن شرکت های عرضه کننده سهم تمایل دارند قیمت عرضه سهام را تا حد امکان در سطح بالا تعیین کنند تا جریان های نقدی حاصل را برای شرکت حداکثر سازند. برهمین قیاس سرمایه گذاران تمایل دارند سهام را تاحد امکان به قیمت پایین خریداری کنند تا بتوانند در کوتاه ترین زمان ممکن بیشترین سود سرمایه گذاری را عاید خود سازند (بوجراج و لی[۶۴]، ۲۰۰۲). ۲-۵-۲- فرایند کلی عرضه های عمومی اولیه بطور کلی یک عرضه اولیه یک سری فعالیت های مرتبط به هم است، که منجر به فروش سهام به عموم و ایجاد یک بازار عمومی روی آن سهام می شود. بخش عمده فرایند عرضه، آماده سازی بیانیه ثبت و انجام فرایند راستی آزمایی با توجه به شرکت و کسب و کار آن می باشد. انجام این فعالیت ها مستلزم همکاری نهادها و گروه های مختلفی است از جمله مدیریت شرکت، پذیره نویس مدیر که در غالب تیم کاری پذیره نویسی به مدیریت این فرایند می پردازند(شولتایز[۶۵]،۲۰۰۴).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الگو های مرتبط با پژوهش: در این قسمت، با توجه به اینکه پژوهش ها بسیار اندکی در داخل کشور و حتی در سطح جهانی در خصوص موضوع این پژوهش (یعنی بخش بندی کاربران بانکداری موبایلی بر مبنای انتظارات) انجام شده است و هیچگونه الگوی که به صورت اختصاصی صرفاً در این حوزه ارائه شده باشد، وجود ندارد؛ سعی نمودیم که ضمن پرداختن به موضوعات مرتبط و به نوعی اثرگذار بخشبندی کاربران بانکداری موبایلی، تا حد ممکن این شکاف پژوهش های را پوشش دهیم. از این رو در این بخش به ارائه الگوهای مرتبط با پذیرش خدمات فناوری اختصاص دادیم. در این زمینه به الگوهای زیر به صورت مشروح پرداخته شده است: الگو اقدام مستدل، الگو پذیرش فناوری، الگو پیکاراینن، نظریه شناخت اجتماعی، الگو انگیزشی، الگو رفتار برنامه ریزی شده، الگو تجزیه شده رفتار برنامه ریزی شده. پیشینه پژوهش: در این قسمت پیشینه پژوهش را به دو بخش عمده تقسیم نمودیم. در قسمت اول از بخش سوم به پژوهش ها مرتبط با بخشبندی و بخشبندی بانکداری اینترنتی به مشروح زیر پرداخته می شود: پژوهش ماچور و مورگنر، آلفانسی و سارجنت، سارا کشوری، شیرین صفری، پاتسیوتیس و همکاران، کاترینا مانپا، اوزدمیر و همکاران، اونجو لی و همکاران. در قسمت دوم از این بخش تعدادی از پژوهش ها انجام گرفته در زمینه پذیرش بانکداری موبایلی در داخل و خارج از کشور ارائه شده است. مشروح این پژوهش ها به صورت زیر است: ژین لو و همکاران، تامی لاکانن، هسی پنگ لو و فیلیپ یو جن سو، شینگ مون شی و همکاران، چالیتا اسرینان و همکاران، جی چونگ و میونگ پارک، هیون لی و سونگ لی، آنتونیو و همکارن، تامی لاکانن و وسا کیوینیمی، هرنان و روزا ریوس، مارگارت کراب و همکاران،کیم و همکاران، هسی فن لین. ۱٫۲٫ مبانی نظری مقدمه شاید یکی از دلایل استراتژیکی که امروزه توسعه بانکداری الکترونیکی را الزامی نموده است ظهور پدیده ای به نام تجارت الکترونیکی باشد. با توسعه فعالیت ها و کسب و کار الکترونیکی تئوری های پیشرفته و کشور های در حال توسعه در راستای ایجاد زیر ساخت های الکترونیکی برآمده اند. در این راستا نیاز به زیر ساخت های پولی مناسب به منظور انجام تراکنش های تجاری یکی از مهمترین جنبه های جهت گیری کشور ها را در این زمینه شکل می دهد. هر تراکنش تجاری نهایتا نیازمند مبادله پول است و مبادله آسان پول منطبق بر فلسفه تجارت الکترونیکی در گرو توسعه سیستم های پرداخت الکترونیکی است. بنابراین بانکداری الکترونیک به عنوان یکی از مهمترین زیر ساخت های مورد نیاز به منظور توسعه تجارت الکترونیکی مطرح است. بنابراین یکی از مهمترین دلائلی که دولت ها و سازمان ها را به فکر انداخته اند تا به سیاست گذاری در زمینه بانکداری الکترونیک بپردازند، ایجاد زمینه هایی برای توسعه تجارت و کسب و کار در سطح جهانی است. در این قسمت به صورت مشروح به این مبحث پرداخته شده و سعی شده تا حد ممکن اشارهای به تمامی جوانب آن شود. بنابراین این بخش را به دو قسمت کلی تقسیم نمودیم. در ابتدا به تاریخچه و پیشینهی بانکداری از ابتدا تاکنون اشاره شده است و در قسمت بعد به مبحث بانکداری الکترونیک به صورت مشروح (به دلیل ارتباط بسیار بالای موضوع پژوهش حاضر با حوزه بانکداری الکترونیک) پرداخته شده است. از جمله مباحثی که در این قسمت به آن پرداخته شده است می توان به موارد زیر اشاره نمود: مقایسه ای بین بانکداری سنتی و بانکداری الکترونیک، تاریخچه بانکداری الکترونیک، ضرورت بانکداری الکترونیک، زیرساختها و بسترهای مورد نیاز برای توسعه بانکداری الکترونیک، سیر تحولات فناوری اطلاعات در صنعت بانکداری، رویکردهای بانکداری الکترونیک، مزایا و معایب بانکداری الکترونیک، فاکتورهای مؤثر در پذیرش بانکداری الکترونیک و بانکداری الکترونیک در ایران
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱٫۱٫۲- مفهوم بخشبندی مفهوم بخش بندی بیش از نیم قرن پیش توسط اسمیت (۱۹۵۶) ارائه شد. او وجود ناهمگنی در تقاضای محصول و خدمات، بر مبنا ی تئور ی اقتصادی رقابت ناقص را تصدیق کرد و بیان نمود : “بخش بندی بازار، شامل نگاه به یک بازار ناهمگن به صورت تعداد ی بازار همگن کوچک تر در پاسخ به ترجیحات مختلف محصول میان بخش های مهم بازار است .” در فرا یند بخش بندی، مشتریان احتمالی محصول یا خدمات در خوشه هایی با خواسته های مشابه گروه بندی می شوند. وظیفه شرکت (بانک) شناسایی آن گروه ها است تا از این طریق بتوانند برا ی خوشه های انتخاب شده ی یک برنامه ی بازاریابی مناسب شامل ترکیب بهینه عناصر آمیخته بازاریابی طراحی کنند. مفهوم بخش بندی بازار بر اساس این فرضیه است که بازار فعلی از نظر نیاز های مصرف کننده ناهمگن است ، بنابراین گروه های متفاوت از مصرف کنندگان که افراد هر گروه در رفتار هایی خاص به هم شبیه اند، وجود دارند ((Beane. & Ennis, 1987. در یکی از این تعاریف کاتلر در سال ۲۰۰۰ بخش بندی را چنین تعریف کرده است: تعیین گروه های برجسته خریداران، خریدارانی که ممکن است به کالاها و/یا ترکیب عناصر بازاریابی جداگانهای نیاز داشته باشند. در تعریف دیگر، بخش بندی یک فرایند انتخاب است که بازار را به گروه های مشتریان با ویژگیهای مشترک که قابل مدیریت کردن هستند .(Hiebing & Cooper, 2003) .در تعریفی دیگر اسچیفمن و کانوک [۴] بیان می کنند که بخش بندی بازار ، تقسیم یک بازار بالقوه به چندین زیر مجموعه است، هر زیر مجموعه از مصرف کنندگان که نیاز ها یا ویژگی های مشترکی دارند، و یک یا چندین زیر مجموعه به عنوان بازار هدف شرکت انتخاب می شوند و یک آمیخته بازاریابی ویژه برای رفع نیاز های این بازار های هدف ارائه می شود. به منظور اینکه نتایج یک مطالعه بخش بندی مفید باشد، بخش های بدست آمده باید از طریق ارتباطات بازاریابی و کانال های توزیع قابل دسترسی، قابل اندازه گیری و به اندازه کافی قابل توجه باشند، به نحوی که فعایت های بازاریابی قابل اجرا باشند. بنابراین، برای افراد هر بخش یک نیمرخ بر اساس معیار های انتخاب شده بوسیله شیوه های خاص بخش بندی ارائه می شود. این کار برای هدف گرفتن و جایگاه یابی واکنش های مناسب بازاریابی مفید است (Kotler ,2000). ۱٫۱٫۱٫۲- اهمیت بخش بندی بازار از آنجایی که هر خریدار خواسته ها و نیاز های منحصر به فردی دارد، از این رو هر خریدار بالقوه به صورت یک بازار جداگانه به حساب می آید بنابر این کمال مطلوب این است که هر فروشنده برای هر خریدار یک برنامه بازاریابی مشخص و جداگانه طرح ریزی کند. اهمیت بخش بندی بازار بخش خدمات مالی به خوبی در پژوهش ها علمی و عمل بازاریابی بیان شده است. به دلیل اینکه رقابت در بازار های خدمات مالی افزایش یافته است، شرکت ها به طور رو به افزایشی استراتژی های بخش بندی را برای شناسایی دقیق تر نیاز های گروه های مشتریان در مقایسه با رقبا بکار می برند. دیدگاهی که به طور گسترده در بخش بندی خدمات مالی بکار برده می شود بخش بندی پرایر است که از متغیر های جمعیت شناختی مانند سن، مراحل چرخه عمر و طبقه اجتماعی استفاده می کند (Speed and Smith,1992). با بکار بردن این متغیر ها ، تفاوت ها در بخش های مشتریان که مرتبط با رفتار است می تواند شناسایی شود. دیدگاه های جدید درباره بخش بندی ، بخش های مشتریان را با بکار بردن بخش بندی سایکوگرافیک پسین یا بخش بندی منفعت تعریف می کند. در بخش بندی سایکوگرافیک علاوه بر متغیر های جمعیت شناختی، انتظارات سایکوگرافیک مانند انتظارات، نگرش ها، انگیزه ها و علاقه مشتریان به سوی محصولات و خدمات مالی بررسی می شوند. در بخش بندی منفعت، مشتریان بالقوه بر اساس تمایل و مطلوبیت مورد انتظار شان از مصرف محصول یا خدمت گروه بندی می شوند(McDougall and Levesque,2000).. افزایش تعداد دیدگاه ها درباره بخش بندی بازار نشان می دهد که برای بانک ها به طور قابل ملاحظه ای اهمیت پیدا کرده است تا شکل های پیشرفته تری از بخش بندی را برای نزدیک تر شدن به مشتریان شان به منظور حفظ آنها استفاده کنند. ۲٫۱٫۲- متغیرهای مبنای بخشبندی بازار های مصرفی کاتلر (۲۰۰۰) متغیر های بخش بندی بازار معمولا از چهار حوزه گسترده به نام های: ویژگی های جغرافیایی، ویژگی های جمعیت شناختی، ویژگی های روان شناختی( مانند سبک زندگی)، و ویژگی های رفتاری( مانند مزایای همراه و الگوهای استفاده)انتخاب می شوند. هر چند که ماچور و مورگنر (۲۰۰۱) بر این باورند که اکثر بانک ها هنوز مشتریانشان را بر اساس ویژگی های اقتصادی- اجتماعی و جمعیت شناختی، مخصوصا ویژگی های جغرافیایی و مرتبط با درآمد افراد تعریف می کنند. در زیر متغیر های اصلی که برای بخش بندی بازار استفاده می شوند و اکثرا پژوهشگران از آنها استفاده می کنند بیان شده اند: ( کاتلر و آرمسترانگ، ۱۹۹۹، ص ۳۲۰-۳۰۹). ۱٫۲٫۱٫۲- بخش بندی جغرافیایی[۵]: کاتلر و گری آرمسترانگ (۱۹۹۹) بر این باورند که در تقسیم بندی جغرافیایی بازار را از نظر جغرافیایی به مناطق مختلف طبقه بندی می کنند مثل کشور، منطقه، ایالت، شهرستان، شهر یا محله. امکان دارد شرکت تصمیم بگیرد در یک یا چند منطقه جغرافیایی فعالیت کند یا اینکه در همه مناطق به فعالیت بپردازد، ولی در هر منطقه بکوشد نیازها و خواسته های ویژه مردم آن دیار را تامین کند. امروزه بسیاری از شرکت ها محصولات، تبلیغات، ترویج و فعالیت های فروش را محلی کرده اند تا این اقدام مناسب با نیاز های یکایک افراد ساکن مناطقو شهرها مطابق شود. برای مثال شرکت “کمپل” محصولی را به نام “کنجان” در لوئیزینا و می سی سی پی عرضه می کند و محصول تند دیگری بهنام “ناچو” در تگزاس و کالیفرنیا عرضه می نماید. شرکت پروکتر اند گمبل یک شوینده خالص به نام ” آریل” در لوس آنجلس، ساندیگو، میامی و جنوب تگزاس عرضه می کند، یعنی همان نقاطی که تعداد زیادی آمریکایی های اسپانیولی تبار را در خود جای داده اند. ۲٫۲٫۱٫۲- بخش بندی جمعیت شناختی[۶]: کاتلر و گری آرمسترانگ (۱۹۹۹) بر این باورند که در تقسیم بندی جمعیت شناختی باید بازار را بر اساس متغیر هایی چون سنف جنس، تعداد اعضای خانواده،چرخه حیات خانواده، درآمد، شغل، میزان تحصیلات، مذهب، نژاد و ملیت طبقه بندی کرد. انتظاراتی که در طبقه بندی بازار بر حسب ترکیب جمعیت بکار برده می شوند بیشتر از همان انتظاراتی هستند که به هنگام طبقه بندی بازار بر حسب گروه یا نوع مشتری مورد استفاده قرار می گیرند. یک دلیل این است که نیاز ها، خواسته ها و میزان مصرف با متغیر های جمعیت شناختی فرق می کند. دلیل دیگر این است که متغیر های جمعیت شناختی را راحت تر می توان اندازه گیری کرد ( در مقایسه با سایر متغیر های شناخته شده)، حتی هنگامی که متغیر های دیگری مثل شخصیت یا رفتار به عنوان مبناهایی برای طبقه بندی بازار مورد توجه قرار گیرند. ویژگی های این گروه ها را باید شناسایی کرد تا بتوان اندازه یا بزرگی بازار موردنظر را تعیین و فعالیت های خود را با کارایی بالایی انجام داد. ۳٫۲٫۱٫۲- بر مبنای سن و چرخه زندگی: با بالا رفتن سن، نیاز ها و خواسته های مصرف کنندگان تغییر می کند. برخی از شرکت ها بازار های خود را بر اساس گروه های سنی و چرخه زندگی مصرف کنندگان طبقه بندی و برای گروه های سنی مختلف و آنان که دارای چرخه زندگی خاصی هستند محصولات مناسبی تولید و عرضه می کنند. برای مثال در زمان کنونی، بسیاری از شرکت ها برای جوانان و نوجوانان محصولات ویژه ای را تولید و عرضه می کنند. ۴٫۲٫۱٫۲- جنسیت: شرکت هایی که بازار خود را بر حسب جنس گروه ها تقسیم بندی کرده اند، نوع پوشاک، وسایل آرایش و مجله ها را بر اساس خواستها و نیاز های گروه های سنی خاص در نظر می گیرند. به تازگی برخی از بازاریابها به گروه های سنی خاص توجه زیادی کرده اند. با این وجود که عطریات و مواد خوشبو کننده برای هر دو جنس ( مرد و زن) تولید و عرضه می شوند ولی امروزه برخی از شرکت های تولید کننده محصولاتی را با نام و نشان تجاری خاص برای هر یک از دو گروه جنسی، تولید و عرضه می کنند. ۵٫۲٫۱٫۲- درآمد: از جمله شیوه های شناخته شده ای است که بازاریاب ها محصولات و خدمات خود را مانند خودرو، قایق، پوشاک، وسایل آرایشی و مسافرت بر آن اساس تبلیغ و عرضه می کنند. بسیاری از شرکت ها به مصرف کنندگان ثروتمند توجه می کنند و کالاهای مجلل را از آن دیدگاه عرضه می نمایند. بسیاری از شرکت ها نیز بازار های خود را بر اساس قدرت خرید مصرف کنندگان تنطیم کرده اند که دارای دآمد بالایی نیستند. ۶٫۲٫۱٫۲- بخش بندی بر مبنای انتظارات روانی[۷] کاتلر و گری آرمسترانگ (۱۹۹۹) بر این باورند که این نوع بخش بندی خریداران را بر اساس شیوه زندگی یا ویژگی های شخصیتی به چندین گروه تقسیم می کنند. افرادی که در یک گروه قرار می گیرند می توانند از نظر روانی تفاوت های زیادی با هم داشته باشند. علاقه افراد به کالاهای مختلف تحت تاثیر شیوه زندگی قرار می گیرد و افراد کالاهایی را خریداری می کنند که منعکس کننده شیوه زندگی انان است. بازاریاب ها به صورت فزاینده ای بازار ها را بر اساس شیوه زندگی گروه های مختلف تقسیم بندی می کنند. برای مثال یک شرکت تولید لباس که شیوه زندگی جوانان را مورد توجه قرار داده است در تبلیغات خود چنین شعاری می دهد” که در پیری به ان نخواهی رسید مگر اینکه درجوانی آن را تجربه کنی". بازاریاب ها هنگام تقسیم بازار بر مبنای شخصیت هم از متغیر هایی استفاده کرده اند و برای محصولات خود ویژگی هایی قائل شده اند که با شخصیت مصرف کننده ارتباط معقول دارد. بازاریاب هایی که در تقسیم بندی بازار بر مبنای شخصیت به موفقیت هایی دست یافته اند، کوشیده اند برای محصولاتی چون لوازم آرایش، انواع سیگار و قرارداد های بیمه ویژگی های جالبی قائل شوند. تبلیغ هایی که شرکت هوندا برای موتورسیکلتهای کوچک و تفریحی خود می کند نمونه خوبی از تقسیم بندی بازار بر حسب شخصیت است. الگو های مختلفی را که شرکت به بازار عرضه کرده است بیشتر مناسب جوانان ۱۴ تا ۲۲ ساله است ولی در تبلیغات خود گروه های شخصیتی گسترده تری را مورد توجه قرار می دهد. ۷٫۲٫۱٫۲- بخش بندی بر مبنای انتظارات رفتاری برای کاتلر و گری آرمسترانگ (۱۹۹۹) بر این باورند که در این نوع از بخش بندی گروه های مصرف کننده را براساس میزان دانش و معلومات، نگرش، نحوه استفاده یا نوع واکنش نسبت به محصول طبقه بندی می کنند. بسیاری از بازاریاب ها بر این باورند که برای آغاز تقسیم بندی بازار متغیر های رفتاری مناسب ترین نقطه است. ۸٫۲٫۱٫۲- بخش بندی براساس موقعیت: خریداران را می توان با توجه به موقعیت های گوناگون مانند زمانی که افراد به فکر خرید می افتند، خرید واقعی را انجام می دهند یا هنگامی که اقلا خریداری شده را مصرف می کنند تقسیم بندی کرد. تقسیم بندی بازار بر مبنای موقعیت باعث می شود تا شرکت ها محصولات مصرفی را متناسب با موقعیت خریداران تولید و عرضه کنند. برای مثال معمولا آب پرتقال را به هنگام صبحانه می خورند ولی تولید کنندگان شرکت کوکاکولا در مبارزه های تبلیغاتی خود شعار می دهند که باید کوکاکولا را صبح ها مصرف کرد و در این مبارزه تبلیغاتی می کوشد مصرف کنندگان را وادار کند از همان آغاز صبح به سراغ کوکاکولا بروند. بسیاری از شرکت ها با توجه به عید ها، جشن ها و رویداد های خاصی که در یکی از روز های سال روی می دهد محصولاتی را به مقتضای همان روز ها تولید و تبلیغ می کنند. ۹٫۲٫۱٫۲- بخش بندی بر مبنای منافع مورد انتظار مصرف کننده:[۸] یکی از روش های متداول و شناخته شده در تقسیم بندی بازار این است که گروه های خریدار را بر اساس منافعی که از محصول بدست خواهند آورد تقسیم بندی کرد. تقسیم بندی بازار بر اساس منافع نیازمند شناسایی منافع اصلی مورد نظر مردم از یک گروه کالا، شناخت کسانی که طالب این منافع هستند و شناسایی کااهایی است که دارای هر یک از این منافع هستند. بخش بندی بازار براساس منافع مشتری به این معناست که افراد براساس منافع مورد انتظار که از بانک دارند بخشبندی شوند. از مزایا این روش می توان به کمک در طراحی و تغییرات سودمند محصول و خدمت و مدیریت کیفیت اشاره کرد. متغیرهای جمعیت شناختی، جغرافیایی و روانشناختی متغیرهای توصیفی هستند اما این عاملها پیش بینی کننده های کارایی برای رفتار خرید آینده نیستند. در عوض بخش بندی براساس منافع مورد انتظار ۵ مشتریان را بر اساس مزایا و منافعی که مشتریان به هنگام خرید کالا و خدمت به دنبالآن هستند بخش بندی میکند. بخشبندی مزایا و منافع یک نوع بخش بندی رفتاری است. در واقع در این روش است که میتوان به نیت خرید مصرفکننده پی برد و مزایا و ارزشهایی که او مد نظر دارد را مورد توجه قرار داد. (Le, Agard & Deveault, 2009) برای مثال پژوهشی بر روی کسانی که به مسافرت می روند انجام شد و سه روه شناسایی شدند: کسانی که برای بازدید از خانواده به مسافرت می رفتند، کسانی که برای تحصیل یا حادثه جویی مسافرت می کردند و سرانجام آنهایی که برای تفریح و خوش گذرانی به مسافرت می رفتند. یکی از بهترین نمونه های تقسیم بندی بازار بر اساس منافع مصرف کننده مربوط به پژوهشی است که در مورد بازار خمیردندان انجام شد. پژوهشگر در این تقسیم بندی چهار نوع منفعت یا سود مصرف کننده را شناسایی کرد. آنها عبارتند از: جنبه اقتصادی، دارویی، زیبایی و مزه. گروه هایی که در پی منافع خاص هستند دارای رفتار ویژه از نظر روانی و جمعیت شناختی خاصی هستند. برای مثال کسانی که درصدد حفظ دندان های خود هستند به دنبال خمیر دندان های بزرگی هستند که برای خانواده ها تولید می شود. آنها بسیار محافظه کارند و به مقدار زیادی خمیردندان مصرف می کنند . هر یک از این گروه ها محصولی با نام و نشان تجاری خاص مصرف می کند. ۱۰٫۲٫۱٫۲- بخش بندی بر اساس نرخ یا میزان مصرف: در این نوع از تقسیم بندی می توان بازار را براساس گروه های مصرف کننده ای که دارای مصرف اندک، متوسط یا زیاد هستند تقسیم بندی کرد. کسانی که در گروه مصرف کنندگان زیاد قرار می گیرند درصد کوچکی از بازار را تشکیل می دهند، ولی مقدار خرید آنها درصد بالایی از کل خرید را تشکیل می دهد. اغلب بازاریاب ها می کوشند برای محصولات و خدمات خود یک مصرف کننده عمده یا پرمصرف جذب نمایند و نه چندین مصرف کننده که در گروه های مصرف کنندگان اندک قرار دارند. ۱۱٫۲٫۱٫۲- بخش بندی بر اساس میزان وفاداری: در این نوع از بخش بندی می توان بازار را بر اساس میزان وفاداری مصرف کننده تقسیم بندی کرد. امکان دارد مصرف کنندگان به نوعی محصول با نام و نشان تجاری خاص مانن شوینده تاید، یک فروشگاه زنجیره ای خاص مانند وال مارت یا به یک شرکت خاص مانند فورد وفادار باشند. می توان خریداران را بر مبنای میزان وفاداری آنها تقسیم بندی کرد. برخی از مصرف کنندگان وفاداری کامل دارند و همیشه از یک نوع محصول با نام و نشان تجاری ویژه می خرند. عده ای هم تا حدی وفادارند، این گروه دو یا سه نوع محصول با نام ها و نشان های تجاری خاص خریداری می نمایند و کسانی هستند که به هیچ نوع محصول و نام تجاری خاصی وفادار نیستند. یک شرکت می تواند با بررسی و تجزیه و تحلیل الگوی وفاداری مصرف کنندگان مطالب زیادی درباره بازار مورد نظر بیاموزد. این شرکت باید کار را با بررسی مشتریان شرکت خود شروع کند. با توجه به انواع متغیر های بخش بندی که در بالا به آنها اشاره شد در جدول زیر خلاصه ای از متغیر های اصلی که برای بخش بندی استفاده می شود همراه با اجزای اصلی آنها ذکر شده است. جدول ۱٫۲ : متغیر های اصلی بخش بندی بازار
| متغیر های اصلی بخش بندی بازار |
اجزا متغیر ها |
| جغرافیایی |
منطقه، بزرگی کشور یا شهر |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فاصلهی بین حفرهای آلومینای متخلخل، در حالت پایدار فرایند متناسب با پتانسیل آندایز میباشد. آلومینای متخلخل با هر فاصلهی بین حفرهای ممکن است، اگر پتانسیل بکار برده که بطور عمده فاصلهی بین حفرهای را تعیین می کند و مقدار pHالکترولیت که بطور عمده شعاع حفره را معین می کند، با قانون %۱۰ تخلخل که در ادامه عنوان خواهد شد، جور باشد. میتوان نوشت: (۴-۱۲) در رابطه بالا λC ضریب تناسب بوده و بطور تقریب برابر nmv-15/2 میباشد. و یا طبق معادله زیر محاسبه می شود. (۴-۱۳) ضخامت دیواره حدود %۷۱ ضخامت لایهی سدی تخمین زده شده است. برای آندایز با الکترولیتهای اسید سولفوریک و اکسالیک میتوان نوشت:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
(۴-۱۴) روابط تجربی زیر نیز برای سولفوریک و اکسالیک اسید بدست آمده است: H2SO4: C2H2O4: (۴-۱۵) برای آندایز انجام شده در اکسالیک اسید، فاصلهی بین حفرهای وابستگی دمایی ندارد، اما برای حالت اسید سولفوریک، این فاصله به دما وابسته است . ۴-۱۰- ضخامت دیواره با جابجایی پارامترهای معادلهی (۴-۱۳) خواهیم داشت: (۴-۱۶) ضخامت دیوارهی ساخته شده در طول آندایز در اسید فسفریک هست: (۴-۱۷) اما برای آندایز انجام شده در اکسالیک اسید، تناسب بین ضخامت دیواره و لایهی سدی با پتانسیل آندایز در محدوده ۵ تاv 40 اندکی تغییر می کند و برای ولتاژهای بین ۵ تا v20، ثابت تناسبی برابر ۶۶/۰ خواهد داشت و با بالا رفتن ولتاژ تا v40، بطور تدریجی بالا رفته و به مقدار نهایی ۸۹/۰ خواهد رسید. ۴-۱۱- ضخامت لایهی سدی در طول آندایز آلومینیوم یک لایهی اکسید دیالکتریک متراکم، نازک و خیلی فشرده در پایه حفرهها تشکیل می شود، که از نوع اکسید مانع تعریف شده یا لایهی سدی میباشد. این فیلم که بطور طبیعی در هوا نیز تشکیل می شود، طبق قسمت های قبل تنها اجازهی عبور جریان از نواحی نقصدار را میدهد. وجود این لایه در انتهای حفرهها امکان انباشت الکتروشیمیایی فلزات را تقریباً غیرممکن می کند. پس ضخامت این لایه بسیار مهم بوده و امکان کاربردهای بیشتر آلومینیوم آندایز شده در تشکیل نانوساختارها را تعیین می کند. ضخامت این لایه مستقیماً به پتانسیل آندایز وابسته است و این وابستگی حدود nmv-115/1 برای حالت اکسید متخلخل وnmv-1 ۴/۱-۳/۱ برای لایهی سدی غیر متخلخل است . این وابستگی در لایهی سدی بسته به نوع رژیم آندایزی بکار رفته می تواند متفاوت باشد . در رژیم پتانسیل ثابت، افزایش دمای آندایز ضخامت لایهی سدی را کاهش میدهد، اما در رژیم چگالی جریان ثابت، این رابطه عکس خواهد شد. پیشنهاد شده است در شرایط بهینه خودنظم یافته حفرهها که تخلخل %۱۰ است و حفرهها ششگوشی کاملاند، ضخامت لایهی سدی از رابطه زیر بدست می آید: (۴-۱۸) ۴-۱۲- تخلخل تخلخل برای نانوحفرههای دو بعدی نسبتی از مساحت سطح است که توسط حفرهها اشغال شده به کل مساحت سطح. برای یک ششگوشی منظم با حفرهی درونش، فرمول تخلخل را میتوان بصورت زیر نوشت: (۴-۱۹) اگر تصور کنیم هر حفره یک دایرهی کامل است، میتوان نوشت: و (۴-۲۰) از جانشینی دو معادله در معادله قبلی داریم: (۴-۲۱) نیلس گزارش کرد که برای یک آرایش ششگوشی کامل از نانوحفرههای تشکیل شده با آندایز خودنظمیافته تحت شرایط بهینه، نسبت بین قطر حفره و فاصلهی بین حفرهای تقریباً ثابت و حدوداً برابر ۳۴/۰-۳۳/۰ است و در نتیجه تخلخل بهینه برای بهترین شرایط آندایز باید %۱۰ باشد. حصول شرایط بهینه آندایز عمدتاً وابسته به پتانسیل آندایز بکار رفته است. بعنوان مثال برای آندایز در اکسالیک و سولفوریک اسید، پتانسیلهایی که سلولهای ششگوشی کامل ایجاد می کنند محدود به مقادیر ۲۵، ۴۰ و v195 میباشند و برای مقادیری متفاوت از این پتانسیلها که بطور تجربی بدست آمدهاند (در رژیمهای رشد نامنظم)، تخلخل بطور قابل توجهی بزرگتر و یا کوچکتر از این مقدار میباشد. با افزایش پتانسیل، یک کاهش در تخلخل ساختار و ناسازگاری با مقدار تخمین زده شده برای آندایز با پتانسیل ثابت در سولفوریک، اکسالیک، فسفریک و کرومیک اسید بوجود می آید . ۴-۱۳- چگالی حفره ساختار ششگوشی اکسید آلومینای آندیک یک نانوساختار بسیار متراکم و دارای چگالی بالایی میباشد، که تعداد حفرههای تولیدی در طول آندایز از مهمترین ویژگیهای آن میباشد. برای این توزیع سلولهای ششگوشی، چگالی حفرهها بصورت تعداد کلی حفرههایی که مساحت سطح cm21 را پرکرده اند بوده و با فرمول زیر تعریف می شود: (۴-۲۲) در این فرمول Ph مساحت سطح یک سلول ششگوشی بر حسب nm2 و DC نیز برحسب نانومتر داده می شود. در نتیجه داریم: (۴-۲۳) همانطور که ملاحظه می شود افزایش پتانسیل آندایز یا فاصلهی بین حفرهای، منجر به کاهش تعداد حفرههای تشکیل شده در ساختار می شود . ۴-۱۴- رشد خود شکلیافته[۵۰] و رشد با الگو هدایت شده[۵۱] ی آلومینای متخلخل با نظم بالا فرایند ساخت قالب آلومینا نسبتاً ساده بوده و چگالی بالایی از نانوحفرههای موازی را نتیجه میدهد. از این رو آلومینای متخلخل آندیک (AAO) از قالبهای کاربردی برای ساخت مواد نانوساختار میباشد. درکل دو روش پرکاربرد برای سنتز قالب AAO وجود دارد. یکی آندایز دو مرحله ای خود شکلیافته که منجر به ساختار شبه تک حوزه می شود. دومی آندایز هدایت شده با پیش الگو که شبکه حفرهای کاملاً منظمی میدهد. ساخت نانوحفرههای آلومینیوم با آندایز خود شکلیافته، یک فرایند چند مرحله ای شامل مراحل آماده سازی مقدماتی، آندایز اولیه و مراحل آماده سازی پس از آن و سپس آندایز ثانویه میباشد. فرایند آماده سازی مقدماتی شامل تمیز کردن و آنیل کردن ورقهی آلومینیوم و الکتروپالیش است. طبق شکل (۴-۷) بعد از پالیش نمونه (۴-۷ ب) و انجام آندایز اولیه در یکی از رژیمها و تحت شرایط رایج با پتانسیل انتخابی، آرایش حفرههای اولیه خیلی نامنظم هستند، زیرا حفرهها بطور تصادفی روی سطح تولید میشوند. هر چند بعلت وجود دافعه بین حفرههای همسایه بعد از آندایز طولانی مدت، خودنظمدهی رخ میدهد، اما این نظم در انتهای حفرهها وجود دارد و دیواره های ساخته شده در زمانهای اولیه نظم انتهای حفره را ندارند (شکل ۴-۷ پ). بهمین دلیل فیلم آلومینای متخلخل را در محلولی شامل کرومیک اسید بطور انتخابی حل میکنیم، که به آن سونش شیمیایی یا انحلال شیمیایی اکسید میگوییم (شکل۴-۷ ت). زمان مورد نیاز برای سونش شیمیایی اکسید شدیداً به ضخامت فیلم اکسیدی رشد یافته در طول آندایز مرحله اول وابسته بوده و می تواند از چند دقیقه تا چندین ساعت تغییر کند. نرخ رشد فیلم اکسیدی نیز بطور قابل توجهی به الکترولیت وابسته است، که بیشترین نرخ رشد برای آندایز با سولفوریک اسید مشاهده شده است. حال یک الگوی دورهای سه گوش مقعر روی سطح جدید آلومینیوم وجود دارد که بعنوان ماسک خود شکلیافته برای آندایز دوم عمل می کند، که امکان تولید با نظم بالا را در مرحله دوم به ما میدهد. آندایز دوم می تواند در همان شرایطی که آندایز اول انجام گرفت، صورت میگیرد. سرانجام ساختار آرایهای نانوحفرهی ششگوشی سنتز شده از آلومینیوم بدست می آید. فرایند تکرار آندایز[۵۲] با اکسالیک اسید، کاهش قابل توجهی در مقاومت الکتریکی آلومینای متخلخل آندیک در طول آندایز مجدد ایجاد می کند. شکل (۴-۷) الف) نمونه اولیه Al قبل از الکترپالیش ب) نمونه بعد از الکتروپالیش پ) نمونه بعد از آندایز اولیه که در سر حفرهها نظم خوبی مشاهده نمیگردد ت) نمونه آندایز شده بعد از سونش شیمیایی. آلومینیوم باقیمانده دارای الگوی دورهای سهگوشهی مقعر است. ث) نمونه بعد از آندایز دوم که دارای نظم بالایی میباشد ج) نمونه بعد از آندایز طولانی مدت. دیوارهها کمی حل گردیده و بازتر شده اند. برعکس، آندایز هدایت یافته با الگو برپایهی پیشالگو دادن آلومینیوم پالیش شده، پیش از آندایز است که منجر به سنتز نانوحفرههای با نظم ایدهآل می شود. در میان این روشها دندانهگذاری مستقیم سطح آلومینیوم با سوزن[۵۳] میکروسکوپ SPM ، لیتوگرافی پرتوی یونی کانونی[۵۴] و لیتوگرافی هولوگرافی[۵۵] برای تشکیل الگو روی سطح آلومینیوم با موفقیت استفاده شده اند. در این روش میتوان الگوهایی دلخواه و در نتیجه حفرههایی متنوع به شکل سهگوش، چهارگوش و ششگوش روی هر سطح ایجاد کرد، اما این روش زمانبر بوده و کاربردهای مقیاس آزمایشگاهی را محدود می کند. مدلهایی که برای دندانهگذاری آلومینیوم استفاده میشوند از موادی مانند SiC،Si3N4 و غیره هستند. ساخت آلومینای آندیک متخلخل از این روش در شکل (۴-۸) آمده است. عمق نوعی تقعرهای تشکیل شده با فرایند قالبگیری حدود ۲۰nm است . همچنین برای استفاده در کابردهایی خاص، تولید سطوحی با مناطق انتخابی شامل دستههای نانوسیمی می تواند با بهره گرفتن از فوتولیتوگرافی که از روشهای بسیار موفق در تولیدات مقیاس میکرو است و از طراحیها و مواد مختلفی برای نانوالگودهی استفاده می کند، کمک گرفت. در این روش ابتدا سطح آلومینای آندیک متخلخل با ماده فوتورزیست لایهنشانی می شود و سپس با تاباندن نور فرابنفش و بکاربردن دماهای بالا نواحی مورد نظر باز شده و سپس رشد نانوسیمها درون حفرههای باز شده انجام میپذیرد. در شکل (۴-۹) تصویر SEM نانوسیمهای تولید شده از این روش مشاهده میشوند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۸
ب مدرس
۱۸۳
۲۹
نیاوران
۱۱۵۵
۳۰
جهان کودک
۱۱۴۳
۳۱
شهدا تجریش
۱۱۷۳
۳۲
ظفر
۱۷۰
۳۳
تجریش
۱۱۱
۳-۷- روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه آماری در اغلب پژوهش های علوم رفتاری که از طریق نمونه گیری انجام می شود معمولا یکی از این دو حالت مورد نظر است(سرمد و دیگران۱۸۶:۱۳۸۶). الف – برآورد میانگین صفت متغیر(µ). ب- برآوردنسبت صفت متغیر(P). چون هدف این تحقیق ،برآوردنسبت صفت متغیر می باشد ، برای تعیین حجم نمونه از رابطه زیراستفاده شده است:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
P: برآورد نسبت صفت متغیر۵/۰=P Z :متغیر نرمال واحد متناظر با سطح اطمینان؛ ۹۶/۱=Z ε: مقدار اشتباه مجاز؛ ۰۵ ε=
هر کدام از دو طرح نمونه گیری تصادفی و غیرتصادفی دارای انواعی می باشند که محقق به صورت تصادفی طبقه ای با تخصیص برابر این نمونه گیری را انجام می دهد به این علت که تعداد مراجعه کنندگان به شعبه مشخص نبودبنابراین با توجه به ماهیت آن،این تحقیق قابلیت تعمیم به شعب منطقه شمال تهران بانک رفاه دارا می باشد.با بهره گرفتن از رابطه فوق حجم نمونه محاسبه شده تقریبا برابر با ۳۸۴ نفر می باشد با این وجود محقق جهت بدست آوردن اطلاعات بیشتر از نمونه ها و تعمیم مناسب نتایج نمونه آماری به جامعه آماری حدود ۴۴۰ پرسشنامه توزیع نموده است و در نهایت ۴۰۰ پرسشنامه جمع آوری و تجزیه و تحلیل شد. ۳-۸- قلمرو تحقیق ۳-۸-۱ - قلمرو موضوعی در این تحقیق هدف محقق بررسی این موضوع است که چه رابطهی میان متغیرهای « تصویر سازمانی » و « وفاداری مشتریان » برقرار است. ۳-۸-۲ - قلمرو مکانی قلمرو مکانی این تحقیق، شعب منطقه شمال تهران بانک رفاه می باشد. ۳-۸-۳ - قلمرو زمانی قلمرو زمانی بین بهمن۱۳۹۲ تا شهریور ۱۳۹۳ می باشد. ۳-۹- روش های تجزیه و تحلیل داده ها (خاکی، ۱۳۸۲، ۲۱۲) انتخاب روش انجام تحقیق بستگی به هدف ها و ماهیت موضوع پژوهش دارد. هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که مشخص نماییم چه شیوه و روشی را بکار گیریم، تا ما را هر چه دقیقتر، آسانتر و ارزانتر در دستیابی به پاسخ یا پاسخهایی برای پرسش یا پرسشهای تحقیق کمک نماید.
قبل از بهکارگیری آزمونهای همبستگی ابتدا باید از نرمال بودن توزیع متغیرهای تحقیق اطمینان حاصل کنیم. در صورتی که مؤلفههای ما نرمال باشند آزمون مناسب برای بررسی همبستگی پیرسون است و در صورتی که نرمال نباشد از آزمون اسپیرمن استفاده خواهد شد برای بررسی نرمال بودن مؤلفههای از آزمون کالموگروف-اسمیرنوف استفاده میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
n > N بله قرار دهید k = k+1 و دما را بهنگام سازی کنید خیر خیر عدد y را به تصادف در بازه(۰,۱) انتخاب کنید k >KیاTk<Tf بله خیر توقف کن بله
حلقه تصمیم گیری متروپلیس خیر
۶-۳ : جمعبندی
در این فصل به تعریف و تشریح سیستمها و سلولهای تولید انعطافپذیر پرداخته و دلایل پیدایش، جایگاه آن در بین سیستمهای تولیدی و مزایای اینگونه سیستمها را بررسی نمودیم. در ادامه، الگوریتم فراابتکاری ژنتیک و شبیهسازی تبرید که یک مکانیزم آماری جهت حل مسائل NP-Complete میباشد را به همراه اجزا و پارامترهای آن به تفصیل تشریح کردیم.
فصل چهارم
ارائه مدل ریاضی
۱-۴: مقدمه
در این فصل یک مدل CMS یکپارچه مرکب از مساله تولید سلولی کلاسیک و تعیین قیمت بر اساس تقاضای کالا ارائه شده است. مساله شکلدهی سلولی کلاسیک به تخصیص گروهی از ماشینها به سلولها، دستهبندی قطعات به خانواده قطعات و تخصیص خانواده قطعات به سلولها برای شکلدهی سلولهای مستقل می پردازد. در یک محیط تولیدی ماشینهای مختلفی با توان عملیاتی مختلف و ظرفیتهای تولیدی متفاوت و با امکان وجود چندین نسخه از هر ماشین وجود دارد. به عبارت دیگر انواع مختلفی از قطعات با توالی و حجم عملیاتی مشخص برای تکمیل شدن تولید وجود دارد. در این محیط تولیدی مهمترین مساله افزایش سود و افزایش سطح رضایت مشتریان بطور توامان میباشد در مسائلی که تا کنون در زمینه تولید سلولی مطرح گردیده است همیشه هدف شکلدهی سلول بر اساس کاهش هزینه های ناشی از تولید بوده است. مدل ارائه شده در این تحقیق با تکیه بر دو هدف اصلی افزایش سود و افزایش سطح رضایت مشتری در محیط تولید سلولی دنبال شده است که تا کنون مورد بررسی قرار نگرفته بود. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۴: ویژگیهای کلی مدل ارائه شده:
از بارزترین ویژگیهای این مدل میتوان به موارد زیر اشاره کرد: محاسبه سود: در این تحقیق هدف بیشینه کردن درآمد حاصل از فروش کالا ها در کلیه دورهها با توجه به قیمت تعیین شده توسط مدل میباشد، که این رویکرد به نوبهی خود در مسائل CMS وDCMS رویکردی جدید قلمداد می شود. در صورتیکه همان طور که در فصل ۲ بدان اشاره شد در ادبیات موضوع CMS همواره سعی بر کمینه کردن هزینهها بدون در نظر گرفتن میزان سود بوده است. مشتری مداری: در دنیای واقعی و بخصوص در صنایع تولیدی با این مشکل روبرو هستیم که مشتری در بعضی از موارد، در بعض از کالا های خاص به صورت الزام خواستار تولید حداقلمیزانی از تقاضای ارائه شده از جانب خود میباشد و در این صورت تولید کننده/ ارائه دهنده خدمت، موظف به برآورده کردن خواسته های مشتری به جهت کسب رضایت مشتری و مشتری مداری میباشد . که در تحقیق پیش رو این مسئله مورد توجه قرار گرفته است. تعیین قیمت مناسب کالا جهت عرضه به بازار فروش:همان طور که در بالا بیان شد هدف در این مدل بیشینه کردن میزان سود حاصل از فروش کالا در کلیه دورهها میباشد و با توجه به تابع تقاضای ارائه شده بر اساس قیمت، لازمهی آن تعیین قیمت مناسب برای هر کالا در هر دوره میباشد . که در این قیمت،باتوجه به تقاضای کالا در آن قیمت و هزینه های در نظر گرفته شده در مدل به هدف مورد نظر که همان بیشینه کردن سود میباشد نائل خواهیم شد. بنابراین تعیین قیمت برایهر کالا در هر دوره یکی از ماموریتهای این مدل میباشد که به نوبهی خود در ادبیات CMSو DCMSنوآوری محسوب می شود. تعیین نقطه مناسب جهت میزان تولید و پاسخگویی به تقاضا: در این تحقیق مدل تعیین می کند که چه میزانی از تقاضاهای داده شده از هر کالا در هر دوره پاسخ داده شود ، به بیان دیگر با توجه به تابع تقاضای داده شده که تابعی نزولی از قیمت است، میتوان تعیین نمود که چه میزان از هر کالا در هر دوره با توجه به قیمت تعیین شده برای آن کالا در آن دوره تولید شود و حتی این امکان داده شده است که کالایی اصلا تولید نشود بدلیل اینکه تولید آن کالا اصلا مقرون به صرفه نیست که این موضوع در ادبیات پیشین CMS و DCMS کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مشخص شدن کالاهای سودده یا ضررده: مدل ارائه شده در تحقیق پیش رو قادر به تعیین و تشخیص سودده یا زیانده بودن کالاها دردورههای مختلف بوده و با توجه به تابع هدف ارائه شده سعی بر تولید کالاهای با سود بیشتر و عدم تولید کالاهایی که از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نمیباشند دارد. تشخیص گسترش یا حذف برخی از واحدهای تولید: با توجه به تحلیلهای قابل انجام بر روی مدل ارائه شده و مشخص شدن بصرفه بودن تولید، میتوان در مورد گسترش و یا حذف واحدهای تولیدی تصمیم گیری نمود.
۲-۳-۴: فرضیات مدل:
هر نوع قطعه دارای تعداد مشخصی عملیات میباشد که باید بر اساس توالی مربوطه انجام گیرد. زمان انجام برای همه عملیاتهای یک قطعه روی ماشینهای مختلفی که توانایی انجام آن عملیات را دارا میباشند، مشخص میباشد. حداکثر میزان تقاضا برای هر نوع قطعه مشخص میباشد. تقاضا در هر دوره تابعی نزولی از قیمت کالا در آن دوره در نظر گرفته می شود. ظرفیت هر نوع ماشین مشخص میباشد. حرکت قطعات بصورت دستهای (Batch) میباشد و هزینه جابجایی بین سلولی بهازای هر دسته(Batch)مشخص و ثابت میباشد. هزینه های ثابت مربوط به هر ماشین مشخص میباشد. این هزینهها شامل هزینه نگهداری ماشینها میباشد. تعداد ماشینهای موجود از هر نوع ماشین مشخص میباشد. هزینه متغیر تولید برای انجام عملیات روی هر ماشین به میزان قطعهای که به آن ماشین تخصیص مییابد بستگی دارد. در این مدل در ابتدای هر دوره ماشین خریداری می شود و در شروع دوره ی بعدی در صورتی که ظرفیت ماشین ها برای قطعات آن دوره کافی نباشد تعدادی ماشین خریداری می شود. در هر دوره که ماشین مازاد ظرفیت داشته باشند می توان ماشین ها را از فضای سلول ها خارج کرد تا هزینه نگهداری ماشین ها کاهش یابد و در زمانی که به ظرفیت بیشتری نیاز باشد میتوان این ماشین ها را به سلول ها اضافه کرد. هزینه جابجایی هر نوع ماشین بین دو دوره مشخص است. این هزینه شامل هزینه جابجایی ماشین هایی که به سلول اضافه یا از سلول کم میشوند نیز می شود. جابجایی ماشینها از یک سلول به سلول دیگر در زمان بین دورهها انجام میگیرد و زمان مورد نیاز برای این کار صفر در نظر گرفته شده است. هزینه جابجایی ماشینآلات از هر نوع مشخص و مستقل از مکان قرارگیری میباشد. هزینه جابجایی بین سلولی برای تمام جابجاییها ثابت در نظر گرفته شده است. قیمت فروش در دوره های مختلف متفاوت و در طول یک دوره ثابت است. حرکت قطعات فقط بین سلولی در نظر گرفته شده است. مشتری ها نزدیک بین میباشند. تقاضا مستقل از زمان در نظر گرفته شده است. تعداد سلولهایی که باید شکل گیرد از قبل مشخص است. ماکسیمم و مینیمم سایز سلول مشخص میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
طبیعی است که هر عاشقی برای راه یافتن به دل معشوق، خود را طبق سلیقه و خواست او می آراید. مثلا در خانواده، مطلوب است که زن ببیند شوهرش چه مدل آرایش و چه نوع رنگ لباسی را دوست دارد و آن گونه خود را آرایش کند و لباس بپوشد. چون از این راه بیشتر در دل شوهرش جا می گیرد. زنی که محب خداست و می خواهد محبت و نظر خدا را به خود جلب کند باید باب سلیقه خدا عمل کند. باید ببیند خدا زن را چطور می پسندد و همانطور ظاهر شود. خدا زن را پوشیده دوست دارد. راه جلب نظر الهی برای زن اختیار کردن حجاب سادگی و متانت است(طیب،۵۲:۱۳۸۸).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴- کارکردهای اجتماعی حجاب ۱-۴- حجاب عامل استحکام خانواده حجاب به دو طریق باعث تحکیم پیوند خانوادگی و استحکام خانواده هاست. اولین تاثیر حجاب در استحکام روابط خانوادگی در مرحله انتخاب همسر صورت می گیرد. حجاب باعث می شود که در حین انتخاب همسر، زیبائی ها و جذابیت های زن در چشم مرد جلوه نکند و او مبنای انتخاب خود را از ملاک زیبائی به ملاک های دیگری در زن تغییر بدهد. تایید این واقعیت چندان دور از ذهن نیست که زیبائی زن باعث می شود مردان در حین انتخاب به مقولات دیگر چندان توجهی نشان ندهند و برای تصاحب این همه جمال و زیبائی تعجیل کرده و حسابگری های دیگر را لحاظ نکنند و نیز واضح است که انتخابی که تنها از روی احساس صورت گرفته و صرف زیبائی زن را ملاک قرار می دهد از عمق زیادی برخوردار نخواهد بود زیرا زیبائی های زن هر چقدر هم که برای مرد خیره کننده باشد با گذشت زمان تکراری شده و دیگر آن همه جذابیت پیشین را نخواهد داشت. در این مواقع است که اگر بنا به یک اتفاق، زن زیبائی خود را از دست بدهد و یا مرد، زنی زیباتر از همسر خویش را پیدا کند بدون دریغ به سوی او گرایش پیدا خواهد کرد زیرا زیبائی برای او تعیین کننده بوده است. اما حجاب مانع از این انتخاب سطحی و احساساتی می گردد و باعث می شود مردان ملاک های دیگری را در زن جستجو کرده و آنها را مبنای تشکیل زندگی خود قرار دهند. لذا در اینگونه انتخاب ها است که مبنای زن و شوهری و محبت میان آنها بر پیوند های استواری بنا شده است و زیبائی و یا عدم زیبائی زن چندان خللی در این ارتباط ایجاد نخواهد کرد(اقبالی،۸۴:۱۳۹۰). مردی که بیرون از خانه دائماً در معرض جلوه های زنان است و با تحریکات گوناگون مواجه می شود، کم کم از همسر خود دلسرد می گردد و در نتیجه، محیط خانواده انسجام خود را از دست داده و سست و چه بسا متلاشی می شود، چرا که همسر او حدّ معینی از زیبایی را دارد و همه جذابیتها و زیبایهای ظاهری زنان خودآرا و جلوه فروشی را که در جامعه می بیند، ندارد و مرد خواه ناخواه اقدام به مقایسه زن خود با زنان دیگر می نماید و از محدودیتهای ظاهری زن خود دلسرد می گردد. اگر بخواهیم بنیاد خانواده مستحکم باشد، باید مرد از معرض چنین جلوه هایی مصون بماند و برای این منظور زنان باید پوشیده و موقر در جامعه ظاهر شوند. این به سود خود زن هم هست. ۲-۴- حجاب باعث بقای انگیزه ازدواج حجاب باعث حفظ انگیزه ازدواج و تن دادن مرد به مسئولیتها و دشواریهای تشکیل و اداره ی خانواده است. یکی از معضلاتی که امروز در جامعه وجود دارد این است که مردها تن به ازدواج نمی دهند. چون از طرفی تامین هزینه ی اداره ی زندگی و مسئولیتهای دشوار اداره ی خانواده، کار سنگینی است و از طرف دیگر وقتی زنان خود را آرایش می کنند و در جامعه عرضه می نمایند و به آسانی خود را در دسترس مردان قرار می دهند، مرد دلیلی برای تن دادن به مسئولیتهای سخت و دشوار اداره ی خانواده نمی بیند. بازار آزاد لذت جویی های جنسی، خواسته های او را تامین می کند. بدون اینکه آن دردسرها و هزینه ها و مشکلات را داشته باشد. لذا اگر بخواهیم انگیزه ی تشکیل خانواده باقی بماند، باید راه کامیابی های جنسی به شکل غیر اخلاقی در جامعه بسته باشد و بازار آزاد لذت جویی ها تعطیل شود و زن به هنگام حضور در جامعه، باید پوشیدگی، وقار، متانت و سنگینی خود را حفظ کند، تا تنها راه تامین این نیاز حیاتی برای مرد، تشکیل خانواده باشد(همان:۸۶). ۳-۴- حجاب باعث پویایی و نشاط جامعه این تصور که حجاب باعث می شود که زنان امکان حضور فعال در جامعه را نداشته باشند با روح حاکم بر اصل حجاب در اسلام تضاد دارد. حجاب در دین اسلام دارای یک سری ضوابط و حدود مشخص است که به هیچ عنوان مانع حضور فعال زن در جامعه نیست. دین اسلام به هیچ وجه نگفته است که زنان باید در خانه محصور شوند و یا هنگامی که در جامعه حاضر می شوند طوری خود را بپوشانند که دیگر قادر به انجام هیچ گونه فعالیتی نباشند. اسلام به شدت مخالف محصور کردن زن در درون خانه است و حتی انجام کارهای داخل خانه را جزء تکالیف زن نمی شمارد و به حجاب زنان نیز صورت تعدیل یافته ای بخشیده است تا زنان در عین حالیکه رعایت تقوا و عفاف را در مواجهه با نامحرم لحاظ می کنند از انجام وظایف اجتماعی خود نیز باز نمانند(مطهری،۶۲:۱۳۸۴). اگر یک فرد رفتار کاملا تنظیم شده ای داشته باشد و در هنگام انجام یک کار با تمرکز ذهنی و روانی کامل کار خود را پیش ببرد کارائیش بیشتر از کسی خواهد بود که رفتارش تنظیم نشده و بدون تمرکز ذهنی و روانی کامل به انجام کار مشغول می شود. به عبارت دیگر فردی که همزمان مشغول انجام دو یا چند فعالیت مهم است بسیار کمتر از کسی که سرگرم انجام یک کار بوده و تمرکز روی آن کار دارد، کارائی خواهد داشت. به طور مثال واضح است که فردی که از طرفی مشغول مطالعه است و از طرفی دیگر در حال تماشای مسابقه فوتبال از تلویزیون است کارائی کمتری نست به کسی که صرفا مشغول مطالعه بوده و مزاحمی به نام تلویزیون را ندارد، خواهد داشت. مقوله بی حجابی و حضور زنان با لباس های تحریک کننده نیز به همین صورت است. مثلا اگر یک دانشجو در سر کلاس دختری را با وضعیت کاملا زننده و تحریک آمیز در کنار خود ببیند بیشتر حواسش به درس جمع است یا دانشجوئی که با این مسئله روبرو نیست و تنها با استاد و کتاب سر و کار دارد؟ پاسخ روشن است. لذا این بی حجابی است که مانع کارائی جامعه می شود و نه حجاب که باعث تنظیم روابط جنسی و جهت دادن به نیروهای افراد جامعه است. نشاط جامعه در گرو نشاط افراد جامعه است و نشاط افراد جامعه نیز مستلزم جلوگیری از هدر رفتن انرژی های زائد و تنظیم آنها در یک چارچوب خاص است. به عبارت دیگر افراد یک جامعه وقتی نشاط را تجربه خواهند کرد که تمامی نیازها علی الخصوص نیاز به محبت و عشق و نیز نیاز به روابط جنسی در آنها در یک چارچوب مشخص برآورده شود و افراد احساس کمبود در نیازهای خود نداشته باشند. نکته مهمی را که در اینجا باید لحاظ کرد بحث نشاط جنسی افراد جامعه است که تنها و تنها در سایه رعایت حجاب از سوی زنان و محدود کردن روابط جنسی در چارچوب خانواده امکان پذیر خواهد بود. در واقع وقتی در جامعه زنان حجاب نداشته باشند و زیبائی های خود را بدون هیچ محدودیتی در اختیار مردان نامحرم در جامعه قرار دهند کم کم به دلیل بالا رفتن آستانه تحریک مردان جامعه، جذابیت های زنان برای آنها بی تاثیر خواهد شد و به همین دلیل در روابط جنسی هیچگونه لذتی باقی نخواهد ماند و به تبع آن نشاط جنسی در آن جامعه از بین خواهد رفت و در این حالت است که افراد به سمت تنوع طلبی در روابط جنسی گرایش پیدا می کنند. به همین دلیل اسلام قصد دارد با الزام حجاب به زنان، نیازهای عاطفی و جنسی افراد را از درون جامعه به چارچوب خانواده منتقل کند تا با جلوگیری از بوجود آمدن این مشکلات باعث ایجاد آرامش روانی و سلامت جسمانی افراد و به تبع آن، نشاط جامعه شود. ب. مولفه های الگوی حجاب زن مسلمان ایرانی الگوی حجاب زن مسلمان ایرانی دارای مولفه هایی است که اکنون پس از ذکر ملاحظات موجود در این زمینه، در ذیل به آنها اشاره می گردد. ۱- حجاب در پوشش و لباس اولین و مهمترین مولفه ای که در باب حجاب زن مطرح می گردد، حجاب در پوشش و لباس است. زنان مسلمان طبق دستور صریح دین مبین اسلام می بایست بدن خود را از نگاه مردان نامحرم بپوشانند. در ادامه به آیات و روایات موجود در این زمینه اشاره می گردد. «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا» «اى پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گیرند این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است» (قرآن کریم، احزاب:۵۹). «…وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ..» «…زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسرى خود را بر سینه خویش فرو اندازند..» (قرآن کریم، نور:۳۱). همچنین احادیث و روایات بسیاری در این زمینه وجود دارند که هر کدام به نوعی حدود و ابعاد حجاب در پوشش زن در برابر مردان نامحرم را مشخص می کنند (وسایل الشیعه: ج۳، ص۲۵ ؛ الکافی: ج۵، ص۵۲۱ ؛ سنن ابی داوود: ج۲، ص۳۸۳). از مجموع این آیات و روایات برداشت می گردد که زنان می بایست در برابر مردان نامحرم، همه جای بدن به جز صورت و کفّین، و زینت های خود را بپوشانند. ۲- حجاب در رفتار دیگر مولفه ای که برای حجاب زنان در آیات قرآن و روایات معصومین(ع) ذکر شده است، حجاب در رفتار زنان است که به نوعی به مقوله حیا و عفاف به عنوان ابعاد درونی حجاب، نیز مرتبط است. تعدادی از آیات و روایات این زمینه عبارتند از: «…وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ..» «…و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود..» (قرآن کریم، نور:۳۱). و نیز احادیثی که در این زمینه وجود دارند (وسائل الشیعه: ج۲۰، ص۱۸۵ و ۱۹۷ و ۱۹۸). ۳- حجاب در گفتار از دیگر مولفه های الگوی حجاب زن مسلمان، حجاب در گفتار و نحوه سخن گفتن با مردان نامحرم است که این بعد نیز به حجاب درونی و یا همان عفت و حیا مرتبط است. آیات و روایاتی نیز در این زمینه به چشم می خورد که تعدادی از آنها عبارتند از: «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ..» «پس نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار است به طمع افتد» (قرآن کریم، احزاب:۳۲). و نیز احادیثی که در این زمینه وجود دارند (بحارالانوار: ج۲۷، ص۳۳۵ و ۳۵۶ و۳۴۰). ۴- حجاب چشم مولفه ی دیگر الگوی حجاب زن مسلمان، همانا حجاب چشم و مراقبت از نگاه خود در مقابل مردان نامحرم است. اگر چه دستورات اکید اسلام در زمینه حفظ و مراقبت از نگاه غالبا مردان را مخاطب قرار می دهد اما اسلام به زنان نیز دستور داده است که مراقب نگاه های خود باشند. «…قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ..» «…ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند..» (قرآن کریم، نور:۳۱). جمع بندی این فصل در پی دست یابی و شناخت مولفه های الگوی حجاب و پوشش زن مسلمان ایرانی بوده است و بدین منظور ابتدا ملاحظات مهم و اساسی دیدگاه اسلام پیرامون بحث حجاب مورد بررسی قرار گرفت که این ملاحظات عبارت از: از بین بردن زمینه ایجاد فساد لازمه تعالی جامعه، حجاب امری اجتماعی و نه فردی، کارکردهای فردی حجاب برای زنان و کارکردهای اجتماعی حجاب بودند. تعدادی از مهمترین کارکردهای فردی و اجتماعی حجاب عبارتند از: حجاب باعث پویایی و نشاط جامعه، حجاب باعث بقای انگیزه ازدواج، حجاب عامل استحکام خانواده، حجاب مایه ی مقبولیت زن نزد خداوند، حجاب زمینه ساز برخورداری یکسان زنان از آرامش و شادی، حجاب زن مایه ی آرامش روحی مرد، حجاب باعث رهائی زن از رنج و خرج تحمیلی، حجاب باعث محبوبیت زن برای همسرش، حجاب باعث افزایش مطلوبیت و ارزش زن، حجاب مایه امنیت زن و حجاب باعث مطرح شدن شخصیت زن بودند. پس از بررسی این ملاحظات به تبیین مولفه های الگوی حجاب زن مسلمان ایرانی در زمینه های حجاب در پوشش، حجاب در رفتار، حجاب در گفتار و حجاب چشم پرداخته شد. فصل ششم راهکارهای تقویت الگو در میان زنان جامعه پس از انقلاب اسلامی مقدمه تمایل یا عدم تمایل نسبت به هر پدیده ای منوط به دو شرط اساسی است که اولین و مهمترین آن کسب آگاهی و شناخت نسبت به آن پدیده می باشد. به عبارت دیگر اطلاع از ماهیت و چیستی یک پدیده است که منجر به نفی و یا اثبات آن می گردد و بدون داشتن اطلاع و آگاهی در باب آن مقوله، اساساً نفی یا اثبات آن بی معنا خواهد بود. شرط دوم که البته بی اهمیت نیست همانا سنجش نسبت میان سود و زیان ناشی از آن پدیده است که منجر به انتخاب و یا رد آن می گردد. مقوله ی سبک زندگی نیز از این دست مقولاتی است که در جامعه ما، مردم یا اطلاعی از سبک زندگی دینی ندارند و یا سبک زندگی مدرن و امروزی آنان برایشان کارکرد مثبت دارد. اصلاح سبک زندگی منوط به آن است که بتوان آرمانها و ارزشهای جایگزین برای نسل جوان طراحی، و رقابتها را به آن سو هدایت کرد. نخبگان و گروه مرجع، احزاب و سازمانهای مردمنهاد و نهادهای تبلیغی میتوانند در این زمینه ایفای نقش کنند؛ چنانکه ساختارهای فرهنگی اجتماعی نیز بر این عرصه تأثیری بسزا دارند. لذا با عنایت به تبیین الگوی سبک زندگی زن مسلمان ایرانی که در این پایان نامه سعی کوچکی در راستای آن صورت گرفت، لازم است که زمینه ها و راهکارهای تقویت آن در جامعه مورد بررسی قرار گیرد. در ادامه بحث، راهکارهای تقویت این الگو در سه محور زیر مورد بررسی قرار می گیرند: الف- راهکارهای تقویت الگوی نقش اجتماعی زن مسلمان ب- راهکارهای تقویت الگوی مصرف زن مسلمان ج- راهکارهای تقویت الگوی حجاب زن مسلمان لازم به ذکر است که راهکارهای زیر از مصاحبه با اساتید و کارشناسان استخراج گردیده است. الف- راهکارهای تقویت الگوی نقش اجتماعی زن مسلمان در این بخش درصدد پیشنهاد راهکارهایی هستیم که از یک سو زنان را به ایفای نقشهای اجتماعی و اقتصادی، متناسب با ویژگیها و مسئولیتهای زنانه مطرح شده در الگوی حاضر فراخواند و از سوی دیگر کاهش فشارهای جسمی و روانی و افزایش حس همبستگی خانوادگی و اجتماعی را در پی داشته باشد. ۱- تغییر در الگوهای پیشرفت می توان ادعا کرد که الگوها و شاخصهای توسعه از آنجا که اصلاحات فرهنگی و اجتماعی را با نگاهی اقتصاد محور، دنبال میکنند ضد مصالح خانوادهاند و از این روی، در حالی که برابری در احراز مناصب اجتماعی و اقتصادی از سیاستهای توسعه به شمار میآید، اصلاح الگوی مصرف، کاهش میزان طلاق و افزایش همبستگی خانوادگی جایی در ادبیات توسعه ندارد. بر این اساس، لازم است الگوها و شاخصهای توسعه بر اساس نگرش اسلامی و با نگاهی فرهنگ محور بازتعریف شوند و سیاستهای جنسیتی در آن به روشنی کانون توجه قرار گیرند(مصاحبه با حجت الاسلام زیبایی نژاد، ۱۷/۷/۹۰ ؛ دکتر کرمی،۲۰/۹/۹۰ ؛ دکتر نیلچی، ۱۱/۸/۹۰) ۲- ارزشگذاری به کار خانگی زنان تنزل جایگاه خانواده، مادری و همسری از عوامل رویکرد زنان به اشتغال است. از این روی، لازم است سیاستهای تبلیغی و نظام ارزشگذاری به سمت خانواده محوری تغییر مسیر دهد تا از یک سوی، زنان از مسئولیتهای خود در پرورش جسمی و روحی فرزندان و نظارت بر عملکرد آنان، تقویت بنیادهای اخلاقی اعضای خانواده، حمایت عاطفی و جنسی از همسر، کنترل سبد هزینههای خانواده و اصلاح الگوی مصرف و تقویت پیوندهای طایفهای آگاه شوند، و مردان نیز وظایف اقتصادی، نظارتی و حمایتی خود را بهخوبی بشناسند و در قبال ایفای درست آنها احساس مسئولیت کنند. افزون بر این، باید اهمیت اقتصادی و فرهنگی کار خانگی را به خوبی نشان داد. با وجود اهمیت بسیارِ کار خانگی در اقتصاد ملی، چنانکه گیدنز اشاره میکند «نظریههای جامعهشناسی توجه چندانی به کار زنان در خانه نکردهاند؛ در حالی که کار خانگی از نظر ارزش، تقریباً معادل یکسوم کل تولید سالانه در یک اقتصاد امروزی است؛ و افزون بر این، برای مردان زمینهای فراهم میکند که به اعتماد حضور همسرانشان در خانه، کار بیشتری انجام دهند(مصاحبه با حجت الاسلام زیبایی نژاد، ۱۷/۷/۹۰ ؛ دکتر علم الهدی، ۲۹/۸/۹۰ ؛ دکتر قندفروش، ۱/۱۰/۹۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تفکیک سیتوکینها از هورمونها کمی دشوار است ولی چند تفاوت راهگشا است؛ سیتوکینها غلظت کمتری در خون دارند، بر سلولهای اطراف خود موثرترند، از سلولهای مختلفی ترشح میشوند، بیشتر بر سیستم ایمنی موثرند و … ولی هورمونها از بافتهای مشخصی مانند غدد با غلظت بیشتر در خون ترشح میشوند و عملکردهای متنوعی دارند.
۱-۱۶-۳ انواع سیتوکینها:
آن دسته از سیتوکینها که از ماکروفاژها ترشح میشوند منوکین و آن دسته که از لنفوسیتها ترشح میشوند لنفوکین نامیده میشوند. سیتوکینها بسیار متنوع هستند و از طریق گیرندههایی که روی سلولهای مختلف بدن دارند به آنها متصل شده و اثرات خود را بدین شکل اعمال میکنند. گروهی از سیتوکینها را اینترلوکین مینامند که تعداد آنها بسیار زیاد است و با شماره مشخص میشوند مانند اینترلوکین ۱۷. اریتروپوئیتین و تروموبوپویتین نیز از سایتوکینها هستند ولی عملکردی متفاوت از سیستم ایمنی دارند.
۱-۱۶-۴ عملکرد سیتوکینها در سلولها:
موادی که از سلولهای مختلف بدن از جمله سلولهای سیستم دفاعی ترشح میشود و بر فعالیتهای سیستم ایمنی تاثیر دارد تحت نام کلی سیتوکینها نامیده میشوند. سیتوکینها را بسیاری از سلولها و موادی شبیه سیتوکین را همه سلولهای بدن در شرایط خاص قادرند ترشح کنند. سیتوکینها قادر به فعال سازی ماکروفاژها هستند و لنفوسیتهای B را مبدل به پلاسماسل میکنند و تولید کلاسهای مختلف آنتی بادی را القا میکنند. سیتوکینها قادرند با تبدیل دستهای از لنفوسیتهای فعال شده به سلولهای خاطرهای در بدن ایجاد مصونیت کنند. برخی از سیتوکینها مستقیما به سلولهای سرطانی حمله میکنند.
۱-۱۷ سیکلواکسیژنازها:
آنزیم سیکلواکسیژناز ۲۰ سال پیش برای اولین بار شناخته شد، (PGHs) سنتازآنزیم کلیدی در تبدیل اسید آراشیدونیک به پروستاگلاندین ها است. در سال ۱۹۷۶ تخلیص و فعالیت آنزیمی سیکلواکسیژناز مشخص گردید.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در سال ۱۹۹۱ مشخص شد در پستانداران دو ایزوفرم از این آنزیم، بنا م های ۱Cox- و ۲- Cox با ژ ن های مستقل و الگوی بیان متفاوت وجود دارد داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی نظیر آسپرین، از ۱۰۰ سال پیش جهت مهار ایزوزیم های سیکلواکسیژناز در اختیار همگان می باشند. دو ایزوزیم مذکور از لحاظ اندازه، توالی اسید آمینه ای و فعالیت آنزیمی مشابه می باشند ولی از لحاظ الگوی بیان و عملکرد سلولی تفاوت دارند آنزیم. ۱Cox- در اکثر بافت ها بطور پیوسته بیان می شود، در حالی که ۲Cox- به عنوان جزئی از واکنش های التهابی در پاسخ به تحریکات خارج سلولی سریعاً القاء می گردد و میزان آن در اغلب بافت های طبیعی غیر قابل سنجش می باشد ۲ Cox- نقش مهمی در تنظیم تکثیر سلولی، تمایززدایی التهاب، درد، و سرطان ایفاء می کند مهار ۲Cox-به عنوان یک استراتژی امیدبخش و مؤثر برای درمان و جلوگیری از سرطان مورد توجه قرار گرفته است.
۱-۱۷-۱ مهارکننده های سیلکواکسیژناز و نحوه عمل آنها:
داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی نظیر ایندومتاسین وایبوبروفن به کانال هیدروفوبی ایزوزیم های سیلکواکسیژنازمتصل شده و باعث مهار آن می شوند آسپرین تنها مهار کننده سیکلواکسیژناز است که با آن اتصال کووالانسی(استیلاسیون) برقرار می کند. استیلاسیون اسید آمینه سرین ۵۳۰ مانع از اتصال اسید آراشیدونیک به جایگاه فعال و در نتیجه مهار برگشت ناپذیر آنزیم می شود سایر داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی با اسیدآراشیدونیک برای اتصال به جایگاه فعال رقابت می کنند و باعث مهار برگشت پذیر دو ایزوزوم می شوند.
۱-۱۸ (Angiogenesis) رگزایی:
بیشتر تومورهای سفت برای فراهم کردن مواد غذایی ضروری برای رشد و زنده ماندن نیاز به رگ های خونی جدید دارند. بیان بیش از حد ۲ Coxسبب ازدیاد تولید فاکتور های رشد رگ زا می شود.
۱-۱۹ احیاء قندها:
واکنش احیاء عکس واکنشهای اکسیداسیون است . بدین معنی که اگر ترکیبی اکسیژن ازدست بدهد ویا پروتون و الکترون جذب کند احیا می گردد.در اثر احیاء قندها ترکیبات مهمی تولید میشود برای مثال ریبوز قندی پنچ کربنه است که بر اثر انجام واکنشی از نوع احیاء بروی کربن شماره دو آن یک اکسیژن از دست می دهد و تبدیل به قند حیاتی دزوکسی رایبوز می شود . دزوکسی ریبوز یکی از سه ترکیب مهم تشکیل دهنده مولکول DNAمی باشد. (بازهای ألی و گروهای فسفات دو عامل دیگر تشکیل دهنده مولکولDNAمی باشند). علاوه بر دزوکسی قندها , بر اثر واکنشهای احیا ء بروی قندها پلی الکلها نیز از تشکیل میگردند. سوربیتول , ربیتول و گلیسرولپلی الکل هایی هستند که به ترتیب از گلوکز(یا فروکتوز) , ریبوز و گلیسرآلدئید سنتز می شوند.
۱-۲۰ اثر انسولین بر متابولیسم هیدراتهای کربن:
آشکارترین عمل انسولین،پایین آوردن سریع مقدارقندخون است.بسیاری از بافتهای بدن برای گرفتن گلوکز، از خون به انسولین متکی هستند . در غیاب انسولین،گلوکزنمی تواند به آسانی وارد سلول ها شود وبنابراین ،سوختن وتولید انرژی از آن،دچار اختلال می شود،دو مورد استثنای مهم در این میان ،مغز وکبد هستند که سلول های آنها حتی در غیاب انسولین،کاملا نسبت به گلوکز نفوذپذیری دارند . در بافت هایی چون ماهیچه وچربی،گلوکزبراساس انتشار ساده وتسهیل شده وارد سلول می شود.ناقل های گلوکزهم در غشای پلاسمایی وهم در جایگاه های درون سلولی مستقرند.انسولین سبب می شود که ناقل ها از جایگاه های درون سلولی خود به غشاء پلاسمایی نقل مکان کنند با افزوده شدن بر تعداد ناقلان حاضر در غشاء ، انسولین می تواند بر مقدارجذب گلوکز به درون سلول بیافزاید . انسولین علاوه برتسهیل ورود گلوکز به سلول ، متابولیسم استفاده از این قند را هم افزایش می دهد.در بیشتر سلول ها به ویژه سلول های کبد و ماهیچه،انسولین باعث تشکیل گلیکوژن ومانع از شکسته شدن این ماده است در نتیجه گلیکوژن ذخیره در سلول افزایش می یابد.انسولین باعث تحریک تعدادی از آنزیم های مسیر گلیکولیز هم هست بنابراین در بیشتر سلول های حساس به انسولین ،متابولیسم گلوکز از طریق گلیکولیز افزایش می یابد. انسولین علاوه بر تحریک جذب گلوکزواستفاده از آن توسط بافت های محیطی چون ماهیچه وبافت چربی ، از دو راه باعث می شود که کبد برون ده گلوکز را بکاهد.یکی اینکه انسولین فعالیت چندنوع آنزیم مهم را در مسیر گلوکونئوژنز(فرایندی است که توسط آن پیش ماده های غیر گلوکزی چون اسید های آمینه، به گلوکزمبدل می شوند)دیگر آنکه انسولین باعث مصرف اسید های آمینه در بافت های محیطی می شودودر نتیجه،از مقدار ذخیره اسید های امینه ای که به طور طبیعی پیش ماده های اصلی گلوکونئوژنز در کبدند، می کاهد.
۱-۲۱ اثر انسولین بر متابولیسم لیپیدها:
در نتیجه چندین اثر ویژه انسولین بر متابولیسم لیپیدها، این هورمون سبب می شود که سوخت های اضافی به صورت تری گلیسریدها ذخیره شوند . انسولین در کبد وبافت چربی برسنتز اسیدهای چرب می افزاید.در بافت چربی، اسید های چرب با گلیسرول فسفات ترکیب می شوند وبه صورت تری گلیسرید ذخیره شدنی درمی آیند .در مقابل ،کبد فقط مقدار اندکی از اسید های چرب محصول خود را ذخیره می کند در عوض بیشتر اسید های چرب به صورت لیپوپروتئین بسته بندی شده در خون می ریزند.این مواد را بافت چربی می گیرد واسید های چرب آنها را مبدل به تری گلیسرید می کند. ودر خود ذخیره می سازد.انسولین در بافت چربی ،محرک فعالیت آنزیم لیپو پروتئین لیپاز می شود که بر مقدار جذب لیپوپروتئین ها از خون می افزاید.اثر انسولین بر تحریک جذب گلوکز توسط بافت چربی هم بر مقدارذخیره تری گلیسرید ها می افزاید . گلوکز در درون سلول های بافت چربی ممکن است برای ساخته شدن اسیدهای چرب بسوزد ومصرف شود یا آنکه برای تولید گلیسرول فسفات به کار رود.گلیسرول فسفات،اسکلتی را می سازد که اسید های چرب با آن می چسبند وتری گلیسرید را تشکیل می دهند . پس با افزایش ورود گلوکز به سلول های بافت چربی،انسولین،هم سنتزاسید های چرب وهم گلیسرول فسفات را که هر دو،اجزای ساختمانی تری گلیسریدها هستند، بالا می برد.انسولین علاوه بر اثر تحریک کنندگی بر سنتز چربی ،مانع تجزیه تری گلیسریدها (لیپولیز) می شود.شکسته شدن تری گلسیریدها به اسیدهای چرب وگلیسرول توسط نوعی آنزیم به نام لیپازحساس به هورمون-hormon-sensitive lipase صورت می گیرد. انسولین در کبد وبافت چربی مانع فعالیت این آنزیم است پس لیپولیزرادراین دواندام کم می کند.بدین ترتیب اثر کلی انسولین بر متابولیسم لیپید،زیاد کردن ذخیره تری گلیسرید ودرهمان حال ،مانع شکسته شدن تری گلسیرید است.
۱-۲۲ اثرانسولین برمتابولیسم پروتئین ها:
انسولین،اثرات عمیقی بر متابولیسم پروتئین ها در بدن دارد.این اثرها به ویژه در ماهیچه های اسکلتی وکبد آشکارترند،امّا اثرات آنابولیکی انسولین ، یعنی زیاد کردن تجمع پروتئین در بیشتر بافت ها صورت می گیرد. اثرهایی که انسولین بر متابولیسم پروتئین ماهیچه دارد،از اهمیتی ویژه برخوردار است زیرا در حدود ۴۰درصد پروتئین بدن در ماهیچه هاست پس بیشتر اثری که انسولین بر توازن کلی پروتئین در بدن دارد از اثرات آن برمتابولیسم پروتئین ماهیچه ای ناشی می شود.انسولین در ماهیچه باعث می شود که اسیدهای آمینه به طریقه انتقال فعال از خون به داخل سلول های ماهیچه وارد شوند در نتیجه ،اسیدهای آمینه زیادتری برای سنتز پروتئین ماهیچه در دسترس قرار می گیرد.انسولین با افزودن بر تعدادریبوزوم های درون هرسلول ماهیچه و همچنین ،افزودن بر فعالیت هر ریبوزوم بر فرایند سنتز پروتئین در ماهیچه می افزاید در همان حال به شدت انسولین جلوی تجزیه پروتئین را در ماهیچه می گیرد پس اثرکلی انسولین درماهیچه،افزایش مقدار پروتئین است . انسولین اثرات مشابهی بر متابولیسم پروتئین در کبد وبافت چربی دارد یعنی سنتز پروتئین را زیاد وتجزیه آن راکم می کند .علاوه برآن چنانکه قبلا گفته شد انسولین باعث جلوگیری ازگلوکونئوژنزدر کبد است درنتیجه اسید های آمینه کمتری به گلوکزتبدیل می شوند بیشترآنهابه مصرف سنتز پروتئین در کبد می رسند .انسولین، درنتیجه اثرات آنابولیکی برمتابولیسم، پروتئین باعث بوجود آمدن نوعی” توازن مثبت نیتروژن"می شود یعنی پروتئین رادر بدن جمع می –کنددرمقابل در صورت کمبود انسولین،چنانکه در دیابت ملیتوس اتفاق می افتد مقدار پروتئین بدن کم می شود یعنی توازن منفی نیتروژن پیش می آید پس انسولین به عنوان یک تنظیم کننده ی مهم رشد بافتی عمل می کند.
۱-۲۳ نقش مسیر سوربیتول:
یک مسیر بیوشیمیایی بنام مسیر سوربیتول را دلیل عمده ایجاد عوارض دیابتی میدانند . نکته جالب آن است که بافتهای هدف که دچار آسیبهای دیابتی میشوند بافتهایی هستند که سلولهای آنها برای انتقال گلوکز از غشا سلولی و بداخل سلول به انسولین نیازی ندارد. دو نوع سلول اصلی در بدن که جهت انتقال گلوکز بداخل سلول نیازمند انسولین هستند عبارتند از سلولهای چربی و سلولهای عضلانی . اکثر انواع سلولهای دیگربه انسولین نیازی نداشته و گلوکز از طریق انتشار ساده از غشا سلولی گذشته و به یک حد تعادل با گلوکز مایع interstitial میرسد. گلوکز یک منبع تامین انرژی برای سلول است. گلوکز از طریق یک مسیر بیوشیمیایی که در آن آدنوزین دی فسفات کم انرژی به آدنوزین تری فسفات پرانرژی تبدیل میشود ، در میتوکندری متابولیز میشود. مسیر این تبدیل چرخه کربس نام دارد. مسیر دیگری نیز بنام مسیر سوربیتول وجود دارد که موجب ورود گلوکز به چرخه کربس میشود. این مسیر زمانی فعال میگردد که سطح گلوکز داخل سلول به حدود ۱۸۰ یا بالاتر میرسد. در این مسیر گلوکز به سوربیتول و سپس فروکتوز تبدیل و وارد چرخه کربس میگردد. سوربیتول و فروکتوز بآسانی از غشاهای سلولی انتشار نیافته و در داخل سلول محبوس میشوند . فشار اسمزی حاصل موجب ادم و تغییرات سلولی و در نهایت اختلال عمل سلولی و حتی مرگ سلولی میشود. بنابر این قند خون بیمار باید کنترل و در صورت امکان هرگز از۱۸۰-۱۷۰ ، حتی پس از صرف غذا بالاتر نرود . سوربیتول باعث تغییر فشار اسمزی سلول می شود.
۱-۲۴ تعامل پروتئین پروتئین:
زمانی که دو یا بیش از دو پروتئین به یکدیگر متصل شوند تعامل پروتئین–پروتئین رخ میدهد، که غالباً عملکردهای بیولوژیکی را انجام میدهند. بسیاری از فرایندهای مولکولی مهم در سلول مانند تکثیر DNA توسط کمپلکسهای بزرگ مولکولی انجام میشوند که این کمپلکسها از تعداد زیادی پروتئینهای سازمان دهی شده به وسیله تعامل بین پروتئینها ساخته شدهاند. فعل و انفعالات پروتئین از دیدگاه زیستشیمی، شیمی کوانتوم، دینامیک مولکولی، انتقال سیگنالها و دیگر سوخت و سازو یا ژنتیک / شبکههای اپی ژنتیک مورد مطالعه قرار گرفتهاند. در واقع، تعامل بین پروتئینها در هسته تمام دستگاه میاناتمی هر سلول موجود زنده وجود دارد. این تعاملات اخیراً در فناوری نانو زیست مورد مطالعه قرار گرفتهاست. تعاملات بین پروتئینها برای اکثر عملکردهای زیست شناختی مهم هستند. به عنوان مثال، سیگنالهای سطح خارجی یک سلول توسط تعامل پروتئینی بین مولکولهای سیگنالی به داخل سلول هدایت میشوند. این فرایندرا انتقال سیگنال مینامند که نقش اساسی در بسیاری از فرایندهای بیولوژیکی و در بسیاری از بیمارها (به عنوان مثال سرطان) بازی میکند. پروتئینها ممکن است برای مدت طولانی به شکل بخشی ازیک کمپلکس پروتئینی در تعامل باشند. یک پروتئین ممکن است در حال حمل یکی دیگر از پروتئین هاباشد. (برای مثال، از سیتوپلاسم به هسته و یا بالعکس به وسیله ایمپورتین منافذ هستهای)، و یا به طور خلاصه یک پروتئین ممکن است با یک پروتئین دیگر تعامل داشته باشد فقط برای اینکه آن را تغییر دهد (برای مثال، پروتئین کیناز یک فسفات را به پروتئین هدف اضافه میکند). این تغییر خود به خودی پروتئین میتواند تعامل پروتئینها را تغییر دهد. برای مثال، برخی از پروتئینها با دومین SH-SH فقط زمانی به پروتئینهای دیگرمتصل میشوند که در آنها اسید آمینه تیروزین فسفریله شده باشد و یا اینکه اسید آمینه لایزین در برومودومین استیله شده باشد. در نتیجه، تعامل پروتئین - پروتئین برای هر فرایندی در سلول زنده از اهمیت مهمی برخوردار هستند. اطلاعات در مورد این تعاملات درک ما را از بیماریها بهبود میبخشند و میتوانند پایه و اساس روشهای جدید درمانی را فراهم کنند.
۱-۲۵ سوالات تحقیق:
۱- آیا اسید الاجیک و اسید جاسمونیک بر روی فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانی SOD, CAT, GPX درریه موش در شرایط invitro موثر هستند؟ ۲- آیا اسید الاجیک و اسید جاسمونیک بر مقادیر شاخص های بیوشیمیایی گلوکوزون پنتوزیدین ومالون دی الدئید درریه موش در شرایط invitro موثر هستند؟
فصل دوم
سوابق تحقیق
محمودی م و همکارانش ( ۱۳۹۲ )بیان داشتند که دیابت، یک اختلال در متابولیسمی کربوهیدراتها، چربیها و پروتیئنها میباشد که در اثر فقدان یا کاهش تولید انسولین و یا مقاومت نسبت به عمل انسولین به وجود می آید. تحقیقات نشان میدهند که علاوه بر عوامل ژنتیکی و خودایمنی، عوامل محیطی هم در ایجاد دیابت نقش دارند در دیابت نوع یک، سلولهای بتای پانکراس تخریب شده و قادر به تولید انسولین نیستند ویا مقدار تولید انسولین توسط آنها بسیار کم میشود. دردیابت نوع دو مهمترین علت، مقاومت به انسولین بوده که منجر به کاهش پاسخ به انسولین در بافتها و افزایش برونده کبدی گلوکز و افزایش قند خون میشود. این نوع دیابت، شایعترین شکل در میان جوامع انسانی بوده و اغلب در سنین بالای چهل سال و در افراد چاق دیده میشود. استرس اکسیداتیو القاء شده در پیشرفت بیماری دیابت نقش دارد. افزایش تولید رادیکالهای آزاد ناشی از تقلیل آنتی اکسیدانهای دفاعی احتمالاً منجر به اختلال عملکرد سلولی و آسیب اکسیداتیو به غشاها میگردد و حساسیت به پراکسیداسیون لیپیدها را افزایش میدهد. از طرف دیگر، هایپرگلیسمی شدید( افزایش قند خون ) در دیابت باعث قندی شدن پروتیئنهای بدن شده که این حالت به نوبه خود میتواند ایجاد عوارض ثانویه در چشم، کلیه، اعصاب و عروق شود. واکنش قندی شدن به طور خودبه خود و در هر زمان که پروتئینها درمعرض قندهای احیاءکننده قرار گیرند، انجام میشود ومیزان آن بستگی به شدت هایپرگلایسمی و مدت حضورآن در بدن دارد. تشکیل پروتئینهای قندی باعث تغییرساختار و فعالیت بیوشیمیایی پروتئینها میشود و تولیدرادیکالهای آزاد از طریق اتواکسیداسیون گلوکز(اتواکسیداسیون به هر فرایند اکسایشی گفته می شود که در هوای آزاد یا در حضور اکسیژن و یا تابش UV اتفاق افتاده و سبب تشکیل پروکسید یا هیدروپروکسید شود) را به دنبال دارد که این رادیکالهای آزاد میتوانند به لیپیدها،پروتئینها و نوکلئوتیدها آسیب بزنند و احتمالاً باعث آسیب بافتی در مبتلایان به دیابت گردند. محققین مطالعات زیادی را انجام داده اند تاترکیباتی بیابند که مانع از قندی شدن پروتئینها گردند بدون این که اثرات جانبی نگران کننده داشته باشند وداروهایی عرضه شده است که میتوانند کراسینکهای پروتئینهای قندی را بشکنند و در بهبود اختلالات دیابت نقش داشته باشند. اما با توجه به عوارض این داروهای شیمیایی، نیاز به داروهایی با حداقل عوارض وحداکثر درجه اطمینان که بتوان آنها را برای مدت طولانی استفاده کرد، بیش از پیش احساس میشود و دراین زمینه به طب سنتی توجه زیادی شده است. گیاهان دارویی از جمله مواد طبیعی هستند که احتمال عوارض جانبی آنها بسیار کمتر است. مطالعات اخیر خواص آنتی اکسیدانی، ضددیابتی و هایپوگلایسمیک را درگیاهان دارویی به تأیید رسانده اند. اغلب گیاهان حاوی مقادیر قابل توجهی از آنتی اکسیدانها شامل: کاروتنوئیدها، اسیداسکوربیک ، توکوفرولها ، ویتامین ای ، سی و فلاونوئیدها که شامل اسید جاسمونیک و اسید الاجیک می باشد و تاننها هستند. یکی از این ،گیاهان که خواص ضد دیابتی و هایپوگلایسمی آن درمطالعات قبلی نشان داده شده، گیاه هندوانه ابوجهل است. این گیاه به نام علمی Citrullus Colocynthisبه طور طبیعی در بیابانهای بسیاری از کشورهای حارهای نظیرایران و غرب عراق رشد میکند. عصاره هندوانه ابوجهل در تمام غلظتها توانست باعث مهار واکنش قندی شدن آلبومین شود که غلظت ۲/۰ گرم بر دسی لیتراز آن بیشترین اثر مهاری را داشت. از طرفی، توانست پیوند آلبومین و گلوکز را بشکند که بیشترین تأثیر را غلظت ۱/۰گرم بر دسی لیتر نشان داد و اختلافات معنی دار بود. نرخ شکستن پیوند، ارتباط مستقیم با زمان تیمار داشت. یک رژیم غذایی غنی از پلی فنل ها اثرات سودمندی در کاهش خطر ابتلا به بیماریها دارد. نوروبلاستوم سرطان دوران کودکی است که به عنوان یک تومور جنینی در عملکرد ژن ها اختلال ایجاد کرده و باعث آپتوزیس می شود. ) Landete, J.M2012) نشان داد که اسید الاجیک باعث کاهش رشد تومور از طریق مهار چرخه ی سلولی و کاهش فعالیت پرولیفرا تیو (تکثیری) میشود. اسید الاجیک با مهار فاکتور رشد NGF ( یک نوع پروتئین است که برای بقا و نگهداری سلول های عصبی سمپاتیک و حسی بسیار مهم است. بدون آن، این سلول های عصبی تحت آپوپتوز قرار می گیرند ).و مهار جریان سیگنالی پایین دست باعث کنترل تنظیم کننده ی پروتئین کیناز PKB/AKT (یک مسیر سیگنالینگ در سلول است که منجر به زنده ماندن سلول از طرق بلوک کردن آپوپتوز می شود)میشود و در نتیجه آن از تکثیر سلولی و رگ زایی جلوگیری میکند. درمانهای هدفدار سرطان به شیوههای مختلف و در مراحل گوناگون ایجاد، رشد و گسترش سرطان از رشدوتقسیم سلول سرطانی جلوگیری میکنند.
شکل (۲-۱) بسیاری از این روشهای درمانی بر پروتئینهایی که در -فرایند پیام رسانی نقش دارند متمرکز شدهاند. درمانهای هدفدار سرطان با مسدود کردن پیامهایی که به سلولها دستور رشد و تقسیم مهار نشدنی را میدهند، به توقف رشد و تقسیم سلولهای سرطانی کمک میکنند. ( کیناز یا فسفوترانسفرازها آنزیمهایی هستند که گروه فسفات پرانرژی را از مولکولهایی مانند ATP (آدنوزین تری فسفات) به سوبستراهای خود منتقل میکنند. کینازها جزو دسته ترانسفرازها هستند. سوسبتراهای کینازها میتوانند پروتئین، کربوهیدرات و یا چربی باشند).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نظریه دوعاملی کتل با نظریات افراد قبل از خود دارای وجوه تشابه و اختلاف متعددی است از جمله اینکه هوش سیال کتل ازجهاتی با عامل G اسپیرمن همانند جلوه میکند در صورتی که اسپیرمن برخلاف کتل به موروثی بودن عامل G اشاره نکرده است. همچنین کتل معتقداست که هوش سیال در ۱۴ سالگی متوقف میشود. ولی در نظریات بینه وسیمون همین عقیده درباره هوش، به طور کلی ابزار شده است. کتل نیز عوامل موجود در دو نوع هوشی را که باز شناخته است را استخراج نموده است او به فراخنای حافظه[۱۱۳]، حافظه تداعی[۱۱۴]، حافظه معنایی[۱۱۵]، وهدف گیری[۱۱۶] و توانایی مکانیکی وغیره اشاره کرده است.همچنین وی کوشیده است برای سنجش هوش سیال آزمونهایی ابداع کند.او سه آزمون در این زمینه به وجود آورده است که مقاطع سنی ۴ تا ۸ سالگی، ۸ تا ۱۲ سالگی و ۱۳ سال به بالا را مورد سنجش قرار میدهند (بهرامی، ۱۳۸۱). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
نظریه ورنون فیلپ ورنون (۱۹۵۰، ۱۹۶۱، ۱۹۶۵) روانشناس انگلیسی، نظریۀ اسپیرمن و نظریههای چند عاملی را از لحاظی تأیید کرد.به نظر اوهوش، کلی ویکپارچه است و در عین حال از توانایی های خاص کوچک و بزرگ تشکیل شده است. در رأس الگوی ورنون، علم کلی (g) قرار دارد که تمامی توانایی های سطوح پایین را یکپارچه میکند. این عامل که در آزمون های مختلف هوش مشترک به دو دسته بزرگ با نام عوامل گروهی اصلی تقسیم می شود. هر یک از عوامل گروهی اصلی، به عوامل گروهی فرعی و عوامل گروهی فرعی نیز هر یک به عوامل اختصاصی تقسیم میشوند. اگر چه ورنون اشکال متفاوتی را برای بیان الگوی خود مطرح کرده، ولی الگوی خود یکی از رایج ترین و کاربردی ترین آنهاست. درمدل سلسله مراتبی ورنون، عامل g اسپیرمن در بالاترین مرتبه و عوامل اختصاصی که با خطوط عمودی نزدیک به هم مشخص شدهاند. زیر پوشش عامل g قرار دارند و توانایی اختصاصی نامیده شده اند. توانایی هایی که با یکدیگر همبستگی زیادی دارند، در یک خوشه و زیر عامل گروهی فرعی قرار می گیرند. سپس خوشه ها زیر یکی از عوامل گروهی اصلی قرار می گیرند که ورنون آن را کلامی – آموزشی و مکانیکی – فضایی نامید. عالم مکانیکی – فضایی را عملی نیز می نامند. عوامل گروهی اصلی نیز با یکدیگر رابطه دارند و در کل، توانایی ذهنی را تشکیل می دهند. ورنون برای شناسایی عوامل گروهی فرعی تلاش چندانی نکرد و فقط به ذکر برخی از آنها اکتفا کرد. او عواملی مانند توانایی های کلامی و عددی را در طبقه کلامی – آموزشی و توانایی فضایی، اطلاعات مکانیکی و توانایی های روانی – حرکتی را در طبقه عامل مکانیکی – فضایی قرار داد. (هوگان، ۲۰۰۳). نظریه کارول جان کارول با تکیه بر روش تحلیل عاملی، پژوهش های زیادی انجام داد او در سال ۱۹۸۰ تحقیقات مربوط به تحلیل عوامل توانایی های ذهنی را بررسی و خلاصه ای از الگوی سلسله مراتبی را ارائه کرد (کارول، ۱۹۹۳). کارول الگوی خود را در سه مرتبه مطرح کرد و آن را نظریه سه مرتبه ای نامید. در این الگو، هوش عمومی در بالاترین سطح قرار دارد که همان عامل (g) اسپیرمن است. کارول هوش سیال و هوش متبلور را در سطح دوم قرار داد. البته در سطح دوم عوامل دیگری هم وجود دارند که بعضی از آنها با توانایی های ذهنی اولیه ترستون مطابقت دارند. در مرتبه اول نیز مجموعه ای از توانایی های اختصاصی تر قرار دارد . کارول در تحقیقات خود متوجه شد که روابط میان توانایی های اختصاصی پیچیده است و هر یک از آنها را می توان به بیش از یک عامل گروهی نسبت داد. برای مثال هوش سیال بیشترین رابطه را با هوش عمومی دارد. الگوی کارول در واقع خلاصه ای از عوامل هوش انسان است که در پژوهشهای متفاوت با روش تحلیل عاملی استخراج شده است. نظریه های تحولی هوش نظریه های کلاسیک و سلسله مراتبی که تاکنون شرح داده شد، از نظریه های روانسنجی هوش به شمار میآیند. اغلب این نظریه ها با تحلیل عاملی آزمون های خاص رابطه دارند. گروهی دیگر از نظریه های هوش از دیدگاه کاملاً متفاوتی مطرح شده اند. یکی از این نظریه ها، نظریه های تحولی است که بر چگونگی تحول فکر همزمان با افزایش سن و تجربه های فرد تاکید دارند. این نظریه ها ویژگی های مشترکی دارند که مهم ترین آنها عبارتند از: ۱- این نظریه ها بر مراحل رشد مبتنی اند. به عبارت بهتر، رشد را در مراحل مختلف زندگی بررسی می کنند. هر مرحله دارای ویژگی هایی است که از نظر کیفی با سایر مراحل تفاوت دارد. ۲- توالی مراحل ثابت است و تمامی افراد به طور معمول با ترتیب یکسانی آن را طی می کنند، ولی ممکن است در متفاوتی مراحل رشد را طی کنند. بنابراین تمامی افراد الزاماً این مراحل را در ترتیب خود طی می کنند فرض کنید یکی از نظریه های تحولی چهار مرحله دارد (D,C,B,A) حرکت و رشد از A به B و C درانتها D است و انسان نمی تواند از مرحله A بلافاصله به مرحله D برود. ۳) مراحل برگشت ناپذیرند. هر گاه فردی به مرحله C برسد، دیگر نمی تواند به مرحله B برگشت کند؛ ۴) به طور معمول (و نه همیشه) میان مراحل و سن رابطه وجود دارد. نظریه های مرحله ای در حیطه سایر موضوع های روان شناسی بیش از هوش مطرح شده اند، برای مثال در زمینه رشد شخصیت نظریه های متفاوتی مطرح شده اند. سطح رشد سن/ تجربه شکل۲-۴. نظریه های مبتنی بر مراحل نظریه رشد شناختی پیاژه یکی از مشهورترین نظریه های تحولی، نظریه رشد شناختی پیاژه است. این نظریه تأثیر بسیاری بر پیشرفت روان شناسی تحولی و آموزش کودکان داشته است. براساس نظریه پیاژه، ذهن انسان طی چهار مرحله اصلی زیر رشد می کند. مرحله حسی – حرکتی (از تولد تا دوسالگی): این مرحله به درون دادهای حسی محدود می شود. کودک با لمس کردن و به کارگیری دیگر اندام های حسی، به جمع آوری اطلاعات از محیط می پردازد. تا دو سالگی کودک با محیط سازگاری حسی – حرکتی خوبی پیدا می کند. مرحله پیش عملیاتی (۲ تا ۶ سالگی): طی این مرحله کودک به این توانایی دست می یابد که محیط پیرامون خود را به طور نمادین – از راه تصورات و افکار درونی – دستکاری کند و تغییر دهد. مرحله عملیاتی عینی (۷ تا ۱۲ سالگی): طی این مرحله کودک به نظام تفکر نمادین سازمان یافته دست یافته و آن را برای ایجاد تغییر درمحیط به کار می بندد. در این مرحله برون سازی و درون سازی به حد توان می رسد. مرحله عملیاتی صوری (۱۲ سال به بالا): در این مرحله تفکر انتزاعی در فرد شکل می گیرد و می تواند فرضیه هایی را سازماندهی و آزمون کند. نوجوان می تواند از واقعیت های موجود پا فراتر نهد. اگر چه نظریه پیاژه (۱۹۵۰ و ۱۹۸۳) تاثیر بسیاری بر حیطه های روان شناسی تحولی و آموزش بر جای گذاشته، ولی نقش چندانی در آزمونگری ایفا نکرده است. پژوهش هایی که در چارچوب این نظریه صورت گرفته، با بهره گرفتن از تکالیف خاصی بوده است که به آزمون نیز شباهت هایی دارد. پردازش اطلاعات و نظریه های بیولوژیک هوش پردازش اطلاعات و نظریه های بیولوژیکی هوش انسان با یکدیگر تفاوت ها، شباهت هایی دارند. الگوی پردازش اطلاعات بر محتوای آنچه یاد گرفته می شود، تاکید ندارد، بلکه بر چگونگی پردازش آن توجه دارد. پردازش اطلاعات در رایانه مشابه با الگوهای پردازش اطلاعات در انسان است. بنابراین درمطالعه هوش باید آنچه را در مغز انسان می گذرد، بررسی کنیم در این نظریه کارکرد شبکه های عصبی در مغز نیز بررسی می شود، از همین روست که آن را نمی توان کاملاً از نظریه های بیولوژیک مجزا ساخت. عنصر اساسی رویکرد پردازش اطلاعات، برای شناخت هوش انسان، تکالیف شناختی اولیه است، که تکالیف به نسبت ساده ای است که برای ارزیابی انواع پردازش ذهنی به کار می رود. به نظر پژوهشگران، عملکرد افراد در تکالیف شناختی اولیه ممکن است دریچه ای برای ارزیابی کارکردهای ذهنی باشد. این کارکردهای ذهنی شاخصی از هوش انسان تلقی می شوند، از آنجا که این تکالیف ساده اند، به تجارب فرهنگی و آموزش بستگی ندارند. طرفداران نظریه پردازش اطلاعات معتقدند آزمون های نابسته به فرهنگ، هوش را با سوگیری کمتری ارزیابی می کنند. یکی از تکالیف شناختی اولیه، زمان واکنش ساده است. در این تکالیف فرد به محض مشاهده نور باید دکمه ای را فشار دهد. پاسخ به این تکلیف مستلزم طی مراحلی است. ابتدا فرد باید نور را مشاهده کند، سپس دکمه را فشار دهد و یک پاسخ حرکتی واقعی شود. دراین تکلیف سرعت واکنش فرد، شاخص هوش به شمار می آید. این تکلیف را می توان قدری پیچیده تری کرد؛ به این ترتیب که نور را به سمت راست و چپ برد و از آزمودنی خواست فقط هر گاه آن را در سمت راست می بیند، دکمه را بفشارد. در این تکلیف فرد پس از مشاهده نور، باید در صورت درست بودن مکان آن واکنش نشان دهد. تکلیف شناختی دیگری که می توان به آن اشاره کرد، ارائه حروف الفبا به آزمودنی است. در این تکلیف چند زوج از حروف انگلیسی به آزمودنی ارائه می شود، او باید حروف با شکل مشابه را مشخص کند. به مثال زیر توجه کنید. زمان کنترل، نمونه دیگری از تکالیف شناختی است. در این تکلیف دو خط موازی نورانی به سرعت از مقابل چشم آزمودنی می گذرند، او باید تشخیص دهد که کدام خط طولانی تر است. این تکلیف نیز مستلزم طی مراحلی است که عبارتند از: درون داد حسی، رمز گردانی، تعیین، مقایسه و واکنش. استوکس و بوهرس (۲۰۰۱) برای اندازه گیری زمان کنترل از حروف الفبا استفاده کردند. در تمامی مثال های یاد شده، پژوهشگر می تواند میانگین زمان واکنش و تغییرپذیری آن درمدت زمان محدود را محاسبه کند. نظریه جنسن آرتور جنسن، یکی از پیروان رویکرد پردازش اطلاعات است. او در زمینه ارتباط میان تکلیف شناختی اولیه و هوش عمومی، پژوهش های گوناگونی انجام داد. به نظر جنسن (۱۹۹۸)، کارکرد فرد در تکالیف شناختی اولیه بیانگر چگونگی پردازش اطلاعات اوست. وی در بررسی های اولیه خود به این نتیجه رسید که بین زمان واکنش سلول های عصبی به محرک ها و هوش رابطه وجود دارد. به نظر او واکنش سلول های مغزی که با سرعت پردازش اطلاعات رابطه دارد، در افراد گوناگون متفاوت است و بین سرعت پردازش اطلاعات، که با بهره گرفتن از آزمون های زمان واکنش اندازه گیری می شود و نمره های هوش افراد همبستگی وجود دارد (جنسن، ۱۹۶۹). نظریه استرنبرگ براساس نظریه استرنبرگ (۱۹۸۵)، هوش سه وجه دارد و هر وجه شامل چند زیر مجموعه است. این نظریه با بهره گرفتن از سه گروه از نظریه ها (مولفه ای، تجربی و بافتی) مطرح شده است نظریه های مولفه ای به فرآیندهای ذهنی اشاره دارد و شامل سه فرایند است، اولین فرایند شامل طراحی، نظارت و ارزشیابی است؛ این فرایندها را کارکردهای اجرایی می نامند که بر سایر فعالیت های نظارت دارد. دومین فرایند مولفه ای، عملکرد است که مستلزم اتخاذ راه حل مناسب برای حل مسائل است. سومین فرایند، دانش – اکتساب است که شامل رمزگردانی اطلاعات، ترکیب اطلاعات رمزگردانی شده ومقایسه است. نظریه تجربه با مجموعه ای از تکالیف سر و کار دارد که بعضی از آنها بسیار پیچیده و بعضی ساده است. در نظریه های بافتی با زمینه ای، بر متغیرهای محیطی مانند روش های انطباق فرد با محیط، ایجاد تغییر در محیط و انتخاب راه حل های متفاوت در مواجهه با مسائل و مشکلات محیطی تاکید می شود. نظریه استرنبرگ، بیشترین تاثیر را از نظریه های مولفه ای گرفته است، زیرا بخش اعظم آن بر فرایندها تاکید دارد. اگر چه نظریه استرنبرگ نظریه ای سه وجهی است، ولی در روش شناسی آن از تحلیل مولفه ای استفاده شده است. نظریه هوش های چندگانه گاردنر نظریه هوش های چندگانه گاردنر را به دلیل تاکید بر کارکردهای مغزی، در گروه نظریه های بیولوژیکی طبقه بندی کرده اند. گاردنر (۱۹۸۳، ۱۹۸۶) ابتدا هفت نوع هوش را شناسایی کرد: زبانی[۱۱۷]، موسیقیایی[۱۱۸]، منطقی - ریاضیایی[۱۱۹]، فضایی[۱۲۰]، بدنی - جنبشی[۱۲۱]، بین فردی[۱۲۲] و درون فردی[۱۲۳]. هوش زبانی، منطقی – ریاضیاتی و فضایی از مواردی است که درسایر نظریه های هوش نیز مطرح شده است، ولی انواع دیگر آن به نظریه گاردنر اختصاص دارد. بیشتر مردم این کارکردها را از هوش متمایز می دانند. برخی متخصصان نیز بخشی از آن را با حیطه روانی – حرکتی و بخشی دیگر را با شخصیت مرتبط می دانند. گاردنر (۱۹۹۹) چهار نوع دیگر هوش را نیز مطرح کرد: طبیعت گرا، معنوی، وجودی و اخلاقی. نظریه هوش های چندگانه گاردنر در حیطه آموزش کاربرد بسیاری دارد. حتی در برخی موارد برنامه های درسی مدارس به طور کامل با توجه به انواع هوش گاردنر تهیه و تدوین شده اند. نظریه داس، ناگلیری و کربای داس، ناگلیری و کربای (۱۹۹۴)، با بهره گرفتن از الگوی پردازش اطلاعات و کارکردهای بیولوژیکی، نظریه ای را درباره هوش ارائه دادند که به PASS معروف شده و در آن P به معنای طراحی، A به معنای توجه و SS به معنای پردازش همزمان و متوالی است. مولفه های اصلی این نظریه از کارهای لوریا (عصب شناسی روسی) بر روی افراد عقب مانده ذهنی و آسیب دیده مغزی استخراج شده است. شکل ۲-۵ ، بیانگر الگوی نظریه داس، ناگلیری و کربای است. واحد کارکرد سوم دوم اول ترتیب تبیششس شکل۲-۵. همانگونه که در شکل ملاحظه می کنید، در هر یک از مراحل سطوح خاصی از مغز فعال است. اولین مرحله، توجه به برانگیختگی است که موجب ورود اطلاعات به سیستم پردازش می شود. در دومین مرحله، اطلاعات پردازش می شوند. یکی از ویژگی های کلیدی این نظریه، در نظر گرفتن دو نوع پردازش (متوالی و همزمان) است. در پردازش همزمان، اطلاعات به صورت کلی و یکپارچه پردازش می شوند. ماده هایی که برای ارزیابی این نوع پردازش طراحی می شوند عبارتند از: درک معنای کلامی، استدلال ریاضی و روابط فضایی. در پردازش متوالی، اطلاعات به صورت زنجیره ای پردازش می شوند. ماده هایی که برای ارزیابی این نوع پردازش طراحی می شوند، عبارتند از: هجی کردن و حافظه کوتاه مدت. سومین مرحله، مستلزم طراحی است. این مرحله در سایر نظریه ها با عنوان کارکردهای اجرایی مطرح شده و شامل نظارت، ارزشیابی و راهنمایی است. داس، ناگلیری و کربای (۱۹۹۴)، طراحی را از مبانی هوش انسان تلقی کرده اند. رابطه آزمون ها و نظریه های هوش بیشتر آزمون های هوش، بر نظریه هایی که تاکنون از آن یاد کردیم، مبتنی اند و هر کدام ویژگی های مشترکی دارند. از اجرای آزمون هایی که با تکیه بر نظریه های کلاسیک تهیه شده اند، اغلب یک نمره اصلی، یا کلی و تعدادی نمره فرعی حاصل می شود. نمره کلی، در واقع معرف عامل (g) و نمره های فرعی، معرف عوامل گروهی است. عوامل گروهی به طور معمول، کلامی، غیرکلامی، فضایی، حافظه و عددی یا کمی نامیده میشوند. تاثیر الگوهای پردازش اطلاعات بر طراحی آزمون های هوش، به اندازه نظریه های کلاسیک نبوده است. اگر چه فعالیت های استرنبرگ، گاردنر، جنسن و دیگران مورد توجه قرار گرفته اند، ولی هیچ کدام تاثیر عملی چندانی بر آزمونهای هوش بر جای نگذاشتهاند. شاید این مسئله را بتوان به فقدان همبستگی زیاد میان نمره های هوش و تکالیف مربوط به پردازش شناختی نسبت داد. نظریه های تحولی هوش نیز تاثیر چندانی در اندازه گیری توانایی های ذهنی نداشته اند. اگر چه کارهای پیاژه بر روان شناسی تحولی تا مدتها تاثیر زیادی داشت، ولی بر آزمونگری و طراحی آزمونهای هوش تاثیر اندکی داشته و تکالیف پیاژه همچنان به آزمایشگاه های روان شناسی محدود شده است. علاوه بر اینها، در کاربرد آزمون های هوش باید به تفاوت های گروهی، جنسیتی، سنی، نژادی و اقتصادی- اجتماعی توجه کافی مبذول شود، چرا که این متغیرها در تفسیر نتایج نقش بسیاری دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به طور مثال بر اساس رابطه فوق در شکل (۲-۱) ۵ وجه داریم که با حروف بزرگ نمایش داده شده اند.
شکل۲-۱: گراف مدنظر گرفته شده دو شرط لازم و نه کافی برای مسطح بودن یک گراف به صورت زیر هستند.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
(۲-۲)
جدای از دو شرط ضروری گفته شده، یک نظریه وجود دارد که شرایط لازم و کافی برای مسطح بودن یک گراف را عنوان می کند. قبل از شرح این نظریه لازم است که دو نوع خاص از گرافها را معرفی کنیم. گرافهای کورتوفسکی[۳]و گرافهای همدیس[۴]. شکل (۲-۲) دو گراف کورتوفسکی را نشان میدهد.
شکل۲-۲: گرافهای کورتوفسکی همچنین دو گراف را همدیس مینامند اگر بتوان با اضافه کردن یالهای جدید و یا حذف کردن یالهای موجود، یک گراف را از روی دیگری ساخت.با تعریف این دو نوع گراف میتوان نظریه را عنوان نمود. بر طبق نظریه، شرط لازم و کافی برای مسطح بودن یک گراف این است که آن گراف شامل هیچ دو گراف کورتوفسکیای نباشد یا اینکه هیچ زیرگرافی از آن، با زیرگراف دیگر گراف همدیس نباشد. تجربه نشان داده است که تمام شبکه های توزیع، شروط لازم و کافی برای سطحی بودن را دارا میباشند. حال به بررسی گراف دوگان میپردازیم. گراف دوگان G*از یک گراف مسطح G به صورت زیر تعریف می شود. ۱- به ازای هر وجه G، یک راس در G* وجود دارد. ۲- برای هر یالی که مابین دو وجه همسایه در G وجود دارد، یک یال متناظر بین دو گره(راس) G* وجود دارد. ۳- به ازای هر یال معلق(یالی که راس متصل شده به یک سمت آن از درجه ۱ است) در G، یک حلقه در راس متناطر با آن در G*داریم. این تعریف نشان میدهد که اگر گراف G، n راس، m یال و f وجه، داشته باشد آنگاه G*، f راس، m یال و n وجه دارد.شکل (۲-۳) یک گراف و گراف دوگان آن را نشان میدهد که با خطچین نشان داده شده است.
شکل۲-۳: گراف و دوگان متناظر با آن قید شعاعی بودن یک شبکه توزیع مشابه با قید درخت پوشا در نظریه گراف است. یک گراف پوشای مینیمم در یک گراف غیرجهتدار وزنی، زیرگرافی است که اولا درخت باشد و ثانیا اینکه جمع اوزان یالهای آن مینیمم مقدار ممکن را داشته باشد.ابتدا یک گراف غیرجهتدار را به دو گراف جهتدار تبدبل میکنیم. متغیرهای زیر تعریف شده و آنها را در گراف g تنظیم(مقداردهی) میکنیم. Xij: حالت یال مابین دو راس i و j. Wij: وزن یال مابین دو راس i و j. Ni: مجموعه رئوسی که به طور مستقیم به راس i وصل شده اند. و در گراف دوگان G*: Y(k,l),e: حالت یالی( یا یالهایی) که راس k را به راس l متصل می کند. اندیس e برای تشخیص یالهایی استفاده می شود که بین دو راس مشابه قرار دارند. Mk: مجموعه راسهایی که به صورت مستقیم با راس k در ارتباط هستند. Sk,l: مجموعه یالهایی که بین دو راس k و l قرار دارند. مسئله مینیمم درخت پوشا به صورت زیر فرمولبندی شده است. (۲-۳)
با توجه به اینکه: (۲-۴)
و همچنین برای تمام یالهای موجود در G، باید رابطه زیر وجود داشته باشد.
بنابراین ابتدا تمام پارامترهای زیر را برای گراف شبکه بدست میآوریم و از روی آنها گرافهای پوشا را تشکیل میدهیم. به عبارت دیگر در روش ارائه شده در مرجع [۱] با بهره گرفتن از روابط گفته شده در فوق، برای کاندیدای پاسخ آرایش بهینه شبکه، پارامترهای مختلف اشاره شده را بدست آورده و با توجه به روابط درخت پوشا، چک میکنیم که آیا این کاندید پاسخ، یک درخت پوشا هست و یا خیر؟ شعاعی بودن مترادف با تشکیل درخت پوشاست[۱]. فرمول بندی قیود شعاعی فرمولاسیون قید شعاعی برای سیستم ۹ گره نشان داده شده در شکل (۱-۳) در این بخش با جزئیات بیشتری بررسی شده است.مجموعههای مورد نیاز فرمول بندی به صورت زیر می باشند.
در ادامه، مثالهایی داده شده است که نحوه نوشتن قیود مسئله را توضیح میدهند. در نمودار اولیه (۴a)
در نمودار دوگان(۴b)
برای(۴c)، هر شاخه یک معادله دارد
شکل ۲-۴: شبکه بدست آمده توسط استفاده از قیود شعاعی متداول در صورتی که یک گره مستقل در شبکه وجود داشته باشد (گرهای که تنها یک شاخه به آن متصل است، که این شاخه در درختی پوشاست)، با قطع شاخه متصل به این گره گراف چندقسمتی میشود[۱]. ۲-۳- نقاط ضعف در روشهای موجود در بررسی قید شعاعی چندین روش مختلف در نشریات برای بررسی قید شعاعی بودن پیشنهاد شده است. اولین روش ارائه دهنده قید شعاعی بودن، که سادهترین روش است، این است که تعداد شاخههای مورد نیاز با تعداد گرهها منهای یک برابر است. به عبارت دیگر (۲-۵)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به آنچه در راستای اهمیت چابکی سازمانی، به عنوان ابزاری برای غلبه بر چالشهای هزاره سوم، در ادبیات بیان شده است (شریفی،۲۰۰۶)، بررسی و کنکاش در زمینه چابکی با تأکید بر دانش ـ محوری و مدیریت دانش میتواند جهش بزرگی را در چابک سازی و عملکرد بالای سازمان های دولتی ایجاد نماید. علیرغم تحقیقات بسیار در هر یک از دو حوزه چابکی و مدیریت دانش، پژوهشهای چندانی در مورد ارتباط مدیریت دانش و چابکی سازمانی و تأثیر آنها بر یکدیگر انجام نشده است و بیشتر پژوهشها تئوریک و غیرتجربی میباشند. ریک داو[۸]( ۱۹۹۹) به بیان ارتباط مدیریت دانش، توانایی پاسخگویی و چابکی مؤسسه به صورت مطالعه ادبیات تحقیق پرداخته و چنین میگوید: “چابکی سازمانی زمانی بهدست میآید که مدیریت دانش و توانایی پاسخگویی، در تلاشهای سازمانی، حالتی متعادل داشته باشند". لوی و هازان[۹] (۲۰۰۹) نیز مدیریت دانش را جنبه کاربردی فرهنگ سازمانی دانستهاند و چگونگی بنیان نهادن تغییر فرهنگی بوسیله چابکی سازمانی را بیان کردهاند و این تغییر فرهنگ را نیازمند ابتکار در مدیریت دانش دانستهاند. آنها همچنین بهکارگیری توانمندسازهای انتقال دانش از دیدگاه مهندسی نرمافزار چابک را مورد بحث قرار دادند و چگونگی افزایش چابکی از طریق استخراج دادهها و مدیریت دانش را بیان داشتند. فرانکلین بکر [۱۰](۲۰۰۱) در تحقیقی با عنوان “چابکی سازمانی و زیربنای دانش” بیان میکند که روشها و مدلهای ضروری کنونی کافی نیستند و برای غلبه بر عدم اطمینان در سازمانهای چابک، نیاز به استراتژیهای انطباقپذیری برای بهکارگیری ابزارهای مدیریت دانش است. اشرفی و همکاران(۲۰۰۵)، چارچوبی را برای اجرای چابکی تجاری در سراسر سیستمهای مدیریت دانش فراهم کردهاند. زیرا در صورت وجود ارتباطی، هر سازمان می تواند با تدوین برنامه ای مدون و منظم، به طور همزمان و یکپارچه و با کاهش هزینه های عملیاتی و اجرایی، به توسعه و تقویت همزمان این دو مقوله مهم (مدیریت دانش و چابکی سازمانی) بپردازد و از مزایای آنها بهره مند گردد.باتوجه به موارد مذکور سوال اصلی این پژوهش این است که آیا بین مدیریت دانش با چابکی سازمانی کارکنان ومعلمان آموزش وپرورش شهرستان کرمانشاه رابطه وجود دارد ؟
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱-۳-اهمیت و ضرورت انجام پژوهش:
ما در دنیایی زندگی میکنیم که به خاطر جهانی شدن، دچار تغییرات سریع و اجتنابناپذیری است.در این دنیا، اقتصاد به سمت اقتصاد دانش محور حرکت کرده و بسیاری از معادلات کنونی کشورها را با چالش مواجه ساخته که این امر، خود حاصل فناوری اطلاعات و ارتباطات است.سازمانهای کنوین، اهمیت بیشتری جهت درک، انطباقپذیری و مدیریت تغییرات محیط پیرامون قائل شده و در کسب و به کارگیری دانش و اطلاعات روزآمد به منظور بهبود عملیات و ارائه خدمات و محصولات مطلوبتر به ارباب رجوعان پیشی گرفتهاند.چنین سازمانهایی نیازمند به کارگیری سبک جدیدی از مدیریت به نام«مدیریت دانش» میباشند.برخی از سازمانها براین باورند که با تمرکز صرف بر افراد، فناوری و فنون میتوان دانش را مدیریت کرد(قربانی،۱۳۸۸،ص۴۸). نوناکا و تاکیشی[۱۱] (١٩٩۵) ادعا می کنند که مدیریت دانش به عنوان توانایی سازمان در ایجاد، ذخیره و توزیع دانش، برای برتری رقابتی در حوزه های کیفیت، سرعت، نوآوری و قیمت، مطلقاً حیاتی است. با وجود آنکه دانش به آسانی قابل اندازهگیری نیست، سازمانها بایستی دانش را به منظور دستیابی به مزایایی که از مهارتها، تجارب و دانش ضمنی کارمندان در سیستم و ساختارشان، قابل اکتساب است، به طور مؤثر مدیریت کنند(هانگ[۱۲] ،۲۰۰۵). تحلیل تعاریف ارائه شده نشان می دهد که بسیاری از آن ها در یک مورد شباهت دارند و آن اینکه مدیریت دانش منجر به بهبود عملکرد سازمانی میگردد. عوامل حیاتی مدیریت دانش موفق، متعدد هستند که برخی تحت کنترل و برخی خارج از کنترل هستند (حسنعلی [۱۳]،۲۰۰۲). واژه چابک توصیف گر سرعت و قدرت پاسخگویی هنگام مواجهه با رویدادهای داخلی و خارجی سازمان است.سازمان چابک برای درک و پیش بینی تغییرات محیط کسب و کار طراحی شده و در این راستا به ساختاربندی خود می پردازد.از عوامل اساسی که باعث ایجاد و ارتقای چابکی سازمان است می توان به آگاهی، انعطاف پذیری و بهره وری اشاره نمود.تولید چابک راهی برای تغییر روش تولید، طراحی و ایجاد مدیریت و بازاریابی سازمان های بزرگ و کوچک است(لحافی،۱۳۹۰،ص۲۲). دانش به عنوان مهمترین جنبه رقابتی آن سازمان را قادر میسازد تا بهرهور باشد و از محصولات و خدمات رقابتی رها شود. یکی از پایههای افزایش بهرهوری مدیریت دانش، چابک بودن مؤثر است. حجم بالای توسعه ادبیات در حوزه مدیریت دانش و چابکی سازمانی، اهمیت این دو مقوله را نشان میدهد. ما در این پژوهش، شکلی از همگرایی این دو را از این نظر که ابعاد آنها قویاً با یکدیگر ارتب اط دارند، مورد بررسی قرار میدهیم و استدلال میکنیم که چابکی سازمانی زمانی حاصل میشود که مدیریت دانش، از هر حیث، در حال تعادل باشد.با توجه به لزوم دستیابی همزمان به بهره وری و انعطاف پذیری در سازمان های دولتی برای مواجه با تغییرات و اغنای مشتری و همچنین نقش مؤثر فناوری اطلاعات در این امر، این پژوهش با هدف کمک به سازمان های دولتی از جمله سازمان آموزش و پرورش در نظر دارد به ارائه ی تفسیری از عوامل مؤثر مدیریت دانش بر دستیابی به چابکی سازمانی کارکنان بپردازد . لذا پژوهش حاضر می کوشد با بررسی رابطه بین مدیریت دانش بر چابکی سازمانی سازمان آموزش و پرورش شهرستان کرمانشاه را ارائه دهد.
۱-۴-اهداف پژوهش
۱-۴-۱-هدف کلی پژوهش عبارت است از: بررسی رابطه بین مدیریت دانش با چابکی سازمانی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان کرمانشاه ۱-۴-۲-اهداف ویژه پژوهش به شرح ذیر میباشد: ۱-تعیین میزان رابطه بین اکتساب دانش با چابکی سازمانی کارکنان ۲-تعیین میزان رابطه بین ایجاد دانش با چابکی سازمانی کارکنان ۳-تعیین میزان رابطه بین ذخیره کردن دانش با چابکی سازمانی کارکنان ۴-تعیین میزان رابطه بین توزیع دانش با چابکی سازمانی کارکنان ۵-تعیین میزان رابطه بین نگهداری دانش با چابکی سازمانی کارکنان
۱-۵-فرضیه های پژوهش:
۱-۵-۱-فرضیه کلی:
بین مدیریت دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
۱-۵-۲-فرضیات فرعی:
۱-بین میزان اکتساب دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد . ۲- بین میزان ایجاد دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد . ۳- بین میزان ذخیره کردن دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد . ۴- بین میزان توزیع دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد . ۵- بین میزان نگهداری دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد .
۱-۶-تعاریف مفاهیم واصطلاحات :
۱-۶-۱-تعاریف مفهومی:
۱-۶-۱-۱مدیریت دانش : دانش فرایندی است که به سازمانها یاری میکند اطلاعات مهم را بیابند، گزینش، سازماندهی و منتشر کنند و تخصصی است که برای فعالیتهایی چون حل مشکلات، آموختن پویا، برنامهریزی راهبردی و تصمیمگیری ضروری است.تعریف اسوان از مدیریت دانش یکی از بهترین تعاریف قلمداد میشود:مدیریت دانش هرگونه فرایند یا عمل تولید، کسب، تسخیر، ترویج و جامعهپذیری و کاربرد آن است، در هرجایی که دانش استقرار یابد، یادگیری و عملکرد سازمان را افزایش میدهد(قربانی،۱۳۸۸،ص۵۶). ۱-۶-۱-۲-ایجاد دانش: ایجاد دانش متخصصان یکی از ضروریات اصلی در زمینه تحقیق مدیریت دانش در سازمانهای دانشی است، چرا که با شناسایی دانشهای ذخیره شده در اذهان کارکنان میتوان ضمن بررسی نقاط قوت آنها به نقایص و تعدیل دانش تخصصی افراد با دانش مورد نیاز سازمان همت گمارد.یک راه برای شناسایی دانشی که باید در اختیار گرفته شده و کسب گردد، انجام ممیزی دانش است(صالحی،۱۳۹۱،ص۵۴). ۱-۶-۱-۳-اکتساب و جمع آوری دانش: در طول تاریخ بشر، انسانها همواره در جستجوی دانش بودهاند چرا که دانش اندوزی را باعث موفقیت میدانستنددانش هم میتواند از داخل و هم از خارج سازمان کسب شود(صالحی،۱۳۹۱،ص۵۴). ۱-۶-۱-۴-اشتراک دانش و توزیع دانش: وقتی میکوییم فردی دانش خود را توزیع میکند، به این معنی است که فرد، فرد دیگری را با بهره گرفتن از دانش، بینش، و افکار خود راهنمایی میکند تا او را کمک کند که موقعیت خود را بهتر ببیند(صالحی،۱۳۹۱،ص۵۴). ۱-۶-۱-۵-نگهداری از دانش: در این مرحله، تمام توجه مدیریت دانش به این نکته متمرکز است که دانش موجود در سازمانها، کاربردی شود تا به سوددهی سازمان بینجامد(صالحی،۱۳۹۱،ص۵۴). ۱-۶-۱-۶-ذخیره کردن دانش: ذخیره دانش بخش مهمی از مدیریت دانش است؛ با این وجود زمانی که شرکتها دوباره سازماندهی میشوند ارزش حافظه سامانی اغلب دست کم گرفته میشود اما در مورد دور انداختن بخشهای کهنه شده تجارب گذشته شرکت نباید به سادگی تصمیم گرفت(صالحی،۱۳۹۱،ص۵۴). ۱-۶-۱-۷-چابکی سازمان چابکی عبارت است از،شناسایی موفق مبانی رقابت (سرعت،انعطاف پذیری،نوآوری،کیفیت و سودآوری)، انسجام منابع و اقدامات مناسب در محیط دانش و دارای تغییرات سریع به وسیله فراهم کردن محصولات و خدمات مشتری پسند (شعیب زاده،۱۳۸۶،ص۲).
۱-۶-۲-تعاریف عملیاتی:
۱-۶-۲-۱-مدیریت دانش: این متغیر در سطح ابعاد در پنج شاخص اکتساب دانش،ایجاد دانش،ذخیره دانش،توزیع دانش و نگهداری دانش قابل سنجش است که هر کدام از ابعاد ذکر شده در سطح نشانگر به فعالیتهایی تقسیم شده اند که جمعاً به تعداد ۳۸ گویه است. در واقع مدیریت دانش به پارامترهای عملیاتی تبدیل شده که هر کدام از آنها در پرسش نامه استانداردشده به صورت سؤالاتی از نمونه آماری پرسیده می شوند. ۱-۶-۲-۲-چابکی سازمان:این متغیر در سطح ابعاد در چهار شاخص پاسخگویی ،سرعت ،انعطاف پذیری ودقت شایستگی قابل سنجش است که هر کدام از ابعاد ذکر شده در سطح نشانگر به فعالیتهایی تقسیم شده اند که جمعاً به تعداد ۱۶ گویه است.در واقع بدین وسیله چابکی سازمان به پارامترهای عملیاتی تبدیل شده که هر کدام از آنها در پرسش نامه استانداردشده به صورت سؤالاتی از نمونه آماری پرسیده می شوند. ۱-۶-۲-۳- ایجاد دانش : شناسایی دانش متخصصان یکی از ضروریات اصلی در زمینه تحقیق مدیریت دانش در سازمانهای دانشی است. تعریف عملیاتی ایجاد دانش در این پژوهش عبارت از نتایج حاصل از داده های پرسشنامه ای که متشکل از مولفه هایی که به آن اشاره شد ودر بین کارکنان ومعلمین آموزش وپرورش شهرستان کرمانشاه اجراگردید . ۱-۶-۲-۴- اکتساب دانش : : در طول تاریخ بشر، انسانها همواره در جستجوی دانش بودهاند چرا که دانش اندوزی را باعث موفقیت میدانستند دانش هم میتواند از داخل و هم از خارج سازمان کسب شود.درتعریف عملیاتی اکتساب دانش نمره ای فرد ازپرسشنامه مدیریت دانش کسب می کند . ۱-۶-۲-۵- اشتراک دانش : وقتی میکوییم فردی دانش خود را توزیع میکند، به این معنی است که فرد، فرد دیگری را با بهره گرفتن از دانش، بینش، و افکار خود راهنمایی میکند تا او را کمک کند که موقعیت خود را بهتر ببیند. درتعریف عملیاتی اشتراک دانش نمره ای فرد ازپرسشنامه مدیریت دانش کسب می کند . ۱-۶-۲-۶-ذخیره ونگهداری دانش : ذخیره دانش بخش مهمی از مدیریت دانش است؛ با این وجود زمانی که شرکتها دوباره سازماندهی میشوند ارزش حافظه سامانی اغلب دست کم گرفته میشود اما در مورد دور انداختن بخشهای کهنه شده تجارب گذشته شرکت نباید به سادگی تصمیم گرفت تعریف عملیاتی ذخیره ونگهداری دانش در این پژوهش عبارت از نتایج حاصل از داده های پرسشنامه ای که متشکل از مولفه هایی که به آن اشاره شد ودر بین کارکنان ومعلمین آموزش وپرورش شهرستان کرمانشاه اجراگرد فصل دوم ادبیات وپیشینه پژوهش
۲-۱-مدیریت دانش
امروزه ثابت شده که دنیای تکنولوژی، دنیای دانش است. سازمانهایی که راهی کارامد برای استخراج، استفاده و مدیریت دانش یافتهاند و به دانش به عنوان یک دارایی مطرح مینگرند، به افزایش بازدهی کارمندان و حفظ رضایت مشتری رسیده و رمز موفقیت امروز و فردای خود را به دست آوردهاند. رسیدن به چنین اهدافی و ارائه محصولات و خدمات با کیفیت مناسب و اقتصادی، بدون مدیریت و استفاده از منبع ارزشمند دانش موجود در سازمان، امری سخت و بعضاً غیر ممکن است(فراهانی،۱۳۸۴،ص۴۸). بنابراین، در سالهای اخیر،« مدیریت دانش» به یک موضوع مهم و حیاتی مورد بحث در متون کسب و کار تبدیل شده است. «جوامع علمی» و «کسب و کار» هر دو بر این باورند که سازمانهای دانش محور میتوانند برتریهای بلندمدت خود را در عرصههای رقابتی حفظ کنند(کالیست،۱۹۹۹[۱۴])؛ به طوری که تسهیم دانش به عنوان یک فعالیت پیچیده اما ارزش آفرین، پایه و اساس بسیاری از راهبردهای مدیریت دانش در سازمانهاست(رجی[۱۵] ،۲۰۰۵). دانش بشری هر ۳۳ سال، دو برابر میشود؛ در حالی که ظرفیت فکری انسانها هر ۱٫۵ تا ۳ میلیون سال دو برابر میشود. سازمانها نیز از انباشتگی دانش بیبهره نبودهاند؛ به طوری که افزایش حجم اطلاعات در سازمانها و لزوم استفاده از آن در تصمیمهای سازمانی، طی دو دهه اخیر باعث ظهور پدیدهای به نام انتقال دانش شده است(برون[۱۶]،۲۰۰۲). اگر چه مبحث انتقال دانش در سالهای اخیر به طرز گستردهای مورد توجه دانشگاهیان و مدیران اجرایی قرار گرفته، اما در مورد به کارگیری مدیریت دانش در سازمانها، تقریباً اطلاعات ناچیزی به دست آمده است.(سرلک،۱۳۸۶،ص۱۵۲). داراییهای دانشی سازمان، پیش برندهی اهداف اقتصادی یک سازمان هستند. این داراییها به صورت خبرگی[۱۷] در ذهن افراد تولید میشود. در برابر این دارایی میتوان ۲ خط مشی کلی را در پیش گرفت؛ نخست رها کردن سرمایۀ دانشی و ادامۀ تولید آن با آشفتگی بالاست. به گونهای که تنها بدانیم در سازمان ما و در اذهان همکارانمان حجم دانایی ارزشمند و بالایی تولید میشود و طبیعتاً به مرور زمان از یاد میرود. دوم این که مدیریت سرمایۀ دانش و طراحی ساز و کار برای هدایت آن در مسیری مشخص با هدف افزایش کارایی سازمان در پرتو دانش مدیریت شدۀ خودمان. (سرلک،۱۳۸۶،ص۱۵۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۱۰-۴٫ پارامترهای اثرات غیر مستقیم بین متغیرهای پژوهش در مدل نهایی ……………….۱۴۹ جدول ۱۱-۴٫ نتایج تحلیل اثر غیر مستقیم از PS به AP از طریق NS و BP …………………………164 جدول ۱۲-۴٫ نتایج تحلیل اثر غیر مستقیم از PS به AP از طریق NS و BP ………………………. 165 جدول ۱۳-۴٫ نتایج تحلیل اثر غیر مستقیم از PS به AP از طریق NS و BP …………………………166 عنوان …………………………………………………………………………………………………………….صفحه جدول ۱۴-۴٫ نتایج تحلیل اثر غیر مستقیم از PS به AP از طریق CS و BP ………………………….167 جدول ۱۵-۴٫ نتایج تحلیل اثر غیر مستقیم از PS به AP از طریق CS و BP ………………………….168 جدول ۱۶-۴٫ نتایج تحلیل اثر غیر مستقیم از PS به AP از طریق CS و BP ………………………….169 جدول ۱۷-۴٫ نتایج تحلیل اثر غیر مستقیم از PS به AP از طریق CS و BP ………………………….170 جدول ۱۸-۴٫ نتایج تحلیل اثر غیر مستقیم از PS به AP از طریق CS و BP ………………………….172 عنوان صفحه فهرست اشکال شکل۱-۱٫ الگوی پیشنهادی پیش آیندهای خطرزا و محافظت کننده آمادگی اعتیاد ۹ شکل ۱-۲٫ ساختار علی عوامل مصرف مواد مخدر (گلانتز و هارتل، ۲۰۰۲، به نقل از پورشهباز و همکاران، ۱۳۸۴) ۲۸ شکل۲-۲٫ مدل تعاملی زیستی-اجتماعی مشکلات برونی سازی (راینی و همکاران، ۱۹۹۷، به نقل از لیو، ۲۰۰۶) ۵۸ شکل ۳-۲٫ چهارچوب مفهومی مقابله (زیدنر و اندلر، ۱۹۹۶، به نقل از آقایوسفی، ۱۳۸۰) ۶۴ شکل ۱-۳٫ نمایش مراحل اساسی اجرای تحلیل SEM (هومن، ۱۳۸۷) ………………………………….۱۲۶ شکل۱-۴٫ مدل پیشنهادی یا فرضی پژوهش (مدل ۱) ……………………………………………………………. ۱۳۶ شکل ۲-۴٫ ضرایب مسیر استاندارد مدل پیشنهادی یا فرضی پژوهش ……………………………………. ۱۳۹ شکل۳-۴٫ برونداد مدل اصلاح شده پژوهش (مدل ۲) …………………………………………………………….. ۱۴۴ شکل ۴-۴٫ نمودار مدل میانجی با سه مسیر (دو متغیر میانجی یا سلسله ای، تیلور و همکاران، ۲۰۰۸) ………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۵۹ شکل ۵-۴٫ مدل سه مسیره روابط شیوه فرزندپروری مقتدر، نوجویی، مشکلات رفتاری و آمادگی اعتیاد ……………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۶۴ شکل ۶-۴٫ مدل سه مسیره روابط شیوه فرزندپروری مستبد، نوجویی، مشکلات رفتاری و آمادگی اعتیاد ……………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۶۵ شکل ۷-۴٫ مدل سه مسیره روابط شیوه فرزندپروری سهل گیر، نوجویی، مشکلات رفتاری و آمادگی اعتیاد ………………………………………………………………………………………………………………………………۱۶۶ شکل ۸-۴٫ مدل سه مسیره روابط شیوه فرزندپروری مقتدر، راهبرد مقابله مسئله مدار، مشکلات رفتاری و آمادگی اعتیاد …………………………………………………………………………………………………………….. ۱۶۷ شکل ۹-۴٫ مدل سه مسیره روابط شیوه فرزندپروری مستبد، راهبرد مقابله هیجان مدار، مشکلات رفتاری و آمادگی اعتیاد ………………………………………………………………………………………………………………۱۶۸ شکل ۱۰-۴٫ مدل سه مسیره روابط شیوه فرزندپروری مستبد، راهبرد مقابله اجتنابی، مشکلات رفتاری و آمادگی اعتیاد …………………………………………………………………………………………………………….. ۱۶۹ عنوان ………………………………………………………………………………………………………………………………………صفحه شکل ۱۱-۴٫ مدل سه مسیره روابط شیوه فرزندپروری سهل گیر، راهبرد مقابله هیجان مدار، مشکلات رفتاری و آمادگی اعتیاد …………………………………………………………………………………………….. ۱۷۰ شکل ۱۲-۴٫ مدل سه مسیره روابط شیوه فرزندپروی سهل گیر، راهبرد مقابله اجتنابی، مشکلات رفتاری و آمادگی اعتیاد ………………………………………………………………………………………………………………۱۷۲
| نام خانوادگی دانشجو: عشرتی نام: طیبه |
| عنوان پایان نامه: بررسی روابط ساختاری برخی از عوامل خطرزا و محافظت کننده روانشناختی آمادگی اعتیاد در دانش آموزان سال سوم دبیرستان های شهر مشهد |
| استاد راهنما: دکتر ایران داودی |
| مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد رشته: روانشناسی گرایش: بالینی |
| محل تحصیل (دانشگاه): دانشگاه شهید چمران اهواز دانشکده: علوم تربیتی و روانشناسی |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۲-۲۸) که یک بردار الگوی n-بعدی، Aij یک مقدار زبانی مقدم[۶۹]، Cj کلاس نتیجه و n تعداد قوانین اگر-آنگاه فازی میباشد. تعداد قوانین هنگامی که هر خصیصه xi i=(1,2,…,n) دارای K متغیر زبانی باشد برابر با Kn است. هر مقدار زبانی توسط تعدادی از قوانین اگر-آنگاه فازی به اشتراک گذاشته میشود.
۲-۶-۱- ساختار یک سیستم دستهبندی مبتنی بر قوانین فازی
ساختار یک سیستم فازی از دو جزء اصلی تشکیل شده است: استخراج دانش و استنتاج فازی[۷۰]. در مرحله استنتاج دانش، با بهره گرفتن از نمونههای آموزش یک مجموعه از قوانین فازی استخراج میشود. الگوریتمهای مختلفی برای استخراج قوانین فازی ارائه شدهاند که از جمله آن ها میتوان به الگوریتم ژنتیک [۷۸]، کاهش پیچیدگی[۷۱] [۷۹] و افراز فازی[۷۲] [۸۰] اشاره کرد. بعد از استخراج قوانین فازی یک پایگاه داده فازی تشکیل میشود که شامل قوانین استخراج شده میباشد. به ازای هر نمونه ورودی ممکن است چندین قانون بتواند با درجه قطعیتهای مختلف این نمونه را دستهبندی کنند. بنابراین الگوریتم نیازمند یک موتور استنتاج فازی میباشد که نمونه ورودی و قوانین را گرفته و کلاس نمونه را پیش بینی کند. شکل (۲-۱۰) ساختار یک سیستم فازی را نشان میدهد استنتاج میتواند بر اساس درجه قطعیت[۷۳] قوانین انجام شود و یا بدون استفاده از درجه قطعیت. در ادامه چگونگی استنتاج در حالت بدون قطعیت و با قطعیت شرح داده میشود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۶-۲- دستهبندی بدون استفاده از درجه قطعیت
هنگامی که قوانین اگر-آنگاه فازی دارای درجه قطعیت نباشند، یک نمونه جدید توسط قانون برنده Rj یکتایی دستهبندی میشود که این قانون از رابطه زیر بدست میآید [۸۱] : (۲-۲۹) که درجه سازگاری[۷۴] قانون اگر-آنگاه فازی با الگوی جدید میباشد و معمولاً توسط عمل حاصل ضرب به صورت زیر تعیین میشود: نمونههای آموزش فرایند یادگیری فازی سازی و قوانین فازی استخراج دانش نمونههای آزمون نتایج دستهبندی موتور استنتاج فازی شکل ۲- ۱۰: ساختار یک سیستم قانونمند فازی (۲-۳۰) که تابع عضویت مقدار زبانی مقدم Aji است (i=1,2,…,n). با توجه به رابطه فوق مشاهده میکنیم که هر قانون اگر-آنگاه فازی دارای ناحیه تصمیمگیری مربوط به خود میباشد به طوری که نمونههای جدید با توجه به این نواحی تصمیمگیری دستهبندی میشوند. در شکل (۲-۱۱) نُه قانون اگر-آنگاه فازی در یک افراز گرید مشاهده میشوند. که نواحی تصمیم هر یک از این نُه قانون مشخص شده است. هر کدام از این قوانین توسط سه مقدار زبانی مقدم (S: small, M: medium, L: large) در فضای دو بُعدی ایجاد شدهاند. هر قسمت در شکل (۲-۱۱) با ناحیه تصمیمگیری هر یک از قوانین فازی متناظر میباشد. اگر هیچ قانون اگر-آنگاه فازی در جداول قانون فازی گم نشود نواحی تصمیم به شکل مستطیل یا فوق مستطیل میباشند.
شکل ۲- ۱۱: ناحیه تصمیم هر قانون فازی [۸۲] مرزهای دستهبندی این نُه قانون فازی شکل (۲-۱۱) در شکل (۲-۱۲) نمایش داده شده است.
شکل ۲- ۱۲: مرزهای دستهبندی نُه قانون فازی [۸۲] دسته نتیجه Cj هر قانون Rj از رابطه زیر بدست میآید که c تعداد دستهه ای داده شده میباشد. (۲-۳۱) در شکل (۲-۱۲)، شش الگو به اشتباه دستهبندی شدهاند. مرزهای دستهبندی میتوانند توسط اصلاح توابع عضویت مقادیر زبانی دقیقتر شوند. شکل (۲-۱۳) مثالی از مرزهای دستهبندی تنظیم شده را نشان میدهد که تقریباً همه الگوها به درستی دستهبندی شدهاند. همچنین مشاهده میشود که مرزهای دستهبندی پس از اصلاح توابع عضَویت با محورهای فضای الگو موازی میباشند. َ شکل ۲- ۱۳:مرز دستهبندی بعد از اصلاح توابع عضویت [۸۲] هنگامی که جداول قانون فازی کامل نباشند ناحیه تصمیم هر قانون فازی همواره مستطیل شکل نمیباشد. همان طور که در شکل (۲-۱۴) ملاحظه میکنید، ناحیه تصمیم هر قانون فازی با بهره گرفتن از جداول قانون فازی ۳ در ۳ که ناکامل میباشد، رسم شده است. در شکل (۲-۱۴) R5 گم شده است.
شکل ۲- ۱۴: ناحیه تصمیم هر قانون فازی در حالتی که جداول قانون فازی ناکامل باشد [۸۲]
۲-۶-۳- دستهبندی با بهره گرفتن از درجه قطعیت
همان طور که در بخش قبل مشاهده شد، هر قانون فازی دارای یک ناحیه تصمیم است. اندازه این ناحیه توسط درجه قطعیت و توابع عضویت مقادیر زبانی مقدم مربوط به آن تعیین میشود. بنابراین ناحیه تصمیم میتواند توسط اصلاح درجه قطعیت و بدون تغییر توابع عضویت تنظیم شود. مثالهایی از نواحی تصمیم در شکل (۲-۱۵) نشان داده شده است. این نواحی تصمیم با ۹ قانون فازی شکل (۲-۱۱) متناظر هستند. شکل (۲-۱۵) (الف) با حالتی متناظر است که همه قوانین دارای درجات قطعیت یکسان باشند. در این حالت ناحیه تصمیم هر قانون فازی با حالتی که درجه قطعیت وجود داشته باشد یکسان است. در شکل (۲-۱۵) (ب) تا (و) درجات قطعیت یکسان نیستند. با بزرگتر بودن درجه قطعیت هر قانون فازی ناحیه تصمیم مربوط به آن بزرگتر خواهد بود. همچنین ملاحظه میشود که ناحیه تصمیم هر قانون همیشه به صورت مستطیل نیست. حتی اگر جداول قانون فازی کامل باشند (شکل (۲-۱۵) (ج) و (د) و (و)).
برای درک تنظیم مرزهای دستهبندی به کمک درجه قطعیت، سه قانون if-then فازی زیر را برای یک مسأله دستهبندی الگوی تک بُعدی بر روی بازه [۰,۱] در نظر بگیرید: شکل ۲- ۱۵: ناحیه تصمیم هر قانون فازی با درجات [۸۲] If x is small Then Class 1, If x is medium Then Class 2, If x is large Then Class 3 بازه واحد توسط این قوانین دستهبندی میشود (شکل (۲-۱۶) (الف)). هنگامی که از درجه قطعیت استفاده نکنیم، تنظیم مرزهای دستهبندی توسط اصلاح تابع عضویت هر مقدار زبانی مقدم صورت خواهد گرفت (شکل (۲-۱۶) (ب)).
شکل ۲- ۱۶: تنظیم مرزهای دستهبندی بدون استفاده از درجه قطعیت [۸۲] ولی وقتی از درجه قطعیت استفاده کنیم، تنظیم مرزهای دستهبندی به کمک اصلاح درجه قطعیت هر قانون اگر-آنگاه فازی صورت میگیرد. شکل (۲-۱۷) خطوط خط چین نتیجه اعمال درجه قطعیت و سازگاری برای هر قانون میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱) صدور کارتهای اعتباری و بکارگیری نظام انتقال الکترونیک اسناد توسط شبکه بانکی ۲) تدوین قوانین داخلی بنحو سازگار با قوانین متحدالشکل بینالمللی در ارتباط با تشریفات گمرکی، نظام اخذ مالیات و بانکداری الکترونیک ۳) ایجاد سیستم استاندارد تخصیص کد تجاری محصول ۴) ایجاد نظام حقوقی اطلاعرسانی و تعریف حقوق مالکیت معنوی ۵) تأمین امنیت اطلاعات ۶) تعریف حقوق فردی در ارتباط با محرمانه بودن اطلاعات شخصی ۷) توسعه فناوریهای عام همچون مهندسی ارتباطات و مهندسی نرمافزار از لحاظ دانش فنی مورد نیاز برای پشتیبانی تجارت الکترونیک
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۸) راهاندازی خطوط ارتباطی سریع و مطمئن، با نظام تعرفهای رقابتی در جهت کاهش قیمت خدمات مخابراتی و کاهش هزینه ارتباطات الکترونیک ۹) وجود یک بستر قانونی جهت اجرای تجارت الکترونیک ۱۰) پذیرش اسناد الکترونیکی توسط قوه قضائیه (بااعتباری برابر با اسناد کاغذی) ۱۱) معرفی مراجع صدور گواهی امضاء دیجیتالی در کشور و تأیید احراز هویت خریدار و فروشنده توسط این مراجع
۳-۱-۲-۲ پیشنیازهای درونزای استقرار و نهادینه شدن تجارت الکترونیک:[۵۱] ۱) برخورداری از بازدهی بالای تجاری: اگرچه محیط اینترنت، محیطی مناسب برای جذب مشتری است ولی بدلیل وجود رقابت شدید، محیطی مناسب برای از دست دادن آن نیز میباشد لذا نباید مشتری را پشت خط، زیاد در انتظار نگه داشت. ۲) برخورداری از بازدهی اطلاعاتی بالا: فرآیندهای توسعه سیستمهای تجارت الکترونیک باید توانایی بهینهسازی سیستم را بهسرعت و براساس نیاز مشتری و تقاضای بازار داشته باشند یعنی سازمان تجاری باید بتواند همواره بطرزی سریع و کارآمد به جمع آوری اطلاعات و پردازش آن در جهت تعدیل یا اصلاح سیاستهای تجاری خود اقدام کند. ۳) انسجام فعالیتها در راستای اهداف برنامهریزی شده: اطلاعات ابتدا و انتهای فرآیندهای داخلی بنگاه باید منسجم شوند تا مجموعهای از اطلاعات دقیق حاصل شود و تضادی از لحاظ کمی یا کیفی بین عرضه و تقاضای اعلام شده از سوی مشتری پیش نیاید. ۴) برخورداری از آموزش و تخصص لازم در ارتباط با بکارگیری فنون تجارت الکترونیک: برای کسب و حفظ مزیت تجاری در محیطی که رقابت شدید در آن برقرار است جذب، تربیت و حفظ نیروی کار تخصصی که در ارتباط با فنون تجارت الکترونیک به سطح حرفهای رسیده باشد الزامی است. با توجه به روند هرچه سیالتر شدن نیروی کار در دنیای امروز، از دست دادن نیروی کار متخصص به معنای جذب آن توسط رقبا بوده و میتواند در بلندمدت زمینههای شکست تجاری را در پی داشته باشد. ۵) استمرار در بهینهسازی: برای کسب پیشرفت در حوزه تجارت الکترونیک، رسیدگی مداوم به فرآیندها و بهروز نمودن آنها بسیار مهم و حیاتی است. وجود یک هسته قوی تحقیق و توسعه که برخوردار از امکانات و بودجه کافی باشد میتواند در این زمینه بسیار کارگشا باشد. ۶) طراحی کارآمد برای رسیدگی به خواست مشتریان و تأمین رضایت آنها: هنگامیکه یک مشتری به سایت اینترنتی بنگاه یا سازمان مراجعه میکند باید بتواند اطلاعات بدست آورد و یا برای مشکل خود راه حل پیدا کند و در نهایت تصمیمی بگیرد، لذا ساختار مناسب جهت دسترسی مراجعه کننده به امکانات سایت اینترنتی و همچنین ملاحظات حفاظتی و آدرسدهی دقیق و سهلالوصول، از پارامترهای مهم و مؤثر در طراحی وبسایتهای تجاری میباشد که عدم توجه به آن، موجب ناتوانی در امر تجارت الکترونیک خواهد شد. ۷)توانایی در همراهی با فناوریهای جدید: امروزه بطور مداوم، جهان شاهد ظهور فناوریهای جدید میباشد که عدم توانایی در همراهی مناسب با آنها موجب از دست رفتن منافع بالقوه ناشی از آنها برای بنگاه خواهد بود. در حقیقت، نوسازی در فنآوریهای مورد استفاده باید بگونهای انجام گیرد که بنگاه همواره در فهرست جستجوی مشتریان برای دریافت خدمات و کالای مورد نظر قرار گیرد. ۸)سازگاری و عدم مغایرت در مسیرهای بازاریابی: ممکن است بر اثر عرضه اینترنتی کالا، شبکه توزیع سنتی (عمدهفروشان کالای بنگاه) از خرید کالا و ادامه نمایندگی پخش امتناع کنند لذا در امر بازاریابی باید به این نکته ظریف دقت لازم را مبذول داشت. بخش دو: ۳-۲-نقش قانون تجارت الکترونیک ۳-۲-۱-نقش تصویب قانون تجارت الکترونیکی در تحقق تجارت الکترونیکی: طبیعتاً هیچ قانونی به تنهایی نمی تواند تضمین کننده ی صحت انجام امور و سلامت اتفاقات باشد. تعامل در محیط دیجیتالی و تجارت الکترونیکی نیز از این قاعده مستثنا نیست. این که افراد امور مختلف شخصی و از جمله کسب و کار خود را در محیط دیجیتالی و یا اینترنت انجام دهند، مستلزم وجود پیش نیازهای زیادی است که قانون مناسب تنها یکی از آن هاست. به عنوان مثال این که فرهنگ عمومی پذیرای این نوع تعاملات باشد، از مهم ترین پیش نیازها است. در کشورهای غربی نیز با وجود فراهم شدن همه زیرساخت های لازم، از جمله قوانین جامع و قوی، هنوز حجم تعاملات الکترونیکی، تراکنش های مالی و به عبارتی میزان کاربری هایی نظیر دولت الکترونیکی و تجارت الکترونیکی در مقایسه با روش های متعارف پیشین در این کشورها به تدریج در حال افزایش است. با توجه به پیشتازی این کشورها در اصلاح و یا تدوین قوانین مناسب، بدیهی است که نسبت کم کاربری فعلی در این کشورها به هیچ وجه در نتیجه نارسایی حقوقی نبوده است. اصولاً تدوین قوانین و مقررات گرچه از الزامات بسیار مهم است، تنها یکی از زیرساخت های اصلی لازم برای گسترش کاربری این فناوری در زمینه های مختلف خصوصاً تجارت الکترونیکی به شمار می رود. برای مثال اگر حتی تمام نظام اجرایی دفاتر صدور گواهی الکترونیکی هم اکنون فراهم باشد، باز هم موجب گسترش و تحقق واقعی تجارت الکترونیکی نخواهد بود. کشور نیازمند گسترش زیرساخت ها و الزامات پایه ای تری از جمله نظام های پرداخت الکترونیکی، طرح های جامع و زیرساخت های بهره برداری از تجارت الکترونیکی و عملیاتی شدن فرآیندهای نوین بانکی، گمرکی و بیمه ای که لازمه ی تجارت الکترونیکی می باشد به تدریج در حال شکل گیری هستند. راه اندازی تجارت الکترونیکی به صورت یک مقوله ی مجزا و مستقل اصولاً بی معنی است؛ چرا که زیرساخت ها و ملزومات گسترش و توسعه ی کاربری فناوری ارتباطات و اطلاعات در کلیه ی شاخه های آن نظیر دولت الکترونیکی، تجارت الکترونیکی، بهداشت الکترونیکی، آموزش الکترونیکی و غیره یکسان است و مجموعه ای پیچیده و به هم وابسته را تشکیل می دهد. ساده انگاری است که تصور شود با تصویب یک قانون، انجام برخی تغییرات شکلی و ظاهری و سپس خرید تجهیزات کامپیوتری بتوان تجارت الکترونیکی را پیاده کرد.عوامل و ابعاد بسیار بزرگی که تنها با برنامه ریزی، سرمایه گذاری و صرف منابع فراوان خصوصاً طی زمان طولانی قابل حصول هستند، مورد نیاز می باشند. توسعه ی منابع انسانی، فرهنگ سازی و آموزش در سطوح مختلف، بازآفرینی نقش و جایگاه دستگاه های اجرایی و مهندسی مجدد فرایند های موجود، تامین سیستم های جامع از جمله ایجاد بستر های امن برای تراکنش های مالی، نظام های پول الکترونیکی و بانکداری الکترونیکی، هماهنگی دستگاه های اجرایی مرتبط نظیر بانک ها، گمرک و بیمه، همگی مباحث بسیار مهم و حیاتی ای هستند که با مدیریت صحیح و اولویت بندی دقیق آن ها می توان به استقرار پایدار کاربردهای مختلف از جمله تجارت الکترونیکی امیدوار بود. با وجود این در این طرح با توجه به نقش زیرساختی و حیاتی قانون و مقررات در بسط کاربری، چارچوب های اولیه، پایه های حقوقی و مشروعیت بخشی به این تعاملات به همراه فرهنگ سازی موردنیاز دیده می شود . ۳-۲-۲- ارکان حقوق تجارت الکترونیک ایران: توجه به عناصر اصلی و ارکان تجارت الکترونیک در شناخت این پدیده بسیار موثر است.این عناصر عبارتند از: ۳-۲-۲-۱) وسایل ارتباط از راه دور: یعنی مجموعه ی سرویس هایی که با بهره گرفتن از آن، عمل انتقال داده ها از خریدار به فروشنده و به عکس انجام می گیرد. بند «ف» ماده ی ۲ قانون تجارت الکترونیک ایران، در تعریف این اصطلاح می گوید: «عبارت از هر نوع وسیله ای است که بدون حضور فیزیکیِ هم زمانِ تأمین کننده و مصرف کننده، جهت فروش کالا و خدمات استفاده می شود». ۳-۲-۲-۲)مدیریت داده ها: یعنی مجموعه سرویس هایی که شکل و قالب تبادل اطلاعات را تعریف می کند. در حقیقت می توان این عنصر را به عنوان یک زبان دیجیتالی مشترک برای انجام معاملات در نظر گرفت. ۳-۲-۲-۳) امنیّت: یعنی مجموعه ی روش هایی که هویت منبع اطلاعات را تأیید می کند. از این عنصر در بند «ط» ماده ی ۲ قانون تجارت الکترونیک ایران با بهره گرفتن از اصطلاح رویه ی ایمن یاد شده و در تعریف آن آمده است: «رویه ای است برای تطبیق صحت ثبت «داده پیام»، منشأ و مقصد آن با تعیین تاریخ و برای یافتن هرگونه خطا یا تغییر در مبادله، محتوا و یا ذخیره سازی «داده پیام» از یک زمان خاص. یک رویه ی ایمن ممکن است با بهره گرفتن از الگوریتم ها یا کدها، کلمات یا ارقام شناسایی، رمزنگاری، روش های تصدیق یا پاسخ برگشت و یا طرق ایمنی مشابه انجام شود».گاه امنیّت ارتباط، توسط نرم افزاری اضافی و سخت افزاری مرتبط با آن تأمین می شود. یکی دیگر از راه های تأمین امنیّت، استفاده از یک واسطه است.
۳-۲-۳-چارچوب نظری تجارت الکترونیک:
چارچوب تجارت الکترونیک از سه سطح عالی تشکیل شده است:
۳-۲-۳-۱-زیر ساختار:
نرم افزار، سخت افزار ، پایگاه های داده ای و ارتباطاتی را شامل می شود که برای انجام وظیفه در قالب صفحات وب بر روی اینترنت یا پشتیبانی از مبادله الکترونیکی داده ها و سایر اشکال پیام گذاری و پیام گیری بر روی اینترنت یا سایر شبکه ها بکار می روند.
۳-۲-۳-۲-خدمات:
پیام گذاری و پیام گیری و دامنه گسترده ای از خدمات که توانایی پیدا کردن و ارائه اطلاعات(در صورت نیاز در قالب تجاری آن) را فراهم می آورند و شامل جستجو برای شرکای تجاری بالقوه و همچنین مذاکره و توافق در مورد مبادلات تجاری هستند.
۳-۲-۳-۳-محصولات و ساختارهای تجارت الکترونیک:
پیش بینی و تدارک مستقیم کالاها و خدمات تجاری وابسته به اطلاعات برای مشتریان و شرکای تجاری همکاری و سهیم شدن در اطلاعات داخل و خارج سازمان و سازماندهی محیط بازاری الکترونیکی و زنجیره تهیه و پشتیبانی. در این چارچوب تجارت الکترونیک و نتایج حاصل از آن سه زمینه را پوشش می دهند: ۱) امور بازرگانی با گرایش به مصرف کننده نهایی. ۲) تجارت میان شرکتها یا فعالیت های بازرگانی عمده. ۳) امور تجاری درون سازمان ها. مهم ترین و بازارگراترین کاربرد های عملی تجارت الکترونیک پخش مصرف کننده گرای آن است. این کاربرد ها شامل خرید از راه دور عملیات بانکی دلالی سهام و تبلیغات مستقیم می شوند. به هر حال همان طور که انتظار می رفت پتانسیل عظیم این بخش بیشتر انگیزه های مرتبط با تجارت الکترونیک را به خود جلب می کند. در بخش امور تجاری و فعالیت های میان تهیه کنندگان مواد اولیه و مصرف کنندگان ارتباطاتی که به وسیله EDIبرقرار می شوند بهترین گروه کاربردهای تجارت الکترونیک هستند. بخش سوم:۳-۳-معاملات الکترونیکی از دیدگاه فقه شیعه: از دیدگاه پویای فقه شیعه معاملات الکترونیکی از سه جنبه قابل بررسی است: ۳-۳-۱- معاملات الکترونیکی بعنوان بخشی از عملیات جهانی سازی: در مورد جهانیسازی سه رویکرد عمده وجود دارد: رویکرد نخست بر عقید مکتب نوین لیبرالها[۵۲] مبتنی است. این رویکرد جهانیسازی را فرایندی مثبت و غیر قابل اجتناب میپندارد که باید همه در آن ادغام شوند. در جهان اسلام ترکیه مدافع اصلی این دیدگاه است، و در همین راستا در صدد پیوستن به اتحادیه اروپا میباشد و در این صورت باید شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این اتحادیه را باید بپذیرد. رویکرد دوم دیدگاهی انتقادی است که از سوی گروهی از گرایشهای سیاسی مستقل رواج یافته است و بر تاثیر منفی جهانیسازی تاکید و تمرکز دارد. ماهاتیر محمد، نخست وزیر مالزی، و بسیاری از روشنفکران اسلامی از جمله محمد عمر و جمال البنا از طرفدارن این نظریه هستند. رویکرد سوم، رویکردی مبتنی بر همکاری است و براین باور است که چون جهانیسازی نوعی تحمیل ناخواسته بر ماست باید با آن کنار بیاییم، اگر چه این کنار آمدن به این معنا نیست که تمام جنبههای آن را به طور کامل بپذیریم. کنار آمدن با جهانیسازی در این معنا عبارت است از مشارکت در گفتگوی عملی و واقعی با قدرتهایی که حامی و مدافع این پدیده میباشند به منظور به حداقل رساندن خسارتها و به حداکثر رساندن مزایا. این رویکرد در مواضع مصر و همچنین ایران- گرچه با تمیل بیشتر به سوی نقد این پدیده- منعکس شده است. واقعیت آن است که جهانیسازی برنامه حساب شدهی است که با منافع غربیها همخوانی و مطابقت دارد و قدرت های سرمایه داری برای نیل به اهداف خود و اعمال یک مدل گسترده فکری در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنرا به پیش میبرند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رابطه معنادار و معکوس
اهرم مالی
متغیر مستقل کنترلی
۰.۴۶۳
رابطه معنادار و مستقیم
ROA
متغیر مستقل کنترلی
-۰.۲۳۲
رابطه معنادار و معکوس
سن شرکت
متغیر مستقل کنترلی
-۰.۰۲۵
عدم وجود رابطه معنادار
نوسان بازده بازار
متغیر مستقل کنترلی
-۰.۴۴
عدم وجود رابطه معنادار
تعداد سهامداران نهادی
متغیر مستقل کنترلی
۰.۰۳۹
عدم وجود رابطه معنادار
درصد عرضه اولیه
متغیر مستقل کنترلی
۰.۱۸۳
عدم وجود رابطه معنادار
حجم عرضه های اولیه
متغیر مستقل کنترلی
-۰.۵۰۳
رابطه معنادار و معکوس
نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رگرسیونی برای آزمون فرضیه فرعی هم، که مبتنی بر تاثیر سطوح عدم تقارن اطلاعاتی شرکت ها بر رابطه بین محافظه کاری و بازده غیرعادی کوتاه مدت بود، نشان داد که آماره t متغیر محافظه کاری برای هر دو نمونه فرعی معنادار بوده و مقدار آن برای مشاهداتی با عدم تقارن اطلاعاتی بالا (۳۰۳/۲-) بیشتر از مشاهداتی با عدم تقارن اطلاعاتی پایین(۱۲۷/۲-) می باشد. به عبارت دیگر رابطه محافظه کاری و بازده غیرعادی کوتاه مدت در شرکت های با سطح بالای عدم تقارن اطلاعاتی نسبت به شرکت های با سطح پایین عدم تقارن اطلاعاتی قوی تر است. بنابراین فرضیه فرعی این پژوهش هم تایید می گردد. این نتیجه هم با یافته های تحقیق جان لین و تیان (۲۰۱۲) مطابقت دارد که معتقد بودند سطوح بالای عدم تقارن اطلاعاتی، انگیزه بیشتری برای بکارگیری محافظه کاری توسط شرکت های ناشر ایجاد می کند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴-۵- موانع و محدودیت های تحقیق در این قسمت با ارائه محدودیتهای پژوهش، سعی برآن است تا خواننده از وجود چنین محدودیتهایی آگاه گردد و بتواند در تعمیم نتایج پژوهش با آگاهی بیشتری عمل کرده و در مورد فرایند پژوهش قضاوت عادلانهای داشته باشد. در این راستا محدودیت های پژوهش حاضر به شرح زیر قابل ذکر می باشد:
- محدودیت نوسان قیمت در بورس اوراق بهادار تهران و در نتیجه فاصله گرفتن ارزش این سهام با ارزش ذاتی آنها، و از طرف دیگر نحوه کشف قیمت این سهام به عنوان محدودیتی در این پژوهش مطرح است؛ که استفاده از بازده غیرعادی این سهام را در پایان اولین روز معاملاتی بعنوان مبنایی برای قیمت گذاری کمتر از واقع جهت مقایسه واقعی با موضوع فوق در بازارهای سرمایه کشورهای توسعه یافته امکان پذیر نمی سازد.
- مدل ها و معیار های متفاوتی برای اندازه گیری محافظه کاری در تحقیقات مختلف ارائه گردیده است که با توجه به دسترسی محدود به اطلاعات مالی این قبیل شرکت ها (عرضه های اولیه) و همچنین حجم پایین مشاهدات امکان استفاده از مدل های رگرسیونی مثل مدل بال و شیواکومار، دیچو و تنگ وجود ندارد که در صورت استفاده از این مدل ها نتایج می توانست متفاوت باشد.
- در محاسبه شاخص محافظه کاری از اقلام تعهدی عملیاتی بعنوان معیاری برای محافظه کاری شرکت ها استفاده شده است. این امکان وجود دارد دارد که اقلام تعهدی غیرعملیاتی هم در صورت های مالی شرکت ها منعکس شده باشد که با توجه به حجم پایین مشاهدات و کافی نبودن اطلاعات امکان تفکیک آن برای محقق وجود ندارد.
- اندازه نمونه در این پژوهش، ۷۱ مورد از شرکت های عرضه شده در فاصله زمانی ۱۳۸۲تا۱۳۹۱ را شامل می شود. بنابراین، با انتخاب نمونه بزرگتر برای بازه زمانی طولانی تر(با توجه با حجم پایین شرکت های عرضه شده)، نتایج تحقیق میتوانست متفاوت باشد.
۵-۵- پیشنهادات حاصل از تحقیق با توجه ادبیات بررسی شده پیرامون موضوع پژوهش و نتایج کسب شده از آن موارد زیر پیشنهاد میگردد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۴-۲۰)تغییرات ولتاژ pull-in به ازای تغییرات طول با در نظر گرفتن سیالهای مختلف
موقعیت قرار گیری تیر و تغییر ارتفاعH1 در محفظه دیگر پارامتر قابل تغییر در طراحی میکروسوئیچها است.تغییرات فاصله بین الکترودها باعث تغییر جرم افزوده و در نتیجه تغییر در ولتاژ ناپایداری می شود. شکل(۴-۲۱)ولتاژ بحرانی سیستم را به ازای سیالهای مختلف نشان می دهد و میتوان نتیجه گرفت که افزایش دانسیته وجرم افزوده باعث کاهش ولتاژ بحرانی می شود.
شکل۴-۲۱ )تغییرات فاصله بین دو الکترود بر روی ولتاژ pull-in به ازای سیالهای مختلف
فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهاد در پروژه فوق با حل همزمان معادلات سیال - جامد و اعمال شرط سازگاری از نوع جابجائی ارتعاشات آزاد یک تیر در محفظه بسته سیال تراکم ناپذیر و غیر لزج مورد بررسی قرار گرفته است.به منظور سازگاری در جابجایی عرضی تیر با سیال معادلات کوپل شده سیال-جامد با بهره گرفتن از روش بسل فوریه استخراج شده است و با حل مسئله مقدار ویژه مشخصه های ارتعاشی سیستم بدست آمده و با مشخصه های تیر خشک مورد مقایسه قرار گرفتند.علاوه بر حل مقدار ویژه بصورت وابسته خطی ، مسئله مقدار ویژه به ادغام ضرایب مجهول به یک معادله تبدیل شده و اثر جرم افزوده صریحا در معادله ظاهر گردیده است و دقیقا جرم افزوده ناشی از نوع سیال در تغییر فرکانسی سیستم مورد ارزیابی قرار گرفته است.در حل ارتعاشات آزاد سیستم شکل مدهای تیر و سیال مورد بررسی قرار دادیم و به نتیجه رسیدیم که سیال فرض شده مودهای بالاتر تیر را بیشتر تحت تاثیر قرارداده و تفاوت رفتار تیر در مدهای بالا بیشتر از مدهای پایین است. علاوه بر شکل مدهای تیر،الگوهای رفتار سیال در پی حرکت تیر نیز مورد بررسی قرار گرفت که بردارهای سرعت سیال در مجاورت تیر بزرگتر از مناطق دیگر محفظه سیال بود و در نتیجه سیال مجاور تیر اینرسی و انرزی جنبشی بیشتری دارد.علا وه بر این از الگوهای حرکت سیال می توان نتیجه گرفت که در هر مد ارتعاش تیر وابسته به جرم افزوده سیال در آن مد است.با بررسی تغییرات فرکانسهای طبیعی سیستم به ازاء تغییرات مشخصه های سیال وابعاد هندسی محفظه، نشان داده شد که علاوه بر طول تیر نوع سیال و موقعیت قرار گیری میکروتیر نیز می تواند نتایج را تحت تاثیر قرار دهند.که از این تغییرات می توان نتیجه گرفت که مدهای بالا میتوانند نقش مهمتری را در رفتار دینامیکی سیستم ایفا کنند.با تغییرات دانسیته سیال نشان داده شد که افزایش دانسیته موجب افزایش جرم افزوده و در نتیجه کاهش فرکانسهای طبیعی سیستم می شود که این نتایج در فرکانسهای بالا بیشتر نمود پیدا می کند.علاوه بر آن تغییرات طول تیر باعث تغییر در فرکانس و شکل مدهای سیستم شد که با کاهش طول تیر فرکانسهای طبیعی تیر افزایش یافت و این کاهش طول تیر باعث شد که سیال رفتار تیر را بیشتر تحت ناثیر قرار داده و تغییر دهد. کاهش فاصله تیر با کف مخزن نیز باعث کاهش فرکانسهای طبیعی سیستم شد که نتایج بدست آمده می توانند در طراحی میکروحسگرها و میکرو عملگرها مورد استفاده قرار گیرند.در ادامه رفتار تیر را به ازاء تحریک الکترواستاتیک به فرم ولتاژ پله مورد بررسی قرار دادیم و اثرات مشخصه های سیال و هندسه سیستم بر روی پاسخ گذرا و زمان ناپایداری سیستم مورد بررسی قرار گرفت. زمانیکه ولتاژ بصورت آنی به تیر اعمال می شود تا قبل از اینکه ناپایداری در سیستم رخ دهد منحنی ها بصورت پریودیک و متناوب بوده اما در هنگام pull-in و بعد از آن منحنی ها غیر متناوب شده و جدایش در منحنی ها رخ می دهد.دوایر پریودیک در راه اندازهایی نظیر ارتعاش سنجها و دستگاه های تولید برق نوسانی و…. بکار می روند و دوایر غیر پریودیک در سوئیچ ها مورد استفاده قرار می گیرند.زمانیکه ولتاز ثابت به میکروتیر اعمال و از سیالهای گوناگون برای بررسی پاسخ دینامیکی سیستم استفاده کردیم به این نتیجه رسیدیم که ضریب دی الکتریک باعث تغییر در دامنه نوسانات نوک میکروتیر و دانسیته سیال باعث تغییر در پریود و فرکانسهای سیستم می شود.و همچنین این دو خاصیت سیال باعث تغییر ولتاز ناپایداری سیستم می شود و البته ضریب دی الکتریک بیشتر از دانسیته، ولتاژ pull-in را تحت تاثیر قرار می دهدلذا با انتخاب سیال مناسب می توان زمان و ولتاز ناپایداری را که پارامتری بسیار مهم در طراحی میکروسوئیچ ها است کنترل کرد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در ادامه اثر تغییرات هندسی هم بر روی پاسخ گذرا بازای سیالهای گوناگون مورد بررسی قرار گرفت که با کاهش طول تیر،ناپایداری در ولتاژهای بالا اتفاق می افتد و حضور سیال در مقایسه با خلاء با در نظر گرفتن طولهای مشابه باعث کاهش ولتاژهای ناپایداری می شود.تغییر در فاصله بین دو الکترود با تغییر ارتفاع مخزن نیز دیگر پارامتر قابل تغییر در طراحی میکروسوئیچها است. تغییر در فاصله بین الکترودها باعث تغییر جرم افزوده و در نتیجه تغییر در ولتاژ ناپایداری می شود. افزایش فاصله بین الکترودها باعث می شود ناپایداری در ولتاژهای بالا رخ دهد و این اتفاق در حضور سیال در ولتاژهای بایینتری در مقایسه با خلاء رخ می دهد. در ادامه پیشنهاداتی برای ادامه کار ارائه می شود:
- انجام تحقیقات صورت گرفته در این پایان نامه با در نظر گرفتن سیال ویسکوز
- انجام تحقیقات صورت گرفته در این پایان نامه با در نظر گرفتن سیال تراکم پذیر
- انجام تحقیقات صورت گرفته با در نظرگرفتن کنترل فعال
مراجع
- R., Batra, M., Porfiri, D., Spinello, Review of modeling electrostatically actuated microelectromechanical systems, Smart Mater Struct. 16(6), (2007) 23-31.
- R., Legtenberg, H., Tilmans, Electrostatically driven vacuum-encapsulated polysilicon resonators part I: Design and fabrication, Sensor Actuat. A-phys. 45(1), (1994) 57-66.
- S., Pamidighantam, R., Puers, K., Baert, H., Tilmans, Pull-in voltage analysis of a electrostatically actuated beam structurs with fixed fixed and fixed free end conditions. J Micromech Microeng, 12, (2002) 458-464.
- J., Zhu, Pull-in instability of two opposing microcantilever arrays with different bending rigidities. Int J Mech Sci, 50, (2008) 55-68.
- RaiteriR., Grattarola,M., Butt,H. J., Skladal,P., Micromechanical cantilever-based biosensors, Sensors and Actuators B, 79, 115-126 (2001).
- Oden, P.I., Chen, G. Y., Steele, R. A., Warmack, R. J., Thundat, T., Viscous drag measurement utilizing microfabricated cantilevers, Appl. Phys. Lett. 68, 3814-3816 (1996).
- Claudio L.A.Berli, A. Cardona, On the calculation of viscous damping of microbeam resonators in air, Journal of Sound and Vibration 327, 249–۲۵۳(۲۰۰۹).
- Ostasevicius, V. Dauksevicius, R. Gaidys, R. Palevicius, A., Numerical analysis of fluid–structure interaction effects on vibrations of cantilever microstructure, Journal of Sound and Vibration 308, 660–۶۷۳(۲۰۰۷).
- Pandey,A. k. and Pratap, R., Effect of flexural modes on squeeze film damping in MEMS cantilever resonators, J. Micromech. Microeng. 17, 2475–۲۴۸۴ (۲۰۰۷).
- ElieSader, J., Frequency response of cantilever beams immersed in viscous fluids with applications to the atomic force microscope, Journal of applied physics, 84(1), 64-76(1998).
- Esmailzadeh, M. Lakis,A. A., Thomas, M.,Marcouiller, L. Three-dimensional modeling of curved structures containing and/or submerged in fluid, Finite Element in Analysis and Design, 44, 334-345(2008).
- Liang, C. C., Liao, C. C., Tai, Y. S., Lai, W. H., The free vibration analysis of submerged cantilever plates”. Ocean Engineering, 28(9), 1225-1245(2001).
- Lindholm, U.S., Kana, D.D., Chu, W.H., Abramson, H.N., Elastic vibration characteristics of cantilever plates in water. Journal of Ship Research 9, 11–۱۲(۱۹۶۵).
- Ergin, A. Ugurlu, B., Linear vibration analysis of cantilever plates partially submerged in fluid, Journal of Fluids and Structures, 17(7), 927-939(2003).
- D. G. Gorman, I.Trendafilova, A. J. Mulholland, J. Horacek, Analytical modeling and extraction of the modal behavior of a cantilever beam in fluid interaction, Journal of Sound and Vibration, 308, 231–۲۴۵(۲۰۰۷).
- C. Atkinson, M. Manrique de Lara, The frequency response of a rectangular cantilever plate vibrating in a viscous fluid, Journal of Sound and Vibration, 300, 352–۳۶۷(۲۰۰۷).
- Kyeong-HoonJeong, Free vibration of two identical circular plates coupled with bounded fluid, Journal of Sound and Vibration, 260, 653-670(2003).
- Jeong, Kyeong-Hoon, Hydroelastic vibration of two annular plates coupled with abounded compressible fluid, Journal of Fluids and Structures, 22(8), 1079-1096(2006).
- Kyeong-HoonJeong, Gye-HyoungYoo, Seong-Cheol Lee, Hydroelastic vibration of two identical rectangular plates, Journal of Sound and Vibration, 272, 539-555(2004).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آمریکا بعد از جنگ سرد، قدرت مسلط و بیچون وچرا در جهان بود. در نتیجه میتوانست دیدگاه ها، منافع و ارزشهای خود را بر جهان تحمیل نماید و حوزهی نفوذ خود را گسترش دهد. اما دگرگونی در سیستم بینالمللی (نه خود سیستم بینالمللی که دارای ماهیت آنارشیگونه میباشد) که از نظام دوقطبی به تکقطبی تبدیل شده بود، سیاست خارجی آمریکا را با خلائی مواجه نموده، و آن فقدان مسئولیت و مأموریت جهانی برای این کشور بود (دهشیار، ۱۳۸۱: ۶۳).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در واقع، سقوط شوروی به عنوان رقیب و دشمن ایدئولوژیک، دنیای غرب، به رهبری آمریکا را با مشکل توجیه ضرورت گسترش منافع مواجه نمود. به عبارت دیگر، دولت آمریکا به دلیل حذف دشمن یا رقیبی که تمامی سیاستهای امنیتی و رهنامههای نظامی خود را بر پایهی ضدیت و مهار آن کشور تنظیم میکرد، دچار ابهامات راهبردی و بحران توجیه شد. به این ترتیب با دگرگونی ساختاری نظام بینالملل، سرشت بازیگران براساس شرایط نوظهور، اهداف، و ابزارهای سیاست خارجی دگرگون شد. ایالات متحده که دارای شاخصهایی از مداخلهگری ساختاری بود و این روند را از زمانی که به عنوان نظام سیاسی مستقل پا به عرصه گذاشته به گونهای فزاینده مورد پیگیری قرار میداد، موفق شد که بعد از کاهش مقاومتهای ساختاری در چارچوب نظام دو قطبی، اهداف توسعهطلبانهی خود را در پوشش الگوهای مطلوب و آزادمنشانه مورد پیگیری قرار دهد. به و نقش ملی این ترتیب میتوان ملاحظه کرد که جهتگیری ایالات متحده در دوران بعد از جنگ سرد با تغییرات کمی و کیفی نسبت به دوران گذشته روبهرو گردیده است. براساس جهتگیری و نقش ملی کشورها، سطح درگیری، میزان مداخلهگرایی و ابزارهای آن مشخص و تعیین میشوند (متقی، ۳۹-۱۳۷۶: ۴۰ ). در چنین شرایطی، ایالات متحده هیچ کشور یا تهدیدی را در جایگاهی نمی دید که بتواند آنرا به گونه ای متقاعدکننده، علیه خود قلمداد کند. پدیدار شدن چالش هویتی برای آمریکاییها و بارز شدن این پرسش که بدون جنگ سرد چه ویژگی برای آمریکایی بودن وجود دارد، سبب ایجاد خلأهای مفهومی در زمینهی تعیین اولویتها و منطق برنامهریزی گروهی برای ایالات متحده گردید. ادغام ابزار در اهداف در دوران گذار، بحران مسئولیتپذیری و بحران هویت، سبب گردید تا مطابق نظر کاندولیزا رایس، ایالات متحده تعریف منافع ملی خود را در غیاب قدرت تهدیدکننده شوروی، بسیار دشوار ببیند (سنشناس، ۱۳۸۴: ۱۳۳) و حتی تعارض ایدئولوژیک پیشین به متن جامعه ی آمریکا کشیده شد و توان بسیج دولت تا حد زیادی کاهش یافت. اما استفادهی مناسب دولت بوش از شرایط فراهم آمده ناشی از ۱۱ سپتامبر باعث شد تا دولت ضعیف وی به مقتدرترین دولت پس از روزولت تبدیل شود (نصری، ۱۳۸۱: ۶۸۳). بوش در پناه فضای فراهم آمده موفق شد تا: الف) در ذهنیت شهروندان، نهادهای بینالمللی و کشورهای خارجی، تروریسم را به طور موفقیتآمیزی جایگزین کمونیسم نموده و بدینترتیب توانایی سمبلیک و نفوذ دولت خود را افزایش دهد. ب) مشروعیت حضور نیروهای آمریکایی در مناطق حساس دنیا را فراهم آورد. ج) پایگاههای جدید را در خاورمیانه، آسیای مرکزی، افغانستان و قفقاز تأسیس نماید. د) با بزرگنمایی خطر کشورهایی چون افغانستان، عراق، ایران، کره شمالی و… دوباره ادبیات مکتب واقعگرایی از قبیل خشونت، اشغال سرزمینی، خرید تسلیحاتی و پیمانهای دوجانبه را احیاء کرده و از این محل، شرایط فروش اسلحه و حضور در منطقه را تا سالهای آتی فراهم سازد. از اینرو، واقعگرایی دفاعی که منطق استراتژیک آمریکا در طول دوران جنگ سرد بود، با تعریف متفاوتی که از منافع ملی، منبع خطر و تهدید و روش برخورد با خطر گردید، عملاً توصیهی عملیاتی و هنجاری خود را از دست داد. در واقع، روشها و ابزارهایی که در سده های گذشته برای حیاتبخشی و مدیریت صحنهی جهانی به کار میرفت؛ مانند: توازن قوا، بازدارندگی، سد نفوذ و… دیگر قابلیت و کارآمدی نداشتند. در این باره، پل ولفویتز که نقشی اساسی در طراحی استراتژی تهاجمی آمریکا داشته است، بیان میدارد: «استراتژی اساسی آمریکایی بایستی بر پایهی جلوگیری از ظهور هر کشور رقیب باشد… برای همیشه» (دهشیار، ۱۳۸۵: ۵۱). این همان «استراتژی امنیت مطلق» است. به جهت ماهیت هرجومرجگرای [آنارشی] نظام بینالملل این منطق همیشه وجود داشت که هیچ کشوری محق برای فرمان دادن نیست، و در ضمن هیچ کشوری هم ضرورتی برای اطاعت کردن ندارد. اما آن چه وضوح فراوان دارد، این واقعیت است که رهبران آمریکا به لحاظ ظرفیتهای نظامی و از همه مهمتر گستردگی جهانی ارزشهای فرهنگی لیبرالیسم خود را دارای حق یافتهاند، با توجه به این نکته است که آمریکا درصدد اشاعهی قدرت است و ضرورتی برای توازن احساس نمیکند (دهشیار، ۱۳۸۵: ۵۱). بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر، مطابق نظر برخی از استراتژیستهای تفوقگرا، از آنجا که تنها سوپاپ اطمینان حفظ ثبات در جهان، برتری و هژمونی ایالات متحده است، [لازم است] این کشور به گونهای تهاجمی استراتژی را که تکقطبی بودن جهان را تداوم بخشد، پیگیری کند (سنشناس، ۱۳۸۴: ۱۳۴). مهدی رضایی در کتاب آمریکا ویژه نومحافظهکاران در آمریکا آورده است که تیم کاری جدید در مراکز عمده قدرت در آمریکا و به خصوص پنتاگون ضمن آنکه سبب امنیتی نمودن بیش از محیط نظام بینالمللی شده است؛ موجب شده تا تروریسم به عنوان مهمترین و کارآمدترین ابزار نظام نابسامان جهانی در راستای تجدید و احیای هژمونی ایالات متحده آمریکا قرار بگیرد (رضایی، ۱۳۸۳). همچنین باری بوزان نیز بیان میکند: «آمریکا به زعم آمریکاییها، کشوری انقلابی به شمار میرود که بین طرفداران بازسازی جامعهی بینالمللی براساس الگویی موردنظر این کشور و حفاظت از ارزشهای لیبرال دموکراسی در مقابل تهاجم قدرتهای فاسد خارجی تقسیم شده است» (Buzan, 2004:157). از اینرو، بعد از ۱۱ سپتامبر دگرگونی عمیقی در سیاست خارجی آمریکا به وقوع پیوسته است، به طوری که: ۱) با امنیتی شدن فضای بینالمللی و در نتیجهی آن، افزایش قدرت سختافزاری آمریکا برای ایفای مأموریتهای دولتسازی و امنیتسازی مواجهایم. ۲) دیپلماسی در پرتو قدرت [به] ابزاری برای کسب اهداف و منافع استراتژیک فرض شده است (هادیان، ۶۳-۶۴: ۱۳۸۴). سیاست خارجی، یکجانبهگرایی بیشتر مبتنی بر مداخلهگرایی گسترش یابنده برای انهدام منابع بالقوه و بالفعل تهدیدات نامتقارن تروریستی؛ و سیاست خارجی چندجانبهگرایی گسترش و ائتلاف بینالمللی علیه تهدیدات معاصر بینالمللی. [با هدف افزایش قدرت خودنه دیگران] از اینرو به نظر میرسد این کشور سیاست خارجی برتریجویانه خود را برای حضور و تداوم مانورهای خارجی در سطح گستردهی جهانی دنبال خواهد کرد. زیرا، همانطور که رابرت جرویس اظهارمیدارد: «قدرت مسلط، تمامی جهان را در همسایگی خود مییابد و نسبت به مسائل آنها واکنش نشان میدهد» (هادیان، ۶۷:۱۳۸۴ ). در چنین شرایطی، آمریکا در پرتو قدرت نظامی خود به دنبال تبدیل دشمنان به دوستان، دوستان به متحدین جدید و جانشینسازی متحدین جدید به جای متحدین قدیم و به طورکلی، رقابت در چارچوب رفاقت میباشد؛ تلاش آمریکا برای جانشینسازی اروپای جدید به جای اروپای قدیم، روابط استراتژیک با برخی کشورهای اروپای شرقی مانند لهستان، بلغارستان و برقراری روابط دوستانه با دولتهای جدید در افغانستان و عراق برخی از چشماندازهای سیاست خارجی آمریکا است. سیاست خارجیای که در پرتو قدرت، به دنبال گسترش و تعمیق سیاست اتحادسازی با دیگر کشورها در مناطق حساس استراتژیک است (هادیان، ۷۲:۱۳۸۴ )؛ تا از این رهگذر بتواند به امنیت مطلق خود برسد. از نظر نومحافظهکاران، برقراری نظم و ثبات از طریق ایجاد قدرت هژمون شیوهی مناسبتری است، به خصوص اینکه قدرت هژمون از توان و برتری لازم ایدئولوژیک و ارائه ارزشها، هنجارها و قواعد اخلاقی جهانشمولی برخوردار باشد و از این طریق، ثبات مبتنی بر رضایت دولتها و ملتها را در جهان فراهم آورد (رنگر، ۱۳۸۲: ۳۴). بیثباتی در جهان موجب بروز جنگها و کشمکشهای گسترده بین دولتها و قومیتهای مختلف شده، تروریسم بینالمللی را افزایش میدهد و به نسلکشی در مناطق مختلف جهان دامن میزند که هر کدام از آنها عواقب مستقیم و غیرمستقیم گستردهای برای امنیت و رفاه مردم آمریکا به همراه دارد (The White House:2006). باید توجه کرد که بعد از فروپاشی سیستم دوقطبی، تاکنون استراتژی کلان آمریکا تغییر آنچنانی به خود ندیده است و تلاش برای حفظ برتری جهانی همچنان به چشم میخورد (ولفورث بور، ۱۳۸۲: ۱۷۶). امروزه نیز سیاست خارجی این کشور با توجه به کیفیت منافع ملی و ماهیت تهدیدهایی که با آنها رو به روست اشاعه و حداکثرسازی قدرت را در پیش گرفته است. برای عملی ساختن این هدف آمریکا به حرکت پیشروندهی خود ادامه میدهد و سعی میکند که به برتری چالشناپذیر در جهان دست یابد. جایگاه این کشور در سیستم بینالمللی که در تاریخ مدرن بیسابقه است، موجب ایجاد این ذهنیت شده که اشاعهی نظم لیبرال از طریق به کارگیری قدرت فزاینده ضرورتی اجتنابناپذیراست. بنابراین واقعگرایی تهاجمی که هژمونی جهانی را مطلوب مییابد، نگاه حاکم بر تصمیمگیرندگان آمریکا میباشد و آنچه وجه تمایز این تصمیمگیرندگان با رهبران دیگر در طول دهه های گذشته است، مقبولیت ارزشهای لیبرال در بین آنها و تلاش آنها برای استفاده از قدرت برای اشاعهی این ارزشها میباشد. برخلاف دوران جنگ سرد که آمریکا نقش پلیس را ایفا میکرد، نومحافظهکاران ایفای دو نقش همزمان آمریکا به عنوان پلیس و چراغ دریایی را برعهده گرفتهاند. دیگر صحبت از انتخاب بین دو گزینهی آمریکا به عنوان سمبل و آمریکا در نقش جنگجو مطرح نیست، بلکه هر دو گزینه به طور توأمان نمادهای سیاست خارجی قرار گرفتهاند (دهشیار، ۱۳۸۶: ۹۶). در این راستا، دولتمردان آمریکایی به منظور اشاعه و بهبود وضعیت دموکراسی به ایجاد تحول در رژیمهای استبدادی و جوامع غیرمدرن روی آوردهاند. به زعم دولت بوش، این تحولات میتواند آغازی برای تأسیس رژیمهای دموکراتیک در اقصا نقاط دنیا باشد، و البته برای عملی ساختن این هدف باید استفاده از توانایی های نظامی آمریکا به عنوان ابزار اولیه و ضروری مورد توجه قرار بگیرد (Ken, 2003:37). وضعیتی که در حمله به عراق و افغانستان مشاهده کردیم؛ در چنین فضایی منطق فلسفی ضرورت سیاست خارجی درگیر، ملیگرا، تهاجمی و مسلح مطرح میگردد. به عبارت دقیقتر، بر ضرورت تهاجم به لحاظ فضای استراتژیک متناسب با توانمندیها تأکید میگردد و منطق تهاجمی در سیاست خارجی یک الزام تلقی میشود که این لزوماً به معنای رهبری در صحنهی بینالمللی است. چنین موقعیتی که به واسطهی توانمندی نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شکل گرفته است، تنها در صورتی تداوم خواهد یافت که میل و اراده به بهرهوری از آن وجود داشته باشد (دهشیار، ۹۷-۱۳۸۶: ۹۸ ). هرچند در این مسیر، سیاست خارجی آمریکا با مخالفتها و مقاومتهایی مواجه میگردد. مثلاً جهتگیری اجتماعی آمریکا در انتخابات نوامبر سال ۲۰۰۶ میلادی را میتوان واکنشی نسبت به مداخلهگرایی گسترده، تهاجمیسازی رفتار استراتژیک و اقدامات پیشدستانهی این کشور دانست، و یا انتشار گزارش بیکر- همیلتون (گروه مطالعات عراق) نیز از همین مقاومتها و مخالفتها بوده است. اما باید توجه کرد که برای سیستم اقتصادی و اجتماعی پرانرژی و همواره در حال تغییر ایالات متحده، قدرت بدون استفاده بیمعنا میباشد (سریعالقلم، ۱۲: ۱۳۸۱) و این امر، به دولت بوش که نظام بینالملل کنونی را نه بر موازنه نیروها بلکه بر هژمونی این کشور میداند؛ کمک میکند. در این رهگذر استفاده از قدرت به منظور تثبیت قدرت ملی و با هدف جهانگرایی میباشد. هدف سیاست خارجی همچنان تأمین منافع ملی است. هرچند که تعریفی متفاوت از منابع، استراتژیهای متمایز و سازوکاری دیگر گونه، به کار گرفته میشود (سنشناس، ۱۳۸۴: ۱۴۸). نومحافظهکاران که در دولت بوش بیشترین نفوذ و قدرت را دارند، با توجه به رهیافت واقعگرایی تهاجمی، باعث حملهی نظامی آمریکا به منطقه خاورمیانه شدند. به لحاظ عملی نومحافظهکاری به شدت به سنتهای تهاجمی نزدیک است و رفتار آنها معمولاً توجیهی، غالباً جنجالی و گهگاه توطئهآمیز میباشد (Jonathan, 2004:116). به نظر میرسد نومحافظهکاری یک جریان انحرافی موقتی و زودگذر در سیاست آمریکا نیست، بلکه جریان فکری کاملاً سازگار و همسو با ایدئولوژی ناسیونالیسم آمریکایی است که ریشه در انگاره «باور به استثنایی بودن لیبرالیسم آمریکایی» دارد. در واقع سیاست خارجی نومحافظهکاران کاملاً تهاجمی و گسترده است و در این زمینه خاورمیانه اولین قربانی این سیاست تهاجمی گردید. در واقع ایالات متحده در راستای نظریهی واقعگرایی تهاجمی احساس کرد که تروریسم که به اعتقاد ایالات متحده منشأ آن خاورمیانه است، باعث آنارشیک شدن عرصهی بینالملل میگردد و امنیت کشورهای جهان بالاخص قدرتهای جهانی را به خطر میاندازد. دلیل دیگر آمریکا سلاحهای کشتار جمعی کشورهای منطقهی خاورمیانه و تلاش آنها برای دستیابی به این سلاحها است و معتقد است که دستیابی کشورهایی همچون عراق، که مشروعیتی در عرصهی بینالملل ندارند، به اینگونه سلاحها موجب به خطر افتادن موقعیت هژمون آمریکا و ایجاد ناامنی در صحنهی بینالملل می گردد. نومحافظهکاران منافع امنیتی آمریکا را در ارتباط مستقیم با توسعهی ارزشهای آمریکایی در دنیا تعریف میکنند و نقش رهبری آمریکا بر نظام جهانی را همواره مورد تأکید قرار میدهند. گسترش دموکراسی نقش تعیینکنندهای در سیاستهای دولت بوش مانند جنگ علیه تروریسم و استراتژی کلان دولت او دارا میباشد. براساس این استراتژی به نظر میرسد که منافع امنیتی و سیاسی ایالات متحده تنها از طریق گسترش نهادها و ارزشهای سیاسی لیبرال در خارج از آمریکا تأمین میشوند. براساس رویکردی که در ادبیات گوناگون با نامهای مختلفی مانند «واقعگرایی دموکراتیک»، «لیبرالیسم امنیت ملی» و «جهانگرایی دموکراتیک» مورد اشاره قرار گرفته است، در واقع سیاست امنیت ملی دولت بوش بر محور استفاده مستقیم از نیروی نظامی و قدرت سیاسی، با هدف گسترش دموکراسی در مناطق استراتژیک شکل گرفته است (Monten, 2006:112-115). ایالات متحده سیاست خارجی تهاجمی خود را در ابتدای قرن ۲۱ از افغانستان و عراق در منطقهی خاورمیانه شروع کرد و طبق این نظریه معتقد به ادامه این سیاست تهاجمی در سایر کشورهای مخالف خود در منطقه، مخصوصاً ایران است. بنابراین سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را میتوان از منظرهای گوناگون مورد مطالعه و بررسی قرار داد اما یکی از رویکردهایی که از قابلیت مناسب برای تبیین این موضوع برخوردار است، واقعگرایی تهاجمی میباشد. براساس رویکرد واقعگرایی تهاجمی، آنارشی دولتها را مجبور میکند تا قدرت نسبی یا نفوذ خود را به حداکثر برسانند، چرا که از نظر آنان، بین الزامات سیستمی و تعقیب سیاست خارجی حقیقی دولتها ارتباط نسبتاً مستقیمی وجود دارد. در یک محیط آنارشیک، «الزامات رقابتی سیستم بینالمللی» دولتها را هدایت میکند. اگر یک دولت برای به حداکثر رساندن نفوذ خود تلاش نکند، دولتهای دیگر در فرصتی مناسب، چنین سهمی از نفوذ را از آن خود خواهند کرد. بر این اساس میتوان سیاست خارجی آمریکا را تبیین نمود. سیاستهای خاورمیانهای آمریکا تا مدتها معطوف به حمایت و پشتیبانی از حکومتهای اقتدارگرا اما همپیمان و حافظ منافع واشنگتن در منطقه بود. حفظ ثبات، به عنوان محور اصلی این رویکرد، شاکلهی کلی سیاستهای خاورمیانهای آمریکا را تشکیل میداد. با تقویت و تحرک بیشتر گرایشهای ضدآمریکایی و وقوع حملات ۱۱ سپتامبر در خاک آمریکا، سیاستمداران کاخ سفید به سمت اتخاذ رویکرد امنیتی به جای حفظ ثبات در منطقه تغییر جهت دادند. به گفتهی جان گدیس، پس از ۱۱ سپتامبر آمریکا خود را در «جهانی که به ناگهان خطرناکتر شده» یافت. به عبارت دیگر، متعاقب حمله به برجهای سازمان تجارت جهانی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، سیاست خارجی ایالات متحده دچار چرخشی اساسی از راهبرد بازدارندگی (۱۹۴۵-۱۹۹۰) و ابهام راهبردی (۲۰۰۱-۱۹۹۰) به راهبرد حملهی پیشدستانه و جنگ پیشگیرانه گردیده است. این حادثه بیشترین مطلوبیت راهبردی را برای اهداف آمریکا فراهم آورد. آمریکاییها تلاش نمودند این واقعه را بر گفتارهای امنیتی پیشین خود منطبق سازند. در چنین شرایطی، راهبرد جنگ پیشگیرانه ارائه شد. این راهبرد براساس نوع تحلیل مقامات و برنامهریزان دفاعی- امنیتی از تهدیدات جدید شکل گرفت. هدف از این راهبرد، مقابلهی مؤثر با چالشهای عملیات پیشگیرانه در خاورمیانه بود. با این اوصاف، شاهد آن هستیم که رویکرد واقعگرایی در نزد زمامداران و تصمیمگیرندگان کشور آمریکا تقویت شده و این کشور رو به سیاستهای امنیتی و یکجانبهگرایی در عرصهی بینالمللی آورده است. ۳-۳-۱ استراتژی امریکا در دوره جنگ سرد منطقهی خاورمیانه را میتوان در مرحلهی کنونی از منظر رقابت بین قدرتهای بزرگ از مهمترین مناطق جهان تلقی کرد. در حالیکه در دورهی جنگ سرد رقابت اصلی بین دو ابرقدرت عمدتاً بر اروپا استوار بود، آمریکا پس از جنگ سرد از همه امکانات خود بهره برده است تا خاورمیانه را به حوزهی نفوذ انحصاری خود تبدیل نماید (واعظی، ۵۳ :۱۳۸۹). این منطقه همواره با مداخلات کشورها و قدرتهای فرامنطقهای مواجه بوده است. یکی از علل مداخلهی ممتد قدرتهای بزرگ در مسایل و حوادث خاورمیانهای را باید عدم همگونی بین واحدهای منطقه و تداوم تعارضات منطقهای بین واحدهای این نظام فرعی دانست. در این حوزه، تعارضات در سطح فرامنطقهای، درونمنطقهای، بین کشوری و فروملی بیش از مناطق و حوزههای دیگر میباشد و در نتیجه واحدهای فرامنطقهای با توجه به اهداف و منافع خود در منطقه، بیش از حوزههای دیگر مداخله کردهاند (متقی، ۱۳۷۸: ۷). ایالات متحده نیز در تداوم همین روند با حذف رقیب اصلیاش در صحنهی رقابت به دنبال تثبیت هژمونی خود در کل جهان است و بالطبع، منطقهی خاورمیانه و خلیجفارس به دلیل ویژگیهایی که دارند در اولویت هستند و به عبارت دیگر، تثبیت هژمونی آمریکا در خاورمیانه، پیشزمینه هژمونی جهانی است (تخشید و نوریان، ۱۱۳:۱۳۸۷ ). خاورمیانه با داشتن منابع غنی انرژی از یکسو و موقعیت خاص ژئوپولیتیک از سوی دیگر، حوزهی منفعتی غیرقابل اغماض، برای قدرتهای بزرگ محسوب میشود. این در حالی است که خاورمیانه نه تنها با نظم سیاسی- اقتصادی آمریکا هماهنگی ندارد بلکه به شدت از پتانسیل مقاومت و مقابله برخوردار است. حوادثی از قبیل رخداد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و حضور اتباع سعودی در آن و احیای افراطگرایی در منطقه، نمایانگر تضاد منفعتی و امنیتی قدرت آمریکا و منطقه خاورمیانه است. از اینرو، پیگیری اصلاحات سیاسی در چارچوپ طرح خاورمیانه بزرگ به منظور استقرار نظم سیاسی مطلوب و اصلاحات اقتصادی در راستای اقتصاد لیبرال و بازار آزاد به منظور استقرار نظم اقتصادی مطلوب در دستور کار سیاستهای خاورمیانهای آمریکا قرار گرفت (واعظی، ۷۰۸ :۱۳۸۸). با توجه به حساسیت و اهمیت این مسأله همواره این حوزه مورد مطالعه و بررسی فراوان بوده و از منظرهای مختلف بدان نگریسته شده است. در نخستین دهه هزارهی سوم، طیف وسیعی از رویکردهای گوناگون در روابط بینالملل به چشم میخورد که برداشتهای متفاوت و گاه متناقض از عرصهی جهانی و روابط میان ملتها به دست میدهند که نه فقط ساختارها و کنشهای بینالمللی، بلکه تاریخ تحولات جهانی را نیز به گونههای متفاوت درک کرده و تصویری دگرگون از آن ارائه میدهند؛ و همانطور که مرشایمر میگوید: «مطالعه ی روابط بینالملل، همانند دیگر علوم اجتماعی هنوز شباهت به علوم دقیقه ندارد. اکثر تئوریهای ما نامتجانس و کمتر آزمایش شده است. درک شرایط موردنیاز برای اجرای تئوریهای با سابقه مشکل شده است. افزون بر این، پدیدههای سیاسی بسیار پیچیدهاند، و از اینرو پیشبینیهای سیاسی دقیق بدون ابزارهای نظری قوی و برتر از آنچه که ما تاکنون در اختیار داشتیم، ناممکن می کند. در نتیجه، اقتضای همهی پیشبینیهای سیاسی، بروز برخی خطاهاست. بنابراین آنها که جرأت پیشبینی کردن دارند باید آنرا با فروتنی انجام دهند و بنابر احتیاط ادعای اعتماد نابهجا نکنند و بپذیرند که بازاندیشی بعدی بدون شک برخی شگفتیها و نادرستیها را مشخص مینماید» (Mearshymehr, 1995:82). با این پیش فرض، برای تبیین بهتر این مقاله و تجهیز آن به چارچوبی منسجم از میان نظریه های روابط بینالملل از واقعگرایی تهاجمی بهره گرفته و سعی گردیده تا با بهره گرفتن از جنبههای مختلف این نظریه رفتار سیاست خارجی آمریکا را در قبال خاورمیانه و ایران بعد از حادثه ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. اما پیش از طرح و بررسی واقعگرایی تهاجمی، لازم است تا اشارهای گذرا به نظریهی واقعگرایی داشته باشیم. ۳-۳-۲ استراتژی امریکا بعد از دوره جنگ سرد واکنش تلافیجویانه آمریکا در خصوص کشتی جنگی ساموئل رابرتز برای ایران بسیار غافلگیرکننده و غیرمنتظره بود. چهار روز بعد، آمریکا با حمله به سکوهای نفتی ساسان (که سلمان هم نامیده میشود) و جزیره سیری درصدد تلافی برآمد. بعد از نابودی سکوی رستم، نیروی دریایی سپاه سکوی ساسان را بازسازی کرد و از آن بهعنوان سکوی تهاجمی خود در جنوب خلیج فارس استفاده کرد. این حملات موجب بروز درگیریهایی بین نیروهای آمریکایی و کشتیها و هواپیماهای ایرانی شد که نه ساعت طول کشید. در سکوی نفتی ساسان، اندکی بعد از ساعت ۱۰ صبح ۱۸ آوریل، گلولهباران توپ ها شروع شد. کشتیهای آمریکایی سکوی اصلی را ساعتها به توپ بستند. ملوانان آمریکایی از کشتی جنگی ترنتون۲، سکوی ثانویه را شناسایی و آنرا با مواد منفجره منهدم کردند. کشتی جنگی آمریکایی وینرایت نبرد سه فروند کشتی علیه جزیره سیری را هدایت میکرد. در این حمله، فرماندهی ناوگان یکم دریایی ایران دستور شلیک موشک از ناچه “جوشن” را صادر کرد. این ناوچه به سرعت در جزیره سیری مستقر شد و آخرین موشک کروز ضد کشتی هارپون ساخت آمریکا را پرتاب کرد. کشتی جنگی وینرایت، توانست موشک پرتاب شده را با بهره گرفتن از سیستم موشکی زمین به هوای مافوق صوت خود دفع کند. سیستم ردیاب موشک هارپون (که از سال ۱۹۷۹ مورد رسیدگی و تعمیر قرار نگرفته بود،) یک مایل مانده به هدف تعیین شده از کار باز ماند. کلاهک ۵۰۰ پوندی این موشک نتوانست به کشتی اصابت کند و در فاصلهای کمتر از ۱۰۰ پایی آن سقوط کرد. کلاهک کوچک ۶۵ پوندی موشکSM-2ER پرتاب شده از کشتی یادشده به همراه دو فروند موشک ۲SM- دیگر که از کشتی اسکورت سیمپسون۱ پرتاب شده بودند، در فاصلهای بیش از ۲۰۰۰ گره دریایی به کشتی “جوشن" اصابت کرد و موجب شد که این کشتی بلافاصله آتش بگیرد و پس از انفجارهای پی در پی در عرض ۵ دقیقه غرق شود. بیست دقیقه بعد، دو فروند از هواپیماهای ۴F- نیروی هوایی ایران درحالیکه در ارتفاع پایین پرواز میکردند، با پرتاب دو فروند موشک ماوریک درصدد ضد حمله برآمدند. این دو هواپیما که یکی از آنها در اثر اصابت موشک آسیب جزئی دیده بود، به دنبال عدم موفقیتشان در حمله به اهداف مورد نظر، به بندرعباس برگشتند. کمتر از سی دقیقه بعد از نبرد در سکوی ساسان، ایران به سوی سکوی نفتیScan Bay در میدان نفتی مبارک که مالک اصلی آن کشور پاناما بود ولی توسط آمریکا مورد استفاده قرار میگرفت و حدود سی مایل دریایی با غرب ابوظبی فاصله داشت، آتش گشود. قایقهای تندرو Boghammar سپاه و دو فروند هلیکوپتر ۱۲۲AB- نیروی هوایی ایران با بهره گرفتن از آتش سنگین توپخانه و راکتهای ضد تانک، حمله مشترکی را ترتیب دادند. هنگام سپیدهدم تقریباً یک ساعت پس آغاز حمله، ناو هواپیمابر آمریکایی اینترپرایز در صدد پاسخ برآمد و با سه فروند قایق تندرو درگیر شد که یکی از آنها را غرق و دیگری را از کار انداخت. در این بین، سکوی نفتیScan Bay و شانزده تبعه آمریکایی مستقر در آن آسیبهای سطحی دیدند. در درگیریهای جزیره سیری، تهران ناوچههای “سهند" و “سبلان" را طی یک مأموریت اضطراری، از بندرعباس راهی منطقه کرد. این ناوچهها که دستور انجام حملات تلافیجویانه را داشتند، با سرعت تمام به سوی غرب تنگه هرمز، که مجموعهای از کشتیهای جنگی آمریکا در آنجا در حال گشت بودند، حرکت کردند. با نزدیک شدن این دو ناوچه ایرانی، فرمانده عملیات مشترک آمریکا در خاورمیانه طرحهایی را برای حمله به سومین سکوی نفتی ایران، رخش، اعلام کرد و همچنین آماده درگیری اساسی با ناوچههای “سهند” و “سبلان” شد. اندکی پس از ۳ بعد از ظهر، ناوچه “سهند” در ۱۰ مایلی جزیره لارک بود و میتوانست کشتیهای نیروی دریایی آمریکا را با بهره گرفتن از موشکهای کروز سیکیلر مورد حمله قرار دهد. ساعت ۵۹:۳ بعد از ظهر، یک کشتی جنگی آمریکایی طی یک اخطار رادیویی به هر دو زبان فارسی و انگلیسی، به ناوچه “سهند” اعلام کرد در صورت عدم خروج فوری از منطقه با آتش سنگینی مواجه خواهد شد. فرمانده “سهند” چند دقیقه بعد با به کار انداختن توپ ۷۶ میلیمتری خود به این اخطار پاسخ داد. هواپیماهای ۶A- آمریکا بلافاصله به این ناوچه حمله کردند و آن را با یک فروند موشک کروز هارپون مورد هدف قرار دادند و چند دقیقه بعد با بهره گرفتن از بمب، آنرا منفجر کردند. علاوه بر این، کشتی آمریکاییStrauss نیز دومین موشک هارپون را به سوی این ناوچه نشانه رفت. ناوچه “سهند” در حالیکه در شعلههای آتش میسوخت و ساختار اساسیاش آسیب دیده بود، منطقه را ترک کرد و نیروهای آن با به آب انداختن قایقهای نجات از کشتی خارج شدند. تقریباً دو ساعت بعد، یک فروند ۶A- دیگر، پس از مواجه با آتش، یک بمب هدایت شونده با لیزر را به سوی ناوچه “سبلان” پرتاب کرد. این بمب ۱۰۰۰ پوندی به موتورخانه این ناوچه برخورد کرد و آنرا غرق کرد. بعد از جنگ جهانی دوم تا اواسط دهه ۱۹۷۰ به مدت تقریباً ۴۰ سال، ژئوپولیتیک به عنوان یک مفهوم و یا روش تحلیل، به علت ارتباط آن با جنگهای نیمهی اول قرن بیستم منسوخ گردید. جغرافیای سیاسی در این دوره، توجه خود را به مفاهیمی غیرمرتبط با مسائل نظامی و استراتژیک معطوف کرد و تعریف ژئوپولیتیک در این دوره متحول شد، به گونهای که ژئوپولیتیک به جغرافیای سیاسی با تأکید بر واقعیات جغرافیایی دولتها اطلاق میگردید. هرچند، ژئوپولیتیک در این دوره از دستور کار دولتها در مفهوم قبلی خود خارج شد، اما، همچنان در دانشگاهها تدریس میشد و سیاستهایی همچون مهار شوروی که توسط جرج کنان، در سال ۱۹۴۷ مطرح شد و اساس سیاست امریکا و غرب در تمام دوران جنگ سرد نسبت به شوروی قرار گرفت از خمیر مایهی ژئوپولیتیکی برخوردار بود (واعظی، ۱۳۸۶، ۲۱) برای تبدیل شدن نقش فعال جغرافیا در تعریف ژئوپولیتیک به نقش انفعالی سه دلیل عمده قابل ذکر است، اول این که جغرافیدانان بعد از شکست آلمان در جنگ، ژئوپلیتیک خاص آلمان را مقصر اصلی عنوان کردندو سیاستهای آلمان نازی را متأثر از این مکتب میدیدند. در نتیجه، خود را از مطالعات در مقیاس جهانی کنار کشیده، توجه خود را به دولتها و درون مرزهای سیاسی بینالمللی معطوف داشتند و واژهی ژئوپولیتیک برچسب غیرعلمی بودن به خود گرفت و از محافل علمی و دانشگاهی طرد شد. از نظر محتوایی هم تعداد معدود جغرافیدانان که هنوز نقشهی سیاسی جهان را مورد مطالعه قرار میدادند عناوین دیگری برای نوشتهها و کتابهای خود انتخاب کردند. دلیل دیگری که موجب افول نقش جغرافیا در جنگ سرد شد ظهور استراتژی باردارندگی هستهای بود. گفته میشد که با توانایی پرتاب سلاحهای هستهای به وسیلهی هواپیما و موشک به فاصلههای دور، دیگر نه فاصله و نه عوامل جغرافیایی مثل ناهمواریها و اقلیم چندان مهم تلقی نمیشوند. بنابراین، از دید کارگزاران نظامی میبایست توجه از دفاع سرزمینی به مسألهی توازن هستهای جلب میشد. دلیل سوم که شاید از هر دو دلیل دیگر مهمتر است ظهور ایدئولوژی به عنوان عامل تعیین کنندهی جهتگیری سیاستها بود. در دورهی جنگ سرد، ایدئولوژی در پوشش استدلالهای جغرافیایی عمل می کرد و در ساختن فضای سیاسی این دوره نقش فعال داشت. البته نباید فراموش کرد که جغرافیا در حفظ امنیت ملی و درگیریهای محلی، همچنان اهمیت خود را حفظ کرده بود. ۳-۴ عوامل تأثیرگذار ژئوپلیتیک خاورمیانه بر استراتژی امریکا ساخت دیوار حایل در سرزمینهای اشغالی فلسطین به وسیلهی رژیم صهیونیستی به رویداد قابل توجه جهان اسلام و عرب و محور بحث حقوقدانان، صاحبنظران و کارشناسان خاور میانه و اروپا تبدیل شده است. کسانی که حوادث فلسطین اشغالی را پی میگیرند، در پایبند نبودن رژیم اسرائیل به تعهد بینالمللی خود در سرزمینهای اشغالی هیچ تردیدی ندارند. این نقض فاحش مقررات بینالمللی هر روز ابعاد جدیدی مییابد. احداث دیوار حایل ـ که اسرائیلیها آن را دیوار امنیتی، سپر حفاظتی و حصار عرفات مینامند و در مقابل، فلسطینیها آن را دیوار نژادپرستی، دیوار جداسازی و دیوار شرم نام مینهند ـ از مسائل پراهمیتی است که نیازمند بررسی و تأمل از جهات متعدد است. صدور رأی مشورتی دیوان دادگستری بینالمللی در خصوص آثار حقوقی ساخت دیوار، مسأله را وارد مرحلهی جدیدی نمود که اهمیت بررسی آن را دو چندان ساخت. ما در این مقاله ضمن تبیین موضوعی مسأله به طور مختصر، عدم مشروعیت ساخت دیوار را از منظر مقررات حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بینالمللی بررسی میکنیم. رأی دیوان، حاوی نکات بسیار پراهمیت است که تبیین و تفسیر همهی اجزای آن حجمی فراتر از یک مقاله را به خود اختصاص میدهد. از سوی دیگر، بررسی مباحث مربوط به مرحلهی صلاحیت نیز حائز اهمیت است؛ از این رو پس از طرح برخی مباحث مقدماتی، به راه کاری توجه میکنیم که دیوان برای احراز صلاحیت خود در صدور رأی مشورتی به کار بست؛ آن گاه به بررسی آثار ساخت دیوار تنها از منظر حقوق بشر و حقوق بشردوستانه میپردازیم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰٫۰ ۰٫۰ ۰٫۰ ۱٫۵
۰٫۰ ۲۸٫۹ ۱۲٫۸ ۷٫۱ ۲٫۹
۰٫۰ ۰٫۰ ۴٫۲ ۰٫۰ ۰٫۰
۸ ۴۵ ۴۷ ۴۲ ۶۸
*معنی دار در سطح ۰٫۰۵< P.
- نگرش زنان در مورد ارزش فرزند :
جدول ۵-۹، نگرش زنان دو گروه مذهبی را در مورد ارزش فرزند نشان می دهد. در پژوهش حاضر از گویه های که در ذیل آمده برای سنجش نگرش زنان در مورد ارزش فرزند استفاده شده است:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
- والدین باید فرزند زیادی داشته باشند تا در پیری عصای پیری آنها باشند.
- داشتن فرزند زیاد به درآمد خانواده کمک می کند.
- هر چه تعداد فرزندان زیاد باشد به تحصیلات و تربیت آنها لطمه وارد می شود.
- تعداد فرزندان زیاد وابستگی زن وشوهر را افزایش می دهد.
- جلوگیری از بارداری دخالت در کار خداوند است.
- با فرزندان زیاد والدین احساس می کنند بعد از مرگشان زنده اند.
گویه های انتخاب شده ارزشهای سنتی و مدرن داشتن فرزند را نشان می دهد. موافقت و مخالفت با گویه شماره ۳ نگرش مدرن زنان به باروری را نشان می دهد. و گویه های شماره ۱،۲،۴،۵،۶ نگرش سنتی به باروری را نشان می دهد. زنان شیعه نسبت به زنان اهل سنت بیشتر با گویه هایی که نگرش سنتی را می سنجد مخالفت می کنند. در مورد گویه شماره یک، از ۱۴۷ نفر زن شیعه، ۶۰درصد مخالف و ۳۴٫۱ درصد موافق بوده اند. در حالی که از ۱۵۵ نفر زن اهل سنت، ۴۰ درصد مخالف و ۷۰ درصد موافق این گویه بوده اند. در مورد گویه شماره دو، از ۱۵۰ نفر زن شیعه، ۵۹درصد مخالف و ۳۶ درصد موافق این گویه بوده اند از طرف دیگر از ۱۵۵ نفر زن اهل سنت ۴۱ درصد مخالف و۶۴ درصد موافق بوده اند. بطورکلی نگرش زنان اهل سنت به باروری و فرزندآوری سنتی تر از زنان شیعه مذهب است. بطور کلی می توان چنین بیان کرد که اکثریت زنان اهل سنت با گویه هایی که نگرش سنتی نسبت به باروری را نشان می دهند نظر موافق دارند. اما با نگاه به درصد موافقت زنان اهل سنت با گویه شماره سه، این نتیجه حاصل می شود که در این گویه اکثریت زنان اهل سنت نظری موافق دارند. اما در مورد زنان شیعه، علاوه بر مخالفت با گویه هایی که نگرش سنتی را می سنجند در مورد گویه شماره سه نیز نظری موافق ندارند. جدول ۵-۹، دیدگاه و نگرش زنان دو گروه مذهبی شیعه و سنی در مورد باروری[۴۳]*
گویه مذهب
گویه۱ فرزندان عصای پیری والدین اند
گویه۲ فرزندان به درامد خانه کمک می کنند
گویه۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳- ۴۴٫ جرالد لی گوتک گوتک استاد دانشگاه لویولا در شهر شیکاگوی آمریکاست. وی معتقد بود ریاضیات، به صورت محض آن، معرفت بسیار مفیدی است که فرصتهای لازم را برای پرداختن به امور انتزاعی فراهم میکند. (لی گوتک، ۱۳۸۸، ۳۹)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۴۵٫ برتراند آرتور ویلیام راسل برتراند آرتور ویلیام راسل فیلسوف بلند پایه و ریاضیدان گران مایه در هجدهم ماه می سال ۱۸۷۲ مسیحی در انگلستان چشم به جهان گشود. وی در دورههای نخستین فکری خود و آثار اولیه به مکتب افلاطونی گرایش داشت. این فیلسوف بزرگ و گران مایه در زندگی نود و چند سالهی خود، هرگز در تراوشهای فکری و قلم توانا و رسا و سبک دل پسند نویسندگی و خوی بشر دوستی و نیز پیکار او با ستمگریها و خرافات و بیدادگریها و جنگ جویی ها، کمترین کاهش و سستی نشان نداد. راسل چنین مینویسد: «هر معرفتی باید شناختن حقیقتی باشد وگرنه فریبی بیش نیست. حساب باید به همان گونه کشف شده باشد که کریستف کلمب هند غربی را کشف کرد. ما اعداد را نیافریده ایم همچنان که کلمب هندیان را نیافرید. هر چیز که درباره اش بتوان اندیشید وجود دارد و وجود آن شرط مقدم بر اندیشیدن به آن است نه نتیجهی اندیشیدن به آن.» (بارکر، ۱۳۴۹،۱۵۸-۱۵۷) راسل در جای دیگر چنین مینویسد: «… ریاضیات ما را دور از آن چه انسانی است، به حوزهی ضرورت مطلق میبرد، که نه تنها جهانی بالفعل بلکه هر جهان ممکن دیگری باید با آن در انطباق باشد و اینجا منزلگاه ابدی خویش را مییابد فقط زمانی که کل وابستگی خودمان را درک کنیم، که بدین جهان متعلق است و خرد آن را مییابد، در آن موقع است که به طور کافی اهمیت خطیر زیبایی آن را درک میکنیم.» (کنفورث، ۱۳۵۸، ۱۳۸) بر این اساس فعالیت ریاضی ما ناظر به امور انسانی و آنچه در معرض محدودیت ما است، نمیباشد بلکه به دنبال کشف حقایق سوری ابدی و ضرورت مطلق است. (امید، ۱۳۸۱، ۱۳۹) حساب، مترسک و لولوی بچگی است_ به خاطرم میآید زمانی چون جدول ضرب را نمیتوانستم بیاموزم سخت گریه میکردم- لکن اگر به تدریج و از روی توجه و مراقبت به وسیلهی منتسوری دست به کار آن گردیم دیگر محلی برای عجز و یأسی که اسرار غامض آن، در ما بوجود میآورد نخواهد بود. با وجود این باید در پایان کار یک پوشش خسته کننده برای تسلط یافتن بر بعضی قواعد به عمل آید تا در انجام عملیات آن سهولت کافی به دست آوریم. مادهی مزبور یعنی حساب سختترین مادهی درسی اوایل مدرسه است که در برنامهای که میخواهند جاذب و جالب گردد شایسته است آن را بگنجانند، با وجود این مقداری مهارت و زبردستی در حساب به جهات عملی لازم است. همچنین حساب مقدمهی طبیعی است، برای عادت یافتن به دقت زیرا پاسخ مسألهی آن یا صحیح است یا غلط و دیگر هرگز «دلچسب بودن» یا در آن «نظری داشتن» معنی ندارد و همین امر حساب را کاملاً صرف نظر از فایدهی عملی آن مانند عنصری از عناصر اولی تربیت مهم میسازد، لکن اشکالات آن باید به دقت درجه بندی شود و آن را به طوری که تسلط بر آن آسان گردد تقسیم کرد و نباید یک مرتبه وقت زیاد به آن ها تخصیص داد. (راسل، ۱۳۴۷، ۲۴۴) ۳-۴۶٫ سر کارل ریموند پوپر سر کارل ریموند پوپر(۲۸ ژوئیهی ۱۹۰۲-۱۷ ستامبر ۱۹۴۴میلادی) فیلسوف علم اتریشی-انگلیسی و استاد مدرسهی امور اقتصادی لندن بود . او یکی از بزرگترین فیلسوفان علم سدهی بیستم به حساب میآمد و آثار زیادی در فلسفه سیاسی و اجتماعی از خود باقی گذاشته است . در پاسخ به مسالهی ارتباط ریاضیات با واقعیت با تأکید و توجه بر مبحث ریاضی حساب، به مواردی چند اشاره میکند: ۱- ریاضیات و دستگاههای ریاضی مانند حساب، مجموعهی زبانهایی هستند که به قصد استعمال به منظور توصیف بعضی از واقعیتها طرح ریزی شده اند. و اگر معلوم شود که آن ها برای رسیدن به این هدف به کار میروند، دیگر ما نباید دچار شگفتی شویم، جهان از چنان واقعیتی برخوردار است که با زبان قابل توصیف است. حقیقت واقعی از چنان ساختی برخوردار است که میتوان در باب آن سخن گفت، از طرف دیگر ریاضیات نیز یک نوع زبان است که در مورد واقع استعمال میشود. پس سخن از ارتباط ریاضیات با واقع گفتن سخن بی ربطی نخواهد بود. ۲- بخشهایی از ریاضیات میتوانند چنان طراحی شوند که تنها در بخشی از واقعیت به کار روند. برای مثال هرگونه حساب شمارشی قابل کاربرد در هر حقیقت واقع نیست. مثلاً میتوان برای شمارش نهنگ ها، حساب اعداد طبیعی را به کار بست و گفت ۶ نهنگ در باغ وحش وجود دارد. اما با حساب شمارشی اعداد حقیقی نمیتوان گفت که در باغ وحش ما ۳/۶ یا نهنگ وجود دارد. ۳- در نمادهای ریاضی مانند نمادهای حساب باید میان دو کاربرد، قائل به تمایز شد: کاربرد منطقی نمادها و کاربرد توصیفی نمادها در کاربرد منطقی نمادهای ریاضی گفتههای ما ارتباطی با جهان واقعی ندارد. چرا که این قضایا ابطال پذیر نیستند و ما ابطال و رد آن ها را نمیپذیریم. در کاربرد توصیفی است که ابطال و رد قضایا را پذیرا هستیم و از این رو دربارهی حقیقت واقع سخن میگوییم. برای مثال در قضیهای مانند ۴=۲+۲ میتوانیم دو کاربرد مذکور را چنین توضیح دهیم: نخست اینکه «۲ سیب + ۲ سیب = ۴ سیب» ابطال ناپذیر بوده و به طور منطقاً صحیح پذیرفته شده است. ولی از هیچ واقعیتی که مستلزم سیبها باشد سخن نمیگوید، درست به همان گونه که عبارت «همهی سیبها سیبند» چیزی در این باره بیان نمیکند. مانند این عبارت اخیر، آن نیز یک بدیهی منطقی است؛ و تنها اختلاف در این است، نه بر مبنای تعریف علامتهای «همه» و «اند»، بلکه بر بعضی از تعریفهای علامتهای «۲» و «۴» و «+» و «=» بنا شده است. (تعریف ممکن است صریح باشد یا ضمنی). در این حالت میتوانیم بگوییم که کاربرد، حقیقی نیست بلکه ظاهری است؛ اینکه در اینجا هیچ حقیقت واقعی را توصیف نمیکنیم، بلکه مدّعی آنیم که راهی از توصیف حقیقت واقع، همسنگ با راهی دیگر است. کاربرد در معنای دوم دارای اهمّیّت بیشتری است. در این معنی میتوان «۴=۲+۲» را به این معنی گرفت که، اگر کسی ۲ سیب در یک زنبیل گذاشته باشد، و بار دیگر دو سیب در همان زنبیل بگذارد، و چیزی را از سیبها برندارد، در آن زنبیل ۴ سیب وجود خواهد داشت. این طرز تفسیر عبارت «۴=۲+۲» به ما در حساب کردن یعنی در توصیف واقعیتهای فیزیکی مدد میرساند، و نماد «+» جانشین یک دستکاری فیزیکی میشود- که عبارت از افزودن فیزیکی بعضی چیزها به بعضی دیگر است. (در اینجا مشاهده میکنیم که گاه امکان آن است که یک نماد ظاهراً منطقی به صورت توصیفی تفسیر شود). ولی در این تفسیر عبارت «۴=۲+۲» بیش از آن که یک نظریهی منطقی باشد یک نظریهی فیزیکی میشود؛ و در نتیجه، نمیتوانیم مطمئن باشیم که صحت کلی آن باقی میماند. و در واقع هم چنین نیست. ممکن است برای سیبها صحت داشته باشد، ولی برای خرگوشها چنین نیست. اگر ۲+۲ خرگوش را در یک زنبیل بگذارید، به زودی هفت یا هشت خرگوش در آن خواهید یافت، و نیز برای چیزهایی همچون قطرهها درست نیست. اگر ۲+۲ قطره در یک شیشهی خشک بگذارید هرگز چهار قطره در آن نخواهید یافت. به عبارت دیگر اگر بپرسید که جهانی که در آن «۴=۲+۲» قابل تطبیق نباشد به چه چیز شباهت دارد، خرسند کردن حس کنجکاوی شما کار آسانی است. یک جفت خرگوش نر و ماده یا چند قطره آب ممکن است به عنوان الگویی از چنین جهانی به کار رود. اگر چنین پاسخ دهید که مثالها از آن جهت خوب و روشن نیست که حادثهای برای خرگوشها یا قطرهها اتفاق افتاده، و بدان جهت که معادلهی «۴=۲+۲» قابل تطبیق بر چیزهایی است که پیش آمد برای آن ها صورت نگرفته باشد، آن گاه پاسخ من این خواهد بود که، اگر شما مساله را این گونه مورد تفسیر و تعبیر قرار میدهید، آن گاه دیگر این معادله برای «حقیقت واقع» صحت ندارد (چه در «حقیقت واقع» در همه وقت چیزی پیش میآید و اتفاق میافتد). بلکه تنها برای جهان مجردی از اشیای متمایزی صحت دارد که در آن هیچ پیشامدی صورت نمیگیرد تا آن حد که جهان حقیقی ما به چنین جهان مجردی شباهت دارد، مثلاً تا آن حد که سیبهای ما نپوسد، یا بسیار کند چنین شود، یا تا آن حد که خرگوشها یا نهنگهای ما بچه نیاورند؛ به عبارت دیگر، تا آن حد که اوضاع و احوال فیزیکی ما به عمل جمع منطقی یا ریاضی محض شباهت داشته باشد، البته تا همان اندازه هم حساب قابل تطبیق خواهد بود. ولی این بیان عوامانه و مبتذل است. (پوپر، ۱۳۶۳، ۲۶۳-۲۶۱) ۳- ۴۷٫ دکتر علی اکبر شعاری نژاد علی اکبر شعاری نژاد در سال ۱۳۰۴ در شهر تبریز متولد شد. وی در سال ۱۳۳۴ فارغ التحصیل رشته فلسفه و علوم تربیتی از دانشسرا ی مقدماتی شد و تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه تهران سپری کرد و در سال ۱۳۴۷ فارغ التحصیل شد. علوم و ریاضی باید مورد تأکید قرار گیرند زیرا به نظر رئالیسمها اینها در حوزهی یادگیری اهمیت فراوانی دارند. شناخت دنیای طبیعی، انسان را قادر میسازد که با محیط طبیعی خود سازگاری کند و پیش برود. (شعاری نژاد، ۱۳۸۶، ۴۰۹) ۳-۴۸٫ پرویز شهریاری پرویز شهریاری (زادهی ۲ آذر ۱۳۰۵ کرمان- وفات اردیبهشت ۱۳۹۱) ریاضیدان مترجم روزنامه نگار فعال سیاسی ایرانی از چهرههای ماندگار در عرصهی علم و آموزش ایران است. دو ویژگی اصلی ریاضیات بر کسی پوشیده نیست و همه با آن آشنا هستیم: ۱) دقت منطقی و نیروی استدلالهای قیاسی آن که اهمیت آموزشی زیادی دارد. شیوهی درست قانع کردن را میآموزد و، در عین حال، ما را وا میدارد تا در برابر حقیقتی که برای ما «ثابت» شده است گردن بگذاریم؛ «سفسطه» و «احتجاج» را با «استدلال منطقی» نیامیزیم و از گمراهیهای ناشی از «تمثیل»، «شبیه سازی» بپرهیزیم و در یک کلام، درست را از نادرست جدا کنیم. ۲) کاربرد بی اندازهی ریاضیات در زندگی، دانشهای گوناگون و صنعت، که در واقع، بیانگر و روشن کنندهی برخی قانونهای حاکم بر طبیعت و جامعه است و به ما یاری میرساند تا، با تسلط نسبی بر این قانونها زندگی انسانیتری را تدارک ببینیم و مسیر حرکت آیندهی خود را بهتر بشناسیم. شناخت ما از جهان دور و برمان، بدون یاری ریاضیات، ممکن نیست و، بنابراین، یکی از عاملهای اصلی و جدی شناخت است. ولی، ریاضیات، خصیصهی دیگری هم دارد که، اهمیت آن به هیچ وجه کمتر از دو خصیصهی آن نیست: ریاضیات، در تمامی حوزهی اندیشهی انسانی به طور کلی و به همهی آن چه به تفکر او مربوط میشود، نفوذ میکند و تأثیر میگذارد و این، همان جنبهی فلسفی ریاضیات است که، ارزش آن، از دیرباز مورد توجه بوده است. به گواهی تاریخ، ریاضیات در آغاز، بخشی از فلسفه بوده است و فیلسوف میکوشیده است، دیدگاههای فلسفی خود را، به یاری ریاضیات، توضیح دهد. متفکران یونان باستان، ریاضیات را «عصا» و «ستون» فلسفه میدانستند. فیلسوف میکوشید تا قانونهای حاکم بر جهان را توضیح دهد و، برای «استدلال های» خود، چارهای جز توسل به ریاضیات نمیدید. (شهریاری، ۱۳۶۴،۱۰-۹) ریاضیات، تنها بازی با فرمولها و شکلها نیست، بلکه با جهان واقعی ما ارتباط دارد و برای شناخت طبیعت و جامعه و قانون مندیهای حاکم بر آن ها، به ریاضیات نیازمندیم. ریاضیات «موجودی» زنده است و مثل هر «موجود زنده ی» دیگری، رشد میکند، تکامل مییابد، دچار تضاد میشود، ولی از میان تضادها، شکوفاتر و نیرومندتر بیرون میآید، گذشته را به نحوی «نفی» میکند و، سپس با «نفی» دوبارهی آن با دیدی تازهتر و در سطحی بالاتر، به گذشته باز میگردد. در عین حفظ یگانگی خود به اطراف شاخه میدواند و در همه جا نفوذ میکند، ریشههایی ستبرتر و نیرومندتر و تنهای پایدارتر پیدا میکند و اثر جدی خود را، چه در طول تاریخ و چه در مجموعهی آگاهیهای ما (و به طور کلی در شناخت ما) باقی میگذارد. (همان منبع، ۱۳-۱۲) ۳-۴۹٫ ژاک سالومون آدامار ژاک سالومون آدامار(۱۹۶۳-۱۸۶۵) خلاقیت ریاضی و هوش ریاضی با خلاقیت به طور کلی و هوش کلی بی ارتباط نیست. به ندرت اتفاق میافتد که در دبیرستانها دانشآموزی که در ریاضیات اول است در سایر شاخههای آموزش آخر باشد. چنان چه در سطحی عالی ترمسأله را ملاحظه کنیم، درصد بالایی از ریاضیدانان برجسته در سایر حوزهها نیز خلاق بوده اند. (آدامار، ۱۳۶۷، ۱۷) کلود برنار گفته است «آنهایی که به افکار خود بیش از حد وفادارند، برای کشف کردن مناسب نیستند- با قید این احتیاط که معنی این عبارت در ریاضیات با آن چه در علوم تجربی متداول است فرق میکند.» دلیل اختلاف بین معانی جملهی کلود برنار در ریاضیات و علوم تجربی این است که در مورد دوم، فکری که زمانی به دست آمده اگر سرسختانه دنبال شود ممکن است منجر به ارتکاب خطا، یعنی رسیدن به نتایج نادرست گردد. به عکس، در قلمرو ریاضی نیازی به تعمق دربارهی خطاها نیست. وقتی ریاضیدانان خوب مرتکب خطا میشوند، که مکرر هم میشوند، زود میفهمند و آن را تصحیح میکنند. دلیل این موضوع آن است که هنگامی که مرتکب خطایی میشوند، بصیرت- همان حساسیت علمی- به او هشدار میدهد که محاسباتش آن طور که باید باشد نیست. (همان کتاب، ۶۳-۶۲) ۳-۵۰٫ دکتر ابوالفضل رفیع پور استادیار بخش ریاضی دانشکده ریاضی و کامپیوتر دانشگاه شهید باهنر کرمان میباشد.وی مقالهای با عنوان چرایی و چگونگی آموزش هندسه در برنامه درسی ریاضی مدرسهای در هشتمین کنفرانس آموزش ریاضی ایران- شهرکرد- تابستان ۱۳۸۵ ارائه کرده است. بنا به اظهار شاریگین و پروتاسوف،«هندسه مجموعهای از تعریفها و فرمولها نیست.بلکه هندسه، توانایی دید]مشاهده کردن[،تصور کردن و فکر کردن است.»به همین دلیل، آن ها معتقدند که هندسه، بیش از آن است که تنها، به عنوان یک شاخه از ریاضی یا یک موضوع درسی در ریاضی مدرسهای مطرح شود و با این باور، دلایل زیر را برای تدریس و آموزش هندسه بر شمرده اند: هندسه، پدیدهای از فرهنگ انسانی است؛ با بهره گرفتن از هندسه، میتوان اخلاق و اصول اخلاقی را در دانشآموزان رشد داد؛ هندسه، ذهن دانشآموزان را برای تحصیلات بالاتر آماده میسازد؛ هندسه، حس زیبایی شناسی را در دانشآموزان توسعه میدهد؛ هندسه، تاریخ تفکر انسانی را به خوبی نشان میدهد. به همین دلایل، شاریگین و پروتاسوف مدافع تدریس هندسه در مدارس قرن بیست و یکم هستند و اعتقاد دارند که تواناییهای بالقوه تربیتی و آموزشی زیادی در هندسه نهفته است که برای پرورش انسانها لازم است. این همان چیزی است که شهشهانی نیز قبلا به آن اشاره کرده بود و در رابطه با تدریس هندسه در دبیرستان، سه دلیل زیر را بر شمرده بود: الف) هندسه به طور تاریخی، علم فضا و اشکال است و تمام پدیدههای طبیعی در فضا رخ میدهند. بنابراین، هندسه در واقع زمینهی همهی علوم طبیعی است، کل فعل و انفعالات طبیعی در فضای هندسی صورت میگیرد و شکل هندسی دارند. بنابراین هندسه به نوعی زبان همهی علوم است. ب) هندسه اولین علم نظری است. اولین علمی که در آن، یک سری از نتایج براساس تعقل و تفکر از نتایج دیگر گرفته شده است که سابقه اش به ریاضی باستان باز میگردد. پ) هندسه یک زمینهی بسیار خوب برای شناخت و تقویت تخیل و خلاقیت است. مسألهی ارائه اثبات در ریاضی، بیشتر به جای آن که روی منطق تأکید داشته باشد، بر روی اکتشاف مصرّ است. اگر به اثباتها در هندسه به عنوان وسیلهای برای کشف نگاه کنیم، هندسه وسیلهای برای تقویت تخیل و خلاقیت دانشآموزان است. علاوه بر این ها، بی، هندسه را علم مطالعهی فضا و راههای نظام واری برای نگاه کردن به فضای پیرامون انسان میداند.او اهداف تدریس هندسه در برنامه درسی ریاضی مدرسهای را توسعهی شهود و درک فضایی، توسعهی توانایی تفکر منطقی و پیش نیازی برای سایر بخشهای ریاضی معرفی میکند.ریحانی نیز تأکید کرده است که «هندسه، برای فهم و تعبیر پدیدههای گوناگون، توسعه پیدا کرده است و بدین جهت، لازم است که تفکر هندسی مورد نیاز برای فهم این پدیدهها و چگونگی توسعهی آن ها، بررسی شود».(رفیع پور، ۱۳۸۶، ۲۸-۲۷) ۳-۵۱٫ لین آرتور استین وی مقالهای را تحت عنوان آموزش ریاضی برای دنیای فردا در سپتامبر ۱۹۸۹ در مجلهی معروف آمریکایی Educational- Leader Ship به چاپ رسانده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدل متناوب IS برای پیش بینی تمایل استفاده در ادامه استفاده از یک سیستم اطلاعاتی جدید نشان داده شد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مدل سازی پیوسته :IS با اضافه کردن تأثیر تعدیل کننده که روش IS نامیده شد گسترش داد که به عنوان «نتایج فراگرفته شده از عملکردهایی که واکنش خودکار برای موقعیت های خاص می شوند و ممکن است عملکردی در رسیدن به اهداف خاص یا حالتهای نهایی شود» تعریف می شود. مدل سازی سازی مداوم IS: شباهت های بسیاری با مدل SERVUAL دارد و هر دو مدل براساس نظریه رفتار مصرف کننده و مفهوم آن هستند. برای مثال، هر دو روش ارزیابی مشتری از تفاوت بین توقع و اجرا مرتبط هستند و هر دو بر تمایل به ادامه استفاده از سیستم تأکید دارند. علاوه بر بیان بسیاری از ساختارهای نظریه های بالا، مدل ما هم شامل ساختارهای مدل موفق IS دان وام سی لین (۲۰۰۳) است که برای تهیه توضیحات روابط درونی میان شش جنبه موفقیت، توسعه یافت. طبق یافته های ۳۰۰ پژوهش که توسط محققان دیگر انجام شده، محققان مدل خود را به روز کردند به طوری که متغیر کیفیت امروزه فقط سه جنبه: کیفیت اطلاعات، کیفیت سیستم و کیفیت خدمات است. آنها بیان می کنند که سه جنبه موفق، روابط علی با رضایتمندی استفاده استفاده کننده و تمایل به استفاده دارد که می تواند تقریباً باعث زیاد شدن سود شبکه می شود. مدل ما همچنین ایجاد خطر در تمایلات رفتاری استفاده کننده و کیفیت دریافتی وب سایت را توضیح می دهد. ترس استفاده کنندگان از یرقت هویت و کلاهبرداری در ایترنت به خوبی ثبت شده است. سینکلر، ریکس و سیمون (۲۰۰۶) پژوهشی برای آزمایش توقعات استفاده کنندگان اینترنت یا میزان تفاوت های فردی بین شرکت های آن لاین و سنتی (قدیمی) ارائه کردند. پاسخ دهندگان، احساس خطر را بیشتر از امنیت گزارش کردند زمانی که اطلاعات به شرکتی داده شد که شاغل را فقط به صورت معامله رو در رو در یک اداره یا مغازه انجام می داد، آنها همچنین فهمیدند که ۶۵% پاسخ دهندگان معتقدند که با بهره گرفتن از اینترنت می توان به مشکلات خصوصی افراد پی برد. ۲-۱۲٫بانک ملت بانک ملت به موجب مصوبهی مورخ ۲۹ آذر ۱۳۵۸ مجمع عمومی بانکها از ادغام بانکهای تهران، داریوش، بینالمللی ایران، عمران، بیمه ایران، ایران و عرب، پارس، اعتبارات تعاونی و توزیع، تجارت خارجی و فرهنگیان در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۵۹ تشکیل و با شماره ۳۸۰۷۷ در ادارهی ثبت شرکتها به ثبت رسید و عملیات اجرایی بانک از همان تاریخ آغازشد. بانک ملت در حال حاضر با سرمایه ۳۳۱۰۰ میلیارد ریال یکی از بزرگ ترین بانکهای کشور است که درچارچوب دولت جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند. مهمترین راهبردهای بانک ملت توسعهی فناوری اطلاعات و ارتباطات، مدیریت روابط مشتریان، بهبود کیفیت خدمات، توسعه منابع انسانی و بهبود شاخصهای عملکرد است. برای دستیابی به این راهبردها، اهدافی همچون رشد و بهرهوری بانک، سوددهی و ارائه خدمات مناسب به مشتریان، شناخت نیازها و دستهبندی مشتریان و فرآیندهای مربوط به سود، آموزشهای استراتژی محور، فنآوری نوین بانکی و همسوسازی اهداف فردی، بخشی و سازمانی ترسیم شدهاست(بانک ملت ،۱۳۹۲). بانک ملت به موجب مصوبهی مورخ ۲۹ آذر ۱۳۵۸ مجمع عمومی بانکها از ادغام بانکهای تهران، داریوش، بینالمللی ایران، عمران، بیمه ایران، ایران و عرب، پارس، اعتبارات تعاونی و توزیع، تجارت خارجی و فرهنگیان در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۵۹ تشکیل و با شماره ۳۸۰۷۷ در ادارهی ثبت شرکتها به ثبت رسید و عملیات اجرایی بانک از همان تاریخ آغازشد.
با ادغام بانک ها، سرمایهی اولیهی بانک ملت به ۵/۳۳ میلیارد ریال رسید. به استناد مجمع عمومی فوقالعاده بانکها (مورخ ۱۷ فروردین۸۷) و تصویب نامه هیأت محترم وزیران (شماره ۶۸۹۸۵/ت ۳۷۹۲۵ مورخ ۲ مرداد ۸۶) شخصیت حقوقی بانک ملت به سهامی عام تبدیل گردید. بانک ملت در حال حاضر با سرمایه ۳۳۱۰۰ میلیارد ریال یکی از بزرگ ترین بانکهای کشور است که درچارچوب دولت جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند. مهمترین راهبردهای بانک ملت توسعهی فناوری اطلاعات و ارتباطات، مدیریت روابط مشتریان، بهبود کیفیت خدمات، توسعه منابع انسانی و بهبود شاخصهای عملکرد است. برای دستیابی به این راهبردها، اهدافی همچون رشد و بهرهوری بانک، سوددهی و ارائه خدمات مناسب به مشتریان، شناخت نیازها و دستهبندی مشتریان و فرآیندهای مربوط به سود، آموزشهای استراتژی محور، فنآوری نوین بانکی و همسوسازی اهداف فردی، بخشی و سازمانی ترسیم شدهاست. باشگاه مشتریان بانک ملت باشگاه مشتریان بانک ملت، یک محیط پویا و صمیمی است که تلاشش داریم از طریق آن، شما را به عنوان دوستان خود در کنارمان داشته و ضمن خلق مزیت هایی علاوه بر خدمات متعارف بانکی، جدیدترین طرحها را به شما معرفی کنیم. بانک ملت در کنار کوشش همیشگی، با عزمی راسخ در تلاش است تا با به کارگیری دانش و تخصص تمامی بخش های مختلف بانک و با تکیه بر جدید ترین تکنولوژی ها و متد های کاری به بالاترین سطح عملکرد و کیفیت خدمات دست یابد. باشگاه مشتریان بانک ملت، با اهداف ذیل فعالیت می کند: ۱-ایجاد و خلق یک تجربه عالی و متمایز برای مشتریان ۲-توسعه و خلق محصولات و خدمات جدید از طریق شناسایی خواسته ها و نیازهای مشتریان ۳-ایجاد ارتباطی دوسویه و تعاملی مستقیم با مشتریان ۴-رائه پاسخی شایسته در مقابل اعتماد مشتریان گرامی به بانک ملت ۵-فرهنگ سازی و توسعه استفاده از خدمات الکترونیکی بانک ملت در باشگاه مشتریان ملت، می توانید با بهره گرفتن از خدمات غیرحضوری و الکترونیکی بانک ملت، امتیازاتی را کسب کرده و با دستیابی به حدنصاب های تعریف شده، جوایزی را، بدون قرعه کشی، به عنوان پاداش دریافت کنید. شانس و اقبال را فراموش کنید. در باشگاه مشتریان ملت، همه برنده اند. اگر شما فردی توانگر، خلاق و مشتاق به فضاهای مجازی هستید….. و مدل کامل از ارزیابی پذیرش کیفیت خدمات الکترونیکی، رضایت و تمایلات مشتری در بانک ملت و سرانجام به بررسی بانک ملت پرداخته است. بانک ملت پیشروترین بانک در ارائه ی خدمات الکترونیکی میباشد. و این نیز یکی از مهمترین آیتم های است که سبب میشود تا بانک ملت در سایهی این مزیت اقتصادی برای خود ایجاد نموده و مشتریان زیادی از خدمات این بانک استفاده کنند. البته این بانک نیز مانند دیگر موسسات مالی این مزیت را از دیگر بانک های خارجی کسب نموده است. یک موضوع مهم، که کمتر مورد توجه قرار می گیرد، نحوه پذیرش تکنولوژی است و عواملی که بر این پذیرش اثر می گذارند. لذا نکته ای که باید در این میان به آن توجه شود، مسئله پذیرش و انطباق مشتریان با این فناوری نوین بانکی است. به طور کلی در پذیرش هر نوع نوآوری، دو عامل نقش اساسی دارند: عامل اول، مربوط به ویژگی های خود تکنولوژی است و عامل دوم هم مربوط به متغیرهای جمعیتی است. بدیهیاست که تأثیر هر یک از عوامل مزبور در جوامع و فرهنگ های مختلف، متفاوت می باشد. با توجه به اینکه بانکداری الکترونیکی نیز یک نوع نوآوری محسوب می شود، لذا از این حکم مستثنی نیست. تحقیقات زیادی در مورد بررسی عواملی که پذیرش تکنولوژی را بین استفاده کنندگان تحت تأثیر قرار میدهد، صورت گرفته است. در بین مدل های مختلف ارائه شده، مدل پذیرش تکنولوژی دیویس در بین محققان به طور وسیعی مورد پذیرش قرار گرفته است. طبق مدل پذیرش تکنولوژی دیویس، استفاده از یک تکنولوژی اطلاعاتی به وسیله قصد استفاده از یک سیستم خاص تعیین می شود و قصد استفاده نیز به وسیله میزان مفید بودن تکنولوژی از دیدگاه مصرف کننده و سهولت استفاده از سیستم تعیین میشود. در واقع دیویس بیان می کند که ادراکات فرد در مورد مفید بودن یک تکنولوژی خاص و سهولت استفاده از آن در پذیرش تکنولوژی مورد نظر بسیار مهم است. (وب سایت مرکزی بانک ملت[۵۴]) فصل سوم روش شناسی پژوهش ۳- ۱٫ مقدمه انجام هر پژوهشی در واقع پیدا کردن راه حل مشکل یا مسئله ای می باشد که پژوهش گر با جستجو و جمع آوری اطلاعات در ارتباط با مشئله مورد نظر و تجزیه تحلیل آن در پی حل مشکل است . هدف از انتخاب روش پژوهش این است که پژوهش گر مشخص نماید با بهره گرفتن از چه روشی می تواند دقیق و آسان به نتایج پرسش ها و فرضیات پژوهش برسد ( نادری و سیف نراقی،۱۳۷۵: ۲۴). که اصولا در هر پژوهشی اهداف به دو صورت کلی و جزیی بیان می شوند . که اهداف کلی از مسئله اصلی پژوهش به دست می آید و پژوهش گر می تواند اهداف کلی را جهت انجام بهتر به اهداف جزیی تر دسته بندی کند ( خاکی، ۱۳۷۸ :۴۶). فصل سوم به بررسی روش اجرای پژوهش مربوط می شود . ابتدا نوع پژوهش از نظر روش شناسی مشخص شده است و سپس جامعه آماری و مشخصات آن حجم نمونه مورد نیاز و روش نمونه گیری، روش جمع آوری داده ها، پایایی و روایی ابزار و همچنین روش آماری مورد استفاده در این پژوهش به طور مفصل شرح داده می شود. ۳- ۲٫ روش پژوهش روش پژوهش در این پژوهش بر حسب هدف :این پژوهش های با بهره گرفتن از زمینه و بستر شناختی ومعلوماتی که از طریق پژوهش های بنیادی فراهم شده برای رفع نیازمندیهای بشر و بهبود و بهینه سازی ابزارها ، روش ها اشیاءو الگوها در جهت توسعه رفاه و آسایش و ارتقای سطح زندگی انسان مورد استفاده قرار می گیرد(حافظ نیا ۱۳۸۸) در این پژوهش جنبه کاربردی دارد و کاربرد آن تاثیر ارزیابی پذیرش کیفیت خدمات الکترونیکی، رضایت و تمایلات مشتری در بانک ملت استان کرمانشاه است. هدف از این پژوهش های توصیف عینی ،واقعی و منظم یک پدیده و رویداد می باشد.محقق سعی دارد تا آنچه هست را به دور از هرگونه استتناج ذهنی گزارش دهد و دراین پژوهش از نظر گردآوری اطلاعات(داده ها) از نوع توصیفی می باشد. گاهی پژوهشگران با بررسی جوامع کوچک و بزرگ به ویژه با بهره گرفتن از نمونه گیری به طریق میدانی به پژوهش می پردازد (دواس ۱۳۸۶). و این پژوهش نیز پیمایشی می باشد زیرا با بهره گرفتن از نمونه گیری از بانک های ملت در استان کرمانشاه می پردازد.. ۳- ۳٫ جامعه و نمونه آماری جامعه آماری این تحقیق مشتریان بانک ملت استان کرمانشاه می باشد که دارای حساب جاری متمرکز و از خدمات الکترونیکی متعدد بانک ملت از جمله اینترنت بانک ، همراه بانک و غیره استفاده می کنند . روش نمونه گیری: روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بوده است . به این ترتیب جامعه از مناطق هدف انتخاب شده اند. و سپس در مرحله بعدی در هر یک از بانک ها، تعدادی از مشتریان به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. دلیل استفاده از نمونه گیری خوشه ای این می باشد که بعضی از شعب بانک ملت کارایی کمتری در جذب مشتریان نسبت به دیگر شعب دارند.و توان استفاده از آمار کلیه ی شعب امکان پذیر نمی باشد. ۳- ۴٫ تعیین حجم نمونه در این پژوهش حجم نمونه با توجه به جامعه نامحدود به شرح زیر محاسبه گردیده است.
Za/2 = توزیع نرمال استانداردp = موفقیت q = عدم موفقیت d2 = میزان خطا n = حداقل حجم نمونه با توجه به داده های این جدول، زمانیکه جامعه آماری نامحدوداست حداقل حجم نمونه ۳۸۵ میباشد )شیرازی و صائبی،۱۳۸۶: ۱۱).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
كتاب داراي سه رشته حوادث عمده به شرح زير ميباشد: 1- رشته نخست شامل مطالبي در مورد آدم (عليهالسلام) و فرزندان نخستين او و پيامبراني همچون ادريس و نوح و هود و ابراهيم و اسماعيل (عليهالسلام) و بني اسرائيل و پادشاهي داود و سليمان (عليهالسلام) تا ظهور عيسي (عليهالسلام) است. 2- رشته دوم شامل شرح حال و سرگذشت پادشاهان ايران و روم است. 3- بخش اخير آن تاريخ اسلام است كه از پيكارهاي اعراب و ايرانيان در دوره خلافت عمر شروع و تا پايان خلافت معتصم (م 227ق) ادامه مييابد. دينوري درباره سيره و مغازي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) سخني نگفته و تاريخ اسلام را با فتح ايران آغاز كرده است، اين امر نشانگر آن است كه وي صرفاً قصد ارائۀ اخبار مربوط به ايران را داشته است بدين ترتيب تكيۀ دينوري در اخبار الطوال بر تاريخ ايران بوده و تاريخ خلفاي نخست را تا آن اندازه كه به ايران و فتح شهرهاي آن ارتباط داشته آورده است. دربخشهاي نخست كتاب نيز كه به تاريخ شعوب و ملل مجاور پرداخته، تنها از باب معاصرت آنان با پادشاهان ايراني و ارتباطشان با ايران است. گرايش نسبي به عنصر ايراني در اخبار الطوال به وضوح مشهود است، اما اين گرايش به حدي نيست كه دينوري را به ورطه شعوبيگري بكشاند، عنايت وي به تاريخ ايران سبب شده تا كتابش مأخذ مهمي براي تاريخ ايران باشد، از ميان رخدادهاي تاريخ اسلام، وي از تحولات عراق كه با جنبشهاي شيعي ارتباط وثيقي دارد، مانند جنگهاي امام علي (عليهالسلام)، واقعه كربلا، قيام مختار و جنبش عباسيان با تفصيل بيشتري سخن گفته است.
1.7.3.5. الغارات ( ابواسحاق ثقفي م. 283ق)
از كهنترين آثار تاريخي شيعه درباره شيوه و آداب كشورداري علي (عليهالسلام) همچنين غارتها و خرابكاريهاي معاويه در قلمرو حكومت علي (عليهالسلام) پس از جنگ نهروان تا شهادت آن حضرت. مؤلف اين اثر ابو اسحق ابراهيم بن محمد ثقفي متولد حدود 200 ق. در كوفه و متوفي 283 ق. در اصفهان است. ابو اسحق در آغاز، زيدي مذهب بود و بعد به مذهب اماميه گرويد و در اين مذهب پايداري شديد ورزيد. چنانكه در علت خروج از كوفه و اقامتش در اصفهان گفتهاند، پس از تأليف كتاب «المعرفة» در فضايل اهلبيت(عليهالسلام) و مثالب مخالفانشان بر آن شد تا كتاب را در محلي كه متعصبترين مخالفان شيعه حكومت دارند، روايت كند. ابو اسحق صاحب آثار بسياري بوده است. پيش از ابو اسحق آثاري به نام «غارات» تأليف شده بود؛چنانكه ابو عبيده معمر بن مثني تيمي (تيم قريش) ، ابو مخنف، نصر بن مزاحم و مدائني كه همه از مشايخ ابو اسحق بودند هر يك كتابي به نام «الغارات» داشتند. او نيز چون ديگر مورخان به تناسب موضوع كتاب يعني لشكركشيها و غارتهاي كارگزاران معاويه به قلمرو علي (عليهالسلام) ، نام الغارات را بر اثر خويش نهاد. از آنجا كه تأليف اين كتاب در قرن سوم هجري صورت گرفته است از مصادر و مآخذ اصلي تاريخ شيعه محسوب ميشود. چون سرزمين ايران در قلمرو حكومتي علي (عليهالسلام) قرار داشت و به مناسبتهايي از روابط متقابل علي (عليهالسلام) و ايرانيان ساكن عراق اخباري در اين كتاب نقل شده است ؛اين اثر ميتواند از مآخذ مهم مربوط به تاريخ ايران كه پيوند ناگسستني با شيعه دارد به شمار رود.
1.7.3.6. تاريخ يعقوبي (يعقوبي م. 292ق)
مهمترين كتاب أحمد بن ابي يعقوب ابن واضح يعقوبي، كتاب تاريخ اوست كه نام مشخصي جز تاريخاليعقوبي براي آن ياد نشده است. تاريخ يعقوبي، يك دوره تاريخ عمومي است كه از هبوط آدم آغاز شده، پس از آن به ظهور اسلام رسيده و حوادث را تا سال 259 ادامه داده است. با توجه به تاريخ نگارش اين اثر، بايد دانست كه تاريخ يعقوبي، قديميترين تاريخ عمومي است كه در تمدن اسلامي نگاشته شده و به دست ما رسيده است. شيوۀ نگارش اين كتاب، شيوهاي تاريخي است نه حديثي.
1.7.3.7. تاريخ طبري (طبري م. 310 ق)
تاريخ الامم و الملوك مشهور به تاريخ طبري، اثر محمدبن جرير طبري، مهمترين تاريخنامه روايي و سالشمار اسلامي است. تاريخ طبري دو بخش عمده دارد: بخش پيش از اسلام و بخش پس از اسلام. طبري در بخش اول به مباحث خلقت، پيامبران، امتهاي پيشين، تاريخ و پادشاهان ايران و روم پرداخته است، ترتيب ذكر حوادث در اين بخش بر حسب ترتيب انبياء و جايگاه تاريخي حوادث است. طبري در اين قسمت درباره تاريخ ايران اخباري آورده است كه در هيچ متن معتبر عربي ديگر ديده نمي شود. بخش دوم تاريخ طبري كه حوادث دوره اسلامي است، از سال اول هجرت به شيوه سال شمارانه آغاز و به وقايع سال 302 ختم شده است. روشي كه طبري در تدوين تاريخ برميگزيند، روش محدثين است؛ بدين صورت كه با ذكر سلسله سند به ذكر اخبار ميپردازد. برخي از منابع طبري بر حسب موضوعات به شرح زير است: 1- در تاريخ پيامبران، كتب تفسير و سيرۀ ابن اسحاق و كتابهاي «وهب بن منبه». 2- در تاريخ ايران، ترجمه كتب ايراني به عربي بويژه كتابهاي «ابن مقفع» و «هشام كلبي» و آنچه از معلومات و اطلاعات تدوين شده و اسناد حيره كه به دست او رسيده است. 3- در سيره نبوي به تأليفات أبان بن عثمان و عروة بن زبير و شرحبيل بن سعد و موسي بن عقبه و عاصم بن عمر و ابن شهاب زهري و ابن اسحاق تكيه داشته است. 4- اخبار رده و فتوح را از سيف بن عمر نقل كرده است. 5- در جنگهاي جمل و صفين به نوشتههاي ابو مخنف و مدائني و سيف بن عمر اعتماد كرده است. 6- تاريخ امويان را از عوانة بن حكم ، ابو مخنف ، مدائني ،واقدي ، عمر بن شبه و هشام كلبي گرفته است. 7- تاريخ عباسيان را از كتب احمد بن ابي خيثمه گرفته است.
1.7.3.8 . مروج الذهب (مسعودي م. 346ق)
ابو الحسن علي بن الحسين مسعودي ابتدا كتابي با عنوان «اخبار الزمان و من اباده الحدثان» در 30 جلد نگاشت، سپس آن را مختصر كرد و «الكتاب الاوسط» ناميد، اختصاري از اين كتاب را نيز برگزيد و «مروج الذهب» ناميد. او بهترين و عاليترين مطالب ديگر كتابهايش را برگزيد و در اين كتاب آورد. از اين رو كتاب را مروج الذهب (مرغزار طلا) ناميد. مروج الذهب داراي دو بخش است. در بخش نخست تاريخ خلقت و انبياء و ملل مختلف تا قبل از بعثت پيامبر(صلّیاللهعليهوآله) بررسي شده است. بخش دوم كتاب با بعثت پيامبر آغاز و با ذكر حوادث تا سال 336 پايان مييابد. مروج الذهب تاريخياست، عمومي كه علاوه بر تاريخ مسلمانان، به تاريخ جهان و احوال ديگر ملل نيز پرداخته است. روش مسعودي در تاريخنگاري، شيوۀ موضوعي است، هر چند او بين روش موضوعي و سالشمار جمع كرده و هنگام پرداختن به يك موضوع ترتيب زماني را رعايت كرده است. مسعودي در لابلاي مطالب علمي و تاريخي، داستانها و لطايف و ظرايفي را چاشني كرده است تا خواننده را ملال حاصل نشده و رغبت به خواندن آن هميشگي باشد. مسعودي در مقدمۀ مروج الذهب فهرستي ارزشمند از مهمترين كتابهاي تاريخي موجود تا آن عصر را آورده و از منابع مورد استفاده خود نام برده است، او «تاريخ طبري» را كتابي پرفايده و سودمند دانسته است. عدهاي از كساني كه مسعودي از طريق آنان مطالب را نقل كرده است عبارتند از: هيثم بن عدي ابن اسحاق، ابو مخنف، محمد بن سائب كلبي، واقدي، مدائني و… 1.7.3.9. الجمل (شيخ مفيد م. 413ق) محمد بن محمد بن نعمان، معروف به شيخ مفيد به تاريخ 11 ذيقعدة 336ق در عكبُرا واقع در ده فرسنگي بغداد به دنيا آمد. ابتدا نزد پدر خويش به فراگيري دانش پرداخت و سپس همراه او به بغداد رفت و در آنجا مشغول تحصيل شد.
شيخ بزرگ مفيد، كتاب جمل را به درخواست فردي نگاشته كه از او خواهش كرده است تا كتابي دربارۀ جنگ جمل و آنچه در بصره رخ داده است و آرا و عقايد مسلمانان را در اين باره بنويسد.
شيخ مفيد كتاب جمل و يا النصرة لسيد العترة في حرب البصرة را در دو بخش تنظيم كرده است: در بخش اول واقعۀ جمل را از ديدگاه كلامي و علل بروز آن، بررسي و تحقيق نموده است. وی تمامي آراء و عقايد اسلامي را در نسختين بخش كتاب آورده و با دليلهاي محكم و استوار و براهين قوي نظرات و شبهات فرقهها و مذاهب گوناگون را پاسخ گفته و نظريه حقيقتگراي شيعه را مبني بر اين كه اميرالمؤمنين و پيروان او بر حق بودند و گروه مقابل بر باطل و اهل خلافت هستند اثبات نموده است. بخش دوم، تاريخ جنگ جمل و گزارش آن است. مؤلف در اين بخش چكيده و عصارۀ ماجرا را از لحظه انعقاد نطفه و شروع آن تا پايان كار بر اساس منابع و مآخذ دست اول و معتبر، بدون تعصب و طرفداري بيمورد به طور دقيق نقل كرده است.
1.7.3.10. الاستيعاب (ابن عبدالبر م. 463ق)
استيعاب از اولين كتابهايي است كه ابن عبد البر نوشته، زيرا در كتابهاي ديگرش به اين كتاب ارجاع ميدهد. بسياري از علماي هم عصر او و بعد از او به لحاظ اين كه استيعاب جنبههاي حديثي و تاريخي را مفصلتر بيان كرده و از كتابهاي مشهور نويسندگان اندلسي است، آن را ستودهاند بويژه آن كه هيچ كتابي از نويسندگان اندلسي در مورد صحابه مانند استيعاب شهرت نيافته و به منزله مفقود ميباشد. روش ابن عبد البر در استيعاب: نخست: تقسيم محتواي كتاب ابن عبد البر در مقدمّۀ كتاب به لحاظ توجّه به سنّت شريفه، بهترين راه را براي حفظ سنت، شناخت راويان سنّت پيامبر(صلّیاللهعليهوآله) دانسته است و بعد از آن بحث عدالت صحابه و تفاوت فضل آنها را به سبب همراهيشان با پيامبر (صلّیاللهعليهوآله) و پيشي گرفتنشان به اسلام مطرح كرده است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ج:۱۸سوال برای اندازه گیری دانشگاه از سوال ۱ تا ۱۸ پژوهش(عوامل رسمی، عوامل غیر رسمی، منابع و قابلیتها).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱۴سوال برای اندازه گیری عوامل محیطی(سوالات۱۹تا۳۲) و ۸ سوال برای اندازه گیری میزان فرصتهای کنونی (سوالات۳۳تا۴۰) و در نهایت ۱۰ سوال برای اندازه گیری فرصتهای آینده (سوالات ۴۱تا۵۰) در نظر گرفته شد که به تفکیک در زیر آمده است. سنجش عوامل رسمی دانشگاه شاهد سازمان کارآفرینانه و ساختار حاکمیت (سوالات ۱ تا ۵) معیارهای حمایتی (سوالات۶ و ۷) آموزش کارآفرینی دانشگاهی (سوالات۸ و ۹) سنجش عوامل غیر رسمی دانشگاه شاهد نگرش دانشگاهیان (سوال۱۰) شیوه ی تدریس کارآفرینی (سوالات۱۱و ۱۲) مدل نقش و سیستم های پاداش (سوالات۱۳ و ۱۴) منابع و قابلیت های دانشگاه شاهد منابع (سوالات۱۵ و ۱۶) قابلیت ها (سوالات۱۷ و ۱۸) سنجش محیط از نظر اعضای دانشگاه شاهد (متغییر مستقل) سنجش تاثیر عوامل محیطی بر تشخیص فرصت (سوالات۱۹ و ۲۰) سنجش تاثیر عوامل سیاسی بر تشخیص فرصت (سوالات۲۱ و ۲۲) سنجش تاثیر قوانین بر تشخیص فرصت (سوالات۲۳ و ۲۴) سنجش تاثیر عوامل اجتماعی بر تشخیص فرصت (سوالات۲۵ و ۲۶) سنجش تاثیر عوامل تکنولوژیک بر تشخیص فرصت (سوالات۲۷ و ۲۸) سنجش تاثیر عوامل اقتصادی بر تشخیص فرصت (سوالات۲۹ و ۳۰) سنجش تاثیر عوامل بین الملل بر تشخیص فرصت (سوالات۳۱ و ۳۲) سنجش فرصت داز نظر اعضای دانشگاه شاهد (متغییر میانجی) سنجش جذابیت (سوالات۳۳ و ۳۴) سنجش بادوام بودن (سوالات۳۵ و ۳۶) سنجش زماندار بودن (سوالات۳۷ و ۳۸) سنجش تاکید بر کالا یا خدمتی که به مشتری سود برساند (سوالات۳۹ و ۴۰) سنجش فرصت های آینده از نظر اعضای دانشگاه شاهد (متغییر وابسته) سنجش تمایل به ریسک های بلند مدت (سوالات۴۱ و ۴۲) سنجش همگام بودن با سرعت پیشرفت و تغییرات جهانی (سوالات۴۳ و ۴۴) سنجش رهبری مداوم، استراتژیک و آینده محور (سوالات۴۵ و ۴۶) مشارکت همه ی اعضا (سوالات۴۷ و ۴۸) سنجش میزان شفاف سازی (سوالات۴۹ و ۵۰)
ابزارهای گردآوری اطلاعات
ابزارها وسایلی هستند که محقق به کمک آن ها میتواند اطلاعات مورد نیاز را برای تحلیل و بررسی پدیده مورد مطالعه و نهایتاً کشف حقیقت گردآوری نماید. در تحقیق انجام شده، در بخش کتابخانهای از فیش تحقیقاتی استفاده گردید. فیش برگهای است که هر محقق در مسیر مطالعات خود، تمام یا بخشی از متن مرتبط با موضوع تحقیق را به طور کامل یا خلاصه شده یا ترجمه یا … روی آن ثبت نموده یا الصاق میکند (حافظنیا، ۸۷) در مطالعه میدانی صورت گرفته از «پرسشنامه» استفاده گردید. گردآوری اطلاعات میدانی جهت آزمون فرضیات تحقیق با پرسشنامه بسته صورت پذیرفت. یکی از ابزارهای بسیار متداول در گردآوری اطلاعات میدانی، پرسشنامه است که امر گردآوری اطلاعات را در سطح وسیع، امکان پذیر میسازد. این ابزار در تحقیقات توصیفی و تحقیقاتی که از گستره جغرافیایی زیادی برخوردار باشد یا افراد جامعه آماری و نمونه آن زیاد باشد، مورد استفاده قرار میگیرد. این ابزار به صورت مجموعه سئوالاتی مکتوب که حول متغیرهای یک مسأله تحقیق تنظیم شده، ساخته میشود و پاسخگو به شکل حضوری یا غیرحضوری و مستقیم یا غیرمستقیم آن را تکمیل میکند (حافظنیا، ۸۷). سئوالات «بسته»، سئوالاتی هستند که محقق با بهره گرفتن از مقیاس اسمی یا عددی و بر اساس پاسخهای ممکن تنظیم میکند و پاسخگو از بین آن ها ارزش موردنظر خود را انتخاب نموده و علامت میزند. به پرسشنامههای حاوی سئوالات بسته، پرسشنامه منظم نیز گفته میشود. سئوالات بسته اگر چه آزادی عمل پاسخگو را نسبت به سئوالات باز کاهش میدهد ولی دارای محاسنی هم هست، یعنی هم پاسخگو رغبت بیشتری برای پاسخ دادن دارد و میتواند با زدن یک علامت در محل مخصوص پاسخ لازم را بدهد و هم اینکه استخراج، طبقهبندی و تجزیه و تحلیل دادهها به ویژه با رایانه برای محقق راحتتر میشود (حافظنیا، ۸۷). سئوالات پرسشنامه به صورت «طیف چندگزینهای» مقیاسبندی شد. سنجش دیدگاهها و نگرشها از امور کیفی هستند که ابزارهای ویژهای را در چهارچوب مقیاسهای اسمی- عددی برای اندازهگیری متغیرها طلب میکنند. محققان علوم اجتماعی برای سنجش نگرشها، تمایلات، گرایشها و آرزوها، اقدام به طراحی و ابداع ابزاری نمودند که به عنوان طیف شهرت دارد و طیف لیکرت از معروفترین آنها محسوب می شود.لیکرت که از سال ۱۹۳۹ مدیریت بخش بررسی های افکار عمومی را در وزارت کشاورزی امریکا بر عهده داشت این طیف را ارائه داد.این طیف از پنج قسمت مساوی تشکیل شده است ومحقق متناسب با موضوع تحقیق تعدادی گویه در اختیار پاسخگو قرار می دهد تا گرایش خود را درباره آن تشخیص نماید.طیف از گرایش” کاملا موافق"تا گرایش” کامل مخالف"کشیده می شود(حافظ نیا۱۳۸۷).
روایی وپایایی ابزار سنجش
منظور از اعتبار یا روایی آن است که وسیله ی اندازه گیری واقعاّ بتواند ویژگی ها یا خصیصه ی متغیر مورد نظر را اندازه بگیرد،نه متغیر دیگری را.در تحقیقات فیزیکی اعتبار یا روایی،مساله وموضوع پیچیده ای نیست اما در تحقیقات رفتاری مساله روایی موضوع بسیار پیچیده ای است. آزمون KMO و بارتلت:جهت بررسی روایی سازهای پرسشنامه و تائید عاملهای در نظر گرفته شده، از روش تحلیل عاملی به شیوه چرخش محورهای متعامد (واری- ماکس) برای دستیابی به عاملهای خالص استفاده شده است. بدین منظور از شاخص KMO [۱۶۶]و آزمون کرویت بارتلت[۱۶۷] استفاده می شود. شاخص KMO: شاخصی از کفایت نمونه گیری است که کوچک بودن همبستگی جزیی بین متغیرها را بررسی می کند و از این طریق مشخص می سازد آیا واریانس متغیرهای تحقیق، تحت تأثیر واریانس مشترک برخی عامل های پنهانی و اساسی است یا خیر. این شاخص در دامنه صفر تا یک قرار دارد. اگر مقدار شاخص نزدیک به یک باشد، داده های مورد نظر برای تحلیل عاملی مناسب هستند و در غیر این صورت (معمولاً کمتر از ۶/۰) نتایج تحلیل عاملی برای داده های مورد نظر چندان مناسب نمی باشند. آزمون کرویت بارتلت: این آزمون بررسی می کند چه هنگام ماتریس همبستگی، شناخته شده(از نظر ریاضی ماتریس واحد و همانی) است و بنابراین برای شناسایی ساختار (مدل عاملی) نامناسب می باشد. ماتریس همبستگی دارای دو حالت است: حالت اول) زمانی که ماتریس همبستگی بین متغیرها، یک ماتریس واحد و همانی می باشد، در این صورت متغیرها ارتباط معنی داری با هم نداشته و در نتیجه امکان شناسایی عامل های جدید، براساس همبستگی متغیرها با یکدیگر وجود ندارد. حالت دوم) زمانی که ماتریس همبستگی بین متغیرها یک ماتریس واحد و همانی نباشد، که در این صورت ارتباط معنی داری بین متغیرها وجود داشته و بنابراین امکان شناسایی و تعریف عامل های جدیدی براساس همبستگی متغیرها وجود دارد. اگر معنی داری (Significance) آزمون بارتلت کوچک تر از ۵% () باشد تحلیل عاملی برای شناسایی ساختار (مدل عاملی) مناسب است، زیرا فرض شناخته شده بودن ماتریس همبستگی رد می شود. (مومنی و قیومی، ۱۹۴:۱۳۸۹-۱۹۳). نتایج این شاخص ها در جداول۳-۲ و ۳-۳ آمده است. نتایج آزمون کورویت بارتلت و KMO جهت بررسی کفایت عوامل پرسشنامه جدول ۳‑۲: بررسی کفایت عوامل پرسشنامه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بررسی نتایج اثر متقابل نوع گیاه و مکان مختلف کشت (نمودار ۲۲-۴) بر وزن خشک ریشه سبزیجات برگی نشان داد که در منطقه دزفول گیاه جعفری دارای بالاترین وزن خشک ریشه گیاه بود (۴۹/۱ گرم ). همچنین با وزن خشک ریشه گیاه رشد یافته در منطقه شوش و باوی اختلاف معنیداری داشت (به ترتیب ۴۹/۱، ۹۳/۰ و ۷۱/۰ گرم). در منطقه دزفول گیاه گشنیز و شوید دارای بالاترین وزن خشک ریشه گیاه بود (به ترتیب ۸۴/۰ و ۵۸/۰ گرم). همچنین وزن خشک ریشه گیاه گشنیز در منطقه دزفول و شوش تفاوت معنیداری نداشتند (۸۴/۰ و ۶۹۴/۰ گرم). ولی با وزن خشک ریشه گیاه رشد یافته در منطقه باوی اختلاف معنیداری داشت ( به ترتیب ۸۴/۰، ۶۹/۰ و ۳۸/۰ گرم). همچنین وزن خشک ریشه گیاه شوید در منطقه دزفول با وزن خشک ریشه گیاه رشد یافته در منطقه شوش و باوی اختلاف معنیداری داشت (به ترتیب ۵۸/۰، ۳۵/۰ و ۲۹/۰ گرم). نمودار ۲۳-۴ اثر تیمار های گیاه در مکان بر وزن خشک ریشه سبزیجات برگی بررسی نتایج اثر متقابل مکانهای مختلف کاشت و مزارع آلوده و شاهد (نمودار ۲۳-۴) بر وزن خشک ریشه سبزیجات گیاه نشان داد بیشترین وزن خشک ریشه سبزیجات گیاه در منطقه دزفول در مزرعه آلودهی شماره ۱ وجود داشت (۳۶/۱ گرم). وزن خشک ریشه سبزیجات گیاه مزرعه آلودهی شماره ۱ در منطقه دزفول با مزرعه آلودهی شماره ۲ و مزرعه شاهد دارای اختلاف معنیداری بود (به ترتیب ۳۶/۱، ۰۲/۱ و ۷۵/۰ گرم). همچنین در منطقه شوش بیشترین وزن خشک ریشه سبزیجات گیاه در مزرعه آلودهی شماره ۲ وجود داشت (۹۸/۰ گرم). که با وزن خشک ریشه سبزیجات گیاه در مزرعه آلوده ۱ و مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۹۸/۰، ۵۶/۰ و ۳۶/۰ گرم). نمودار ۲۴-۴ اثر تیمار نوع گیاه و نوع مزرعه بر وزن خشک ریشه سبزیجات برگی بررسی نتایج اثر متقابل نوع گیاه و نوع مزرعه (شکل ۲۴-۴) بر وزن خشک ریشه سبزیجات نشان داد که بیشترین وزن خشک ریشه سبزیجات مربوط به گیاه جعفری به ترتیب در مزرعه آلودهی شماره ۱ و ۲ بود (به ترتیب ۱۴/۱ و ۰۷/۱ گرم). که با وزن خشک ریشه سبزیجات در مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب۱۴/۱، ۰۷/۱ و ۶۹/۰ گرم). در مورد گیاه گشنیز بالاترین وزن خشک ریشه سبزیجات به ترتیب مربوط به مزرعه آلودهی شماره ۱ و۲ بود (به ترتیب ۷۴/۰ و ۸۴/۰ گرم) که با وزن خشک ریشه سبزیجات شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب۷۴/۰، ۸۴/۰ و ۳۸۳/۰ گرم).
۴-۴ وزن تر و خشک برگ و ریشه هویج
۱-۴-۴ - وزن تر برگ هویج
نتایج تجزیه واریانس تیمار وزن تر برگ هویج در جدول (۴-۴) آورده شده است. اثر تیمارهای مکان، مزرعه و اثر متقابل مکان در مزرعه در سطح آماری ۱ درصد بر وزن تر برگ هویج معنیدار گردید. همچنین اثر تیمار تکرار مکان بر وزن تر برگ هویج معنیدار نبود (جدول) ۴-۴ تجزیه واریانس اثر آلودگی نفت سفید بر شاخص های وزن تر و خشک برگ و ریشه هویج
| |
میانگین مربعات |
|
|
| منابع تغییر |
درجه آزادی |
وزن تر برگ(گرم) |
وزن تر ریشه(گرم) |
وزن خشک برگ (گرم) |
وزن خشک ریشه(گرم) |
| مکان |
۲ |
**۳۷/۶۷ |
**۴۵/۶۰۹ |
**۶۹/۰ |
**۴۶/۱۰ |
| تکرار× مکان |
۶ |
ns90/0 |
ns43/5 |
ns01/0 |
ns29/0 |
| مزرعه |
۲ |
**۸۸/۸ |
**۷۲/۱۷۶ |
**۴۴/۰ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
موضوع کلی:سختی راه عشق وزیبایی های معشوق، شادباشی ایام غزل مردّف با ردیف فعلی. ۱-درست وشکسته، تضاد/ درست بودن دل، کنایه از راست وصمیمی بودن/ ۲-غبار بردل بودن، کنایه از کینه و دشمنی داشتن/تشبیه مضمر ، دل به آیینه تشبیه شده است./ ۳-رقیب، نگهبان /نفس مجاز از آه سوزناک دل/ تشبیه نفس سوزناک به شمشیر تشبیه بلیغ اسنادی است./ ۴-تلمیح به داستان یوسف وزلیخا، رجوع کنید به غزل ۳۰۰ ، اشاره دارد به آیه ی: «فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکْرِهِنَّ اَرْسَلَتْ اِلَیْهِنَّ وَ اَعْتَدَتْ لَهُنَّ مَتَّکَا وَ اتَتْ کُلَّ وَاحِدَهٍ مِنْهُنَّ سِکّینا وَ قَالَتِ اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ فَلَمَّا رَاَیْنَهُ اَکْبَرنَهُ وَ قَطَّعْنَ اَیْدِیَهُنَّ وَ قُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا هذَا بَشَرا اِنْ هذَا اِلَّا مَلَکٌ کَریمٌ ،قَالَتْ فَذلِکُنَّ الَّذی لُمْتُنَّنی فیهِ وَ لَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِه فَاسْتَعْصَمَ وَ لَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ مَآ امُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَ لَیَکُونًا مِنَ الصَّاغِرینَ »(یوسف: ۳۱-۳۲) او که ملامت زنان را شنید به دنبال آنها فرستاد وپشتیها برایشان فراهم کرد وبه دست هرکدام چاقویی دادو(به یوسف)گفت: «به مجلس درآ» زنان چون او را دیدند، بزرگوارش یافتند و دستهای خود را بریدند وگفتند: منزّه است خدا، این بشر نیست، بلکه فرشته بزرگواری است.گفت: این است همان کسی که به خاطر او مرا سرزنش کردید، آری برای کامجویی به خود خواندش و او خودداری کرد، اگر به دلخواه من رفتار نکند، باید زندانی شود و تن به خواری و ذلّت بدهد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۵-سراچه غم، کنایه از دنیا/ سبزه ی مراد، تشبیه بلیغ اضافی/ آب وخاک وسبزه، تناسب دارد./ غزل ۳۲۳
ساقیا بی لب لعلت می ناب این همه نیست گنج مستی طلبی عالم هستی بگذار جز دل خسته که با جور وستم خوی گرفت غرض از دود دلم بوی محبت باشد اهلی سوخته خون گریه اگر کرد چه عیب |
|
گر نه ذوق تو بود شوق شراب این همه نیست زان که این عالم پر شور خراب اینهمه نیست هیچ کس را ستم و جور تو تاب اینهمه نیست ورنه مستان تو را میل کباب اینهمه نیست چکند در جگر سوخته آب اینهمه نیست |
وزن:فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن/ بحررمل مثمن مخبون محذوف موضوع کلی: گریه وزاری عاشق در راه عشق غزل مردّف با ردیف فعلی. ۱-لب لعل، تشبیه بلیغ اضافی/ تشبیه لب به می ناب ، تشبیه مضمر است/حسن تعلیل در مصراع دوم، علت شوق به شراب به خاطر عشق وذوق به تو می باشد./. ۲-گنج مستی، تشبیه بلیغ اضافی/ بگذار، کنایه از ترک کردن/ مفهوم بیت ترک تعلقات مادی/ ۳-جور وستم وستم وجور، آرایه طرد وعکس،« طرد وعکس که آن را تبدیل وعکس تنها نیز گفته اند، یکی از صناعات لفظی بدیع است، بدین قرار که مصراع اوّل را با تقدیم و تأخیر کلمات درمصراع دوم تکرار کنند.پیداست که این تکرار باید چنان باشد که موجب رونق و حسن کلام گردد و بر ضعف و سستی طبع شاعر حمل نشود،وگرنه اجتناب کردن از این گونه تکرارها، بهتر و مناسب تر است.» (همایی،۷۳:۱۳۸۰) ۴-بوی محبت ، استعاره مکنیه/« آنگاه که تشبیهی از ذهن وخیال گوینده پنهان و مسترد باشد، اما برای بیان این تشبیه، لفظ مشبّه را ذکر و مشبّه به را حذف نماید ودرعوض یکی از لوازم مشبّه به را ذکر کند یا اسناد دهد.در این نوع استعاره هر گاه مشبّه به محذوف آدمی و به تعبیر و قولی دیگر جاندار باشد، تشخیص یا شخصیت بخشی گویند. (اشرف زاده: ۱۱۸) ۵-خون گریستن، اغراق/ جگر سوخته، صفت مرکب، به معنی بسیار مشتاق غزل ۳۲۴
نه که در کوی تو جز من دگری گمره نیست سر نتابم ز در میکده تا خاک شوم نخل مقصود من سوخته ی کوته دست زاهد از میکده ما را سوی مسجد طلبید نیست حاجت به نصیحت که مرو از در دوست |
|
هیچ کس ز آمدن و رفتن خود آگه نیست که سری نیست که خاک ره این در گه نیست خوش بلندست ولی دست دعا کوته نیست دلق آلوده ی ما لایق بیت الله نیست کاین چنین اهلی دل سوخته هم ابله نیست |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۱۰- مردمی بودن حکومت از دیدگاه امام خمینی(ره) مردمی بودن یعنی ابتنا و حکومت بر مبنای آراء و نظر مردم شکل گرفته و استمرار یابد و از مشروعیت و مقبولیت مردم برخوردار باشد. مردم از جایگاه والایی در اندیشه ی امام برخوردار بودند. توجه به امور مردم بالاخص توده های مستضعف در فکر و کلام امام خمینی(ره) مثال زدنی است. امام یک تار موی مستضعفین را به همه ی دنیای استکبار جهانی مبادله نمی نمود. تشکیل کمیته ی امداد، بنیاد مسکن و حساب ۱۱۰ ، تقویت بهزیستی ، تشکیل جهاد سازندگی و … همه در راستای حمایت از توده های فقیر و بی پناه جامعه بوده . همه ی اینها حکایت از پیوند عمیق عاطفی و اعتقادی امام به مردم بوده است و حقیقتاً عشق و عاطفه ی عجیبی بین مردم و رهبری اسلامی وجود دارد که در هیچ حکومتی در دنیا نمی توان مثل آن را مشاهده نمود. که این بر خواسته از عمق اعتقاد به خدا، پیامبران، ائمه ی معصومین علیهم السلام و قیامت می باشد که در بطن و سرشت انسان به ودیعه گذاشته شده است. فطرت انسان فریاد گر این رابطه معنوی است، که به هیچ میزان و مکیال مادی قابل وزن، احصاء و شمارش نیست. امام خمینی(ره)«رهبر و رهبری در ادیان آسمانی و اسلامی بزرگ چیزی نیست که خود به خود ارزش داشته باشد و انسان را خدای نا خواسته به غرور و بزرگ اندیشی وا دارد» (امام خمینی۲ ج۱۸، ص ۴۳). «امام خمینی(ره) نقش مردم در یک حکومت مطلوب را شامل موارد زیر می داند؛ ۱ ـ آگاهی؛ ۲ ـ مشارکت؛ ۳ ـ نظارت؛ ۴ ـ همگامی؛ ۵ ـ انتخابات همچنین می توان دریافت که مردمی بودن حکومت از منظر امام در ابعاد سه گانه زیر مورد نظر است الف: ایجاد، استمرار و بقا؛ بنای حکومت بر اساس دیدگاه ها، خواست ها و آرای مردم بنا می شود و اگر حکومتی بر مردم تحمیل گردد، آن حکومت اسلامی نخواهد بود و از این رو مطلوب نخواهد بود: اولاً متکی به آرای ملت باشد به گونه ای که تمامی آحاد ملت در انتخاب فرد یا افرادی که باید مسؤلیت و زمام امور را به دست گیرند، شریک باشند» (جمشیدی، حسین، امام خمینی(ره) و الگوی مطلوب حکومتی ، ویژه نامه ماندگار، ۱۳۹۱ ، ص ۴۱). «از دیدگاه امام خمینی(ره) رجال سیاسی و حکومتی جامعه باید مردم را در نظر داشته باشند و توده ی مردم را در تصمیم گیری ها، توزیع و تقسیم منابع و امکانات در نظر بگیرند و در مقابل مردم نیز باید ضمن حضور در صحنه های سیاسی جامعه و مشارکت در سرنوشت خود بر رفتار و عملکرد دولت مردان و مسؤلان امر نظارت داشته باشند(امام خمینی(ره) ۲ ـ ج۱۶ ص ۳۲). از دیدگاه امام خمینی خدمت گذاران در جامعه ی اسلامی باید خود را خادم مردم بدانند.«مهمترین وظیفه یک حکومت مطلوب این است که خود را خادم جامعه بدانند و در راه تأمین نیازهای فردی و اجتماعی مردم بکوشد، نه این که به فکر تأمین منافع خود باشد… . حکومت وسیله و ابزاری است برای تأمین نیازهای مردم. تربیت، هدایت و خدمت به آنان و تحقق عدالت و رساندن آدمیان به سعادت باقی و پایدار.» (امام خمینی(ره) ج ۳ ، ص ۷۰).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
بنابراین قلمروی حاکمیت ولی فقیه در تشکیل حکومت چیزی جز اعمال قانون خدا و مصالح عمومی مردم نیست تا جایی که حکومت می تواند هر چیز را فدای مصالح مردم بکند. و امام خمینی(ره) می فرمایند«جز سلطنت خدایی همه ی سلطنت ها بر خلاف مصلحت مردم و جور است» (امام خمینی، ج ۴ ، ص ۱۸۶). ۳-۱۱- حدود و اختیارات ولی فقیه از دیدگاه امام خمینی(ره) مطلب قابل توجه در این جا آن است که اختیارات فقیه تا چه اندازه گسترش دارد و آیا ولایت مطلقه ی فقیه به معنای اختیار مطلق و بی حساب و کتاب برای فقیه است یا نه؟ چنانچه از کلمات ایشان در سطور قبل استفاده شد، معظم له تمامی اختیارات پیامبر و امام معصوم (ع) را در امور حکومتی و اداره ی امور جامعه را برای فقیه ثابت می دانند و ولایت فقیه را شعبه ای از ولایت رسول الله (ص) دانسته و این ولایت را بر جمیع احکام فرعیه مقدم می دانند و می فرمایند: «ولایت مطلقه ای که به نبی اکرم(ص) واگذار شده، از اهم احکام الهی است و بر جمیع احکام فرعیه ی الهیه تقدم دارد، حکومت می تواند هر امری را چه عبادی و چه غیرعبادی، که جریان آن مخالف مصالح اسلام است در مواقعی که مخالف مصالح کشور اسلامی دانست، موقتاً جلوگیری کند».( صحیفه نور، ج۲۰،ص۱۷۰ و ۱۷۱). اما تصرف در اموال و نفوس مردم را که برای پیامبر و ائمه علیهم السلام ثابت است برای فقیه ثابت نمی دانند: «اگر برای معصوم، غیر از جهت حکومت و سلطنتش بر جامعه، ولایتی ثابت شد مانند ولایت بر طلاق دادن همسر فردی یا مصادرهی دارایی وی، چنین ولایتی برای فقیه ثابت نیست».( کتاب البیع، ج۲، ص۴۸۹.) همانطور که قبلاً در کلمات شیخ انصاری آمد ولایت دو مفهوم دارد، اول به معنی تصرف در اموال و نفوس مردم و دوم به معنای تصرف در امور عامه و آنچه را که مرحوم شیخ انصاری اثبات آن را برای فقیه «دونه خرط القتاد» می دانست مفهوم اول بود که در عبارت فوق، امام خمینی(ره) نیز این نوع از ولایت را برای فقیه ثابت نمی داند. بنابراین با توجه به مطلب فوق و عبارتی که از صحیفهی نور نقل شد، مطلقه بودن ولایت فقیه در ولایت به مفهوم دوم (تصرف در امور عامه) است بدین معنا که ولی فقیه در تمام امور مربوط به حکومت و سیاست، همچون پیامبراکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) اختیار و ولایت دارد و البته ناگفته پیداست که تمامی این اختیارات در جهت مصالح اسلام و امور مسلمین است. چنانچه ایشان می فرمایند: «نعم للوالی ان یعمل فی الموضوعات علی طبق الصلاح للمسلمین او لا هل حوزته و لیس ذلک استبداداً بالرأی بل هو طبق الصلاح، فرأیه تبع للصلاح کعمله».( کتاب البیع، ج۲،ص۴۶۱.) طبق این سخن حاکم جامعه ی اسلامی می تواند در موضوعات، بنابر مصالح کلی مسلمانان یا بر طبق مصالح افراد حوزه ی حکومت خود عمل کند و این اختیار هرگز استبداد رأی نیست بلکه در این امر مصالح اسلام و مسلمانان لحاظ می شود. پس اندیشه ی حاکم اسلامی نیز همچون عمل او تابع مصالح اسلام و مسلمین است. ۳-۱۱-۱- ادله ی ولایت فقیه از دیدگاه امام خمینی(ره) ۳-۱۱-۱-۱- دلیل عقلی همانطور که در مباحث مختلفه اشاره گردید و بنا به ضرورت عقلی تشکیل حکومت و اعمال سیاست و اداره جامعه فقط در حوزه عبادت خلاصه نمی گردد و انسان برای ادامه حیات طیبه در همین دنیا نیاز به شیوه و قاعده و مقرراتی جهت چگونگی مراوده با هم نوعان و بهره وری از امکانات عمومی و … دارد. که جهت رسیدن به این مطلوب اولاً قوانین و مقرراتی لازم است که در مکتب الهی به عنوان شریعت اسلام مطرح است و ثانیاً نیاز به حکومت و حاکمین صلاح و مطلع جهت اجرا دارند. تا انسان بتواند به همه خواستهای معقول و منطقی و مطلوب خود برسد. به همین خاطر احکام اسلامی جامع و دربرگیرنده تمامی ابعاد زندگی انسان است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- قبح هم جنس گرایی
با وجود معضلات فراوانی که در مورد انحرافات جنسی در غرب کنونی وجود دارد؛ اما عهد عتیق فعل همجنسگرایی را محکوم و می آورد:« با ذکور ، مثل زنان جماع نکن، زیرا که این فجور است»[۷۷۸] و برای انجام دهنده این فعل مجازاتهایی را معین میکند « البته هر دوی ایشان کشته شوند».[۷۷۹]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در عهد جدید عیسی مستقیما سخنی از همجنسگرایی به عمل نمیآورد، اما پولس رسول با لحنی شدید از فسادی که در جامعه می بیند سخن میگوید: « زنان شان نیز عمل طبیعی را به انچه خلاف طبیعت است تبدیل کردندو همچنین مردان نیز استعمال طبیعی مردان را ترک گفتند و در آتش شهوت به یکدیگر سوختند»[۷۸۰] اینگونه برخوردهای صریح نه تنها بر افکارمردم تاثیر داشت که بر تدوین قوانین جوامع غربی تاثر گذاشت درنتیجه تا همین اواخر اغلب مسیحیان تحت تاثیر این آموزه ها، به صرف خیر خواهی همجنس گرایان را محکوم کرده اند. از نظر اغلب مردم مسیحی این حالت غیر قابل تصور، وقوع ان اشمئزاز آور و غیرطبیعی بود وجود این نگرش باعث شده بود که همجنسگرایان احساس آلودگی و گناه کنند.
-
- قبح سقط جنین
تعالیم مسیحیت در طول قرون ثابت نبوده است. در دو قرن اول مسیحیت، که سقط جنین و بچه کشی معمول بود، کلیسا قاطعانه با آن مخالفت میکرد. بعدها میان جنین شکل یافته ئ شکل نایافته، که به اعتقاد آنان روح نداشت؛ و جنین شکل یافت که روح داشت، تمایز قایل شدند. البته مذهب کاتولیک تنها مذهبی است که در این سالها احکام دقیقی درباره سقط جنین صادر نموده. نظر مذهب کاتولیک آن است که در زمان بسته شدن نطفه یک زندگی منحصر بهه فرد تشکیل شده، و در نتیجه سقط آن در هر زمان، خطاست.[۷۸۱]
۴) زهد و فروتنی
در مسیحیت، زهد به کنارهگیری از محرّمات و ترک اموری است که سبب دوری از خداوند و نیز افسوس نخوردن بر از دست دادن چیزی و شادنشدن از به دست آوردن آن؛ نیز به کوتاهکردن آرزوها اطلاق میشود. [۷۸۲] مسیح در قبح دنیا گرایی و عمومیت لطف خدا میگوید: «پس نصیحت من این است که برای خوراک و پوشاک غصه نخورید، برای همین زندگی و بدنی که دارید شاد باشید. به پرندگان نگاه کنید؛ آنها غصه ندارند که چه بخورند؛ نه میکارند و نه درو میکنند، اما پدر آسمانی شما غذای آنها را فراهم میکند. آیا شما برای خدا بیشتر از این پرندهها ارزش ندارید؟ به گلهای سوسن در صحرا نگاه کنید. آنها برای لباس غصه نمیخورند، با این حال به شما میگویم که سلیمان با تمام ثروت و شکوه خود لباسی به زیبایی این گلهای صحرا نپوشید. اگر خدا در فکر گلهایی است که امروز هستند و فردا از بین میروند، چقدر بیشتر در فکر شماست! … ای کم ایمانان![۷۸۳] فرد مسیحی باید بداند که به دنیا تبعید شده است و دنیا تبعیدگاه اوست. پس باید شیوهی زندگی خود را تغییر بدهد و با کشتن هوای نفسانی و دل بریدن از دنیا، راهبی واقعی شود. رهبانیت در مسیحت، صرفاً در اعمال ظاهری نمایان نمیشود، بلکه باید فرد از آن چه دنیایی است تهی شود؛ تنها به عشق آخرت زندگی کند و هرگز به این دنیای گناهآلود و آنچه به آن تعلق دارد دل نبندد.[۷۸۴] بر اساس اخلاق مسیحی، کسی که به این چیزها دل بندد، در واقع نشان میدهد که به خدا دلبستگی ندارد؛ زیرا وابستگیهای این دنیا، خواستههای ناپاک و میل به داشتن و تصاحب هر آنچه به نظر جالب میآید، نیز غرور ناشی از ثروت و مال، هیچیک از خدا نیست، بلکه از این دنیای گناهآلود است. دنیا نابود میشود و چیزهای گناهآلود از بین خواهد رفت، اما هرکه طبق خواست خدا زندگی کند همیشه برقرار خواهد ماند.[۷۸۵]
۳- علم سازی آموزه ها
مورخان جدیدتر به این حقیقت پی برده اند که سنت دینی غرب، یاریهای مهم، هرچند غیر مستقیمی، به علم در دوره سازندگیش رسانده است. بر آمدن و بالا گرفتن علم جدید یک پدیده پیچیده اجتماعی است که چندین قرن به طول انجامیده است و از عوامل متعددی اثر برده است که در اینجا سرو کار ما با زمینه های فکری برآمدن علم است.چرا در میان تمام فرهنگ های روی زمین، فقط در تمدن غرب بود که علم به معنای امروزیش پاگرفت؟ بسیاری از مورخان بر این عقیدهاند که یک عامل مهمش امعان نظر در طبیعت بوده که از ترکیب کم نظیر اندیشه یونانی و آرای اهل کتاب نشات گرفته است در رنسانس، بدون شک، ترس از وجود نیروهای شریر، در طبیعت، همچنان تخیل عامه مردم را تسخیر کرده ، و چه بسا بالیدن علم رابه وقفه می انداخت. ولی در آثار مردانی چون قدیس بندیکتوس، قدیس فرانسیس، و قدیس توماس آکویناس[۷۸۶]، می توان دید که خوبی[مبدا و منتهای خیر داشتن] آفرینش به چندین وجه: عملی، استحسانی، عقلی تایید شده است.به این وصف ادیان توحیدی هرگز نیروهای طبیعی یا سایر موجودات زنده را تألیه نکره، یعنی به مقام خدایی نرسانده.[۷۸۷]
۱) قابل شناخت بودن طبیعت
به عقیده باربور، ادیان به ویژه ادیان ابراهیم نقش مهمی در فراهم نمودن برخی پیش فرضهای فلسفی علم فراهم نمودند . به اعتقاد وی ادیان توحیدی حاوی پیش فرضهایی نسبت به طبیعت است که از جهات زیادی با طبیعت همخوانی دارد.
۱. اعتقاد به هستی وقابل فهم بودن آن
این مولفه به آنچه که مولفه عقلانی علم یاد میشود مدد میرساند. زیرا از نظر ادیان جهان هستی یک نظام سامانمند و قانونمند است که قابلیت شناخت دارد. این باور به مسیحیت در قرون وسطی با اندیشه حکمای مدرسی که اعتماد عظیمی به توانایی های عقلانی بشری داشتند مزج شده بود و نقش مهمی را در شکلگیری علم ایجاد نموده است.[۷۸۸] هنگامی که این نحوه اندیشه را در اروپا، با رهیافت سایر تمدن ها- یعنی خود آن تمدنها، باقطع نظر از روابطشان با اروپا- بسنجیم، درمی یابیم که فقط یک منشا باید داشته باشد. باید از عقلانیت خداوند ناشی شده باشد که او را صاحب نیروی انسانوار یهوه و خردمندی فیلسوفان یونان در نظر میآورند….. سپس باروبرو در ادامه میگوید:…نظر من این است که ایمان به امکان علم که از دیر باز در تکوین و تکامل نظریه علمی جدید دخیل بوده، اقتباس ناخود آگاهانه ای از الهیات قرون وسظی است.[۷۸۹]
۲. اعتقاد به آفرینش
اعتقاد به آفرینش و خلقت از اساسی ترین اعتقادات ادیان است و نقش مهمی را در تمدن ایفا کرده است؛ زیرا عقیده به آفرینش بیانگر این حقیقت است که جهان خلقت بالضروره از خداوند صادر نشده است بلکه خداوند از روی میل و اختیار آن را خلق کرده است. لازمه مختار بودن خداوند این است که جهان هم حادث و هم نظاممند محسوب شود. و راه کشف نظاممندی جهان فقط از راه تجربه امکان پذیر است و بس. بنابراین این جهان موجود مطابق با جهانبینی خلقت بهترین قلمروی است که می توان روش علمی را بر آن اطلاق کرد، برخلاف دیدگاه یونانیان که معتقدند جهان بالضروره از عقل خداوند صادر شده است؛ طبق این روش جهان از بررسی علمی به دور است و باید مورد کاوش عقلی قرار بگیرد. به عبارت دیگر اعتقاد به آفرینش تلویحا دلالت بر این دارد که جزییات طبیعت را فقط با مشاهده تفصیلی آن می توان شناخت. زیرا جهان محصول فعل اختیاری خداوند است و خداوند در هر آن در آن دخل و تصرف میکند نه این که خدانوند به یکباره جهان را به همین صورت آفریده است و دیگران دست شان از آن کوتاه باشد. بنا براین ما فقط با مشاهده بالفعل و تجربی میتوانیم به کم و کیف آفرینش او پی ببریم[۷۹۰]
۳. غلبه نظره تایید آمیز نسبت به طبیعت
غلبه نظریه تایید آمیز به طبیعت در کتاب مقدس «خوبی جهان نتیجه قهری عقیده به آفرینش است» و مهر تایید به خوب بودن طبیعت از یک سو و اعقاد به خدای واحد در در ادیان توحیدی در شکست اعتقاد«ارباب انواع طبیعت» از سوی دیگر ازن زمینه را فراهم کرد که طبیعت موضوع تحقیق قرار بگیرد.[۷۹۱] از نظر باربور این سه خصوصییت آموزههای اهل کتاب باعث شد که علم جدید و مدرن در ابتدای قرن هفدهم در غرب رشد نماید، بنابراین علم جدید مدیون دین میباشد[۷۹۲] آموزههای مسیحی بر آن بود که طبیعت متناهی و قابل فهم و شناخت است وانسان، از آن لحاظ که انحصارا یک موجود طبیعی نیست، میتوانست جنبه نا متناهی و نامحدود داشته باشد. این دیدگاه، نظرگاه شناخت طبیعت و انسان را کاملا دگرگون میساخت، یعنی با طرد هر نوع عامل سری در دل طبیعت، شناخت معقول آن ممکن می شدو برعکس ، شناخت انسان از جنبه صرفا طبیعی بیرون آمده، وجهی اصیل و خاص مییافت که می بایست به طور مستقل درباره آن فکر کرد.در این دیدگاه، انسان جنبه ماواری طبیعی پیدا میکند و شناخت واقعی از چارچوب طبیعت خارج میگردد.[۷۹۳]
۲) نقش مذهب پروتستان در علم جدید
به عقیده باربور علاوه بر نگرش اهل کتاب نسبت به طبیعت عامل دیگری که نقش اساسی در گسترش علم جدید ایفا کرده؛ رویکرد جدیدی بود که به وسیله فرقه پروتستان به وجود آمد.[۷۹۴] نهضت اصلاح دینی در ابتدا با انگیزه اصلاح کلیسای کاتولیک آغاز شد؛ نه شکاف و ایجاد فرقه ی جدید بین کاتولیک ها؛در شرایط فساد دستگاه کلیسا این جنبش نه برای تغییر در اصول دیانت مسیحی بلکه برای تغییر در کاربست آن، وارد عرصه های سیاسی و اجتماعی شد. و تمام تاکید آن بر بازگشت به مسیحیت اصیل و ناب و کتاب مقدس بود[۷۹۵] پروتستانها معتقد بودند که مرجعیت دینی تنها از آن کتاب مقدس است و از این رو هیچگونه حجیتی برای مقام پاپی، شوراهای کلیسیی یا آرای آبای کلیسا و قدیسان قایل نیستند. در حالیکه کلیسای کاتولی خود را تنها مرجع و حافظ و مبین کتاب مقدس میشمارد؛ و آموزههای و سنتهای دیر پا را دارای وثاقت و حجیت و کامل کننده متون مقدس تلقی میکند. از دید پروتستانها هر مسیحی میتواند پیام کتاب مقدس را به وجدان شخصی خود دریابد. و در این راه چنان راه افراط رفتند که که متون مقدس را طبق دلخواه خود پیمودند. در دوره های بعد بسیاری از پروتستان ا بر نقش عقل ، تجربه دینی و برداشت ههای شخصی با گونه ای افراطی عمل کردند[۷۹۶] اساسا تفکرات فردگرایانه پروتستانها و طرفداران نهضت اصلاح دینی،امکان آزادی فرد دررابطه – بدون وساطت کلیسا- با خدا را فراهم می کرد. به طور کلی این جنبش اصلاح دینی و نیز فرقه پروتستان در اشاعه فرداگرایی خیلی موثر بودند
۴- اقتصادی
آموزههای اقتصادی با بسترسازیهایش در اجتماع و فعالیت های اجتماعی و اقتصادی مردم مطمئنا میتوانند نقش بسیاری را در زمینه اقتصاد نیز داشته باشند. وبر میگوید: «امروزه با توجه به سازمانهای سیاسی، حقوقی، اقتصادی و فردی موجود، با اشکال سازمانی و ساختار خاص اقتصاد کنونی، این روح سرمایهداری را میتوان نتیجه ی محض تطبیق دانست. نظام اقتصاد سر مایهداری نیازمند این سرسپردگی به پولسازی به عنوان یک «تکلیف» است.[۷۹۷] نویسنده کتاب «اقتصاد دینی» اصول کتاب مقدس را برای زندگی اقتصادی در چند مورد بررسی کرده و می گوید: دیدگاه های مشترکی در بین مسیحیان کاتولیک و پروتستان، در مورد اصول اقتصاد مسیحیت وجود دارد که در نگاه نویسنده کتاب اقتصاد دینی چنین است که؛ موضوعات الهیاتی که در کتاب مقدس بیان شده پیام هستند برای زندگی اقتصادی است و هم هشداری به اینکه نظام خلقت متعلق به خداست و ما نسبت به آن مسوولیم تا آن را خراب نکنیم و دوم اینکه، کار بخشی از وظیفه انسانی معرفی شده و هدف از کار ابتدا ءا و نه منحصرا برای تامین نیازهای انسانی است، و کسانی که نمیتوانند کار کنند باید بقیه به انها کمک برسانند[۷۹۸]
۱) احترام به کار
تلقی مسیحیت از کار به طور وسیع از دیدگاه یهود مقتبس است. کار محترم است؛ در عین حالیکه ضرورت است. در اعمال روسولان، نقل شده، پولس زندگی خود را با کار به عنوان چادردوز تامین میکرد. پولس همچنین توصیه میکرد« حریص باشید در این که آرام شوید و به کارهای خود مشغول شده، با دست های خویش کسب معاش کنید، چنانکه شما را حکم کردیم؛ تا نزد آنانی که خارجند به طور شایسته رفتار کنید و به هیچ چیز محتاج نباشید»[۷۹۹] پولس همچنین با لحنی شدید حکم می کند که مسیحیان نباید انگل باشند: « این را به شما امر کردیم که اگر کسی نمیخواهد کار نکند، خوراک هم نخورد»[۸۰۰] هنگامیکه مسیحیان از حرفه سخن میگویند، معمولا در ذهن به شغل میاندیشند، مانتد کشیش، پرستاری، دکتر یا معلم. ولی این نکته را باید به طرز کامل درک نمود که در این دیدگاه هر شغلی که اخلاقا درست نباشد( مانند قواد یا دزد بدن) میتواند حرفهای باشد که توسط آن انسان مقصود خدا را محقق سازد» [۸۰۱]
۲) کار یک وظیفه الهی (Berfur)
زمانی باور در مسیحیت مبنی بود بر کثیف شمرده شدن پول، و مردم با تنفر از آن سخن می گفتندولی با برداشتی نو که از آموزه بندگی صورت گرفت بالاخره ، ثروت ارج و مقام یافت و مال اندوزی خصلتی پسندیده گردید. و کارکردن از شرایط پرهیزگاری شناخته شد. و بهرۀ وام به عنوان پاداش قانونی در ازا به خطر انداختن نقدینۀ شخصی، حلال به شمار آمد[۸۰۲] لوتر در جست وجوی چنین بدیلی به این نتیجه رسید که: « انجام وظایف دنیوی در هر شرایطی یگانه طریق زندگی خداپسندانه است و این طریق و فقط این طریق مرضی خداست و از این رو همه مشاغل مشروع در نظر خداوند از ارزش مطلقا یکسانی برخوردارند.»[۸۰۳] چنین اعتقادی، رویکرد نوی در باره کار کردن ایجاد کرد؛ لوتر با بی ارزش گردانیدن مناسک بیرونی شریعت کوشید تا از طریق آموزه ی «ایمان یگانه راه رستگاری»، کار و اشتغال دنیوی را به جای مناسک عینی و کلیسایی بنشاند. و به خود کار بیشتر از مناسک شریعت اهمیت قایل شد به طوری که، «تلقی انجام تکلیف در مشاغل دنیوی به مثابه عالی ترین مضمونی که فعالیت اخلاقی فرد به طور کلی می تواند به خود بگیرد. همین تلقی بود که ناگزیر به فعالیت دنیوی روزمره معنایی مذهبی بخشیدو زندگی خداپسندانه را، نه با فراتر رفتن از اخلاقیات دنیوی [و توسل] به ریاضت کشی زاهدانه، بلکه فقط با انجام وظایف دنیوی که هر فرد در زندگی برای وی مقرر کرده است میسر میباشد و این همان «تکلیف»[Beruf] اوست[۸۰۴] و هر شخص در هر مقام و در هر شغلی را در بر میگرفت. این مفهوم شور و شوق بی شماری را برای فعالیت بیانتها به وجود آورد. و مومنین مسیحی با درک این که با کار کردن موجبات رضای خدا را فراهم میکنند دست به فعالیت زدند. اینچنین رفتاری بود که بعدا وبر، در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که پروتستانهادر مقایسه با باقی مسلک های مسیحی در کار و دانش آموزی موفق تر عمل کرده اند.
۳) آموزهی تقدیر
به عقیده گوستاولوبون؛« تمام حکما و متکلمین مخصوصا لوتر قائلند که کلیه حوادث و وقایع عالم آنچه هست همه مقدر شده است و قابل هیچگونه تبدیل و تغییر نیست.» سپس وی از قول لوتر می آورد« خود لوتر که بانی اصلاح مذهب مسیحی است می نویسد: در این باب شواهدی که از کتاب مقدس در دست می باشد تماما منافی ومخالف مسئله اختیار است و این قراین و شواهد در بسیاری از موارد کتاب موجود بلکه تمام کتاب مشحون از این قبیل امارات است.»[۸۰۵] آموزه تقدیر گرایی و اینکه انسان پابر عرصه گیتی نهاده، ممکن است مورد تأیید الهی نباشد؛ با طهور کالون و در قرن ۱۶ رواج پیدا کرد . در این فرقه، همه چیز با آموزهی تقدیر آغاز می گردد. تقدیرگرایی کالونیستی به مؤمن این گونه القاء میکرد که تنها بخش کوچکی از بشریت به رستگاری ابدی فراخوانده شده است و این واقعیت به همراه کل آفرینش «تنها به عنوان وسیلهای در خدمت تجلی عظمت خداوند معنی دارد. اطلاق معیارهای «عدل دنیوی» به احکام قاهرانهی الهی بیمعناست و وهنی به عظمت او به شمار میآید، زیرا او و فقط او آزاد است یعنی تابع هیچ قانونی نیست.»[۸۰۶] این آموزه در راه پویایی از انجا اهمیت پیدا می کند که، کالون به آموزهی «ایمان تنها طریق رستگاری» باور داشت اما به نظر او «ایمان بایستی توسط نتایج عینی آن اثبات میشد تا بنیاد محکمی برای یقین از رستگاری فراهم کند. ایمان باید «ایمانی فعال» و دعوت به رستگاری باید «تکلیفی عملی» باشد.»[۸۰۷] و مهم ترین امکان برای تشخیص اینکه ایمان ایمانی فعال و حقیقی است فراهم میگردد. این سلوک در رفتار فرد مؤمن نمود مییابد و در «آگاهی از اینکه رفتار او بر پایه نیروی باطنی در خدمت عظمت خدا قرار دارد و بنابراین نه تنها خواست بلکه عمل خداست» و البته بایستی توجه داشت که این آگاهی نه امکان دست یابی به رستگاری بلکه زمینهای برای اطمینانی هر چند کاذب را فراهم می سازد. «بنابراین اعمال نیک گرچه به عنوان وسیله دستیابی به آمرزش بی اعتبارند، اما به عنوان نشانه برگزیدگی اجتنابناپذیرند. این اعمال ابزاری فنی نه برای خریداری آمرزش، بلکه برای خلاصی از ترس لعنت به شمار میروند.»[۸۰۸] در عمل این بدان معناست که خدا یاور آنانی است که به خودشان کمک می کنند، بنابراین فرد کالونیست خود رستگاری خویش یا به عبارت صحیحتر اعتقاد به رستگاری خویش را میآفریند. اما این آفرینش نمی تواند مانند کاتولیسیسم شامل انباشت تدریجی اعمال نیک منفرد و مفید به حال شخص باشد، بلکه عبارت است از یک کف نفس منظم که در هر لحظه در برابر دو شق برگزیدگی و لعنت قرار دارد[۸۰۹] و برای خارج شدن از حلت لعن کالوینیست ها دایم باید به اعمال خوب مشغول باشند کالونیسم به ریاضت کشی کاتولیکی خصلتی این جهانی بخشید و آن را در خدمت یک زندگی هدفدار منظم و عقلانی درآورد. ریاضتکشی آن زاهدانگی خود را فرو نهاد و به جای فعالیتهای روحانی فرادنیوی در قالب مشاغل دنیوی مستحیل گشت. «اما کالونیسم در طی تکامل خود چیز مثبتی بر آن افزود: ایده ضرورت اثبات ایمان در زندگی شغلی دنیوی. بدین ترتیب کالونیسم به گروه های وسیع تری از مردم که دارای تمایلات مذهبی بودند انگیزهای مثبت برای ریاضتکشی بخشید و با بنا کردن اخلاقیات خود بر پایه آموزه تقدیر، اشرافیت روحانی در خارج و مافوق این جهان را با اشرافیت روحانی متقیان برگزیده خدا در همین جهان جایگزین کرد» به عبارت دیگر کالونیسم ریاضت کشی را از دایرهی تنگ و محدود راهبان بیرون کشید و به حیطه ی زندگی فردی کسان بیشتری بسط داد یا آنگونه که سباستین فرانک دریافت «اهمیت نهضت اصلاح در این واقعیت است که هر مسیحی باید مادام العمر یک راهب باشد»[۸۱۰] نقد منبع تلاشهای وسیع و همهجانبه جهان مسیحی درخور تعالیم دیانت مسیح نیست ما میدانیم این تعالیم و دستورات مسیحیت نیست که واتیکان و سایر مراکز مسیحی را واداشته امروز دست به چنین رستاخیز بزرگی بزنند،زیرا مواد تعلیمات مسیحیت و فرهنگ آن کاملا در دسترس است و در این مواد و فرهنگ چنین نیروی محرکی دیده نمیشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مشارکت(Participation): مشارکت کردن به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن است.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مشارکت می تواند اشکال و درجات گوناگونی یابد، نظیر همکاری، همیاری، همبستگی، انطباق، سازگاری، پذیرش، انقیاد، شیفتگی، ایفای نقش های اجتماعی و انجام وظایفی که با این نقش ها ملازمت دارند، بین مشارکت معمولی و ارتجالی گونه، در حیات اجتماعی است و عبارت است از مشارکت کم و بیش آشکاردرحیات اقتصادی، گذراندن اوقات فراغت، فرهنگ، تقبل مسئولیت های … خواهد بود. و به معنای امکان سود بردن از آن است. (بیرو، ۱۳۷۰) الگو: آن چیزی است که شکل گرفته و در یک گروه اجتماعی به این منظور که به عنوان مدل یا راهنمای عمل در رفتار های اجتماعی به کار آید، حضور می یابد الگوها آن شیوه های زندگی هستند که از صوری فرهنگی منشأ می گیرند. افراد به هنگام عمل به طور طبیعی با این الگوها سروکار دارند. و اعمال آنها با این الگوها تطابق می یابند. بدینسان انسانها از طریق آموزش و جذب در یک فرهنگ خاص، شبکه ای از عادات و واکنش هایی را کسب می کنند که موجبات تطابق آنان را با شیوه های کلی رفتار گروه فراهم می سازند. (بیرو، ۱۳۷۰) فراغت: در برابر کار قرار می گیرد، لیکن تعریف آن بدون توجه به مجموعه حیات اجتماعی، سطوح فنون، شیوه زندگی، مدل های اجتماعی- فرهنگی مسلط ممکن نیست گذراندن اوقات فراغت فقط زمان آزادشده از بار کار نیست بلکه فعالیتی است غیراجباری. دومازویه می نویسد : گذراندن اوقات فراغت دربرگیرنده مجموعی از اشتغالاتی است که فرد با کمال میل بدان می پردازد، خواه به منظور استراحت، خواه برای ایجاد تنوع، خواه با هدف گسترش اطلاعات و آموزش خویشتن بدون توجه به اهداف مادی و خواه برای مشارکت اجتماعی ارادی و بسط توان آزاد و خلافش بعد از آن که از الزامات خانوادگی و اجتماعی فارغ گشت. نیازهایی که به هنگام گذراندن فراغت، ارضا می شوند : استراحت، رفع خستگی، تفریح گسترش استعدادهای شخصی فرهنگی شکوفایی فردی اجتماعی سرگرمی، ایجاد تنوع تفنن بازی در ضمن آفرینندگی بدون توجه به ابعاد مادی جشن و شادمانی، تشریفات رسمی و تمتع جمع (بیرو، ۱۳۷۰) رابطه به معنای ارتباطی است از هر نوع بین دو یا چیز واقعیت این است این ارتباط می تواند صورت استقلال، تعامل، به هم پیوستگی، مواصله و … یابد. روابط چنان چه صورت همکاری، مبادله، تفاهم، دوستی، … یابد مثبت و چنان چه صورت مبارز، تنش، کشمکش، تقابل، خرابکاری … پذیرد منفی و آنگاه که به صورت انطباق و همسازی قرار داد درآید خنثی خوانده می شود. هر رابطه اجتماع به عنوان یک فرایند عبارت است از عملی اجتماعی که ماهیت آن توسط طرفین مشخص می شود. (بیرو، ۱۳۷۰) طبق نظر راجرز یک رابطه مثبت که به موفقیت ختم می شود شامل محبت و صمیمیت، درک و همدلی، احترام و ارزشمندی می گردد. همچنین درنظر گرفتن نقش الگوها و سیستم ترتیبی مناسب دارای اهمیت بسیاری است. بحران : تغییرات ناگهانی که در جریان یک بیماری پدید می آید و صفت ویژه آن بروز وخامت است. بحران فرآیندی است که با آن تعادل ناپدید می شود و از انتقالی نسبتاً اجتناب ناپذیر به سوی شرایطی فاقد اطمینان دیگر خبر می دهد. بعضی از بحران ها قابل پیش بینی هستند، بعضی دیگر با نظمی نسبی رخ می دهند این چنین بحران هایی از تغییراتی منشأ می گیرند که نسبتاً طبیعی هستند و حالاتی شناخته شده دارند. نظیر بحران بلوغ. (بیرو، ۱۳۷۰) رفتار : شیوه معمول عمل و زندگی است در روانشناسی به واکنش یک فرد چه در زندگانی عادی و چه دربرابر اوضاع خاص تعریف می کنند. (بیرو، ۱۳۷۰) نگرانی : اضطراب، استرس ناشی از حوادثی که درگذشته رخ داده و در زندگی فعلی اثر گذارند و یا در آینده رخ خواهند داد. تعاریف عملیاتی مشارکت : میزان مشارکت با درنظر گرفتن حق انتخاب و همکاری در انجام کارها و مسئولیتهای خود و دیگران مورد بررسی قرار گرفت. به داشتن مشارکت کد ۲ و نداشتن مشارکت کد ۱ داده شد و با جمع امتیازات بدست آمده نتایج حاصل به عنوان فرایند میزان مشارکت افراد در کارها مورداستفاده قرار گرفت. فراغت : طبق تعاریف دومازویه فراغت ۵ فاکتور جسمانی، هنری، عملی، فکری، اجتماعی تقسیم شد و برای هر کدام معرف های خاص اجرا در مرکز قرنطینه محاسبه شد. به داشتن کد ۲ و به نداشتن هر یک از معرف ها کد ۱ داده شد. بالاترین حد طیف را عدد ۱۵ و پایین ترین حد آن عدد ۹ قرار گرفت، در ۳ سطح پایین، متوسط و بالا طبقه بندی شد. آنگاه به صورت زیر عمل گردید. ۶ = ۹- ۱۵ ۲= ۳ ÷ ۶ روابط : طبق نظریات راجرز و نظریات وابسته ۵ معرفی که در روابط بین انسان ها دارای اهمیت هستند بدین شرح است : محبت و صمیمیت، درک و همدلی. ارزشمندی و احترام، توجه به تفاوت های فردی و نقش الگوها. برای داشتن هم معرف امتیاز ۲ و برای نداشتن آن کد ۱ داده می شود. بالاترین حد طیف عدد ۱۰ و پائین ترین آن ۵ می باشد. ۵ = ۵- ۱۰ ۷/۱= ۳ ÷ ۵ همچنین در زمینه ارتباط با مربی ۵ آیتم محبت و صمیمت، درک و همدلی، ارزشمندی و احترام، توجه به تفاوتهای فردی و نقش الگوها بررسی شد. ذکر هر کدام از موارد بالا کد ۲ و ذکر نکردن آنها کد ۱ می گرفت. بالاترین سطح طیف نمره ۱۰ و پایین ترین سطح آن نمره ۵ می گرفت و طبقه بندی پایین، متوسط و بالا با محاسبات زیر انجام شد. ۵ = ۵- ۱۰ فاصله بین طبقات ۷/۱ = ۳ ÷ ۵ نگرانی : معرف هایی که بوسیله آنها نگرانی دختران شرکت کننده در مصاحبه مورد ارزیابی قرار گرفت شامل بی خبری و بلاتکلیفی از نتیجه کار، بی خبری و ترخیص غافلگریانه، نگرانی از دید منفی مردم، بی خبری و جدایی از خانواده، ترخیص به خانه سلامت به دلیل بالا بودن سن، جابه جایی و جدایی مجدد و طولانی شدن مدت اقامت است. کیفیت زندگی : با توجه به برخورداری کودکان و نوجوانان این مرکز از بهزیستی مادی، شاخص هایی که برای بررسی کیفیت زندگی شرکت کنندگان در مصاحبه مورد ارزیابی قرار گرفت شامل : بهزیستی شناختی و بهزیستی اجتماعی است. بهزیستی شناختی به معنای رضایت فرد از خدمات اراته شده (خدمات آموزشی، برنامه اوقات فراغت، مدت اقامت) و بهزیستی اجتماعی به معنای روابط انسانی، داشتن مشارکت و حق انتخاب، احساس تنهایی و نگرانی های دختران شرکت کننده در مصاحبه می باشد. ۹-۳ موانع و محدودیتها محدود بودن منابع کتابخانهای جدید پیرامون موضوع پژوهش. فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها ۱-۴ مقدمه کودکانی که به هر دلیل از محیط خانواده محروم میشوند، به اتفاق آسیبدیده هستند و در معرض آسیبهای اجتماعی بیشتری نیز قرار میگیرند. لذا توجه به وضعیت آنان و شناسایی نیازها و مشکلات آنها حائز اهمیت است. این کودکان، قربانی شرایط نامساعد خانواده و محیط شدهاند و به عنوان انسانهایی که از حقوق خود محروم ماندهاند، میبایست به آنها رسیدگی و توجه نمود. از آن جایی که کودکان در این مرکز به صورت قرنطینه نگهداری میشوند و در طول اقامتشان جز برای موارد پزشکی و انجام آزمایشات از مرکز خارج نمیشوند، بنابراین شناسایی نیازها و مشکلات آنها، عواملی که در جلب رضایت آنها در طول اقامتشان در مرکز تأثیرگذار است از اهمیت ویژهای برخوردار است در این پژوهش هم تلاش بر این بود تا با بهره گرفتن از نظرات و صحبتهای دختران ساکن در مرکز و بعد از انجام مصاحبه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از طریق تحلیل محتوای مصاحبهها، به بررسی کیفیت زندگی دختران ۱۸- ۱۵ ساله ساکن در مرکز قرنطینه و انتظارات آنها پرداخته میشود. مهمترین آنها که تقریباً تمامی دختران شرکتکننده در مصاحبه از آن به عنوان اصلیترین عوامل یاد کردند در ذیل بیان می شود. یافتههای این بررسی حاکی از آن است که عوامل زیر، عمدهترین عواملی هستند که اگر به آنها توجه بیشتری شود و زمینه لازم برای تحقق آنهافراهم گردد، در جلب رضایت دختران ساکن در مرکز قرنطینه و بهبود کیفیت زندگی آنها موثر است و باعث می شود انتظارات آنها نسبت به خدمات ارائه شده برآورده میشود : توجه بیشتر به گذراندن اوقات فراغت و تنوع سرگرمیها رفتار و برخورد مناسب مربیان و کارکنان و بیاحترامی نکردن به دختران و والدین آنها حق انتخاب و مشارکت در تصمیمگیریهای مربوط به خود شناخت ویژگی های سنی نوجوانان از جانب مربیان برخورداری از امکانات تحصیلی و آموزشی و آموزش مهارتهای زندگی امکانات ملاقات و استفاده از تلفن به منظور ایجاد امنیت روانی سیستم تربیتی مناسب (تشویقها و تنبیههای مناسب) هماهنگی بین پرسنل و کارکنان مرکز قرنطینه که به عنوان الگوی کارکنان در مرکز میباشند. وجود مربیان آموزش دیده و علاقمند به کار که تخصص لازم و کافی دارند. وجود مدیران توانا و علاقمند و با تجربه به منظور ایجاد هماهنگی هرچه بیشتر در مرکز عدم یکنواختی محیط، تکراری نبودن اعمال و کارهای روزانه، وجود خلاقیت و نوآوری در امور متناسب بودن محیط مرکز و فضا با تعداد دختران ساکن در مرکز متناسب بودن گروه سنی دختران ساکن در مرکز متناسب بودن تعداد مربیان با تعداد دخترهای ساکن در مرکز توجه به شرایط ترخیص دختران (به خانواده یا شبانهروزی) و پیگیری موثر بعد از ترخیص این نکته قابل ذکر است که تمامی دختران شرکتکننده در مصاحبه (بویژه از نظر کمی) از امکانات مادی ارائه شده در مرکز شامل مسائل مربوط به غذا و پوشاک، رضایت داشتند. ۲- ۴ مشارکت و نظرخواهی (حق انتخاب) یکی دیگر ازمولفههای ارتقاء کیفیت خدمات ارائه شده به کودکان و نوجوانان رعایت اصل مشارکت و همکاری فعال آنهاست. در حقیقت مشارکت راهکاری مهم در اداره امور مراکز شبانهروزی است. تأکید بر اصل مشارکت به دلیل بروز خلاقیت و ابتکار ناشی از آن است. ضمن آن که با پذیرش همکاری و نظرخواهی از دریافتکنندگان خدمت موجبات برآورده شدن انتظارات آن ها و در نتیجه رضایت مندی آن ها فراهم میشود. در این اثنا نظریهپردازانی همچون «جوران و دمینگ[۹۴]»، مشارکت مستقیم دریافتکنندگان و مصرفکنندگان خدمات در فرآیندهای مختلف ارائه یک خدمت و استفاده از نظرات آنها را مهمترین و اصلیترین گام در مسیر موفقیت دانستهاند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴) تامین کنندگان: افرادی که مواد اولیه و خدمات مورد نیاز را به سازمان عرضه می کنند. ۵) شبکه توزیع: افرادی که در شبکه توزیع فعال هستند شامل عمده فروشان، خرده فروشان و… ۶) مشتریان: افرادی که محصولات یا خدمات شرکت را خریداری می نمایند. ۷) جامعه: شامل موسسات دولتی، عموم مردم و به طور کلی افرادی که نقش سازمان را به عنوان یک شهروند صنعتی ارزیابی خواهند کرد. ادراکات و استنتاجات درباره شرکت در میان گروه های مختلف ذی نفعان بسته به ماهیت تعامل آن ها با سازمان متفاوت خواهد بود (بندریان،۱۳۸۸،ص۹۵). ۲-۶-۲) حیطه تصویر شرکت از آنجایی که تصویر شرکت رفتار ذی نفعان را در تعامل با شرکت تحت تاثیر قرار می دهد سازمان ها باید به مدیریت تصویر خود توجه ویژه ای نمایند . سازمان ها به دلایل متعددی برای مدیریت و توسعه تصویر خود تلاش می کنند که برخی از آن ها عبارتند از : تحریک فروش، ایجاد یک چهره مطلوب از شرکت، ایجاد هویت برای کارکنان، تسهیل در جذب منابع مالی با تحت تاثیر قرار دادن سرمایه گذاران و موسسات مالی، ارتقاء روابط مطلوب با جامعه، دولت، گروه های خاص مورد علاقه و سایر رهبران عقیدتی، به دست آوردن موقعیت رقابتی. شرکتی که به خوبی برای محصولات خود بازاریابی می کند، ممکن است برای تامین مالی طرح های توسعه ای خود با مشکل مواجه باشد و این ناشی از احساس بیتحرکی شرکت توسط موسسات مالی است . اگر ذی نفعان احساس منفی نسبت به مدیریت داشته باشند، این تصویر به وجود می آید که خرید عمده سهام شرکت امری سهل الوصول و قریب الوقوع است .اگر سازمان برای کارکنان تصویر مطلوبی از شرکت ارائه نکند در آینده با مشکلات جدی در استخدام و نگهداری کارکنان روبه رو می شود. (کوهن،۲۰۰۸،ص۴۱) [۱۱۷]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
به منظور ارائه یک تصویر موثر از شرکت، لازم است که در راستای درک ادراکات، انتظارات و نیازهای کلیه گروه های ذی نفعان تلاش شود. نیازها و اظهارات گروه های مختلف ذی نفعان به طور ملموسی متفاوت است. همچنین در درون گروه ها نیز ممکن است این تفاوت ها وجود داشته باشد اما برای سادگی می توان فرض نمود که گروه ها همگن هستند . همچنین اگر یک سازمان در بیش از یک صنعت فعال باشد ممکن است به طور کلی با گروه های ذینفعان متفاوتی مواجه باشد.از این رو کار مدیریت تصویر آن شرکت بسیار دشوارتر می شود هر چند این امکان وجود دارد که برخی از ابعاد خاص تصویر شرکت در هر دو صنعت مشترک باشند.در صورتی که یک شرکت در بیش ا ز دو صنعت فعال باشد، پیچیدگی مدیریت تصویر شرکت به طور فزاینده ای افزایش می یابد (بندریان،۱۳۸۸،ص۹۴). ۲-۶-۳) فرایند شکل گیری تصویر شرکت مرحله اول در ایجاد و مدیریت تصویر شرکت، درک فرایندی است که بوسیله آن تصویر شرکت شکل می- گیرد. شکل ذیل یک چهارچوب مفهومی برای فرایند شکل گیری تصو یر شرکت ارائه می کند. این مدل نشان می دهد که منابع متعددی بر شکل گیری تصویر یک شرکت تاثیر دارند . این منابع در یک طبقه بندی کلی بر اساس حیطه کنترل سازمان بر آن ها به دو گروه تفکیک می شوند:
-
- عوامل درون سازمانی یا قابل کنترل توسط سازمان
-
- عوامل برون سازمانی یا غیرقابل کنترل توسط سازمان
عوامل درونی برای سازمان قابل کنترل بوده و سازمان می تواند برای مدیریت تصویر شرکت در میان ذی نفعان از آن ها استفاده نماید. عوامل برونی تحت کنترل مستقیم سازمان نبوده اما سازمان می تواند آن ها را به طور غیرمستقیم با دستکاری متغیرهای درونی تحت کنترل خود، تحت تاثیر قرار دهد . برای مثال، در اجرای تبلیغات برای پیشبرد تصویر خود، اقدامات یک شرکت می تواند به پیشبرد تصویر کل یک صنعت کمک نماید (بندریان،۱۳۸۸،ص۹۶). تصویر صنعت مربوطه تصویر کشور مبدا صحبت های رایج در جامعه گزارشات خبری روابط عمومی عوامل غیرقابل کنترل یا خارجی هویت و شخصیت سازمان تبلیغات شرکت تصویر برند روابط عمومی رفتار کارکنان خط مقدم سازمان روابط عمومی عوامل غیرقابل کنترل یا داخلی خارجی
| تصویر شرکت |
سهامداران شرکت |
اعضای هیات مدیره |
کارکنان |
اعضای شبکه توزیع |
مشتریان |
جامعه |
عرضه کنندگان |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
. همان، ج۱ ص ۲۱۹٫ ↑ .همان، ج ۶ ص ۱۳۸ و نیز ر.ک: به ج ۶ ص ۱۱۰ و ۲۲۱ ـ ج ۷ ص ۲، ۱۱، ۴۱، ۱۰۵، ۱۳۱٫ ↑ . همان، ج۱ ص ۴۷، ۹۳، ۳۰۵، ۲۰۹، ۲۴۴، ۲۷۰، ۴۱۲، ج۲ صص ۱۳۳، ۲۶۰ ج ۳ ص ۲۷، ج ۴ ص۹۲، ج۵ ص ۲۷۵٫ ↑ .سیاوشی،کرم، تحلیل انتقادی مبانی و روش تفسیری سید قطب ،، تهران، شرکت چاپ ونشر بین الملل، ۱۳۸۹ش، ص ۱۰ ↑ . زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۹۰م، ج ۲ ص ۱۴۷ ↑ . در روستای بزرگ موشه دو نظام آموزشی هم سطح یعنی مدارس دولتی از یک طرف و مدارس دینی از طرف دیگر وجود داشت و سید قطب به مدارس دولتی فرستاده شد. ↑ . ژیل، کوپل، پیامبر و فرعون، ترجمه حمید احمدی، تهران انتشارات کیهان، ۱۳۶۶ش، ص ۳۶ ↑ . سیاوشی، کرم، پیشین، ص ۱۵ ↑ . ژیل کوپل، پیشین، ص ۳۷ ↑ . العظم، یوسف، رائد الفکر الاسلامی المعاصر الشهید سید قطب بیروت، دار القلم، ۱۴۰۰ ق، ص ۲۷۰ ↑ . در دوران تحصیل در قاهره و دوران فعالیتهای ادبی و مطبوعاتی به صورت خطرناک و تحیر آوری با دین و ارزشهای اسلامی فاصله می گیرد او خود از این دوره با عنوان «دوران ضیاع» یاد نموده است و اعتراف می کند که در این دوره در میان دعوتهای جاهلی گونه گونی متحیر بوده است: سید قطب، قطب، سید، پیشین،، ۱۳۹۱ ق ۱۹۷۱ م، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، ج ۶ ص ۳۳۵۲٫ ↑ . سید قطب، فی ظلال القرآن، پیشین، ج ۳، ص ۱۱۸۶، نیز ر.ک: ژیل کوپل، پیشین، ص ۳۷، صلاح عبدالفتاح خالدی، سید قطب الشهید الحی ص ۱۱۹ـ صلاح عبدالفتاح خالدی، آمریکا من الداخل بمنظار سید قطب، جده، دار المناره، ۱۴۰۸ه، صص ۳۸ -۱۱۸ ↑ . زرکلی، الاعلام، ص ۱۴۸، سیاوشی، پیشین ص ۲۳ ژیل کوپل، پیشین ص ۳۹ ↑ . سیاوشی، پیشین ص ۲۶، ژیل کوپل، پیشین ص ۴۰ ↑ . صالح الخالدی عبدالفتاح، سید قطب از ولادت تا شهادت، ترجمه جلیل بهرامی نیا، تهران، نشر احسان، ۱۳۸۱ ش، ص ۶۹۰ ↑ . خرمشاهی، بهاءالدین، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان، ۱۳۷۷ش، ج ۲، ص ۱۲۷۸ ونیز ر.ک : کاظمی، شهاب، بینات، ۲۸، سال هفتم، ش ۴، ص ۲۰۴، سیاوشی، پیشین، ص ۳۱ ↑ . صلاح الخالدی، عبدالفتاح، مدخل الی فی ظلال القرآن، اردن، دارعمار، ۱۴۲۱ ق، ص ۴۱٫ ↑ . سیاوشی، کرم، پیشین، ص ۳۴٫ ↑ . همان، ص ۳۵، صلاح الخالدی عبد الفتاح، سید قطب از ولادت تا شهادت، پیشین، صص ۴۲ و ۴۳٫ ↑ . ایازی، سید محمد علی، شناختنامه تفاسیر، رشت، کتاب مبین، ۱۳۷۸ش، ص ۲۲۲٫ ↑ . سیاوشی، کرم، همان، ص ۲۴ ↑ . نفیسی، شادی، عقل گرایی در تفاسیر قرن چهارده، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۷۹ش، ص ۱۱۶ ↑ .انصاری، مسعود، بینات، سال دوم، ش ۸، قم، زمستان ۱۳۷۴، ص ۱۳۸٫ ↑ . سید قطب، فی ظلال القرآن، پیشین، ج ۱، صص ۲۷ و ۲۸ ↑ . همان، ج ۱، ص ۳۵۳ ↑ . همان، ج ۱، ص ۲۸ ↑ . سیاوشی، کرم، پیشین، ص ۱۲۷ ↑ . سید قطب، فی ظلال القرآن، پیشین، ج۱ص۳۴۸، ج ۲ صص ۱۰۰۴، ۱۰۰۵، ص ۱۰۱۰ ـ ص ۱۲۴۳، ج ۳ ص ۱۲۴۲ ↑ . همان، ج ۱ ص ۲۶۰، و نیز ر.ک: سید قطب، التصویر الفنی فی القرآن، ترجمه محمد علی عابدی ( نمایش هنری در قرآن )، تهران، نشر انقلاب، ۱۳۵۹، ص ۴۷٫ ↑ . ایازی، سید محمد علی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، وزارت ارشاد، تهران، ۱۳۷۳ ش، ص ۵۱۵، معرفت، محمد هادی، التفسیر والمفسرون، پیشین، ج ۲، ص ۴۶۹ ↑ . رضائی اصفهانی، محمدعلی، درسنامهروشهاوگرایشهای تفسیری قرآن، مرکز جهانی علوم اسلامی، قم، ۱۳۸۲ ش، ص ۳۵ ↑ . سید قطب، فی ظلال القرآن، پیشین، ج۱صص ۵۵۷ و۵۵۹، ج۳، ص ۷۶۵ ↑ . شحاته، عبداله محمود، در آمدی برتحقیق در اهداف و مقاصد سوره های قرآن، ترجمه و شرح، سید محمد باقر حجتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۴ ش، ص ۲۷٫ ↑ . ایازی، سید محمدعلی، پیشین، ص ۵۱۷ به نقل ازعرفان زرزور. ↑ . سید قطب، فی ظلال القرآن، پیشین، ج۱ص ۳۳، ج۳ ص ۱۲۴۳٫ ↑ .معرفت، محمدهادی، التفسیروالمفسرون فی ثوبه القشیب، پیشین، ج۲ص ۴۶۹٫ ↑ . سید قطب، فی ظلال القرآن، پیشین، ج۲، صص ۸۰۸، ۸۰۷٫ ↑ . کاظمی، شهاب، بینات، سال هفتم، ش ۲۸، ص ۲۰۷٫ ↑ . معرفت، محمد هادی، التفسیروالمفسرون فی ثوبه القشیب، پیشین، ج ۲، ص ۴۵۱٫ ↑ . همان. ↑ . سیاوشی، کرم، پیشین، ص ۱۵۵٫ ↑ . مهدوی راد، محمد علی جایگاه المیزان در میان تفاسیر، بینات، پیشین، ص ۹۸٫ ↑ .برای اطلاع بیشتر ر.ک : معرفت، محمد هادی، التفسیروالمفسرون فی ثوبه القشیب، پیشین، ج۲ ص۱۰۲۶ حسینی طهرانی، محمد حسین، پیشین ص ۴۱ , علوی مهر، حسین، آشنایی با تاریخ تفسیر و مفسران، قم، مرکز جهانی اسلامی، ۱۳۸۴ ش، ص ۲۷۳٫ ↑
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
. المیزان، ج ۱ ص ۱۲٫ ↑ . معرفت، محمد هادی، التفسیروالمفسرون فی ثوبه القشیب، پیشین، ج ۲ ص ۱۰۲۶٫ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳۳۸
۰٫۳۱۲ ۰٫۰۰۱ ۳۳۸
تعهد سازمانی ضریب همبستگی سطح معنی داری تعداد
۰٫۳۱۲ ۰٫۰۰۱ ۳۳۸
۱ ۳۳۸
نتایج حاصل از ضریب همبستگی اسپیرمن جدول (۴-۱۹) نشان میدهد، بین بعد رفتاری هوش فرهنگی و تعهد سازمانی معلمان زن مدارس دولتی مقطع ابتدایی شهر مشهد رابطه معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر فرض خلاف پذیرفته میشود. همچنین با توجه به مقدار ضریب همبستگی (r = 0.312 , P<0.01) میتوان گفت بین بعد رفتاری هوش فرهنگی و تعهد سازمانی معلمان رابطه مثبت و معنی دار با شدتی متوسط وجود دارد. به عبارت دیگر با افزایش ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ معلمان ﺑﺮای ﻧﻤﺎﯾﺶ اﻋﻤﺎل ﮐﻼﻣﯽ و ﻏﯿﺮﮐﻼﻣﯽ ﻣﻨﺎﺳـﺐ در ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑـﺎ اﻓـﺮادی از ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ، تعهد سازمانی آنان نیز با شدتی متوسط افزایش مییابد (هم تغییری این دو متغیر هم جهت است). در کل با توجه به یافتههای آزمون همبستگی که در جدول فوق ارائه شده است میتوان فرضیه فرعی چهارم این تحقیق که بر وجود رابطه بین بعد رفتاری هوش فرهنگی و تعهد سازمانی معلمان زن مدارس دولتی مقطع ابتدایی شهر مشهد دلالت دارد، را تأیید نمود. ۴-۲-۳ رگرسیون خطی چندگانه به منظور بررسی تأثیر مؤلفه های هوش فرهنگی بر تعهد سازمانی به منظور بررسی تأثیر مؤلفههای هوش فرهنگی بر تعهد سازمانی از رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شده است که نتایج آن به شرح زیر است: جدول (۴-۲۰): مشخصکنندههای تحلیل رگرسیونی تأثیر مؤلفه های هوش فرهنگی بر تعهد سازمانی
شاخص آماری
ضریب همبستگی ®
ضریب تعیین ( Rsqure)
ضریب تعیین تعدیل شده (Adjusted Rsqure)
F
سطح معنیداری(Sig)
مدل رگرسیونی
۰٫۳۰۴
۰٫۰۹۳
۰٫۰۸۲
۸٫۴۹۰
۰٫۰۰۱
جدول فوق ضریب رگرسیونی تأثیر مؤلفههای هوش فرهنگی بر تعهد سازمانی را نشان میدهد و مؤید این است که ضریب همبستگی رابطه بین مؤلفههای هوش فرهنگی با تعهد سازمانی ۰٫۳۰۴ است که حاکی از برقراری رابطه متوسطی بین مؤلفه های متغیر هوش فرهنگی با تعهد سازمانی است و با توجه به ضریب تبیین R2= 0.093 میتوان گفت ۱۲ درصد از تغییرات تعهد سازمانی توسط مجموع مؤلفههای هوش فرهنگی قابل تبیین است. با توجه به مقدار ۸٫۴۹۰= F و سطح معناداری به دست آمده که در سطح خطای کمتر از ۰۵٫۰ معنادار میباشد میتوان گفت که مؤلفههای هوش فرهنگی قادرند تغییرات میزان تعهد سازمانی را تبیین کنند. جدول(۴-۲۱): ضریب رگرسیونی تأثیر مؤلفه های هوش فرهنگی بر تعهد سازمانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدیریت منابع انسانی الکترونیک توانایی بالقوهای در هر دو حوزه کارآیی و اثر بخشی دارد. کارآیی را در مدیریت منابع انسانی الکترونیک میتوان با بهره گرفتن از موارد زیر بدست آورد: از طریق کاهش دادن زمان های ملاقات برای کارهای غیر کاغذی، افزایش دادن دقت داده ها و کاهش دادن منابع انسانی بیش از حد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اثر بخشی می تواند از طریق بهبود دادن شایستگیهای مدیران و کارمندان در جهت گرفتن تصمیمات بهتر و سریعتر، تحت تاثیر قرار گیرد. دسترسی آسان و گسترده به داده های منابع انسانی و سهولت در طبقه بندی و دستهبندی مجدد داده ها. یک پروفایل داخلی سطح بالا برای منابع انسانی می تواند منجر به فرهنگ کاری بهتری شود. مدیریت منابع انسانی الکترونیک منجر به یک سیستم شفافتر می شود. کاهش قابل ملاحظه بار اداری فراهم آوردن پشتیبانی یکپارچه از مدیریت منابع انسانی و تمامی فرآیندهای اصلی درون شرکت. گردش کاری قویتر در فرایند کسب و کار و بهرهوری و رضایت بیشتر کارمندان. مدیریت منابع انسانی الکترونیک با حفظ کیفیت داده ها، موجب صرفهجویی در هزینهها می شود. تمرکززدایی[۲۴] وظایف منابع انسانی .(Kaur, 2013) از سوی دیگر متخصصان پنج فرصت زیر را برای پیادهسازی این سیستمها ذکر می کنند: سیستم مدیریت منابع انسانی الکترونیکی می تواند به میزان قابل توجهی کارآییهای فزاینده خاص منابع انسانی را بهبود داده و بنابر این حداقلهای دانشی و مهارتی یک سازمان را بهبود بخشیده و آنرا برای فضای رقابتی توانمند سازد. مدیریت منابع انسانی الکترونیک می تواند یک شرکت را به فضای جدیدی وارد نماید که در آن تعداد و تنوع گزارشهای مرتبط به مسائل منابع انسانی بسیار چشمگیر میباشد. مدیریت منابع انسانی الکترونیک برای مدیران این واحد فرصت مناسبی ایجاد می کند تا توجه آنان از فرآیندهای تراکنشی روزمره به فرآیندهای استراتژیک مدیریت منابع انسانی جلب شود. از آنجایی که توسط مدیریت منابع انسانی الکترونیک بر سامانههای الکترونیکی مرتبط با آن فرآیندهای روزمره و تکراری منابع انسانی به شکل اتوماتیک و با حداقل دخالت نیروی انسانی انجام می شود، نیاز به تحلیلی که بتوانند بر فعالیتهای منابع انسانی بر میزان تطابق آنها با طرحها و اهداف سازمان متمرکز شده اند، افزایش مییابد. بسیاری از سیستمها این امکان را برای کارکنان فراهم می کنند تا با بهره گرفتن از امکانات مهیا شده خود، بخشی از واحد منابع انسانی شده و بتوانند فرآیندهای مربوط به ورود اطلاعات خود و یا به روز رسانی را انجام داده و بخشی از فعالیتهای تکراری واحد منابع انسانی را کاهش دهند.. از آنجایی که اجزای یک سیستم مدیریت منابع انسانی الکترونیک کاملاً با یکدیگر یکپارچه و هماهنگ شده اند، این امکان را برای سازمان فراهم می کند که فعالیتهای واحد منابع انسانی خود را به سهولت باز طراحی نموده و وظیفه انجام بسیاری از کارهایی را که قبلاً توسط کارمندان واحد منابع انسانی انجام میگرفته به سیستمهای الکترونیکی محول نماید. میزان اثر هر کدام از موارد فوق به عنوان فرصتی در عرصه مدیریت منابع انسانی الکترونیک مطابق جدول زیر است(حسینی و دیگران ، ۱۳۸۸).
| عنوان فرصت |
درصد اثر در e-HRM |
| بهبود حداقلهای دانش و مهارت در سازمان و ایجاد مزیت و رقابت |
۱۱ |
| تنوع در گزارشهای منابع انسانی و افزایش تعداد آنها |
۲۷ |
| تمرکز بر برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی به جای پیگیری کارهای روزمره |
۳۵ |
| توزیع وظایف واحد منابع انسانی بین کارمندان سازمان و افزایش مشارکت |
۱۴ |
| سهولت در طراحی مجدد فرآیندهای منابع انسانی به دلیل یکپارچگی اجزای نرمافزارهای مدیریت منابع انسانی الکترونیکی |
۱۳ |
جدول ۲-۲) فرصتهای مدیریت منابع انسانی الکترونیک (حسینی و دیگران ، ۱۳۸۸) معایب مدیریت منابع انسانی الکترونیک : دسترسی غیر قانونی[۲۵] : یکی از معایب اصلی مدیریت منابع انسانی الکترونیک این است که دسترسی به اطلاعات آزاد بوده و هر کسی می تواند به اطلاعات استراتژیک دست یافته و از آن در هر جهتی بدون هیچ اجازهای از سازمان استفاده نماید. دانش تخصصی شده[۲۶]: یکی از مزایای مدیریت منابع انسانی الکترونیک این است که ممکن است به سازمان در جهت کاهش هزینه های پرسنل منابع انسانی کمک کند در حالیکه مدیریت منابع انسانی الکترونیک می تواند نیاز برای کارکنان فنی با دانش فناوری ویژه و نیز حوزه های کارکردی را افزایش دهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- ر.ک ابوجعفر محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۱۲۴؛ جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج۳، ص۱۷۳٫ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۷ ↑
- ر.ک جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج۴، ص۴۶ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۳۳۰٫ ↑
- «و هر آینه ما پیشینیان شما را مىدانیم و پسینیان را هم مىدانیم». (حجر: ۲۴) ↑
- جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج ۴، ص ۹۷٫ ↑
- سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۴۹٫ ↑
- «…برادرانى بر تخت هایى رویاروى هماند…». (حجر: ۴۷) ↑
- ر.ک جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج ۴، ص ۱۰۱٫ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۷۷٫ ↑
- «…و نیز هر که در آنجا کجروى و ستمکارى- آزار مردم- خواهد او را از عذابى دردناک بچشانیم». (حج: ۲۵) ↑
- ر.ک جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج ۴، ص ۳۵۱٫ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۳۷۷٫ ↑
- «تا چون ناز و نعمت پروردگانشان را به عذاب بگیریم…». (مؤمنون: ۶۴) ↑
- ر.ک جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج ۵، ص ۱۲٫ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۵۱٫ ↑
- «…و تو کسانى را که در گورند- مردهدلان کافران- نشنوانى». (فاطر: ۲۲) ↑
- ر.ک جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج ۵، ص ۲۴۹٫ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۳۹٫ ↑
- «تو را از روز رستاخیز مىپرسند که هنگام آمدن آن کى خواهد بود؟». (نازعات: ۴۲) ↑
- ر.ک جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج ۶، ص ۳۱۴٫ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص۱۹۷؛در بیان سند روایت بالا، سیوطی به «ضعف سندی» آن نیز اشاره می کند و شاید این مسئله نیز، عاملی در عدم پذیرش علامه باشد. ↑
- «و هیچگاه بر هیچ یک از آنها که بمیرد نماز مکن و بر گورش مایست…». (توبه: ۸۴) ↑
- ر.ک علی بن احمد واحدی، اسباب انزول القرآن، ص۲۶۱؛ جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج ۳، ص ۲۶۶٫ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص ۳۶۷٫ ↑
- «پُرسندهاى عذابى را که بودنى- واقع شدنى- است درخواست نمود». (معارج: ۱) ↑
- « و [یاد کن] آنگاه که گفتند: خدایا، اگر این- قرآن- راست و درست است از نزد تو، پس بر ما سنگهایى از آسمان ببار…». (انفال: ۳۲) ↑
- جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج ۶، ص ۲۶۴؛ مشابه این حدیث از ابن عباس نقل شده است. با این تفاوت که او به نزول آیه در مکه تصریح نکرده است. (ر.ک جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ۶، ص ۲۶۴) ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص۱۱٫ ↑
- «مردان بر زنان کارگزاران و سرپرستانند…». (نساء: ۳۴) ↑
- عبدالرحمان بن محمد[ابن ابی حاتم] التفسیر القرآن العظیم،ج۳، ص ۹۴۰؛ اسماعیل بن عمرو دمشقی [ابن کثیر]، التفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۲۵۶؛ جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ۲، ص ۱۵۱٫ ↑
- «…پس اگر از شما فرمان بردند، راهى- بهانهاى- بر آنان- براى ستم و آزار- مجویید…». (نساء: ۳۴)؛ ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۴۹٫ ↑
- «…آنگاه که گفتند: خدا بر هیچ آدمى هیچ چیز نفرستاد…». (انعام: ۹۱) ↑
- ر.ک عبدالرحمان بن محمد[ابن ابی حاتم] التفسیر القرآن العظیم،ج۴، ص۱۳۴۲؛ ابوجعفر محمدبن جریر طبری،جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۷۷؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۳۹٫ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۰۴٫ ↑
- «و آنها- یعنى خدایان مشرکان- را که به جاى خداى یکتا مىخوانند دشنام مدهید…». (انعام: ۱۰۸) ↑
- ر.ک ابوجعفر محمد بن جریر طبری،الجامع لأحکام القرآن، ج۷، ص۲۰۸٫ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ص۳۲۴؛ جهت مشاهده نمونه های دیگر رجوع کنید: سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۱۸ و ص ۲۶۹/ ج۵، ص ۳۶۰ و ص ۳۸۶/ ج۶، ص ۱۱۶ / ج۹، ص۱۸۴وص ۳۴۶ و ص۳۴۵و ص۴۰۶/ ج۱۳، ص ۲۱۲/ ج۱۷، ص ۶۹/ ج۱۸، ص۳۶٫ ↑
- «و کسانى را که در راه خدا کشته شدند مرده مپندار، بلکه زندگانند…». (آل عمران: ۱۶۹) ↑
- ر.ک ابوجعفر محمدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۱۳؛ اسماعیل بن عمرو دمشقی[ابن کثیر]، التفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۴۱؛ جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج ۲، ص ۹۵٫ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۷۱٫ ↑
- «آنان که جز او دوستان و سرپرستانى گرفتند [گویند:]… ما آنها- بتان- را نمىپرستیم مگر براى اینکه ما را به خدا نزدیک سازند». (زمر: ۳) ↑
- جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور،ج ۵، ص۳۲۲٫ ↑
- ر.ک سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۲۴۴٫ ↑
- «[آیا آن کافر ناسپاس بهتر است] یا کسى که در ساعات شب در حال سجده». (زمر: ۹) ↑
- ر.ک جلال الدین سیوطی،الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ۵، ص ۳۲۳٫ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
واژه
آوا نگاری
معادل فارسی
آفِندی
Afendi
نوعی نارنگی
بالَنگ
Balang
خیار سبز
خِیار
Xeyar
خربزه
سَنَتَره
Santarā
نوعی نارنگی
کَرکی
Karki
خیار چنبر
مَدَتی
Madani
بکرایی
۶-۱-۳ معرفی خیّر منطقه هرمود حاج عبدالرحیم فهیمی خیّر هوشمند، فهیم و روشنفکر هرمودی: حاج عبدالرحّیم فهیمی فرزند حاج عبدالرضا فهیمی و نوه رئیس علی نقی که همگی از بزرگان و کد خدایان روستای هرمود بوده اند. وی در سال ۱۳۰۹ هـ..ش در هرمود متولّد شده است. ایشان در سال های دور به کشور امارات مهاجرت کرده امّا هیچگاه زادگاه خود را از یاد نبرده و با توجّه به وسع مالی زیاد و رفاه بسیار همواره در راه آبادانی روستای خویش و یاری رساندن به مردمان زادگاهش کوشیده است. اقدامات شایان و قابل توجه ایشان را باختصار در زیر بیان میکنیم تا ضمن قدردانی از این خّیر بزرگوار و شریف که هم اکنون سنین کهنسالی را میگذرانند عمل خدا پسندانه و بی توقع این عزیز را ارج بنهیم: برق کشی روستای هرمود- چاه آب شور و لوله کشی کّل هرمود- آسفالت کوچهها- تأسیس کودکستان- ساخت مدرسه راهنمایی- دبیرستان و پیش دانشگاهی- کارگاه فنی و حرفهای،کامپیوتر و آشپزی با تمام امکانات و تجهیزات پیشرفته و لازم، ساخت مسجد- احداث سّد خاکی روستا- ساخت درمانگاه و خانه بهداشت- تأسیس مکتب خانه خواهران و برادران- ساخت ۱۴ واحد خانههای سازمانی و واگذاری آنها به جوانان و کسانی که نیاز به مسکن دارند.( البته ساخت واحدهای دیگر نیز ادامه دارد)- خانه خیر برای معلمانی که از شهر به روستا میآیند با تمام امکانات- سرویس دهی ۴۸۰ تا ۵۰۰ دانش آموز از دوازه روستا به هرمود وسرویسدهی معلمان از شهربه روستا و بالعکس- پرداخت هزینه های مهدکودک- کمکهزینه شهریه به دانشجویان بیبضاعت یا کم-بضاعت(سالیانه ۵۰-۴۰ میلیون تومان)- سبدکالای ماه رمضان هر سال حدود ۱۰۰-۹۰ خانوار(اقلامی شامل: برنج، روغن، مرغ، گوشت گوسفند و…) افطاری هر ۳۰ روز ماه مبارک رمضان در مسجد- هزینه نصب(کل تلفن همراه اول- هزینه ساخت شهرکی جدید نزدیک یک روستا با کندن کوه- هدیه روز معلم به عنوان قدر دانی از معلّمان روستا و…
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
به طور کلی بیش از ۹۰ درصد امور عمرانی روستا با هزینه این خیّر فهیم و سخی به انجام رسیدهاست، قابل ذکر است ایشان به ادامه تحصیل جوانان روستا بسیار علاقمند بوده و تمامی امکانات رفاهی و آموزشی و فرهنگی را برای تحصیل آنان فراهم نموده است، هر چند جوانان روستا در این امر کوتاهی کرده و به محض اتمام تحصیلات دبیرستانی جهت کار به خارج از کشور میروند اما در حال حاضر ادامه تحصیل خواهران در مقاطع تحصیلات عالی پیشرفت قابل توجهی داشتهاست. در حال حاضر تعداد زیادی از جوانان هرمودی در کارخانه های مربوط به ایشان در شهرهای مختلف امارات مشغول به کار و تجارت هستند. این خیّر روشنفکر به زادگاه خویش بسیار علاقمند است و سالیانه یک بار به روستا آمده و مدّتی را در روستا جهت بررسی امور روستا و پیشرفت کلّی روستا سپری می کند. خداوند حافظ ایشان باد. طیب هوشیار طیّب هوشیار فرزند محمّد درویش متولّد ۱۳۴۰ هـ..ش و ساکن هرمود .. ایشان حدود ۲۲ سال است که نماینده تامّالاختیار حاج عبدالرحّیم فهیمی در هرمود هستند و با درایت و هوشیاری بسیار مسئولیت سنگین امّا خدا پسندانه اجرای طرحهای عمرانی،آموزشی، فرهنگی و مذهبی روستا را به عهده دارند. ایشان با بررسی امور روستا و سنجش نیازهای ضروری مردم و روستا و گزارش آن به آقای عبدالرحّیم فهیمی، با دریافت هزینه های سالیانه از ایشان به رتق و فتق امور روستا اقدام مینمایند و حدود بیست و دو سال است که در این سمت فعّالیت دارند و به دلیل اعتماد به نفس بالا، صداقت و همّت والای ایشان بحمدالله روستای هرمود از نظر امکانات رفاهی،آموزشی و فرهنگی بسیار پیشرفته است. دستان این نماینده پر توان، توانا باد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رفتار شخص اعم از فعل و ترک فعل و نگهداری و داشتن و یا حالتی خاص است که در عالم خارج ظاهر میشود و قابل رؤیت است. اساساً از آنجایی که جرم عقیده وجود ندارد تا وقتی که فرد ذهنیت خود را درباره انجام جرم یا ارتکاب عنصر مادی ظاهر نکرده است، قابل مجازات نیست وحتی با فرض اینکه بدانیم قطعا انجام میدهد، نمیتوان مجازات کرد زیرا: اشکالات بزرگ در اثبات کردن عقیده: کسی که عقیده مجرمانه دارد ولی بروز نمیدهد، اثبات عقیده اش بسیار مشکل است و با توجه به قانون اساسی (در بحث حقوق ملت) تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض یا مواخذه قرار داد.[۵۱] وارد نکردن صدمه به نظم عمومی: اگر عقیده اثبات شود و خود فرد هم اقرار کند باز هم چون در عمل، عقیده اش هیچ صدمه ای به نظم عمومی نمیزند، قابل مجازات نیست. اشخاص را به خاطر اخلال در نظم مجازات میکنند. ارادی نبودن بسیاری از افکار مجرمانه: اگر بخواهیم اشخاص را به خاطر داشتن عقاید و قصد مجرمانه مجازات کنیم، در حالیکه بسیاری از افکار مجرمانه به صورت ارادی به انسان وارد نمیشود، پس این افراد هم قابل مجازات میشوند ولی انبوه افراد نمیتوانند مجازات شوند. نداشتن ابزار تفکیک: بین افکار مجرمانه ای که شخص، جازم (مصمم) انجام به آنها ست و افکار مجرمانه ای که به صورت و هم در ذهن شخص است، ابزاری برای تفکیک وجود ندارد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
عدم امکان غلبه بر وسوسههای مجرمانه: هیچ کس نمیتواند بر وسوسههای مجرمانه ای که در ذهنش است غلبه کند. آنگاه اشخاص را بدون سوء نیت مجازات میکنیم. کثرت افکار مجرمانه غیر ارادی.[۵۲] در نتیجه رفتار مهمترین رکن هر جرم است و بدون آن به هیچ عنوان جرمی تحقق نمییابد. اکنون ضرورت دارد مصادیق رفتار مجرمانه تشریح گردد: تجاوز تجاوز یعنی از حد گذشتن، از حد خود بیرون شدن، از اندازه خارج شدن.[۵۳] تجاوز در لفظ حقوقدانان چنین آمده است: [۵۴] تجاوز « خروج از یکی از مقررات جاری یک کشور از روی قصد که طبعاً باعث مجازات انتظامی و غیر آن یا سبب اخذ خسارت گردد. » بنابراین تجاوز به صورت کیفری و نیز انتظامی خواهد بود. در بیانی دیگر پیرامون تجاوز متذکر میشوند: « برای صدق مفهوم خسارت باید تجاوز به مال غیر، صورت گرفته باشد. در این صورت قصد تخلف از یکی از مقررات جاری کشور، شرط تحقق خسارت است.» با مراجعه به متون قانونی و عبارات قانون گذار در مییابیم که معنای ادبی کلمه تجاوز و تجاوز به اموال دولتی، از مفهوم حقوقی آن دوری نجسته و قانون گذار با التفات به معنای ادبی هر کجا قصد بکارگیری آن را داشته، مفهوم ادبی آن را مد نظر قرار داده و به صور مختلف یک مفهوم عام را مورد عنایت خود داشته است، هر چند که در بعضی عبارات قانونی بدون ذکر کلمه تجاوز از کلمات مترداف آن استفاده نموده ولی در هر صورت قصد وی از آن کلمات مفهوم تجاوز بوده است. نمونههایی از این مراد قانون گذار را در پی میآوریم: [۵۵] تخریب «تخریب» مصدر متعددی از باب تفعیل و از ریشهی « خرب» به معنی ویران کردن و خراب کردن است. در اصطلاح حقوقی نیز تخریب به معنی تباه کردن ابنیه و خراب کردن اموال، استعمال میشود. قانون گذار، جرم تخریب را تعریف ننموده، بلکه فقط به ذکر مصادیقی از آن بسنده کرده است. حال با توجه به مندرجات احکام ناظر به تخریب و حرق اموال و تمسک به رویهی قضائی، در تعریف آن میتوان گفت: تخریب عبارت است از: « لطمه زدن عمدی به طور کلی یا جزئی نسبت به مال یا شی ء متعلق به شخص حقیقی یا حقوقی به طرق مذکور در قانون». به سخن کوتاه، تخریب عبارت است از « ایراد صدمهی عمدی که منتهی به نقصان یا از بین رفتن مال یا شی ء متعلق به غیر گردد.» اما باید دانست که در قانون، معیار و ضابطه ای برای میزان خرابی یا صدمه زدن مشخص نشده است. در نتیجه ضابطهی تشخیص لطمه زدن، عرف است که بر اساس آن در هر مورد باید به «عرف» مراجعه کرد. نکتهی دیگری را که باید مد نظر قرار داد، این است که علاوه بر عمل فیزیکی لطمه زدن، ورود ضرر به مال دیگری نیز شرط تحقق جرم است، زیرا تا ضرر واقع نشود، جرم تحقق پیدا نخواهد کرد. «هر کس در وسایل و تأسیسات مورد نیاز استفاده عمومی از قبیل شبکه های آبیاری و فاضلاب و متعلقات مربوط به آنها اعم از سد، کانال و انشعاب لوله کشی… مرتکب تخریب، ایجاد حریق یا از کار انداختن یا هر نوع خرابکاری شود، به حبس از سه تا ده سال محکوم خواهد شد. » [۵۶] اخلال اشخاص زیر به پرداخت جزای نقدی محکوم خواهند شد: «هرکس عمداً و بدون اجازه دریچه و مقسمی را بازکند یا در تقسیم آب تغییری دهد یا دخالت غیر مجاز در وسایل اندازه گیری آب کند یا به نحوی از انحاء در امر بهره برداری، تأسیسات آبیاری را مختل سازد. »[۵۷] استفاده غیر مجاز عبارت” استفاده ” از نظر لغوی به معنای” فایده گرفتن، فایده بردن، منتفع شدن، فایده خواستن، بهره خواستن و سود بردن” آمده است.[۵۸] در معنای اصطلاحی میتوان از آن به عنوان” تصرف در اموال یا وجوه” یاد کرده که عبارتست از استیلا بر حامل های انرژی و تاسیسات صنعتی مربوط به آنها برای کسب منفعت مالی یا اضرار به تاسیسات انرژی کشور برای خود یا دیگری به نحو غیر مجاز. حال با در نظر گرفتن عبارت غیر مجاز در کنار آن، حالت استفاده از وضعیت قانونی تغییر و به حالتی غیر قانونی تبدیل میشود. « هرکس بدون پرداخت حق انشعاب آب، برق، تلفن و گاز مبادرت به استفاده غیر مجاز از آب، برق، تلفن و گاز نماید، علاوه بر جبران خسارت به تحمل تا سه سال حبس محکوم خواهد شد.»[۵۹] سرقت «وَالسّارق و السّارقهُ فاقطَعُوا اَیدیهما جَزاء بِما کَسبا نَکالاً مِِنَ الله……..»[۶۰] از نظر لغوی سرقت کلمهای است عربی از مادۀ «سَرَقَ» به فتح یا کسر راء به معنای «دزدیدن» و مصدر آن «سرقه» است.[۶۱] قانون گذار سرقت را چنین تعریف نموده است: «ربودن مال دیگری به طور پنهانی»[۶۲] نهانی بودن در تعریف سرقت مربوط به سرقت مستوجب حد است. با حذف صفت «پنهانی» باید صفت دیگری را که از ارکان ربودن است جایگزین آن نمود و آن «ربودن متقلبانه» است.[۶۳] با این وصف سرقت عبارت است از: ربودن متقلبانه مال منقول متعلق به غیر.[۶۴] به نظر نگارنده، لفظ متقلبانه نیز قابل حذف است، چرا که ربودن مال غیر برای تعریف سرقت تعزیری کافی ست. بدین دلیل که در ذات واژه ربودن، رکن روانی سرقت موجود است، یعنی برداشتن و تصاحب آگاهانه مال غیر بدون کسب رضایت او. می توان تصریح نمود که واژه ربودن آنقدر کشش قوی مفهومی دارد که ما را از توسل به واژه متقلبانه بی نیاز کند. «هرکس وسایل و متعلقات مربوط به تأسیسات مورد استفاده عمومی مانند تأسیسات بهره برداری آب و… را سرقت نماید، به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد. » [۶۵] تصرف تصرّف در فارسی به معنای” دست به کاری زدن، به دست آوردن، چیزی را مالک شدن” آمده است.[۶۶]تصرف در اصطلاح حقوقی” عبارت است از اینکه مالی تحت اختیار کسی باشد و او بتواند نسبت به آن مال در حدود قانون یا به عدوان تصمیم بگیرد[۶۷]. تعریف دیگر آن عبارت از” تسلط و اقتداری است عرفی، که انسان در مقام اعمال حق خود بر مالی دارد.”[۶۸] پس تصرف غیرقانونی عبارت است از استیلاء در اموال یا حقوق دیگری و استفاده از آن، خارج از اختیارات قانونی و یا بدون مجوز مقامات صلاحیتدار[۶۹]. «هرکس بدون مجوز قانونی به وسیله صحنه سازی از قبیل پی کنی، حفر چاه و…. منابع آب و… متعلق به اشخاص یا دولت را مورد تصرف قرار دهد، به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم می شود. » [۷۰] بهره گیری خود سرانه «هر شخص حقیقی و یا حقوقی که بدون مجوز قانونی برخلاف موازین شرعی و قانونی به منظور بهره گیری خودسرانه از آب و برق و تأسیسات وزارت نیرو استفاده نماید، در دادستانی کل انقلاب اسلامی قابل تعقیب خواهد بود. »[۷۱] تبصره (ه) ماده ۴۵ قانون توزیع عادلانه آب مقرر داشته است: «هرکس بدون رعایت مقررات این قانون به حفر چاه و قنات یا بهره برداری از منابع آب مبادرت کند، به اعادهی وضع سابق، جبران خسارت وارده،۱۰ تا ۵۰ ضربه شلاق و حبس محکوم و مجازات خواهد شد. تجاوز به معنای دخالت غیر مجاز « هرکس عمداً… دخالت غیر مجاز در وسایل اندازه گیری آب کند، به مجازات… محکوم می شود. » [۷۲] لذا با وجود یکی از موارد فوق که مصداق عینی تجاوز به تأسیسات و منابع آبی می باشند، عنصر مادی جرم تحقق یافته و در چنین شرایطی است که قانون گذار با ذکر موارد و مصادیق اعمال، آنها را جرم می دانند. در این جا لازم به توضیح است که تمام مصادیق رفتار مجرمانه در مورد تاسیسات و منابع آب از نوع افعال مثبت بوده و بدین ترتیب ترک فعل در مورد این بزه امکان پذیر نمیباشد. ب- موضوع جرم موضوع جرم، چیزی است که رفتار مرتکب بر آن، در آن یا نسبت به آن واقع میشود. در نتیجه جرم بدون موضوع، وجود خارجی ندارد. باید مشخص باشد عمل مرتکب بر چه واقع شده است. رفتار و موضوع دو جزء جدائی ناپذیر هر جرم هستند. هر جرمی الزاما باید دارای موضوع باشد و از متن و مفاد مواد قانونی موضوع جرم درک شود. موضوع یا مادی است که وجود فیزیکی دارد و یا معنوی که وجودش قابل رویت نیست. مثال:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اگرچه در گذشته اساس اقتصاد شهرستان شمیرانات بر پایه کشاورزی استوار بوده است ولی با رشد بخش های دیگر اقتصادی به خصوص خدمات، از اهمیت کشاورزی کاسته شده و تنها۷/۱۵درصد از جمعیت شاغل به کشاورزی اشتغال دارند. در بین انواع فعالیت های کشاورزی با غداری و تولید محصولاتی نظیر سیب، گلابی، آلبالو، گیلاس، زردآلو، خرمالو و توت مهمتر از بقیه جلوه می کند و به دلیل بالا بودن قیمت محصولات درختی و دسترسی به بازار تهران و عرضه مستقیم به گردشگران، کشاورزان منطقه به تدریج اراضی زراعی خود را که به گندم و جو اختصاص دارد با باغات میوه تبدیل می نمایند. البته کشت گیاهان علوفه ای و تامین نیاز دامدار ی های منطقه نیز، بی اهمیت نبوده و یکی از اهداف فعالیت های کشاورزان است. در ناحیه شمیرانات اراضی مستعد و دارای قابلیت برای زراعت و با غ داری حدود ۱۶۶۵۰ هکتار است که حدود ۱۸۵۰هکتار آن برای زراعت دیم در گسترده هایی از جنوب غربی و شرقی ناحیه(نجمی، ۱۳۸۸: ۷۳). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۲-۳-۱-۵-۳-۱-۲- صنعت و خدمات در شهرستان شمیرانات مجموعاً ۴۳۶ کارگاه صنعتی موجود است. کارگاه های صنعتی ۱۷ درصد کل کارگاه های شهرستان ر ا تشکیل می دهد. عمده اینگونه موسسات کارگا ه های کوچکی است که بیشتر در مناطق روستایی شهرستان پراکند ه اند، زیرا طبیعت کوهستانی بودن منطقه و عدم وجود زمین کافی و دیگر شرایط نامساعد طبیعی مانع ایجاد و توسعه کارگا ه های بزرگ صنعتی می گردد. صنعت محدود به صنایع کوچک است از جمله چنین صنایعی عبارتند از: کارگاه های آبکاری، تراشکاری، ریخته گری، بعضی صنایع کوچک غذایی مانند: نانوایی، لبنیات و. . . برخلاف صنایع بخش خدمات به علل گردشگر پذیر بودن منطقه، رشد بسیار نموده و ۵۵ درصد از شاغلین در این بخش مشغولند و خدماتی از قبیل خدمت در رستوران ها و سالن های پذیرایی، خرده فروشی، تعمیرگا ه های اتومبیل، کارگری در منازل و سرایداری خانه های دوم تهرانی ها، خدمات اداری و فروشی و بهداشت و درمان از جمله فعالیت های خدماتی مهم در منطقه میباشد. (نجمی، ۱۳۸۸: ۷۳). ۳-۲-۳-۱-۵-۴- جاذبه های گردشگری در شهرستان شمیرانات ۳-۲-۳-۱-۵-۴- ۱- جاذبه های طبیعی شهرستان های شمیرانات به علت برخورداری از مجموعه کم نظیری از انواع پدیده های زیبای طبیعی قادر است درتمامی فصول سال گردشگران، به خصوص طبیعت گردان را به سوی خویش جلب نماید که در ادامه به شرح مختصری از آنها بسنده می کنیم. شمیرانات به علت طبیعت کوهستانی خود از قلل بر ف گیر، که در زمستا ن ها اسکی بازان و کوهنوردان در تابستان علاقه مندان طبیعت را به خود جذب می کند برخوردار است. برای مثال کوه در ارتفاع ۲۰۰۰ متر و طول با ۴۲۰۰ متر دراین منطقه واقع شده است که چشم اندازهای کوهستانی پرجاذبه ای را پدید آورد ه اند. دره های زیبای موجود در این منطقه با رودخانه هایی که در قعر آنها جاریست مانند دره های درکه، دارآباد، دربند و ولنجک در اکثر اوقات پذیرای شهروندان تهرانی خسته از هیاهوی شهری است. رودخانه های مهمی چون جاجرود، اقچه که به دریاچه سدلتیان می ریزند همراه روان بهار رودخانه های متعدد دیگر ازجاذبه های این منطقه به شمار میآیند. کوهستانی بودن منطقه و ظهور رودخانه های فوق، موجب شکل گیری آبشارهای بسیاری شده است که به زیبایی وجذابیت منطقه افزود ه اند از جمله: آبشار دوقلو که در ارتفاع ۲۷۰۰متری از سطح دریا و در زیر پناهگاه شیرپلا قراردارد. این آبشار در زمستان ها یخ می زند و منظره بی نظیری را پدید می آورد همچنین آبشار زیبای شکرآب واقع درروستای آهار و آبشار کل کنگه در دامنه کوه کلون بستک که دارای چشم اندازی زیبا و آبی گوارا و خنک هستند.چشمه های بسیار زیادی در سطح شهرستان پراکند ه اند که بعضاًً سرچشمه رودخانه ها بوده و برخی از آنها دارای جاذبه درمانی – بهداشتی هستند: مانند چشمه گنجی و چشمه های خاتون که اولی در مکانی به نام شکر آب و بقیه در کوه خاتون بارگاه، شرق روستای گرمابدره و نزدیک کوه بو نزار قرار دارند. آب این چشم ه ها از شرق به رودخانه لار و از غرب به رودخانه ها جاجرود می ریزد. از نظر پوشش گیاهی، گستره وسیعی از ناحیه شمیرانات به پشتوانه شرایط اکولو ژیکی پوشیده از گیاهان مرتعی است که به ویژه در فصول بهار و تابستان از چشم اندازهای زیبایی بر خوردار می شود. وضعیت پوشش گیاهی ناحیه بیانگر غنای پوشش نباتی و اکوسیستم نباتی ناحیه و حاکی از جاذبه های ارزشمند برای جلب گردشگر به ناحیه است. علاوه بر گیاهان طبیعی در قلمرو جنوبی ناحیه برای حفاظت از دریاچه سدلتیان نیز دو پارک جنگلی ایجاد شده که فضای مناسبی برای گذراندن اوقات فراغت است. یکی پارک جنگلی سد لتیان با درختا نی چون کاج، بید، بیدمشک، بلوط، چنار، اقاقیا، زبان گنجشک، نارون و درختچه های مانند یاس و دیگر پارک جنگلی دو قلو (نجمی، ۱۳۸۸: ۷۶). گیاهانی چون پونه، گلپر، شاه تره، خاکشیر، آویشن، آلاله، گون، باریجه، گزنه و. . . به علت خاصیت دارویی خود ومناظر بدیعی که در هنگام رویش به وجود می آورند در جذب طبیعت گردی نقش بسیار دارند.بخش وسیعی از کوهستان البرز مرکزی به مساحت نزدیک به ۴۰۰ هزار هکتار در سال ۱۳۴۶ منطقه حفاظت شده اعلام گردیده است و به همین دلیل، حیات وحش جانوران ناحیه شمیرانات مورد حمایت قرار گرفته و این ناحیه از غنای جانوری برخوردار می باشد. در این شهرستان از رده پستانداران نشخوار کنندگانی نظیر قوچ، میش در البرز مرکزی وگوشت خوارانی مانند پلنگ و گرگ و شغال زیست می کنند و ۱۶ ۳ گونه پرنده در منطقه حفاظت شده پرواز می نمایند که مهم ترین آنها عبارتند از عقاب، شاهین، دلیجه، و پرندگان دانه خوار و میوه خوار نظیر طوطی و انو اع گنجشک. از رده خزندگان جانورانی از رده ماران و سوسک ها در شمیرانات به چشم می خورند. دوزیستانی چون قورباغه درختی و قورباغه سبز نیز در منطقه به زیست خود ادامه می دهد. همچنین در دریاچه سدلتیان و جریا ن های سطحی موجود در ناحیه انواع ماهی ها مانند ماهیان تیره کپور، سرخ پر، قزل آلای خال قرمز، قز ل آلای رنگین کمان و گونه های دیگر زندگی می کنند که در معرض آلودگی های ناشی از فاضلاب واحدها ی مستقر درحاشیه رودخانه ها به خصوص رودخانه جاجرود قراردارند (نجمی ۱۳۸۸: ۱۷۲). در میان پدید ه های طبیعی غارهای منطقه از قدیم مورد توجه غارنوردان، کوهنوردان و اکوتوریست ها بوده است غارهایی چون غار دره اسپول اوشان، غار کیقباد، غار هم همن و غار هملون، نمونه غارهای منطقه می باشند که دارای جاذبه اکوتوریستی هستند .شرایط آب و هوایی منطقه در فصول مختلف سال به گونه ای است که هرفصل گردشگران مخصوص به خود را جذب می نماید، در زمستان اسکی بازان، کوهنوردان و علاقه مندان به چشم اندازهای زمستانی نواحی کوهستانی و در فصل بهار و پاییز تفرج گران خسته از زندگی شهری و در فصل تابستان نیز گرمازدگان شهرهای مجاور مخصوصاًً شهر تهران وکوه نوردان، غارنوردان و غیر را به سوی خویش جلب می نماید(پازوکی طرودی، ۱۳۸۲: ۴۷). ۳-۲-۳-۱-۵-۴- ۲- جاذبه های انسانی سابقه تاریخی شمیرانات موجب شده در این ناحیه آثار تاریخی و مجلات قدیمی که سابقه آنها به زما ن های دور می رسد وجود داشته باشد از آثار تاریخی می توان به قلعه هایی مانند قلعه کند، قلعه امادر، قلعه دفتر اشاره کرد. گورستان های قدیمی منطقه مانند گورستان ابناچ گر گورستانی زرتشتی است و در روستایی به همین نام قرار دارد. امامزاده سلطان محمد، امامزاده محمدتقی، امامزاده صالح و امامزاده اسماعیل از جاذبه های مذهبی منطقه محسوب می شوند که همراه با سایر امامزاده ها مذهبیون را به سوی خود فرا می خواند. کاخ ها و کاخ موزه ها مانند: کاخ مظفری که متعلق به اواخر دوره قاجاریه بوده و با کاخ مظفری مشهود است. عمارت، باغ فردوس در دوره محمدشاه قاجار توسط حسینعلی خان معیرالملک در باغ فردوس ساخته شده است. کاخ نیاوران و کاخ موزه سعدآباد نیز از دیگر کا خ های ناحیه اند که در تجریش واقع شده و کاخ موزه سعدآباد خوداز چندین موزه تشکیل شده است. بازار تجریش با قدمتی هزارسال حجره های معروف و سنتی اش همراه با مسجد و حسینیه اش از دیگرجاذبه های شهرستان به شمار می آید. پارک های مختلف از قبیل پارک جنگلی لتیان، پارک جمشیدیه و پارک نیاوران از مکا ن های دیگری هستند که طالبان گذراندن اوقات فراغت به خود جلب م ی کنند. ضمناًً مراکز و مجموعه های تفریحی– ورزشی مانند مجموعه ورزشی تفریحی تله کابین توچال، پیست اسکی شمشک و پیست اسکی در بند سر و پیست اسکی دیز ین، باشگاه تیروکمان در ایستگاه اول تله کابین توچال با جاذبه هایی که در خود دارند در طول سال پذیرایی علاقه مندان می باشند (جیرودی، ۱۳۷۷: ۳۳). علاوه بر جاذبه هایی که منطقه مورد مطالعه برای گردشگران دارد، گردشگران شهری و روستایی نیز هر کدام می توانند محصولات خود را در منطقه بیابند. شهر شمیران (تجریش) محلات قدیمی و تاریخی و موز ه های متعدد در خانه های رجال گذشته جذابیت خود را دارد. شهر لواسان با رشد سریع در دشت نیمه هموار گلندوک از دیرباز در زمره نقاط تفریحی و گذراندن اوقات فراغت مردم شهر تهران به شمار می آمده و امروزه به صورت مکانی جهت ساخت ویلا وخانه های دوم شهرنشینان تهرانی در آمده است. شهرفشم در دل دهستان رودبار قصران و در یک دره طویل جای گرفته و خود از سه محل متمایز به نا م های اوشان، فشم، میگون، با محل ه های متعدد و بافت های ویژه شکل گرفته و شهری ییلاقی محسوب می گردد. از جاذبه های شهری که بگذریم و در شهرستان شمیرانات روستاهای متعددی وجود دارند که به علت برخورداری از چشم اندازهای متنوع طبیعی و انسانی مانند باغات میوه و بافت و معماری سنتی، رودهای کوچک و بزرگ و شرایط آب و هوای ییلاقی جاذبه های متعددی را به گردشگران و تفر ج گران عرضه می دارند و مهمترین این روستاها عبارتند از: روستای افجه و روستای انباج در بخش لواسانات، روستاهای شمشک و رودبار قصران(محمودیان، ۱۳۸۱: ۷۲). ۳-۲-۳-۱-۶- بخش لواسانات بخش لواسانات یکی از بخشهای شهرستان شمیرانات در استان تهران ایران است که به سه قسمت شهر لواسان، دهستان لواسان بزرگ و دهستان لواسان کوچک تقسیم شده و محله ها و روستاهای زیادی را در بر میگیرد. وسعت بخش لواسانات در حدود ۶۰۰ کیلومتر مربع است که از این مساحت هفتاد کیلومتر مربع مساحت شهر لواسان و مابقی مساحت دهستان های لواسان کوچک، لواسان بزرگ، دشت لار و دیگر نقاط کوهستانی و ییلاقی بخش لواسانات است. مناطق زیادی در گذشته جرو لواسانات بودهاند که در دوره معاصر به بخشها و شهرستانهای مجاور الحاق شدهاند اما همچنان در عرف مردم جزئی از لواسانات به حساب می آیند. نام لواسان بر یک شهر، دو دهستان وسیع و یک روستا نهاده شده که به مجموع این مناطق بخش لواسانات می گویند. بخش لواسانات از یک شهر و دو دهستان تشکیل شده است که احتمال تشکیل یک شهر دیگر بنام نیکنامشهر نیز در آن وجود دارد(پازوکی طرودی، ۱۳۸۲: ۵۰). ۳-۲-۳-۱-۶-۱- شهرها شهر لواسان (این شهر مرکز لواسانات است) ۳-۲-۳-۱-۶-۲- دهستان ها دهستان لواسان بزرگ ( مرکز: روستای لواسان بزرگ) دهستان لواسان کوچک (مرکز: روستای افجه) شامل دشت لار یا همان پارک ملی لار ۳-۲-۳-۱-۶-۳- پیشینه پیش از تاسیس شهرستان شمیرانات، این بخش (لواسانات) که در دوره ای بهمراه بخشهای رودبارقصران و سیاهرود و بومهن بنام بخش افجه شهرستان تهران خوانده میشد جزو شهرستان تهران بود و نجار کلا مرکز آنها بحساب می آمد که در سال ۱۳۳۶ با تاسیس شهرستان شمیرانات در آن ادغام شد. در سال ۱۳۵۵ بنا به تصمیم دولت وقت استان مرکزی به مرکزیت تهران منحل و ری و شمیرانات در تهران ادغام گردیدند. مجدداً همزمان با تشکیل استان تهران در سال ۱۳۶۶ بار دیگر شهرستان شمیرانات با مصوبه هیأت وزیران به عنوان شهرستان مستقل رسمیت یافته و لواسانات، تجریش و رودبارقصران در آن ادغام شدند. امروزه در لواسانات؛ وسعت و مساحت منطقه لواسان بزرگ از منطقه لواسان کوچک کمتر است و این به دلیل آن است که در گذشته مناطقی چون جاجرود، رودهن، بومهن و چندین روستا و منطقه دیگر جزئی از لواسان بزرگ بشمار می آمدهاند که در تقسیمات کشوری معاصر از این منطقه جدا و مستقل شده یا به شهرستان های تهران و دماوند الصاق گردیدهاند. لازم به ذکر است که شهر لواسان جزو دهستان لواسان کوچک یا دهستان لواسان بزرگ نمیباشد بنابراین نوشتن و نامیدن آن به صورت «شهر لواسان کوچک» یا شهر «گلندوئک» که در پاره ای از موارد دیده میشود وجهی ندارد و اشتباه است(نجمی ۱۳۸۸: ۱۷۵). ۳-۲-۳-۱-۶-۴ - جمعیت بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش لواسانات شهرستان شمیرانات در سال ۱۳۸۵ برابر با ۳۰۳۹۸ نفر بوده است ودر سال ۱۳۹۰ برابربا ۴۴۰۶۱ نفر بوده است(سازمان آمار ایران،۱۳۹۰). ۳-۲-۳-۱-۶-۵- مردم مردم بخش لواسانات به زبان فارسی با لهجه معیار (تهرانی) یا فارسی با گویش لواسانی که همان لهجه قدیم تهرانی است صحبت میکنند. ۳-۲-۳-۱-۶-۶- جاذبه های طبیعی و گردشگری پارک ملی لار دشت لار منطقه حفاظت شده ورجین دشت هویج سد لتیان رودخانه لار رودخانه جاجرود کوه های هزاردره آبشار ناران باغ نظام السلطان امامزاده عبدا. . . محله جائیج امامزاده فضلعلی محله ناران حمام تاریخی محله ناران حمام تاریخی محله سبو کوچک چنار کهنسال سربسته محله ناران چنار کهنسال سقاخانه افجه چنار کهنسال انباج ویلای ییلاقی (سلطنتی) سد لتیان آبشار چرند افجه آبشار دم اسبی برگ چهان آبشار دوقلو برگ جهان آبشار اشکسته کند
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳
در این پژوهش با توجه به وزن نهایی مدلهای برتر معماری سرویس گرا، مدل شرکت IBM با وزن نهایی ۶۰۲/. در رتبه اول قرار دارد. مدل شرکت Oracle و مدل مرجع SOA به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. نرخ ناسازگاری کلی ۰۳/. می باشد که ناسازگاری نتایج نهایی نیز قابل قبول است. ۴-۳- جامعه آماری پیاده سازی پژوهش جامعه پژوهش عبارت است از خبرگان، کارشناسان و صاحب نظرانی که بطور مستقیم و غیر مستقیم از داخل و بیرون سازمان با آن ارتباط دارند. اعضای که بطور مستقیم در اداره کل فناوری اطلاعات و ارتباطات فعالیت میکنند و اعضای که نظراتشان بطور غیر مستقیم در این سازمان اعمال می گردد. برای انتخاب مدل معماری سرویس گرا از خبرگان، صاحب نظران و کارشناسان اداره کل فناوری اطلاعات و ارتباطات، که شامل ۲۵ نفر می باشد، بعنوان یک جامعه آماری مورد بررسی استفاده خواهد شد. در ضمن تعدادی از مدیران ارشد و متخصصان و کارشناسان داخل و بیرون کتابخانه ملی نیز نظرسنجی شده اند. در راستای شناسای بیشتر و بهتر جامعه مورد پژوهش ابتدا این سازمان را معرفی می کنیم: (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴-۳-۱- معرفی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران شکل زیر چارت این سازمان و کلیه معاونت ها، ادارات کل و اداره های آن نمایش داده شده است: شکل۴-۴: چارت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، مؤسسه ای آموزشی، علمی، پژوهشی و خدماتی است و زیر نظر هیئت امنایی که ریاست عالیه آن با رئیس جمهور است، فعالیت میکند. ماموریت کتابخانه ملی ایران به این شرح است:
گردآوری، حفاظت، سازماندهی و اشاعه اطلاعات مربوط به آثار مکتوب (چاپی و خطی) و غیر مکتوب در ایران و یا متعلق به ایرانیان خارج از کشور. گردآوری، حفاظت، سازماندهی و اشاعه اطلاعات مربوط به آثار مکتوب (چاپی و خطی) و غیر مکتوب در زمینه ایرانشناسی و اسلامشناسی، خصوصاً انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی. گردآوری، حفاظت، سازماندهی و اشاعه اطلاعات مربوط به آثار مکتوب (چاپی و خطی) و غیر مکتوب معتبرعلمی، فرهنگی و فنی از کشورهای دیگر. پژوهش و برنامه ریزی علمی کتابداری و اطلاع رسانی. شرکت در تحقیقات و فعالیت های بین المللی ذیربط. اتخاذ تدابیر و اخذ تصمیمات لازم برای صحت، سهولت و سرعت امر تحقیق و مطالعه در همه زمینه ها به منظور اعتلای فرهنگ ملی و انجام تحقیقات مربوطه. انجام مشاوره، نظارت، هدایت و ارائه خدمات فنی و برنامه ریزی و سازماندهی کتابخانه های کشور. ارائه روش های مطلوب به منظور هماهنگ کردن خدمات و فعالیت های کتابخانه های ملی، عمومی و تخصصی جهت تسهیل مبادله اطلاعات. کتابخانه ملی ایران در راستای پیاده سازی ماموریت خود وظایف فراهم آوری، سازماندهی، اطلاع رسانی و فعالیت های پژوهشی را انجام می دهد. ۴-۳-۲- معرفی اداره کل فناوری اطلاعات و ارتباطات سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با چهار معاونت (معاونت اسناد ملی، معاونت کتابخانه ملی ، معاونت پژوهش ، برنامه ریزی و فناوری، و معاونت پشتیبانی ) در دو ساختمان مستقل ” کتابخانه ملی ایران ” و ” گنجینه اسناد ملی ایران ” فعالیت می کند. اداره کل فناوری اطلاعات و ارتباطات یکی از اداره کل های معاونت پژوهش ، برنامه ریزی و فناوری کتابخانه ملی می باشد که وظیفه نصب، راه اندازی، نگهداری و پشتیبانی نرم افزار، سخت افزار و شبکه سازمان را به عهده دارد. دیاگرام زیر، چارت کامل اداره کل فناوری اطلاعات و ارتباطات را نشان می دهد. شکل ۴-۵: دیاگرام اداره کل فناوری اطلاعات و ارتباطات همانگونه که در شکل بالا می بینیم، این اداره شامل ۴ گروه زیر می باشد: اداره خدمات رایانه اداره ارتباطات و امنیت شبکه گروه معماری و طراحی گروه نگهداری سیستم ها ۴-۳-۲-۱- وظایف اداره خدمات رایانه پشتیبانی نرم افزاری و سخت افزاری از رایانه های شخصی و کلیه لوازم جانبی آن در کل سازمان به شرح ذیل را در بر می گیرد: الف - بررسی نیازها ب - تهیه سخت افزار و یا نرم افزار مورد نظر پ - توزیع سخت افزارها با توجه به نیاز مدیریتهای مختلف سازمان ت - نصب نرم افزارهای آماده یا تولید شده در مدیریت معماری نرم افزار ث - پشتیبانی از نرم افزارها وسخت افزارها ج - تنظیم و در صورت لزوم آموزش به کاربران تشخیص و برطرف سازی کلیه اشکالات سیستم تا مدخل ورود به پریز شبکه. در صورتیکه اشکال مورد نظر خارج از محدوده فوق باشد مراتب از طریق مدیریت خدمات رایانه به اداره امنیت شبکه اعلان شده و پیگیری می گردد. ارسال قطعات به گارانتی و یا تعمیر قطعات معیوب در حد امکان اتصال کامپیوترها به شبکه داخلی و اینترنت و تعیین شناسه و محدوده اختیارات شناسه ها نصب و پشتیبانی و آموزش(در حد کاربر) برنامه های تخصصی و کاربردی در سطح Client نصب برنامه های امنیتی(مانند Antivirus و …) در سطح Client هماهنگی برای نقل و انتقال سیستمهای کامپیوتری و تجهیزات جانبی آن به خارج از سازمان و یا در داخل سازمان ثبت آمار دقیق و تهیه شناسنامه برای کلیه کالاهای کامپیوتری موجود در انبار و یا اجناسی که در حال استفاده می باشد(این شناسنامه شامل تمام موارد ممکن از جمله : نوع سیستم عامل ، استفاده کننده ، جابجایی، تعمیر و … می باشد) تهیه دستورالعمل برای نگهداری و راهبری سیستمهای کامپیوتری بازبینی دوره ای کامپیوترها و سایر کالاها و نرم افزارهایی کامپیوتری و رفع اشکالات موجود بررسی ، تامین و نظارت بر خرید تجهیزات سخت افزاری هماهنگی با مدیریت فناوری اطلاعات و انجام امور محوله از طرف این مدیریت ۴-۳-۲-۲- وظایف اداره ارتباطات و امنیت شبکه طراحی و پیاده سازی و نگهداری و پشتیبانی شبکه های مختلف کامپیوتری مورد نیاز سازمان تأمین یک شبکه امن و بررسی راهکارهای امنیتی مورد نیاز با توجه به Application های موجود در سازمان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(منبع: یافتههای تحقیق) با توجه به نتایج به دست آمده در جدول ۴-۱۵ آماره آزمون برابر ۱۲۶/۵۵ است، پس میتوان گفت که مقدار به دست آمده در ناحیه بحرانی واقع نشده و نیز مقدار p-value (sig) برابر ۰۰۰/۰ است که از مقدار ۰۵/۰ =α کوچکتر است و بنابراین فرض صفر رد می شود. همچنین حد بالا و پایین دارای مقادیر مثبت هستند، مشخص می شود که وضعیت عملکرد عملیاتی در جامعه آماری مناسب است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
وضعیت ادراکی جامعه مورد نظر در مورد عملکرد کسب و کار چگونه است؟ برای پاسخ به این سوال از آزمون تی تک نمونه ای استفاده گردید. نتایج حاصل در جدول قابل مشاهده است. جدول ۱۶-۴- نتایج مربوط به آزمون t تک نمونه ای عملکرد کسب و کار
| متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
مقدار t |
درجه آزادی |
معناداری |
فاصله اطمینان |
| حد بالا |
حد پایین |
| عملکرد کسب و کار |
۳۱۴۴/۴ |
۴۷۱۰۷/ |
۶۲۴/۳۵ |
۱۶۲ |
۰۰/۰ |
۳۸۷۳/۱ |
۲۴۱۶/۱ |
(منبع: یافتههای تحقیق) با توجه به نتایج به دست آمده در جدول ۴-۱۶ آماره آزمون برابر ۶۲۴/۳۵ است، پس میتوان گفت که مقدار به دست آمده در ناحیه بحرانی واقع نشده و نیز مقدار p-value (sig) برابر ۰۰۰/۰ است که از مقدار ۰۵/۰ =α کوچکتر است و بنابراین فرض صفر رد می شود. همچنین حد بالا و پایین دارای مقادیر مثبت هستند، مشخص می شود که وضعیت عملکرد کسب و کار در جامعه آماری مناسب است. ۴-۳-۲- تحلیل عاملی تأییدی به منظور تعیین نیرومندی رابطه بین عاملها از شاخص ضریب همبستگی جزئی استفاده شده است و با نرمافزار SPSS آزمون KMO[54] (شاخص کفایت نمونهبرداری) انجام پذیرفت. این شاخص مقادیر همبستگی مشاهده شده را با مقادیر همبستگی جزئی مقایسه می کند. چنانچه مقادیر این آمار بیش از ۷/۰ بود همبستگیهای موجود به طور کلی برای تحلیل بسیار مناسب هستند. اگر بین ۵/۰ تا ۶۹/۰ باشد، باید دقت بیشتری در بهکارگیری تحلیل عاملی به خرج داد و مقادیر کمتر از ۵۰/۰ بدان معنا است که تحلیل عاملی برای آن مجموعه مناسب نیست. مقادیر این آزمون برای داده های مورد مطالعه در جدول ۱۷-۴ نشان داده شده است. همان طور که مشاهده می شود مقدار KMO برابر ۷۰۳/۰ به دست آمده که نشاندهنده مناسب بودن این ابزار در تحلیل داده ها است. جدول ۱۷-۴- مقدار KMO
| آزمون KMO و بارتلت |
| ۷۰۳/۰ |
شاخص کفایت نمونهبرداری (KMO) |
| ۱۴۸/۱۹۷ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سوگانرو و ابیولا[۱۳] (۲۰۱۳) در مقاله ای تحت عنوان “اندازه گیری رضایت مشتری در محصولات بیمه عمر (مطالعه موردی: ایالت لاگوس نیجریه)” بیان می کند که رقابت در صنعت بیمه کشور نیجریه به طور چشمگیری افزایش یافته است. انواع ویژگی های طرح های بیمه متفاوت برای کیفیت خدمات و راضی نگه داشتن مشتریان است. نتایج ایتن تحقیق نشان می دهد که به طور کلی مشتریان از بیمه عمر با توجه به ویژگی های مربوطه رضایت ندارند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۳۰-۲ موضوع پژوهش ۲: پیکون و همکاران (۲۰۱۳) ارتباط بین رضایت و وفاداری مشتریان در شرکتهای بیمه را بررسی کردند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که درک هزینه های انتخاب و درک فقدان پیشنهادهای جذاب متغیرهای میانجی معنی داری در رابطه بین وفاداری و دضایت مشتریان هستند. مشخصات شخصیتی مشتریان به ارزیابی آنها از عوامل آمیخته بازاریابی مرتبط است که بر تصمیمات خرید آنها اثرگذار است.این مطالعه قصد دارد که به طور عمیق تر بر رفتار مشتری متمرکز شود، این تمرکز نه تنها مشتریان دیسترو را با انواع شخصیتی مختلف در نظر می گیرد بلکه اثرات آن بر رفتار خرید را نیز ارزیابی می کند. ۲-۳۰-۳ موضوع پژوهش ۳: بیسواموهان و بیدهاب هاسن[۱۴] (۲۰۱۲) در مقاله ای تحت عنوان “مدیریت ارتباط با مشتریان الکترونیک و رضایت مشتریان در بخش بیمه” به بررسی تاثیر مدیریت روابط مشتری در بخش بیمه بازار اودیشا[۱۵] پرداخته است. در این مطالعه نظرات مشتریان در رابطه با تاثیراجرای CRM در شرکت هایی نظیرAVIVA ، LIC of India ICICIprudential, Birla sun life و Relianceجمع آوری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی و آزمون t استفاده شده است. با اجرای تحلیل عاملی عوامل: محبوبیت نام تجاری، تحویل محصول نوآورانه، واکنش سریع و صادقانه، ساختمان امنیت مالی شناسایی شده است.نتایج تحقیق نشان داده است که پاسخ دهندگان به شدت بر این باورند که محبوبیت نام تجاری و امنیت مالی دو عامل مهم برای شرکت های بیمه است که می تواند رضایت را در میان مشتریان ایجاد کند. ۲-۳۰-۴ موضوع پژوهش ۴: کوویلو و ترپنی[۱۶] (۲۰۱۲) در مقاله ای تحت عنوان “رضایت مشتری در صنعت بیمه” بیان می کند که رضایت مشتری و کیفیت خدمت کلید موفقیت شرکت های برای رقابت طولانی مدت است. در صنعت بیمه رضایت مشتری به عنوان عاما تعیین کننده است. هدف این مقاله، توسعه مفهومی حفظ مشتری با بهره گرفتن از مفاهیم رضایت مشتری و کیفیت ارتباط در صنعت بیمه ایتالیا است. نتایج حاصل نشان می دهد که رضایت مشتری کلیدی است برای ارزیابی و مانیتورینگ خدمات قوی و همچنین خدماتی که به بهبود نیاز دارند. ۲-۳۰-۵ موضوع پژوهش ۵: زایم (۲۰۱۰) ارتباط میان سازه از شاخص رضایت مشتری بر اساس چهار مورد انتظار مشتری از سازمان،ارزش مشتری، کیفیت درک شده توسط مشتری و در رضایت مشتری را در شرکت ترک تلکام مورد بررسی قرار داد. نتایج تحقیق این گونه است که : برند شرکت یکی از مهمترین عوامل تععین شده است و همچنین سفارشی سازی و قابلیت اطمینان از یک محصول یا خدمت با توجه به ارزیابی در کیفیت درک شده توسط مشتری تاثیر گذار است .نتایج همچنین نشان داد که رضایت مشتری به طور قابل توجهی به وفاداری مرتبط بود . و یک را بطه قوی بین کیفیت درک شده و ایجاد ارزش برای مشتری وجود دارد. ۲-۳۰-۶ موضوع پژوهش ۶: زانگ و پرایباتوک[۱۷] (۲۰۰۵) در مقاله ای تحت عنوان “دیدگاه مصرف کننده بر کیفیت خدمات الکترونیک” به رابطه کیفیت وب سایت با رضایت مشتریان از خدمات الکترونیکی پرداخته است. در این تحقیق علاوه بر کیفیت وب سایت، سهولت خدمات الکترونیکی و ریسک درک شده به عنوان عواملی موثر روی رضایت مشتریان در نظر گرفته شده است. همچنین رابطه رضایت مشتریان با تصمیم خرید آنها به اثبات رسیده است. این تحقیق از ۸ فرضیه موجود، ۷ فرضیه به اثبات رسیده و فقط فرضیه مربوط به رابطه توانایی های فردی افراد در استفاده از رایانه با سهولت استفاده از خدمات الکترونیکی رد شده است. ۲-۳۰-۷ موضوع پژوهش ۷: خلیفا، محمد، شن، نینگ[۱۸] (۲۰۰۵) در مقاله ای تحت عنوان “اثر مدیریت ارتباط اکترونیکیبا مشتری بر روی رضایت مشتری، یک مدل زمانی” به بررسی ارتباط بین eCRM و رضایت مشتری می پردازد. در نتیجه یافته ها نشان داد که استفاده از مدل تجارت الکترونیکی نقش مهمی را در رضایت مشتری ایفا می کند. و درنهایت مدلی برای این پژوهش طراحی گردید که می توان در تحقیقات مدیریت الکترونیکی ارتباط با مشتری به کار برد. ۲-۳۰-۸ موضوع پژوهش ۸: آی. اید، مصطفی[۱۹] (۲۰۰۵) در مقاله ای تحت عنوان “تعیین رضایت مشتری، اعتماد و وفاداری در تجارت الکترونیکی در عربستان سعودی” به بررسی نقش اعتماد، رضایت و وفاداری از طریق نقش خدمات تجارت الکترونیکی می پردازد. در نهایت یافته های این پژوهش نشان داد که رضایت مشتری از استفاده از خدمات الکترونیکی تأثیر می پذیرد و رابطۀ قوی ای وجود دارد اما بین رضایت مشتری و اعتماد رابطۀ ضعیفی وجود دارد. ۲-۳۰-۹ موضوع پژوهش ۹: روماندو، نیکولاس[۲۰] (۲۰۰۳) در مقاله ای تحت عنوان “مدیریت ارتباط با مشتری در تجارت الکترونیک: مطالعه پژوهشی” به بررسی نقش مدیریت ارتباط با مشتری در تجارت الکترونیک از منظر پنج حوزه می پردازد. بعد از بررسی پژوهش های مختلف در این تحقیق به طراحی یک چارچوب نظری برای E-CRM از منظر پنج حوزه پرداختند. ۲-۳۰-۱۰ موضوع پژوهش ۱۰: بادارال، مااُزو سائودا[۲۱] (۲۰۱۳) در مقاله ای تحت عنوان “بررسی اثر مستقیم بر روی کیفیت ابعاد خدمات در رضایت مشتری و وفاداری مشتری در بانک اسلامی نیجریه” براساس نقش مهم بانکداری اسلامی در کشورهای مسلمان، و هم ترازی بانک های اسلامی مسلمانان با سایر بانک ها در جهان، این پژوهش به بررسی اثر مستقیم ابعاد کیفیت خدمات (که شامل؛ ملموس بودن، قابلیت اطمینان، پاسخگویی، ضمانت و پذیرش، می باشد) در رضایت مشتری و وفاداری مشتری در بانک های اسلامی نیجریه می پردازد. یافته ها نشان داد که برای ایجاد وفاداری در مشتریان، مهم ترین عامل از بین این عوامل پاسخگویی کارکنان بوده است که موجب رضایت مشتریان می گردد و تمایل آنها را برای هرچه وفادار ماندن تقویت می نماید. فصل سوم روش تحقیق ۳-۱ مقدمه روش تحقیق، علمی مبتنی بر رعایت اصول و بنیان های منظم و مدونی است که با طی گام های علمی به پیش می رود. روش به تحقیق اعتبار می بخشد و گاهی عقیده بر این است که علم همان روش است. ۳-۲ روش تحقیق این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق، همبستگی است. ۳-۲-۱ تحقیق همبستگی این نوع تحقیقات برای اطلاع از وجود رابطه بین دو متغیر به کار می رود. ولی در این نوع از تحقیقات به دنبال این نیستیم که کدام متغیر، عامل تشکیل متغیر دیگر بوده است. به عبارت دیگر به دنبال علت و معلول نیستیم بلکه به دنبال وجود رابطه بین دو متغیر می باشیم. همبستگی به دو صورت وجود دارد: تحقیق همبستگی مثبت یا تحقیق همبستگی منفی. همبستگی مثبت آن است که جهت تغییر در یک متغیر با جهت تغییر در یک متغیر دیگر همسو باشد. همبستگی منفی آن است که جهت تغییر در یک متغیر با جهت تغییر در یک متغیر دیگر همسو نباشد. دامنۀ تغییر ضریب همبستگی از ۱+ است تا ۱- و صفر، نشانگر عدم وجود همبستگی می باشد. اگر ضریب همبستگی بین صفر و ۱+ باشد، ضریب همبستگی مثبت و اگر بین صفر و ۱- باشد، ضریب همبستگی منفی است. ۳-۳ جامعه آماری ۳-۳-۱ قلمرو موضوعی قلمرو موضوعی تحقیق انجام شده متناسب با رشتۀ مدیریت بازرگانی ـ مدیریت بیمه، می باشد. ۳-۳-۲ قلمرو مکانی جامعۀ آماری مورد نظر در این پژوهش، مشتریان شرکت بیمه ایران در شهر رشت، می باشند. ۳-۳-۳ قلمرو زمانی پژوهش انجام شده در قلمرو زمانی سال ۹۴-۹۳ می باشد. ۳-۴ روش نمونه گیری و برآورد حجم نمونه شرکت بیمه ایران دارای ۸۴ نمایندگی در شهر رشت میباشد. با توجه به روش نمونه گیری از جامعه های بزرگ با دقت مناسب از روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده استفاده شد. به دلیل اینکه توزیع نمایندگی ها در پنج منطقه از سطح رشت قرار داشت، لذا با بررسی های دقیق انجام شده از هر منطقه تعداد مناسبی نمایندگی بیمه ایران انتخاب گردید. حجم نمونه در این پژوهش جهت جمع آوری داده ها، از میان مشتریانی که از انواع خدمات الکترونیکی بیمه ای شرکت بیمه ایران در شهر رشت استفاده کرده اند نمونه گیری به عمل آمد. تعداد این مشتریان براساس اطلاعات اخذ شده از شرکت بیمه ایران در زمان انجام تحقیق ۵۵۰ نفر بوده است. با بهره گرفتن از جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه معتبر برای این جامعه ۲۲۶ نفر در نظر گرفته شد. پس از تعیین حجم نمونه و به منظور حصول اطمینان از برگشت پرسشنامه ها به تعداد کافی، ۲۵۰ فقره پرسشنامه بین نمونه آماری توزیع گردید. در نهایت تعداد ۲۲۶ عدد پرسشنامه توسط مشتریان تکمیل شد و تجزیه و تحلیل نهایی با بهره گرفتن از این تعداد صورت گرفت. ۳-۵ روش گردآوری داده ها و اطلاعات برای گردآوری اطلاعات جهت تئوری ها و پیشینۀ تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده کردیم و به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای بررسی نقش فروش الکترونیکی محصولات بیمه ای بر میزان افزایش رضایت مشتریان (داده های تحلیلی)، از روش میدانی استفاده شده است. بدین صورت که به نمایندگی های بیمه ایران در مناطق مختلف شهر رشت مراجعه نموده و شروع به توزیع پرسشنامه کردیم. ۳-۶ ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش از پرسشنامه استاندارد (Saha Parmita,2005)، به عنوان ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. سوالات پرسشنامه به گونه ای طراحی شده است که پاسخ دهندگان، گزینه ها را بر مبنای طیف پنج فاصله ای لیکرت؛ (خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم، خیلی کم) علامت گذاری می کنند. این پرسشنامه شامل دو بخش است؛ بخش اول مربوط به مشخصات فردی پاسخ دهنده است، که شامل؛ جنسیت، تأهل، تحصیلات، سن و مهارت استفاده از اینترنت می باشد و بخش دوم پرسشنامه نیز شامل ۲۰ سوال تخصصی است که سوالات ۴،۳،۲،۱ مربوط به فرضیه اول (اطمینان)، سوالات ۵،۶،۷ مربوط به فرضیه دوم (سهولت استفاده)، سوالات ۱۱،۱۰،۹،۸ مربوط به فرضیه سوم (کیفیت اطلاعاتی)، سوالات ۱۴،۱۳،۱۲ مربوط به فرضیه چهارم (زمان واکنش)، سوالات ۱۵و۱۶ مربوط به فرضیه پنجم (کیفیت بصری وب سایت)، سوالات ۱۷،۱۸،۱۹،۲۰ مربوط به فرضیه ششم (پاسخگویی) باشد. و سوالات ۲۱،۲۲،۲۳و۲۴ متغیر رضایت مشتریان را مورد سنجش قرار داد. در جدول شماره ۳-۱، متغیرهای اصلی، شماره سوالات و تعداد آنها را مشخص نموده و همچنین در جدول شماره ۳-۲ به مقیاس اندازه گیری و شیوه نمره گذاری پاسخ های انتخاب شده اشاره کردیم. جدول شماره ۳-۱: اطلاعات مربوط به متغیرهای اصلی، شماره و تعداد سوال
| متغیر اصلی |
شماره سوال |
تعداد سوال |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به منظور دستیابی به مشارکت فعال پژوهشگران نیاز به انگیزه های تجاری و دانشگاهی وجود دارد. امروزه سدی برای افراد برای مشارکت فعال در تجاری سازی وجود دارد. بدون انگیزه این اطمینان وجود ندارد که دانشگاه ها حداکثر تلاش شان را برای بهره برداری تجاری از نتایج علمی بکنند. بدون انگیزه یک پژوهشگر به طور مشهود علاقه ای به تجاری سازی پژوهش هایش ندارد. هدف از انجام این پژوهش پیشنهاد کردن معیار هایی برای تسهیل تجاری سازی نتایج مربوط به دستاورد های پژوهشی می باشد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
بر اساس آنچه که گفته شد میتوان سوال های اصلی این تحقیق را اینگونه بیان کرد: چه عوامل و فاکتورهایی بر تجاری سازی موفق یافته های پژوهشی دانشکده های فنی و مهندسی اثر دارند؟ اولویت هر یک از عوامل فوق به چه میزان می باشد؟ عمده ترین موانع موجود بر سر راه تجاری سازی دستاورد های پژوهشی در ایران کدام است ؟ راهکارهای موثر در جهت بهبود وضعیت تجاری سازی دستاوردهای پژوهشی و غلبه بر مشکلات و موانع موجود در این مقوله در کشور کدام است ؟ ۱-۳ فرضیات تحقیق فرضیه اول: رفع نیاز مشتری از طریق تجاری سازی از جمله عوامل تاثیرگذار بر تجاری سازی یافته های پژوهشی در حوزه فنی و مهندسی است. فرضیه دوم: درآمد سازمان از تجاری سازی دستاوردهای پژوهشی از جمله عوامل تاثیرگذار بر تجاری سازی یافته های پژوهشی در حوزه فنی و مهندسی است. ۱-۴ ضرورت انجام تحقیق افزایش حجم تجارت جهانی در دو دهه اخیر و رسیدن آن به مرز ۳۱ تریلیون دلار عمدتاً ناشی از تجاری شدن دستاوردهای پژوهشی است. محققان به طور مستمر تلاش می کنند که کالاهای جدیدی ابداع و به بازار عرضه کنند که مشابه آنها قبلاً وجود نداشته باشد یا از ویژگیهای نوینی برخوردار باشند. از آنجا که در دنیای امروز چرخه حیات کالاها به سبب تحولات سریع تکنولوژیکی بسیار کوتاه است، پژوهشگران از طریق همگرایی تکنولوژیکی سعی می کنند کاربردهای متنوع و متعددی برای هر یک از کالاها ایجاد کنند و میزان تقاضا و دوره ماندگاری آن را در بازار با بهره گرفتن از روش های تجاری سازی یافته های پژوهشی افزایش دهند. یافته های پژوهشی در ارتقای کیفیت زندگی بشر و توسعه سطح رفاه جامعه و تحولات اقتصادی و اجتماعی بین المللی نقش به سزایی ایفا می کنند اما این یافته ها تا زمانی که جنبه کاربردی پیدا نکنند و به بازار عرضه نشوند و یا در دسترس متقاضیان قرار نگیرند از اهمیت لازم برخوردار نخواهند بود و هزینه های تحقیق را جبران نخواهند کرد. سهیم کردن پژوهشگران در دستاوردهای ناشی از تجاری شدن پژوهشهای آنان یکی از عوامل موثر در توسعه امر پژوهش در کشورهای توسعه یافته است (علمی, ۱۳۸۸). کشورهای در حال توسعه تا حدودی اهمیت نقش دانشگاه ها را به عنوان منبعی از دانش و نوآوری برای بنگاه ها دریافته اند. از اینرو شناخت عوامل تاثیر گذار و موانع و تنگناهایی که در این زمینه وجود دارند قدم اول در کمک به خواست ملی حرکت به سوی اقتصاد دانش بنیان است. ۱-۵ اهداف اصلی تحقیق اهداف مهم این تحقیق عبارتند از : شناسایی مفاهیم و ادبیات مربوط به تجاری سازی دستاوردهای پژوهشی شناسایی عوامل موثر در تجاری سازی دستاورد های پژوهشی بررسی وضعیت تجاری سازی دستاوردهای پژوهشی در دانشگاه ها ارائه راهکار و پیشنهادات لازم در جهت بهبود وضعیت تجاری سازی دستاوردهای پژوهشی در کشور ۱-۶ جنبه نوآوری تحقیق با بررسی عملکرد اقتصاد ایران در سی سال گذشته ، مشخص است که کشورمان فاقد یک استراتژی و برنامه مناسب برای مقابله با چالش ها و بهره برداری از فرصت های روند جهانی شدن می باشد که از این بابت نیز خسارت هنگفتی به کشور وارد آمده است. طی چند سال اخیر جمهوری اسلامی ایران ، تلاش داشته با تدوین برنامه چهارم توسعه تغییر اقتصاد مبتنی بر فروش نفت را به سوی اقتصاد دانش بنیان رهنمود سازد، اما ساختار اقتصادی ایران و در راس آن ، وابستگی روز افزون کشور به درآمد های نفتی همچنان مانعی در برابر رفع اصولی این مشکل بوده است.در این راستا بی شک یکی از این حوزه هایی که می تواند جهت گیری کشور را به سوی اقتصاد دانش محور هدایت و تسهیل کند دانشگاه ها و مراکز پژوهشی کشور علی الخصوص موسسات وابسته به دولت می باشند (علمی, ۱۳۸۸). ۱-۷ سابقه تحقیق مبحث تجاری سازی تکنولوژی در کشور مبحث جدیدی است و در این زمینه کار جدی صورت نگرفته است و به علت کم توجهی به این مسئله ، نوشته ها ، مطالب و مطالعات کمی در این زمینه انجام شده است . برای روشن تر شدن مطالب مروری خواهیم داشت بر بررسی های انجام شده در این زمینه : در رابطه با بررسی انجام شده به صورت پروژه یا طرح تحقیقاتی تنها به یک مورد می توان اشاره کرد و آن هم کاری است که در فاصله سال های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۰ توسط سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران برای شورای پژوهش های علمی کشور انجام شده و نتیجه این مطالعات در فصلنامه سیاست علمی و پژوهشی ، شماره ۳ ( زمستان ۱۳۷۰) صفحات ۲۲۰-۲۱۵ منتشر گردید. سایر بررسی ها اغلب به صورت مقاله بوده که یا در سمینار ها ارائه شده و یا در مجلات مختلف منتشر شده اند که به بعضی از آنها اشاره می کنیم: دخانچی ، مسعود.(۱۳۷۳) کاربرد تحقیقات دانشگاهی در صنایع ، دومین کنگره سراسری توسعه ارتباط صنایع با مراکز آموزشی و پژوهشی ، مشهد ، دانشگاه فردوسی صالح پور ، بهروز.(۱۳۷۳) بررسی علل عدم استفاده بهنیه از نتایج تحقیقات دانشگاهی در صنایع کشور ، دومین کنگره سراسری توسعه ارتباط صنایع با مراکز آموزشی و پژوهشی ، مشهد ، دانشگاه فردوسی مهر محمدی ، محمد.(۱۳۷۵) بررسی وضعیت کاربرد یافته های پژوهش دانشگاهی در ایران ، اولین سمینار آموزش عالی در ایران ، تهران ، دانشگاه علامه طباطبایی پژوهش انجام گرفته توسط کریس استایلز[۸] و تینا جنوا[۹] در سال ۲۰۰۸ تحت عنوان « جهانی شدن سریع بنگاه هایی با تکنولوژی پیشرفته بواسطه تجاری سازی پژوهش های دانشگاهی » از چارچوب کارآفرینی بین المللی که بوسیله جونز و کاولیو[۱۰] در سال ۲۰۰۵ توسعه یافته است استفاده کردند و نتایج نمونه گیری نظری از چهار مورد کاوی بررسی کردند. در این پژوهش تنها ابعاد مشخصی از کارآفرینی که بر جهانی شدن بنگاه ها تاثیر می گذارد مورد بررسی قرار گرفته است (Styles & Genua, 2008). پژوهش انجام گرفته توسط اینار راسموسن و همکاران در سال ۲۰۰۶ تحت عنوان « ابتکارهایی برای ترویج تجاری سازی دانش دانشگاهی » انجام گرفته است و به چالش های جدیدی که نهادها در ساخت ابتکاراتی برای تجاری سازی دانش دانشگاهی با آن رو برو هستند پرداخته است. در این پژوهش چهار دانشگاه علم و تکنولوژی اروپایی در فینلند[۱۱]، ایرلند ، نروژ، سوئد مورد مطالعه قرار گرفته است . تمامی این دانشگاه ها فعالیت های تجاری سازی شان را افزایش دادند و در دو دهه اخیر بر روی آن تمرکز کرده اند ، و مکانیزم حمایتی کم و بیش کاملی برای کارآفرینی دارند. از نظر آنها چالش موجود چگونگی هماهنگ کردن آنها با یکدیگر و با فهالیت های سنتی دانشگاهی می باشد (Rasmussen & Gulbrandsen, 2006). پژوهش انجام گرفته شده توسط اینار راسموسن[۱۲] در سال ۲۰۰۸ تحت عنوان« ابزارهای دولت برای حمایت از تجاری سازی پژوهش های دانشگاهی ( مطالعه موردی کانادا)» به بررسی ساختار حمایتی کانادایی ها در سطح فدرال با هدف حمایت از تجاری سازی پژوهش هایی که توسط دولت بر روی آنها سرمایه گذاری شده است می باشد. در این پژوهش دو نوع برنامه شناسایی شده است . اولین برنامه، برنامه هایی هستند که برای تحمیل کردن اصلاحات ساختاری در بخش دانشگاهی به منظور بهبود قابلیت های سازمانی برای تسهیل تجاری سازی پروژه ها تهیه شده اند و دیگری برنامه هایی می باشند که برای حمایت از پروژه های تجاری سازی خاصی تهیه شده اند. این پژوهش به دنبال کشف عملکرد این نوع از برنامه ها در سطح دولتی بوده است (Rasmussen, 2008). ۱-۸ ساختار تحقیق در این پژوهش روند انجام تحقیق و نتایج بهدست آمده از تحقیق در فصلهای اول تا پنجم ارائه می گردد. سعی شده است روند ارائه گزارش به نوعی مراحل تحقیق را دنبال کند و نشان دهد، به همین منظور: در فصل اول کلیات تحقیق ارائه شده است. در فصل دوم ادبیات مربوط به تجاری سازی یافته های پژوهشی دانشگاهها که شامل : تعاریف ، روش ها ، فرایند ها و مدل های تجاری سازی می باشد به تفصیل بیان شده است.سپس به شناسایی عوامل تاثیر گذار بر تجاری سازی یافته های پژوهشی پرداخته شده است. فصل سوم که متدولوژی تحقیق در آن بیان می شود، در آن روش انجام تحقیق ، جامعه آماری، روشهای گردآوری اطلاعات وشیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات بیان می شود. در فصل چهارم گزارش به تجزیه و تحلیل عوامل تاثیر گذار بر تجاری سازی یافته های پژوهشی و اولویت بندی آنها پرداخته شده است. در فصل پنجم نتایج تحقیق و پیشنهادات ارائه شده است. ۱-۹ تعریف مفهومی واژگان تجاری سازی دستاوردهای پژوهشی: عبارت است از انتقال دانش و دستاوردهای تحقیقاتی به مراکز صنعتی و تبدیل این دستاورد به محصول و ارائه به بازار با هدف کسب درآمد اقتصادی (kumar & jain, 2003). انتقال تکنولوژی: به بیان ساده انتقال تکنولوژی را می توان به عنوان فرایندی فعال تلقی کرد که در طی آن، تکنولوژی از یک واحد به واحد دیگر انتقال می یابد.این دو واحد می توانند دو کشور، دو شرکت یا حتی دو فرد باشند(فکور،۱۳۸۵) فرایند انتقال تکنولوژی نوعا شامل اجزایی است که با سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه اجرای علمی تحقیق و توسعه ، تصمیم گیری درباره چگونگی مدیریت دارایی فکری ، ساخت یک نمونه اولیه برای اثبات تکنولوژی و توسعه بیشتر مورد نیاز برای تجاری سازی آغاز می شود و سرانجام به معرفی موفقیت آمیز یک محصول یا خدمت به بازار منجر می گردد (فکور،۱۳۸۳). فصل دوم ادبیات تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
محققان سه نقش برای کارآفرینان در رشد اقتصادی در نظر گرفته اند:
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
-
- نوآوری: با معرفی محصولات یا خدمات جدید کارآفرینان و شرکت های کوچک، تعادل بازار به هم می خورد، شرکت های بزرگ اما غیررقابتی با افت سود و حتی در مواردی خروج از بازار مواجه می شوند و برای مدتی محدود، بازار انحصاری با سودآوری بالابرای خود ایجاد می کنند. این بازار انحصاری در نهایت با انتقال دانش به شرکت های دیگر و کپی برداری توسط آنها از میان می رود و بازار به نقطه تعادل جدید عرضه و تقاضا با سود اندک می رسد. در این فرایند، کارآفرینان برای معرفی محصول یا خدمت جدید و رقابتی نیاز به خلق دانش جدید یا انتقال دانش (تئوریک) از دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی به حوزه خود و بهره برداری از آن دارند که در نهایت منجر به نوآوری در بازار، فروش بیشتر، محصول بهتر و خلق ثروت برای کارآفرین و جامعه می شود.
همچنین کارافرینان موفق با ایده های جدید آمده و سپس روش هایی را خلق می کند تا از این ایده ها برای حل یک مشکل یا تامین یک نیاز استفاده کنند. در دنیایی که بسیار سریع تر از حد تصور در حال تغییر است، خلاقیت و نواوری نقشی حیاتی در موفقیت و بقای یک شرکت دارند. این امر برای موسسات بازرگانی در تمام صنایع مصداق دارد که از تولید کنندگان خودرو گرفته تا پرورش دهندگان چای و شرکت هایی در اندازه های مختلف را شامل می شود. با این وجود، خلاقیت و نوآوری وجه مشخصه ی کسب و کار می باشند. تفکر خلاقانه، یک مهارت بازرگانی اصلی به حساب آمده و کارافرینان در توسعه و به کار گیری آن مهارت، پیشرو هستند. در حقیقت خلاقیت و نوآوری، غالباً مرکز ثقل توانایی های شرکت های کوچک برای رقابت موفق با رقبای بزرگتر از خود است. (زالی، ۱۳۸۹) در بعضی از مواقع، نووری مستلزم ایجاد بعضی چیزها از هیچ است. با این وجود، نوآوری به احتمال زیاد از تغییرات ماهرانه ی متغیرهای موجود، استخراج روش های جدید از شیوه های قدیمی و تلفیق آن با روش های جدید یا انجام کارهای متفاوت با سایرین بدست می آید تا بتوان محصولی ساده تر و بهتر را ایجاد نمود.(همان) لذا کارآفرینی ماحصل یک فرایند نظامدار و سیستماتیک در بکارگیری خلاقیت و نوآوری برای ارضای نیازها و استفاده از فرصتها در بازار است. این امر مستلزم بکارگیری استراتژیهای متمرکز برای ایده ها و دیدگاه های جدید و خلق کالا یا خدمتی است که نیازهای مشتریان را برآورده کرده یا مشکلاتشان را حل می کند. این امر چیزی بیش از اتصال تصادفی و مجزای ابزارهای گوناگون است. میلیونها نفر با ایده های جدید برای کالاها یا خدمات جدید و متفاوت می آیند. با این وجود، بسیاری از آنها هیچ کاری با این ایده ها نمی کنند. کارآفرینان، کسانی هستند که ایده های خلاقانۀ خود را با اقدامات هدفمند و ساختار یک مؤسسۀ بازرگانی مرتبط می کنند. بنابراین، کارآفرین موفق، فرایند مستمری است که بر خلاقیت، نوآوری و بکارگیری آن در بازار تکیه دارد.
-
- ایجاد شغل: در اقتصادهای توسعه یافته، شرکت های کوچک، بسیار بیشتر از شرکت های بزرگ فرصت های شغلی ایجاد می کنند. علاوه بر این فرصت های شغلی در شرکت های کوچک نیز راحت تر از دست می رود و عدم ثبات شغلی در این شرکت ها باعث می شود که استخدام و اخراج در این شرکت ها دینامیک تر باشد. با این همه، شرکت های کوچک به دلیل نوآوری و فرصت های رشد بیشتر، توانایی جذب نیروی کار بیشتری از بازار کار دارند که این نکته باعث کاهش نرخ بیکاری در کشورها و استفاده از استعدادهای متقاضیان کار در سطح کشور شده و منجر به بالارفتن سطح درآمد، مصرف و در نهایت رشد اقتصادی می شود.
از سال۱۹۸۰ تا کنون ، کسب و کارهای کوچک در اقتصاد آمریکا بیش از ۳۴ میلیون شغل ایجاد کردهاند. این در حالی است که از تعداد کارکنان شرکت های بزرگ در این کشورها کاسته شده است. در ایالات متحده آمریکا، ۵/۸۱ درصد از مشاغل جدید از طریق شرکتهای تازه تاسیس به وجود آمده و ۵% از شرکتهای تازه تاسیس، ۷۷% از مشاغل جدید را ایجاد کردهاند. به طوریکه بیش از ۶۷ درصد از نوآوریهای تکنولوژیک و حدود ۹۵ درصد از نوآوری های منجر به تحولات بنیادی را کسب و کارهای کارآفرینانه پدید آورده اند. کارآفرینان از طریق ایجاد فناوری، ارائه محصولات و خدمات جدید، قدرت انتخاب مصرف کنندگان را افزایش داده و با افزایش بهره وری، سرگرمیهای نو، بهبود بهداشت و سلامتی، تسهیل ارتباطات و … موجب افزایش کیفیت زندگی می شوند. در واقع بخش اعظم صنایع جدید را کارآفرینان ایجاد کرده اند که می توان از کامپیوترهای شخصی، تلفنهای همراه، خرید از طریق اینترنت و سرگرمیهای دیجیتال به عنوان نمونه هایی از آن ذکر نمود. همچنین بسیاری از صنایع جدید از پیامدهای کارآفرینی میباشند. صنایع نظیر، کامپیوترهای شخصی، بیوتکنولوژی، تلویزیونهای کابلی، نرمافزارهای شامل محصولات جدید نفتی، ارتباطات بیسیم، خدمات پستی صوتی، تلفنهای همراه، فروشگاههای اینترنتی، رسانههای دیجیتالی و … از پیامدهای دیگر کارافرینی میتوان به بهبود وضعیت اقتصادی، فقرا و وارد شدن زنان به عرصههای کسب و کار و افزایش مالکیت آنها در کسب کارها، اشاره کرد (در ایالات متحده، سهم مالکیت زنان در کسب کارها از ۴% در سال ۱۹۷۰، ۳۵% در سال ۱۹۹۹ افزایش یافته است) بنابراین، کارآفرینی از طریق افزایش ثروت جامعه، منجر به ایجاد سهم بیشتری از درآمدها، برای افراد جامعه میشود. مطالعات در آمریکا نشان داده که بیشتر از ۹۵% از ثروتها از سال ۱۹۸۰ به بعد ایجاد شدهاند (مردیت و همکاران، ۱۳۸۴).
-
- ایجاد رقابت در صنایع: حضور شرکت های کوچک و نوپا در بازار سبب ایجاد رقابت می شود که این امر سبب جابه جا شدن ارزش افزوده محصولات به سمت مشتریان از طریق کاهش قیمت، افزایش کیفیت محصولات یا ارائه محصولات جدید و متنوع می شود. کارآفرینان با ارائه محصولات جدید در جست وجوی شکستن انحصار بازار که توسط کمپانی های بزرگ ایجاد شده هستند، در این عرصه به چالش می کشد. به علاوه حضور کارآفرینان موانع ورود به آن بازار را برای دیگر رقبای بالقوه، به علت انتقال دانش به شرکت ها و شکسته شدن انحصار تکنولوژی، به طرز قابل توجهی کاهش می دهد که تاثیرات بلندمدت تر بر رقابت پذیری صنعت مربوطه دارد.(سیدی و تقی خانی، ۱۳۹۰؛ هافر،۲۰۱۳)
تاثیر دولت در توسعه کارافرینی موفقیت فعالیت های کارافرینانه در هر جامعه ای به تصمیمات اقتصادی آن جامعه وابسته است و اینکه افراد یک کشور در کسب و کارهای کارافرینانه مشارکت کنند، به انگیزه فردی آنان برای تبدیل شدن به کارافرین، توانایی آن ها برای تقبل فعالیت های کارافرینانه و برداشت هایشان از فرصت های در دسترس بستگی دارد. محیط هر کشور می تواند هر کدام از این عوامل را تحت تاثیر قرار داده و سیاست های دولت در قبال کارافرینان برای ارائه کمک های مالی از طریق یارانه ها و وام های ترجیحی یا سیاست های مالی مساعد که آن را «محیط تنظیمی» برای کارافرینی می نامند، فرصت های قابل دسترس را کسب، و کارهای موجود و کسب و کارهای جدید افزایش دهد. کشورهایی که فعالیت های کارافرینانه در آن ارزشمند است تعداد بیشتری از این افراد به یافتن کسب و کار جدید یا مدیریت کسب و کار جدید برانگیخته خواهد شد. وجود چنین شرایطی اشاره به «محیط هنجاری» دارد. محیط های تنظیمی ، شناختی و هنجاری، پایه های سه گانه حمایت از فعایت های کارافرینانه یک کشور را شکل می دهند. کشورهایی که سیاست هایی برای تقویت هر سه پایه فوق الذکر یعنی تنظیمی، شناختی و هنجاری را اجرا می کنند، موفق خواهند بود. سیاست کلی تمرکز بر محیط تنظیمی، می تواند فرصت های در دسترس کارافرینان را از طریق ارائه مشوق های مالی یا برخوردهای ترجیحی دولت را بهبود بخشند. همچنین دولت می تواند محیط شناختی را نیز تقویت کند و بدین صورت، توانایی های کارافرینانه را از طریق برنامه های آموزشی و یا مشاوره ای افزایش دهد و نیز از طریق بهبود محیط هنجاری برای کارافرینی، و با بهره گرفتن از تبلیغات و تقویت کارافرینی در افکار عمومی، برای مطلوب دادن کارافرینان، انگیزه کارافرینان را بیشتر کند. (دانایی فرد، ۱۳۸۱) در زمان مناسب فعالیت های کارآفرین آنگاه مثمر ثمر خواهد شد که سطح سیاسی جامعه بتواند نیروی نقادی بر قوانین و سنن موجود را از وی کسب کرده و بدین ترتیب از پیچیدگی های تحکمی قوانی کاسته و بر دامنه ارتباط اقناعی مبتنی بر آگاهی خود با جامعه بیفزاید. چنی فعالیتی خود به معنی نوعی زایش نظم جدید فرهنگی گریز از تحکم و پیچیدگی های قانونی است تا روابط فعالی کارافرین با سطح سیاسی در جهت اصلاح نظام های قانونی و کاهش سطح پیچیدگی آن ها تنظیم نشود، مهمترین رکن اثرگذاری اجتماعی فعالیت یک کارافرین آشکار نمی شود و او طبعاً نمی تواند به وظایف اجتماعی خود بپردازد. فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیق مقدمه در حال حاضر، در ادبیات رشد اقتصادى، کارآفرینى اهمیت ویژ ه اى یافته است، به طورى که از آن به عنوان موتور توسعه اقتصادى یاد می شود. اما باید توجه کرد که در برخى کشورهاى در حال توسعه، نسبت به کشورهاى توسعه یافته، سطح کل فعالیت هاى کارآفرینى بسیار بالاست؛ در حالى که میزان رشد اقتصادى کشورهاى مذکور، کم است. از آنجایى که اقتصاددانان به طور معمول از دو دیدگاه متفاوت"دارا بودن کسب و کار” و “ابتکارات” کارآفرینى را مورد بررسى قرار مى دهند که اولى بیانگر کارآفرینى غیرمولد و دومى بیانگر کارآفرینى مولد است، به نظر مى رسد دلیل تفاوت مذکور سهم کارآفرینی در فعالیت های مولد یا غیرمولد است. زیرا در دیدگاه اول، مفهوم کارآفرینى فقط با اشتغال زایى مترادف شده است که فقط راهى براى گریز از بیکارى و تأمین نیازهاى اولیه افراد با انجام فعالیت هاى تکرارى در جامعه است، در حالى که در دیدگاه دوم، کارآفرینی فرایند شناسایی فرصت های اقتصادی، ایجاد کسب و کار جدید، نوآور و رشدیابنده برای بهره برداری از فرصت های شناسایی شده دانسته شده است که در نتیجه آن، کالاها و خدمات جدیدی به جامعه عرضه می شود. از این دیدگاه، کارآفرینی می تواند ویژگی های مثبتی مانند بارور شدن خلاقیت ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه فناورى، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی را همراه خود داشته باشد. در حوزه کارآفرینی تئوری واحد و جامعی وجود ندارد. در عین حال برای تبیین و توصیف پدیده کارآفرینی رویکردهای مختلفی وجود دارد. برخی از پژوهشگران رویکرد روانشناختی را اصلح تصور کرده و بر خصیصه های فردی تکیه کرده اند. عده ای دیگر رویکرد جامعه شناسی را در پیش گرفته و عوامل جامعه شناسی را موثر بر کارآفرینی دانسته اند. لذا ساماندهی این فصل بدین صورت می باشد که بخش اول مربوط به کارافرینی و نقش آن در توسعه اقتصادی است و بخش دوم مربوط به سرمایه گذاری و عدم اطمینان در این شرایط و بخش سوم مربوط به مطالعات داخلی و خارجی است. سابقه کارآفرینی در ایران علیرغم اینکه در کشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه ۱۹۷۰ به بعد به موضوع کارآفرینی توجه جدی شده و حتی در بسیاری از کشورهای درحال توسعه نیز از اواخر دهه ۱۹۸۰ این موضوع را مورد توجه قرار دادهاند، در کشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به کارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشکل بیکاری و پیشبینی حادتر شدن آن در دهه ۱۳۸۰ موجب شد که در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه مذکور، توسعه کارآفرینی در سطح وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فنّاوری(کاراد)، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، جهاد کشاورزی، صنایع و معادن و همچنین سایر مؤسسهها همچون جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیتهای آنها، مطرح شده است. متأسفانه واژه کارآفرینی که ترجمهای از کلمه Entrepreneurship است، موجب گردیده است که معنی ایجاد کار و یا اشتغالزایی از این واژه برداشت شود، در حالیکه کارآفرینی دارای مفهومی وسیعتر و با ارزشتر از اشتغالزایی است. این برداشت ناصحیح از مفهوم کارآفرینی و همچنین وجود نیروی انسانی بیکار در جامعه بویژه در بین دانشآموختگان دانشگاهی، موجب شده در بسیاری از سیاست هایی که برای توسعه آن اتخاذ شده، صرفاً جنبه اشتغالزایی برای آن در نظر گرفته شود، حال آنکه کارآفرینی دارای پیامدهای مثبت و مهم دیگری همانند:
-
- ترغیب به نوآوری و توسعه آن
اکنون در کشور ایران ، به رغم داشتن جمعیتی هوشمند، مستعد و برخوردار از منابع طبیعی فراوان، تولید ناخالص داخلی (GDP) در سطحی پائین بوده، شمار قابل توجهی از نیروهای جوان و حتی تحصیلکرده از امکان اشتغال بیبهرهاند و بر اولویت ایجاد کار در دیگر فعالیت های دولتی در سطوح گوناگون تأکید میشود. افزون بر این بسیاری از شرکتها، به سبب بهرهوری اندک، فقدان تقاضا و … در آستانه تعطیلی هستند و رقابت کشور هم در بازارهای جهانی اندک است. از این رو، امروزه «توسعه کارآفرینی» رویکردی بسیار ضروری برای جامعه است. ضرورت کارآفرینی در کشور در کشور ما مراکز حمایت از کارآفرینان بسیار محدود و کارآفرین با تمام مشکلات، ضمن تلاش جهت تبدیل ایده به محصول باید تمام خطر سرمایه گذاری را خود عهده دار باشد. مراکز حمایت از کارآفرینان به دلیل نداشتن پشتوانه مالی و عدم حمایت جدی از طرف نهادهای ذیربط قادر نیستند پاسخگوی نیازهای مالی کارآفرینان باشند. کارآفرینان با ایجاد «SMEها» با سرمایه محدود خود و گاهی با دریافت وام اندکی وارد یک حرکت اقتصادی و صنعتی میشوند و در بسیاری از مواقع زندگی و امکانات خود را در راه توسعه صنعتی از دست میدهند. با تولید دانش فنی یک محصول توسط کارآفرین، شرکتهای تولیدی خارجی توسط عوامل خود در کشور از این تواناییها اطلاع یافته و قیمت محصول خود را چنان پائین میآورند که کارآفرین داخلی توان رقابت را از دست داده و در مدت کوتاهی ادامه فعالیت آنها متوقف میشود. در این مواقع اگر کارآفرین حمایت نشود نمیتوان انتظار داشت کارآفرینی و ایجاد « SMEها » در کشور توسعه یابد. مهمترین آثار توسعه کارآفرینی عبارتند از: افزایش نوآوری، ارتقای سطح فنّاوری، افزایش تعداد ثبت اختراعات و ابداعات، تولید دانش فنی، ایجاد اشتغال، تولید و توزیع درآمد در سطح جامعه است که در نتیجه میتواند افزایش ثروت ملی را در برداشته باشد. در این خصوص لازم است تا از تجربه ارزنده دنیا با توجه نیروهای مساعد فراوان در کشور به خوبی استفاده و با جدیت برای توسعه کارآفرینی برنامه ریزی نمود. از سال ۱۹۹۷، با همکاری مراکز معتبر دانشگاهی در برخی کشورها، مدل«جی.ای.ام»[۱۱] برای ارتباط بین کارآفرینی و رشد اقتصادی طراحی شد و در سال ۱۹۹۹ این الگو در ده کشورجهان مشتمل بر: آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، کانادا، فنلاند، دانمارک و رژیم اشغالگر قدس بررسی شد و در سال ۲۰۰۰ کشورهای آرژانتین، استرالیا، بلژیک، برزیل، هند، ایرلند، کرهجنوبی، نروژ، سنگاپور، اسپانیا، و سوئیس هم به آنها پیوستند. که دستاوردهای این پژوهش را به این شرح میتوان بیان کرد:
-
- فعالیتهای کارآفرینانه در کشورهای مختلف بسیار متفاوت است.
-
- سیاست های مناسب و افزایش توان کارآفرینی یک جامعه (از جمله مهارت ها و انگیزهها)، بیشترین تأثیر را در گسترش کارآفرینی دارد.
-
- شرکت زنان در کارآفرینی ضرورتی دراز مدت برای اقتصاد است.
-
- برای رسیدن به دستاوردهای پایدار و بلندمدت، سیاستها باید جوانان زیر ۲۵ سال و افراد بالای ۴۴ سال را به کارآفرینی فراخواند و تشویق کند.
-
- هر دولتی که متعهد به پیشرفت اقتصادی است، باید زمینه حمایت های لازم را از کلیه جنبههای
اقتصادی که هادی و حامی افزایش بسترهای کارآفرینی هستند از جمله کاهش مالیاتها، دسترسی به نیروی کار، کاهش هزینههای نیروی انسانی(غیر حقوقبگیر)، روان سازی مقررات و آسانسازی کسب و کار را فراهم سازد.
- سیاست ها باید راهگشای گسترش سرمایهگذاری های مخاطرهآمیز و برانگیزاننده انگیزه افراد برای سرمایهگذاری بهینه در مراحل نخست هر گونه کسب و کاری باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
0.687
رضایت مشتریان
-
0.921
3-6) روایی[59] پرسشنامه: روایی پرسشنامه با بهره گیری از نظرات اساتید و متخصصان و اصلاح جزئی بخش هایی از پرسشنامه بررسی و تائید شد. از طرفی، سوالات پرسشنامه حاضر بر اساس سوالات پرسشنامه های استاندارد (مطابق اطلاعات جدول 3-1) استخراج شده است که روایی آن از این جهت نیز مورد تائید می باشد. 3-7) روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات : روش هاي آماري مورد استفاده در اين تحقيق به دو صورت خواهد بود. روشهاي آماري توصيفي و روش هاي آماري استنباطي. بخش هاي عمده مورد استفاده در آمار توصيفي با بهره گرفتن از جداول فراواني و نمودارهاي مختلف خواهد بود. تمام نتايج اين بخش در مورد نمونه مورد نظر صادق است و قابل تعميم به كل جامعه نیست. در بخش آمار استنباطی نیز به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از آزمون همبستگی و رگرسیون در نرم افزار SPSS20 استفاده شد. فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها فصل چهارم تجزیه و تحلیل دادهها 4-1) مقدمه تجزيه وتحليل به عنوان فرآيند يا روش علمي، يكي از پايه هاي اساسي هر روش تحقيق است. علم آمار به جمع آوري، خلاصه كردن، تجزيه وتحليل، نتيجهگيري و نهايتا˝ پيش بيني در مورد اطلاعات بدست آمده ازتحقيق ميپردازد. اين دادهها معمولا˝ نمونهاي از يك جامعه است كه علاقهمنديم تحليلهاي صورت گرفته در نمونه را به جامعه تعميم دهيم. اما نتايج هر نمونه به طرز معتبر قابل تعميم به جامعه نيست و تعميم نتايج به جامعه داراي شرايط و تكنيكهايي است كه درآمار استنتاجي آموخته مي شود. در اين تحقيق از دو نوع آمار توصيفي و استنباطي جهت تحليل دادهها بهره گرفته شده است. در آمار توصيفي، ابتدا كليه متغيرهاي مدل و متغيرهاي جمعيت شناختي بصورت توزيع فراوانی و نمودار نمايش داده شده است. شاخص هاي پراكندگي و مركزي مورد نياز هم ذكر گرديده و نوع توزيع متغيرهاي جمعيت شناختي بر اساس نمودار توزيع فراواني كاملا˝ مشخص ميباشد. همچنین در بخش مربوط به آمار استنباطی، به بررسی فرضیات تحقیق بر اساس روش همبستگی پرداخته شد. 4-2) آمار توصیفی در این تحقیق تعداد 270 نفر از مشتریان شعب تامین اجتماعی استان گیلان در دوره زمانی سه ماهه (ابتدای مهر تا آبان مهرماه 1393) انتخاب و پرسشنامه ها میان آنها توزیع شدند. در این بخش و در ابتدا به تحلیل نتایج بدست آمده از سوالات مربوط به وضعیت جمعیت شناختی مشتریان خواهیم پرداخت و در ادامه نتایج پاسخ آنها به سوالات و متغیرهای تحقیق بیان خواهند شد. 4-2-1) تحلیل خصوصیات جمعیت شناختی مشتریان الف) جنسیت نتایج جدول 4-1 و نمودار 4-1 نشان می دهند که از 270 نفر مشتری که در این تحقیق شرکت نمودند، 84.8% معادل 229 نفر را مردان و 15.2% معادل 41 نفر را زنان تشکیل دادند. جدول 4-1: جنسیت مشتری
درصد تجمعی
درصد
فراوانی
متغیر
84.8
84.8
229
مرد
100
15.2
41
زن
100
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
b ۳/۱۸۰۲
b ۰۶/۱۷
حداقل اختلاف معنی دار
۶۷/۵۰۳
۱۳/۳
میانگینهای دارای حروف مشترک اختلاف معنی دار در سطح احتمال پنج درصد با یکدیگر ندارند
۴-۴-۳ وزن هزار دانه بر اساس نتایج تجزیه واریانس اثر ساده کود شیمیایی و زیستی بر وزن هزار دانه معنی دار گردید (جدول ۴-۱۵). نتایج مقایسه میانگین دادهها نشان داد بیشترین مقدار وزن هزار دانه به تیمار ۱۰۰ درصد کود شیمیایی و بعد از آن تیمار ۵۰ درصد کود شیمیایی + کود زیستی به صورت سرک تعلق داشت (جدول ۴-۱۶). بنابراین چنین میتوان نتیجه گیری کرد که احتمالادر حضور کودهای زیستی حفظ آب سلول باعث تسهیل در انتقال مواد فتوسنتزی به مقدار بیشتر در کاربرد کود شیمیایی+ کود زیستی گردیده و وزن دانهها را افزایش داده است. از طرف دیگر افزایش دوام برگ باعث افزایش دوره پر شدن دانه میشود و رشد و وزن دانهها را اففزایش میدهد. همچنین تحقیقات پیشین نشان دادهاند که میزان تبادل مواد فتوسنتزی در گیاهان تلقیح شده، افزایش مییابد (اج[۹۶]، ۲۰۰۱). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴-۴-۴ تعداد دانه در واحد سطح تعداد دانه در واحد سطح برآیند تعداد دانه در بلال و تعداد بلال در واحد سطح میباشد. اونیل و همکاران[۹۷] (۲۰۰۴) گزارش نمودهاند که در شرایط نا مناسب، همبستگی بین عملکرد دانه در واحد سطح بسیار مثبت و معنی دار بود در این تحقیق اثر تنش خشکی و کود زیستی و اثر متقابل آن ها بر تعداد دانه در واحد سطح معنی دار گردید (جدول۱۵-۴). مقایسه میانگین اثر تنش خشکی و کود شیمیایی و زیستی بر صفت مذکور گویای این است که در تمام سطوح تنش خشکی تیمار ۱۰۰ درصد کودشیمیایی بیشترین تعداد دانه را دارا می باشد ولی در تنش خشکی ملایم و شدید تیمار کودی ۱۰۰ درصد کود شیمیایی و ۵۰ درصد کودشیمیایی+ کود زیستی با یکدیگر اختلاف معنی دار نداشتند. حتی در تنش شدید این دو تیمار کودی با وجود اینکه از لحاظ آماری با هم اختلاف معنی دار نداشتند، اما تعداد دانه در تیمار ۵۰ درصد کودشیمیایی+ کود زیستی بیشتر از سایر تیمارها بوده است (جدول۴-۱۸). از آنجایی که زمان کاربرد کودهای زیستی و شیمیایی قبل از مرحله گلدهی صورت گرفته لذا احتمالا وجود کود نیتروژن به صورت زیستی میتواند از سقط گلها جلوگیری نموده و بر تعداد دانه در بلال تاثیر مثبت داشته است. ۴-۴-۵ عملکرد دانه تجزیه واریانس دادهها نشان داد اثر تنش خشکی و کود شیمیایی و زیستی و اثر متقابل آن ها بر عملکرد دانه معنی دار بود (جدول۴-۱۹). در شرایط تنش خشکی، فقدان رطوبت بر حرکت عناصر غذایی در خاک تاثیر گذار است. محققین مختلف تاثیر کودهای زیستی بر وضعیت آب گیاه را مرتبط با افزایش جذب گیاه میزبان دانستند (گراهام و سیورتوم[۹۸]، ۱۹۸۸). در بیان دلیل این افزایش، نتایج سوبرامانیان و همکاران (۱۹۹۷) نشان داد که گیاهان ذرت تلقیح شده با میکروارگانیسمها پتانسیل آب برگ را بالاتر از گیاهان غیر تلقیحی حتی سه هفته پس از تنش خشکی نگهداری میکنند.
جدول۴-۱۹ تجزیه واریانس عملکرد و اجزای عملکرد ذرت تحت تیمارهای مختلف
منابع تغییر
درجه آزادی
مجموع مربعات
عملکرد دانه
عملکرد بیولوژیک
تکرار
۳
۰۸/۰ ۸۱/۳۹۴۶۲
۸۹/۰ ۱۳/۲۴۳۶۰
تنش خشکی
۲
۰۰۰۱/۰ ۵۱/۵۳۸۲۳۹
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳۹۶ ۲۱۸
۱۹۸ ۳۷۱ ۵۲۶ ۶۳۶ ۷۰۱ ۷۲۸ ۷۰۱ ۶۳۶ ۵۲۶ ۳۷۱ ۱۹۸
۷:۰۰ ۸:۰۰ ۹:۰۰ ۱۰:۰۰ ۱۱:۰۰ ۱۲:۰۰ ۱۳:۰۰ ۱۴:۰۰ ۱۵:۰۰ ۱۶:۰۰ ۱۷:۰۰
نوع کالکتورهای پیشنهاد شده توسط Ileri A به همراه خصوصیات آنها در جدول ۵-۴ آمده است. در مسأله مورد بررسی به دلیل مطالب ارائه شده در فصل دوم و همچنین توصیه های محققان گوناگون از کالکتورهای تخت تک صفحهای[۸۸] استفاده میشود. همانطور که در در فصل ۳ اشاره شد مقدار کل تابش خورشیدی و همچنین مقدار تابش مستقیم به موقعیت جغرافیایی مکان مورد بررسی، بستگی دارد. از تحقیقیات انجام شده توسط مظلومی و همکاران[۵۴] برای عرض جغرافیایی ایران میزان مقدار کل تابش خورشید روی کالکتور در ساعات گوناگون ماههای گرمایی کشور در جدول ۵-۳ نشان داده شده است. به دلیل عدم عملکرد کالکتور در ساعات قبل از ۷ صبح و بعد از ۵ بعد از ظهر( به دلیل شرایط کنترلی اعمال شده بر روی پمپ مابین کالکتور و تانک ذخیره آب داغ) و همچنین کاهش چشمگیر مقدار تابش مستقیم در این ساعات، از نمایش میزان تابش خورشیدی در این ساعات صرفنظر شده است. همچنین از تحقیقیات انجام شده توسط مظلومی و همکاران[۵۴] میزان درجه حرارت محیط در ساعات گوناگون ماه های گرمایی کشور به دست آمده که در شکل ۵-۱نشان داده شده است. از این مقادیر جهت تحلیل حرارتی کالکتور خورشیدی استفاده شده است. در نهایت جهت تحلیل دینامیکی سیستم میزان سطح پایه کالکتور ۵۰ ، میزان حجم پایه مخزن ذخیره آب داغ ۱۵۰۰ کیلوگرم آب، دبی جرمی آب گرم ورودی به ژنراتور ۱۹۷/۰ کیلوگرم بر ثانیه و در نهایت میزان دمای لازمه آب ورودی به ژنراتور جهت تأمین نیاز سیکل جذبی تک اثره،۸۵ درجه سانتیگراد در نظر گرفته می شود. تانک ذخیره آب داغ نیز به صورت لایه بندی شده با ۳ گره جهت تحلیل دینامیکی سیستم در نظر گرفته شده است. لازم به ذکر است که جهت ساده سازی سیستم از تغییرات ضریب انتقال حرارت اتلافی کالکتور در طی تغییر سطح و دمای آب ورودی به کالکتور، صرفنظر شده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل۵-۲ میزان درجه حرارت محیط در ساعات گوناگون ماه های گرمایی کشور ایران[۵۴] نتایج آنالیز دینامیکی سیستم برای ساعات شبانه روز ۵ ماه گرم سال، در جدول ۵-۶ نشان داده شده است. در هنگام شروع به کار سیستم[۸۹]دمای مخزن آب و همچنین دمای ورودی به کالکتور با دمای محیط یکسان است. اما همانطور که نتایج نشان میدهد در صورت کارکرد مداوم سیستم، دمای مخزن در ابتدای صبح در حدود ۶۵ در جه سانتیگراد بوده که در محاسبات از این مقدار استفاده شده است(در صورت تغییر پارامتر های طراحی سیستم نظیر سطح کالکتور و میزان حجم مخزن ذخیره آب داغ، رنج تغیییر دمای مخزن در ابتدای صبح در حدود ۲تا ۵ در جه سانتیگراد میباشد که از آن صرفنظر می شود). همانطور که از نتایج ملاحظه می شود، به دلیل اعمال تابع کنترلی در سطح دمایی پایین سیستم، میزان بار هیتر کمکی () در ساعات انتهای روز، شب و ابتدای صبح با میزان حرارت لازمه در ژنراتور یکی بوده در واقع سیستم خورشیدی در تأمین بار لازمه در ژنراتور سهمی ندارد(میزان صفر می باشد). اما با شروع روز و با افزایش ساعات به سمت ظهر سیستم خورشیدی وارد عمل شده وحتی در حوالی ساعت ۲ بعد از ظهر میزان ۹۰ % از بار حرارتی لازمه در ژنراتور را تأمین می کند. شکل ۵-۲میزان تغییر درجه حرارت گره میانی مخزن در طول ساعات روز را برای سطوح مختلف کالکتور خورشیدی و در ماه می نشان میدهد .همانطور که از نمودار مشخص است و در بررسیهای I. Atmaca نیز تأکید شده است [۴۳]، میزان دمای گره میانی مخزن در ساعات روز در اثر افزایش سطح کالکتور افزایش مییابد. همچنین دمای گره میانی مخزن در ساعات ظهر به اوج خود میرسد که ناشی از افزایش میزان شدت تابش مستقیم خورشیدی به سطوح کالکتورها بوده و امری قابل پیش بینی است. نتایج مشابه برای ماههای دیگر گرمایی سال مشاهده شده که در اینجا جهت اختصار از ارائه آنها صرفنظر می شود. جدول ۵-۶ نتایج حاصل از شبیه سازی دینامیکی سیستم جهت ماه های می ،ژوئن و جولای
ساعت روز
ماه می
ماه ژوئن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اولین تعامل بین APها در طول Handoff و توسط پروتکل IAPP رخ میدهد، و فرم دوم از تعامل بین AP و سرور Radius است. IAPP نقش قابل توجهی طی یک Handoff دارد. دو هدف اصلی به دست آمده توسط IAPP عبارتند از: حفظ یک مرکز ارتباط ثابت برای شبکه بیسیم. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
انتقال امن اطلاعات بین APها درگیر در ایجاد ارتباط دوباره سرویس گیرنده، که میتواند شامل IP، زمینههای امنیتی، فشرده سازی هدر و اطلاعات حسابداری AAA باشد. هنگامی که AP اول فاز ارتباط را انجام میدهد، AP به صورت پخش همگانی دیگر APها را از این موضوع مطلع میکند. پس از دریافت این پیام، APها اطلاعات فاز ارتباط خود را به روز میکنند. در آغاز فاز ارتباط مجدد، AP جدید به صورت انتخابی میتواند پیام Security Block را برای AP قدیمی ارسال کند، که با دریافت پیام Ack-Security-Block از صحت ارسال مطمئن میشود. این پیغام حاوی اطلاعات امنیتی به منظور ایجاد یک کانال ارتباطی امن بین APها است. AP جدید یک پیام Move-Notify به ایستگاه AP قدیمی میفرستد به منظور آگاه ساختن AP قدیمی از اطلاعات جدید[۱۶].
شکل ۳-۱ : پروتکل IAPP[16] این راه حل از روشهای قبل ضعیفتر میباشد، احراز هویت از آن نیاز به ارتباط امن بین APها دارد، و برای تغییر محیط بین سرورهای که مشابه نیستند غیر ممکن است.
۳-۱-۳ کاهش تاخیرReauthentication در Handoff
در این پروتکل، تمام ارتباطات بین سرویس گیرنده متحرک و نقاط دسترسی از اتصال بیسیم استفاده میشود[۱۷]. نقاط دسترسی به صورت مستقیم با یکدیگر ارتباط ندارند. با این وجود، افزونگی و سربار ارتباطات بیسیم نسبتاً کوچک است. برای ارتباط APها از پروتکلهای ۸۰۲٫۱۱ استفاده شده است. در این پروتکل دادهها با کمترین هزینه انتقال داده میشوند. و این به این معنی میباشد که پیامهای فرستاده شده رابطهای ارتباطی را افزایش نمیدهد. لازم به ذکر است که برخی از پروتکلهای متحرک اجازه میدهد کاربر متحرک با نقطه دسترسیهای قدیمی مذاکره داشته باشد، مثل GSM. ممکن است کاربر متحرک در خارج از پوشش شبکه حرکت کند و وابسته به یک نقطه دسترسی جدید شود. از این رو، ارتباطی با AP برقرار میشود تا اطلاعات آن را به روز کند. شکل زیر به تشریح این پروتکل پرداخته است. کاربر متحرک اعتبارنامهای از AP1 دریافت میکند، که در آن با موفقیت تصدیق شده است. هنگامی که کاربر متحرک وارد محیط AP2 جدید میشود، این گواهینامه را به AP2 تحویل میدهد؛ و برای امنیت این گواهینامه رمزنگاری شده است. این کار میتواند از پروتکل درخواست و پاسخ باشد. AP2 با بررسی این اعتبار نامه اجازه دسترسی به شبکه را برای درخواست کننده صادر میکند.
شکل ۳-۲- حرکت سرویس گیرنده بین APها[۱۷] این روش از الگوریتم بسیار سریع استفاده کرده است، اما تا حدودی در تأیید هویت ضعیف است، و به طور بالقوه احراز هویت به آهستگی صورت میگیرد. اگر دومین پروتکل اعتبار نامه را تائید نکند (به این معنی است که متقاضی در احراز هویت اول تقلب کرده است)، سپس AP از دسترسی به شبکه جلوگیری میکند. در صورت شکسته شدن این پروتکل ضعیف دسترسی افراد غیر مجاز به شبکه امکان پذیر خواهد شد، و تنها برای چند ثانیه به عنوان پروتکل ظاهراً قوی میتواند عمل کند این طرح نیازی به ارتباطات بین APها ندارد، و به آسانی قابل پیاده سازی میباشد. از سوی دیگر، رویکرد خوش بینانه به معنای حداقل از دست دادن امنیت میباشد، که ممکن است برای برخی از برنامههای کاربردی کسب و کار غیر قابل قبول باشد.
۳-۱-۴ کاهش تاخیر Handoff با بهره گرفتن از روش FHR[80]
برای کاهش تأخیر احراز هویت طرح FHR پیشنهاد شده است. در این طرح، اطلاعات مربوط به احراز هویت متقاضی فعالانه به APهای متعدد توزیع میشود. برای پیش بینی الگوی تحرک متقاضی، مفهوم منطقه تغیرات مکرر (FHR) معرفی شد[۱۸]. FHR مجموعهای از APها است که با احتمال زیادی در آینده نزدیک توسط متقاضی بازدید خواهد شد. FHR بر اساس فراوانی Handoff و اولویت متقاضی را در سیستم متمرکز ساخته شده است. FHR به راحتی میتواند بر اساس مدل IEEE 802.1x اجرا شود[۳]. پس از مطالعات مختلف، تعداد APها مرتبط با متقاضی در طول زمان خدمت خود را به طور معمول به ۲ یا ۳ محدود میشوند. بنابراین، در طرح FHR، اطلاعات مربوط به احراز هویت متقاضی به زیر مجموعهای از APهای مجاور که در فاصله حداکثر دو هاب از AP فعلی واقع شدهاند تحویل داده میشوند. طرح استفاده از FHR در شکل ۳-۳ نمایش داده شده است، در این مثال، سرویس گیرنده مرتبط با AP4 در مرحله ورود[۸۱] به سایت است، و FHR شامل AP0، AP4، AP7 و AP8 است. بنابراین، اطلاعات احراز هویت به چهار AP ( AP0، AP4،AP7 و AP8) فرستاده میشود. اگر متقاضی به یکی از AP های انتخاب شده حرکت کند، هیچ روش احراز هویتی از طرف سرور احراز هویت مورد نیاز نیست. به هر حال، اگر متقاضی بهAP دیگری (به عنوان مثال، AP2 در شکل ۳-۳b-) حرکت کند که در عملیات احراز هویت پیش بینی نشده است، تأیید هویت جدید باید از طریق سرور انجام شود. علاوه بر این، پس از انجام Handoff به AP2، FHR جدید، متشکل از AP1، AP2، AP3 و AP5 ساخته میشود.
شکل ۳-۳- طرح FHR [18] این طرح دارای مشکلاتی میباشد، از جمله این که امنیت بسیار پایینی دارد، در واقع این طرح بیشتر برای کاهش زمان دسترسی ارائه شده است نه بالا بردن امنیت. و در شبکههای ناهمگون که APها مختلف در کنار هم قرار دارند پیاده سازی این ایده مشکل خواهد شد، زیرا نیاز به پیامهای کنترلی زیادی میباشد، و با حرکت بیشتر سرویس گیرندهها این پیامها بیشتر خواهد شد زیرا با ورود به هر AP همسایگان جدید درست خواهد شد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که در شبکههای شلوغ این طرح پاسخگو نخواهد بود.
۳-۱-۵ کاهش تاخیر Handoff با بهره گرفتن از روش PNC[82]
به جای استفاده از سیستم متمرکز، طرح پیشگیرانه بر اساس ساختار cache توزیع شده معرفی شد. این طرح به عنوان طرح PNC نامیده میشود[۱۹]. طرح PNC از یک گراف همسایه استفاده میکند، که به صورت پویا، برای پیش بینی Handoff کاربر متحرک استفاده میکند. طرح PNC تضمین می کند که Handoff یک هاب جلوتر پیش بینی شود، و در نتیجه تأخیر Handoff کاهش مییابد. گراف همسایه با بهره گرفتن از اطلاعات مبادله شده در طول Handoff متقاضی ساخته شده است. به تازگی، طرح PNC از خصوصیات IAPP استفاده میکند، که یک پروتکل استاندارد برای ارتباطات بین APها است. بهره برداری از طرح PNC در شکل ۳-۴ نشان داده شده است. وقتی متقاضی وارد محیط AP4 میشود، این AP اطلاعات متقاضی را به تمام APهای همسایه (به عنوان مثال، AP0، AP2، AP5، AP7 و AP8) ارسال میکند. وقتی متقاضی به AP2 حرکت میکند، هیچ گونه احراز هویتی انجام نمیشود زیرا پیشتر انجام شده است، در عین حال، اطلاعات متقاضی از دیگر APهای غیر همسایه (به عنوان مثال، AP0، AP7 و AP8) برداشته میشود.
شکل ۳-۴- طرح PNC [19] در طرح PNC، اطلاعات متقاضی به تمام APهای همسایه در هر زمان که ارتباط ایجاد میشود ارسال خواهد شد. بنابراین، طرح PNC ممکن است منجر به سربار بالای شود، به ویژه هنگامی که تعداد زیادی سرویس گیرنده در شبکههای بیسیم IEEE 802.11 وجود داشته باشد. علاوه بر این، مطالعات انجام شده نشان میدهد که حتی در مورد جایی که یک تعداد از APها مستقر هستند، حداکثر ۲ یا ۳ تا از APها هدف اصلی از Handoff میباشند. بنابراین، انتشار اطلاعات متقاضی به زیر مجموعهای از APها همسایه غیر ضروری میباشد. و دیگر مشکل این طرح امنیت پایین آن میباشد، زیرا در صورت شکست احراز هویت اول نفوذگر بدون هیچگونه مانعی میتواند به شبکه دسترسی پیدا کند. علاوه بر موارد فوق ممکن است در شبکههای ناهمگون که APهای که توسط سرورهای مختلف کنترل میشوند، در کنار هم باشند دچار مشکل میشوند، زیرا همسایگان از حرکت درخواست کننده بین APها انتخاب میشوند و ممکن است این APها متعلق به یک سرور نباشند، این شرایط پیچیدگی را افزایش میدهد. الگوریتم PNC[20] بشرح زیر است:
۳-۱-۶ کاهش تاخیر Handoff با بهره گرفتن از روش SNC[83]
به منظور کاهش سربار، طرح ذخیره همسایه انتخابی SNC پیشنهاد شد[۲۰]. طرح SNC طرح پیشرفتهتر PNC با اضافه کردن یک مفهوم جدید با عنوان وزن همسایه است. وزن همسایه نشان دهنده احتمال Handoff برای هر AP همسایه است. بر اساس وزن همسایه، اطلاعات متقاضی تنها به APهای همسایه انتخاب شده فرستاده میشود. به عنوان مثال، به APهای همسایه که وزن معادل یا بیشتر از یک آستانه از پیش تعریف شده دارند. نمودار همسایه و وزن همسایه به راحتی میتوان با نظارت بر الگوهای Handoff در میان APها ساخته شود. هنگامی که ما شکل ۳-۴ با شکل ۳-۵ را مقایسه میکنیم، طرح SNC شامل عملیات انتقال کمتری است. برای مثال، وقتی متقاضی با AP4 ارتباط دارد، تنها سه همسایه به عنوان مثال، AP2، AP5 و AP8 اطلاعات متقاضی را دریافت میکنند. اگر متقاضی وارد یکی از APهای همسایه انتخاب شده شود، طرح SNC همان کاهش تأخیر طرح PNC را موجب میشود. اگر مقدار آستانه با دقت انتخاب شود میتواند عملکرد خوب Handoff را ارائه دهد. علاوه بر این، اگر cache در AP محدود است، طرح SNC نسبت به طرح PNC ترجیح داده میشود.
شکل ۳-۵- طرح SNC [20] الگوریتم SNC [20] بشرح زیر است:
۳-۱-۷ استفاده از روش سرورهای موقتی[۸۴]
در دسته دیگر راهکارها برای بهبود تاخیر Handoff ، استفاده از سرورهای موقت LAS[85] محلی میباشد[۲]. برای این کار از یک مجمع امنیتی ([۸۶]SA) همانند IPSEC استفاده میشود که SA حکم یک رابط بین سرویس گیرنده و سرور را دارد که می تواند به عنوان یک سرور موقت نیز کار سرور اصلی AAA را انجام دهد. این طرح در شکل ۳-۶ نمایش داده شده است. در همین حال، روند پردازش احراز هویت تاثیر زیادی بر QoS دارد مانند زمان تأخیر احراز هویت به دلیل هزینه سربار اضافی که دارد. وقتی کلید عمومی / خصوصی مکانیزم احراز هویت اعمال میشود، پیچیدگی محاسبات بالایی دارد.
شکل ۳-۶ طرح LAS [2] از سوی دیگر، در احراز هویت بر اساس کلید مخفی، با توجه به عدم وجود SA بینMU[87] و سرور AAA که در خارج شبکه قرار دارد، اطلاعاتMU ها رمزگذاری شده و توسط انتقال هاب- هاب به شبکه خانگی خود که سرور AAA در آن قرار دارد منتقل میشود، که باعث بالا رفتن هزینه میشود، و تأخیر طولانی احراز هویت رخ میدهد. در روش LAS نحوه برخورد با گره سیار طبق فلوچارت شکل ۳-۷ است: شکل ۳-۷ فلوچارت طرح LAS [2] هر گره سیار با ورود به سلول نقطه دسترسی جدید وجود وجود یا عدم وجود کانال امن توسط سرور [۸۸]LAS مورد بررسی قرار میگیرد. درصورتیکه وجود داشت احراز هویت میگردد و در غیر اینصورت به منظور احراز هویت به سمت سرور HAS[89] ارسال میگردد.
۳-۱-۸ کاهش تاخیر Handoff با بهره گرفتن از روش ANC[90]
به منظور کاهش سربار و جستجوی موثرتر AP بعدی جهت Handoff، روش ANC پیشنهاد شده است[۲۱]. هنگامیکه یک گره سیار در حال حرکت است مسیر معینی را طی مینماید تا به مقصد برسد در این میان از محدوده جغرافیایی آنتندهی APهای مختلفی عبور مینماید. حال گره سیار برای انجام عملیات Handoff باید از میان APهای مختلفی یکی را که مستعدتر است، انتخاب نماید. در این روش مفهومی بنام [۹۱]CL را معرفی می کند که حاوی لیستی از APهای مستعد میباشد. در واقع ANC بعنوان فرم کلی از دو روش PNC وSNC است. این روش نسبت به روش های قبلی زمان انتقال[۹۲] کاهش داده و مستعدترین AP را از بین APهای همسایه انتخاب می کند. ANC از active scanning استفاده می کند. هنگامیکه گره سیار، APهای مستعد را پیش بینی کرد سپس گره سیار مقدار ProbeRequest برای کانال ارتباطی آنها ارسال می کند. در نتیجه هیچ مقدار MinChannelTime تحت تاثیر قرار نمیگیرد. شایان ذکر است با بهره گرفتن از active scanning با دریافت اولین پاسخ ProbeRequest از طرف APهای مستعد آنرا بعنوان AP بعدی انتخاب مینماید و سایر پاسخها را درنظر نمیگیرد. این روش نه تنها منجر به کاهش سربار احراز هویت IAPP میگردد بلکه باعث کاهش تاخیر EAPOL می شود. همانطور که در این فصل بیان شد، تأخیر به وجود آمده در زمان احراز هویت، کیفیت دسترسی به شبکه را تحت تأثیر قرار میدهد، به طوری که خدمات رسانی در شبکه افت خواهد کرد، و طرحهای ارائه شده برای رفع این مشکل غالباً با مشکل امنیتی روبرو هستند به دلیل این که سیاستهای امنیتی قوی مانند رمزنگاری معمولاً نیاز به پردازشهای قوی دارند و پردازش قوی نیز زمانبر خواهد و این زمان بالا مشکل تأخیر را نیز بیشتر خواهد کرد. پیشنهاد رفع مشکل بالا، ارائه یک چارچوب و معماری، احراز هویت و دستیابی کاربران در معماری AAA در کمترین زمان ممکن صورت گیرد که وابستگی بسیار کمی به تعداد شبکه های واسط و تعداد کاربران داشته باشد، در این ساختار دو عامل مهم QoS و امنیت از کیفیت بالایی برخوردار خواهند بود که این معماری بر پایه استاندارد Radius خواهد بود. یک روش پیشنهادی، می تواند بهکارگیری یک موتور Cache در APها میباشد، که این امر منجز به کاهش زمان احراز هویت است، ضمن آنکه تمام عملیات مربوط به سرور نیز به طور کامل انجام خواهد گرفت، بنابراین امنیت دچار مشکل نخواهد شد. علاوه بر این با کاهش زمان تأخیر میتوان از پروتکلهای امنیتی قوی در ارتباط با سرور AAA استفاده کرد. در این راستا، می توان از ارتباط VPN نیز بهره گرفت. موضوع افزایش پهنای باند کاربر پس از احراز هویت، می تواند بعنوان یکی دیگر از پارامترهای روش پیشنهادی مورد توجه قرار گیرد. همچنین ایجاد نوعی سیستم برای کاربران خوش رفتار، به گونه ای که بدون هیچگونه عملیات احراز هویت بتوانند به شبکه دسترسی داشته باشند ولی یک ناظر برای آنها وجود داشته باشد تا با انجام کوچکترین عملیات مشکوک، با کاربر متخلف برخورد شود نیز یکی دیگر از ویژگیهای روش پیشنهادی خواهد بود. روشهای بیان شده همگی سعی در کاهش Handoff داشتند در نتیجه Authentication سریعتر انجام میگیرد. ولی هیچ کدام بر ارتقا امنیت تاکیدی نداشتند. بعنوان مثال: Pre-Authentication با ذخیره کردن کلید در cache ،
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مهارت های اجرایی در نحوه برگزاری فعالیت های فوق برنامه، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی
۶/۶%
۳/۳%
۳۰%
۴/۴۳%
۷/۱۶%
۵
تاثیر شهریه دریافتی دانشگاه با مهارت های اجرایی اعضاء هیئت علمی
۷/۱۶%
۲/۲۳%
۷/۲۶%
۷/۱۶%
۷/۱۶%
اجزای اصلی فرضیه هشتم این تحقیق، مهارت های اجرایی شامل؛ مهارت های اجرایی اعضاء هیئت علمی، کمک های مالی دریافتی از دولت ومهارت های اجرایی اعضاء هیئت علمی، اجرایی شدن پایان نامه ها وپژوهش ها در دانشگاه، مهارت های اجرایی در نحوه برگزاری فعالیت های فوق برنامه، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، تاثیر شهریه دریافتی دانشگاه با مهارت های اجرایی اعضاء هیئت علمی در بررسی جایگاه تصویر ذهنی (برند) دانشگاه آزاد اسلامی در مقایسه با دانشگاه دولتی می باشد. که مجموع ۳/۳% میزان مهارت های اجرایی اعضاء هیئت علمی درتعیین جایگاه تصویر ذهنی دانشگاه خیلی کم، ۶/۶% کم، ۴/۱۳% متوسط، ۴/۳۳% زیاد و۳/۲۳% خیلی زیاد دانسته شد، میزان ۲۰% کمک های مالی دریافتی از دولت ومهارت های اجرایی اعضاء هیئت علمی در تعیین جایگاه برند دانشگاه را خیلی کم، ۱۰% کم، ۳۰% متوسط، ۲۰% زیاد و۲۰% خیلی زیاد دانسته اند، میزان ۶/۶% پاسخ دهنده گان اجرایی شدن پایان نامه ها وپژوهش ها در دانشگاه را در بررسی جایگاه برند خیل کم، ۱۰% کم، ۷/۱۶% متوسط، ۷/۴۶% زیاد و۲۰% خیلی زیاد دانسته اند، همچنین میزان ۶/۶% مهارت های اجرایی در نحوه برگزاری فعالیت های فوق برنامه، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی در تعیین جایگاه برند دانشگاه را خیلی کم، ۳/۳% کم، ۳۰% متوسط، ۴/۴۳% زیاد و۷/۱۶% خیلی زیاد دانسته، ودر پایان میزان ۷/۱۶% تاثیر شهریه دریافتی دانشگاه با مهارت های اجرایی اعضاء هیئت علمی در تعیین جایگاه برند را خیلی کم، ۲/۲۳% کم، ۷/۲۶% متوسط، ۷/۱۶% زیاد و۷/۱۶% خیلی زیاد دانستند. البته اکثریت دانشجویان واعضاء هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی به این سوال اشکال داشتند. همچنین طبق نمودار ۴-۱۱ ، فراوانی نسبی اجزای فرضیه هشتم وجدول ۴- ۱۹ میانگین انحراف معیار این اجزاء قابل مشاهده است. نمودار ۴- ۱۱ : توزیع درصد فراوانی اجزای فرضیه هشتم(مهارت های اجرایی) از نظر شرکت کنندگان در تحقیق از بین اجزای فرضیه هشتم بیشترین فراوانی نسبی مربوط به اجرایی شدن پایان نامه ها وپژوهش ها در دانشگاه در تعیین جایگاه برند دانشگاه آزاد اسلامی در مقایسه با دانشگاه دولتی با (۷/۴۶%) می باشد. جدول۴- ۱۹: رتبه بندی عوامل مرتبط با فرضیه هشتم تحقیق در زمینه بررسی جایگاه برند دانشگاه ها
رتبه
موارد
میانگین
انحراف معیار
۱
مهارت های اجرایی اعضاء هیئت علمی
۶۷/۳
۰۲۸/۱
۲
کمک های مالی دریافتی از دولت ومهارت های اجرایی اعضاء هیئت علمی
۱۷/۳
۴۴۰/۱
۳
اجرایی شدن پایان نامه ها وپژوهش ها در دانشگاه
۶۳/۳
۰۹۸/۱
۴
مهارت های اجرایی در نحوه برگزاری فعالیت های فوق برنامه، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی
۵۷/۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرض صفر رد میشود
ب)جداول توافقی یکی از شاخص های بررسی وجود رابطه در متغیرهای کیفی استفاده از جداول توافقی و آماره کای دو می باشد. این آماره تنها وجود یا عدم وجود رابطه آماری را تععین می کند ولی قدرت آنرا اندازه گیری نمی کند. در حقیقت آماره کای دو به عنوان شاخصی از رابطه مناسب نیست زیرا تحت تاثیر فراوانی کلی قرار می گیرد. شاخص های متعددی برای قدرت رابطه داده های طبقه ای پیشنهاد شده است. یک شاخص ایده آل باید بتواند شباهت زیادی به ضریب همبستگی داشته باشد به طوری که در صورت عدم وجود رابطه مقدار صفر و در صورت رابطه کامل عدد مقدار مطلق ۱ را بپذیرد. یکی از آماره های تعیین میزان همبستگی متغیرهای کیفی استفاده از ضریب وی کرامر می باشد که همانند ضریب همبستگی پیرسون عمل می کند.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
آزمون فرضیات: قبل از اجرای آزمون طبق طیف لیکرت پاسخ، پاسخنامه ها طیف بندی گردیدند به طوریکه امتیازات زیر ارائه گردید: جدول۱: طیف بندی سوالات
نوع پاسخ
کاملا مخالف
مخالفم
بی نظرم
بی نظرم
کاملاً موافقم
طیف امتیاز
۱
۲
۳
۴
۵
فصل چهارم تجزیه تحلیل اطلاعات ۴-۱) مقـدمه : این تحقیق به بررسی رابطه سرمایه فکری با عملکرد سازمانی بانک قوامین استان تهران می پردازد. در این فصل داده ها و اطلاعات به دست آمده با بهره گرفتن از روش ها و مدل های آماری مناسب تجزیه و تحلیل می شود.در پژوهشهای علمی، تجزیه و تحلیل دادههای آماری جمع آوری شده از نمونههای آماری، مرحله مهمی از تحقیق تلقی میشود به علت اینکه محقق، در این مرحله به نتیجه نهایی خواهد رسید. یعنی با بهره گرفتن از یک روش تحقیق، دادهها تجزیه و تحلیل و فرضیه آزمون و نهایتاً نتیجهگیری نهایی برای گزارش انجام خواهد شد. در این فصل، اطلاعات مربوط به ۷۰ پرسشنامه آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند تا ارتباط بین متغیرها برای آزمون فرضیه تحقیق بررسی شود. لازم به ذکر است که برای تجزیه و تحلیل داده های آماری از نرمافزار۱۸SPSS استفاده شده است. الف) آمار توصیفی: در ابتدا نمودارهای توصیفی و خلاصه نتایج بدست آمده از پرسشنامه ها در قالب جداول و نمودارهای ذیل ارائه می گردند: ۱ـ الف) سن پاسخگویان جدول۴-۱) توزیع فراونی مربوط به جنسیت مدیران و کارشناسان بانک
جمع
جنسیت
شرح
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰۴۷/۰Phi = ۲۵۶/۰Sig =
بررسی رابطه بین مهاجرت اخیر و وضعیّت اشتغال فارغالتّحصیلان نشانگر عدم وجود رابطه معنیدار بین این دو متغیّر میباشد. از آنجا که سطح معنیداری ۲۵۶/۰ میباشد و از ۰۵/۰ بیشتر است. میتوان گفت که بین دو متغیّر مهاجرت اخیر و وضعیّت اشتغال رابطه معنیداری وجود ندارد. بنابراین فرضیهی تحقیق مبنی بر اینکه وضعیّت اشتغال فارغالتّحصیلان دانشگاهی بومی استان کردستان بهتر از وضعیّت اشتغال فارغالتّحصیلان غیربومی یا مهاجر میباشد تأیید نمیگردد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴-۳-۸) وضعیّت اشتغال بر حسب داشتن یا نداشتن فرزند همانگونه که پیشتر بیان شد، در سرشماری سؤالات مربوط به تجربهی فرزند آوری تنها از زنان پرسیده شد. همچنین، در این قسمت در بین زنان نیز آنهایی را مورد بررسی قرار دادیم که حدّاقل یکبار ازدواج کرده بودند. به عبارت دیگر، در خصوص سؤالات مربوط به فرزند، زنان هرگز ازدواج نکرده از تحلیل کنار گذاشته شد. همانطور که در جدول۴-۴ مشاهده نمودیم، ۹/۳۶ درصد از زنان فارغالتّحصیل در نمونهی مورد مطالعه، بدون فرزند و ۱/۶۳ درصد دارای فرزند میباشند. در جدول ۴-۲۲ ملاحظه میشود که فارغالتّحصیلان زنی که صاحب فرزند هستند، ۸/۷۰ درصد شاغل و ۲/۲۹ درصد بیکار بودهاند. نسبتهای متناظر در میان فارغالتّحصیلان زن بدون فرزند به ترتیب، ۷/۵۷ درصد و ۳/۴۲ درصد است. همانگونه که مشاهده میشود، فارغالتّحصیلان زنی که صاحب فرزند هستند به مراتب وضعیّت اشتغال بهتری نسبت به فارغالتّحصیلان زنی که بدون فرزند هستند دارند. همانطور که در جدول ۴-۱۳ مشاهده شد، بیش از ۸۲ درصد زنان در بخش آموزش، بهداشت و مددکاری اجتماعی حضور داشتند، در نتیجهی اطلاع آن ها از عواقب بالا رفتن سن در ارتباط با باروری، تصمیم بر فرزند آوری کردهاند. همچنین، به نظر می رسد که با افزایش امنیت شغلی و کم بودن مشکلات روانی در ارتباط با اشتغال افراد و افزایش سطح درآمدی یا به عبارتی سطح رفاه زوجین تصمیم بر فرزندآوری کردهاند. بررسی رابطه بین باروری و وضعیّت اشتغال فارغالتّحصیلان زن نشانگر عدم وجود رابطه معنیدار بین این دو متغیر دارد. از آنجا که سطح معنیداری ۱۱۳/۰ بیشتر از ۰۵/۰ است، میتوان نتیجه گرفت که بین دو متغیّر باروری و وضعیّت اشتغال رابطه معنیداری وجود ندارد. بنابراین فرضیهی تحقیق مبنی بر اینکه رابطه معکوس و معنیداری بین وضعیّت اشتغال زنان و باروری آنها وجود دارد تأیید نمیگردد. همانگونه که ملاحظه میگردد، نتایج بدست آمده با مطالعات وتئوریهای بکار رفته همخوانی ندارد، علّت آن میتواند این باشد که در اینجا زنان فارغالتّحصیل دانشگاهی دارای فرزند با قبول مسئولیّتهای زندگی ناچار به تأمین رفاه فرزندان خود هستند در نتیجه بیشتر از زنان بدون فرزند به دنبال شغل بودهاند. جدول (۴-۲۲) توزیع فارغالتّحصیلان آموزش عالی استان کردستان بر حسب وضعیّت اشتغال و داشتن فرزند، سرشماری ۱۳۸۵
داشتن فرزند
وضعیّت اشتغال
جمع
شاغل
بیکار
فراوانی
درصد
بله
۸/۷۰
۲/۲۹
۸۹
۱۰۰
خیر
۷/۵۷
۳/۴۲
۵۲
۱۰۰
کل
۰/۶۶
۰/۳۴
۱۴۱
۱۰۰
آماره ها و ضرایب معناداری
۵۰۶/۲ Chi-square = ۱۳۳/۰ Phi =
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این رابطه فقط تابعی از است. برای این متریک مولفه های تانسور ریچی عبارتند:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
با بهره گرفتن از روابط بالا و شرط ۲۸-۲ داریم:
پس متریک به صورت زیر در می آید
در این رابطه پارامتر خمیدگی است که می تواند دارای مقادیر و باشد. مولفه های هموردا و پادوردا این متریک عبارتند از :
با استفاذه از مولفه های این متریک ضرایب کریستوفل را در پیوست (الف) محاسبه کرده و با جایگذاری در معادلات ۲-۴۲ معادله های زیر به دست مآیند
این معادلات برای مقادیر مختلف k و ثابت کیهانشناسی حل شده است، تغییرات زمانی فاکتور مقیاس در شکل ها زیر رسم شده است.
شکل۲-۱:دسته بندی جواب های مدل فریدمن مورد الف) اگر در این مدل عالم به طور نامحدود انبساط می یابد البته برای یک دوره ی کوتاه عالم دارای خمیدگی است در این خمیدگی آهنگ انبساط کند می شود سپس به طور مجانبی به نزدیک می شود و در نهایت مانند تمام مدل های انفجار بزرگ آهنگ انبساط به سمت مدل اینشتین-دسیتر یعنی نزدیک می شود . ب) اگر باشد در این حالت سرنوشت عالم به تخریب بزرگ می انجامد و عالم در هم فرو می ریزد. البته این مدل نوسانی است و بعد از هر تخریب جهان جدیدی ایجاد می شود. پ) اگر در این حالت عالم بدون هیچ پیچیدگی به طور نامحدود منبسط می شود و به طور مجانبی آهنگ انبساط با زمان متناسب می شود . مورد الف) اگر باشد مانند مورد جهان به طور نامحدود انبساط می یابد ب)اگر باشد جهان نوسانی است. پ) اگر باشد همان مدل اینشتین دوسیتر است که در آن جهان با منبسط می شود . مورد تمام مدل های با دارای توپولوژی بسته ای هستند. در این مورد به دلیل وجود یک مقدار حدی برای ثابت کیهانشناسی امکان های بیشتری وجود دارد. الف) اگر باشد سه وجود دارد. ۱)برای این مدل، مدل لمیتر[۵] نام دارد و مانند یا به طور نامحدود انبساط می یابد. اما هنگامیکه به نزدیک می شود آهنگ انبساط کند می شود . ۲) . سه امکان در این حالت وجود دارد. ۲-۱) مدل ایستای اینشتین در این حالت جاذبه گرانشی با دافعه ی کیهانی برابر می شوند. و فاکتور مقیاس مقدار ثابتی دارد. ۲-۲) این مدل انفجار بزرگ است که با گذشت زمان به طور مجانبی به مدل ایستای اینشتین نزدیک می شود. مدل ادینگتون-لمیتر که اگر زمان را به عقب برگردانیم به طور مجانبی به مدل ایستای اینشتین نزدیک می شود. ۲-۳) . در این حالت دو امکان وجود دارد. یک مدل نوسانی و مدلی دیگر که در ابتدا فاز تراکمی سپس به دنبال آن یک فاز انبساطی دارد. ب) که یک مدل نوسانی است. پ) که یک مدل نوسانی است
فصل سوم
بررسی خصوصیات یک مدل گرانشی برای ثابت ساختار ریز متغییر
۳-۱ بررسی تغییرات ثابت ساختار ریز
اولین قدم برای بررسی تغییرات ثابت ساختار ریز پذیرش این واقعت است که الکترومغناطیس ماکسول بایستی اصلاح شود. ابتدا یک توصیف کلاسیکی برای برهمکنش الکترومغناطیسی با ماده را انتخاب می کنیم با در نظر گرفتن رابطه ثابت ساختار ریز با بار الکتریکی می بینیم که تغییر پذیری مستلزم تغییر پذیری بار الکتریکی است و یا برعکس. البته در یکایی که و ثابت باشند. گفته ی فوق به نظر می رسد که با قانون پایستگی بار و معادلات ماکسول هم خوانی نداشته باشد. اگر پایستگی بار با وجود تغییر پذیری برقرار باشد آشکارا چیزی در تصویر پذیرفته شده ی الکترومغناطیس ماکسولی بایستی اصلاح شود. برای این کار ما نیاز به پیش فرض هایی داریم که با شیوه ای منطقی در جهت اصلاح معادلات ماکسول راهنمایمان باشد. این شرایط و پیش فرض ها بایستی مدلی مستقل از چارچوب برای تغییر پذیری ارائه دهد. به طوریکه اصول و قوانین فیزیکی پذیرفته شده محترم شمرده شوند. این پیش فرض ها عبارتند از برای ثابت الکترومغناطیسی و جفت شدگی پتانسیل برداری با ماده کمینه است. این فرض براساس اصل همخوانی است. این فرض تضمین می کند در صورت ناچیز بودن جفت شدگی معادلات دینامیکی نظریه به شکل اصلی و پذیرفته شده ی قبلی تبدیل شوند. تغییر نتیجه ی دینامیک است. اگر تغییر کند تغییرات آن تحت نفوذ ماده ی بار دار است و ماده ی باردار نیز به نوبه ی خود تحت نفوذ تغییرات است. فقط دینامیک می تواند این ویژگی مهم را نشان دهد. دینامیک الکترومغناطیس از یک کنش ناوردا به دست می آید. کنش دارای ناوردایی پیمانه ای موضعی است. اهمیت اصل پیمانه ای در فیزیک اقرار آمیز نیست به کمک این اصل پیمانه ای است که تصویر کاملی از بر همکنش های میکروسکوپ وجود دارد. اگر این اصل را در نظر نگیریم بایستی روش نامعقولی برای اصلاح معادلات ماکسول اتخاذ کنیم. الکترومغاطیس علّی است و هیچ آزمایشی برای نقض علّی بودن آن وجود ندارد. کنش الکترومغاطیسی دارای ناوردایی معکوس زمان است. کمترین طولی که می تواند وارد نظریه ی فیزیکی شود طول پلانک-ویلر است که به صورت است. برای طول های کمتر میدان های الکتریکی و مغناطیسی هموار نیستند و ذرات در سیاه چاله هایی که خود ایجاد می کنند به دام می افتند. گرانش به کمک متریک فضا زمانی که معادلات اینشتین را بر آورد می کند توصیف می شود. اهمیت توصیف هندسی گرانش امروزه به اندازه ی کافی روشن است. معادلات اینشتین نمونه ای از دینامیک متریک است که آزمایش های زیادی را به چالش کشیده است. یکاهای طول، زمان و جرم را طوری انتخاب می کنیم که و ثابت باشند. از آنجایی که تغییر پذیری به این معنی است که بار نقطه ای به یک نقطه از فضا-زمان وابسته می شود. و انتظار داریم بار تمام گونه های ذرات باردار(الکترون پروتون…) به یک شیوه ای تغییر کند. زیرا اگر تعییر بار الکترون با پروتون متفاوت باشد در این صورت اتم خنثی نمی توانست وجود داشته باشد. با این فرضیات بار هر ذره را به صورت زیر در نظرمی گیریم :
در این رابطه e بار الکتریکی الکترون یا پرتون که با تغییر میدان نرده ای و بدون بعد تغییر می کند. مقدار کنونی بار الکتریکی است. میدان بایستی تحت تبدیل ناوردا باشد . از طرف دیگر بار ذرات جمع روی تمام بار کنونی ذرات است. بنابراین این جمع از جمع بار ذرات که با پتانسل در کنش جفت می شود متمایز است. پس قانون پایستگی بار با فرض ما سازگار است. به دلیل وجود الکترون یک پتانسیل الکتریکی و یک پتانسیل مغناطیسی ایجاد می شود که با میدان نرده ای جفت می شود که این جفت شدگی به صورت می باشد. اگر یک پتانسل نرده ای باشد طبق تبدیلات پیمانه ای می توان نوشت :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نقش مدیران بعنوان برنامه ریز و تصمیم گیرنده تنها به استفاده از نتایج نهایی مطالعات آماری بسنده نمی شود، بلکه باید توانایی صحت عملیات آماری از یک سو و هدایت کارشناسان آماری را از سوی دیگر بعهده داشته باشند، لذا اگر میان مدیران و کارشناسان آماری جدایی افتد، یکی از دشواری های مدیریت پدید خواهد آمد که اهمیت کارهای آماری را در مطالعات مدیریت نشان می دهد و در آن صورت نتایج کارهای آماری تنها بصورت یک گزارش بایگانی شده و از اهمیت لازم برخوردار نخواهد بود و برای رفع این نقص باید درک عمیق از کاربرد آمار و مفاهیم آن داشت تا بتوان به نتایج مهم در امر اداره سازمان ها دست یافت (عباس زادگان، ۱۳۷۸). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در این فصل به توضیح مختصری در زمینه مربوط به روش تحقیق پرداخته شده است و مطالبی در زمینه آزمودنی ها و چگونگی روش گزینش آن، نحوه تدوین پرسشنامه و بررسی متغیرهای تحقیق و گردآوری داده ها و همچنین به چگونگی تجزیه و تحلیل داده ها اشاره شده است. روش تحقیق اعتبار و ارزش پایه هر تحقیق علمی به روش شناختی است که در آن علم بکار می رود. روش تحقیق مجموعه ای از قواعد، ابزار و راه های نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکل است (پاشاشریفی و شریفی، ۱۳۸۰). این تحقیق از آن جا که به بررسی و امکانسنجی استقرار سیستم مدیریت اطلاعات می پردازد یک تحقیق توصیفی اکتشافی می باشد. از آنجا که روش تحقیق توصیفی به تحلیل شرایط موجود و یا بعبارت دیگر توصیف مدون و منظم موقعیتی ویژه یا حوزه مورد علاقه می پردازد، مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی می باشد. از سوی دیگر چون درباره وضع موجود آگاهی چندانی نداشته و یا برای درک بهتر ماهیت مسئله ای که شاید درباره پدیده های مرتبط با آن؛ پژوهش های اندکی صورت گرفته باشد، این تحقیق یک مطالعه اکتشافی می باشد، بنابراین تحقیق حاضر با توجه به هدفی که داشته است، یعنی درک عمیق تر از یک مسئله معین؛ شاکله یک تحقیق اکتشافی را به خود گرفته است. این پژوهش از نظر جمع آوری داده ها یک تحقیق پیمایشی است. پیمایش عبارت است از جمع آوری اطلاعات با طرح و نقشه به عنوان راهنمای عملی توصیف و پیش بینی (بازرگان و همکاران، ۱۳۷۶). در تعریفی دیگر پیمایش به منظور تجزیه و تحلیل روابط برخی از متغیر ها صورت می گیرد. پیمایش توصیفی، به توصیف پدیده ای خاص در محیطی معین می پردازد و برای آزمون نظریه ها و یا پاسخگویی به پرسش های پژوهشی بکار می رود که شامل توصیف و نتیجه گیری است (کومار[۱۲۳]، ۱۳۷۴). جامعه آماری جامعه آماری به کل گستره گروه و افراد، وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق می خواهد به تحقیق درباره آنها بپردازد (افشین نیا، ۱۳۸۲). جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه مدیران و کادر مدیریتی و معلمان مدارس راهنمایی منطقه ۳ شهر تهران می باشد که تعداد آن ها ۱۵۴۱ نفر می باشد. نمونه آماری نمونه های آماری در این تحقیق شامل ۱۵۰ نفر از کارکنان و پرسنل آموزش و پرورش منطقه ۳ تهران شامل ۵۰ نفر از مدیران و کادر مدیریتی مدارس راهنمایی دولتی پسرانه مانند معاونان و مشاوران و ۱۰۰ نفر از دبیران (معلمان) دروس مختلف را شامل شد. روش نمونه برداری در این تحقیق از روش نمونه گیری ساده استفاده شده است. بدین صورت که ابتدا با مراجعه به وب سایت اداره آموزش و پرورش منطقه سه تهران لیست جامعه آماری مدارس راهنمایی مختلف منطقه گرفته شد، سپس با معرفی نامه اخذ شده از دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه توسط محقق به اداره آموزش و پرورش منطقه سه تهران بصورت حضوری مراجعه گردید و پس از ارجاع مدیریت منطقه سه آموزش و پرورش به دوایر ذیربط، طی مذاکراتی که با کارشناسان امور پژوهشی و حراستِ منطقه مذکور انجام شد؛ اظهار داشتند که بدلیل مقررات اداری موجود امکان حضور فیزیکی محقق در مدارس دخترانه وجود نخواهد داشت و چون به دلیل نوآورانه بودن موضوع در حوزه آموزش و پرورش و احتمال عدم توجیه اغلب مدیران و دبیران از موضوع طرح پژوهش و احتمال بروز مقاومت در خصوص طرح موضوع و پرسشنامه در غیاب محقق، در نهایت به این جمع بندی رسیده شد که پرسشنامه در مدارس راهنمایی پسرانه و با حضور محقق توزیع گردد و با توجه به پورپوزال ارائه شده در ابتدای پروژه که نمونه را در حدود صد نفر تخمین زده بود؛ نمونه ها بدین صورت انتخاب شدند که تعداد پنج مدرسه راهنمایی پسرانه بصورت تصادفی از میان مدارس دولتی پسرانه راهنمایی موجود در منطقه سه آموزش و پرورش تهران انتخاب شدند و از کل جامعه آماری ۱۵۰۰ نفری، طبق جدول مورگان۱۵۰ نفر با رعایت تناسب مدیران با معلمان انتخاب شدند و به همین منظور پرسشنامه هایی در اختیار آنها قرار گرفت و در کل از مجموعه ۵۰ پرسشنامه توزیع شده بین مدیران و کادر مدیریتی مدارس تعداد ۴۷ نفر از مدیران و یا مجموعه کادر مدیریتی مدارس پرسشنامه ها را بنحو صحیح (پاسخها بصورت کامل و بدون خدشه) عودت دادند و از مجموعه ۱۰۰ پرسشنامه توزیع شده بین معلمان (دبیران مقطع راهنمایی پسران) تعداد۸۱ نفر از دبیران نیز پرسشنامه ها را بنحو صحیح (پاسخها بصورت کامل و بدون خدشه) عودت دادند و ۳ نسخه پرسشنامه سفید و ۵ نسخه پرسشنامه مخدوش نیز از نمونه آماری حذف گردید و بقیه پرسشنامه ها (۱۴پرسشنامه) نیز عودت داده نشدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق از روش کتابخانه ای (با بهره گرفتن از کتب مربوط به موضوع، مقالات لاتین، پایان نامه های موجود و در دسترس) برای تکمیل مبانی نظری و هم چنین برای تکمیل پرسشنامه استفاده شده است. متغیر های این تحقیق عبارتند از: ۱- متغیر اقتصادی امکان سنجی ۲- متغیر فنی امکان سنجی ۳- متغیر عملیاتی امکان سنجی. تعداد سوالاتی که برای هر یک از این متغیر ها تعریف شده به ترتیب: تعداد ۱۵ سوال برای متغیر اقتصادی امکان سنجی، ۱۵ سوال برای متغیر فنی امکان سنجی و ۲۰ سوال برای متغیر عملیاتی امکان سنجی تعریف شده است و هر یک از متغیر های ذکر شده با توجه به سوالات مربوط به خود سنجیده شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامه استاندارد مشتمل بر ۵۰ سوال که سوالات ۱ الی ۱۵ برای متغیر اقتصادی و شماره های ۱۶ الی ۳۰ برای متغیر فنی و از سوال ۳۱ تا ۵۰ برای متغیر عملیاتی در نظر گرفته شد. پرسشنامه استاندارد متکی بر مولفه های تکنیک TELOS از پروژه های قبلی مشابه و مرتبط که به سوابق آنها در پیشینه اشاره شده است اقتباس گردیده است.هر یک از متغیر های فوق با توجه به سوالات مربوط به ابعاد خود سنجیده می شوند و سوالات از نوع بسته و پاسخ ها طی مقیاس پنج طبقه ای لیکرت طراحی شد، که گزینه های آنها به ترتیب از: نظری ندارم، کم، متوسط، زیاد، خیلی زیاد رتبه بندی شده اند و نمرات هر یک به ترتیب ۱و ۲و و۳ و ۴و ۵ می باشد. ویژگی روانسنجی ابزار تحقیق الف) روایی سؤالات[۱۲۴]: در خصوص روایی سؤالات و اینکه تا چه میزان سؤالات مطروحه در تحقیق برای اندازه گیری اهداف مورد نظر پژوهش دارای ارزش علمی و روایی لازم می باشند؛ با توجه به این نکته که استاندارد بودن پرسشنامه، روایی آنرا قبلا به اثبات رسانیده است لیکن محقق با توجه به تغییر مولفه های موجود در پرسشنامه و تبدیل آن به اهداف مورد نظر اعتبار و روایی پرسشنامه را با نظر خواهی از تعدادی از متخصصین اطلاعات و اساتید رشته علوم تربیتی بررسی نموده و با بررسی سؤالات موجود در پیشینه پژوهش و پایان نامه های مرتبط قبلی نتیجه بدست آمده را با مشورت و تصحیح اساتید راهنما و مشاور بصورت مجموعه سؤالات فعلی با رعایت استاندارد لازم و اولیه تهیه نموده است. ب) پایایی سؤالات[۱۲۵]: در خصوص پایایی سؤالات مطروحه در تحقیق از نتایج داده های یک مطالعه مقدماتی استفاده شده است و این نتایج محاسبه گردیده و در نهایت ضریب آلفای کرونباخ ۸۰/۰بدست آمده است. با توجه به ضریب آلفای کرونباخ بدست آمده که بیشتر از ۷/۰ می باشد، لذا پایایی سؤالات نیز اثبات گردیده است. مجدداً لازم به ذکر است که با توجه به استاندارد بودن سوالات پایایی آن قبلاً بدست آمده است و این امر صرفاً بدلیل کنجکاوی محقق بررسی گردید حال آنکه اساساً سوالات استاندارد موجود این مراحل را قبلاً سپری کرده اند تا عنوان استاندارد را کسب نمودند. محدوده مکانی و زمانی پژوهش محدوده مکانی اجرای پرسشنامه پژوهش آموزش و پرورش منطقه سه شهر تهران می باشد؛ اما دلیل انتخاب منطقه سه آموزش و پرورش شهر تهران اینست که با توجه به اینکه موضوع پژوهش، امکانسنجی استقرار سیستم مدیریت اطلاعات در آموزش و پرورش می باشد و با توجه به بدیع بودن موضوع در حوزه آموزش و پرورش، لازمه استقرار سیستم مذبور برخورداری از حداقل امکانات سخت افزاری و نرم افزاری در حوزه مورد بررسی می باشد و دارا بودن تجربه نیروی انسانی و امکانات حداقل مالی از دیگر لوازم استقرار هر سیستم نوین در حوزه مورد نظر خواهد بود. عواملی که با توجه به بررسی های میدانی و رایزنی های لازم محقق با مدیران پژوهشی ستاد وزارت آموزش و پرورش و مشورت با کارشناسان معاونت پژوهشی دانشگاه شهید رجائی وابسته به وزارت مذکور؛ منطقه سه آموزش و پرورش شهر تهران از آن برخوردار می باشد. بدیهی است که اگر هر طرح امکانسنجی ابتدائاً در محیطی اجرا گردد که از حداقل امکانات و شرایط لازم اولیه برخوردار نباشد، محکوم به شکست خواهد بود و این امر با اهداف و مفروضات پژوهش کاملا ًدر تضاد خواهد بود لذا سعی برآن شد که طرح در محیطی برخوردار از حداقل لوازم لازم اجرا شود تا نتایج آن در گام اولیه و از همان ابتدا محرز نباشد. برای مثال اگر طرح امکانسنجی استقرار سیستم مدیریت اطلاعات در آموزش و پرورش در یکی از مناطق محروم تر شهر تهران که برخی از مدارس آن هنوز بطور فراگیر به رایانه مجهز نیستند یا مدیریت مدرسه در تأمین بودجه لازم برای خرید ملزومات اولیه دانش آموزان در تنگنای مالی قرار دارد، اجرا می گردید؛ از همان ابتدا محکوم به شکست بود لذا طرح فوق با فرض موفقیت امکانسنجی و با شرط بهبود شرایط آموزش و پرورش در آینده؛ به مورد اجرا در آمده است. محدوده زمانی اجرای پژوهش نیمسال دوم سال تحصیلی ۲-۱۳۹۱ می باشد. روش جمع آوری داده ها به منظور تأمین اعتبار بیشتر، نتایج متغیرهایی که در جریان تحقیق اختلال بوجود می آوردند، بشرح زیر کنترل شدند: ۱- پرسشنامه هایی که توسط آزمودنی ها نامربوط پاسخ داده شده بودند و یا پاسخی در آن درج نشده بود، جمع آوری و کنار گذاشته شدند. ۲- به افرادی که در زمینه بُعد متغیر فنی اطلاعات کمی داشتند توضیحاتی در حین پخش پرسشنامه ها ارائه شد. ۳- توضیحات کلی در خصوص کلیت پژوهش به تمامی پاسخ دهندگان بصورت شفاهی داده شد. روش های آماری برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو روش زیر استفاده شد: ۱- روش های توصیفی از روش های آمار توصیفی برای محاسبه میانگین هر یک از مؤلفه های متغیرهای امکان سنجی و میانگین کل هر یک از متغیرهای اصلی امکان سنجی استفاده شد و فراوانی و درصد پاسخ ها نیز محاسبه و نتایج در جداول و شکل ها ارائه شدند. ۲- آزمون فرضیه ها برای آزمون فرضیه ها از روش های آمار استنباطی استفاده شد. در این رابطه برای تعین توزیع طبیعی و تجانس واریانس از آزمون کولموگروف استفاده شد. همچنین از آزمون تی استودنت برای امکان سنجی استقرار سیستم اطلاعات مدیریت استفاده شد. در ادامه برای رتبه بندی متغیرهای پژوهش و مؤلفه های امکانسنجی از آزمون فریدمن استفاده شده است. همانطور که قبلا هم اشاره شد برای انجام پیمایش، از سوالات بسته با پاسخ های مقیاس پنج طبقه ای لیکرت استفاده شد، که گزینه های آنها به ترتیب: نظری ندارم، کم، متوسط، زیاد، خیلی زیاد رتبه بندی شده اند و نمرات هر یک به ترتیب ۱و ۲و و۳ و ۴و ۵ می باشد. توضیح درباره دلیل انتخاب عدد ۳ بعنوان میانگین معیار امکان سنجی اینست که چنانچه در ایفاد میانگین مشاهده شده از نظر آماری تفاوت معنادار با این معیار باشد محقق نتیجه خواهد گرفت که امکان استقرار سیستم مدیریت اطلاعات در سازمان آموزش و پرورش در رابطه با هر یک از ابعاد سه گانه امکان سنجی اقتصادی ، فنی و عملیاتی وجود خواهد داشت. عدد سه به این دلیل انتخاب شد که اولاً معیار محقق، طیف پنج طبقه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد – متوسط – کم – خیلی کم یا نظری ندارم) و حد متوسط آن عدد ۳ می باشد و عدد ۵/۲ که میانگین ۱ تا ۵ است در این طیف قرار نمی گیرد. همچنین عدد ۳ عددی است که در این طیف میتوان بعنوان معیار پذیرش و یا رد متغیرها لحاظ گردد زیرا عدد ۵/۲ معیاری برای اثبات و یا رد فرضیه ها نمی تواند باشد و حکم ۵۰% را خواهد داشت و نمی توان فرضیه ها را با آن رد یا اثبات نمود. بر حسب تقسیم بندی درصدی “خیلی زیاد ۱۰۰% ؛ زیاد ۸۰% ؛ متوسط ۶۰% ؛ کم ۴۰% و خیلی کم یا نظری ندارم۲۰%” می باشد بنابراین می توان عدد سه را برای تائید و یا َرد H0 قرار داد زیرا اگر عدد ۵/۲ بعنوان معیار انتخاب شود ممکن است متغیری میانگین ۵/۲ بیاورد و نتوانیم H0 را رد و یا تایید نماییم. این عدد بصورت قراردادی در این تجزیه و تحلیل به عنوان عدد معیار قرار گرفت. فصل چهارم (تجزیه تحلیل داده ها) مقدمه در این فصل ابتدا آمار توصیفی برای محاسبه میانگین هر یک از مؤلفه های متغیر های امکان سنجی و میانگین کل هر یک از متغیر های اصلی امکانسنجی و فراوانی و درصد پاسخ ها و نتایج در جداول و شکل های مربوطه پس از گردآوری داده ها، تجزیه و تحلیل آنها و آزمون فرضیه با بهره گرفتن از نرم افزار مربوط ارائه شدند. در قسمت آمار توصیفی با بهره گرفتن از شاخص های مرکزی و پراکندگی همچون میانگین، میانه، کمترین و بیشترین و همچنین ترسیم نمودار به توصیف شاخص های آماری متغیرها پرداخته میشود. در ادامه نیز برای آزمون فرضیه ها و آمار استنباطی در رابطه برای تعین توزیع طبیعی و تجانس واریانس از آزمون کولموگروف استفاده شد و نتایج نشان داد که داده ها طبیعی و دارای تجانس واریانس بودند. همچنین از آزمون تی استودنت برای امکانسنجی استقرار سیستم اطلاعات مدیریت استفاده شد و با توجه به نتایج بدست آمده و جداول آنها مشخص گردید که امکان استقرار سیستم اطلاعات مدیریت از بُعد اقتصادی و عملیاتی وجود دارد اما از بعد فنی (تکنیکی) وجود ندارد. همچنین از لحاظ رتبه بندی و اولویت نسبت به مؤلفه های امکانسنجی، رتبه اول به مولفه عملیاتی، رتبه دوم به مولفه اقتصادی و رتبه سوم به مولفه فنی (تکنیکی) اختصاص یافت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف. تجربۀ حرفهای. مسیرهای تخصصی[۴۲] (شغلی) دانشگاهیان عبارتند از سرمایه گذاریهای بلندمدت در دانش، مهارت، و تخصص لازم در جهت دریافت مشوقهای بیرونی (جوایز و…)، احساس شناخته شدن، و وجهه میان همردیفان (شامل تشویق، رضایت درونی ناشی از حل مسئله). بسیاری از دانشگاهیان، صاحب تجربه در صنعت هستند که این تجربیات می تواند در همان مراحل اولیۀ مسیر تخصصی و شغلی آنها باشد؛ بعنوان مثال بعد از دریافت مدرک کارشناسی ارشد، یا طی مدتی که موقتاً از فعالیتهای دانشگاهی فاصله گرفته است. همچنین باید خاطر نشان کرد که بسیاری از دانشگاهیان مسیرهای شغلی چندگانه دارند که قسمتی در بخش دولتی و قسمتی نیز در بخش خصوصی میباشد. محققینی که زمان بیشتری از مسیر شغلیشان را در صنعت میگذرانند میتوانند بیشتر در فعالیتهایی که منجر به دریافت پتنت می شود مشارکت داشته باشند، نسبت به آنهایی که تجربۀ کمتری در این زمینه دارند و یا اصلاً تجربهای ندارند. بر این اساس، سه دلیل، برای اینکه تجربۀ صنعتی بیشتر، ادراک وجود مانع برای ارتباط داشتن با صنعت را کاهش میدهد قابل انتظار است: اول اینکه محققینی که دارای چند مسیر شغلیاند، طی تجربۀ کاریشان، بیشتر با هنجارهای فرهنگی صنعت، هماهنگ شده اند؛ دوم اینکه، این محققین، شبکه های اجتماعی مرتبط بیشتری نسبت به سایر محققین دارند که میتوانند از آنها برای شروع یک فعالیت تحقیقییا برای توسعه و اتمام آن، کمک بگیرند؛ و سوم اینکه آنها میتوانند موانع معاملهای را بهتر مدیریت کنند چراکه بعنوان یک فرد فعال در بخش خصوصی، امکان بیشتریدارد که از طرف سازمانهای خارج از دانشگاه به آنها پیشنهاداتی در مورد حقوق مالکیت فکریشان و نیز روابط قراردادی آتی شود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ب. تجربۀ تحقیقات تعاملی و مشترک با شرکای تجاری. این عامل، یکی از عوامل تأثیرگذار در تعامل دانشگاهیان با صنعتگران است. سرمایۀ ارتباطی محققین دانشگاهی با شرکای تجاری خود، به طور قابل توجهی با میزان مشارکت آنها در فعالیتهای انتقال دانش ارتباط دارد. دانش این محققین از بازار، فنآوری، و نیازهای مشتریان، که اثر زیادی بر شکل دادن نگرش و مهارتشان در کارآفرینی دارد اساساً از طریق تعاملات نزدیک با شرکای صنعتی آنها به دست می آید. به همین دلیل، انتظار باید داشت که محققینی با سابقۀ همکاری تحقیقاتی با صنعت، کمتر تحت تأثیر موانع محوری و معاملهای قرار گیرند. به این دلیل که این تجربه به آنها این فرصت را میدهد که یاد بگیرند چگونه از شرکای تجاری خود برای تحقیقاتشان و برای هدایت تحقیقاتشان به سمت آنچه صنعت میخواهد استفاده کنند. محققین ماهر در این زمینه، فعالیتهایمتداول و مشخصی در تعامل با صنعت دارند، یاد گرفتهاند با زبانی تحقیقات خود را بیان کنند که هم برای شرکای تجاریشان ارزشمند باشد و هم برای همکاران خود در دانشگاه. ج. اعتماد میان محققین دانشگاهی و شرکای تجاری آنها. روابط فردی و اعتمادمحور میان دانشگاهیان و شرکای تجاریشان، برای انجام فعالیتهای اثربخش انتقال دانش، بسیار مهم است. تعامل میان این دو گروه، معمولاً بصورت تبدیل تحقیقات اولیه و نارس دانشگاهی به فنآوریهای بازارگرا میباشد که البته تعهد دو طرف برای موفقیت این تلاش، ضروری است. در این حوزه، روابط بر پایۀ اعتماد، مخصوصاً برای تسهیل تبادل دانش و اطلاعاتی که سازماندهی آنها بسیار مشکل است بسیار اهمیت دارد. اعتماد، این دو بخش دانشگاهی و صنعتی را قادر میسازد تا تعهدات دوجانبه را در انجام پروژه ها رعایت کرده؛ و کمک می کند تا هر بخش، احساس کند در صورت بروز مشکل، با وی عادلانه رفتار خواهد شد.
عوامل تأثیرگذار بر محققین دانشگاهی برای تعامل با صنعت در بررسی تنوع ارتباط صنعت و دانشگاه میتوان کانالها و روشهایی که محققین دانشگاه با صنعت، تعامل دارند را چنین نام برد: مشاوره و قرارداد تحقیقات، تحقیقات مشترک، آموزش، فروش حق امتیاز اختراع، و تشکیل شرکتهای اقماریدانشگاهی است. در این میان، عوامل تأثیرگذار بر محققین دانشگاهی برای تعامل با صنعت شامل موارد زیر است: الف. ویژگیهای فردی محققین: تجربه تحقیقات تعاملی فرد با صنعت، وضعیت استادی فرد، سن ب. ویژگیهای واحد سازمانی در دانشگاهی که فرد محقق به آن تعلق دارد: کیفیت تحقیقات واحد دانشگاهی، درآمدهای تحقیقاتی واحد دانشگاهی ج. ویژگیهای دانشگاهی که محقق در آن در حال فعالیت است: میزان حمایت از توسعه منطقهای (که بوسیله تعداد رشتههای فنی مورد ارزیابی قرار میگیرد[۴۳])، و میزان مشارکت در فعالیتهای انتقال فنآوری (که بوسیله نسبت بودجه تحقیقاتی دانشگاه که صنعت آنرا تأمین میکند اندازهگیری میشود). نتایج تحقیق، حاکی از این است که خصوصیات فردی محقق، نسبت به ویژگیهای واحد سازمانی محقق یا ویژگیهای دانشگاهی که وی به آن تعلق دارد تأثیر بیشتری روی تعامل وی با صنعت دارد. بر این اساس، در مورد ویژگیهای فردی باید گفت هرچه تجربه تحقیقات تعاملی فرد، بیشتر باشد احتمال بیشتری برای تعامل با صنعت وجود دارد (تعاملات از انواع مختلف آن). همچنین، وضعیت استادی فرد نیز عامل تأثیرگذاری است. وضعیت استادی با چرخه شغلی فرد، مرتبط است؛ به این معنی که هرچقدر فردی، در چرخه شغلی خود در وضعیت بهتری قرار داشته باشد (وضعیت استادی: مربی، استادیار، دانشیار، پروفسور) تعامل بیشتری با صنعت برای فعالیتهای تجاریسازی دارد. سن فرد، برعکس ویژگیهای پیشین، اثر معکوسی بر تعامل دارد. در مورد ویژگیهای واحد سازمانی محقق باید متذکر شد که کیفیت تحقیقات واحد سازمانی، اثری بر احتمال تعامل محققین آن واحد با صنعت ندارد. این بررسی در مورد درآمدهای تحقیقاتی واحد دانشگاهی به ازای هر استاد، حاکی از تأثیر مثبت زیاد آن بر تعامل واحد سازمانی با صنعت است. در مورد ویژگیهای دانشگاهی نیز باید گفت که هیچکدام از دو گزینهای که در موارد بالا برای ویژگیهای دانشگاهی ذکر شدند تأثیری بر تعامل با صنعت ندارند (دیاِسته و پاتل، ۲۰۰۷، ۱۳۰۶).
رابطه میان شایستگی و میزان تعامل رابطۀ بین شایستگی (کیفیت) اعضای هیأت علمی و میزان تعامل آنها با صنعت، بر اساس رشته های مختلف، متفاوت است. این رابطه در رشته های مهندسی و فیزیک مانند مهندسی مکانیک و مهندسی تولید، در تمامی اشکال آن (تحقیقات مشارکتی، قرارداد تحقیقات، و مشاوره) و در تمامی سطوح شایستگی محقق (میزان شایستگی و تراز شایستگی محقق) مثبت است. این نتیجه، برای رشته های پزشکی و زیستفناوری نیز صادق است مخصوصاً هنگامی که با شرکتهای بزرگ، تعامل داشته باشند ولی برخلاف رشته های فنآوری محور که در بالا ذکر شد، این رابطه در محققین تراز اول، منفی است و آنها مشارکت کمتری با صنعت دارند. محققین تراز اول در این رشتهها از کمکهزینه های عمومی تحقیقات[۴۴]، بهره میبرند بنابراین کمتر تمایل دارند تا وارد تعامل با صنعت شده و منابع مالی، جذب کنند. در علوم اجتماعی، رابطۀ منفی بین شایستگی محقق و تعاملاتی که بیشتر عملیاتی هستند وجود دارد و محققین تراز اول، جذب روابطی با صنعت میشوند که کمتر عملیاتی بوده و اهداف آن بصورت مشارکتی تعریف شده باشد و نه یکجانبه (از طرف صنعت)؛ و بر عکس، تعامل محققین، هنگامی که اهداف، یکجانبه تعیین شده باشند (مانند قرارداد تحقیقات و مشاوره) با رتبۀ شایستگی محقق، رابطۀ عکس دارد. شواهد حاکی از این است که در این رشتهها محققین تراز اول، تمایل دارند در روابط مشورتی، مشارکت داشته باشند؛ بدین معنی که به دولت، مشورت دهند؛ و دولت نیز تمایل دارد که این محققین را برای اهداف مشاورهای، استخدام کند (پِرکمَن و دیگران، ۲۰۱۱، ۵۵۰ ـ ۵۴۸). تجاریسازی دانش و انتقال تکنولوژی، از جمله انواع ارتباطات هستند که ذیلاً ابعاد مختلف آنها و نحوه انجامشان بررسی خواهد شد.
دانشگاه و تجاریسازی دانش از دانشگاهها انتظار میرود نقش فعالی در تجاریسازی و انتقال دانش و فناوری به صنعت، ایفا کنند. هرچه دانشگاهها بیشتر به ابزارهای حمایت از کارآفرینی تجهیز گردند و بستر مناسبتری برای تجاریسازی ایده ها و انتقال فناوریهای تولید شده ایجاد نمایند در انجام رسالت خود موفقتر خواهند بود. در حال حاضر در سطح دانشگاه های کشور نهادهای مختلفی در ارتباط باتجاریسازی نتایج تحقیقات و کارآفرینی دانشگاهی ایفای نقش می کنند که عبارتند از دفاتر ارتباط باصنعت، مراکز کارآفرینی، مراکز رشد و پارکهای علمی. البته این نهادها و ساختارها ممکن است در دانشگاه های مختلف، اسامی متفاوتی داشته باشند. با وجود ساختارهای حمایت از کارآفرینی در دانشگاهها همچنان حضور شرکتهای فناوریمحور منشعب از دانشگاهها را کمرنگ میبینیم در حالیکه ایجاد شرکتهای انشعابی دانشگاهی در بسیاری از منابع، مؤثرترین سازوکار انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت معرفی شده است. همچنین این روش تجاریسازی، از سایر روشها مثلاً اعطای امتیاز بهره برداری از فناوری، برای دانشگاه، منافع بیشتری در پی دارد (جبلعاملی و آزادگانمهر، ۱۳۸۹، ص. ۱۶-۱۵). مهمترین موانع تجاریسازی دانش و کارآفرینی دانشگاهی را میتوان چنین برشمرد: «بوروکراسی و عدم انعطاف سیستم مدیریت دانشگاه»، «عدم وجود ارتباطات و شبکه هایی میان سرمایه گذاران، فعالان صنعت و دانشگاهیان»، «فرهنگ متفاوت فعالان صنعت و دانشگاهیان»، «قوانین ضعیف حفاظت از دارایی های فکری در سطح ملی»، «وابسته بودن دانشگاه به بودجه های دولتی»، «عدم شناخت دانشگاه از نیازها و اولویتهای بخش کسب و کار»، «عدم احساس نیاز و فقدان انگیزه برای تجاریسازی دانش»، «منافع متفاوت فعالان صنعت و دانشگاهیان»، «عدم حمایتهای مالی دانشگاه از پژوهشگران برای بهره برداری از دانش تولید شده توسط آنها»، «انگیزه های متفاوت فعالان صنعت و دانشگاه»، «اختصاص منابع ناکافی برای انتقال فناوری»، «فقدان آگاهی فعالان صنعت از فناوریهای تولید شده در دانشگاه»، «ناکافی بودن سهم استادان از درآمدهای حاصل از تجاریسازی دانش»، «فقدان حمایتهای فیزیکی (تجهیزات و فضا) دانشگاه از پژوهشگران»، «عدم آشنایی پژوهشگران دانشگاه با مهارت های کسب و کار»، «فقدان بخشی ویژه در دانشگاه به منزله متصدی تجاریسازی دانش (دفتر انتقال فناوری) با کارکنانی ماهر در این فراگرد»، «عدم آزادی عمل استادان برای مشارکت در فعالیتهای کسب و کار»، «ذهنیت عمومی (غیر انتفاعی) بودن دانشگاهها و لزوم انتشار نتایج پژوهشهای آن»، «نگرش منفی دانشگاهیان در مورد درگیر شدن در فعالیتهای کسب و کار»، «کیفیت پایین دانش و فناوری تولید شده در دانشگاه»، «عدم آگاهیپژوهشگران دانشگاه از حقوق مالکیت فکری»، «انتظارات غیر واقعبینانه استادان یا مدیران دانشگاه در مورد ارزش فناوریهای خود» (پورعزّت، قلیپور و ندیرخانلو، ۱۳۸۹، ص. ۷۳).
مکانیسم انتقال فنآوری از دانشگاه به صنعت این مکانیسمها به دو نوع رسمی و غیر رسمی قابل تقسیم است. مکانیسمهای رسمی شامل: قراردادهای اعطای لیسانس، تحقیقات مشترک، و شرکتهای مشترک دانشگاهمحور[۴۵]میباشد (سیِجِل و فان[۴۶]، ۲۰۰۵، ص. ۳۸ـ۱).به همین طریق، میتوان انوع غیر رسمی انتقال فنآوری از دانشگاه به صنعت، از طریق اعضای هیأت علمی دانشگاه را نیز چنین نام برد: انتقال دانش، چاپ و انتشار آثار مشترک با صنعت، و مشاوره (سیِجِل و دیگران، ۲۰۰۴، ص. ۱۴۲ـ۱۱۵). بر اساس یک تحقیق به عمل آمده مشخص شده است که اعضای هیأت علمی مرد نسبت به اعضای هیأت علمی زن، تمایل بیشتری به برقراری روابط غیر رسمی از نوع انتقال دانش تجاری و مشاوره دارند. نتیجۀ دیگر این تحقیق، گویای این واقعیت است که تفاوت قابل ملاحظهای میان اعضای هیأت علمی رسمی و غیر رسمی[۴۷] در برقراری ارتباط از هر کدام از انواع ذکر شدۀ ارتباط غیر رسمی وجود دارد؛ و هرچه مدت زمانی که یک عضو هیأت علمی، رسمی است زیادتر باشد تمایل وی به برقراری ارتباط از تمامی سه نوع یاد شده نیز بیشتر خواهد بود؛. و آخرین نتیجهای که این تحقیق به آن دست یافته این است که اعضای هیأت علمیای که زمان بیشتری را در تحقیقات وابسته به گرَنت[۴۸] سپری می کنند تمایل بیشتری به داشتن ارتباط غیر رسمی از نوع انتقال دانش تجاری و چاپ و انتشار آثار مشترک با صنعت دارند (لینک[۴۹] و دیگران، ۲۰۰۶، ص. ۱، ۱۴ـ۱۳).
فرایند انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت پیش از پرداختن به فرایند انتقال تکنولوژی، لازم است مراجع ذینفع کلیدی در انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت، ذکر شود. این مراجع عبارتند از: ۱ ـ دانشمندان و دانشجویان دانشگاه که فناوریهای جدید را کشف می کنند؛ ۲ ـ مدیران و کارکنان فناوری دانشگاه که رابط بین دانشمندان آکادمیک و صنعت هستند و دارایی های فکری دانشگاه را مدیریت می کنند؛ ۳ ـ کارآفرینان و شرکتهایی که فناوریهای دانشبنیان را تجاریسازی می کنند. البته موارد یاد شده لیست کاملی از آنان نیست. بعنوان مثال، دولت نیز که تأمین مالی بسیاری از پروژه های دانشگاهی را بر عهده دارد می تواند بعنوان ذینفع در نظر گرفته شود. شروع فرایند انتقال تکنولوژی از زمانی است که یک دانشمند، اختراع خود را در دفتر انتقال فناوری، افشا می کند. در اینجاست که مقامات دانشگاه باید در مورد ثبت حق امتیاز این نوآوری[۵۰]، برای حفاظت از دارایی فکری خود، تصمیم گیری کنند و این امر، هزینۀ زیادی در برخواهد داشت. زیرا باید پتانسیل تجاریسازی آن توسط دفاتر انتقال فناوری[۵۱] بررسی شود. از آنجا که بیشتر دانشگاهها بودجۀ اندکی برای ثبت حق امتیازها دارند باید تصمیم اساسی اتخاذ نمایند. به ویژه هنگامی که دانشگاه به دنبال یک حفاظت جهانی برای حق امتیاز باشد، هزینۀ بسیار بالایی را متحمل خواهد شد. دانشگاه می تواند حفاظت ملی امتیاز را درخواست نماید چراکه فناوری را با هزینۀ کمتری، محافظت می کند. هنگامی که حق امتیاز، اعطا شد برخی اوقات، این دفاتر میتوانند به همراه هیأت علمی، به بازاریابی فناوری اقدام کنند. اعضای هیأت علمی میتوانند در فرایند شناسایی شرکتهای بالقوۀ امتیازپذیر، مشارکت داشته باشند. مرحلۀ بعد شامل کار با شرکتهای خصوصییا کارآفرینان نوپا (تازهتأسیس) برای مذاکره در مورد یک توافقنامۀ حق امتیاز برای دارایی فکری است. این توافقنامه می تواند شامل منافعی مانند مجوز حق امتیاز یا سهمی در شرکتهای تازهتأسیس برای دانشگاه باشد. در آخرین مرحله، فناوری تبدیل به محصول تجاری می شود. دانشگاه ممکن است ارتباط کاری خود را با شرکت، با ارائۀ منابع جدید به منظور فعال نگاه داشتن توافقنامۀ جاری ادامه دهد. بعلاوه ممکن است اعضای هیأت علمی بعنوان مشاوران فنییا اعضای هیأت مدیره و دارای سهم در شرکت تازهتأسیس، فعالیت نمایند (طالبی و زارع یکتا، ۱۳۸۷، ص. ۱۱۶-۱۲۰).
ارتباط متقابل دانشگاه، صنعت و دولت ۲ ـ ۱۷ ـ ۱ ـ ضرورت برقراری ارتباط توسعه دانشگاهی، یک مسیر طولانی را از «دانشگاه آموزشمحور یا همان نسل اول» که صرفاً فعالیت آموزشی داشته؛ تا «دانشگاه تحقیقمحور یا نسل دوم» (که از آن بعنوان انقلاب اول دانشگاه یاد می شود)؛ و از دانشگاه تحقیقمحور تا «دانشگاه کارآفرین یا نسل سوم» طی کرده است (که از آن بعنوان انقلاب دوم دانشگاه یاد می شود). انقلاب اول، طییک توسعه و تغییر درونی که در گروه های تحقیقاتی دانشگاه صورت گرفت بوجود آمدند که به این گروه ها «شبه شرکت[۵۲]» گویند و اساس آنها همان دریافت هزینه های تحقیقاتی در یک محیط رقابتی بود. انقلاب دوم، مربوط است به شرکت دانشگاهیان در فرایند انتقال تکنولوژی به شرکتها و مؤسسات تجاری از طریق مکانیسمهایی که به همین منظور در دانشگاه، طراحی شده اند (اِتزکوویتز، ۲۰۰۳، ص. ۳۱۸ـ۳۱۷). در اقتصاد مبتنی بر دانش، دانشگاهها علاوه بر مأموریتهای آموزشی و تحقیقاتی، مأموریت سوم خود یعنی مشارکت فزایندهتر در نوآوری و توسعۀ فناوری را عهدهدار شده اند. بنابراین شبکه های جدید وابسته به دانشگاهها در حال رشد میباشند و دانشگاهها با توجه به ظرفیتهایی که به عنوان نهاد تولید و توزیعکنندۀ دانش دارند به صورت دانشگاه های کارآفرین نقش اساسی را در نوآوری صنعتی و توسعۀ تکنولوژی ایفا می کنند. تحقیقات جهانی بیانگر آن است که پیشرفت فناوری، صرفاً به عملکرد داخلی بنگاهها وابسته نیست و شدیداً متأثر از کنش متقابل و روابط متعامل بنگاهها با دانشگاهها و سایر سازمانهای مرتبط میباشد. در ایران، ضعیف بودن ارتباط دانشگاه با صنعت، علاوه بر دلایل ساختاری که به اصل وجودی دانشگاهها و صنایع و عدم وابستگی آنها به یکدیگر، و ساختارهای کلان اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی برمیگردد از نبود حلقههای واسط و فصل مشترک و فرایند مدیریتی حاکم بر ارتباط دو بخش در سطوح کلان و خرد نیز ناشی می شود به طوری که ارتباط غیر مستمر و غیر نظاممند این دو حوزه، تأثیر زیادی بر روند توسعۀ فنآوری و صنعتی کشور داشته و به طریق اولی روند توسعۀ پایدار ملی و استفادۀ بهینه از منابع انسانی و غیر انسانی را دچار نارسایی کرده است (باقرینژاد، ۱۳۸۷، ص. ۱-۲). با توجه به توضیحات و کمبودهای ذکر شده، میتوان به مدل سهبخشی (دانشگاه ـ صنعت ـ دولت) اشاره نمود. این مدل، ساختاری است برای تشکیلات سازمانی و ایجاد اشکال جدید سازمانی برای تشویق خلاقیت. در سیستم مارپیچ سهگانه (مدل سهبخشی)، نوعاً دانشگاه، صنعت و دولت، وارد یک ارتباط دوطرفه با هم میشوند که در آن، هر طرف، در حال تلاش برای بهبود عملکرد دیگری است. به عنوان مثال، دانشگاهها، شرکتها و دولتها در یک منطقه ممکن است وارد مذاکراتی برای بهبود اقتصاد آن منطقه، بستن پیمانهایی برای توسعۀ رشد اقتصادی، یا تأسیس شورای تکنولوژی شوند. نتیجتاً این مناطق (دولت منطقهاییا شهرداری) میتوانند فرایند احداث کارخانجات را تسریع کنند؛ دانشگاهها میتوانند عهدهدار تربیت دانشجویان بیشتری برای مشارکت در اقتصاد منطقه شوند؛ و شرکتها میتوانند با تأمینکنندگان جدید وارد مذاکره گردند. همچنانکه هر یک با دیگری مشارکت دارد ولی هر بخش نقش اولیۀ خود و موجودیت متمایز خود را حفظ می کند. نقش اساسی دانشگاه، تولید و اشاعۀ دانش خواهد ماند و این بخش، به مأموریت خود در اجتماعی کردن جوانان و اشاعۀ دانش ادامه میدهد. همینطور دولت، ضامن نهایی قوانین اجتماعی برای این ساختار، و صنعت نیز، منبع اصلی فعالیت تولیدی است. تعاملات دوطرفه میان دانشگاه ـ دولت، دانشگاه ـ صنعت، و دولت ـ صنعت، در راستای ایفای این نقشها افزایش مییابد. همچنانکه موجودیت اصلی هر بخش، حفظ می شود این موجودیت با ارتباط با سایر بخشها بهبود مییابد. بنابراین دانشگاه علاوه بر آموزش سازمانها در مراکز رشد، افراد را نیز در کلاسها آموزش میدهد. بعلاوه همانطور که دانشگاه در فرایند انتقال فنآوری درگیر است بعنوان منبع تولید محصول جدید ـ که بطور معمول، کارکرد بخش صنعت است ـ نیز ایفای نقش می کند. دانشگاه کارآفرین که برای اولین بار بوسیلۀ دانشگاه MIT معرفی شد در توسعۀ اقتصادی و اجتماعی منطقۀ فعالیتش مشارکت می کند. کارآفرینی بعنوان یک مأموریت دانشگاهی، با آموزش و تحقیقات پیوند میخورد. همچنانکه دانشگاه، نقش کارآفرینی خود را ایفا می کند طبیعتاً بیشتر به بخش صنعت، نزدیک می شود (اِتزکوویتز، ۲۰۰۸، ص. ۱۰ـ۸). طبق این تئوری، تعامل این سه بخش، اصلی است برای بهبود شرایط نوآوری در جامعۀ دانشبنیان. صنعت، در این ارتباط، محلیاست برای تولید؛ دولت، جایگاهی برای تضمین تعاملات و مراودات پایا و باثبات؛ و دانشگاه به عنوان منبع دانش و فنآوری جدید، و تولیدکنندۀ اقتصاد دانشبنیان در حال فعالیت است (اِتزکوویتز، ۲۰۰۳، ص. ۲۹۴). در این ترکیب و ساختار جدید، دانشگاه علاوه بر نقش معمول و سنتیاش به عنوان تأمینکنندۀ نیروی انسانی آموزش دیده و مولد دانش بنیادی، بصورت منبعی برای تشکیل بنگاه اقتصادی، توسعۀ فناوری و توسعۀ ناحیهای، ایفای نقش مینماید. عموماً گسترش نقش دانش در اجتماع و توسعۀ نقش دانشگاه در اقتصاد، بر اساس روابط مارپیچ سهگانۀ دانشگاه، صنعت و دولت تحلیل می شود. وقتی این سه بخش، برای توسعۀ اقتصادی در تحقیقات دانشگاهی مشارکت می کنند شبکۀ تعاملی مارپیچها ایجاد می شود. از طریق این یکپارچگی و همگرایی سه حوزۀ مذکور، فراتر از مأموریتهای آموزشی و پژوهشی معمول، دانشگاه های کارآفرین شکل میگیرند. در این مدل، مأموریت توسعۀ اقتصادی به طور فزاینده به ایجاد دانش پایه و تولید سیستماتیک نوآوری علمی اضافه می شود. در این روند، حتی اگر جزء کوچکی از نوآوریهای دانشگاهی، با بودجۀ تحقیق و توسعۀ دولت و از طریق امکانات مراکز رشد و مراکز کارآفرینی، عملاً از سوی صنعت به کار گرفته شود یک مرحله از تشکیل بنگاه، تحقق یافته است. این مدل، نوآوری و تشکیل کسب و کارهای جدید را ارتقا میبخشد. این ساختار، به طور فزایندهای از نظر وظایف و نقش، متفاوت از مدل نوآوری است که قبل از ظهور توسعۀ اقتصادی و اجتماعی مبتنی بر دانش، وجود داشته است. برای مثال اگرچه یک دانشگاه ممکن است مرکز رشدی بر اساس ظرفیتهای درونی خود ایجاد کند عمل نوپروری و رشد، به عنوان یک سرمایهگذاریمشارکتی بین یک یا چند دانشگاه، یک سازمان دولتی مجاور و کنسرسیوم مؤسسات مالی علاقهمند به افزایش نوآوری هر ناحیه، می تواند سازماندهی شود. طی دو دهۀ گذشته، تولید دانش دانشگاهی، عاملی ساختاری در فرایندهای نوآوری مبتنی بر علم است. سازوکارهای سازمانی مربوط، اغلب، توسعهای از دفاتر اعطای لیسانس فناوری و واحدهای فصل مشترک و واسط مشابه میباشند که به عنوان میانجی بین دانشگاهها و بنگاههای موجود فعالیت دارند. این ساختارهای جدید به طور مستقیم با فعالیتهای آموزشی، تحقیقاتی و مشاورهای دانشگاه پیوند دارند و آنها را در جهت نوآوری صنعتی توسعه می دهند. از نمونۀ ساختارهای فصل مشترک میتوان به پارکهای علمی، تحقیقاتی و فناوری، مراکز تحقیقات و آموزش اشتراکی و… اشاره کرد که علاوه بر آنکه تسهیلگر امر یکپارچگی علم و فناوریاند، اشتغالزا نیز میباشند (باقرینژاد، ۱۳۸۷، ص. ۴).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۸۸/۰
تائید
شاخص برازش تطبیقی
CFI
بزرگتر از ۸/۰باشد
۹۱/۰
تائید
شاخص برازش افزایشی
IFI
بزرگتر از ۸/۰باشد
۹۱/۰
تائید
جدول ۴-۱۴. شاخص های معنی داری و برازش مدل با توجه به نتایج بدست آمده می توان گفت که مدل تحقیق از نظر شاخص های معنی داری و برازش مورد تائید است. ۴-۵ آزمون فرضیه ها فرضیه ۱. اعتبار درک شده نسبت به رزرو اینترنتی هتل برنگرش فرد به این نوع رزرو تاثیر می گذارد. با توجه به مدل تحقیق در حالت اعداد معنی داری، مشاهده می شود که میزان آماره ی t بین دو متغیر اعتبار درک شده نسبت به رزرو اینترنتی هتل و نگرش فرد برابر با ۰۴/۲ است.(نمودار ۴-۱۵) و از آن جا که این مقدار در خارج از بازه ی ]۹۶/۱&96/1- [قرار دارد این فرضیه تایید می شود . با توجه به ضریب استاندارد هم می توان گفت که میزان تاثیر اعتبار درک شده نسبت به رزرو اینترنتی هتل برنگرش فرد به این نوع رزرو برابر با ۲۰/۰ است. (نمودار ۴-۱۴) فرضیه ۲. اعتماد فرد به رزرو اینترنتی هتل تاثیر مثبتی بر نگرش به این نوع رزرو می گذارد . با توجه به مدل تحقیق در حالت اعداد معنی داری، مشاهده می شود که میزان آماره ی t بین دو متغیر اعتماد فرد به رزرو اینترنتی هتل و نگرش فرد برابر با ۸۵/۳ است. (نمودار ۴-۱۵) و از آن جا که این مقدار در خارج از بازه ی ]۹۶/۱&96/1- [قرار دارد این فرضیه تایید می شود . با توجه به ضریب استاندارد هم می توان گفت که میزان تاثیر اعتماد فرد نسبت به رزرو اینترنتی هتل برنگرش فرد به این نوع رزرو برابر با ۴۳/۰ است. (نمودار ۴-۱۴) فرضیه ۳. سازگاری فرد نسبت به رزرواینترنتی هتل برنگرش نسبت به این نوع رزرو تاثیر می گذارد. با توجه به مدل تحقیق در حالت اعداد معنی داری، مشاهده می شود که میزان آماره ی t بین دو متغیر سازگاری فرد نسبت به رزرو اینترنتی هتل برنگرش فرد برابر با ۱۱/۳ است. (نمودار ۴-۱۵) و از آن جا که این مقدار در خارج از بازه ی ]۹۶/۱&96/1- [قرار دارد این فرضیه تایید می شود . با توجه به ضریب استاندارد هم می توان گفت که میزان تاثیر سازگاری فرد نسبت به رزرواینترنتی هتل برنگرش نسبت به این نوع رزرو برابر با ۲۳/۰ است. (نمودار ۴-۱۴) فرضیه ۴ . ادراک فرد از سودمندی رزرو اینترنتی هتل به صورت مثبت تحت تاثیر سهولت درک شده از این نوع رزرو قرار می گیرد. با توجه به مدل تحقیق در حالت اعداد معنی داری، مشاهده می شود که میزان آماره ی t بین دو متغیر ادراک فرد از سودمندی رزرو اینترنتی هتل و سهولت درک شده برابر با ۹۳/۱۹ است. (نمودار ۴-۱۵) و از آن جا که این مقدار در خارج از بازه ی ]۹۶/۱&96/1- [قرار دارد این فرضیه تایید می شود . با توجه به ضریب استاندارد هم می توان گفت که میزان تاثیر ادراک فرد از سودمندی رزرو اینترنتی هتل از سهولت درک شده به این نوع رزرو برابر با ۹۰/۰ است. (نمودار ۴-۱۴) فرضیه ۵ . نگرش فرد به انجام رزرو اینترنتی هتل به صورت مثبت تحت تاثیرادراک وی از سهولت انجام این نوع رزرو قرار می گیرد. با توجه به مدل تحقیق در حالت اعداد معنی داری، مشاهده می شود که میزان آماره ی t بین دو متغیر نگرش فرد به انجام رزرو اینترنتی هتل و ادراک وی از سهولت انجام این نوع رزرو برابر با ۰۳/۳ است. (نمودار ۴-۱۵) و از آن جا که این مقدار در خارج از بازه ی ]۹۶/۱&96/1- [قرار دارد این فرضیه تایید می شود . با توجه به ضریب استاندارد هم می توان گفت که میزان تاثیر سهولت انجام رزرو اینترنتی هتل نگرش فرد به این نوع رزرو برابر با ۲۹/۰ است. (نمودار ۴-۱۴) فرضیه ۶ . نگرش فرد به انجام رزرو اینترنتی هتل به صورت مثبت تحت تاثیرادراک وی از سودمندی انجام این نوع رزرو قرار می گیرد. با توجه به مدل تحقیق در حالت اعداد معنی داری، مشاهده می شود که میزان آماره ی t بین دو متغیر نگرش فرد به انجام رزرو اینترنتی هتل وادراک وی از سودمندی انجام این نوع رزرو برابر با ۴۴/۶ است. (نمودار ۴-۱۵)و از آن جا که این مقدار در خارج از بازه ی ]۹۶/۱&96/1- [قرار دارد این فرضیه تایید می شود . با توجه به ضریب استاندارد هم می توان گفت که میزان تاثیر ادراک ازسودمندی رزرو اینترنتی هتل بر نگرش فرد به این نوع رزرو برابر با ۸۳/۰ است. (نمودار ۴-۱۴) فرضیه ۷ . نیت فرد به انجام رزرو اینترنتی هتل به صورت مثبت تحت تاثیرنگرش وی از رزرو اینترنتی هتل قرار می گیرد. با توجه به مدل تحقیق در حالت اعداد معنی داری، مشاهده می شود که میزان آماره ی t بین دو متغیر نیت فرد به انجام رزرو اینترنتی هتل و نگرش وی از رزرو اینترنتی هتل برابر با ۲۱/۳ است. (نمودار ۴-۱۵) و از آن جا که این مقدار در خارج از بازه ی ]۹۶/۱&96/1- [قرار دارد این فرضیه تایید می شود . با توجه به ضریب استاندارد هم می توان گفت که میزان تاثیر نگرش بر نیت فرد به انجام رزرو اینترنتی هتل برابر با ۲۴/۰ است. (نمودار ۴-۱۴) فرضیه ۸ . نیت فرد به انجام رزرو اینترنتی هتل به صورت مثبت تحت تاثیر ادراک وی از سودمندی رزرو اینترنتی هتل قرار می گیرد. با توجه به مدل تحقیق در حالت اعداد معنی داری، مشاهده می شود که میزان آماره ی t بین دو متغیر نیت فرد به انجام رزرو اینترنتی هتل و ادراک فرد از سودمندی رزرو اینترنتی هتل برابر با ۱۶/۵ است. (نمودار ۴-۱۵) و از آن جا که این مقدار در خارج از بازه ی ]۹۶/۱&96/1- [قرار دارد این فرضیه تایید می شود . با توجه به ضریب استاندارد هم می توان گفت که میزان تاثیر ادراک فرد از سودمندی بر نیت فرد نسبت رزرو اینترنتی هتل برابر با ۵۴/۰ است. (نمودار ۴-۱۴) پس از بررسی آزمون فرضیات ، تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم هریک از متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته تحقیق محاسبه شد . هر متغیر دارای دو اثر مستقیم و غیرمستقیم است که از مجموع آنها اثر کلی متغیر به دست می آید . اثرات مستقیم و غیرمستقیم و کلی متغیرهای مستقل تحقیق بر تمایل به خرید الکترونیکی در جدول ۴-۱۵ منعکس شده است . براین اساس می توان بیان کرد که : مؤثرترین متغیرها بر تمایل به استفاده از رزرو اینترنتی هتل به ترتیب عبارتند از : سودمندی درک شده ، نگرش ، اعتماد ، سهولت استفاده ، سازگاری و اعتبار .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
متغیرهای مستقل
تاثیرات مستقیم
تاثیرات غیرمستقیم
تاثیرات کلی
اعتبار
–
۰۴۸/۰
۰۴۸/۰
اعتماد
–
۱۰۳۲/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۳-۸) قاعده توقف………………………………………………………………………………………………………..۸۳ ۴-۳ الگوریتم حرکت جمعی پرندگان ……………………………………………………………………………………..۸۴ ۴-۴ حرکت دسته جمعی ذرات ………………………………………………………………………………………………۸۶ ۴-۵ مفاهیم پایه الگوریتم…………………………………………………………………………………………………………۸۸ ۴-۶ رابطه بروز رسانی سرعت…………………………………………………………………………………………………..۸۸ ۴-۷ رابطه بروز رسانی موقعیت………………………………………………………………………………………………….۹۲ ۴-۸ گامهای الگوریتم……………………………………………………………………………………………………………..۹۳ ۴-۹ شبه کد الگوریتم……………………………………………………………………………………………………………….۹۳ ۴-۱۰)طراحی الگوریتم پیشنهادی………………………………………………………………………………………………۹۴ ۴-۱۰) تنطیمات پارامترها و شرایط اجرای الگوریتم ها……………………………………………………………………۹۹ ۴‐۱۱) ساختار مسائل…………………………………………………………………………………………………………………۹۹ ۴‐۱۲)مسائل با ابعاد کوچک و متوسط…………………………………………………………………………………………۱۰۰ ۴-۱۳) نتایج آزمایشات……………………………………………………………………………………………………………..۱۰۰ ۴-۱۴ مسائل با ابعاد بزرگ…………………………………………………………………………………………………………۱۰۷ ۴-۱۵ جمع بندی………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۹ فصل۵- نتیجه گیری و پیشنهادات آتی……………………………………………………………..۱۱۳-۱۱۰ ۵-۱) نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۱ ۵-۲) پیشنهادات آتی ………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۳ منابع……………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۱۵ فهرست جداول جدول ۱-۱- تعدادی از معیارهای کارایی زمان بندی………………………………………………………………..۴ جدول ۳-۱.موعد تحویل و وزنهای زود کرد و دیرکرد……………………………………………………………۵۴ جدول ۳-۲ زمان پردازش کارها ………… ………………………………………………………………………………۵۴ جدول۳-۳ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۱…………………………………………………………………..۵۴ جدول۳-۴ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۲…………………………………………………………………..۵۵ جدول۳-۴ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۳…………………………………………………………………..۵۵ جدول ۳-۵- محاسبه تعداد متغیرها و محدودیت ها ………………………………………………………………۵۳ جدول۴-۱: انتخاب کروموزومها با بهره گرفتن از مدل چرخ رولت………………………………………………..۷۲ جدول۴-۲: مشکلات ممکن در مدل چرخ رولت…………………………………………………………………..۷۴ جدول۴-۳ وزن زود کرد و وزن دیر کرد و موعد تحویل و زمان پردازش برای ۵j2m………………100 (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
جدول۴-۴ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۱…………………………………………………………………..۱۰۱ جدول۴-۵ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۲……………………………………………………………………۱۰۱ جدول۴-۶ نتایج مربوط به مسئله ۵ کار و ۲ ماشین به تفکیک روشها………………………………………۱۰۱ جدول۴-۷ وزن زود کرد و وزن دیر کرد و موعد تحویل و زمان پردازش برای ۵j3m……………….102 جدول ۴-۸ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۱………………………………………………………………….۱۰۲ جدول ۴-۹ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۲………………………………………………………………….۱۰۲ جدول ۴-۱۰ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۳………………………………………………………………..۱۰۳ جدول ۴-۱۱ نتایج مربوط به مسئله ۵ کار و ۳ ماشین………………………………………………………………۱۰۳ جدول۴-۱۲ وزن زود کرد و وزن دیر کرد و موعد تحویل و زمان پردازش برای ۸j2m……………….103 جدول۴-۱۳ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۱…………………………………………………………………..۱۰۴ جدول۴-۱۵ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۲…………………………………………………………………..۱۰۵ جدول ۴-۱۶ نتایج مسئله ۸ کار و ۲ ماشین به تفکیک روشها……………………………………………………..۱۰۵ جدول۴-۱۷ وزن زود کرد و وزن دیر کرد و موعد تحویل و زمان پردازش برای ۸ کارو۳ ماشین …..۱۰۵ جدول۴-۱۸ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۱…………………………………………………………………..۱۰۵ جدول۴-۱۹ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۲ ………………………………………………………………….۱۰۵ جدول۴-۲۰ زمان آماده سازی کارها روی ماشین ۳ ………………………………………………………………….۱۰۵ جدول ۴-۲۱ نتایج مسئله ۸ کار و ۳ ماشین به تفکیک روشها……………………………………………………..۱۰۶ جدول ۴-۲۲ نتایج مسئله ۱۰ کار و ۳ ماشین………………………………………………………………………۱۰۷ جدول ۴-۲۳ نتایج مسئله ۵۰ کار و ۱۰ ماشین……………………………………………………………………..۱۰۸ جدول ۴-۲۴ نتایج مسئله ۵۰ کار و ۲۰ ماشین……………………………………………………………………..۱۰۸
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۷-۴-۱- خصوصیات ترمینال های تبدیل LNG جهت انتخاب و احداث ترمینال های تبدیل مجدد گاز LNG فاکتورهای مهمی وجود دارد که عبارتند از : امکان دسترسی به دریا و آب های آزاد شرایط لازم و ایمن جهت پهلو گرفتن کشتی مجاورت با شبکه توزیع و نواحی عمده مصرف فاصله مناسب از مناطق مسکونی و هرگونه فعالیتهای انسانی رعایت مسائل زیست محیطی داشتن معیار های لازم برای حفظ ایمنی
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
حفظ ایمنی تانکرهای ذخیره ساز LNG تانکرهای ذخیرهسازی LNG سهم عمده هزینه ترمینالهای ساحلی جدیدالاحداث را به خود اختصاص میدهند. اندازه این تانکرها از ۹۸۰۰۰-۴۰۰۰۰ متر مکعب در ۱۰ سال پیش به ۱۸۰۰۰۰ متر مکعب در سالهای اخیر افزایش یافته است. در تصویر (۲-۴) مراحل کامل زنجیره LNG از «مبدا تولید» به «مقصد مصرف» که تاسیسات مجدد تبدیل LNG میباشد قابل مشاهده است. تصویر (۲-۴) مراحل کامل زنجیره تولید LNG منبع: www.Wood Mackenzie.com (2005) ۲-۸-هزینه احداث تاسیسات LNG احداث زنجیره LNG بسیار سرمایه بر بوده و نیازمند سرمایه گذاری های داخلی و خارجی است. برآورد کل هزینه های احداث تاسیسات تولید یک واحد LNG، کاری دشوار و نیازمند محاسبات دقیق و برآورد کامل تمامی بخش ها با توجه به شرایط پیش رو می باشد . امکان سنجی اقتصادی احداث یک زنجیره تولید LNG تحت تاثیر عواملی چون هزینه تولید گاز(بخشبالادستی) ، هزینه تاسیسات مایع سازی، محل احداث آن، نزدیکی به مراکز صنعتی، تامین امکانات و قطعات و نیز تکنولوژی مورد استفاده ، هزینه های حمل و نقل، تولید یا خرید کشتی حمل کننده و هزینه احداث تاسیسات تبدیل مجدد گاز در مقصد است، که در مجموع برآورد دقیق آن را امکان پذیر نمیسازد و در مناطق مختلف دنیا و با توجه به در نظر گرفتن تمامی شرایط جغرافیایی ، اقتصادی، سیاسی و …متغیر می باشند ولی بهطور کلی می توان گفت که از چهار جزء اصلی زنجیره LNG هر کدام به چه میزان از هزینه ها را به خود اختصاص می دهند . ۱- تولید گاز : از محل تولید گاز تا تاسیسات مایع سازی LNG که شامل فرآوری گاز و لوله کشی مربوط به آن است که حدود ۱۵ تا۲۰ درصد درصد هزینه ها را به خود اختصاص می دهد . ۲ - تاسیسات مایع سازی : این بخش که شامل فرایند مایع سازی ، بازیافت میعانات گازی ، بارگیری و ذخیره سازی LNG می باشد ۳۰ تا ۴۵ درصد هزینه ها را به خود اختصاص میدهد و می توان گفت پرهزینهترین بخش این زنجیره است. در حال حاضر برای ساخت تاسیسات مایع سازی با ظرفیت ۱۰ میلیون تن در سال هزینهای در حدود ۷ میلیارد دلار خواهد داشت که این تخمین براساس پروژهای با ظرفیت تولید ۱۰ میلیون متر مکعب LNG در سال میباشد که در Vladivostok روسیه توسط شرکت Gazprom در سال ۲۰۱۶ به بهره برداری خواهد رسید. ۳ - حمل و نقل : حمل توسط کشتی های مخصوص حمل LNG 10 تا ۳۰ درصد هزینه این زنجیره را تشکیل می دهند. علاوه بر هزینه ساخت یا تولید کشتی، هزینه انتقال LNG به ازای هر میلیون بی تی یو، در مسافتهای مختلف متفاوت است.جدول(۲-۳) هزینههای انتقال مربوط به یک کشتی مترمکعبی۱۵۰۰۰۰ را نشان می دهد. در حال حاضر هزینه ساخت یک کشتی حمل LNG با ظرفیت ۱۵۰۰۰۰ متر مکعب برابر با ۱۷۵ میلیون دلار می باشد . (نگاهی به صنعت ال ان جی،غلامعلی رحیمی،۵۶) جدول (۲-۳) هزینه های انتقال LNGبا کشتی
| فاصله انتقال بر حسب مایل دریایی |
مدت زمان سفر دریایی بر حسب روز |
هزینه ( دلار بر هر میلیون بی تی یو ) |
| ۱۹۰۰ |
۱۰ |
۳۵/۰ |
| ۳۷۵۰ |
۱۸ |
۷۵/۰ |
| ۶۰۰۰ |
۲۸ |
۱/۱ |
LNG Today ,Fully and Expanded , Andy Flower , Update ( June 2010) ۴ - ترمینال دریافت LNG : تاسیسات دریافت LNG و تبدیل مجدد آن به گاز، ذخیره سازی و توزیع گاز در حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد از هزینه ها را شامل میشود. در حال حاضر هزینه احداث تاسیسات تبدیل مجدد LNG با ظرفیت ۶۰۰۰۰۰ تن در حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون دلار تخمین زده میشود. درسالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ میلادی با توجه به افزایش تقاضای LNG در جهان و نیز پیشرفتهای تکنولوژیکی، هزینههای احداث تاسیسات LNG به میزان قابل توجهی کاهش یافت ولی از سال ۲۰۰۸ میلادی با توجه به رکود اقتصاد جهانی و افزایش قیمت فولاد، هزینههای تولید در تمامی بخشها یکبار با افزایش قابل ملاحظهای روبهرو گردید. همانطور که در جدول (۲-۴) نیز ملاحظه میشود هزینه احداث یک زنجیره کامل LNG با ظرفیت ۸میلیون تن در سال برابر با ۸/۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ میلادی بوده است در صورتیکه این هزینه ها در سال ۲۰۰۹ میلادی به ۵/۱۰ میلیارد دلار افزایش یافته که رشد ۸۱ درصدی را نشان میدهد. جدول (۲-۴) هزینه احداث زنجیره کامل LNG
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حسینایمانی(۱۳۹۰) تحقیقی با عنوان بررسی اثر عوامل فردی و سازمانی در بروز خلاقیت دبیران متوسطه شهر شیراز انجام داد. جامعه آماری شامل کلیه دبیران شاغل در سازمان آموزش و پرورش در سال تحصیلی ۹۰-۸۹ هستش. حجم نمونه ۲۰۰ نفر و از راه روش خوشهای مرحلهای انتخاب شدن. دادههای مربوط به عاملهای خلاقیت و عوامل موثر بر اون به صورت پیمایشی با به کار گیری پرسشنامه خلاقیت رندسیپ (۱۳۷۹) و پرسشنامه محققساخته جمع آوری شد. پایایی مربوط به وسایل امتحان از راه آلفای کرونباخ و روایتی اونا با به کار گیری تحلیل گویه مورد امتحان قرارگرفته که یافته های نشون دهنده معتبر بودن وسایل امتحان میباشه. تحلیل اطلاعات نشون دهنده رابطه با معنی بین عوامل فردی و سازمانی و خلاقیت دبیران میباشه. در بین عواملفردی ، اعتمادبه نفس و هوشمندی پیشبینی کننده با معنی خلاقیت میباشن. بقیه عوامل فردی مانند : علم، خطرپذیری و ابهامپذیری پیشبینیکننده با معنی خلاقیت نمیباشن. در بین عوامل سازمانی، ساختار سازمانی پیشبینیکننده با معنی خلاقیت میباشه، بقیه عوامل سازمانی یعنی سبک رهبری، جو سازمانی، سیستم جایزه و منابع پیشبینیکننده با معنی خلاقیت نیستن. هم اینکه یافته های حاصل از تحلیل دادهها نشون دهنده اون هستش که تاثیر عوامل فردی بر خلاقیت دبیران بیشتر از عوامل سازمانیه. سیدجوادین و پورولی (۱۳۸۸) در پژوهشی با هدف بررسی عوامل مؤثر بر هم جهتی اهداف فردی و سازمانی در شرکت طرح و اندیشه بهساز ملت بیان داشتهان که: توجه به هم جهتی اهداف فردی و سازمانی ایجاب میکنه تا این واقعیت در نظر گرفته شه که به دلایل زیاد، بعضی وقتا بین اهداف فرد و اهداف سازمان برخورد و درگیری ایجاد میشه. این دو میتونن بعضی وقتاً در اختلاف باشن و پس یکی از مشکلات کلیای که مدیریت با اون روبرو میباشه پیدا کردن وسیله و وسایلی در جهت به سازش کشیدن اونا هستش. در همین زمینه کلیه عوامل به شکل هفت شاخص: مدیریت بر مبنای ارزش؛ معنویت در محیط کاری؛ شفافیت، نظام انگیزشی پرداخت؛ نظارت و کنترل؛ خاطر جمع نبودن محیطی و مدیریت مشارکتی مطرح گردیده. روش تحقیق مورد استفاده توصیفی-پیمایشی میباشه و جامعه آماری رو کارکنان شاغل در شرکت طرح و اندیشه بهساز ملت تشکیل میدهد. یافته های تحقیق حاضر نشون میدهد که کلیه عوامل گفته شده در هم جهتی اهداف فردی و سازمانی از اهمیت زیادی بهره مند هستن و بین اونا رابطه با معنی و مستقیم هست . حسینیان و همکاران (۱۳۸۶) تحقیقی به عنوان عوامل درون سازمانی موثر بر ارتقای تعهد سازمانی کارکنان کلانتریهای تهران بزرگ انجام دادن. این تحقیق با هدف شناسایی و تبیین علمی بعضی عوامل درون سازمانی موثر بر ارتقای تعهد سازمانی کارکنان کلانتریهای تهران بزرگ انجام شده. این عوامل عبارتند از : هم جهتی اهداف فردی و سازمانی، تامین شرایط کسب موفقیت، وجود کار و اقدامات رفاهی. به خاطر آزمون فرضیههای تحقیق از بین ۴۱۴۵ نفر کارکنان کلانتریهای تهرانبزرگ، تعداد۳۲۰ نفر به صورت تصادفی طبقهای مثلا، انتخاب و از راه پرسشنامه، دادههای لازم جمعبیاری شد و بعد با به کار گیری راه های آمارتوصیفی (میانگین، نما، انحراف ملاک) و بدست اومده(آزمون اتحاد پیرسون و آزمون رگرسیون) رابطه هر کدوم از متغیرها با تعهد سازمانی مورد بررسی و موشکافی قرارگرفت. در این تحقیق سطح ۰۵/۰ به عنوان سطح معناداری بودن انتخاب شد. یافته های تحقیق نشون میدهد که بین سه متغیر((هم جهتی اهداف فردی و سازمانی، تأمین شرایط کسب موفقیت و وجود کار)) با تعهد سازمانی رابطه معناداری هست، ولی بین اقدامات رفاهی و تعهد سازمانی رابطه با معنی مشاهده نشد. هم اینکه اندازه تعهد سازمانی کارکنان کلانتریهای تهران بزرگ متوسط به بالا آزمایش گردید. گودرزوند چگینی و صالحیامین(۱۳۸۶) پژوهشی به عنوان اثر ویژگیهای فردی منابعانسانی بر تاثیر مدارس غیرانتفاعی انجام دادن که قصد بررسی و پاسخگویی به این سوالات رو داشتن: (۱) بین سابقهکاری منابع انسانی و تاثیر مدارس غیرانتفاعی رابطه معناداری هست؟ (۲) بین تحصیلات منابعانسانی و تاثیر مدارس غیرانتفاعی رابطه معناداری هست ؟ (۳) بین شخصیت منابع انسانی و تاثیر مدارس غیرانتفاعی رابطه معناداری هست ؟ در این تحقیق ، سابقه کار- تحصیلات و شخصیت متغیر جداگونه و تاثیر، متغیر وابسته در نظر گرفته شده. با در نظر گرفتن سوالاتتحقیق، سهفرضیه واسه اون تدوین گردید که واسه تجزیهوتحلیل فرضیهها پرسشنامه ۴۷ سوالی طراحی، پخش و جمعبیاری شد. پس از بررسی و تحلیل سوالات و آزمون فرضیهها به روش ((کایدو)) مشخص گردید که بین سابقهکاری منابعانسانی و تاثیر(فرضیه اول) رابطه معناداری وجود نداره ولی بین تحصیلات و شخصیت منابعانسانی و تاثیر سازمانی (فرضیه دوم و سوم) رابطه معناداری هست. جعفرینیا وهمکاران(۱۳۸۹) تحقیقی باعنوانساز و کارای هم جهتی اهداف فردی و سازمانی به صورت عملیاتی و اجرایی در شرکت فولاد مبارکه اصفهان انجام دادن. جامعه آماری این تحقیق شرکت فولاد مبارکهاصفهانمیباشه.روش جمع آوری دادهها شامل بررسی اسناد و مدارک، مصاحبههای کشف عمیقوپرسشنامه حضوری بوده و ازروش توصیفی-میدونی استفاده شده. یافته ها نشون داد که اندازه تحقق اهداف فردی ۵۷/۶۱ درصد میباشه ومیزان تحقق اهداف سازمانی ۸۷درصده که ازجمع اهداف فردی وسازمانی وتقسیم بردو هم جهتی کلی به اندازه ۷۴درصد حاصل شده میتوان نتیجهگیری کرد که این شرکت ازهمسویی متوسط اهداف فردی وسازمانی برخوردار است. جمشیدیان و محمدخانی(۱۳۸۱) تحقیقی با عنوانآگاهی و شفافیت اهداف سازمانی و اثر اون بر کارکرد مورد: سرپرستان مجتمع فولاد مبارکه انجام دادن. جامعه آماری،کل سرپرستان مجتمع فولاد مبارکه هستن که در بخشهایی چون تکنولوژی،اقتصادی و مالی،فروش و بازاریابی،خرید،نیروی انسانی،سازماندهی و بهرهورداری،طراحی و پیشرفت و قسمتهای ستادی دارن کار می کنن.از بین جامعه مورد نظر و از راه نابرابری چبیشف،حجم نمونه استخراج شده و از راه فرمول طبقهبندی متناسب،به نسبت تعداد سرپرستان در بخشهای جور واجور تعداد نمونه در اون بخشها تعیین گردید.یافته های حاصل از آزمون فرضیهها به گونهای خلاصه و کوتاه یعنی:۱)هراندازه باخبر شدن از اهداف بیشتر باشه،کارکرد افراد بهتر می شه.۲)هراندازه اهداف قابل درک و قابل لمس باشن،کارکرد افراد بهتر می شه.۳)رعایت سلسلهمراتب اهداف و به کار گیری اون موجب آگاهی بیشتر سرپرستان از اهداف و در نتیجهعملکرد بالاتر اونا می شه.۴)هراندازه ادما از اهداف آگاهتر باشن مقاومت در برابر تغییرات احتمالی و هم جهت با هدف کاهش مییابد. دعایی(۱۳۸۱) تحقیقی با عنوانهم جهتی ارزشهای فردی و سازمانی انجام داد.این مطالعه تحقیقی دور و بر اندازه یکی بودن دیدگاه ارزشی فرد با ارزشهای سازمانه که در اون اثر ویژگیهای فردی سن، جنس، زمینههای اخلاقی، سطوح سازمانی، سمت مدیریتی، سابقه خدمت وحوزه عملیاتی بر نگاههای کاری بررسی شده. اطلاعات حاصل از مدیر و کارکنان شرکت تولیدی مورد بررسی نشون داد که هم جهتی بین ارزشهای فرد و ارزشهای سازمان هست و این هم جهتی با چگونگی نگاه یا طرز تلقی فرد نسبت به کار رابطه مستقیم داره.از طرفی ویژگیهای فردی در این رابطه تأثیری ندارن. در جامعه اسلامی از اونجا که ارزشها نسبی نیستن و جا و زمان در تبدیل مفاهیم ارزشی دخالتی ندارن، میشه گفت که در سازمان میان ارزشهای فرد با ارزشهای سازمان معمولاًسازگاری زیادی هست. ۲-۳-۲- گذشته خارجی کاکر[۶۸]وسیوربو[۶۹](۲۰۱۴) درتحقیقی که با عنوان هم جهتی هدف دار درسازمانهای غیرمتمرکز انجام دادن به این نتیجه رسیدن که هم جهتی استراتژیکی به کنترلهای ایدئولوژیکی-اجتماعی نسبت داده میشه. وهمچنین اعتماد برپایه تجربه ومشاوره سرپرستان به زیردستان درهمسویی هدف دار نقش اساسی داره. اسکافت[۷۰] وروزاناس[۷۱](۲۰۱۳) تحقیقی با عنوان طراحی و استفاده مساوی ازسیستمهای کنترل مدیریت به عنوان یه ملزوم واسه تجانس اهداف انجام دادن. یافته ها نشون داد که دونوع پایدار ازتجانس اهداف با عنوان ۱-حداکثرتجانس هدف، جایی که هم طراحی وهم استفاده ازسیستمهای کنترل مدیریت عادلانه س ۲-دست کم تجانس هدف، جایی که هم طراحی وهم استفاده ناعادلانه س اتفاق میافتد. و هم دونوع ناپایدارازتجانس اهداف با عنوان۱-تجانس هدف موقتی (گاه بهبعضی وقتا)، جایی که طراحی سیستم کنترل مدیریت ناعادلانه ولی استفاده ازآن عادلانه س و۲- تجانس هدف منحرف، جایی که هم طراحی وهم استفاده ناعادلانه س اتفاق میافتد. لمپتس[۷۲] وهمکاران(۲۰۱۲) درتحقیقی که دررابطه با هم جهتی اهداف در بهبودفرایند انجام دادن به این نتیجه رسیدن که علم وتجربه کمی درصنعت در مورد همسوکردن اهداف سازمانی واهداف کسب وکاروجود داره که این نتیجه به نوبه خود میتونه تلاشهای ناموفق بهبود روند ویاحتی شک وتردید نسبت بهروند بهبود رو بهطورکلی توضیح بده. اسپیرابا[۷۳] وکریشناونی[۷۴](۲۰۱۰) تحقیقی با عنوان سیستمهای مدیریت کارکرد در بخش تولید هند: مشارکت، انگیزههای پولی و هم جهتی اهداف سازمانی انجام دادن. به خاطر طراحی سیستمهای آزمایش مناسب کارکنان سازمان، ممکنه مشاورانی ازخارج سازمان وارد کنه وهمچنین سازمانها واسه پشتیبانی از سیستمهای کارکرد مدیریت ودادن انگیزه به کارکنان با کارکرد بالا، پول و پله و سرمایه رابایداختصاص بدن. یافته ها نشون داد که همکاری مشاوران خارجی تاثیر منفی ومعنادار برروی کارکرد سیستمهای کارکرد مدیریت وهمچنین هم جهتی اهداف سازمانی داردوهمچنین پشتیبانی مالی هم،برهمسوییاهداف اثر منفی و با معنی داره. در حالی که سیستم کارکرد مدیریت، اثر مثبت با معنی بر هم جهتی اهداف سازمانی داره. دانگ وهمکاران[۷۵](۲۰۱۰) تحقیقی با عنوان هم جهتی اهداف: افزایش تعهد کارمندان انجام دادن یافته ها نشون داد که هم جهتی اهداف باعث افزایش تعهدوروحیه کارمندان میشه وکارمندان حس مالکیت بیشتری نسبت به سازمان وموفقیت سازمان پیدا میکنن نورمن[۷۶] وهمکاران(۲۰۱۰) تحقیقی با عنوان تاثیرمثبت بودن وشفافیت رهبران براعتماد و تاثیر درک شده اونا انجام دادن. یافته ها نشون داد که هم مثبت بودن وهم شفاف بودن رهبران بر اعتماد درک شده به وسیله پیروانشون وهمچنین تاثیر رهبران تاثیر مثبت داره ونتیجه میگیریم که آدمایی که به رهبرانشان اعتماد میکنن میتونن اهداف خود رو بااهداف سازمانشون همسوسازند. کراونس[۷۷](۲۰۱۰) درتحقیقی که با عنوان هم جهتی برنامههای کارکرد با اهداف سازمانی انجام دادن به این نتیجه رسیدن که کارمندان باید بین انتظارات کارکرد واهداف ومأموریت رابطه مستقیمی برقرارسازند ودرجهت موفقیت سازمان تلاش خود رو بکنن وازاهداف سازمان پشتیبانی کنن. جاسکویس[۷۸] وکلین[۷۹](۲۰۰۹) تحقیقی باعنوان تاثیر هم جهتی اهداف برترکیب واندازه هیئت مدیره درشرکتهای خانوادگی انجام دادن. یافته ها نشون داد که هم جهتی اهداف منتهی به ترکیب هیئت مدیرههای جور واجور میشه و اندازه اونا بهطورقابل توجهای کاهش مییابد. مور[۸۰] (۲۰۰۷) در تحقیقی که با عنوان هم جهتی سازمانی انجام داد به این نتیجه رسید که هم جهتی باعث گسترش روابط بین کارمندان سازمان ودرنتیجه این عامل موجب گسترش روابط بازاریابی وافزایش فروش میشه. کاپلان و نورتن، (۲۰۰۶)، در پژوهشی درمورد هم جهتی بیان داشتن که از اونجایی که بعضی ازافراد و کارکنان در زمانی میتونن به گونه ای فرصتطلبانه رفتار کرده و به دنبال منافع شخصی[۸۱] خودمون باشن، پس این موضوع میتونه انگار به رفتار سرزنشآمیز[۸۲] منجرشه.یکیاز وسایل مهم در جلوگیری،نظارت و مراقبت از این اقدامات شفافیت میباشه که میتونه به عنوان مهمترین تدبیر و وسیله ظاهر شه. وقتی اهداف به صورت مناسب و در رابطه و هم به طور دستیافتنی واسه کارکنان مشخص گردیده شده باشن، این میتونه به هم جهتی اهداف و هم افزایش سطح موفقیت روش هدف دارهای سازمان برسه. پس نبود تعریف مناسب از اهداف و روش هدف دارهای سازمانی میتونه به کارکرد ضعیفتر سازمانی منجر شه. اسکات و داویس (۲۰۰۶) عنوان میدارن که اندازه و تعداد مراکز و موقعیتهای قدرت و به دنبال اون اندازه و اندازه ائتلافاعضاء و گروه ها هم تحت اثر وجود تکنولوژی و فنی سازمانه و هم تحت اثر محیطهای سازمانی. هر چی منابع سازمانی و هم تکنولوژی و فنبیاری سازمانی از خاطر جمع نبودن بیشتری بهره مند باشه، ما تماشاگر شکل های جور واجور و اشکال خیلی از اتحادهای قدرت و هم بزرگتر شدن این اتحادها هستیم. به عبارت بهتر، سازمانهایی که با خاطر جمع نبودن فنبیاری و تکنولوژی روبه رو میشن و هم اینکه وقتی که سازمانها با افزایش خاطر جمع نبودن محیطی مواجه میگردند، انتظار میرود کسایی که با این مشکلات روبهرو میشن، در روند سازمانی و تصمیمگیریهای مربوط به اون یهصدا گردند. سیروتاوهمکاران، (۲۰۰۵) در پژوهشی بیان داشتهان که فهم دقیق و روشن از اهداف فردی و سازمانی و هم جهتی اونا میتونه یه روش هدف دار مهم در سازمان تلقی شه. یکی از ابزارهایی که میتونه ما رو در این راه کمک کنه، شناسایی و درک وسیله انگیزشی در واسه رسیدن به اهداف سازمانی میباشه. در همین زمینه نظام جبران خدمات یا نظام پرداخت حقوق و دستمزد میتونه به عنوان وسیله انگیزشی به کار آید. اون چیزی که مهمه ذکر این نکته س که سازمانها در نظام جبران خدمات باید هم انتظارات دوطرفه کارکنان و هم عدالت و برابری رو رعایت کنن. اگر سازمانها در پرداخت حقوق، دستمزد و جایزهها به گونه ای ناعادلانه عمل کنن، این مسأله موجب میشه که افراد درباره چگونگی تخصیص منابع خود به سازمان با در نظر گرفتن امتیازات اقتصادی و اجتماعی تصمیمگیری کنن. آلن و فریدمن، (۲۰۰۱)، می گن که ظهور شفافیت کمک میکنه که حس اعتماد بیشتر به دولت بوجود اومده و این موجب کاراتر شدن حکومت و دولت شه، چون که همه می گن که شفافیت باعث افزایش کیفیت سیستمهای ارائه کننده خدمات میشه و پس، این مسأله منتهی به کاهش مسایلی چون کمکاریهای مخفی، رفع تکلیف، غیبت و … میشه و آخرسر در هم جهتی اهداف فردی و سازمانی مؤثر میباشه. کولمن (۱۹۹۰) در پژوهشی اشاره میکنه که اساسیترین فرض مشخصه در نگاه کنترل رسمی اینه که رفتارهای انسانی براساس منافع شخصی صورت میپذیرد که به طور ناباورانهای معنی نبود اعتماد مدیریتی رو ارتقا میبخشه. بسیار روشن میباشه که رفتارای بر اساس منافع شخصی، مسأله اعتماد رو افزایش نمیبدن، اما کنترل و روابط و قرارداده های رسمی رو افزایش و ارتقا میبخشه. یکی از راهکارای مورد استفاده در همین زمینه، به کار گیری راه مدیریت بر مبنای هدفه که در اونم مسأله تفویض اختیار (نبود تمرکز) دید گردیده و هم مسأله کنترل در اون هست. این راه و روش، نبود دقیق شدن و فوکوس کردن ویه جور آزادی و استقلال و مشارکت سازمانی بر مبنای اعتماد اساسی رو تفسیر میکنه. ۲-۳-۳- جمع بندی گذشته تحقیق با در نظر گرفتن ادبیات تحقیق و گذشته تحقیق تا حالا تحقیق کامل و جامعی در مورد موضوع این تحقیق انجام نگرفته و مواردی هم که بوده به روشنیً در این مورد نبودهان و به صورت موردی به بحث و بررسی متغیرهای تحقیق پرداختهان و تنها تحقیق همخوان با موضوع این تحقیق کار سیدجوادین و پورولی (۱۳۸۸) بوده که با هدف بررسی عوامل مؤثر بر هم جهتی اهداف فردی و سازمانی در شرکت طرح و اندیشه بهساز ملت انجام گردیده. اونا دراین جهت کلیه عوامل به شکل هفت شاخص : مدیریت بر مبنای ارزش، معنویت در محیط کار، شفافیت، نظام انگیزشی پرداخت، نظارت و کنترل، خاطر جمع نبودن محیطی و مدیریت مشارکتی مطرح کردهان و نشون دادندکهکلیهعواملذکرشدهدرهمسوییاهداففردیوسازمانیازاهمیتقابلتوجهیبرخوردارهستند. پس از اونجا که پژوهشسیدجوادین و پورولی (۱۳۸۸) تنها کار انجام شده در این زمینه س محقق در تحقیق حاضر هم به بررسی متغیرهای معرفی شده در تحقیق سیدجوادین و پورولی در قسمت ستادی مجتمع پارس جنوبی پرداخته تا این تحقیقها چارچوبی رو واسه کارای تحقیقاتی دیگه جفت و جور آورد. ۲-۴- چهارچوب نظری تحقیق چهارچوب نظری این تحقیق برگرفته از کار سیدجوادین و پورولی (۱۳۸۸) است کهدر پژوهشی عوامل مؤثر بر هم جهتی اهداف فردی و سازمانی رو به شکل هفت شاخصِ مدیریت بر مبنای ارزش، معنویت در محیط کار، شفافیت، نظام انگیزشی پرداخت، نظارت و کنترل، خاطر جمع نبودن محیطی، و مدیریت مشارکتی مطرح کردهان. ایشون هم جهتی اهداف فردی و سازمانی رو از(سیروتا و بقیه، ۲۰۰۵)، مدیریت بر مبنای ارزشرا از(بلانچارد، ۱۳۸۱)، معنویت در محیط کار رو از (آشموس و داچن، ۲۰۰۰)، شفافیت رو از(یانگ، ۲۰۰۶)، نظام انگیزشی پرداخت رو از(مانکینز و استیل، ۲۰۰۵) و نظارت و کنترل رو از(رضاییان، ۱۳۸۳) وارد مدل پیشنهادی خود کردن و مدیریت مشارکتی رو هم خود به این مدل اضافه کرده و مورد بررسی قرار دادن. با در نظر گرفتن اینکه این ابعاد انگار میتونن توجیه کننده رابطه بین اهداف فردی و سازمانی باشن محقق از تحقیق سیدجوادین و پورولی (۱۳۸۸) به عنوان مبنای نظری تحقیق خود استفاده کرده و در صدده چگونگی رابطه وهم جهتی اهداف فردی و سازمانی رو با به کار گیری این ابعاد توجیه کنه. مدل تجربی تحقیق به توضیح ذیله. مدیریت بر مبنای ارزش معنویت در محیط کار شفافیت نظام انگیزشی پرداخت هم جهتی اهداف فردی و سازمانی ویژگیهای جمعیتشناختی جنسیت سن سابقه وضعیت تحصیلی وضعیت تأهل وضعیت استخدامی نظارت و کنترل خاطر جمع نبودن محیطی مدیریت مشارکتی نمودار ۲-۱- مدل تجربی تحقیق ۲-۴-۱- فرضیه های تحقیق بین هم جهتی اهداف فردی و سازمانی و مدیریت بر مبنای ارزش رابطه با معنی هست. بین هم جهتی اهداف فردی و سازمانی و معنویت در محیط کار رابطه با معنی هست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برنامه حسابرسی P پایایی برنامه حسابرسی P پیشنهادمقدارهایی که باید آزمایش شود P پیشنهاد زمانبندی آزمایش P پیشنهادجزئیات برنامه حسابرسی ۳-۷- متغیرهای پژوهش متغیرها یکی از عناصر اصلی پژوهش می باشند. متغیر به ویژگی، صفت یا عاملی اطلاق می شود که بین افراد جامعه مشترک بوده و می تواند مقادیر کمی و ارزشهای متفاوتی داشته باشد. متغیر چیزی است که می تواند از لحاظ مقدار تغییر کند و معمولا چیزی است کهمی تواند ارزشهای عددیمتفاوتی را بپذیرد(خاکی، ۱۳۸۶). الف) متغیرهای مستقل: یک ویژگی از محیط فیزیکی یا اجتماعی است که بعدازانتخاب، دخالت یا دستکاری شدن توسط محقق، مقادیری را می پذیردتا تأثیرش برروی متغیر دیگر(متغیروابسته)مشاهده شودبنابراین دراین پژوهش متغیرهای مستقل را همانگونه که درفرضیات پژوهش ذکرشده است، می توان برخی اجزاء کنترل داخلی(محیط کنترلی، کنترل فعالیتهاوارزیابی ریسک) را نام برد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ب) متغیروابسته: متغیری است که تغییرات آن تحت تأثیرمتغیرمستقل قرارمی گیرد. براین اساس درپژوهش حاضرمتغیر وابسته اثربخشی برنامه حسابرسی است که تحت تأثیرمتغیرهای مستقل قرارمی گیرد. ۳-۸- جامعه و نمونه آماری یک جامعۀ آماری عبارت است ازمجموعه ای ازافراد یا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند.صفت مشترک صفتی است که بین همۀ عناصر جامعه ی آماری مشترک ومتمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد.جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه حسابرسان ارشدو بالاترشاغل درسازمان حسابرسی وحسابرسان عضوانجمن حسابداران خبره ایران است. جدول(۳-۱) اطلاعات جامعه آماری بر حسب نوع عضویت
| نوع عضویت |
تعداد |
| موسسات عضو جامعه |
۲۳۰ |
| اعضای جامعه شاغل در موسسات حسابرسی عضو |
۹۷ |
| اعضای جامعه شاغل در سازمان حسابرسی |
۲۵۷ |
| کل |
۵۸۴ |
در این پژوهش از نمونهگیری تصادفی طبقه ای سادهاستفاده شده است. نمونه گیری تصادفی، روشی برای انتخاب بخشی از جامعه یا کل، به گونه ای که همه نمونه های ممکن که دارای تعداد ثابت n هستند برای انتخاب شدن احتمال یکسان داشته باشند. (کرلینجر، ۱۳۷۴،ص ۱۸۸). به منظور تعیین حجم نمونه در این پژوهش با توجه به محدود بودن حجم نمونه و اطلاعات موجود، از فرمول کوکران استفاده شده است؛
فرمول کوکران که در آن : = n حجم نمونه آماری =N حجم جامعه آماری = Z مقدار متغیر نرمال متناظر با سطح اطمینان مورد نظر برای فاصله اطمینان ۹۵%که برابر ۱٫۹۶ می باشد = p احتمال موفقیت(۵٫) = qp– ۱احتمال شکست(۵٫)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آنها در روزهای یکشنبه مراسمی دارند که در آن دانشجویان به خاطر فیلمهای خلاف عفتی که در سال گذشته دیدهاند به گناه خود اعتراف می کنند. برای آغاز این جلسه حکایت کوچکی را نشان می دهند که در آن مردی فیلم خلاف عفت عمومی را نگاه می کند و از طرف خداوند به طور مستقیم مورد سئوال قرار میگیرد و به راه راست هدایت می شود. همچنین، در جلسههای مختلف برای والدین توضیح داده می شود که فیلمهایی که در دانشگاه لیبرتی به نمایش گذاشته می شود، قبلاً ادیت (سانسور) شده است ( یعنی قسمت هایی از آن که خلاف عفت تلقی شده سانسور شده است).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در این دانشگاه، مدرسان باید قبل از پذیرششان، قسم بخورند که به ارزشهای این نهاد می گروند. برای آنها ضروری است که با مسیح برخورد کرده، تجدید حیات یافته و به مبرا از خطا بودن کتاب مقدس و تئوری خلقت انسان به دست خداوند اعتقاد داشته باشند. دانشجویان نیز باید گواهی دهند که تجدید حیات یافته[۲۱۰] اند. آموزش در دانشگاه لیبرتی بر مبنای شک و مورد تردید قرار دادن افکار مکاتب نیست، بلکه بر آموزش حقیقت غیرقابل لمس در وجوه متعدد آن استوار است. (رز،۱۹۹۳: ۴۸۳-۴۷۵) طرح تربیتی فالول، با این حال در منطق مقررات دیری قرار نمیگیردو با دنیا به هیچ وجه قطع رابطه نمیکند، بلکه دنیا را تغییر میدهد. سینما، تلویزیون، رادیو و رسانه ها در آموزش مقام برگزیدهای دارند: دانشجویان هفتهنامهای به نام قهرمان لیبرتی منتشر می کنند که از دیدگاه تکنیکهای روزنامه نگاری در حد مجلات حرفهای است. همچنین برنامههایی برای تلویزیون مداربستهی داخلی تولید می کنند. با روزنامهنگار شدن، تولید کننده یا گوینده شدن در زندگی حرفه ای آیندهی خود، آنان به ارادهی بنیادگرایانه خویش، مبنی بر جدا کردن تسلط بر تکنیک های تجدد از یک سو و غیر دینی کردن از سوی دیگر تجسم خواهند بخشید. رابرتسون عقیده داشت که مسیحی کردن دوبارهی جامعه از طریق انتخاب موعظه گر انجیل گرای تلویزیونی به ریاست جمهوری ایالات متحده میسر است. (کاپلان،۱۹۸۷: ۲۱۴). اکثریت اخلاقی تلاش می کند ابتدا بر گروه جوان تاثیر گذارد که به تحصیلات عالی دسترسی داشته اند و سپس بر پدران و مادران آنها که به مراتب کمتر تحصیل کرده اند، و از یک محیط روستایی قدم به تجدد شهری گذاشتهاند. در واقع، در اکثریت اخلاقی امروز، جوانان مبارز دیگر از روستاهای مناطق دور دست جنوبی یا شمالی آمریکا نمیآیند، آنها اغلب تحصیلات عالی کرده اند (البته نه در بهترین دانشگاهها) و تمایل بیشتری برای علوم کاربردی نشان دادهاند. این جوانان گروه ضد نخبه ای را تشکیل می دهند که با واجدان حقیقی قدرت فرهنگی در تضادند؛ واجدانی قدرتی که ارزشهای مسلط و ضوابط اخلاقی دستگاه حاکم را تولید می کنند. این گروه از قدرتمندان در امریکا شامل طبقه جدید تاجران فرهنگی می شود که در پایان سالهای دهه شصت شکل گرفتهاند و از انسانمداری غیر دینی تغذیه می کنند(ریزبرت،۱۹۹۳: ۱۵۱-۱۴۹). ۲ـ۲ـ۱۱ـ جمع بندی: از اواسط دهه هفتاد سنجش های متعدد افکار کوشیده اند تا آمریکای بنیادگرا یا انجیلی را توصیف کنند، بدون اینکه هیچ گاه سنجش کنندگان یا سنجش شدگان به تعریف این اصطلاحات بپردازند. در ۱۹۷۸ بر مبنای یک نظرسنجی عمومی که برای هفته نامهی مسیحیت امروز[۲۱۱] صورت گرفته است، ۲۲ درصداز آمریکاییان خود را انجیلگرا می خواندند، حال آنکه ۳۵ درصد خود را پروتستان لیبرال،۳۰ درصد کاتولیک، ۴ درصد غیرمسیحی و ۹ درصد غیردینی می شمردند. در ۱۹۸۶، یک نظرخواهی گالوپ مشخص می کرد که ۳۳ درصد از جمعیت بالغ خود را به عنوان انجیل گرا توصیف می کنند. این رقم معادل حدود ۵۹ میلیون نفر است (تامنی،۱۹۸۸: ۲۵۱-۲۴۳). چنین ارقامی حاکی از پدیدهای گستردهاست، البته بی این که معنی و مفهوم آن را روشن سازند، در اختیار شخصی چون جری فالول، قرار میگیرد. او در ۱۹۸۰ در مقدمهی کتابش، آمریکا! گوش بده، مینویسد: «بر مبنای نظرخواهی تازه، امروز در امریکا بیش از شصت میلیون نفر پیدا میشوند که ادعا می کنند مسیحیانی دوباره جان گرفته (احیا شده)اند، ۶۰ میلیون دیگر که با اخلاق دینی موافقاند و بالاخره ۵۰ میلیون دیگر که دارای آرمانی اخلاقی هستند و میخواهند که فرزندانشان در جامعهای اخلاقی رشد کنند… ۸۴ درصد مردم امریکا عقیده دارند که ده فرمان امروز نیز همچنان با ارزشاند. با این همه، در عین ملاحظهی این آمارها، باید قبول کنیم که ما، مردم امریکایی اجازه دادهایم اقلیت پر سر و صدایی از مردان و زنان بی خدا امریکا را به لبهی پرتگاه ببرند… از این پس وقت آن فرا رسیده که آمریکاییان اخلاقگرا نیروهای خود را گردهم آورند تا ملت عزیز ما را نجات دهند.»(فالولa،۱۹۸۰: ۷۹) نهضت سیاسی ـ دینیای که جری فالول در ۱۹۷۹ ایجاد کرد، اکثریت اخلاقی، در طول دهه هشتاد ترجمان ملموس این طرح بود و موضوع هایی بسیج کننده و مبارزهجو را پیش کشید، موضوعهایی از قبیل مبارزه علیه سقط جنین یا وارد کردن نیایش در مدارس که میان خانواده و جامعه مدنی قرار میگرفتند. (ماردسن،۲۰۰۶: ۱۶۶) (گوث،۱۹۸۳: ۳۹) یکی دیگر از تلاش های اصلی بنیادگرایان در دهه هشتاد حضور و نفوذ در عرصه سیاسی بود. افرادی که در عرصه سیاسی آمریکا حضور پیدا می کنند بیشتر بر بعد سیاست ورزیشان تأکید می شود تا گرایش های دینی. جیمی کارتر شاید بهترین نمونه سیاستمردی باشد که از طرف بنیادگرایان دینی برچسب یک مسیحی معتقد را خورده است، اما او در عرصه فعالیت های خود مسائل سیاسی را نسبت به امور دینی در اولویت قرار می داد و به جدایی میان دولت و کلیسا اعتقاد اساسی داشت. بنیادگرایان بعد از چندی پی برند که او با ایدههای آنها فاصلهی بسیاری دارد. اما به شکل کلی می توان گفت که سال ۱۹۷۶ برای بنیادگرایان بسیار مهم و اثر گذار بود. آنها در دویستمین سالگرد استقلال آمریکا متوجه شدند که دینداری محافظه کاری که بعد ۱۹۲۵ شروع شده بود هنوز زنده است و بسیاری به دلیل بازیابی اخلاق به کارتر رأی دادند. این مسأله به بنیادگرایان امید دوباره ای داد که در عرصه عمومی هنوز چنین دغدغه هایی زنده است. آنان بعد از رأی دادن به کارتر و آگاه شدن از این که او در مسیر اهدافشان گام بر نمی دارد، به دنبال مسیر دیگری برای تاثیرگذاری بودند(جانسون،۱۹۸۲: ۱۲۵-۱۲۸). یکی از استراتژی های اولیه اکثریت اخلاقی برای حضور بیشتر در عرصه سیاسی استفاده از خبرنامهها و سمینارها، لابیگری و خرج کردن پولهای کلان برای وارد کردن یک نماینده نزدیک به خود در کنگره یا پیروزی یک فرماندار بود. معمولاً آنها تلاش میکردند که به واسطه چنین دستاوردهایی حضور و غلبه خود در عرصه عمومی را بسیار قوی و قدرتمند جلوه دهند، در حالی که در نگاه ناظران بیرونی آنها همچنان گروهی اقلیت بودند(اسنوبال،۱۹۹۱: ۹۵). اما امروز آنها دیگر نمیخواهند به این شکل در عرصه سیاسی حاضر شوند، چنین خطری کنند و به این شکل هزینه های مالی کلان را متقبل شوند. امروزه آنها علاقهمند اند از راه ائتلاف با گروه های مسیحی یا حتی گروههایی که دغدغههای مشترک دارند از یک جریان یا نمایندهی خاص سیاسی حمایت کنند و از این طریق رأی دهندگان را متقاعد و متعهد کنند که به نمایندهی مورد نظرشان رای دهند؛ یعنی دیگر چندان علاقهای به دیده شدن در عرصۀ سیاسی ندارند و مایل اند به عنوان نیرویی تعیین کننده شناخته شوند که دارای قدرت پنهان است.آنها با گذر زمان یاد گرفتند که در عرصه سیاسی چگونه بازی کنند و برای تاثیرگذار بودن به نامه نوشتن، تلفن کردن و باج دادن نیاز دارند. آنان به تدریج آموختند که چگونه خود را جریانی اصلی و قدرتمند نشان دهند تا بتوانند به عنوان یک جریان محافظه کار دینی به سیاست مداران آمریکایی فشار وارد کنند یا چگونه ارتباطات خود را برای ایجاد حمایت در وقت لازم تقویت کنند. همچنین اکثریت اخلاقی اعتقاد راسخ دارد که مشکلات اقتصادی آمریکا زمانی حل می شود که مردم به ارزشهای اخلاقی انجیل باز گردند (جانسون،۱۹۸۲: ۵) به طور کلی، اکثریت اخلاقی شرایط موجود اقتصادی آمریکا را پذیرفته و کمتر در صدد تغییر ساختار آن بر آمده است و در خوشبینانهترین حالت، اکثریت اخلاقی توصیههای اخلاقی را پیرامون اصلاح اقتصاد آمریکا عرضه می کند که هیچ گاه هم این توصیه ها به طور جدی پیگیری نشده است. بخش سوم طالبان ۲ـ۳ـ طالبان: افغانستان سرزمینی نیمه بیابانی است که به یازده منطقه جغرافیایی پراکنده تقسیم می شود و رشته کوههای هندوکش این کشور را به دو بخش تقسیم می کند که از شمال شرقی به جنوب شرقی کشیده می شود. این شرایط آب و هوایی باعث شده است که هشتاد درصد افغانها که در مناطق روستایی زندگی می کنند خانه های خود را از سنگ و صخره شبیه دژهای نظامی بسازند. مردم افغنستان آمیزهای از نژادها، زبانها و مذاهب گوناگون اند. نژاد غالب پشتونها هستند که در قسمت جنوبی کشور زندگی می کنند، جایی که مناطق هزارهی مرکز افغانستان را به صورت دایرهای احاطه کرده است. در شمال کشور افغانستان سه گروه اصلی نژادی وجود دارد که با نژادهای همانند خود در آسیای مرکزی مرتبط اند. بدین ترتیب، جمعیت کوچک ترکمن در استان بادغیس به ترکمنستان وصل می شود و جمعیت بسیار زیاد ازبکها در شمال مرکزی که در مزارشریف متمرکز است به ازبکستان و تاجیک های شمال شرقی افغانستان با تاجیکستان پیوند دارد. اما می توان گروه دیگری از نژادها را که بلوچ نامیده می شوند را در گوشۀ جنوبی غربی افغانستان یافت که جمعیت بیشتری از این نژاد در آن سوی مرز، در ایران و پاکستان ساکن است(سینو[۲۱۲]،۲۰۰۸: ۶۰). تسنن دین غالب در افغانستان است. اما دو گروه اقلیت مهم شیعه نیز در کشور وجود دارند: هزاره ها در مرکز فغانستان، که در طی تاریخ به لحاظ سیاسی و اقتصادی از قدرتشان کاسته شده است و همچنین شیعیان اسماعیلی ساکن شمال شرقی افغانستان. هشتاد درصد جمعیت افغانستان را اهل تسنن و بیست درصد دیگر را شیعیان تشکیل می دهند ( مارسدن،۱۳۷۹: ۱۱). جامعه افغانستان نمود برجسته ای از جامعه سنتی و دینی است. دینداری پیوندی عمیق و ریشهدار با سنتها و آداب تاریخی و اجتماعی این کشور دارد. در جامعه سنتی، آداب و رسوم قبیله ای همراه با باورهای دینی، عناصر سازندهی هویت تلقی میشوند. بنابراین، سنت افغانی و اعتقاد دینی از مؤلفه های بنیادین هویتساز در این جامعه است. در جامعه قبیلهای، مرزبندیهای قومی و دینی از اهمیت بسیاری برخوردار است. ناسیونالیسم افغانی هیچگاه نتوانست بر مرزبندی های سنتی پیروز شود و پایه های دولت مدرن را در این کشور پایه گذاری کند. اسلام به عنوان دین مشترک مردم افغانستان از ظرفیت و توانمندی بالایی برای انسجام دهی و ایجاد وفاق اجتماعی برخوردار است، ولی این عنصر هیچ گاه نتوانسته سامانهی اجتماعی مشترکی برای پیروان مذاهب مختلف پیریزی کند. عامل مهم این ناکامی ناپالودگی ایمان دینی و درهم آمیختن آن با رسوم قبیلهای و سنتهای اجتماعی است. رویارویی با دشمن مشترک تنها عامل وفاق اجتماعی و ملی در تجربه تاریخی مردم این سرزمین به شمار می آید. جنگ و دفاع از وطن در برابر دشمن خارجی تنها تجربه ملی در بین اقوام این کشور است، از این رو پایان تهاجم خارجی با فعال شدن دیگر بارهی شکافهای قومی و دینی همراه شده است. نابسامانی اقتصادی و ساخت سنتی جامعه زمینه های پیدایش و گسترش جزمگرایی، تعصب و تصلب را در این جامعه ایجاد کرده است که خود بستری مساعد برای رواج بنیادگرایی به شمار می آید. اگر فقر اقتصادی، انسداد سیاسی، زندگی سنتی و ساختار فرهنگی بسته را شرایط اجتماعی مناسب با اندیشهی بنیادگرایانه تلقی کنیم، افغانستان بیش از هر کشور دیگری زمینه ی رشد و بالندگی اندیشهی یاد شده را خواهد داشت؛ چرا که بنیادگرایی به مفهوم دفاع از سنت با بهره گرفتن از روشهای سنتی ـ نظیر تصلب، خشونت، تمامیت خواهی و استبداد ـ با جامعه سنتی چون افغانستان بیشترین همخوانی را دارد(روآ[۲۱۳]،۱۳۷۸: ۱۴-۱۳). بیثباتی سیاسی و ناامنی اجتماعی باعث تثبیت وضعیت عقبماندگی در این کشور بوده است. چهارده سال مبارزه علیه اشغالگران کمونیست پایه های اقتصادی سنتی را که تنها راه امرار و معاش مردم افغان محسوب میشد متزلزل ساخت. با این حال، جهاد افغانستان به طور مستقیم اسلامگرایان مجاهد را با جهان بیرونی به ویژه دنیای غرب مرتبط ساخت، زیرا جهادگران این کشور جهت مقابله با ارتش سرخ نیازمند همراهی بین المللی بودند. برای اسلامگرایان جهان عرب، افغانستان خط مقدم مبارزه با الحاد کمونیسم بود، در حالی که برای جهان غرب این کشور سنگر رویارویی با بلوک شرق و دامی برای گیر انداختن شوروی به شمار میآمد. برای غرب پیروزی اسلام گرایان در افغانستان نمیتوانست مطلوب باشد و تنها در حد ضرورت و برای تضعیف رقیب دنبال میشد و به بهای رسوایی جهانی رهبر بلوک سوسیالیستی از مقبولیت برخوردار میگشت. بعد از به قدرت رسیدن مجاهدین، به سبب دخالتهای خارجی و ضعف درونی اسلامگرایان مجاهد، در افغانستان جنگ داخلی بین احزاب اسلامگرا به وجود آمد. ناتوانی دولت جهادی در ایجاد نظم و امنیت و نیز گسترش روزافزون ناامنی و نابسامانی اسلامگرایان را نزد افکار عمومی بی اعتبار کرد. جامعه افغانستان در عصر جهاد همه آمال و آرزوهای خویش را در استقرار حکومت اسلامی جستجو میکرد و پیریزی این نظام را بهای دردها و رنجها و خون بهای شهیدان خویش تلقی مینمود، ولی ناکامی اسلام گرایان در بنیاد نهادن نظام اسلامی و اشاعهی ناامنی و نابسامانی جامعه را نسبت به شعارهای اسلام گرایان سرخورده ساخت، و در نهایت زمینه های سقوط دولت جهادی و روی کار آمدن طالبان را فراهم کرد(آنتون،۲۰۰۸: ۱۴۵-۱۴۴)(طنین،۱۳۸۴: ۱۲۱-۱۲۰). به نظر میرسد بنیادگرایی دینی در افغانستان به شدت از ساختار قومی و عشیرهای افغانستان متأثر است و به همین دلیل کارگزاران و مخاطبان این گفتمان بیشتر در نواحی ایلاتی و روستایی افغانستان به چشم میخورند. شعار بازگشت به اسلام و تطبیق شریعت در چارچوب رسم ها و سنتهای قومی به آن جذابیت خاصی می بخشید. غلبه قوم پشتون و استفاده از عناصر آن در جنبش طالبان باعث شد که عالمان تاجیک تبار به دلیل تفاوت قومی و روحانیت شیعی به دلیل تمایز دینی نتوانند بر رقیب پشتون خود پیروز یا با آن هم پیمان شوند. این نکته را پس از پایه گذاری حکومت طالبان مشاهده میکنیم (در کادر مرکزی و موسس طالبان روحانی غیر پشتون به چشم نمی خورد و این بیانگر در هم آمیختن شریعت با رسم ها و سنتهای قومی است) (مارسدن،۱۳۷۹: ۸۹) (سینو،۲۰۰۸: ۶۱). طالبان که با شعار ایجاد امنیت و اجرای شریعت عرض اندام نموده بود، در آغاز توانست انتظارات جامعه را برآورده کند و با استقبال مردم رو به رو شد، ولی در کوتاه مدت تناقضهای درونی آن آشکار گردید. شیوع فساد اداری، ظلم و استبداد، نقض قوانین و سوء استفاده از آموزههای دینی و در آخر بیاعتنایی به ایستارها و هنجارهای بین المللی، طالبان را با بحران رو به رو کرد و در نهایت زمینه های از جاکندگی آن را فراهم ساخت (هاریسون[۲۱۴]،۱۳۷۹: ۴۴). پیوند طالبان با بنیادگرایان جهان عرب و به ویژه موضع حمایتی آنان نسبت به بن لادن، رهبر القاعده، که پس از حادثه یازده سپتامبر ۲۰۰۱ به عنوان دشمن اصلی غرب و آمریکا مطرح شده بود، این گروه را وارد منازعه و رویارویی مستقیم و آشکار با دنیای غرب و آمریکا ساخت. در نتیجه این رویارویی، جهان شاهد حمله نظامی آمریکا و ائتلاف جهانی علیه تروریسم به افغانستان بود که به سقوط حاکمیت بنیادگرایانه طالبان در افغانستان منتهی گردید. بنابراین جا دارد برای فهم بهتر چگونگی شکل گیری طالبان و تمایز آنها از گروه های اسلامگرای دیگر در افغانستان به شکل خلاصه به زمینه های فکری طالبان بپردازیم. از طرف دیگر، ارتباط طالبان با القاعده این جنبش را به عنوان مسألهای جهانی مطرح ساخت. بنابراین در ادامه به شکل کوتاه به معرفی گروه القاعده و اهمیت ارتباط بین این گروه و جنبش طالبان خواهیم پرداخت. ۱ـ پیشینه و بستر فکری طالبان: جنبش طالبان از علما و طلاب مدارس دینی افغانی تشکیل شده است که عمدتاً در پاکستان تحصیل کرده اند. تعداد این محصلان علوم دینی که در سه دهه اخیر در داخل شهرهای پاکستان و اردوگاه های متعلق به مهاجران در دو ایالت « بلوچستان» و «سرحد» مشغول فراگیری علوم قرآنی و حدیث بوده اند به هزاران نفر می رسد. پس از کودتای کمونیستی سال ۱۹۷۹ در افغانستان و اشغال این کشور به وسیله ارتش اتحاد شوروی سابق در زمستان سال ۱۹۸۰، صدها هزار شهروند افغانی از شهرها و روستاهایشان به جانب پاکستان مهاجرت کردند. این مهاجران اکثراً در داخل اردوگاههایی که از طرف دولت پاکستان و سازمان ملل با حمایتهای وسیع مالی کشورهای غربی و عربی تأسیس شده بود اسکان داده شدند. نسل جدید این مهاجران که در اردوگاهها یا شهرهای پاکستان نشو و نما یافته بود، به راحتی جذب مدارس دینی موجود در این کشور شده و در آنجا به فراگیری علوم دینی پرداختند. گرایش نسل جدید خانوادههای مهاجران به مدارس علوم دینی دلایل ایدئولوژیک و اجتماعی متعددی داشت. مدارس و دانشگاه های دولتی افغانستان به دلیل گرایشهای فکری، خاطرهی ناخوشایندی در میان شهروندان این کشور از خود به یادگار گذاشته بود، به ویژه بعد از تسلط چپ کمونیستی بر افغانستان، مدارس دولتی، نمادی از اندیشه های چپی و ضددینی شناخته میشد. از طرف دیگر، در صف مجاهدان و مبارزان، حضور گسترده و بسیار فعال علما و طلاب جوان که در دفاع از دین و وطن و استقلال کشور، دوشادوش سایر مردم به جهاد اشتغال داشتند جلب توجه می نمود. اینان، علما و طلاب انقلابی بودند که اکثراً نقش پیشاهنگی قیام و مبارزه را نیز داشتند( اکرم عارفی،۱۳۷۸: ۱۹۵). از یک سو، حاکمیت فضای ایدئولوژیکی بر ملت، به ویژه بر مجاهدین، و پیشاهنگ شدن روحانیت در هدایت نهضت، نقش مدارس دینی و تحصیل یافتگان آن را در سطح جامعه به شدت افزایش داده و از طرف دیگر، هجوم گستردهی مهاجرین به پاکستان، محدودیتهای فراوانی را در زمینه مدارس جدید داخل اردوگاهها ایجاد نمود، به طوری که امکانات محدود این مدارس جدید توان پوشش دادن کل نوجوانان و جوانان مهاجر را دارا نبود. در حالی که مدارس دینی با کمترین امکانات خویش می توانست بیش از ظرفیت واقعی خود طلبه و دانش آموز دینی جذب نماید(فرگوسن[۲۱۵]،۲۰۱۰: ۱۶). مکتب دیوبندی در پاکستان کنونی نمایندهی « دین رسمی» به شمار می آید و در میان مسلمانان اهل سنت دارای اکثریت است. شمار طرفداران دیوبندی در این کشور همواره در حال افزایش بوده است. به ویژه در دو دهه اخیر، رشد دیوبندیها به دلیل رشد بنیادگرایی اسلامی در منطقه و سرمایه گذاری های وسیع عربستان و همچنین حمایتهای دولت ضیاءالحق و جناح او از آنها سرعت بیشتری یافت. عمدهترین گروه های وابسته به مکتب دیوبندی در پاکستان عبارت اند از: «جمعیت العلمای اسلام»، «سپاه صحابه» و «جمعیت اهل حدیث». این سه جناح، متعلق به مکتب دیوبندی و دارای عقاید مشابه و شعارهای یکسان و حامیان خارجی واحدی هستند. این احزاب تندرو اسلامی پاکستان تحت تاثیر انگیزه های دینی و نژادی (پشتونگرایی) به کمک مهاجران افغانی شتافته و مدارس و مراکز آموزشی متعددی برای فرزندان آنها تاسیس نمودند یا اینکه آنها را در مدارس وابسته به خود، در شهرهای مختلف پاکستان جذب کردند. دهها مدرسه که به وسیله جمعیت العلمای اسلام پایهگذاری شده بود جوانان افغان را به خود جذب کرد. افغانها نیز از این مدارس که مجانی بود و در آن قرآن و مسایل دینی تدریس میشد استقبال کردند. بنابراین، اولین آموزههای فکری طالبان در این مدارس شکل گرفت و طالبان نیز بسیار تحت تاثیر مواد آموزشی آنها قرار گرفتند. ارتباط طلاب علوم دینی افغانستان، با مدارس دیوبندی در شبه قارهی هند سابقه تاریخی دارد. قبل از تجزیهی هند و به وجود آمدن کشوری به نام پاکستان در سال ۱۹۴۷، اکثر طلاب اهل سنت افغانستان برای ادامه تحصیل به مدارس دیوبندیه در هند میرفتند. پس از به وجود آمدن کشور پاکستان، بیشترین طلاب اهل سنت افغانستان مسیر خود را از هند به ایالت سرحد شمال غربی پاکستان تغییر دادند. ایالت های جنوبی و شرقی افغانستان عمدتاً با مدارس ایالت سرحد پاکستان ارتباط برقرار کردند، در حالی که ولایات جنوب غربی و غربی این کشور با مدارس ایالت بلوچستان پاکستان ارتباط برقرار نمودند (اکرم عارفی،۱۳۸۲: ۸۸-۸۵) (شهرانی،۲۰۰۸: ۱۶۲-۱۵۹). نفوذ فرهنگی مدارس پاکستان در افغانستان از این زمان به بعد کاملاً محسوس است. آثار علمای بزرگ دیوبندی از عربی و اردو به پشتو ترجمه شد و در افغانستان به چاپ رسید. عزیز الرحمان سیفی از مترجمان معروف آثار سلیمان ندوی و شبلی نعمانی، نقش مهمی در این امر داشته و ترجمههای او در دهه ۱۹۶۰ و۱۹۷۰ به وسیله پشتو تولنه در کابل انتشار یافت. رگه های تفکر دیوبندی از این زمان به تدریج وارد افغانستان شد، اما بیگانگی آن با دین رسمی افغانستان مانع از مقبولیت آن در سطح وسیع گشت. در واقع بعد از تجزیهی هند در سال ۱۹۴۷، بسیاری از طلاب افغانی به مدارسی که در نزدیک آنها در ایالت سرحد شمال غربی ایجاد شده بود رفتند. آنها عمدتاً پشتون و بعضاً نورستانی و بدخشانی بودند. برخی از آنان به ایدئولوژی اهل حدیث روی آوردند و پس از بازگشت به افغانستان، با تصوف و دین حنفی مبارزه کردند؛ مثلاً زیارتگاههای محلی را تخریب کردند. حنفیها معمولاً آنها را وهابی مینامیدند، اما آنها خود را سلفی میخواندند. ارتباط فکری بین طلاب و علمای افغانستان از یک طرف و مدارس تحت نفوذ مکتب دیوبندی در پاکستان از طرف دیگر، در طول دهههای گذشته کم و بیش برقرار بوده است. این ارتباط، تا قبل از دوران جهاد افغانستان، حالت طبیعی و آرامی داشت، اما پس از آغاز جهاد، ناگهان دگرگون شد و روند شتاب آلودی به خود گرفت. شتاب این روند زمانی محسوس شد که پاکستان و عربستان تصمیم گرفتند به جای حمایت از احزاب میانه رو اسلامی در افغانستان، از احزاب تندرو اسلامی حمایت کنند. پس از همین مسأله بود که جمعیت العلمای اسلام و اهل حدیث با پشتوانهی مالی و سیاسی قوی طرحهای بنیادی و دراز مدتی را برای مهاجرین و مجاهدین افغانی به دست گرفت و با حوصلهی تمام، برای اجرای کامل آن وارد عمل شدند. « اهل حدیث» با حمایتهای مالی و فکری موسسات خیریه عربستان، علاوه بر توسعۀ برنامه های فرهنگی و آموزشی خود در داخل پاکستان و در ولایتهای شرقی افغانستان نیز وارد فعالیت شدند. هواداران افغانی اهل حدیث در ولایتهای کتر و بدخشان و مناطق نورستان شمالی، «امارتهایی» به سبک دولت وهابی عربستان تاسیس نمودند( رشید، ۱۳۷۹: ۱۵۴) (فرگوسن،۲۰۱۰: ۳۸). مولوی افضل که ابتدا در دیوبند و سپس در اکوره (ایالت سرحد پاکستان) تحصیل کرده بود، پس از بازگشت به منطقه اصلی خود، بارگ متل، دولت اسلامی افغانستان را تاسیس کرده و قبیلهی کاتی را به وهابیت سوق داد. یکی از شاگردان مولوی افضل به نام مولوی شَریقی امارت وهابی خود را در اطراف ارگو در استان بدخشان ایجاد کرد و در کتر مولوی جمیل الرحمن، تحصیلکردهی مدرسهی ثلثین پیشاور، دولت وهابی را در دره پیچ بنیاد نهاد. این افراد همزمان با فعالیتهای نظامی و سیاسی به فعالیتهای فرهنگی و تبلیغی نیز اشتغال داشتند، اما رقابتهای سیاسی با دیگر فرماندهان محلی که وابسته به احزاب دیگر مجاهدین بودند مجال زیادی به این مولوی ها نداد و سرانجام این دونفر به قتل رسیدند(همان،۱۶۲) (اکرم عارفی،۱۳۸۲: ۱۰۱). جمعیت العلمای اسلام شاخه فضلالرحمن نیز در طول دوره جهاد و دهه پس از آن، تلاش های گستردهای را در ایالت بلوچستان و سرحد برای جذب نسل جوان مهاجران انجام دادند. جمعیت العلمای اسلام در طول سالهای جهاد، رابطه نزدیکی با مجاهدان به ویژه «حرکت انقلاب اسلامی» مولوی محمد بنی محمدی و قوم درانی در ولایات قندهار و هایلمند داشته است. این حزب از لحاظ فکری، شاخه «جمعیت طلاب حرکت انقلاب اسلامی» را که در بلوچستان مرکزیت داشت، تغذیه کرد. طلاب وابسته به حرکت انقلاب اسلامی و متأثر از تفکر دیوبندی در سختگیری بر حفظ ظواهر اسلامی و مخالفت با وسایل صوتی در جبهههای مجاهدین در دوران جهاد شهرت داشته و با هر نوع تمایلات غیرشرعی شدیداً مقابله میکرد. رفتار خشونت آمیز و سخت گیرانهی طالبان و حرکت انقلاب اسلامی در برخی مناطق افغانستان در زمان جهاد زبانزد همگان بود. اما آن چه سرانجام از طالبان و حامی پاکستانی آنان، جمعیت العلما چهرهای قهرمان و ناجی به تصویر کشید تحولاتی بود که پس از سال ۱۹۹۲ در صحنهی نظامی ـ سیاسی افغانستان نمایان گشت. در این تحولات، جمعیت العلما از لحاظ فکری و ایدئولوژیک و حتی عملی نقش کلیدی در بسیج طالبان به عهده داشته است (گال[۲۱۶]،۲۰۱۲: ۱۴). مشترکات فرهنگی، قومی، زبانی و قبیلهای سبب جذب جوانان افغانی در مدارس جمعیت العلمای اسلام و در نتیجه، عامل گرایش ناخودآگاه آنان به آموزه های دیوبندی جمعیت العلمای اسلام نیز شد. طالبان که بینش وسیعی نداشتند و از روستاها مستقیم به مدارس جمعیت العلمای اسلام پیوسته بودند و یکباره به مریدان چشم و گوش بسته دیوبندیها تبدیل شدند. به همین دلیل، تعبیر سختگیرانهی طالبان از اسلام و تعصب دیوانهوار آنها در برابر زنان ( که با رسوم قوم پشتون نیز هماهنگی دارد) از آن جا ناشی شده است(فرگوسن،۲۰۱۰: ۵۳). ۲ـ گروه القاعده القاعده گروهی جهادی است که به دنبال جذب نیروهای مختلف از ملیت های متفاوت است. علت تمایل القاعده به عضوگیری در ملیتهای مختلف میل به نفوذ بیشتر در این کشورها و تلاش برای یارگیری بیشتر است. جهتگیری گروه القاعده مبارزهی نظامی در راه اسلام است. این گروه هم در افغانستان و هم در پاکستان برای تربیت نیروهای جهادی اردوگاههای نظامی دارد. رهبر اصلی و معنوی این گروه بن لادن است. بن لادن که برای توسعه فعالیتهای القاعده از هیچ تلاش فروگذار نبود؛ حتی برای یارگیری و به دست آوردن متحدان بیشتر، به باجناق خود دستور داد به فلیپین برود و با ازدواج با زنی فیلیپینی شاخهای از القاعده را در این کشور راه بیاندازد و با گروه های اسلامی که رویکرد مشابه دارند ارتباط برقرار کنند(آنتون،۲۰۰۸: ۱۶۵-۱۵۹). اسامه بن لادن به عنوان رهبر قاعده الانصار با بهره گرفتن از امکانات مادی خود موفق شد تا در صف طالبان جایی برای خود باز کند. او بعدها با ایمن الظواهری، معاون جماعه الجهاد مصر، در ایجاد تشکّلی مشترک با عنوان «قاعده الجهاد» به توافق رسید. اسامه بن لادن رهبر قاعده العرب و ایمن الظواهری به عنوان معاون آن اعلام گردید. از اسامه نقل شده که میگفت« من از جوانان مسلمان در سراسر جهان دعوت کردهام تا به افغانستان بیایند و مدتی در این سرزمین زندگی کنند. با زندگی در این کشور انسان خود را به فطرت خود نزدیکتر احساس می کند». این سخنان بن لادن بیانگر نقش محوری افغانستان در شکل گیری و توسعه شبکه قاعده الجهاد در سراسر جهان اسلام است. بنابراین، افغانستان جایی بود برای تربیت، آموزش و پختگی اعضای سازمان و سپس اعزام آنها به کشورهای محل انجام ماموریت خود. یکی از اعضای القاعده مدعی بود که در اوایل سال ۲۰۰۱ رهبری القاعده دستور داد تا فهرستی از همه افرادی که آمادگی انجام عملیات انتحاری را دارند تهیه شود. در آن زمان، تنها از قندهار، کابل و شرق افغانستان ۱۲۲ نفر برای انجام عملیات انتحاری ثبت نام کرده بودند. (مژده،۱۳۸۲: ۷۴) (محمودیان،۱۳۹۰: ۷۸) افغان ـ عربها و القاعده سهمی موثر در سیاستهای ضد غربی طالبان داشتند. طالبان با خراب کردن مجسمه بودا در بامیان، که با اعتراض گستردهی افکار عمومی جهانی و سازمان ملل و بی اعتنایی طالبان رو به رو شد، مورد حمایت عربها جایزه قرار گرفتند. به گونه ای که پس از انهدام مجسمه بودا تعداد داوطلبان عرب که برای مبارزه با مخالفان طالبان به صف آنان پیوستند افزایش یافت(رشید،۱۳۷۹: ۱۷۳). تأثیر و نفوذ بن لادن کمکم در درون طالبان از چنان عمقی برخوردار شد که موجب انشقاق در صف این جماعت گردید. اسامه با صراحت کسانی را که خواهان اخراج وی از افغانستان بودند دشمن جهاد معرفی کرد و گفت: « دو مرجع با جهاد ما مخالفاند: یکی آمریکا و دیگری وزارت خارجهی طالبان». سرپرست وزارت خارجهی طالبان، وکیل احمد متوکل، از طیف کم و بیش معتدل و میانهرو بود. او خواستار اخراج بن لادن برای کاستن از فشارهای بین المللی بر طالبان بود. هر چند حمایت جدی ملاعمر از بن لادن را برخی از منظر ارتباط خانوادگی تحلیل می کنند (چهارمین همسر بن لادن خواهر ملاعمر بود)، به نظر می رسد این پشتیبانی جایگاهی استراتژیک در سیاست رسمی طالبان دارد. زمانی که سفیر وقت عربستان در کابل از ملا حسن آخوند با لحن تند خواست که بنلادن را یا اعدام کنند یا اخراج یا به آمریکا تحویل دهند، در جواب چنین می شنود: «ما به شما به این دلیل احترام می گذاریم که قبلهی ما در سرزمین مقدس عربستان قرار دارد و گرنه غیرت و مردانگی شما از قبل معلوم است». این سخن مقام طالبان که توهین آشکار به سفیر سعودی بود موجب شد که پس از این تاریخ روابط دیپلماتیک دو کشور به سطح کاردار کاهش یابد. (مژده،۱۳۸۲: ۱۵۷-۱۵۴)( بریزار[۲۱۷]،۱۳۸۲: ۶۵-۶۳). ۲ـ۳ـ۱ـ واکنش به حاشیهای سازی دین: طالبان مدرنیته و همه مظاهر آن را دشمن اصلی خود و عامل اصلی حاشیهای کردن دین می دانستند و چون طالبان از مناطق روستایی افغانستان برخاسته بودند و میان مردم روستا بدبینی نسبت به شهر وجود داشت، بسیاری از آنها معتقد بودند که نظام شهری موجب رشد بیدینی شده است. کودتای کمونیستی به این تفکر قوت بخشید. آنها تنها راه جلوگیری از انحطاط جامعه را مبارزه با مظاهر اصلی مدرنیته و تغییر آن در مسیر دینی به سبک دوران پیامبر اسلام می دانستند(کروز،۲۰۰۸: ۳۲). طالبان به تحصیلکردگان مدارس غیردینی با سوءظن مینگریستند. در روستاهای دورافتاده اثری از مدارس دخترانه نبود. آنها با همین ذهنیت به شهر آمدند و در میان آنان، کسانی که دید روشنتر داشتند نیز تحت تاثیر اکثریت قرار گرفتند. بنابراین، اکثریتی که نمیتوانستند جذب محیط شهر گردند و ارزشهای نظام شهری را بپذیرند سعی کردند که شهر را به روستا مبدل سازند. طالبان سعی داشتند تا مدارس دینی را یکسره جانشین مدارس جدید کنند؛ به عنوان مثال، در کابل مدرسهی زرغونه که قبلاً مدرسهای دخترانه بود، به مدرسهای پسرانه برای حفظ قرآن تبدیل شد. همچنین درسهای مدارس طوری تنظیم شد که بخش اعظم ساعات درسی در طول هفته به دروس دینی اختصاص یابد و زمانی که متقی وزیر آموزش و پرورش شد، طرح اجباری شدن یونیفورم که در آن به سر کردن دستار کاملاً ضروری و از واجبات بود، نه تنها در مورد شاگردان مدارس دولتی، بلکه در مورد شاگردان مدارس خصوصی نیز ابلاغ شد. (مژده،۱۳۸۲: ۱۱۲) (نجومی[۲۱۸]،۲۰۰۸: ۱۰۵-۱۰۲) توجه به مدارس دینی یا دینی ساختن مدارس، غیر از مبارزه با حاشیهای شدن دین، یک هدف عمده را دنبال میکرد و آن تربیت طالبان برای جنگ بود. طالبان احیای خلافت اسلامی را لازمهی اسلامیشدن جامعه میدانست. آنها برای شباهت حکومت خود به خلافت صدر اسلام، ملاعمر را «امیرالمؤمنین» معرفی نمودند و اعلام کردند انتخاب ملاعمر بر اساس دیدگاه و نظر «اهل حل و عقد» انجام شده است. آنها به مشارکت مردم در امور جامعه و تعیین سرنوشت خود اعتقادی نداشتند و انتخابات و همهپرسی را شیوهای تقلیدی و غیر اسلامی میدانستند و با مقدس خواندن افکار و اعمال خود، در پیشبرد اهدافشان تلاش میکردند(رزهاک[۲۱۹]،۲۰۰۸: ۱۹۳). طالبان همچنین حضور احزاب سیاسی در جامعه را برنمیتابیدند و آن را امری غربی و تقلیدی و مخالف اسلام میشمردند. دستیار ملاعمر در این باره می گوید: « شریعت احزاب سیاسی را مجاز نمیداند. به همین دلیل است که ما هیچ حقوقی به مقامات یا سربازان نمیدهیم. بلکه تنها به آنها ، غذا، لباس، کفش و اسلحه میدهیم. ما میخواهیم همانگونه زندگی کنیم که پیامبر اسلام ۱۴۰۰ سال پیش زندگی میکرد و جهاد حق ماست. ما میخواهیم دوران پیامبر را دوباره به وجود آوریم» ( رشید،۱۳۸۱: ۱۰۰). تطبیق و اجرای شریعت مهمترین هدف امارت اسلامی است و در این مسیر، طالبان اجرای حدود، قصاص و امر به معروف و نهی از منکر را به گونه ای خشونتآمیز و بدون در نظر داشتن مصالح جمعی به اجرا میگذاشت. برگزاری نماز جماعت اجباری، واداشتن مردم به حضور در نمازهای جماعت، گذاشتن ریش، برچیدن آلات موسیقی و مبارزه با سینما، ویدیو و برنامه های تلوزیونی از مهمترین محورهای تلاش برای جلوگیری از حاشیه سازی دین، بین طالبان بود.(همان،۱۹۶) تنها چند هفته بعد از سقوط کابل به دست طالبان عملکرد آنها در مورد تحصیل و کار زنان شدیداً مورد انتقاد جامعه جهانی قرار گرفت. ملا محمد غوث وزیر امور خارجهی طالبان در دیدار با هیأتی از سازمان ملل متحد مشکل طالبان در این رابطه را به سادگی بیان کرد:« ما به افراد نظامی خویش تعهداتی داریم که از آن جمله ممانعت از کار و تحصیل زنان است. اگر ما این تعهد را نقض کنیم، نظامیان، خطوط جبهه را رها خواهند کرد و به روستاهای خود بازخواهند گشت. بنابراین، تا زمانی که مخالفان در برابر ما قرار دارند و برای جنگ با آنان، به جنگجویان روستاها و قبایل نیاز هست، ما به ادامه این سیاست مجبور ایم. تغییر این سیاست زمانی ممکن است که جنگ به پایان برسد.» با اینکه طالبان این سیاست در مورد زنان را خط مشی موقتی خود نشان میدادند، تا پایان حکومت خویش از آن دست برنداشتند. آنها حاضر نبودند برای تعلیم و تربیت در مدارس پسرانه پول خرج کنند، چه رسد به مدارس دخترانه. با اخراج معلمان زن، که اکثریت معلمان کشور را تشکیل میدادند، در حقیقت نظام تدریس مدرن فلج شد (کول[۲۲۰]،۲۰۰۸: ۱۲۶-۱۲۰). در واقع، طالبان با درک و تفسیر خاصی که از دین داشتند، خود را موظف به احیای دین و مخالفت با عواملی می دانستند که آن را به حاشیه بردهاند. بیشتر اقدام های طالبان در این زمینه ظاهری و بدون توجه به زیرساختهای موجود در جامعه افغانستان بود. نکتهی دیگر آن که اصلاحات طالبان برای جامعه افغانستان جدید و غیرمنتظره نبوده است؛ چرا که اجتماع روستایی در افغانستان به همین سبک زندگی می کند. امّا این اقدامات برای جامعه شهری، به ویژه طبقهی متوسط و تحصیلکردهی افغانستان سخت و باورنکردنی بود. ۲ـ۳ـ۲ـ گزینش گری: از ابتدای شروع حکومت طالبان نخبگان آن با ماموریتی متضاد و متناقض همراه بوده اند: این که از یک طرف مبانی یک دولت مدرن را پیاده نمایند تا وجههای بین المللی کسب کنند و به شکل همزمان این دولت تحت حاکمیت رهبری مؤمن و قوانین اسلامی باشد. این جنبه و ویژگی متضاد در تمام عرصه های این حکومت جلوهگری می کند. طالبان تلویزیون را محدود، اما رادیو را تقویت میکرد، روزنامه را از بین میبرد و فقط در جهت منافع خویش از آن استفاده می کرد. از یک طرف خود را حکومتی اسلامی معرفی میکرد و از طرف دیگر به دنبال کسب یک صندلی به شکل رسمی در سازمان ملل و همچنین داشتن سفارت در واشنگتن بود. از یک طرف شش مرد را به عنوان شورا ( مدل شورایی که بعد از مرگ پیامبر سرنوشت خلافت را تعیین میکردند) برای ادارهی امور تعیین میکرد، از طرف دیگر یک هیأتی بیست و سه نفره اما با رهبری یک روحانی برای هر وزارتخانه تعیین میکرد. (میلتون،۲۰۰۵: ۱۰۴-۹۳). علاوه بر تناقض یاد شده، شکل استفادهی طالبان از تکنولوژی مدرن کاملاً گزینشی و ابزاری است و رهبران طالبان از این تکنیک برای حفظ قدرت خود استفاده میکردند؛ برای مثال، طالبان برای اداره امور و پیشبرد اهدافش به شکل منظم از سازمانهای مدرن، مانند وزارتخانهها، استفاده میکرد یا برای تبلیغهای فرهنگی خود از رادیو بهره میگرفت که در ادامه بیشتر به آن می پردازیم. همچنین، این گروه برای قدرتنماییهای عمومی مسلسلهایی را بر روی تویوتا تعبیه میکردند و در شهرها گشت میزدند. طالبان با تبدیل خیابانها و استادیومهای ورزشی به سیرکهایی برای نمایش تنبیه بدعتگذاران و بی دین ها( یعنی قطع عضو کردن آنها و یا سنگسار نمودنشان) تسلط خود بر بدن پیروان را نشان می دادند (کروز[۲۲۱]،۲۰۰۸: ۱۸). نبود بینش و درک سیاسی طالبان مشکل عام و فراگیری بود که از رأس هرم تشکیلات تا قاعده را در بر میگرفت. رهبران طالبان بارها به این نکته اشاره میکردند که برای آنان آشنایی با مسائل جهانی و بین المللی اهمیت چندانی ندارد. بر این اساس، طبیعتاً وسایل ارتباط جمعی به عنوان ابزارهای ارتقای بینش سیاسی جامعه در این تفکر اهمیت و ضرورتی نداشت. یکی از کارگزاران وزارت خارجهی طالبان گزارش تعجب آوری را ارائه می کند. او میگوید به دیدار ملا حسن آخوند، معاون صدراعظم، رفتم و او را برآشفته دیدم. علت آشفتگی او استفاده از برگههای روزنامه های «هواد» و «انیس» (تنها روزنامه های دولتی که در سال های جنگ داخلی به چاپ میرسید) برای پختن کیک بود. وی گفت بعد از عید به قندهار میرود و با ملاعمر درباره ممنوعیت چاپ روزنامه ها گفتگو خواهد کرد. وی هم چنین گفت که من در زندگی حتی یک مقاله از روزنامهای را نخواندهام و به جای این که وقت خود را برای این کار ضایع کنم چند صفحه از قرآن مجید را می خوانم(مژده، ۱۳۸۲: ۵۰). با این حال، اگر رسانه ها میتوانستند در جهت اهدافشان به آنان کمک کنند، با برخوردی گزینشی از آن استفاده میکردند و این یکی از مصادیق عینی برخورد گزینشی طالبان با مدرنیته است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در آخرین مرحله از مطالعه حاضر، به بیان مختصری از مباحث و مطالب ارائه شده در این پایان نامه پرداخته شده و جمع بندی و نتیجه گیری حاصل از بررسیهای تجربی صورت گرفته در فصل چهارم تبیین خواهد شد. در ادامه بر اساس مطالب ارائه شده و پژوهش حاضر و نتایج به دست آمده توصیههای سیاستی و پژوهشی مناسب ارائه میگردد. ۵-۲- جمعبندی تورم، رشد و بیکاری شاخص های عمده و مهم اقتصاد کلان هستند که همواره مورد توجه اقتصاددانان و سیاستمداران کشورها قرار میگیرد تا با تنظیم آن شرایط اقتصادی در جامعه را بهبود بخشیده و مردم جامعه را به رفاه برسانند. در سالهای اخیر نگرانی سیاستگذاران اقتصادی در رابطه با افزایش پدیده تورم در حال گسترش بوده است. اصولا کشورهای در حال توسعه به واسطه ضعفهای ساختاری بیشتر با پدیده تورم روبهرو هستند. تأمین شرایط باثبات اقتصاد کلان برای کشورهای در حال توسعه که سعی در افزایش قدرت رقابت پذیریشان دارند از جایگاه ویژهای برخوردار است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
از آنجا که یکی از مشکلات عمده اقتصادی کشور طی چند دهه گذشته، پدیده تورم بوده است و این معضل همچنان استمرار دارد، بدیهی است تبیین تورم و پیش بینی روند آتی قیمتها برای سیاستگذاران اقتصادی اهمیت فراوانی دارد. از همین روست که حجم زیادی از پژوهشهای اقتصادی کشور به بررسی پدیده تورم اختصاص دارد. در نظریه های اقتصادی، نااطمینانی دلایل متفاوتی دارد. از جمله دلایل نااطمینانی میتوان به نااطمینانی تورمی، نااطمینانی ناشی از نوسانپذیری نرخ ارز، نااطمینانی ناشی از پیش بینیپذیری سیاست مالی و … اشاره کرد. نااطمینانی ناشی از تورم، که در دهههای اخیر تمرکز بیشتری بر آن صورت گرفته و اغلب به عنوان یکی از مهمترین هزینه های تورم خوانده شده، در واقع به نااطمینانی درباره سطوح آینده تورم اشاره دارد. نااطمینانی در مورد تورم آینده منجر به انحراف تصمیمات مصرف کنندگان و تولیدکنندگان در زمینه پسانداز، مصرف و سرمایه گذاری می شود. این انحرافات، اثرات نامناسبی بر کارآیی تخصیص منابع و سطح فعالیت واقعی اقتصاد خواهد گذاشت. وجود نااطمینانی تورم، هزینه های عاملان اقتصادی را دوچندان می کند؛ زیرا بخشی از منابع آنها صرف پیش بینی تورم آتی در شرایط وجود نااطمینانی در بازار خواهد شد و در واقع سود یا زیان بنگاههای تولیدی و خدماتی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. همین مسأله بر ضرورت مطالعه دقیقتر رابطه متقابل بین تورم و نااطمینانی تورم افزوده است. اقتصاد ایران از گذشته های بسیار دور تاکنون با معضل تورم روبهرو بوده است و روند تورم فراز و نشیبهای بیشماری را تجربه کرده است، تئوریهای مختلف اقتصادی در رابطه با مسأله تورم و نااطمینانی تورم محققان و اقتصاددانان را برآن داشته تا با در نظر گرفتن شرایط و زمینه های مختلف به آزمون فرضیه های مختلف بپردازند و نتایج و گزارشهای متفاوتی به تناسب مفروضات از پیش تعیین شده اعلام نمایند. در ایران نیز مطالعاتی در این زمینه انجام شده است و هر یک از این مطالعات به جنبه های مختلفی از این رابطه پرداختهاند. تحقیق حاضر به بررسی رابطه تورم و نااطمینانی تورم در قالب روش اقتصادسنجی گارچ در میانگین نامتقارن با وجود انتقال رژیم، طی دوره زمانی ۱۳۶۹:۰۱ تا ۱۳۹۲:۰۵ پرداخته است. متغیر مورد مطالعه این تحقیق شامل نرخ تورم میباشد که نرخ تورم با بهره گرفتن از شاخص قیمت مصرف کننده به قیمت ثابت ۱۳۸۳ محاسبه گردیده است. نرم افزارهای مورد استفاده در این تحقیق Eviews(7) ، Gauss(9) و Matlab (2013) میباشند. در فصل اول این مطالعه ضمن ارائه کلیاتی از بحث، به بررسی ضرورت تحقیق، هدف تحقیق و سوالات تحقیق پرداخته است. در فصل دوم این تحقیق مروری بر مطالعات انجام شده در داخل و خارج ایران در رابطه با تورم و نااطمینانی تورم صورت گرفته است. در فصل سوم مروری بر نظریه های مختلف اقتصادی در ارتباط با منشأ تورم و رابطه تورم و نااطمینانی تورم صورت گرفته است. دیدگاه های مربوط به رابطه تورم و نااطمینانی تورم به دو گروه تقسیم شده اند یک گروه به بررسی اثر تورم بر نااطمینانی تورم و دیگری به اثر نااطمینانی تورم بر تورم می پردازد. در گروه اول معروفترین دیدگاه ها مربوط به فریدمن (۱۹۷۷) – بال (۱۹۹۲)، پورگرامی- مسکاس (۱۹۸۷) و آنگار- زیلبرفارب (۱۹۹۳) میباشد. فریدمن- بال به اثر مثبت تورم بر نااطمینانی و پورگرامی - مسکاس از یک رابطه منفی حمایت می کنند همچنین آنگار- زیلبرفارب معتقدند بسته به میزان تورم این رابطه تغییر می کند. در گروه دوم، دیدگاه کوکرمن - ملتزر(۱۹۸۶) و هولاند (۱۹۹۵) قرار میگیرند. کوکرمن و ملتزر معتقدند اثر نااطمینانی تورم بر تورم مثبت است در حالی که هولاند این اثر را منفی میداند. در ادامه فصل سوم به معرفی ساختار الگو و روش تحقیق پرداخته شده است. معادله واریانس (نااطمینانی تورم) با بهره گرفتن از روش گارچ گلستن، جاگناتان و رانکل برآورد گردید و برای برآورد ضرایب و تحلیل روابط بین متغیرها در وضعیتهای مختلف، از مدل سنجی گارچ در میانگین نامتقارن با دو متغیر وضعیت با روش برآورد حداکثر درست نمایی استفاده شده است. یک راه برای نشان دادن پویاییهای رفتار تورم این است که اجازه بدهیم میانگین شرطی و واریانس شرطی هر کدام خصوصیات تغییر ساختاری متعلق به خودشان را داشته باشند. به همین دلیل به هر یک از معادله میانگین و واریانس یک متغیر وضعیت مخصوص به خود اختصاص داده شده است که هر یک از این متغیر وضعیتها دو رژیم متفاوت را شامل میشوند. در این بررسی جهت استفاده از روشهای گارچ ابتدا با بهره گرفتن از معیار آکائیک مدل ARMA بهینه انتخاب و سپس به انجام آزمون لجانگ- باکس و وجود اثر آرچ پرداخته شده است. آزمون ریشه واحد و شکست ساختاری برای متغیر تورم با بهره گرفتن از آزمون ریشه واحد شکست ساختاری ضریب لاگرانژ انجام شده است. در فصل چهارم نتایج تخمین و برآورد الگو مورد بحث قرار گرفته است. به بررسی آزمون ریشه واحد با شکست ساختاری پرداخته شد. برای این منظور از آزمون ضریب لاگرانژ لی استرازیچیچ استفاده شده است. نتایج آزمون شکست ساختاری، در مدل تغییر در عرض از مبدأ و شیب تابع روند نشان میدهد زمان شکست ساختاری در متغیر تورم، ۱۳۷۴:۰۲ است. به دلیل آن می تواند باشد که در سالهای ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ با اجرای سیاستهای تعدیل، به ویژه کاهش رسمی ارزش پول ملی و حرکت به سمت نظام شناور ارزی فشارهای تورمی به شدت افزایش یافت و باعث شد تا اقتصاد ایران بالاترین نرخهای تورم خود را در این سالها، ۱/۴۹ درصد در سال ۱۳۷۴ تجربه کند. برای استفاده از روش گارچ ابتدا یک فرایند ARMA را برآورد و توسط معیار آکائیک تعداد وقفه بهینه انتخاب شده اند. تعداد وقفه بهینه AR(2) و MA(1) به دست آمده است. سپس به بررسی آزمون لجانگ – باکس و عدم خودهمبستگی پی در پی در باقی ماندهها پرداخته شده است. با توجه به نتایج به دست آمده فرضیه صفر مبتنی بر عدم خودهمبستگی در باقی ماندهها رد نمی شود. همچنین بررسی آزمون اثر آرچ حاکی از آن است که آماره F و ضریب تعیین در سطح ۵ درصد معنیدار هستند. بنابراین، فرضیه همسانی واریانس جملات اختلال رد شده و میتوان از مدل آرچ و گارچ استفاده نمود. نتایج تخمین الگوی گارچ در میانگین نامتقارن با دو متغیر وضعیت در معادله میانگین نشان میدهد که نااطمینانی تورم در رژیم ۱، یعنی زمانی که اقتصاد در حالت فشار تورمی فزاینده قرار دارد (تورم از پایین به سمت بالا حرکت می کند) اثر معنیداری بر سطح تورم دارد و این اثر مثبت میباشد. زمانی که نااطمینانی تورم در جامعه زیاد باشد این نااطمینانی علت تورم می شود به دلیل آن که در شرایط نااطمینانی، تصمیمات مصرف کنندگان و تولیدکنندگان در زمینه پسانداز، مصرف و سرمایه گذاری تحت تأثیر قرار میگیرد و حجم فعالیتهای اقتصادی کاهش مییابد لذا دولتمردان با اتخاذ سیاستهای انبساطی باعث افزایش سطح عمومی قیمتها میشوند. در رژیم ۲، یعنی زمانی که اقتصاد در حالت فشار تورمی کاهنده قرار دارد (تورم از بالا به سمت پایین حرکت می کند) ضریب به دست آمده منفی و معنادار است و نشان دهنده اثر عکس نااطمینانی تورم بر سطح تورم میباشد. نتایج تخمین در معادله واریانس، در رژیم ۱، زمانی که تغییرات تورمی زیاد است (نوسانات زیاد)، نشان میدهد که تورم اثر معنیداری بر سطح نااطمینانی تورم دارد و این اثر مثبت میباشد. همچنین اثرات شوکهای منفی قیمت بر نااطمینانی بیشتر از شوکهای مثبت است. در رژیم ۲، زمانی که تغییرات تورمی کم است (نوسانات کم ) اثر تورم بر سطح نااطمینانی تورم معنیدار نیست. ماتریس احتمال انتقال برای متغیر وضعیت نشان میدهد، بالاترین مقدار احتمال مربوط به زمانی است که متغیر وضعیت در رژیم دور قبلی خود پایدار بماند که این تمایل حتی در رژیم ۱ (وضعیت فشار تورمی فزاینده) بیشتر از رژیم۲ (وضعیت فشار تورمی کاهنده) میباشد. نکته دیگر این است که احتمال انتقال از رژیم ۲ به ۱ بیشتر از احتمال انتقال از رژیم ۱ به ۲ میباشد. یعنی در ایران، احتمال این که از حالت فشار تورمی کم به فشار تورمی زیاد منتقل شویم بیشتر از حالت برعکس است که میل تورم به قرار گرفتن در وضعیتهای تورم زیاد را نشان میدهد. نتایج ماتریس احتمال انتقال برای متغیر وضعیت نشان میدهد که تمایل به ماندگاری در رژیمهایی، که متغیر وضعیت دور قبل در آن وضعیت قرار داشته است از بالاترین مقدار احتمالات برخوردار است و مقادیر این احتمالات برای رژیمهای ۱ (افزایش نوسانات تورمی) و ۲ (کاهش نوسانات تورمی) بسیار نزدیک به هم میباشند. ۵-۳- پیشنهادهای سیاستی در این قسمت طبق نتایج و یافتههای مطالعه حاضر پیشنهادهای زیر ارائه میگردد: با توجه به این که نتایج نشان میدهد در حالت نوسانات تورمی زیاد، افزایش تورم منجر به افزایش نااطمینانی تورم میگردد به نظر میرسد که اتخاذ سیاستهای تثبیت قیمتها ( کنترل قیمتها وجلوگیری از افزایش آن) نه تنها در کاهش تورم بلکه در کاهش نااطمینانی تورم نیز نقش مهمی دارند. دولت و به ویژه بانک مرکزی برای ثبات قیمتها بایستی از اتخاذ سیاستهای اقتصادی که به نااطمینانی تورم دامن میزند، اجتناب نماید. ۵-۴- پیشنهاد پژوهشی تأثیر سیاستهای اقتصادی دولت و همچنین بررسی تأثیر سایر عوامل بر نااطمینانی تورم، خود موضوع مهمی است که احتیاج به مطالعه مستقل دارد. به عبارت دیگر تأثیر سیاستهای پولی و مالی می تواند اثرات متفاوتی بر رفتار تورم در ایران داشته باشد بررسی این موضوع خود می تواند به عنوان پژوهش مستقلی صورت پذیرد. در این مطالعه دو متغیر وضعیت و مستقل از هم در نظر گرفته شده اند اما با توسعه الگو شاید امکان بررسی اثر متقابل وضعیتها بر یکدیگر فراهم گردد. فهرست منابع
منابع فارسی
ابراهیمی، ایلناز و حسین توکلیان (۱۳۹۱). ” طراحی یک سامانه هشداردهی زودهنگام بحرانهای ارزی در ایران با بهره گرفتن از رویکرد مارکوف سوئیچینگ “، بیست و دومین همایش سالانه سیاستهای پولی و ارزی. ابراهیمی، محسن و علی سوری (۱۳۸۵). ” رابطه بین تورم و نااطمینانی در ایران “، مجله دانش و توسعه، شماره ۱۸، صص ۱۲۶-۱۱۱٫ ابراهیمی، علی رضا (۱۳۸۵). ” مدلهای ARCH و GARCH و کاربردهای آن در تحلیل داده های اقتصادی"، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه اصفهان، دانشکده علوم. التجائی، ابراهیم (۱۳۹۱). ” تورم، نااطمینانی تورمی، پراکندگی نسبی قیمتها و رشد اقتصادی در ایران “، فصلنامه علمی – پژوهشی مطالعات اقتصادی کاربردی در ایران، سال اول، شماره ۱، صص ۱۱۸-۸۱٫ پیرایی، خسرو و بهاره دادور (۱۳۹۰). ” تأثیر تورم بر رشد اقتصادی در ایران با تأکید بر نااطمینانی “، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی، سال یازدهم، شماره ۱، صص ۸۰-۶۷٫ تشکینی، احمد (۱۳۸۵). ” آیا نااطمینانی تورمی با سطح تورم تغییر می کند؟ “، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره ۷۳، صص۲۱۰-۱۹۳٫ دادگر، یدالله و مسعود صالحی رزوه (۱۳۸۳). ” کاربرد مدل بارو جهت ارزیابی رابطه بین تورم و رشد اقتصادی در ایران “، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره ۳۳، صص ۸۲-۵۵٫ سالنامه خلاصه تحولات اقتصادی کشور، مجموعه اقتصاد (۱۳۷۴). ” خلاصه تحولات اقتصادی کشور سال ۱۳۷۴"، نشریه اقتصاد، شماره ۷۴، صص ۵٫ سالنامه گزارش اقتصادی و ترازنامه، مجموعه اقتصاد (۱۳۷۷). ” خلاصه رویدادهای اقتصادی ایران"، نشریه اقتصاد، شماره ۷۷، صص ۱۷-۱۳٫ سرمدی، زهره، بازرگان، عباس و الهه حجازی (۱۳۹۰). ” روشهای تحقیق در علوم رفتاری “، نشر آگه، تهران، چاپ بیست ویکم. شاهمرادی، اصغر و محمد زنگنه (۱۳۸۶). ” محاسبه ارزش در معرض خطر برای شاخص های عمده بورس اوراق بهادار تهران با بهره گرفتن از روش پارامتریک"، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره ۷۹، صص ۱۲۱-۴۹٫ فرزین وش، اسدالله و موسی عباسی ( ۱۳۸۵). ” بررسی رابطه تورم و نااطمینانی در ایران با بهره گرفتن از مدلهای GARCH و حالت - فضا “، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره ۷۴، صص ۵۵-۲۵٫ فلاحی، فیروز و عبدالرحیم هاشمی دیزج (۱۳۸۹) . ” رابطه علیت بین GDP و مصرف انرژی در ایران با بهره گرفتن از مدلهای مارکوف سوئیچینگ “، فصلنامه مطالعات اقتصادی انرژی، سال هفتم، شماره ۲۶، صص ۱۵۲-۱۳۱٫ طیب نیا، علی (۱۳۷۴). “تئوریهای تورم با نگاهی به فرایند تورم در ایران"، انتشارات جهاد دانشگاهی. دانشگاه تهران، چاپ اول. کازرونی، علی رضا، رضازاده، علی و سیاوش محمدپور (۱۳۹۰). ” اثرات نامتقارن نوسانهای نرخ واقعی ارز بر صادرات غیر نفتی ایران با رویکرد غیر خطی مارکوف- سوئیچینگ “، فصلنامه تحقیقات مدل سازی اقتصادی، شماره ۵، صص ۱۷۸-۱۵۳٫ کتابی، احمد (۱۳۷۰). ” تورم: ماهیت، علل، آثار و راههای مقابله با آن"، انتشارات اقبال، چاپ سوم. محمدی، تیمور و رضا طالبلو (۱۳۸۹). “پویاییهای تورم و رابطه تورم و عدم اطمینان اسمی با بهره گرفتن از الگوی GACH-ARFIMA"، پژوهشنامه اقتصادی، سال دهم، شماره ۱، صص ۱۷۰-۱۳۷٫ مطیعی، ناصر و محمدقلی موسینژاد (۱۳۷۸). ” سیاستهای ارزی و تأثیر آن بر بخش کشاورزی با تأکید در محصول استراتژیک گندم و برنج"، فصلنامه مدرس علوم انسانی، شماره۱۰، صص ۸۴-۶۵٫ معاونت برنامه ریزی و بررسیهای اقتصادی (۱۳۸۲). ” بررسی نظری و تجربی تورم در ایران (۸۲-۱۳۳۸)"، دفتر مطالعات اقتصادی، صص۷۹-۱٫ مهرآرا، محسن و رامین مجاب (۱۳۸۸). ” ارتباط میان تورم، نااطمینانی تورم، تولید و نااطمینانی تولید در اقتصاد ایران “، فصلنامه پول و اقتصاد، شماره ۲، صص ۳۰-۱٫ نیسی، عبدالساده (۱۳۹۰). ” مدل سازی اختیارات آمریکایی با مدل رژیم سوئیچینگ و مشتقات نفت “، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی ایران، سال شانزدهم، شماره ۴۷، صص ۲۰۴-۱۸۵٫ یاوری، کاظم (۱۳۸۱). ” بررسی اثرات سیاست یکسان سازی نرخ ارز بر تورم، مابه التفاوت نرخ ارز رسمی و بازار سیاه و نرخ ارز واقعی در ایران"، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع)، شماره ۱۶، صص۱۴۶-۱۲۹٫
منابع لاتین
Balcilar, M., Ozdemir, Z. and E. Cacan (2011). “On the Nonlinear Causality between Inflation and Inflation Uncertainty in the G3 Countries", Journal of Applied Economics,Vol. XIV, No. 2, pp. 269-296.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شرکت کننده الف شرکت کننده الف مردی ۳۶ ساله، با سطح تحصیلات سیکل، و به لحاظ شغلی بیکار بود، که انتخاب شد و به درمان نوروفیدبک تمایل داشت. ماده مصرفی این آزمودنی تریاک بود که ۱۹ سال از شروع مصرف ماده تریاک می گذشت. آزمودنی الف ۳ ماه تحت درمان نگهدارنده با شربت بود. آزمودنی تمام ملاکهای ورود به آزمایش را داشت. میانگین نمرات پرسشنامههای اولیه برای غربال کردن نیز هم در پرسشنامه ولع مصرف هروئین و هم پرسشنامه افسردگی بک برای ورود به آزمایش بالاتر از دیگر مراجعان بود، نمره ی پرسشنامه بک این آزمودنی۲۸ (نسبتا افسرده) و نمرات ۵ مقیاس پرسشنامه ولع مصرف هروئین این آزمودنی به این صورت بود:۱- تمایل به مصرف مواد (desire to use substance):29؛ ۲- تصمیم و برنامه برای مصرف مواد (: (intention and plane to use substance35؛ ۳- انتطار نتایج مثبت از مواد (anticipation of positive outcome):39؛ ۴- رهایی از کسالت و علائم ترک (relief from withdrawal or disforia):47؛ ۵-فقدان کنترل بر مصرف (lack of control over use):50. در سوال شفاهی هم آزمودنی الف ذکر کرد که احساس ولع مصرف دارد و هر کس می گوید ندارم دروغ می گوید.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شرکت کنندهی ب شرکت کننده ب مردی ۳۶ ساله، با سطح تحصیلات سیکل (دیپلم ردی)، و به لحاظ شغلی بیکار بود، که انتخاب شد و به درمان نوروفیدبک تمایل داشت. ماده مصرفی این آزمودنی تریاک بود که ۱۵ سال از شروع مصرف ماده تریاک می گذشت. آزمودنی الف ۱۴ ماه تحت درمان نگهدارنده با شربت بود. آزمودنی تمام ملاکهای ورود به آزمایش را داشت. میانگین نمرات پرسشنامههای اولیه برای غربال کردن نیز هم در پرسشنامه ولع مصرف هروئین و هم پرسشنامه افسردگی بک برای ورود به آزمایش بالاتر از دیگر مراجعان بود، نمره ی پرسشنامه بک این آزمودنی۲۶ (نسبتا افسرده) و نمرات ۵ مقیاس پرسشنامه ولع مصرف هروئین این آزمودنی به این صورت بود:۱- تمایل به مصرف مواد (desire to use substance):32؛ ۲- تصمیم و برنامه برای مصرف مواد (: (intention and plane to use substance29؛ ۳- انتطار نتایج مثبت از مواد (anticipation of positive outcome):20؛ ۴- رهایی از کسالت و علائم ترک (relief from withdrawal or disforia):29؛ ۵-فقدان کنترل بر مصرف (lack of control over use):40. در سوال شفاهی هم آزمودنی الف ذکر کرد که احساس ولع مصرف مواد را گاه گاهی و به صورت موقتی دارد. شرکت کنندهی ج شرکت کننده ج مردی ۳۱ ساله، با سطح تحصیلات سیکل، و به لحاظ شغلی دارای شغل آزاد بود، که انتخاب شد و به درمان نوروفیدبک تمایل داشت. ماده مصرفی این آزمودنی تریاک بود که ۱۳ سال از شروع مصرف ماده تریاک می گذشت. آزمودنی الف ۲ ماه تحت درمان نگهدارنده با شربت بود. آزمودنی تمام ملاکهای ورود به آزمایش را داشت. میانگین نمرات پرسشنامههای اولیه برای غربال کردن نیز هم در پرسشنامه ولع مصرف هروئین و هم پرسشنامه افسردگی بک برای ورود به آزمایش بالاتر از دیگر مراجعان بود، نمره ی پرسشنامه بک این آزمودنی۳۰ (نسبتا افسرده) و نمرات ۵ مقیاس پرسشنامه ولع مصرف هروئین این آزمودنی به این صورت بود:۱- تمایل به مصرف مواد (desire to use substance):21؛ ۲- تصمیم و برنامه برای مصرف مواد (: (intention and plane to use 22؛ ۳- انتطار نتایج مثبت از مواد (anticipation of positive outcome):22؛ ۴- رهایی از کسالت و علائم ترک (relief from withdrawal or disforia):22؛ ۵-فقدان کنترل بر مصرف (lack of control over use):28. در سوال شفاهی هم آزمودنی الف ذکر کرد که احساس ولع مصرف مواد را خیلی کم دارد. ۳-۶٫ ابزار ۳-۶-۱٫ دستگاه نوروفیدبک دستگاهی که در این پژوهش استفاده میشود، از نوع procomp2 میباشد. نرم افزاری مورد استفاده برای دستگاه هم نرم افزارbiograph infiniti است.این دستگاه در واقع ابزاری است که کار دریافت امواج از الکترودهای متصل به پوست سر و انتقال آنها به سیستم نرم افزاری داخل کامپیوتر را بر عهده دارد.procomp2 در واقع سخت افزاری است که مانند یک تقویت کننده جریان الکتریسیته عمل میکند.از آنجا که امواج تولید شده توسط مغز که از طریق الکترودهای متصل به پوست سر فرد دریافت میشوند، بسیار ضعیف و نامحسوس هستند،این دستگاه آنها را تقویت میکند و به شکل امواج الکتریکی قوی تر قابل بررسی وارد کامپیوتر میکند.سپس امواج در کامپیوتر وارد نرم افزار شده و به شکل امواج سینوسی در می آیند و بر اساس پروتکل درمانی در حال اجرا تحلیلهای ویژه نوروفیدبک روی امواج صورت می پذیرد. پروتکل درمانی که در این پژوهش به کار میرود پروتکل (SMR) و پروتکل آلفا- تتا پنیستون است که آموزش ریتم حسی-حرکتی (SMR) در ناحیهی Cz (واقع در نوار مرکزی قشر مخ) و آلفا-تتا در ناحیهی Pz (واقع در ناحیهی آهیانه ای قشر مخ)، هر کدام به مدت ۲۰دقیقه است، و کل تعداد جلسات درمانی برای هر بیمار ۲۰ جلسه در نظر گرفته شده است. ۳-۶-۲٫پرسشنامه اندازه گیری ولع مصرف هروئین پرسشنامه سنجش هروئین (HCQ-45) برای این متغیر استفاده میشود.این پرسش نامه جهت سنجش هوس هروئین در بیماران وابسته به این ماده تدوین شد.اما به علت ساختار کلی آن و توانایی سنجش ولع مواد، بعدها در سنجش ولع سایر مواد نیز کاربرد پیدا کرد.این پرسشنامه پنج عاملی و با مقیاس درجه بندی ۷درجه ای لیکرت میباشد.پنج زیر مقیاس اصلی این پرسنامه عبارتند از ۱-انتطار نتایج مثبت از مواد (anticipation of positive outcome) 2-رهایی از کسالت و علائم ترک (relief from withdrawal or disforia) 3-تصمیم و برنامه برای مصرف مواد (intention and plane to use substance) 4-تمایل به مصرف مواد (desire to use substance) 5-فقدان کنترل بر مصرف (lack of control over use).مطالعات روی این ابزار، پایایی این زیرمقیاسها را به ترتیب برابر ۹۳/،۸۳/،۸۱/،۶۹/،و۹۴/ گزارش کرده اند (تیفانی و همکاران،۲۰۰۶؛به نقل از دهقانی،۱۳۸۹).مطالعات توانسته اند پایایی و اعتبار زیر مقیاسهای این ابزار را در سنجش شدت ولع در بیماران وابسته به مواد مخدر ثابت کند (هینز و همکاران،۲۰۰۶؛به نقل از دهقانی،۱۳۸۹).پایایی و اعتبار فرم فارسی این ابزار در ایران مورد مطالعه و تایید قرار گرفته است (دهقانی،رستمی و نصرت آبادی،۱۳۸۷؛به نقل از دهقانی،۱۳۸۹). ۳-۶-۳٫پرسشنامه افسردگی بک پرسشنامه افسردگی بک به عنوان یک ابزار خودگزارش دهی برای سنجش شناختهای وابسته به افسردگی به شکل گسترده به کار گرفته شده است. بیست و یک عبارت موجود در این پرسشنامه، از مشاهدهی نگرشها و نشانههای نوعی بیماران افسرده به دست آمده است. این عبارات را هر یک از افراد بر حسب شدت وضعیت گزارش شده از صفر تا ۳ نمره گذاری میکنند.نمرههای صفر تا ۹ نشان دهندهی حداقل افسردگی یا عادی بودن است. نمرههای ۱۰ تا ۱۶ افسردگی خفیف، ۱۷ تا ۲۹ متوسط و ۳۰ تا ۶۳ افسردگی شدید را نشان میدهد. بررسی بک و گاربین شدت علائم افسردگی را در بیماران و جمعیت بهنجار نشان میدهد. آنها ضریب ثبات درونی این نسخه را ۷۳/ تا۹۲/ با میانگین ۸۶/ و ضریب آلفا را برای بیماران، ۸۶/ و برای افراد بهنجار ۸۱/ گزارش کردند (نظیری،قادری و زارع، ۱۳۸۹). ۳-۷٫شیوهی اجرا پس از گرفتن رضایت از شرکت کنندگان در پژوهش، شرکت کنندگان اولین بار در تاریخ۲۵/۰۳/۱۳۹۳ پرسشنامههای ولع مصرف هروئین (HCQ-45) و پرسشنامه افسردگی بک (BDI) را پر کردند، دومین بار همین پرسشنامهها در تاریخ۰۵/۰۴/۱۳۹۳توسط شرکت کنندگان پر شد و در مرحلهی آخر(خط پایه) در تاریخ ۱۵/۰۴/۱۳۹۳پرسشنامهها پر شدند و خط پایه ای با ثبات از شرکت کنندگان به دست آمد و اولین روز مداخله با جلسه ای ۴۰دقیقه ای با حضور شرکت کنندهها و ۲درمانگر (خود محقق و نوروتراپیست مرکز مشاوره معین کرج) در تاریخ ۲۱/۰۴/۱۳۹۳ آغاز شد و تا تاریخ ۲۴/۰۵/۱۳۹۳ تعداد جلسات درمانی که برای هر شرکت کننده ۲۰جلسه بود، انجام شد و در تاریخ ۲۵/۰۵/۱۳۹۳ مرحلهی B انجام شد و پرسشنامههای ولع مصرف هروئین (HCQ-45) و پرسشنامه افسردگی بک (BDI) 4بار، توسط شرکت کنندگان پر شد و مرحله پی گیری شروع شد تا تاریخ ۰۶/۰۷/۱۳۹۳ شرکت کنندهها در مرحلهی پی گیری به سر بردند و در این تاریخ پرسشنامههای ولع مصرف هروئین (HCQ-45) و پرسشنامه افسردگی بک (BDI) مجددا برای انجام مرحلهی پی گیری توسط شرکت کنندهها پر شد. ۲ بار دیگر هم در تاریخ ۱۶/۰۷/۱۳۹۳ و ۲۶/۰۷/۱۳۹۳ پرسشنامهها توسط شرکت کنندگان پر شد. پروتکل درمانی که در این پژوهش به کار رفت، پروتکل (SMR) و پروتکل آلفا- تتا پنیستون است که آموزش ریتم -حرکتی (SMR) در ناحیهی Cz (واقع در نوار مرکزی قشر مخ) و آلفا-تتا در ناحیهی Pz (واقع در ناحیهی آهیانه ای قشر مخ)، هر کدام به مدت ۲۰دقیقه است، و کل تعداد جلسات درمانی برای هر بیمار ۲۰ جلسه در نظر گرفته شد. ۳-۸٫نحوه تحلیل دادهها داده های این پژوهش به روش تحلیل دیداری تحلیل شد. بر خلاف تحلیل آماری، تحلیل دیداری پرکاربردترین راهبرد تحلیل داده های پژوهش مورد منفرد است. این تحلیل چندین مزیت دارد. اول آن که روش تحلیل دیداری را می توان برای ارزیابی داده های افراد یا گروه های کوچک استفاده کرد. دوم، این تحلیل یک فرایند پویا است زیرا داده هایی که در حال گردآوری هستند، مرتبا به تصویر در می آیند و به صورت پی در پی تحلیل می شود. سوم، داده هایی که بر نمودار های خطی ترسیم شده اند، به پژوهشگر اجازه تصمیم گیری داده محور می دهد. چهارم، تحلیل دیداری، داده ها را به صورت فردی بررسی می کند و در نتیجه فردگرایی را آسان می کند. پنجم،تحلیل دیداری نمودارها یافته های جالبی را کشف می کند که ممکن است با پرسش اولیه ی پژوهشی و یا هدف اصلی ما مرتبط نباشد. این یافته های جدید( سیدمن،۱۹۶۰؛ اسکینر،۱۹۵۷؛ به نقل از فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲) به دلیل گردآوری داده ها و رسم نمودارهای دیداری و تحلیل پی در پی آن ها به وجود می آید. ششم، ارائه ی نموداری داده های اولیه، تحلیل و تفسیر مستقل نتایج را تسهیل می کند و به افراد دیگر هم اجازه ی قضاوت در مورد داده ها را می دهد. مثلا آیا مداخله در این مورد مناسب بوده و آیا یافته ها پایایی لازم را دارند، آیا داده ها از نظر اجتماعی و بوم شناسی معتبر هستند؟ هفتم، با رسم نمودار داده ها و تحلیل داده ها برای تک تک شرکت کنندگان اثربخشی مداخله در یک شرکت کننده، نه بیش از حد و نه کمتر از آنچه که هست، برآورد می شود. بنابر این دلایل، تحلیل دیداری نمودار داده ها روشی است که پژوهشگر رفتاری که پژوهش کاربردی انجام می دهد، آن را به روش های دیگر ترجیح خواهد داد. علمی بودن و پایایی این روش به اثبات رسیده است، بنابراین استفاده از آن به مربیان و درمانگران بالینی که نیازمند پژوهش بالینی هستند، توصیه می شود. نشانه گذاری طرح های مورد منفرد نشانه گذاری طرح این پژوهش به صورت A-B و همراه با ۳جلسه پی گیری است. تحلیل گران رفتاری یک سیستم نشاه گذاری A-B-C را برای پژوهش های مورد منفرد به کار می برند که بیشترین کاربرد را در نامگذاری این طرح ها دارد. حرفA بزرگ برای نشان دادن موقیت اولیه یا خط پایه به کار می رود( زمانی که رفتار هدف پیش از شروع مداخله مورد مشاهده و اندازه گیری قرار می گیرد). گردآوری داده های خط پایه اولین شرط یک پژوهش مورد منفرد است و هدفش اندازه گیری رفتار هدف قبل از مداخله است. داده های خط پایه فراوانی طبیعی رفتار هدف را نشان می دهد. حرف B بزرگ اولی موقعیت آزمایشی را نشان می دهد، موقعیت های آزمایشی بعدی که متفاوت از موقعیت اول است با حروفC، D، و … نشان داده می شود. برای جدا کرد دو موقعیت مجاور از خط تیره(-) استفاده می شود. بنابراین وقتی دو موقعیت آزمایشی با هم ترکیب می شوند تا موقعیت آزمایشی جدیدی ایجاد کنند، خط تیره ی بین آن ها برداشته می شود(BC). برای مثال اگر A یک موقعیت خط پایه باشد مثلا توزیع ژتون به صورت غیر مشروط، B توزیع ژتون به صورت مشروط و C روش ارزش گذاری پاسخ باشد، ترکیب دو موقعیت توزیع مشروط ژتون(B) و ارزش گذاری پاسخ© موقعیت جدید آزمایشی BC را ایجاد می کند. در این مثال ترتیب موقعیت ها به شکل A-B-C-BC-A-BC است که یک طرح آزمایشی چد درمانی را نشان می دهد. در این طرح، پژوهشگر می خواهد B و BC را با A مقایسه کند. نامیدن موقعیت جدید به شکل BC نسبت به C ، به پژوهشگر کمک می کند که یک موقعیت ترکیبی را از یک موقعیت آزمایشی جدید تفکیک کند. این جداسازی ساده ی موقعیت ها با خط تیره پژوهشگر را در تعیین ارتباط بین موقعیت ها یاری می رساند. علاوه بر علائم بالا، پریم ها(""") بر حروف موقعت ها اضافه می شوند(B") تا توجه مستقیم به تغییرات اندک در روش های آزمایشی مبذول گردد. برای مثال یک برنامه ی آموزشی برای آموزش یک مهارت جدید به دانش آموزی طراحی شده است. این برنامه تقویتی متوالی(CRF) برای هر پاسخ صحیح اجرا می شود. به محض رسیدن به یک مقدار مطلوب رفتار، شروع به کم کردن تقویت می کنیم. مثلا ابتدا ۲ثانیه پس از هر پاسخ صحیح تقویت ارائه می شود(FR-2) و سپس ۳ثانیه پس از پاسخ صحیح تقویت می کنیم(VR-3). این کم کردن میزان تقویت را با B” B” B” نشان می دهیم. کار مفید دیگری که در علامت گذاری باید مد نظر قرار دهیم، عددگذاری موقعیت های مشابه به ترتیب است. برای مثال وقتی یک تحلیل دیداری از نمودار داده ها در یک طرح A-B-A-B انجام می شود باید هم موقعیت های A و هم موقیت های B را به شکل A1-B1-A2-B2 عددگذاری کنیم. این کار به پژوهشگر در شناسایی موقعیت های مشابه در طول پژوهش کمک می کند. تحلیل دیداری نمودار داده ها وایت و هارینگ(۱۹۸۰، به نقل از فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲) روش های تحلیل دیداری مشابهی بر مبنای الگوی نمودارهای نسبی ارائه داده اند. در نتیجه آنها بر تغییرات نسبی در الگوی داده های مورد منفرد تاکید می کنند. صرف نظر از نوع نمودار رسم داده ها، با به کارگیری رهنمودهای تحلیل دیداری که در این بخش ارائه می شود، می توان ارزیابی پایاتری از داده ها ارائه کرد. اگرچه در مورد نوع نموداری که استفاده می شود، معیار تعیین ثبات داده ها یا زمان توجه به تغییرات سطح در نمودار، بین تحلیل گران توافق کافی وجود ندارد، در مورد ویژگی های داده های این طرح ها اتفاق آراء بیشتری موجود است. مخصوصا تحلیل گران رفتاری به موارد زیر توجه دارند: الف) تعداد نقاط داده ها در یک موقعیت ب) تعداد متغیرهایی که بین موقعیت های مجاور تغییر کرده اند ج) ثبات سطح و تغییرات سطح در یک موقعیت و بین دو موقعیت د) جهت روند، ثبات روند و تغییرات روند در یک موقعیت و بین دو موقعیت درصد نقاط داده ها در یک موقعیت که در دامنه ی داده ای موقعیت مجاور قرار دارد. در ادامه ی این فصل هر یک از این موارد را با اصطلاحات علمی، طرز محاسبه ی هر یک و محدودیت های آن مورد بررسی قرار می دهیم( فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). تحلیل درون موقعیتی طول مدت موقعیت طول موقعیت یعنی، مدت زمانی که یک موقعیت خاص یا یک مرحله در حال انجام است. برای تعیین طول مدت یک موقعیت باید تعداد نقاط داده های ترسیمی در آن موقعیت بررسی شود. حداقل ۳دوره ی مشاهده ی مجزا و ترجیحا متوالی( جلسه یا روز) برای تعیین ثبات سطح و روند داده ها الزامی است. تعداد دوره های مشاهده به تغییرپذیری داده ها وابسته است. هر چه داده ها متغیرتر، مدت موقعیت باید طولانی تر باشد. بیل، ولف و ریسلی(۱۹۶۸، به نقل از فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲)پیشنهاد می کنند که یک موقعیت را آنقدر ادامه دهید تا به ثبات برسد. با توجه به مدت موقعیت اولیه یا خط پایه، پژوهشگران کاربردی باید قبل از توجه به ثبات ملاحظات اخلاقی و عملی را در نظر بگیرند. برخی از انواع رفتارها ممکن است نیازمند مداخله ی فوری باشد( مثلا خودآزاری، پرخاشگری جنسی و …). وقتی که رفتار هدف سلامتی و ایمنی شرکت کنندگان یا افراد نزدیک آن ها را به خطر می اندازد، یک خط پایه ی کوتاهتر با دلایل اخلاقی و عملی قابل توجیه است( فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). سطح واژه ی سطح به مقدار داده ها در محور y اشاره دارد. وقتی داده ها مورد بررسی قرار می گیرند، دو جنبه ی اساسی در مورد سطح مطرح می شود: ثبات سطح و تغییر سطح. ثبات سطح، میزان تغییرپذیری دامنه ی مقادیر داده ها را در یک سری داده نشان می دهد. وقتی دامنه ی مقادیر کوچک است، داده ها ثبات دارند. به طور کلی، اگر ۸۰درصد نقاط داده ای یک موقعیت در یک دامنه ی ۲۰درصدی از میانه ی آن داده ها قرار گیرد، پژوهشگران سطح را ثابت در نظر می گیرند. برای محاسبه میانه ی یک سری داده، مقادیر نقاط داده ها از پایین به بالا مرتب می شود. اگر تعداد مقادیر مرتب شده، فرد بود، میانه مساوی است با نقطه ی وسط داده ها. اما اگر تعداد مقادیر زوج باشد، میانه از طریق میانگین دو نقطه ی میانی به دست می آید. سپس خط میانه ی داده ها موازی با محور x کشیده می شود و یک محفظه ی ثبات روی خط میانه قرار می گیرد. محفظه ی ثبات یعنی دو خط موازی که یکی پایین و دیگری بالای خط میانه رسم می شود. فاصله و دامنه ی بین دو خط، میزان بیرون افتادگی یا تغییرپذیری سری داده های ثابت را نشان می دهد. با بهره گرفتن از معیار۲۰-۸۰درصدی، اگر ۸۰درصد نقاط داده ها زیر یا درون ۲۰درصد مقدار میانه( محفظه ی ثبات) قرار گیرند، می گوییم داده ها ثبات دارند. درصد تعیین ثبات سطح(۱۰%،۱۵%،۲۰%،۲۵%) با توجه به تعداد فرصت های پاسخ یا فراوانی رفتار هدف تغییر می کند. به عنوان یک قاعده ی کلی، هر چه تعداد فرصت های پاسخ کمتر باشد، درصد محاسبه ی ثبات باید بیشتر باشد. برای مثال اگر دانش آموزی در یک جلسه ۲۰ فرصت پاسخگویی داشته باشد، معیار ۱۰درصدی برای محاسبه ی ثبات غیر عادی نیست. اما اگر دانش آموز فقط ۵ فرصت پاسخگویی داشته باشد، معیار ۲۰درصدی هم مناسب است. وقتی رفتار کنشگر آزاد مورد مطالعه است، قاعده کلی استفاده از یک درصد کوچکتر(۱۰%) برای محاسبه ی ثبات سطح است. وقتی که خوشه ی داده ها در محور y اطراف مقادیر بالا قرار دارد، از یک درصد بزرگتر استفاده می شود(۱۵تا۲۰%). بنابراین پیش از انتخاب یک درصد مناسب برای محاسبه ی ثبات باید مشخص شود که رفتار کنترل شده است یا کنشگر آزاد و این رفتار در چه دامنه ای از داده ها قرار می گیرد. تعیین معیار ثبات وقتی سخت تر است که رفتار هدف در خط پایه رخ نمی دهد( صفر رویداد در خط پایه) و اندازه گیری وابسته به فراوانی رویداد است. در این مواقع چون موقعیت خط پایه قابل استفاده نیست، راهکار مناسب، محاسبه ی سطح میانه برای اولین موقعیت آزمایشی(B) است( به نقل ازفراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). لازم به ذکر است که برخی پژوهشگران تحلیل های دیداری را بر اساس سطح میانگین انجام می دهند. درست است که میانگین یک آماره ی آشنا است ولی مضراتی دارد مثلا تحت تاثیر داده های پرت قرار می گیرد. به همین دلیل در تحلیل های دیداری میانه بیشتر از میانگین توصیه می شود( به نقل از فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). جنبه ی دیگری که در مورد سطح، مورد توجه تحلیل گران رفتاری است، میزان تغییر در سطح موقعیت ها یکسان است. تغییر سطح در یک موقعیت به دو صورت( تغییر سطح مطلق و تغییر سطح نسبی) گزارش می شود. تغییر سطح مطلق در یک موقعیت به صورت زیر محاسبه می شود: الف) تعیین مقدار اولین و آخرین نقطه ی یک موقعیت روی محورy ب) کم کردن کوچکترین عدد از بزرگترین و ج) توجه به این که آیا تغییر در سطح یک موقعیت در جهت درمان( بهبود) یا خلاف جهت درمان است. این روش میزان کلی تغییرات سطح را نشان می دهد. محاسبه ی تغییر سطح نسبی در یک موقعیت مناسب تر است که به صورت زیر محاسبه می شود: الف) محاسبه ی مقدار میانه ی نیمه ی اول سری داده ها ب) محاسبه ی مقدار میانه ی نیمه ی دوم سری داده ها و ج) اگر تعداد داده ها فرد بود از نقطه ی میانی مورد نظر صرف نظر شود، کوچکترین مقدار میانه را از بزرگترین کم کنیم د) بررسی تفاوت بین مقادیر میانه( به نقل از فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). روند در تحلیل دیداری بررسی روند( شیب یا زاویه) سری داده ها به اندازه ی بررسی سطح عملکرد مهم است. تحلیل دقیق سطح و روند به صورت همزمان کنترل آزمایشی را فراهم می کند. جهت روند یا شیب، به سراشیبی مسیر داده ها در اثر گذشت زمان اشاره دارد. روند، سرعت زیاد، کندی یا سرعت صفر داده ها را نشان می دهد. علاوه بر این باید بررسی شود آیا جهت یک روند به سمت بهبودی رفتار است یا در جهت زوال رفتار(فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). دو روش معمول برای سنجش روند عبارتند از: روش آزادی عمل و روش دونیم کردن. روش آزادی عمل شامل بررسی دیداری داده های یک موقعیت و کشیدن خط مستقیم در مسیر داده هاست که آن ها را نصف کند( پرسوسون و بیر،۱۹۷۸،۱۹۹۲). هر چد این روش زمان بسیار کمی را صرف می کند قابلیت اطمینان و پایایی آن در نصف کردن سری داده ها کم است. طبق توضیحات وایت و هارینگ(۱۹۸۰، به نقل از فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲) روش دونیم کردن ارزیابی مطمئن تری از روند ارائه می دهد، بنابراین برای استفاده در داده های متغیر بهتر است. طبق گفته ی والری(۲۰۰۸، به نقل از فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲) توان پیش گویی دونیم کردن خط روند در نمودارهای درصدی نسبت به نمودارهای فاصله ای بهتر است و موفقیت پیشگویی این روش در نمودارهای فاصه ای به درستی مشخص نیست. اما بر خلاف نظر والری، روش دونیم کردن در ارزیابی کلی موقعیت در نمودارهای فاصله ای هم موثر است. مهم این است که به یاد داشته باشیم این روش، روند تخمینی را نشان می دهد و روند واقعی در نمودار داده ها نمایش داده می شود. روش دونیمه کردن که بر داده های میانی و میانه ی مقادیر محور y تکیه دارد. لازم به ذکر است که خط روند فقط با بهره گرفتن از سری داده های یک موقیت مثلا خط پایه ی A محاسبه می شود و هرگز در موقعیت های مجاور(A-B) محاسبه نمی شود. طبق توصیه ی کوپر، هرون و هوارد(۲۰۰۷، به نقل از فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲) در یک سری از داده های ناپیوسته در محور y به هیچ وجه نمی توان خط روند رسم کرد و به طور کلی داده های محور x هم نباید پیوسته باشد. اگرچه یک استثای قابل توجه در این مورد هنگامی است که در حال ارزیابی روند در اولین موقعیت های طرح های خط پایه ی چندگانه هستیم. در این حالت داده ها مکررا اما به طور متناوب گردآوری می شود تا متغیر مستقل معرفی گردد( فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). پس از ترسیم خط روند برای یک موقعیت، باید همان سری داده ها دوباره بررسی شود تا معلوم گردد که آیا مسیرهای داده ای متعددی در روند موجود است یا خیر. اگر برخی از موقیت های یک مطالعه تعداد کافی نقطه برای محاسبه ی خط روند برای هر نیمه از سری داده ها نداشته باشد، باید از روش آزادی عمل استفاده شود. اگر تمام نقاط داده ها تقریبا در جهت خط روند موقعیت باشد، نیاز به تحلیل بیشتر روند نیست اما اگر داده ها دو مسیر متفاوت داشته باشد تعیین هر کدام از آن ها مهم است( فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). آخرین مسیر داده ها در روند مشخص می کند که آیا موقعیت جدید را آغاز کیم یا خیر؟ توجه داشته باشید خط روندی که با روش دونیم کردن پدید آمده، تخمینی از روند است و مانند خطوط میانه و میانگین ممکن است توجه ما را از مسیر واقعی داده ها به صورت نقطه به نقطه منحرف سازد( فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). علاوه بر تعیین جهت روند، تعیین ثبات روند هم مهم است. مانند سنجش ثبات سطح، ثبات روند نیز از طریق تعیین نقاط داده ای که زیر یا درون دامنه ی از پیش تعیین شده ی امتداد خط روند است، مشخص می شود. مانند قبل ثبات روند نیز با بهره گرفتن از محفظه ی ثبات و با کمک فرمول۲۰-۸۰ درصدی(۸۰درصد از نقاط داده ها زیر یا درون میانه ی ۲۰درصدی باشد) تعیین می گردد( فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). اگر ۸۰درصد از نقاط داده زیر یا داخل محفظه ی ثبات قرار گیرند، روند ثابت است. یادآور می شویم که هر دو خط محفظه ی ثبات باید موازی با خط روند باشد، اما ممکن است محفظه به سمت بالا یا پایین حرکت کند تا نقاط بیشتری را احاطه کند( فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). تحلیل بین موقعت های مجاور تحلیل بین موقعیت های مجاور بر اساس مشاهدات و محاسبه ی عملکرد در طول تحلیل درون موقعیتی است. در زمان اجرای یک تحلیل درون موقعیتی، یادآوری این نکته مهم است که تنها داده های موقعیت های مجاور می توانند مستقیما با هم مقایسه شوند. هدف یک تحلیل درون موقعیتی تعیین میزان متغیر وابسته طی تغییر موقعیت( از خط پایه به مداخله، از مداخله به سمت بازگشت خط پایه، از مداخله ی B به سمت مداخله ی C) است. در تمام مطالعات پژوهشی مورد منفرد یک موقعیت خاص(B) پس از A وارد می شود و سپس موقعیت های بعدی همچنان ادامه می یابد تا رابطه تابعی بین متغیر مستقل و وابسته به دست آید. در این گونه طرح ها پژوهشگر می خواهد میزان اثر متغیرها را در B نسبت به A بررسی کند و این که آیا این اثر قابل تکرار هست یا خیر؟ در برخی مطالعات مقایسه ای طرح های پژوهشی مورد منفرد، پژوهشگران یک موقعیت آزمایشی(B) را با بیش از یک موقعیت مقایسه می کنند. به عوان مثال طرحA1-B1-BC1-B2-BC2 که یک طرح چد درمانی است. در یک طرحA1-B1-BC1-B2-BC2 پژوهشگر می خواهد میزا اثر متغیر وابسته در موقعیتB نسبت بهA و BC را نسبت به B مقایسه کند. در مورد تحلیل موقعیت B به A، فقط تایج همبستگی را می توان نشان داد زیرا در این طرح موقعیت A دوم نداریم. در مورد تحلیل BC نسبت به B می توانیم میزان اثر متغیر وابسته را در دو موقعیت BC و B با هم مقایسه کنیم. در مورد رابطه موقعیت BC و A می توا نظری داد زیرا این دو موقعیت مجاور نیستند. تحلیل داده ها بین موقعیت های مجاور مستلزم تعیین موارد زیر است: الف) تعداد متغیرها که بین موقیت های مجاور تغییر می کند ب) تغییرات در سطح( مقدار و ثبات سطح) ج) تغییرات در روند( جهت و ثبات روند) و د) درصد داده های ناهمپوش(PND)( فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). تعیین تغییر سطح بین موقعیت های مجاور در بحث از تغییر سطح، باید تغییر سطح مطلق و نسبی بین موقعیت ها را گزارش کرد. تغییر سطح مطلق بین دو موقعیت مجاور به این صورت محاسبه می شود: الف) مقادیر محور y آخرین نقاط داده های موقعیت اول با مقادیر اولین نقاط داده های موقعیت دوم مقایسه شود ب) کم کردن کوچکترین مقدار از بزرگترین مقدار و ج) توجه به این که آیا تغییر سطح در جهت بهبود یا زوال هدف مداخله است. تغییر سطح مطلق بین موقعیت ها، میزان و شدت تاثیر مداخله را بر متغیر وابسته مشخص می کند. اگر تغییر زیادی در سطح رخ داده باشد، به سرعت موقعیت بعدی را شروع می کنیم. تغییر سطح یعی تغییر ناگهانی در سطح که نمایانگر یک مداخله ی نیرومند و اثربخش است. تغییر سطح نسبی بین موقعیت ها نیز باید گزارش شود. برای برآورد تغییر سطح نسبی بین دو موقعیت مجاور الف) مقدار میانه ی نیمه ی آخر اولین موقعیت و مقدار میانه ی نیمه ی اول دومین موقعیت را تعیین کنید ب) کوچکترین مقدار را از بزرگتری مقدار کم کنید ج) توجه کنید که تغییر سطح در جهت بهبود یا زوال بوده است. این محاسبه ی تغییر رفتار در فاز اول پس از ورود متغیر مستقل را تعیین خواهد کرد اما مشخص نمی کند که آیا تغییر فوری بوده( مثلا اولین روز مداخله رخ داده) یا خیر. اگرچه در برخی از مداخلات( مثلا برنامه ی مدیریت خود) و برخی آزمودنی ها( مثلا کودکان کم سن و سال یا افراد با ناتوانی شدید) اثربخشی تاخیری از قبل قابل پیش بینی است( فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). تعیین تغییر در جهت روند مهمترین کاری که در تحلیل دیداری انجام می شود، تعیین تغییر در جهت روند بین دو موقعیت مجاور است. با مقایسه ی خطوط روند دو موقعیت مجاور مثلا A1 و B1 ( و موقعیت های مشابه A2 و B2؛ B1 و B2)، پایایی تغییر به وجود آمده در متغیر وابسته را تعیین می کنیم. تغییرات روند بین موقعیت های مجاور اکثرا به صورت افزایش به کاهش و شتاب صفر به افزایش، و موارد دیگر بیان می شود. باید توجه شود که آیا تغییری وجود دارد و اگر تغییری وجود دارد با توجه به اهداف مداخله در جهت بهبود بوده است یا عدم بهبود( فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). ارزیابی درصد داده های غیرهمپوش(PND) در آخر هنگام مقایسه ی داده های دو موقعیت مجاور، باید درصد مقادیر نقاط داده ای غیرهمپوش(PND) را تعیین کنید. طریقه ی محاسبه ی PND به این صورت است: الف) تعیین دامنه ی تغییرات مقادیر نقاط داده ای اولین موقعیت آزمایشی ب) شمردن تعداد نقاط رسم شده در دومین موقعیت ج) شمارش تعداد نقاط داده های دومین موقعیت که بیرون از دامنه ی تغییرات مقادیر موقعیت اول قرار دارد و د) تقسیم تعداد نقاط داده که بیرون از دامنه ی اولین موقعیت قرار دارند بر تعداد کل نقاط داده ی دومین موقعیت و ضرب آن در ۱۰۰( اسکروگز و مستروپییری، ۱۹۸۷؛ به نقل از فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). به طور کلی، هر چه PND بالاتر باشد، اثربخشی مداخله بر رفتار بیشتر بوده است. یک راه دیگر برای محاسبه ی PND محاسبه ی درصد نقاط داده های همپوش است. درصد داده های همپوش(POD) به این طریق محاسبه می شود: الف) تعیین دامنه ی تغییرات مقادیر نقاط داده ی اولین موقعیت آزمایشی ب) شمردن تعداد نقاط داده ی رسم شده در دومین موقعیت آزمایشی ج) شمارش تعداد نقاط داده ی دومین موقعیت که در دامنه ی تغییرات مقادیر موقعیت اول قرار دارند و د) تقسیم تعداد نقاط داده که در دامنه ی تغییرات اولین موقعیت آزمایشی قرار دارند بر تعداد کل نقاط داده ی دومین موقعیت و ضرب آن در۱۰۰٫ این درصد نشانگر درصد همپوشی بین دو موقعیت آزمایشی است. به طور کلی، هر چه این درصد پایین تر باشد، اثربخشی مداخله بر رفتار هدف بیشتر بوده است. هر دو محاسبه(PND و POD) درست است،؛ اما PND بیشتر گزارش می شود. در هنگام استفاده از PND( یاPOD) باید از مشکلاتی که با آن مرتبط هستند آگاه باشید. استفاده از PND یا POD باید با ارزیابی های مطرح شده ی دیگر برای تحلیل دیداری نمودار داده ها، همراه گردد. نکته ی آخر که پیش از خاتمه ی بحث PNDوPOD باید بیان کنیم این است که روش های محاسبه ی این دو برای تمام طرح های پژوهشی مورد منفرد به جزء طرح درمان های متناوب(ATD) که به عنوان طرح چند عنصری به آن اشاره شد، به کار برده می شود. طیق اظهارات اخیر( مثلا جرمن اسمیت و ماتسن، ۱۹۸۵؛ اسکروچز، ماستروپییری و کاستو،۱۹۸۷؛ به نقل از فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲) نتایج پژوهش های مورد منفرد می تواند از نظر کمی و با بهره گرفتن از روش های گوناگون مثل آماره ی d کوهن و آماره ی PND بررسی شود، آخرین اظهارات گاست(۲۰۱۰) نشان می دهد که استفاده از d کوهن برای بررسی اندازه ی اثر رو به کاهش است زیرا پیش فرض های آمار پارامتریک در مورد منفرد وجود ندارد و ما دچار تورم d هستیم. بهترین جایگزین برای d کوهن PND و POD است. پژوهشگران و روش شناسان، با علاقه ی روزافزونی این روش ها را دنبال می کنند. بخشی از این توجه به نوع گردآوری داده در طرح های مورد منفرد مربوط می شود. این روش، روش شاهد- محور است و در علوم پزشکی، روانشناسی و آموزش و پرورش و اموزش کودکان بهنیازهای خاص، کاربرد دارد( فراهانی، عابدی، آقامحمدی و کاظمی،۱۳۹۲). فصل چهارم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بند اول. حقوق مرتهن مهمترین حق مرتهن در رهن دریایی ایجاد حق وثیقه (حق عینی تبعی) برای اوست و در صورت عدم پرداخت طلبش از سوی راهن در زمان مقرر، وی حق استیفای طلب از عین مرهون را خواهد داشت. دیگر حقی که مرتهن دارد درخصوص حق بیمهکردن مورد وثیقه است که در صورت امتناع راهن، آن را بیمه میکند. اما، هزینه و حق بیمه در سند رهن درج میشود. علاوه بر این، به منظور کاهش ریسک سرمایهگذاری، خود مرتهن نیز میتواند مواردی را به قرارداد بیمه اضافه کند که بر آن شروط تأمین بودجه میگویند که در صورت عدم پرداخت توسط بیمهگر، مالک (راهن) موظف به پرداخت است[161].
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
بند دوم. تعهدات مرتهن هرچند که مرتهن با پرداخت وام موضوع رهن، به همهی تعهدات خود عمل نموده و از آن زمان به بعد، وی تمامی تلاش خود را صرف کنترل اعمال راهن می کند و مواظبت میکند که راهن مسیری را در پیش نگیرد که در هنگام بازپرداخت دین، از انجام تعهد خود ناتوان گردد. اما، به نوعی میتوان عمده تکلیف مرتهن را منع تصرف در مال مرهون دانست. چنانکه وی تنها حق عینی به مال مرهون دارد و حق دینی نسبت به مدیون و نمیتواند بدون رعایت مقررات مال مرهون را تملک کند و همچنین اگر مال مرهون در تصرفِ وی قرار گرفت، ید او امانی است و درصورت تعدی و تفریط ضامن شناخته میشود.[162] به موجب مقررات رهن مدنی که قبض را شرط صحت میدانند و مورد وثیقه به تصرف مرتهن در میآید، وی متعهد به حفظ مورد رهن و بازگرداندن آن است. در نتیجه میتوان ید مرتهن را نسبت به مال مرهون امانی دانسته و او را متعهد به حفاظت از مال مورد وثیقه دانست. در صورت تعدی و تفریط، وی مسئول جبران خسارات وارده بر مال مورد وثیقه خواهد بود لیکن این بحث در رهن دریایی موضوعا ًمنتفی است چرا که قبض شرط صحت نیست و عملاً هم انجام نمیشود؛ بنابراین، مرتهن دریایی تعهد خاصی به موجب رهن ندارد حتی اعطای وام هم تعهد مرتهن و موضوع رهن به شمار نمیآید بلکه مبنای انعقاد رهن است. تنها نکته ای که در خصوص تعهد مرتهن میتوان پذیرفت این است که مرتهن در پرداخت خسارات مشترک دریائی سهیم است در این خصوص لازم است اشاره ای به ماده 110 قانون دریایی شود؛ این ماده چنین مقرر داشته است: «وامدهنده در پرداخت خسارات خاص سهیم نخواهد بود. ولی در پرداخت خسارات مشترک دریایی که پس از دادن وام به وجود آمده است، سهیم است. مشروط به اینکه در سند وام شرط دیگری ذکر نشده باشد.» مقدمتاً باید گفت خسارات خاص دریایی عبارت اند از خساراتی که متوجه اموال به خصوصی باشد و زیانهای ناشی از آن صرفاً متوجه شخص خاصی شود. برعکس، خسارات مشترک، خساراتی هستند که ناشی از خطر عمومی بوده و کشتی و کالای بارگیری شده بر روی آن را تهدید میکند و خسارات وارد به همهی آن ها باشد اما، با تفدیه یکی از اموال از زیان عمومی جلوگیری شود؛[163] بنابراین، اگر به دلیل دفع خسارت عمومی یک نفر از حق یا مال خود بگذرد بقیه افراد ذینفع باید این خسارت را جبران نمایند.[164] اصول حاکم بر خسارات مشترک اختصاراً عبارتاند از: کارکنان کشتی یا مأمورین متصدیان باربری روی کشتی بهطور عمد اقدام به عملیات معین کرده باشند، خطری بهطور جدی و واقعی سفر دریایی را تهدید کرده باشد، مخارج فوق العاده و تفدیه کالا باید واقعاً و بهطور عمدی صورت گرفته باشد، مخارج فوق العاده باید به منظور دفع خطری باشد که عارض سفر دریایی شده است، تفدیه باید در جهت حفظ منافع مشترک باشد و کشتی و محمولهی در معرض خطر باید بهطور واقعی از تفدیه و مخارج فوقالعاده منتفع شده باشند. (ماده 185 قانون دریایی) بنابراین برای دفع خطر عمومی در یک سفر دریائی که با خطر مواجه است ممکن است کالا یا کشتی و کرایه حمل، درمعرض تفدیه قرار گیرد و ذینفعان مکلف به جبران خسارت هستند. مرتهن نیز بعد از دادن وام جزء ذینفعان تلقی میگردد؛ زیرا، در صورت تلف کشتی یا بار، وی نیز حق خود را از دست خواهد داد و رهن منحل میشود علاوه بر این طبق ماده 107قانون دریایی حق استیفای طلب را هم نخواهد داشت. فصل سوم آثار و طرق انحلال رهن دریایی درصورتی که تمام شرایط مهیا باشد و طرفین عقد رهن واجد شرایط و صلاحیت باشند و به محض اینکه رهن دریایی به ثبت برسد، آثار آن علاوه بر متعاقدین بر دیگران نیز آشکار میشود؛ بنابراین، عقد رهن دریایی مانند دیگر عقود به محض ایجاد و انعقاد آثاری در پی خواهد داشت و از طرف دیگر راههای انحلالی نیز خواهد داشت که گاهی ناشی از ارادهی طرفین هستند و گاهی بهطور قهری اتفاق میافتند. در این فصل ابتدا به آثارعقد رهن دریائی که هدف اصلی و اساسی از انعقاد است میپردازیم و سپس انحلال عقد و طرق مختلف آن را بررسی میکنیم. مبحث اول: آثار رهن دریایی اثر اصلی و مهم رهن، ایجاد حق وثیقه برای مرتهن نسبت به مورد وثیقه است و ایجاد حق تقدم و حق تعقیب و نیز امکان تملک کشتی همگی ریشه در حق وثیقه دارند لذا اثر و نتیجهی ایجاد حق وثیقه هستند. لیکن به منظور نظم مطالب هر یک از آثار را مستقلاً مورد بررسی قرار خواهیم داد. عقد رهن بین طلبکار و راهن واقع میشود و اثر آن محدود به دو طرف عقد است، چرا که برای طلبکار نسبت به عین مرهون ایجاد حق عینی میکند. اما، ایجاد حق وثیقه آثاری را در پی دارد که محدود به رابطهی قراردادی راهن و مرتهن نمیشود، چرا که باعث میشود تا مرتهن نسبت به مورد رهن حق تعقیب پیدا کند و بتواند در برابر اشخاص ثالث نیز به این حق استناد جوید و احترام به آن را از همگان بخواهد و از طرف دیگر حق تقدم مرتهن نسبت به دیگر طلبکارانِ مدیون به وجود میآید. این تفکیک هرچند مورد قبول حقوقدانان درخصوص آثار رهن مدنی است اما، به دلیل شفافیت و طبقهبندی بهتر مطلب در این بخش مورد استفاده قرار میگیرد.[165] گفتار اول: آثار رهن در رابطه بین طرفین قرارداد در این قسمت لازم است برای شناخت بیشتر آثار رهن به سه اثر مهم که تنها درخصوص رابطهی قراردادی راهن و مرتهن خصوصیت دارد، اشاره کرد. بند اول: ایجاد حق وثیقه برای مرتهن نخستین اثری که به محض انعقاد رهن دریایی ایجاد میشود، ایجاد حق وثیقه برای مرتهن است[166].این اثر از بدیهیترین آثار عقد رهن به معنای عام و رهن دریایی به معنای خاص است. به عبارت دیگر، اثر مستقیم و مقتضای ذات عقد رهن همین ایجاد حق وثیقه به نفع مرتهن خواهد بود؛ بهگونهای که اگر این اثر را به صورت شرط ضمن عقد حذف کنند، عقد باطل خواهد بود و دیگر معنایی از عقد رهن باقی نخواهد ماند. ایجاد حق وثیقه به طور کلی ناشی از معاملات وثیقه ای به معنای عام کلمه است که شامل معاملاتی میشود که به موجب آن، شخصی خواه مدیون باشد خواه نباشد، مال منقول یا غیر منقول را وثیقهی دین یا انجام عملی قرار میدهد. وثیقه ای که برای دین محقق داده میشود، تحت عنوان رهن یا معاملات با حق استراد مطرح میشوند. لیکن نوعی از حق وثیقه است که برای دین احتمالی اخذ میشود، مانند وثیقه برای حسن انجام خدمت در موسسه هنگام استخدام کارمند.[167] حق وثیقه، ازحقوق عینی تبعی است که به موجب آن عین معینی وثیقهی طلب صاحب حق قرار میگیرد و به او حق میدهد که درصورت خودداری مدیون از پرداخت دین، طلب خود را از آن محل استیفا کند؛ بنابراین، حق دینی طلبکار، به خاطر وثیقهای که برای آن معین شده است، خاصیت حق عینی پیدا میکند. اصولاً در اینگونه موارد، صاحب حق نمیتواند از منافع عین وثیقه استفاده کند و فقط نسبت به آن حق تقدم بر دیگر طلبکاران و حق تعقیب را دارا میشود. در عقد رهن مالکیت مال مرهون به مرتهن منتقل نمیشود و مورد وثیقه، تضمین طلب بستانکار تلقی میشود. در حقوق انگلستان، سابقاً رهن دریایی همردیف معاملات با حق استرداد به شمار میرفت و با وثیقهنهادن کشتی تا زمانی که وام و بهرهی آن باز پرداخت میگشت مالکیت به مرتهن منتقل میشد، اما، با تصویب قانون تجارت دریایی مصوب ۱۸۵۴ و اشاره به ثبت رهن دریایی اثر انتقالی نیز حذف شد.[168] بند دوم: حق درخواست فروش کشتی یکی از نتایج ایجاد حق وثیقه در قرارداد های رهنی ،حق درخواست فروش کشتی است که می توان به عنوان اجرای اسناد رهن نیز از آن نام برد.در این قسمت سعی شده است نحوه ی تقاضا و کیفیت فروش کشتی بررسی شود. الف. تقاضای فروش کشتی به علت عدم پرداخت دین همانطور که در مادهی 50 قانون دریایی تصریحاً بیان شده است، اگر مدت رهنی که از نظر تاریخ مقدم بر دیگران است، سر برسد و دین مربوط به دائن (مرتهن )پرداخت نشود، او حق دارد از «دادگاه» ذیصلاح تقاضای فروش کشتی را بنماید. این نکتهی مهمی است که در اسناد رهنی دریایی مرتهن حق ندارد مستقیماً و از طریق دفترخانه سند را اجرا نماید. مطابق مادهی 50 قانون دریایی، مرتهن باید خواستهی خود را ضمن دادخواستی تقدیم دادگاه کند. دادگاه باید این دادخواست را به خوانده، یعنی راهن و سایر طلبکاران ابلاغ و خلاصه آن را ظرف مدت 15 روز از تاریخ ابلاغ (هر 5 روز یک بار)، در روزنامهی رسمی کشور و یکی از جراید کثیرالانتشار مرکز آگهی کند تا اگر شخصی نسبت به این کشتی مدعی حقی است، بتواند از حق خود دفاع کند. در ادامهی ماده، قانون پیشبینی میکند که راهن 15 روز از تاریخ آخرین آگهی فرصت دارد که دین خود را بپردازد و در غیر این صورت و در حالت عدم توافق مرتهنین بر فروش کشتی، دادگاه رأساً باید در وقت فوقالعاده به دادخواست رسیدگی کرده و درصورت احراز صحت ادعای خواهان و مدارک و ادلهی ابرازی حکم بر فروش صادر خواهد شد. در توضیح آنچه گفته شد لازم است اشاره شود که مادهی 34 قانون ثبت مصوب 1351 و اصلاحات سال 1386 و همچنین مادهی 2 آیین نامهی اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا مصوب سال 1387 بهعنوان قانون عام، مقرر کردهاند که درخواست اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا نسبت به دیون یا اموال منقول، اعم از اینکه مورد وثیقه ثبت شده یا در جریان ثبت باشد، باید از طریقی دفترخانه ای که سند را ثبت کرده است به عمل آید. لیکن ماده ۵۰ قانون دریایی، بهعنوان قانون خاص سابق، درخواست اجرای اسناد رهن دریایی را توسط دادگاهمقرر نموده است. در اصلاحات قانون دریایی در سال 1391 نیز این موضوع به قوت خود بر جا مانده است؛ بنابراین، تعارضی بین قوانین به چشم میخورد که به نظر میرسد برای حل آن باید قائل به این نظر باشیم که قانون عام لاحق، قانون خاص سابق را نسخ نمیکند.[169]اما، این موضوع در خصوص رهن دریایی صرفاًجنبهی نظری داشته است و بنابراین باید بررسی کرد که درخواست فروش کشتی و تشریفات آن تابع چه قانونی است. اگر بخواهیم به دستور مادهی 50 قانون دریایی عمل نماییم و تقاضای فروش از دادگاه صورت پذیرد تشریفات فروش باید تابع قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 گردد. لیکن، این امر متروک مانده است و همان طور که بیان شد، این اسناد مستقیماً نزد دفاتر اسناد رسمی اجرا میشوند؛ لذا، سزاوار است با توجه به این نکته که ثبت سند رهن دریایی لازم است و سند رهن از جمله اسناد رسمی محسوب میشود، تقاضای فروش کشتی و تشریفات مزایده را تابع مادهی 34 قانون ثبت و آییننامهی اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا دانست. درحال حاضر، با توجه به کمبود مواد مرتبط و صرف ترجمهگرایی در قانون دریایی و با توجه به رویهی موجود، ظاهراً رویهی دفاتر اسناد رسمی صالح در تنظیم اسناد دریایی این است که بدون دخالت دادگاه نیز این نوع اسناد را اجرا مینمایند. به عبارت دیگر، تفاوتی بین قانون و عرف حاکم در این موضوع مشاهده میشود.[170] ب. کیفیت فروش کشتی مزایده و فروش کشتی درواقع از آثار و ادامهی اجرای سند رهنی است و موضوع جداگانهای محسوب نمیشود ولی چون مادهی 51 قانون دریایی بهطور مستقل به آن پرداخته است ما نیز جداگانه آنرا بررسی خواهیم کرد. کیفیت فروش در مواردی که حکم بر فروش کشتی از جانب دادگاه صادر میگردد، توسط مادهی 51 مشخص شده است. قیمت پایه مزایده از مبلغ بدهی به اضافه همهی مطالبات ممتاز در مادهی 29 و حق مرتهنین که به موقع مطالبه شده است، شروع میگردد. در ادامه مادهی 51 اضافه شده که اگر کشتی به مبلغ بیشتری فروخته شود، ابتدا حقوق ممتاز و سپس حق مرتهن مقدم و بعد از آن حق مرتهنین دیگر با رعایت تقدم در رهن، تأدیه یا به حساب صندوق ثبت در بانک ملی تودیع خواهد شد. این ماده مسأله مزایده را به نحو اختصار بیان کرده؛ درحالی که در مقررات آییننامه اجرای اسناد رسمی لازم الاجرا با تمام جزئیات به موضوع مزایده پرداخته شده است. در نهایت بهعنوان جمع بندی میتوان گفت به نظر میرسد قانون گذار دریایی قائل به پیروی مرتهنین از تشریفات مزایده طبق مواد 50 و 51 بوده است، چرا که با علم به رویهی معمول و همچنین قوانین عام ثبتی و آیین نامه اجرای اسناد رسمی، در اصلاحات اخیر قانون دریایی همچنان بر این امر استوار بوده است لیکن این امر از موارد نقص قانون دریایی به شمار میرود؛ زیرا، استناد به این مواد با توجه به اجمال و اختصار آن ها، مرتهنین را با مشکل مواجه خواهدکرد؛ بنابراین، به نظر میرسد قانونگذار دریایی یا باید صراحتاً تشریفات مزایده و فروش کشتی را بیان میداشت یا همان طور که در عمل مرسوم است، آن را تابع مفاد عام آیین نامه اجرای اسناد رسمی یا مقررات قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 قرار میداد. به نظر نگارنده با توجه به اجمال مواد 50 و 51 و همچنین استناد به رویهی معمول، باید تشریفات مزایده را تابع مقررات عام ثبتی (ماده ۳۴ ) و همچنین آیین نامهی اجرای مفاد اسناد رسمی بدانیم. مادهی 121 آیین نامهی مذکور در خصوص تشریفات مزایده اموال منقول مقرر کرده است که پس از ارزیابی مال موضوع مزایده توسط کارشناس و قطعیت آن،اقدام به انتشار آگهی مزایده خواهد شد. در آگهی مزایده باید نوع اموال مورد مزایده و توصیف اجمالی آن ها، روز و محل و ساعت شروع و ختم مزایده، قیمتی که مزایده از آن شروع میشود و توسط کارشناس مشخص میگردد، درج شود؛ و آگهی مزایده در یک نوبت در روزنامهی کثیرالانتشار محل و اگر در محل نباشد در روزنامه کثیرالانتشار نزدیکترین به محل، منتشر و فاصله انتشار تا روز مزایده نباید کمتر از 15 روز باشد. بند سوم: حق تملک کشتی این احتمال وجود دارد که کشتی مرهون به شرح فوق به فروش نرسد. درچنین حالتی قانون دریایی حق دیگری را برای مرتهن به رسمیت شناخته است و آن حق تملک کشتی مرهون است. به موجب قسمتی از مادهی 51 قانون دریایی اگر کشتی مرهون به فروش نرسد، مرتهن حق دارد با پرداخت مطالبات ممتاز و سایر حقوقی که به موقع مطالبه شده است و رعایت ترتیبات مندرج در مادهی 36، تقاضای انتقال کشتی مرهون را به نام خود کند. در این حالت فرماندهی کشتی باید تحت مدیریت مرتهن سابق (مالک لاحق) به وظایف خود عمل کند.[171] اما، درصورتی که سایر طلبکاران با پرداخت مطالبات ممتاز و حق مرتهن تقاضای انتقال کشتی را به خود بنمایند، مرتهن مقدم نمیتواند تقاضای انتقال و تملک کشتی را بنماید (استثنای ماده 51). باید یادآور شد که ملاک تقدم در فروش و در نتیجه تملک کشتی، سند رهنی است که از حیث تاریخ مقدم بر دیگر اسناد رهنی باشد و همچنین سررسید بازپرداخت دین نیز فرا رسیده باشد. این قسمت از ماده نیز بسیار مبهم و ناکارآمد است؛ چرا که مشخص نکرده است اگر بین طلبکاران توافقی حاصل نشد، کدام یک مقدم خواهند بود. به همین جهت در توجیه و تفسیر این ماده باید گفت با توجه به این که بین مرتهنین فرقی از حیث دریافت اصل طلب و سود وجود ندارد، و تنها از جهت تقدم و تأخر در استیفای طلب از محل فروش مال مرهون متفاوت اند، به نظر میرسد ماده فقط خواسته است که اجماع طلبکاران را در انتقال کشتی به یکی از آنها به دست آورد و اینگونه نیست که مرتهن مؤخر بتواند با توجه به استثنای ماده کشتی را به خود منتقل کند. البته باید این ماده را حمل بر ماده ۱۱۰ آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی نمود که مقرر داشته است:بستانکار معامله مؤخر میتواند قبل از فروش مال از طریق مزایده یا تنظیم سند انتقال ملک به بستانکار مقدم همهی بدهی موضوع سند مقدم را پرداخت یا ایداع نموده و تقاضای استیفای حقوق خود را از اداره ثبت بنماید. در این مورد عملیات اجرایی نسبت به هر دو سند تواما، انجام میگیرد و در صورتی که مدت سند بستانکار مؤخر، حال نشده باشد پس از حال شدن موعد، عملیات اجرائی به ترتیب مذکور در ماده 146 انجام خواهد شد. همانگونه که به آن اشاره شد مادهی 51 قانون دریایی در عمل متروک مانده است، بنابراین نحوهی تملک کشتی توسط مرتهنین نیز مانند نحوهی فروش کشتی تابع قانون ثبت و آیین نامهی اجرای اسناد رسمی قرارگرفته است.به همین جهت بر اساس ماده ۱۲۶ آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا مصوب ۱۳۸۷،اگر مورد وثیقه در جلسه مزایده خریداری پیدا نکند،مال با دریافت حق الاجرا و حق مزایده به قیمتی که مزایده از آن شروع می شود،به بستانکار(مرتهن)واگذار می شود و اگر مازاد بر طلب داشته باشد،از بستانکار وصول می گردد.بنا به تبصره همان ماده،اگر مرتهن قادر به پرداخت مازاد بر طلب خویش نباشد،در صورت تقاضا به نسبت طلب از مال مورد مزایده به وی واگذار می شود.لذا مرتهن تحت شرایط مذکور امکان تملک تمام یا قسمتی از مورد وثیقه را بابت طلب خویش خواهد داشت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بین فقهای امامیه، در این موضوع اختلاف قابل توجهی وجود ندارد. در فقه اهل سنّت نیز هر دو نظریه اثر قهقرایی داشتن یا نداشتن به چشم می خورد. منشأ اختلاف نظر فقها در این است که مشهور، اعم از متقدمان و متأخران ، معتقدند که انتقال مالکیت به نفس عقد و به صرف ایجاب و قبول واقع میشود و حتی قبض و اقباض مبیع و ثمن تأثیری در آن ندارد و وجود خیار فسخ هم مانع آن نیست[۱۱۰] در مقابل، گروه اندکی معتقدند که مادامی که زمان خیار منقضی نشده، مالکیت بایع زایل نگشته و انتقال متوقف بر انقضای خیار است و اثر دیدگاه اخیر، در فسخ کاملاً روشن است. بدین صورت که به محض اعمال فسخ گویا تملیکی صورت نگرفته و از ابتدا آثاری ندارد، هر یک از دو دیدگاه فوق ثمرات خود را در موضوعات گوناگون جلوه میسازند. از جمله مسأله حق شفعه و قاعده تلف بیع قبل از قبض[۱۱۱] و قاعده «التَلف فِی زَمن الخِیار ممَن لاخِیارَ لَه» گروه اول خیاری بودن بیع را مانع اعمال اخذ شفعه میدانند ولی گروه دوم در موردی که خیار برای بایع یا برای هر دو بایع ومشتری باشد، حق شفعه قائل هستند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در کتاب الخلاف و المبسوط و المهذب و الغنیه این نظریه آمده است.[۱۱۲] بنابراین شیخ طوسی، ابن براج و ابن زهره را میتوان از طرفداران قهقرایی بودن اثر فسخ دانست. دکتر محقق داماد، به نقل از شماری از صاحب نظران، این نظریه را به شیخ طوسی و ابن جنید (اسکافی) نیز نسبت داده است.[۱۱۳] به هر حال، با جستجو در نظریات فقها میتوان به این موضوع اذعان نمود که دیدگاه مشهورشان این است که فسخ اثر قهقرایی ندارد. شیخ انصاری به صراحت زمان تأثیر فسخ را ازحین عقد میداند[۱۱۴] و در مورد وضعیت عقد پس از فسخ چنین میگوید: «مقتضای فسخ عقد هرچند که انحلال عقد سابق است وعقد را کأن لم یکن قرار میدهد اما به وسیله آن ملکیت سابق بر فسخ از بین نمیرود، زیرا باید به زمان حدوث فسخ توجه کرد نه به زمان متعلق آن»[۱۱۵] پس از او شاگردانش از جمله مرحوم نایینی[۱۱۶] و سیدکاظم یزدی و دیگران مباحث این نظریه را تقویت کردهاند. در حقوق ایران نیز آنچه از بررسی کتابهای حقوقدانان به دست میآید این است که همگی نظریه مشهور فقها را دارند؛ یعنی بر این عقیدهاند که اثر فسخ از حین انحلال عقد است و اثر قهقرایی ندارد[۱۱۷] ولی نظریه پردازان حقوقی، وجود نظر مخالف را متذکر شدهاند.[۱۱۸] نحوه طراحی مواد قانون مدنی همسویی آن را با دیدگاه مشهور فقها وحقوقدانان تأیید می کند، هرچند به صراحت نصی دراین زمینه ندارد. ماده ۴۵۹ ق.م[۱۱۹] دربیع شرط و۴۵۴[۱۲۰] و۴۵۵ ق.م[۱۲۱] دراحکام خیارات وماده ۲۸۷ ق.م[۱۲۲] در اقاله دال بر این استنباط می باشند.
گفتار چهارم: شرط مفسد
شرط تعهدی است که ضمن تعهد دیگر درج میشود و در اثر این امر، بستگی و رابطه میان آن دو تعهد ایجاد میشود که شرط، صورت تعهد تبعی به خود میگیرد شرط یکی از اعمال حقوقی متداول بوده که در قالب تعهد اثری از خود به جا میگذارد. شرط یک الزام و تعهد تبعی است که با درج در متن عقد، مشروط علیه به ایفای آن ملزم میشود یعنی دارای ادله وجوب وفاء است. ولی اگر طرفین به شرط باطلی توافق کنند مشروط علیه را نمیتوان به ایفای آن مجبور کرد چون برای شرط باطل آثاری مترتب نمیشود. شرط باطل زمانی موجب بطلان عقد میشود که فساد ناشی از شرط به یکی از ارکان اساس عقد لطمه وارد سازد در غیر این صورت فساد شرط به عقد سرایت نمیکند چون شرط تعهدی تبعی است که همیشه وابسته به عقد است این در حالی است که اگر عقدی باطل باشد به تبعیت از آن شرط نیز باطل اعلام میشود. فساد شرط در شروط باطلی همچون شرط غیرمقدور و شرط نامشروع، به عقد سرایت نمیکند چرا که فقط خودشان باطل هستند و عقد به تبع این شروط باطل نمیشود ولی به خاطر جبران ضرری که از عدم ایفای شرط متوجه مشروطله میشود، البته زمانی خیار فسخ معامله برای مشروطهله ثابت میشود که مشروط ثابت شود. گرچه شرط بخشی از عقد اصلی است و تراضی به مجموعهی از تعهدهای اصلی و فرعی تعلق میگیرد ولی این بدان معنا نیست که همواره بطلان شرط به نظم مجموعه صدمه میزند و عقد را باطل میکند.شرط مبطل، عقد اصلی را فاسد میکند و عقد فاسد نیز هیچ اثری ندارد. یعنی چنانچه بیع فاسد باشد به موجب آن ملکیتی برای مشتری بر مبیع حاصل نمیشود و حتی در صورتی که آن را قبض کند، مالک آن نخواهد بود.[۱۲۳] شروط مبطل به دو قسم تقسیم میشود که به طور خلاصه در زیر به آن ها پرداخته میشود.
بند یکم: شرط خلاف مقتضای عقد
هر عقد دارای ویژگیها و آثاری است که اهمیت این ویژگیها در هر عقد متفاوت و بستگی به ذات آن عقد دارد. بدین ترتیب بعضی از این ویژگیها چنان با ماهیت عقد در آمیخته است که بدون آن ها عقد جوهر و طبیعت حقوقی خود را از دست میدهد. اینگونه خصوصیات را مقتضای ذات عقد مینامند. حال اگر شرط با مقتضای ذات عقد منافات داشته باشد آن شرط باطل و مبطل اصل عقد است مثل اینکه در عقد نکاح شرط شود که نزدیکی صورت نگیرد. در این مثال همبستری مقتضای ذات عقد نکاح است و چنین شرطی با آن منافات دارد. شیخ انصاری در بحث از شرط خلاف مقتضای عقد، کلام را مختص مواردی قرار داده که مطلق عقد مقتضی آن است.[۱۲۴] آنچه که به موجب عقد به طرفین منتقل گردیده در صورت بطلان عقد، باید به صاحب مال رد شود.[۱۲۵] در مورد اثر گذاری شرط مبطل بر عقد و یا تأثیر بطلان عقد متضمن آن بر شرط دو تفسیر قابل بررسی است. نخست آنکه بگوییم برای بطلان عقد به واسطه یک شرط باطل لازم است که فساد شرط به عقد اصلی سرایت کند و از جهت اخیر است که عقد محقق نمیگردد و عدم تحقق عقد نیز به منزله فوات اجزاء آن میباشد و چون شرط در ضمن عقد منظور شده است، فساد عقد به منزله فساد شرط و موجب بطلان آن است. از طرف دیگر می دانیم که در عقد متضمن یک شرط باطل، عقد به واسطه عاملی که ارکان اصلی آن را متزلزل ساخته و از حصول آن جلوگیری مینماید و به عبارت دیگر آن را فاسد می سازد، باطل میگردد و این عامل چیزی جز شرط نیست که سبب بطلان عقد میگردد. بنابراین اساساً نبایستی عقد را سبب بطلان شرط دانست. باید دانست که سرایت فساد شرط به عقد، مبطل آن است. یعنی با اندراج شرط مفسد در ضمن آن از حصول عقد جلوگیری میشود. آن گونه که با فقد شرایط لازم برای صحّت عقد، عمل حقوقی ایجاد شده، باطل و بی اثر است و سرایت فساد شرط به عقد فرع بر فساد و بطلان شرط است. یعنی در صورت مبطل بودن شرط، فساد آن به عقد سرایت کرده و موجب ابطال عقد میگردد. نه اینکه بطلان عقد موجب ابطال و انتفاء شرط باشد.[۱۲۶] در مورد اسقاط شرط باطل و مبطل نیز باید متذکر شد که در مورد شرط باطل مشروطهله اختیار دارد آن را اسقاط کند یعنی از حق خیار خود به واسطه فساد شرط صرف نظر کند ولی در مورد شرط مبطل چنین حقی برای مشروطهله محقق نمیشود زیرا با سرایت فساد به عقد و بطلان این دو، چیزی باقی نمیماند تا بتوان حکم به اسقاط آن داد. بر همین مبنا، جهل طرفین نسبت به مبطل بودن شرط، تأثیری در ماهیت آن نداشته و موجب صحّت عقد نمیشود همانطور که جهل بر بطلان شرط غیرمبطل نیز ماهیت آن را تغییر نمی دهد بلکه تنها اثر آن ثبوت حق خیار برای مشروطهله میباشد.
بند دوم: شرط مجهولی که موجب جهل به دو عوض میشود
گرچه شرط مجهولی کم و بیش سبب مبهم ماندن دوعوض (مثلاً مجهول ماندن کالا و ثمن در عقد بیع) میگردد ولی به لحاظ فرعی بودن شرط هر شرطی مبطل عقد اصلی نیست بلکه چون استفاده از شرط از مورد اصلی معامله جدا شده و به صورت تعهد تبعی در آمده است، بطلان آن به صحّت تعهدهای اصلی زیان نمیرساند و فقط وقتی باید عقد را باطل دانست که شرط مربوط و وابسته به یکی از دو عوض باشد و در نتیجه، مجهول بودن آن مورد اصلی معامله را نیز مبهم سازد شرط مجهول (غیرمعلوم و مبهم) ضمن عقد وقتی سبب ایجاد جهل و ابهام در مال مورد معامله یا ثمن (وجه) پرداختی میشود که یکی از شرایط صحیح بودن معاملات (معلوم بودن مورد معامله) از بین رفته و در نتیجه معامله باطل میشود و چون عقد اصلی باطل میگردد وجهی برای بقاء شرط نمیماند و آن هم از بین می رود.[۱۲۷]
مبحث سوم: ضمان معاوضی
ضمان در لغت به معنای التزام، تعهد و کفالت است و در ادبیات حقوقی، تعهد، بودن شیئی برعهده دیگری و برعهده گرفتن و شیئی را در عهده قرار دادن تعریف شده است. بنابراین در تعریف ضمان میتوان گفت که عبارت است از التزام اختیاری یا قهری کسی به پرداخت مالی به دیگری و یا التزام به پرداخت مالی به کسی، اعم از اینکه به اختیار باشد یا به موجب قانون منشأ ایجاد ضمان معاوضی عقد است. در عقود معوّض تملیکی، انتقال مالکیّت، اثر مستقیم عقد است که با وقوع عقد و بدون واسطه تحقق مییابد؛ اما تسلیم، تعهدی است که باید ایفا شود. به عنوان مثال تملیک عین در عقد بیع و تملیک منافع در عقد اجاره، اثر مستقیم عقد است و تعهد به تسلیم مبیع از سوی بایع و نیز تعهد به تسلیم عین مستأجره برای استیفای منفعت از جانب مؤجر، اثر تبعی و غیرمستقیم آن میباشد. در عقود معوّض، تعهد هریک از دو طرف عقد در مقابل عین دریافتی، تعهد به دادن عوض معین است و به این تعهد «ضمان معاوضی» گویند. در فقه به ضمان معاوضی از این جهت که مضمون به از لحاظ جنس، مقدار و خصوصیات معین است، «ضمان جعلی» یا «ضمان مسمّی» نیز گفتهاند. وجه تسمیه ضمان جعلی یا ضمان مسمّی آن است که متعاقدان آن را تعیین کرده و عوض چیزی قرار میدهند که از جانب طرف دیگر معامله به او انتقال مییابد. مبیع، ضمان مسمّی است برای ثمن و ثمن، ضمان مسمّی است برای مبیع. در حقوق ما اگر مبیع عین معین باشد، انتقال مالکیّت، فوری و بدون قید و شرط است. (بند یک ماده ۳۶۲ قانون مدنی) اما تسلیم مبیع و تأدیه ثمن به مجرد وقوع بیع تحقق نمییابد؛ بلکه تعهدی است که دو طرف ملتزم به ایفای آن هستند. این التزام که با انعقاد عقد ایجاد و با ایفای آن خاتمه مییابد، تعهدی یکطرفه نیست؛ بلکه علت وجودی آن تعهد طرف دیگر است و اگر یکی از آن دو ساقط شود، دیگری نیز از بین میرود. این التزام اگرچه به طور معمول در «تلف مبیع قبل از قبض» و در «تلف مبیع در زمان خیار» مورد بحث قرار میگیرد اما به نظر میرسد با تلف یکی از دو عوض به وجود نمیآید؛ بلکه منشأ ایجاد عقد است. به این التزام که در مقابل التزام طرف دیگر عقد به وجود میآید، ضمان معاوضی گفته میشود. از این رو در تعریف ضمان معاوضی میتوان گفت که عبارت است از التزام به پرداخت عوض معین در مقابل عوض دریافتی. میرزای نائینی میگوید که معنای ضمان، تفویض است چرا که مشتری ثمن را بهرایگان به بایع پرداخت نمیکند و بایع نیز مثمن را مجانی به مشتری نمیدهد بلکه هریک از آن دو، مال خود را عوض مال دیگر قرار میدهند. معنای ضمان در قاعده «الخراج بالضمان» و «کل مایضمن بصحیحه» هم همین است. به عنوان مثال در بیع التزام مشتری به تأدیه ثمن در ازای دریافت مبیع و التزام بایع به تسلیم مبیع در مقابل دریافت ثمن، ضمان معاوضی است. همچنین است در عقد اجاره که تعهد مؤجر به تسلیم عین مستأجره برای استیفای منفعت در ازای دریافت اجارهبها و تعهد مستأجر به تأدیه اجارهبها در قبال گرفتن عین مستأجره، ضمان معاوضی نامیده میشود. حقوقدانان ضمانی را که بنا بر مفاد این ماده برعهده بایع قرار گرفته، ضمان معاوضی نامیدهاند. در فقه نیز ضمان بایع در قاعده «تلف مبیع قبل از قبض» و «تلف مبیع در زمان خیار» مورد بحث قرار گرفته است. شیخ انصاری در بحث از قاعده تلف مبیع قبل از قبض میگوید: «یکی از احکام قبض، انتقال ضمان از انتقال دهنده مال به قابض است.» این ضمان قبل از قبض برعهده بایع بوده و پس از قبض در مقابل عوض برعهده مشتری قرار میگیرد. آنچه از گفته صاحب مکاسب برمیآید این است که ضمان مبیع پیش از قبض برعهده بایع است و پس از آن به مشتری منتقل میشود ولی از آن نمیتوان دریافت که ماهیت ضمان معاوضی چیست و از چه زمانی برعهده بایع قرار میگیرد. ضمان به معنای بودن مال بر ذمه است و معاوضی بودن آن از آنجاست که هریک از دو طرف عقد متعهد میشود در مقابل آنچه میگیرد، عوضش را بپردازد. پس بدین ترتیب ضمان معاوضی محدود به مسؤولیت تلف نیست بلکه تعهدی است که طرفین برای دادن عوض معین در ازای عین دریافتی برعهده دارند. در بیع تعهد به تسلیم مبیع، تعهد اصلی بایع است و استرداد ثمن در صورت تلف مبیع از آثار آن به شمار میرود. مالی که پیش از تلف بر ذمه بایع قرار دارد، عین مورد تعهد است اما اگر مبیع تلف شد، بایع باید ثمن را برگرداند. بدین ترتیب تعهد به دادن عوض معین، جای خود را به تعهد دیگری میدهد که عبارت است از پس دادن ثمن. به بیان دیگر، تعهد اصلی بایع تسلیم مبیع است در مقابل دریافت ثمن. بایع با ایفای تعهد بری میشود و ضمان مبیع برعهده مشتری قرار میگیرد. اما اگر مبیع تلف شود و بایع نتواند به تعهد خود عمل کند، باید عوض دریافتی را برگرداند و این تعهد دیگری است تعهدی که جایگزین تعهد اصلی میشود و اثر قهری فسخ شدن عقد است. این تعهد را میتوان «ضمان تلف» نامید. این دو تعهد جدا از هم نیستند، هر دو ماهیتی واحد دارند و مکمل یکدیگرند. تعهد اصلی بایع، یعنی تسلیم مبیع و تعهدی که در صورت تلف مبیع جایگزین آن میشود، هردو ضمان معاوضی هستند. به بیان دیگر ضمان معاوضی مفهومیاست عام که شامل ضمان تلف هم میشود؛ اما ضمان تلف دارای مفهومیخاصتر از آن و تنها شامل تعهدی است که در صورت تلف مبیع برعهده بایع قرار میگیرد. آنچه به عنوان نتیجه میتوان گفت این است که ضمان معاوضی با عقد به وجود میآید و با تسلیم پایان مییابد و هریک از دو طرف به موجب عقد متعهد میشود آنچه را که طرف دیگر مالک آن شده، به او تسلیم کند. در بیع، ضمان بایع با تسلیم مبیع خاتمه یافته و به مشتری منتقل میشود؛ اما اگر اجرای این تعهد به علت تلف مبیع غیرممکن شد، عقد فسخ شده و بایع باید ثمن را برگرداند. بنابراین همانگونه که در ضمان قهری، آنچه برعهده ضامن میباشد، دادن عین است و اگر عین تلف شود، او باید مثل یا قیمتش را بدهد، در ضمان معاوضی هم آنچه که بر ذمه متعهد (بایع) است، عین مورد تعهد (مبیع) میباشد و اگر مبیع تلف شد، باید ثمن را برگرداند. بنابراین تفاوت این دو تنها در عوضی است که باید به جای عین تألف پرداخت شود. این عوض در ضمان قهری مثل یا قیمت است؛ اما در ضمان معاوضی، عوض قراردادی (ثمن) میباشد.
مبحث چهارم: ضمان واقعی
در مقابل ضمان معاوضی، ضمان واقعی قرار دارد. در این نوع از ضمان، مضمونبه خود عین است و نه عوض معین زیرا در صورت موجود بودن عین، خود عین برعهده متعهد است و اگر عین تلف شده باشد، مثل یا قیمت آن عوض معین قرار میگیرد. به همین جهت به آن ضمان «مثل و قیمت» نیز گفتهاند. حکم شارع یا قانونگذار به ثبوت مال کسی برذمۀ دیگری که لازمۀ آن این است که اگر عین باقی است و قابل برگشت خود عین و اگر عین تلف شده است یا قابل برگشت نیست در مثل، مثلی و در قیمی ، قیمت عین را پرداخت کنیم.
بخش دوم
آثار فساد عقد
در
عقود معوّض
طرح مطلب
همانطور که می دانیم برای عقد باطل یا فاسد در هیچ زمان نمیتوان وجود و تحققی در عالم اعتبار شناخت. در صورتی که معلوم شود عقدی فاسد است، هرگاه مورد معامله بین طرفین رد و بدل نشده باشد واضح است که با روشن شدن فساد عقد نیاز به این کار نیست اما هرگاه مورد عقد رد و بدل شده باشد، باید به مالک اصلی بازگردانده شود، زیرا عقد فاسد اثری در تملّک یا ایجاد تعهد و رابطه حقوقی ندارد (ماده ۳۶۵ ق.م) و هیچ تملیک و تعهدی جز در حدود قانون اعتبار ندارد. هرگاه مورد معامله فاسد نزد گیرنده، تلف یا ناقص شود، در مورد روابط طرفین، باید بین عقود معوّض که موجب مبادله مال یا عمل با مال یا عمل دیگر است و عقود که چنین نیستند و عقود غیرمعوّض نام دارند، تفاوت قائل شد. در عقود معوّض گیرنده مال، مسؤول بازگرداندن عین مورد معامله به مالک اصلی است، و در صورتی که بازگرداندن عین مورد معامله مقدور نباشد گیرنده مال مسؤول برگرداندن بدل، یعنی مثل در مثلی و قیمت در مال قیمی و یا اجرت عمل انجام شده است و مسؤول جبران خسارت ناشی از عیب و نقص است، مانند عقد بیع (ماده ۳۶۶ ق.م) و عقد اجاره (ماده ۴۶۶ به بعد ق.م). همچنین گیرنده مال مسؤول جبران منافع مستوفات و غیر مستوفات است. گاهی آثار تشکیل عقد علاوه بر طرفین قرارداد، به اشخاص ثالثی هم که در تشکیل عقد ارادهای نداشتهاند سرایت میکند، این اشخاص ثالث را «قائم مقام» میگویند. منظور از عقد فاسدی که روابط طرفین نسبت به ضمان عین و منافع آن در این فصل مورد بررسی قرار خواهد گرفت، عقد معوّضی است که مبادله مال در برابر مال یا عمل در مقابل مال، رکن سازنده آن است. در این فصل به بررسی روابط متعاقدین در عقود معوّض در صورت فساد عقد، آثار فساد نسبت به مسؤولیت ردّ عین و منافع، و همچنین آثار فساد عقد بر اشخاص ثالث «قائم مقام و فضول» میپردازیم.
فصل یکم: آثار فساد عقد نسبت به متعاقدین
هرگاه معلوم شود عقد باطل یا فاسد است اولین اثری که در عقود معوّض نسبت به طرفین دارد، عبارت از ضمان است. به عبارت دیگر ابتدا حکم وضعی ضمان نسبت به متعاقدین انتزاع میشود و سپس آثار ضمان بر آن ها بار میشود مانند بازگرداندن عین و منافع و …؛ اینکه ضمان در این مواقع آیا ضمان قراردادی است یا ضمان واقعی؟ ادله ضمان در صورت کشف فساد عقد چیست؟ آیا علم و جهل دافع و قابض تأثیری در مسؤولیت طرفین میگزارد؟ آیا کشف فساد در قبل و بعد از قبض تأثیری در حکم آن دارد؟ اگر متصرّف مأذون در تصرّف باشد تأثیری در مسؤولیت او دارد؟ اینها سؤالاتی است که در این فصل به آن ها پاسخ خواهیم داد.
مبحث یکم: مستندات حکم ضمان نسبت به متعاقدین در فقه امامیه
اگر عقدی فاسد واقع شود، مثل این که عقد بیع به علت فقدان رکنى از ارکان یا شرطى از شروط صحّت، صحیحاً واقع نشده باشد، مشترى نسبت به مبیع و بایع نسبت به ثمن ضامن خواهد بود؛ هر چند در آن تعدى و تفریط نکرده باشد. در نظر برخی از فقها ضمان مقبوض به عقد فاسد از جزئیات قاعده معروف «کُلُّ عَقدٍ یُضمَن بِصَحِیحِهِ یُضمَن بِفاسِدِه وَ ما لایُضمَن بِصَحِیحِه لایُضمَن بِفاسِدِه» است و مبنای بحث را پیرامون اصل و عکس قاعده میدانند.[۱۲۸] باید توجه کرد در بحث ضمان مقبوض به عقد فاسد لازم نیست به جزئیات قاعده اصل و عکس بپردازیم چرا که این قاعده با همین الفاظ نه در آیهای آمده است و نه در روایتی و نه در معقد اجماعی، در لسان فقهای متقدم هم نیامده است تا به بحث در مقدار دلالت الفاظ آن بپردازیم و تنها در سخنان فقهای معاصر بیان شده است. لیکن آنچه مهم میباشد ادله ضمان مقبوض به عقد فاسد است و مدارک و مستندات فقهی این ادله را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
گفتار یکم: قاعده علیالید
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۷
فرحزادی
۰٫۵۳۷۷
۱۵
۱۸
اسکان
۰٫۷۱۳۸
۱۰
۱۹
چهارراه بانک
۰٫۶۹۶۵
۱۱
۲۰
برج میلاد
۰٫۳۰۴۷
۲۰
همان طور که ملاحظه میکنید شعبه دانشگاه شهید بهشتی کاراترین و شعبه برج میلاد نا کاراترین شعبه میباشد. شکل ۴-۲٫ رتبه بندی شعب بر اساس DEAGP فصل ۵ نتیجه گیری و پیشنهادها ۵-۱-مقدمه در این فصل به ارائه و جمع بندی یافته های تحقیق پرداخته میشود و در آن مهمترین یافته های پژوهش مورد بحث قرار میگیرد. با توجه به آنکه یافتهها مبنای اصلی پژوهش میباشند، در پایان با در نظر گرفتن برآیند کلی تحقیق به ارائه پیشنهادات و راهکارهایی از یک س و نیز بیان محدودیتهای پژوهش از سوی دیگر جهت تحقیقات آتی پرداخته میشود. در این پژوهش ۲۰ شعبه از شعب بانک تجارت در منطقه شمال غرب تهران به عنوان جامعه هدف برگزیده شده و مدل تلفیقی تحلیل پوششی دادهها و کارت امتیازی متوازن DEA-BSC و همچنین مدل برنامه ریزی آرمانی تحلیل پوششی دادها DEAGP به عنوان مدل اصلی پژوهش انتخاب شدند. در مدل اولیه میزان کارایی شعب با بهره گرفتن از کارت امتیازی متوازن که ابزاری مناسب جهت طراحی شاخصهای ارزیابی عملکرد و سنجش آن از چهار منظر آموزش، فرایند های داخلی، مشتریان و مالی میباشد شاخصهای ارزیابی عملکرد مشخص و سپس با روش تحلیل پوششی دادهها که یک روش غیر پارامتریک است کارایی شعب در هر یک از چهار منظر فوق محاسبه گردیده و در روش دوم کلیه ورودیها و خروجیها مدل اولیه در نظر گرفته شده و با روش برنامه ریزی آرمانی کارایی شعب محاسبه گردیده است. لازم به ذکر است شاخصهای مورد نظر جهت ارزیابی شعب با راهنمایی مدیران و کارشناسان خبره بانک تجارت و بر اساس تحقیقات پیشین در این حوزه انتخاب شده است. ۵-۲- نتایج پژوهش در مورد رتبه بندی شعب با بهره گرفتن از مدل DEA-BSC و با فرض بازده متغیر به مقیاس از روش BCC با دیدگاه ورودی محور کارایی شعب محاسبه و بر اساس امتیازات حاصل از میانگین ساده و همچنین میانگین موزون بر اساس وزنهایی که خبرگان به هر یک از چهار منظر کارت امتیازی متوازن در حوزه بانکداری داده بودند ۲۰ شعبه بانک به ترتیب رتبه بندی شدند که بر اساس نتایج حاصل، شعبه سید جمالالدین اسدآبادی به عنوان کاراترین شعبه مشخص شده است. با توجه به اطلاعات مربوط به نرم افزار MAXDEA میزان بهبودی که هر کدام از شعب باید در میزان ورودیهای خود در هر یک از چهار منظر کارت امتیازی متوازن دهند مشخص شده است و همچنین مشخص شده است هر کدام از شعب در هر یک از منظرهای کارت امتیازی متوازن باید کدامیک از شعب را به عنوان مرجع قرار دهند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اما مواردی وجود دارد که عین مال تلف نشده ، ولی رد عین مستلزم تلف شدن و از دست دادن ارزش آن مال میشود که در حکم تلف آن میباشد و حسب مورد میبایست مثل یا قیمت داده شود[۷۹]. بعنوان مثال اگر کسی با مصالح متعلقه به دیگری بنایی بسازد ، مالک مصالح میتواند از مالک بنا بخواهد که آنها را از بنای خود جدا کرده و به او رد نماید. در اینصورت هزینه جدا سازی نیز برعهده غاصب است. اما اگر مصالح غصب شده نظیر اجر و سیمان باشد که در بنا بکار رفته ، در اینصورت هرگاه بخواهند آنها را جدا نمایند هیچگونه قیمتی بعدا نخواهد داشت که در حکم تلف میباشد و حسب مورد باید مثل یا قیمت داده شود. گفتار چهارم : عدم وجود عین و تلف آن هرگاه عین مال بواسطه تلف آن از بین رفته باشد به جهت جبران خسارت وارده به مالک باید با توجه به ماهیت آن مال، مثل یا قیمت آن را پرداخت نمود. (مثل مال در صورت مثلی بودن و قیمت آن در صورت قیمی بودن ) . بند اول : دادن مثل گفته شد که بهترین راه جبران خسارت ، اعاده وضعیت اقتصادی مالک به حالت قبل از تلف عین است. بنابراین در صورتی که مال تلف شده مثلی باشد ( خواه مسئولیت تلف آن به دلیل اتلاف یا تسبیب باشد ، مسئول تلف باید مثل آن را به مالک بدهد . در ماده ۳۱۱ قانون مدنی در مورد الزام غاصب آمده است: « … اگر عین تلف شده باشد ، باید مثل یا قیمت آن را بدهد … » و از ظاهر عبارت چنین بر می آید که غاصب در انتخاب مثل یا قیمت آزاد است . با وجود این از مفاد مواد ۳۱۲ و ۳۲۹ قانون مدنی بخوبی برمیآید که ، اگر مال تلف شده مثلی باشد ، مسئول تلف عهده دار تهیه مثل است و مالک نیز نمیتواند قیمت آن را مطالبه کند و نویسندگان قانون مدنی و اکثریت قاطع فقهای امامیه در این باب اتفاق نظر دارند .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
فلسفه تقدم مثل بر قیمت این است که تسلیم مثل مال تلف شده بهتر میتواند وضع مالک را به صورت نخست درآورد و زحمت یافتن و خریدن مال تلف شده نیز به او تحمیل نمیشود[۸۰]. الف: محل مطالبه مثل ممکن است مال مثلی از محلی غصب شود و غاصب آن را به مکان دیگر منتقل نماید و محل تلف و محل غصب متفاوت باشد.سوالی که در این زمینه به ذهن میرسد این است که که در کدام محل باید مثل را مطالبه نمود ، محل غصب یا تلف ؟ برای مطالبه مثل که به طور معمول مال منقول است ، دادگاه محل اقامت خوانده صلاحیت دارد.[۸۱] ولی مالک می تواند تحویل مال را در محل غصب بخواهد تا غاصب هزینه حمل را تا آن محل به عهده گیرد. احتمال داده شده است که مالک می تواند در محل تلف نیز ، که ذمه غاصب به دادن مثل تحقق یافته است، تحویل آن را مطالبه کند. همچنین گفته شده است که مالک می تواند در تمام محلهایی که غاصب مال را برده است مثل را بخواهد و حتی بعضی گفتهاند در هر محل که مالک بخواهد مطالبه مثل ممکن است، ولی این گفتهها در حقوق کنونی مستندی ندارد. در فرض نادری هم که مال غیر منقول تلف شده ، مثلی است ، دادگاه محل وقوع ملک صلاحیت دارد و مثل هم در همان محل داده میشود. ب : تعذر رد مثل همانطور که تا کنون ذکر شد در صورتی که مال تلف شده مثلی باشد باید مثل آن پرداخته شود زیرا مثل اقرب الی التالف است و بهتر میتواند زیان وارده به مالک را جبران نماید. اما همیشه شرایط به صورت عادی نمیباشد و ممکن است شرایطی پیش آید که رد مثل متعذر گردد. که به این موارد اشاره مینماییم. ۱: مثل مال در بازار یافت نمیشود در بعضی موارد دادن مثل مال تلف شده با مشکلاتی مواجه میشود نظیر اینکه هنگام اجرای حکم مثل آن مال در بازار یافت نمیشود. در این صورت مطابق ماده ۳۱۲ قانون مدنی که بیان می دارد : « هرگاه مال مغصوب مثلی بوده و مثل آن پیدا نشود ، غاصب باید قیمت حین الاداء را بدهد … » باید قیمت آن مال را پرداخت نمود. بعبارتی در چنین مواقعی، مال مثلی تلف شده در زمره اموال قیمی در می آید [۸۲]. در این صورت ، جبران زیان جز با پرداختن قیمت امکان ندارد و طبق ماده ۳۱۲ قیمت مناط اعتبار ، قیمت حینالاداء می باشد . در توجیه این راه حل می توان گفت ، چون در زمان اجرای حکم غاصب باید مثل را ، به هر قیمت که باشد تهیه و به مالک تسلیم کند ، پس قیمت همین زمان باید معادل مثل قرار گیرد . به بیان دیگر ، تعذر رد مثل باعث تبدیل تعهد آن به قیمت نمی شود زیرا مثل همچنان تا زمان رد قیمت بر عهده متلف باقی می ماند و باید قیمت آن را در زمان اداء بدهد . چنان که در مورد قرض نیز چنین است[۸۳] . در خصوص تعذر رد مثل به دلیل نایاب شدن در بازار باید میان دو حالت تفکیک قائل شد : ۱- در صورت تعذر مثل ، مالک حاضر به صبر کردن باشد تا زمانی که مثل مال یافت شود. که در این صورت نمیتوان او را وادار به پذیرفتن قیمت نمود. با توجه به قوانین مدنی که ضامن را مکلف به پرداختن مثل در مثلی و قیمت در قیمی می نماید ، در این حالت دادگاه ضامن را نمی تواند به دادن قیمت وادار نماید . ۱-در صورت تعذر مثل ، مالک حاضر نیست که صبر کند تا مثل پیدا شود. در این صورت است که به دلیل تعذر ، قیمت را باید پرداخت کرد . چنانکه ماده ۳۱۲ قانون مدنی در این خصوص می گوید که در صورت تعذر ضامن باید قیمت حین الاداء را بدهد[۸۴] . ۲ : مال مثلی بعد از تلف از مالیت بیافتد گاه میشود مالی در زمان تلف دارای ارزش بوده است ، رفته رفته از قیمت می افتد و دیگر ارزشی ندارد . پس آیا عادلانه است که مسئول به دادن مثل آن ملزم شود و در واقع از جبران خسارت معاف بماند؟ ماده ۳۱۲ قانون مدنی به این پرسش پاسخ داده است و مقرر میدارد : « … و اگر مثل موجود بوده و از مالیت افتاده باشد باید آخرین قیمت آن را بدهد . » که در این موارد مطابق آن عمل خواهد شد و منظور از آخرین قیمت ، قیمتی است که بعد از آن قیمت دیگر آن مال مورد معاوضه قرار نگرفته است[۸۵] . ۳ : مال تلف شده مثلی است و پس از تلف بوسیله قانون جدیدی خرید و فروش آن ممنوع گردد. در چنین موردی باید بین دو حالت قائل به تفکیک بود. با ذکر این نکته که در این فروض ، تعذر قانونی است نه مادی و از حیث حکم تفاوتی بین آن ها نیست . ۳-۱: در انحصار دولت باشد هرگاه مال مزبور در انحصار دولت در آمده باشد ، تلف کننده باید قیمت انحصاری را در حین الاداء بپردازد. ۳-۲:کلاً ممنوع شده باشد هرگاه خرید و فروش مال تلف شده به موجب قانون ممنوع شود مثل تریاک و مسکرات ، مانند مالی خواهد بود که از مالیت افتاده است و غاصب باید آخرین قیمت قبل از ممنوعیت آن را بپردازد[۸۶] . بند دوم : دادن قیمت همان طور که پیشتر ذکر شد، بهترین روش برای جبران خسارت در صورت تلف مال ، دادن معادل مالی است که تلف شده است. بنابراین در صورتی که مال مثلی باشد ، مثل آن داده میشود و در صورتی که مالی قیمی باشد ، قیمت آن پرداخت میگردد. در خصوص دادن مثل مال پیشتر توضیح داده شد. اما در صورتی که مال تلف شده قیمی باشد یعنی اشباه و نظایر آن در بازار زیاد و شایع باشد و همچنین در مواردی که مال مثلی است اما به دلایلی که بیان شد دادن مثل متعذر باشد ، در چنین مواردی قیمت آن مال پرداخت خواهد شد[۸۷] . اما قیمت چه زمانی مناط اعتبار خواهد بود؟ در مواردی که مالی غصب میشود و پس از مدتی از بین می رود ، چون ضمان غاصب از تاریخ استیلای بر آن مال آغاز میشود و مراحلی را می پیماید تا به تلف برسد ، این سوال مطرح است که آیا قیمت روز غصب مناط اعتبار است یا بهای روز تلف یا روز ادا قیمت و یا بالاترین آن ها ؟ هر یک از این احتمالها طرفدارانی دارد عدهای معتقدند که از زمان غصب ذمه غاصب به پرداخت قیمت مال مشغول میگردد . اما با توجه به ماده ۳۱۱ قانون مدنی تا زمانی که تلف صورت نگرفته ذمه غاصب به رد عین مشغول است . به همین جهت بعضی از حقوق دانان معتقد هستند که چون از زمان تلف، ذمه غاصب به پرداخت مثل یا قیمت مشغول میگردد. بنابراین قیمت زمان تلف مناط اعتبار است اما این استدلال با اشکالاتی مواجه است . زیرا ممکن است بهای مال تالف از زمان تلف تا زمان تادیه افزایش یابد . پس اگر هدف این است که ضرر مالک جبران شود ، باید پذیرفت که محدود ساختن میزان آن به بهای زمان تلف باعث میشود تا بخش مهمی از ضررا و جبران نشده باقی بماند[۸۸]. عده دیگری از حقوقدانان نیز معتقد به بالاترین قیمت از زمان غصب تا زمان تادیه قیمت می باشند . آن ها معتقدند که ضمان غاصب گسترده تر از این مسائل است که محدود به یک زمان خاص باشد و در صورت نوسانات قیمت از زمان غصب تا زمان تادیه بالاترین قیمت بر عهده غاصب میباشد[۸۹] . با توجه به مطالب ذکر شده باید گفت که با توجه به ظاهر ماده ۳۱۱ قانون مدنی و مفاد قاعده (علی الید)[۹۰] چنین بر میآید که موضوع اصلی ضمان غاصب رد عین به مالک است و الزام به دادن مثل یا قیمت به عنوان بدل تکلیف اصلی در مقام وفای به عهد مقرر شده است و ضمان مستقلی به شمار نمیآید . بنابراین ، در صورت تلف عین ، ضمان غاصب تبدیل به مسئولیت جدیدی (دادن قیمت ) نمیشود تا بتوان ادعا کرد که از آن هنگام تنها بهای مال بر عهده اوست . بنابراین ، اگر قیمت از دادگاه خواسته شود ، بهتر این است که بهای آخرین قیمت حکم داده شود و خواسته نهایی نیز همان باشد ، تلف کننده موظف به جبران خسارت است و حکم دادگاه هزینه اجرای این تکلیف است[۹۱] . بند سوم : زمان توصیف مال مثلی و قیمی بحث مربوط به زمان توصیف مال تلف شده ممکن است در دو مورد مطرح شود : الف : فرضی که مال مغصوب به هنگام غصب یا تلف مثلی باشد و پس از آن قیمی شود ( یعنی مثل آن در بازار نباشد ) ، در این فرض ، باید مال مغصوب مثلی محسوب شود. منتها ، چون مثل نایاب است ، ناچار باید قیمت آن در زمان اداء پرداخته شود. ماده ۳۱۲ ق.م. در اینباره اعلام می کند : « هرگاه مال معضوب مثلی بوده و مثل آن پیدا نشود ، غاصب باید قیمت حین الاداء را بدهد … » برای توجیه این حکم نباید توهم شود که در تاریخ نایاب شدن مثل ذمه غاصب به دادن بهای آن تبدیل میشود ، زیرا اگر چنین بود ، بهای همان زمان بر عهده او ثابت میماند. همان طور که قبلاً ذکر شد الزام اصلی غاصب به رد عین است ، جز اینکه هنگام وفای به عهد ، اگر عین موجود نباشد باید بدل آن یعنی مثل یا قیمت پرداخته شود. پس زمان توصیف هنگام پرداخت است نه زمان غصب یا تلف و این امر آنچه را درباره اثر تلف گفتیم تأیید می کند. با وجود این ، در حالتی که مثل موجود و از قیمت افتاده است ، قانون حکم می کند که غاصب « … باید آخرین قیمت را بدهد » ، شاید بدین دلیل که آخرین قیمت در حکم زمان تلف است و رد عینی که از قیمت افتاده بر ذمه باقی نمیماند. ب : فرضی که مال .مغصوب در زمان غصب یا تلف قیمی است و پس از آن مثل مال فراوان میشود ، در این فرض نیز ، چون دادن مثل وضع مالک را به صورت پیش از غصب در میآورد ، تأدیه مثل بر قیمت مقدم است ، مگر اینکه دو طرف به تراضی قیمت را ترجیح دهند ، مانند اینکه مالک از دادگاه قیمت را بخواهد و غاصب نیز در این زمینه دفاع نکند[۹۲]. بند چهارم : محل توصیف مال مثلی و قیمی محل توصیف نیز در دو فرض مطرح می شود : الف : اگر مال مثلی غصب شود و غاصب آن را به محلی ببرد که همانند آن پیدا نمی شود و در همان حال تلف کند، در این صورت به اعتبار محل غصب باید مثل را بدهند یا به اعتبار محل تلف قیمت آن را ؟ بعضی از استادان حقوق در این خصوص بیان داشته : « در صورتی که مال در محلی غصب شود و به محل دیگری منتقل و در آن تلف گردد ، قیمت محل تلف پرداخته میشود تبدیل ضمان از رد عین به دادن قیمت در آن محل شده است [۹۳]. این گفته در صورتی توجیه میشود که تلف مال مغصوب باعث تبدیل تعهد غاصب از رد عین به دادن قیمت شود ، در حالی که همان طور که در مباحث قبلی ذکر شد، تبدیل تعهد نه ضرورت است و نه مستند به دلیل قانع کننده وانگهی ، مبنای انتخاب مثل با قیمت این است که از چه راه بهتر میتوان از مالک رفع ضرر کرد و در فرض ما دادن مثل با این مبنا سازگارتر است و اقدام نامشروع غاصب در جا به جایی مال مغصوب تاثیری در حق مالک ندارد . ب : هرگاه مال در محل غصب قیمی و در محل تلف مثلی باشد ، دادن قیمت بیگمان غاصب را بریء میکند. ولی اگر او بخواهد با دادن مثل جبران خسارت کند ، مالک باید آن را بپذیرد و حق ندارد الزام او را به دادن قیمت بخواهد ، زیرا هدف از الزام غاصب، جبران خسارت مالک است که با دادن مثل بهتر تامین میشود[۹۴]. مبحث دوم : بررسی منشا لزوم پرداخت مثل در مثلی و قیمت در قیمی همانطور که قبلاً بیان شد ، در صورت تلف مال باید اقرب الی التالف در نظر گرفته شود ، بدین معنا که باید جایگزینی برای مالی که تلف شده است به جهت جبران زیان مالک در نظر گرفت و این جایگزین باید از لحاظ خصوصیات و ویژگی ها ، همانند مال تلف شده باشد .( مثل در صورت مثلی بودن ) و در صورتی که نظایر و همانند مال تلف شده در بازار پیدا نشود ، باید قیمت آن مال پرداخت شود. بنابراین میتوان ، منشا لزوم پرداخت مثل در مثلی و قیمت در قیمی را ، بهترین راه برای اعاده وضع زیان دیده به حالت قبل دانست . ولی سوالی که پیش میآید این است که آیا قاعده پرداخت مثل در مثلی و قیمت در قیمی امری مطلق است ؟ گفتار اول : دلایل موافقان مطلق بودن دادن مثل در اموال مثلی و قیمت دراموال قیمی فقهای امامیه در این خصوص به لزوم دادن مثل در مثلی و قیمت در قیمی اشاره داشته اند ، از جمله شیخ طوسی در مبسوط آورده : آیه شریفه « فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم …»[۹۵]دلیل لزوم دادن مثل در مثلی و قیمت در قیمی دانسته است چنان که در این آیه بیان میکند « هر کس به شما تجاوز کرد پس بر او به مانند آنچه بر شما تجاوز کرده است تجاوز کنید » و تردیدی نیست که اتلاف مال دیگر بدون اذن صاحب آن از مصادیق تجاوز به حساب میآید . از آیه شریفه فوق می توان این مطلب را استنباط کرد که این آیه با عبارت « مثل بگیرد » کنایه از این است که مقابله به ، مثل میباشد . بعبارتی دیگر اگر مثلی باشد مثل مال و اگر قیمی باشد قیمت گرفته شود. نکته دیگر با توجه به آیه فوق اشاره به ضمان تلف نیز دارد [۹۶]. و در جایی دیگر آمده است که چنانچه رد عین مال مغصوب به سبب تلف و مانند آن ممکن نباشد ، در صورتی که مثلی باشد ، غاصب ضامن مثل آن است[۹۷] . همچنین در قانون مدنی نیز با توجه به مواد مختلفی از جمله ماده ۳۱۱ در خصوص غصب و همچنین مواد ۳۲۸ و ۳۳۰ و ۶۵۰ و ۶۴۸ که مربوط به مباحث اتلاف ، تسبیب و قرض میباشد ، لزوم دادن مثل در اموال مثلی و قیمت در اموال قیمی استنباط میگردد . بنابراین در صورت وجود مثل در اموال مثلی الزام به پرداخت مثل مقدم میباشد و در این صورت نه مالک حق تقاضای قیمت را از غاصب دارد و نه غاصب حق دارد قیمت مال را بپردازد[۹۸] . گفتار دوم : دلایل مخالفان مطلق بودن دادن مثل در اموال مثلی و قیمت دراموال قیمی بعضی از فقها شدیداً با این نظر مخالفت نمودند و بیان داشتهاند که مسائل مثلی و قیمی که فقها مطرح کردهاند ، اساس درستی ندارد و اینکه فقها میگویند اگر مال مثلی باشد و تلف شود ، تلف کننده باید مثل آن را به صاحبش برگرداند و قیمی باشد ، قیمت آن و استدلالتشان این است که همیشه باید « اقرب الی التالف » در نظر گرفته شود و اقرب الی التالف ، در مثلی و در قیمی ، قیمت است . اینها در فقه شیعه اساس و پایهای ندارد و در آثاری که از اهل بیت ( صلوات الله اجمعین ) به ما رسیده چنین خبری مطرح نمیباشد و در این گونه مسائل باید به عرف مراجعه کنیم که اگر مالی تلف شد ، عرف در مقابل آن مال ، چه چیزی را لازم میبیند که پرداخت شود. به عنوان مثال کارخانه ای که در آن اشیاء متعدد بوده ، هم اموال قیمی و هم مثلی وجود دارد آتش میگیرد . وقتی که برای آن خسارت تعیین میکنند ، همه را با پول تعیین میکنند ، بعضی هم در مقابل مثلی ها و هم در مقابل قیمی ها ، پول میگیرند . بنابراین چون کلمه مثلی و قیمی در روایات وارد نشده و موضوع حکم شرعی نیست ما نمیتوانیم آن ها را در فقه ملاک عمل و احکام بدانیم[۹۹]. نتیجه این بحث این است که با توجه به مواد قانون مدنی میتوان گفت که نه لزوم دادن مثل مطلق و همیشگی است و نه عدم لزوم آن ها ، اما این نکته را باید متذکر شد که دادن مثل مال تلف شده به مالک ، بهترین طریق ترمیم نقصی است که به مالک از نظر مالی وارد شده است و بدین وسیله می توان ، کاملا وضع اقتصادی مالک را به حالت قبل از تلف عودت داد [۱۰۰]. بنابراین تا زمانی که مثل مال وجود دارد ، علاوه بر مستندات قانونی ، منطقی و عاقلانهترین روش این است که مثل مال داده شود تا وضعیت اقتصادی مالک به حالت سابق خود برگردد . با همین استدلال می توان بیان کرد که در اموال قیمی که در زمان ادا یا محل ادا ضمان ، مثل مال پیدا شود غاصب میتواند مثل مال را بدهد و مالک نمی تواند از قبول آن خودداری کند. زیرا خسارت وارده ناشی از تلف مال ، با دادن جایگزین جبران شده است . گفتار سوم : بررسی نقش ماده ۳ قانون مسئولیت مدنی در تعدیل قاعده تقدم مثل بر قیمت به موجب ماده ۳ قانون مسئولیت مدنی : « دادگاه میزان زیان و طریقه و کیفیت آن را ، با توجه به اوضاع و احوال قضیه تعیین خواهد کرد … » . پس در صورتی که بر طبق این اوضاع و احوال عادلانهتر این باشد که حکم به قیمت داده شود ، دادگاه میتواند ، به جای الزام به تعمیر مال ناقص یا تهیه مثل آن ، حکم به جبران خسارت از راه پرداخت قیمت کند . چنان که در تصادمهای رانندگی ، اگر صاحب ماشین زیان دیده بخواهد تعمیر آن را موکول به صدور حکم قطعی بر الزام مقصر کند ، ضرری که از این تاخیر به او میرسد در بسیاری از موارد بیش از زیان ناشی از تصادم است ، پس ساده تر و عادلانهتر این است که به او اجازه داده شود که خود به تعمیر ماشین اقدام کند و برای گرفتن هزینه آن به انتظار پایان دادرسی بماند[۱۰۱].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۳)اهمیت و ضرورت انجام تحقیق …………………………………………………………………………………………… ۸ ۱-۴)اهداف تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………. ۱۰ ۱-۴-۱)هدف کلی …………………………………………………………………………………………………………………. ۱۰ ۱-۴-۲)اهداف اختصاصی ……………………………………………………………………………………………………….. ۱۰ ۱-۵)فرضیه تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۰ ۱-۶)محدوده تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………….. ۱۰ ۱-۷)محدودیت های غیر قابل کنترل …………………………………………………………………………………………. ۱۱ ۱-۸)تعریف اصطلاحات و واژه ها …………………………………………………………………………………………….. ۱۱ ۱-۸-۱)تعریف نظری اصطلاحات و واژه ها ………………………………………………………………………………… ۱۱ ۱-۸-۲)تعریف عملیاتی اصطلاحات و واژه ها …………………………………………………………………………….. ۱۱ فصل دوم-مبانی نظری و پیشینه تحقیق ۲-۱)مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۴ ۲-۲)جهان کنونی و حمل ونقل ………………………………………………………………………………………………… ۱۴ ۲-۳)انواع سیستم های حمل و نقل شهری …………………………………………………………………………………… ۱۵ ۲-۳-۱)مترو ………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۵ ۲-۳-۲)قطار سبک شهری ……………………………………………………………………………………………………… ۱۵ ۲-۳-۳)منوریل …………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۶ ۲-۳-۴)تراموا ………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۷ ۲-۳-۵)اتوبوس ……………………………………………………………………………………………………………………. ۱۷ ۲-۳-۶)تاکسی و خودروهای شخصی ………………………………………………………………………………………. ۱۷ ۲-۳-۷)دوچرخه ………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۷ ۲-۴)سهم انواع سیستم های حمل ونقل در حمل ونقل شهری چندین کشور جهان…………………………….. ۱۸ ۲-۵)مقایسه اثرات حمل و نقل های گوناگون بر محیط ……………………………………………………………….. ۱۹ ۲-۶)تعریف دوچرخه …………………………………………………………………………………………………………… ۱۹ ۲-۷)فواید ارتقاء فرهنگ استفاده از دوچرخه ……………………………………………………………………………. ۲۰ ۲-۸)تاریخچه دوچرخه سواری ………………………………………………………………………………………………. ۲۰ ۲-۸-۱)سابقه تاریخی استفاده از دوچرخه در جهان ……………………………………………………………………. ۲۱ ۲-۸-۲) سابقه تاریخی استفاده از دوچرخه در ایران ……………………………………………………………………. ۲۱ ۲-۹)وضعیت دوچرخه سواری در جهان …………………………………………………………………………………… ۲۳ ۲-۹-۱)ایران ………………………………………………………………………………………………………………………. ۲۳ ۲-۹-۲)امریکا …………………………………………………………………………………………………………………….. ۲۴ ۲-۹-۳)کانادا ……………………………………………………………………………………………………………………… ۲۶ ۲-۹-۴)هلند ……………………………………………………………………………………………………………………….. ۲۷ ۲-۹-۵)آلمان ……………………………………………………………………………………………………………………. ۲۷ ۲-۹-۶)فرانسه …………………………………………………………………………………………………………………… ۲۸ ۲-۹-۷)بلژیک ……………. …………………………………………………………………………………………………….. ۲۸ ۲-۹-۸)استرالیا ………………………………………………………………………………………………………………….. ۲۹ ۲-۹-۹)نیوزلند ………………………………………………………………………………………………………………….. ۲۹ ۲-۹-۱۰)سوئد ………………………………………………………………………………………………………………….. ۲۹ ۲-۹-۱۱)انگلستان ……………………………………………………………………………………………………………… ۳۰ ۲-۹-۱۲)دانمارک …………………………………………………………………………………………………………….. ۳۰ ۲-۱۰)اهداف کلیدی و خصوصیات برنامه ها و سیاست های ملی در توسعه دوچرخه سواری …………… ۳۱ ۲-۱۱)تحقیقات انجام گرفته در مورد دوچرخه سواری ……………………………………………………………… ۳۳ ۲-۱۱-۱)تحقیقات داخلی ……………………………………………………………………………………………………. ۳۳ ۲-۱۱-۲)تحقیقات خارجی ………………………………………………………………………………………………….. ۳۴ ۲-۱۲)جمع بندی ……………………………………………………………………………………………………………….. ۳۶ فصل سوم-روش شناسی تحقیق ۳-۱)مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………….. ۳۹ ۳-۲)روش تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………. ۳۹ ۳-۳)جامعه و نمونه آماری …………………………………………………………………………………………………… ۳۹ ۳-۴)متغیرهای وارد بر تحقیق ……………………………………………………………………………………………….. ۴۰ ۳-۵)روش و ابزار گردآوری اطلاعات …………………………………………………………………………………… ۴۰ ۳-۶)روایی و پایایی پرسشنامه ………………………………………………………………………………………………. ۴۰ ۳-۷)روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ………………………………………………………………………………………. ۴۰ فصل چهارم-تجزیه و تحلیل داده های تحقیق ۴-۱)مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………. ۴۲
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انعطاف پذیری سازمانی با توجه به منابع سازمان و توانایی های مدیریتی به سازمان اجازه می دهد در تغییرات محیطی، خود را با محیط منطبق کند. پاسمور معتقد است که انعطاف پذیرتر شدن یک سازمان باعث می شود که آن سازمان نسبت به تغییر، پاسخگویی بهتری داشته باشد (Pasmore, 1994, p.4). زمانی که از اصطلاح انعطاف پذیری در همه جا استفاده می شود، به معنای روشن و واضح بودن مفهوم آن نیست (Evans,1991, p.69). فعالیت سازمان باید به اندازه کافی انعطاف پذیر باشد تا هم تهدیدات غیرقابل پیش بینی و هم فرصت های موجود در آینده نامطمئن و محیط بی ثبات را مدیریت کند. سازمان ها معمولاً انعطاف پذیری و انعطاف ناپذیری را ترکیب می کنند و آنچه که امروزه در حال ظهور است، جایگزین های جدیدی به جای گرایش ساده به سوی انعطاف پذیری بیشتر است. سازمانهای منعطف فراتر از انطباق با تغییرات می اندیشند و متمایل به استفاده از فرصتهای بالقوه در یک محیط متلاطم و کسب یک موقعیت ثابت به خاطر نوآوریها و شایستگیهای خود هستند (Golden & powel, 2000, p.375). از منظر قابلیت های حیاتی، انعطاف پذیری سازمان را قادر می سازد تا با الزامات متنوع و در حال تغییر محیط بیرونی اش سازگار شود و به مزیت رقابتی و عملکرد بالاتر برسد و آن را حفظ کند (Ngoa & Loi, 2008). سازمان منعطف یک کسب و کار با سرعت، سازگار و آگاهانه است که قابلیت سازگاری سریع در واکنش به تحولات و وقایع غیر منتظره پیشبینی نشده، فرصتهای محیطی و نیازمندیها را دارد. در چنین کسب و کاری، فرایندها و ساختارهایی یافت میشود که سرعت، انطباق و استحکام را تسهیل کرده و دارای هماهنگی و نظمی است که توانایی نیل به عملکرد رقابتی در محیط تجاری کاملاً پویا و غیرقابل پیشبینی را دارد، البته این محیط با کارکردهای کنونی سازمان بیتناسب نیست (Kidd, 2000). در نتیجه سازمانها برای بقاء در شرایط رقابتی بایست خودشان را با شرایط پیچیده وفق دهند. بدون درگیر شدن در شرایط پیچیده و نامطمئن محیطی چگونه میتوان با این تغییرات مقابله کرد؟ در این شرایط هسته مقابله با عدم قطعیت ها، مجهز بودن به دانش و آگاهی است. دانش و آگاهی بینشی به سازمانها خواهد داد که افق تصمیم گیریهای آنان را وسیع تر خواهد کرد. سازمانها باید شرایط کاری خود را منعطفتر بسازند. پاداشی که انعطاف پذیری به سازمانها خواهد داد پایداری در برابر شرایط است (Markus ,2009).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
انعطاف پذیری از دو جنبه عملیاتی و استراتژیک مورد توجه قرار گرفته است. جنبه عملیاتی ناظر بر توانایی انطباق سازمان با نوسان های تقاضا است و انعطاف پذیری را در حوزه تولید و عملیات مورد توجه قرار می دهد. انعطاف پذیری عملیاتی ریشه در سطح مهارت کارکنان در استفاده از منابع سازمان داشته و حاصل یادگیری جمعی در سازمان به ویژه در زمینه توانایی ایجاد هماهنگی بین مهارت های تولیدی متناقض و یکپارچه سازی جریان های فناوری است (Prahalad, 1990, pp.81-83). یک سازمان ضرورتاً دارای مجموعه ای از ظرفیت ها برای پاسخگویی به تغییرات در محیط است. سازمان چابک بیشتر در مورد تغییر و عدم اطمینان و غیر قابل پیش بینی بودن محیط نگران است و سعی در نشان دادن واکنش صحیح در این شرایط دارد. از این رو سازمان های چابک نیاز به ظرفیت های موجود بالقوه و تطابق برای مواجهه با این تغییرات و عدم اطمینان ها در محیط دارند. این ظرفیت ها شامل ۴ عنصر اصلی هستند: (ملاحسینی و مصطفوی، ۱۳۸۶) قدرت پاسخگویی (واکنش): توانایی شناسایی تغییرات و پاسخگویی سریع به آن ها جهت برطرف سازی آن ها. شایستگی/ رقابت: توانایی دستیابی موثر و کارا به اهداف و رسالت های سازمان. انعطاف پذیری/ قدرت پذیرش: توانایی پردازش فرآیندهای مختلف و دستیابی به اهداف گوناگون با امکانات یکسان. سرعت/ چابکی: توانایی انجام فعالیت ها در کوتاه ترین زمان ممکن. بنابراین اگر یک سازمان می خواهد چابک باشد، باید این قابلیت های کلیدی چابکی را در نظر داشته باشد (رجب زاده و شهایی، ۱۳۸۵). ۲- ۳- ۴- اصول طراحی سازمان منعطف: تغییراتی که در شرایط بازار به وجود می آید و نوآوری هایی که خلق می شود و هزینه های جهانی شدن از دلایل عمده ای هستند که بر محیط فشار وارد کرده و آن ها را نیازمند به انعطاف پذیر بودن میکند. طراحی سازمان منعطف، نیاز به اصولی دارد که بتواند در جهت پاسخگویی به تغییرات و پیش بینی تغییرات بهتر عمل کند. هفت اصل طراحی سازمان انعطاف پذیر عبارتند از: (فتحیان، گلچین پور، ۱۳۸۵) استراتژی منبع یابی: مجموعهای از تصمیماتی بوده که به تعریف و یکپارچگی منابع داخلی و خارجی میپردازد. ابتدا به تشخیص خدماتی که در سازمان باید انجام شود پرداخته و سپس مسئولیت افراد را به آنان واگذارخواهد کرد. مدیریت منابع: نقش مؤثری در به کارگیری افراد، مهارتها و شایستگیها در جای مناسب خود دارد و به سازمان در تخصیص درست منابع کمک خواهد کرد. شایستگی ها: چیزی که باعث تشخیص بهترین عملکردهای سازمانی است. رهبری: در سازمانهای منعطف، رهبری کمتر بر روی کنترل دستوری متمرکز است و بیشتر روی آماده سازی، هدایت، اثرگذاری، تفویض اختیار و متقاعدسازی تمرکز دارد. نوع فرآیندها: در اینجا تأکید روی چگونگی انجام کار توسط سازمان است. به طور کلی تمامی فرایندها دارای چهار خصیصه کلیدی هستند: قابل مشاهده، قابل اندازهگیری، قابل تکرار، قابل تنظیم. ساختاربندی: بیشتر بر ساختار سازمانی تمرکز دارد و اینکه اجزای سازمان چگونه در کنار هم قرار گیرند. آمادگی تغییر: سهولت پاسخگویی در برابر تغییرات و تقاضاهای غیر قابل پیشبینی است. ۲- ۳- ۵- ابعاد انعطاف پذیری: سازمان ها پدیده هایی پیچیده اند که باید به صورت سازمان یافته به آن ها نگریست. چابکی نیز مفهومی پیچیده است که برای دستیابی به آن لازم است چهار بعد پیشنهادی برای سازمان چابک را چنین تعریف کرد: (فتحیان و شیخ، ۱۳۸۸) ستاده (محصولات به عنوان راه حلی جامع برای ارضاء مشتری): توانایی ساخت محصول تعیین کننده یک قابلیت رقابتی نیست. کاهش هزینه ماشین آلات، دسترسی طراحان محصول به ابزارهای طراحی رایانه ای قدرتمند و افزایش تجارت جهانی توزیع این محصولات را گسترش داده و تولیدکنندگان را نیز به این جهت سوق داده که فراتر از محصول بنگرند و ترکیب متمایزی از محصول، اطلاعات و خدمات بلندمدت را برای هر مشتری فراهم کنند. در واقع سازمان ها باید به جای محصول، راه حل هایی برای مشکلات مشخص مشتریان ارائه کنند و بر ارزش دریافت شده مشتریان از محصول متمرکز شوند. داده (همکاری به منظور افزایش رقابت پذیری یا ایجاد سازمان مجازی): تدارک راه حلی کامل برای هر مشتری مشخص از طریق منابع محدود یک شرکت، به تنهایی قابل دستیابی نیست. این امر خصوصاً زمانی به حقیقت می پیوندد که شرکت بر شایستگی اصلی خود متمرکز باشد. بنابراین همکاری برای ایجاد راه حلی برای مشتریان ضروری به نظر می رسد. در واقع، همکاری داخلی و خارجی استراتژی های موردنظرند و هدف عرضه محصولات به بازار در کم ترین زمان ممکن با بهره گرفتن از منابع از طریق همکاری است. نیل به اهداف تنها با تشکیل سازمان های مجازی و مشارکت های سریع در ساخت قابل دسترسی خواهد بود. عوامل تأثیرگذار خارجی (تغییر و عدم اطمینان): مشکل ترین عاملی که شرکت ها با آن مواجه اند تغییر سریع و بدون توقف است. عواملی مانند کاهش چرخه تولید محصول، کاهش زمان ایجاد مفهوم تا زمان فروش تسریع در آهنگ توسعه فناوری، افزایش جهانی سازی تجارت، افزایش تراکم ارتباطات الکترونیکی و افزایش رشد سریع جمعیت، همه به فضای تغییر کمک می کنند. تغییرات خارجی تحمیل شده را نیز می توان در دو بخش در نظر گرفت: الف) تغییرات اجتماعی در مقیاس کلان ب) تغییراتی که به وسیله شرکت رقیب بر یک واحد تجاری تحمیل می شود. بنابراین سازمان ها باید برای بقا و پیشرفت در محیط تغییر و عدم اطمینان ، چنان سازماندهی شوند که دارای ساختارهای سازمانی منعطف و نوآور باشند تا بتوانند تصمیم گیری سریع را ارتقاء دهند. سازمان های چابک باید با حفظ نیروهای انسانی که می توانند عدم اطمینان و تغییر را به رشد تبدیل کنند در جهت ایجاد سازمان های کارآفرین حرکت کنند (فتحیان و شیخ، ۱۳۸۸). عملیات داخلی (بهره گیری از افراد و اطلاعات): این عملیات بیانگر توانایی شرکت در واکنش سریع تر نسبت به تغییرات، در مقایسه با رقبا است. البته این کار با بهره گرفتن از انگیزش، کارآفرینی اشخاص و سازمان دهی تیم های سازگار انجام می شود و ضمناً ساختار سازمانی نیز دائماً تجدید می شود. در جهان فردا افراد و اطلاعات تفکیک کنند های کلیدی خواهند بود. لذا چابکی در برگیرنده عدم تمرکز اختیار و استفاده از ارزش منابع انسانی و اطلاعاتی است. این چهار بعد مطابق شکل ۲- ۳ مبنای تعریف سازمان های چابک هستند. چابکی عبارتی جامع است که در تمامی زمینه های فعالیت سازمان از قبیل تولید، بازاریابی، طراحی، سازماندهی و افراد نفوذ می کند. چابکی ترکیبی از محصولات فیزیکی، خدمات و اطلاعات است که با تغییر نیازمندی های مشتری تغییر می کند (فتحیان و شیخ، ۱۳۸۸). شکل۲-۳: ابعاد چابکی از دیدگاه نظام مند (فتحیان و شیخ، ۱۳۸۸) ۲- ۳- ۶- مدل های مفهومی برای سازمان منعطف (چابک): یکی از مهم ترین مدلها، مدل رامسش هست که سه ویژگی اساسی را برای سازمان ها در نظر گرفته است، خروجی، سیستم حمل و نقل و ورودی ها یا فاکتورهای بازار. اما این مدل بیشتر به صورت تئوریک بکار برده شده است. مدل دیگر، مدل چابکی سازمانی است که عوامل رهبری، فرهنگ سازمانی، سیستم پاداش و تامین کنندگان را موثر می داند. این مدل که توسط یوسف و همکاران[۴۷] (۱۹۹۹) ارائه شده است. بیشتر از جنبه های مشکلات و نقش منابع انسانی و ساختارهای سازمانی بر چابکی تاکید دارد و حمایت مدیریت ارشد سازمان را، عاملی کلیدی قلمداد میکند، این مدل از مهم ترین مدلهای طرح شده برای چابک سازی درون سازمانی محسوب میشود. این مدل چهار مفهوم اساسی را برای تولید چابک ارائه کرده است: مدیریت شایستگیهای اساسی، سازمان مجازی، قابلیت تجدید ساختار و سازمان دانش گرا (فتحیان و شیخ، ۱۳۸۸). این مدل چهار مفهوم اساسی را برای تولید چابک ارائه کرده که به تشریح آن می پردازیم: مدیریت شایستگی های اساسی: شایستگی اساسی ممکن است با محصول شرکت مرتبط باشد و در دو سطح متفاوت اما مرتبط (شخصی و کارخانه) شناسایی شده است. شایستگی اساسی به عنوان یک فرایند یادگیری جمعی تعریف شده و بر توسعه و هماهنگی دامنه وسیعی از مهارت ها و توانمندی ها تمرکز دارد. این شایستگی ها به ریشه های مخفی درخت شباهت دارند که به شرکت قوت می بخشند. شایستگی های اساسی مانند ریسمانی مشترک هستند که ریشه های شرکت را به هم پیوند می دهند، اگرچه ممکن است از دید مشتریان یا مشاهده کنندگان خارجی سازمان قابل رویت نباشد. پشتوانه تفکر گسترش شایستگی های اساسی، تمرکز بر توانایی های ذاتی است. شرکت ها باید برای خودشان مزیت هایی ایجاد کنند؛ این مزیت های رقابتی به واسطه بهره برداری از شایستگی های اساسی حاصل می شوند. شایستگی های اساسی افراد داخل بنگاه را می توان از طریق سرمایه گذاری در آموزش و تحصیلات ارتقاء داد و با تمرکز مجدد بر مزیت های حاصل از شناسایی روندهای جاری و بالقوه، نیازمندی های مشتری را کسب کرد. مدیریت که مسئولیت خاصی در تحصیل دانش و مهارت های اساسی دارد، باید توانمندی های اساسی شرکت را شناسایی و حلقه های گم شده را پیدا کند و از طریق پیوندها آن ها را تکمیل کند. برای این که شایستگی های اصلی اهمیت استراتژیک داشته باشند و در بلندمدت برای شرکت سودآور باشند باید دارای سه شرط باشند: (یوسف و همکاران، ۱۹۹۹) الف) شایستگی اساسی باید توانمندی های چندجانبه ای را فراهم کرده و به طیف وسیعی از بازار دست پیدا کند. ب) باید ارزش گذاری مشتری از محصول را تقویت کند. ج) کپی برداری از محصول نهایی برای رقبا مشکل باشد. بنگاه مجازی: در تولید چابک عبارت بنگاه مجازی با معانی متفاوتی به کار می رود. در اینجا منظور سرمایه گذاری مشترک با دیگر شرکت هایی است که شایستگی های اساسی مکمل و مشخص دارند. یعنی شایستگی های اساسی از چندین شرکت انتخاب و سپس در درون یک پدیده مجرد ترکیب می شوند. توانمندی برای شکل دهی مجدد: بنگاه های چابک به آسانی می توانند جابه جایی چشم گیری در تمرکز، تنوع سازی، شکل دهی و تنظیم مجدد کسب و کارشان ایجاد و هدفی ویژه و سریع را به عنوان پنجره ای باز از فرصت ها ارائه کنند. بنگاه مبتنی بر دانش: به طور جامع و واضح دانش را با توجه به تولید (شامل تجربیات افراد در سازمان، گزارشات شرکت موارد تاریخی، پایگاه داده ها و منابع دیگر) تعریف کرده اند. نیروهای کاری سازمان هایی که قصد دارند چابک شوند باید برانگیخته شده، خوب آموزش دیده و با مجموعه کاملی از مهارت ها، تخصص ها و دانش تقویت شوند تا به عنوان عنصری اساسی و حیاتی از استراتژی هایشان عمل کنند. این چکیده یک باور است که می گوید: «دانش، قدرت است» (یوسف و همکاران، ۱۹۹۹). شکل ۲- ۴: (مدل چابکی سازمانی یوسف و همکاران، ۱۹۹۹) یکی دیگر از مدل های جامع برای رسیدن به چابکی مدل ژانگ و شریفی می باشد که شامل سه قسمت اصلی است: (ژانگ و شریفی[۴۸]، ۲۰۰۰) محرک های چابکی: با تغییرات محیط کسب و کار مرتبط و سازمان را در جهت رسیدن به موقعیت های جدید و مزیت رقابتی هدایت می کنند. قابلیت های چابکی: کسب توانایی مورد نیاز برای پاسخ به تغییرات است که خود می تواند به چهار دسته تقسیم شود: الف) پاسخگو بودن: توانایی شناسایی تغییرات و پاسخ سریع به صورت پیش کنش و واکنش. ب) شایستگی: مجموعهای از تواناییها که بهره وری، کارایی و اثربخشی فعالیت ها را در جهت اهداف سازمان فراهم می کند. ج) انعطاف پذیری: منظور توانایی ساخت محصولات متنوع و رسیدن به اهداف متفاوت با تجهیزات یکسان است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برای مثال، حضرت عیسی (ع) محبت و عفو را شیوۀ خویش قرار داده بودند» (کامیار، ۱۳۸۵: ۱۳).
- در مواردی که نهاد برخی اسمهای مبهم؛ مانند «هیچ کس، هیچ یک، هیچ کدام و … است، فعل میتواند به هر دو شکل مفرد و جمع به کار رود.
برای مثال: هیچ کدام از حاضران جلسه را ترک نکرد / نکردند. نکته: فعل «هیچ کس» از این قاعده مستثناست و فعل آن مفرد است. برای مثال: هیچکس از حاضران جلسه را ترک نکرد.
- اگر نهاد جمله جمع و اسم زمان باشد، فعل را مفرد به کار میبریم. همچنین، اگر نهاد جمع و اسم معنا باشد، همین گونه است:
عشقهایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود (ذوالفقاری، ۱۳۹۰: ۲۳۵) رعایت موارد مذکور، در نوشتن هر مطلب و اثری ضروری است؛ اما گاهی دیده میشود که مؤلفان قواعد مربوط به مطابقت فعل و فاعل را رعایت نمیکنند. برای مثال، امروزه این گرایش به وجود آمده است که تا جای امکان، چه نهاد جاندار باشد و چه بیجان، فعل از نظر مفرد و جمع با آن مطابقه کند؛ ولی بهتر است برای اسمهای معنی؛ یعنی اسمهایی که وجودشان در خودشان نیست و جنبۀ مادی ندارند، همواره فعل به صورت مفرد بیاید. خبرهای تازه رسیدند. صورت بهتر: خبرهای تازه رسید (ارژنگ، ۱۳۹۰: ۱۱۶). افزون بر این، «گاهی بعد از اسمی که نهاد جمله است، اسم دیگری به کمک «با» یا «به همراه» که حرف اضافه است، میآید که از نظر دستوری متمم فعل شمرده میشود. بعضیها تصور میکنند این اسم با اسم قبلی همپایه شده است و نهاد بیش از یکی است. از این رو، برای آن فعل جمع میآورند که درست نیست» (همان: ۱۱۷). برای مثال: زهرا با جمعی از دوستانش به صحرا رفتند. درست: زهرا با جمعی از دوستانش به صحرا رفت. بنابراین، در زبان فارسی هرگاه نهاد جاندار باشد، فعل را متناسب با آن میآورند؛ یعنی اگر نهاد مفرد باشد، فعل مفرد و اگر نهاد جمع باشد، فعل جمع آورده میشود؛ اما این قاعده کلی است و باید موارد استثنا را از نظر دور نداشت و به آنها توجه کرد. ۵ـ ۱ ـ۱. تتابع افعال فعل که جزء مهم هر جملهای است، معمولاً در آخر آن واقع میشود. «هرگاه چند جمله پیرو همراه یک جملۀ پایه بیاید، احتمال این هست که افعال همۀ این جمله ها در پایان عبارت به دنبال یکدیگر ردیف شود. اگر عدد این افعال از دو تجاوز کند غالباً فهم عبارت دشوار میشود و خواننده مجبور است که آن را از نو بنویسد» (نجفی، ۱۳۹۱: ۹۹). این مشکل معمولاً در ترجمۀ تحتالفظی از زبانهای فرنگی به دلیل ساخت متفاوت زبان فارسی با آنها پیش میآید. شاهری لنگرودی معتقد است در زبانهای فرنگی فعل معمولاً قبل از مفعول قرار میگیرد و چون جملۀ پیرو اغلب به مفعول جمله برمیگردد تتابع افعال رخ نمیدهد؛ اما اگر در برگردان این جمله ها شیوۀ ترجمۀ لفظ به لفظ در پیش گرفته شود، اغلب عبارتهای سنگین نامفهومی به دست میآید (شاهری لنگرودی، ۱۳۸۲: ۲۸۷). به این ترتیب، برای رفع ابهام و ساده کردن عبارتهای نامفهوم راهکارهایی وجود دارد؛ از جمله اینکه ۱) برخی فعلهایی که ضروری نیست و نبود آن به بدنۀ اصلی جمله ضرری نمیرساند، حذف کنیم یا به جای آنها مصدر و اسم بیاوریم. حتی میتوانیم پارهای از جمله ها را به مصدر یا صفت تأویل کنیم. البته هنگام حذف فعل یا جمله باید این نکته را در نظر داشته باشیم که مفهوم و معنای عبارت تغییر نکند. برای مثال: باید بر فعالیتهایی که در این زمینه مؤثر است، بیفزایید. درست: باید بر فعالیتهای مؤثر در این زمینه بیفزایید. * نیکوبخت نیز بر این عقیده است که اصولاً تکرار پارهای افعال در جمله های مرکب، زاید و قابل حذف است؛ لذا در پارهای از جمله ها میتوان با حذف یکی از افعال، از تتابع افعال پرهیز کرد. برای مثال: از ایشان خواسته شده بود، آنچه میتواند بگوید، بگوید. درست: از ایشان خواسته شده بود، آنچه میتواند، بگوید. مثالی دیگر: متأسفانه، آنچه باید اتفاق میافتاد، اتفاق نیفتاد. درست: متأسفانه، آنچه باید، اتفاق نیفتاد (نیکوبخت، ۱۳۸۹: ۸۹). ۲) فعل جمله پایه را از پایان عبارت به پیش از «که» موصول منتقل کنیم. برای مثال، در هر کار پژوهشی باید به سراغ کارهایی که در آن زمینه انجام نشده است، رفت. درست: در هر کار پژوهشی باید به سراغ کارهایی رفت که در آن زمینه انجام نشده است. ۳) عبارت طولانی را بشکنیم و آنها را به چند جمله مستقل کوتاه تقسیم کنیم. ابوالحسن نجفی معتقد است؛ این روش باعث تغییر سبک اصلی و شیوۀ بیان نویسنده میشود و اندکی از امانتداری به دور است؛ اما گاهی چارهای جز انتخاب این راه نیست (نجفی، ۱۰۱:۱۳۹۱). در نتیجه، میتوان با کمک راهکارهای موجود؛ یعنی حذف فعل زاید، انتقال فعل جملۀ پایه به پیش از «که» موصول و شکستن عبارات طولانی از به کار بردن عبارتهای سنگین و نامفهوم پرهیز کرد. ۶ـ ۱ـ۱. تکرار فعل یکی از مسئله های مهمی که امروزه ویراستاران در ویرایش متون با آن مواجه هستند، تکرار فعل است. آنها همواره درصددند تا این تکرار را با حذف یا تغییر فعل برطرف کنند؛ چرا که امروزه، تکرار فعل در چند جمله متوالی جزء عیوب نوشتار محسوب میشود؛ هر چند در گذشته و به قول ابوالحسن نجفی تا اوایل قرن هفتم نویسندگان معمولاً افعال را تکرار میکردند و این نوع تکرار ناپسند محسوب نمیشد. بنابراین، ویراستاران برای رفع این عیب میتوانند برخی فعلهای یکسان چند جمله معطوف را حذف کنند و در آخر جمله بیاورند؛ البته به گفته شاهری لنگرودی همواره باید این نکته را در نظر داشت که در پرهیز از تکرار فعل، معنی فدا نشود و با حذف فعل، جمله مبهم نگردد؛ اما در جملهای، چون «دزدان را دستگیر کردند و به زندان روانه کردند» میتوان فعل اول را حذف کرد و گفت: دزدان را دستگیر و به زندان روانه کردند. گاهی در برخی متون به منظور پرهیز از تکرار فعل «کرد»، فعل «نمود» به کار میرود. این امر دربارۀ فعلهای «است» و «شد» و … هم صدق میکند. به گفتۀ شاهری لنگرودی و بسیاری از دستورنویسان «نمودن» در معنای «کردن» غلط نیست. انوری و گیوی بر این باورند که همکرد «نمودن» در همۀ موارد میتواند جانشین «کردن» باشد. به عقیدۀ ایشان «معنی اصلی نمودن در فارسی نشان دادن، نمایش دادن، اظهار کردن، به نظر رسیدن و مانند آنهاست؛ اما هنگامی با اسم یا صفت فعلِ مرکب میسازد که هیچ یک از این معانی به طور صحیح از آن اراده نشود؛ یعنی همکرد نمودن در ترکیب درست معادل «کردن» است و در همۀ موارد جانشین آن میتواند باشد» (انوری و گیوی، ۱۳۸۷: ۲۷)؛ اما به چند دلیل بهتر است که از استعمال آن به جای «کردن» خودداری شود: ۱) استعمال کلمههایی که مرادف محض هستند، برخلاف تصوّر بسیاری از زیبانویسان باعث ضعف زبان میشود. نمود = کرد ۲) از نظر زیباشناسی و منطق کلام تکرار فعل لزوماً عیب نیست؛ چنانکه در قدیم نویسندگان از تکرار فعل «کردن» پروایی نداشتند. ۳) نوشتار در مواقعی که با دقایق علمی و مصطلحات فنی و مفاهیم تخیلی سروکار ندارد، بهتر است به زبان رایج نزدیکتر باشد. ۴) دو معنای اصلی فعل «نمودن» به خصوص معنای «به نظر آمدن» امروزه در نوشتن و ترجمه کردن سخت مورد نیاز است و باید کوشید که بار معانی مختلف آن کمتر شود تا هر چه صریحتر بر این معنای اخیر دلالت کند (شاهری لنگرودی، ۱۳۸۲: ۳۶۵). فعل «میباشد» نیز غلط نیست؛ هر چند «بعضی از فضلا معتقدند که در نوشته های معتبر فارسی هرگز میباشد به جای است به کار نرفته، بنابراین استعمال آن غلط است. این حکم درست نیست. البته موارد استعمال میباشد به نسبت «است» بسیار اندک است؛ ولی بزرگان شعر و نثر فارسی گاه آن را به جای این به کار بردهاند: «چون بوعلی درآمد، شیخ گفت: ما را اندیشۀ زیارت میباشد. بوعلی گفت: ما در خدمت میباشیم» (اسرارالتوحید، ۲۱۰) (نجفی، ۱۳۹۱: ۳۷۷). فرشیدورد نیز با نجفی هم عقیده است و میگوید امروزه کاربرد فعل «میباشد» بسیار است و نمیتوان آن را غلط دانست؛ او با مثالی از شعر سعدی بر سخن خود صحّه میگذارد: تاتوانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمیباشد (فرشیدورد، ۱۳۸۸: ۴۲۰). با وجود این، به دلایل مختلفی به کار بردن زیاد آن توصیه نمیشود: ۱) در زبان محاوره به ندرت از این فعل استفاده میشود و بیشتر در گفتارهای جدی و اداری کاربرد دارد (کافی، ۱۳۷۸: ۱۸۴). ۲) «میباشد» به مثابه فعل اسنادی تفاوتی با فعل «است» ندارد و نیازی نیست که جانشین آن شود. در نهایت، میتوان گفت که تکرار فعل عیب محسوب نمیشود و افعالی مانند «نمود»، «گشت» و «میباشد» غلط نیست؛ ولی به دلایل ذکر شده بهتر است از استعمال آنها به جای «کرد»، «شد» و «است» پرهیز کرد. ۷ـ ۱ـ ۱. کاربرد صحیح افعال فعل جزء مهم و لازم جمله است که کاربرد صحیح آن بر ساختمان جمله تأثیر مثبت میگذارد و موجب درک درست کلام میشود. این کلمه که بر وقوع یا لاوقوع کاری در سه زمان گذشته و حال و آینده دلالت میکند، از دو بخش بن و شناسه تشکیل میشود. مجموع این دو جزء ۴ مفهوم کار، زمان شخص و شمار را میرساند که به منظور رساندن صحیح این مفاهیم باید در به کار بردن صحیح جزء اصلی و جزء متغیر آن دقت کرد. برای مثال، اینکه مفهوم فعل و زمان را بیان میکند، باید متناسب با جمله باشد تا مغایرتی با مفهوم نداشته باشد و شناسه که شخص و عدد فعل را میرساند با نهاد مطابقت داشته باشد. یکی از ویژگیهای مهم فعل، جنبه های آن است که خیامپور سه جنبه و مایه تشخیص و امتیاز را برای هر فعل در نظر میگیرد. این جنبه ها عبارتند از: شخص، زمان و وجه که توجه به این سه جنبه در بررسی فعل اهمیت بسیاری دارد و ویراستاران موظفاند در ویرایش آثار به این جنبه ها توجه کنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در سال ۱۸۰۶، تجارت یخ آغاز شد. تجارت یخ در شمال امریکا یک کسب و کار پر رونق تلقی می شد. یخ در محفظهی قطارهای عایق شده توسط عایق های چوب پنبه به قطر۳۰ سانتیمتر به ایالت های جنوبی امریکا منتقل میشد. معاملات یخ در چند کشور دیگر از جمله بریتانیا، روسیه، کانادا، نروژ و فرانسه نیز محبوب بود. در این کشورها یخ یا از مناطق سردتر منتقل می شد و یا در فصل زمستان برداشت و در خانه های یخ ذخیره شده تا در تابستان استفاده شود. تجارت یخ در سال ۱۸۷۲ به اوج خود رسید هنگامی که امریکا به تنهایی ۲۲۵٫۰۰۰ تن یخ به کشورهای مختلف از جمله چین و استرالیا صادر می کرد. با این حال، با ظهور تبرید مصنوعی تجارت یخ به تدریج کاهش یافت. ۱-۱-۱ تبرید مصنوعی تاریخ تبرید مصنوعی در سال ۱۷۵۵ آغاز شد، اساس سیستم تبرید مدرن، توانایی مایعات برای جذب مقدار زیادی حرارت (گرمای نهان) به عنوان جوش و تبخیر می باشد. ویلیام کولن (William Cullen) از دانشگاه ادینبورگ این روش را در سال ۱۷۵۵ با قرار دادن آب در تماس حرارتی با اتر تحت یک گیرنده از یک پمپ خلاء نشان داد. میزان تبخیر اتر با توجه به پمپ خلاء افزایش یافته و آب می تواند منجمد شود. این فرایند شامل دو مفهوم ترمودینامیکی، فشار بخار و گرمای نهان است. مایع در تعادل گرمایی با بخار خود، در فشاری به نام فشار اشباع، که بستگی به درجه حرارت دارد، قرار دارد. به عنوان مثال اگر فشار آب روی اجاق گاز افزایش بیابد، آب نیز در دمای بالاتری به جوش می آید. مفهوم دوم این است که تبخیر مایع نیاز به گرمای نهان بالایی در طول تبخیر دارد. اگر گرمای نهان از مایع گرفته شود، مایع سرد می شود. تا زمانی که پمپ خلاء فشار را در فشار اشباع حفظ کند درجه حرارت اتر مورد نظر ثابت باقی خواهد ماند. این امر مستلزم حذف تمام بخارات تشکیل شده به علت تبخیر میباشد. وقتی درجه حرارت پایین مورد نظر باشد، باید فشار اشباع پایین تر بیاید که توسط پمپ خلاء انجام می شود. جزئی از سیستم تبرید مدرن که امروزه در آن خنک کنندگی انجام می شود با این روش تولید شده است که اواپراتور (Evaporator) نام دارد. در این فرایند خنک سازی بخارات باید به صورت سیکل بسته به حالت مایع بازیافت شود تا به طور مداوم چرخه انجام شود. فرایند تراکم نیاز به دفع گرما به محیط اطراف دارد، این امر را می توان در درجه حرارت محیط با افزایش فشار تراکم انجام داد. فرایند تراکم در نیمه دوم قرن هجدهم کشف شد. یو. اف. کلوت و جی. مونگ اسید سولفوریک مایع (So2) را در سال ۱۷۸۰ کشف نمودند در حالی که ون ماروم و ون تروستویک آمونیاک مایع را در سال ۱۷۸۷ کشف کردند. نکته مهم این است که، بخارهای تبخیر شده می تواند در درجه حرارت بیشتر از محیط اطراف متراکم شود. در نتیجه کمپرسور نیاز دارد در فشار بالا بماند. اولیور ایوانز یک سیکل تبرید بسته برای تولید یخ بوسیله اتر تحت مکش توصیف کرد. شکل (۱-۱) سیکل تبرید بسته برای تولید یخ به وسیله اتر تحت مکش را نشان می دهد[۱].
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
شکل (۱- ۱) سیکل تبرید بسته برای تولید یخ به وسیله اتر تحت مکش در شکل بالا سیال سرد کننده (اتر و یا مایع فرار دیگر) در اواپراتور (B) گرما را از آب اطرافش در ظرف (A) گرفته، پمپ © بخار دور تساوی و آن را فشرده به فشار بالاتر که در آن می توانید به مایعات در لوله های متراکم D، دادن حرارت به آب در رگ مایع E. چگال جریان از طریق وزن لود H شیر، که حفظ اختلاف فشار بین کندانسور و اواپراتور. پمپ کوچک در بالای H برای شارژ دستگاه با مبرد استفاده. الکساندر توینگ (Alexander Twining) در سال ۱۸۵۰ اختراعی را ثبت کرد که برای سیستم فشرده سازی بخار از اتر و آمونیاک (NH3) و دی اکسید کربن (CO2) استفاده می کند. جیمز هریسون در سال ۱۸۵۶ مسئول ساخت یک سیستم تبرید تراکم بخار عملی بود. وی سیستم فشرده سازی بخار با بهره گرفتن از اتر، الکل و آمونیاک را در آن زمان ساخت. چارلز تیلیر از فرانسه در سال ۱۸۶۴، یک سیستم تبرید با بهره گرفتن از دی متیل اتر ساخت که نقطه جوش نرمال آن ۲۳٫۶- درجه سانتیگراد بود[۲]. دیوید بویل (David Boyle)، اولین سیستم آمونیاک را در سال ۱۸۷۱ در سان فرانسیسکو ساخت. همچنین جان انریت یک سیستم مشابه در سال ۱۸۷۶ در بوفالو نیویورک ساخت. فرانتس ویلهانسون در آلمان در سال ۱۸۸۶ با دی اکسید کربن (CO2) و بر اساس سیستم فشرده سازی بخار سیستم تبریدی ایجاد کرد. کمپرسور دی اکسید کربن نیاز به فشار حدود ۸۰ اتمسفر داشت و در نتیجه ساخت و ساز آن بسیار سنگین بود. لینده در سال ۱۸۸۲ و لاو در سال ۱۸۸۷ تلاش کردند تا سیستم های مشابهی در ایالات متحده آمریکا بسازند. سیستم دی اکسید کربن یک سیستم بسیار امن است و تا سال ۱۹۶۰ در کشتی ها برای تبرید مورد استفاده قرار می گرفت. رائول پیکتت با بهره گرفتن از مبرد گوگرد دی اکسید (SO2) در همان زمان این سیکل را درست کرد اما فشار آن به اندازه ای بود که هوا به درون آن نشت می کرد. پالمر در سال ۱۸۹۰ از اتیل کلرید (C2H5Cl) در کمپرسور های دوار استفاده کرد. او برای کاهش اشتعال پذیری اتیل کلرید ، آن را با برومو اتان (C2H5Br) مخلوط کرد. ادموند کپلند و هری ادواردز در سال ۱۹۲۰ از ایزو بوتان در یخچال فریزرهای کوچک استفاده کرد. آنها در سال ۱۹۳۰ مبرد را با مبرد متیل کلرید (CH3Cl) جایگزین کردند[۳]. یخچال فریزر خانگی با بهره گرفتن از یخ طبیعی (جعبه یخ خانگی) در سال ۱۸۰۳ اختراع شد و برای تقریبا ۱۵۰ سال بدون تغییر زیادی مورد استفاده قرار گرفت. تلاش ها، به منظور توسعه یخچال و فریزر خانگی با بهره گرفتن از سیستم های مکانیکی از سال ۱۸۸۷ شروع شد. یخچال و فریزر مکانیکی خانگی اولیه پر هزینه بودند، و نیز به صورت خودکار نبودند و خیلی قابل اعتماد نبودند. با این حال، توسعه یخچال فریزر مکانیکی خانگی در مقیاس بزرگ بود ولی توسعه کمپرسورهای کم بود. شرکت جنرال الکتریک برای اولین بار یخچال و فریزر های خانگی را در سال ۱۹۱۱ معرفی کرد، یخچال های مکانیکی خانگی در سال ۱۹۱۸ در ایالات متحده آمریکا به طور گسترده راه اندازی شد. در سال ۱۹۲۵ ، ایالات متحده آمریکا حدود ۲۵ میلیون یخچال و فریزر های خانگی تولید کرد که تنها ۷۵۰۰۰ عدد از آنها مکانیکی بودند. در یخچال و فریزرهای اولیه به طور عمده از دی اکسید گوگرد به عنوان مبرد استفاده می شد. ولی با این حال در بعضی ها نیز از کلرید متیل و کلرید متیلن استفاده می شد. در سال ۱۹۳۰ این مبرد توسط فریون۱۲ (R-12) جایگزین شد،. در ابتدا، کمپرسور این یخچال ها از نوع کمپرسور باز بود که به تسمه مجهز بودند. شرکت جنرال الکتریک در سال ۱۹۲۶ برای اولین بار از یخچال و فریزری با یک کمپرسور بسته و غیر قابل نفوذ (هرمتیک) رونمایی کرد. خیلی زود کمپرسور باز به طور کامل توسط کمپرسور های غیر قابل نفوذ جایگزین شد. ابتدا کندانسور یخچال و فریزرها از آب سرد استفاده می کردند، اما خیلی زود با کندانسورهایی که با هوا، سرد می شود جایگزین شدند. یخچال فریزر های خانگی بر اساس اصل جذب برای اولین بار توسط شرکت الکترولوکس در سال ۱۹۳۱ در سوئد، ساخته شده است. در ژاپن یخچال های مکانیکی برای اولین بار در سال ۱۹۲۴ ساخته شد. اولین بار یخچال و فریزر های خانگی جداگانه در سال ۱۹۳۹ معرفی شدند. استفاده از یخچال و فریزر مکانیکی پس از جنگ جهانی دوم به سرعت در سراسر جهان گسترش یافت. در حال حاضر در یخچال و فریزر مدرن از مبرد HFC ، R-134A ( تترا فلورو کربن ) و یا ایزو بوتان استفاده می شود. ولی تعداد کمی از یخچال و فریزر خانگی هنوز از همان مبرد های قدیمی مخرب لایه اوزن استفاده می کنند. ایستمن کداک (Eastman Kodak) اولین سیستم تهویه مطبوع را در سال ۱۸۹۱ در نیویورک برای ذخیره سازی فیلم عکاسی استفاده کرد. سیستم تهویه مطبوع در یک ماشین چاپ در سال ۱۹۰۲ و در یک تلفن در هامبورگ در سال ۱۹۰۴ استفاده شد. این سیستم در کارخانجات تنباکو و کارخانجات نساجی در حدود سال ۱۹۰۰ استفاده شد. اولین سیستم تهویه مطبوع در یک خانه در فرانکفورت در سال ۱۸۹۴ نصب شد. یک کتابخانه خصوصی در سنت لوئیس آمریکا در سال ۱۸۹۵ نیز از تهویه مطبوع استفاده کرد. توسعه گسترده تهویه مطبوع را به دانشمند و صنعتگر آمریکایی ویلیس کریر (Willis Carrier) نسبت می دهند. کریر کنترل رطوبت را در سال ۱۹۰۲ مورد مطالعه قرار داد و یک نیروگاه تهویه مطبوع مرکزی بوسیله تمیز کردن هوا در سال ۱۹۰۴ طراحی کرد. در حال حاضر تهویه مطبوع به طور گسترده در مناطق مسکونی، ادارات، ساختمان های تجاری، فرودگاه، بیمارستان ها، اتومبیل، هواپیما و غیره استفاده می شود. صنعت تهویه مطبوع تا حد زیادی مسئول رشد صنایع مدرن الکترونیکی، دارویی، شیمیایی و غیره است. امروزه اکثرا از سیستم های تهویه مطبوع تبرید تراکمی و یا تبرید جذبی استفاده می شود، که ظرفیت آنها از چند کیلو وات تا چند مگاوات متفاوت است. شکل (۱-۲) اجزای اصلی یک سیستم تبرید تراکمی را نشان می دهد. همانطور که از شکل پیدا است سیستم پایه ای شامل اواپراتور، کمپرسور، کندانسور و شیر انبساط می باشد. اثر تبرید در منطقه سرد به صورت گرماگیری و تبخیر مبرد، در اواپراتور استخراج می شود. بخار مبرد از اواپراتور به کمپرسور رفته و فشار آن بالا می رود. از این رو زمانی که فشار بالا می رود، درجه حرارت مبرد بالا رفته و از طریق کندانسور دفع می شود، و تقطیر بخار به مایع صورت می گیرد. برای تکمیل این چرخه، مایع فشار بالا با عبور از شیر انبساط دچار کاهش فشار و افت دمای شدید می شود. مبرد با فشار کم و دمای کم به اواپراتور رفته و با گرفتن گرما از منطقه سرد، تبخیر می شود. باید توجه کرد که این سیستم در یک چرخه بسته است و نیاز به ورودی کار به صورت مکانیکی دارد که دوباره کمپرسور آن را تامین می کند. شکل (۱- ۲) شماتیک پایه ای و اولیه از سیستم تبرید تراکمی سیستم تبرید همچنین می تواند به عنوان یک پمپ گرما استفاده شود، که در خروجی آن گرما به وسیله ی کندانسور می شود. روش دیگر، سیستم تبرید می تواند برای خنک کنندگی در فصل تابستان و گرم کردن در فصل زمستان استفاده می شود. این سیستم ساخته شده است و در حال حاضر در دسترس می باشد[۴]. شکل (۱-۳) اجزای اساسی سیستم تبرید جذبی را نشان می دهد. در سال ۱۹۲۲، بالزار فون و کارل مونترز سیستم سه سیالی اختراع کردند که نیاز به پمپ ندارد. گرمای بر مبنای پمپ حبابی برای به گردش در آوردن محلول های ضعیف و قوی مورد استفاده قرار میگرفت، و هیدروژن به عنوان گاز غیر قابل میعان به منظور کاهش فشار جزئی آمونیاک در اواپراتور استفاده شد. سیستم های تبرید با گیره - مونترز هنوز به طور گسترده ای در برنامه های کاربردی خاص مانند اتاق های هتل استفاده می شود. شکل (۱-۴) طرح کلی از سیستم تبرید جذب بخار مایع سه گانه را نشان می دهد[۵] . شکل (۱- ۳) اجزای ضروری سیستم تبرید جذبی شکل (۱- ۴)اجزای ضروری سیستم تبرید جذبی تلاش هایی برای اجرای سیستم جذب بخار توسط انرژی خورشیدی با بهره گرفتن از صفحه تخت خورشیدی شده است. چندین سیستم های تبرید جذب انرژی خورشیدی کوچک در حدود سال ۱۹۵۰ در چندین کشور ساخته شده است. سیستم تبرید خورشیدی در تاشکند، اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۳ نصب شد که می توانست ۲۵۰ کیلوگرم یخ در هر روز تولید کند. در این سیستم از یک آینه سهموی به مساحت ۱۰ متر مربع برای تمرکز تابش خورشیدی استفاده می شود. توجه جدی به سیستم های تبرید خورشیدی از سال ۱۹۶۵، با توجه به کمبود منابع انرژی سوخت های فسیلی زیاد شده است. سیستم های مبتنی بر لیتیم برمید و آب برای اهداف تهویه مطبوع توسعه یافته اند. اولین سیستم تهویه مطبوع خورشیدی در یک خانه خورشیدی آزمایشی در دانشگاه کوئینزلند، استرالیا در سال ۱۹۶۶ نصب شد. بعد از آن، از سیستم انرژی خورشیدی در بسیاری از نقاط جهان از جمله هند استفاده شد. در سال ۱۹۷۶، حدود ۵۰۰ سیستم جذب انرژی خورشیدی در آمریکا وجود داشت. تقریبا تمام این سیستم به لیتیم برمید و آب استوار بود که به درجه حرارت بسیار بالا نیاز ندارند. این سیستم به طور عمده برای تهویه فضا مورد استفاده قرار گرفت. اگر چه بهره وری از این سیستم های بدلیل محدودیت فضا و همچنین کم بودن ظرفیت پنل های خورشیدی ضعیف است، ولی آنها را می توان در مناطق دور افتاده و روستایی که در آن فضای زیادی وحود دارد و محدودیت وحود برق دارند استفاده کرد. به علاوه ، این سیستم سازگار با محیط زیست است و همچنین انرژی خورشیدی پاک و تجدید پذیر است. از سال ۱۹۵۰ در سیستم خورشیدی جذب تبرید از آمونیاک ، تیوسیانات سدیم، کربن فعال، زئولیت به عنوان جاذب و از آمونیاک، الکل و یا فلورو کربن به عنوان مبرد نیز مورد استفاده قرار گرفت. این سیستم همچنین به کمپرسور نیاز ندارند. بخار مبرد توسط جذب پتانسیل جاذب ذخیره شده دربستر جاذب هدایت می شود. و آن به اواپراتور یا کندانسور، که متشکل از مبرد خالص است متصل می شوند. در سیستم جذب متناوب، در طول شب مبرد تبخیر شده و در زغال چوب و یا زئولیت اثر خنک کننده فعال جذب می شود. در طول روز، بستر جاذب تابش خورشیدی را جذب کرده و مبرد در بستر مناسب ذخیره می شود. این بخار مبرد متراکم برای استفاده در شب در مخزن کندانسور ذخیره می شود. بنابراین، این سیستم شامل یک بستر جاذب و یک مبدل حرارتی است، که به عنوان یک کندانسور یا اواپراتور در طول شب عمل می کند. از جفت آنها میتوان برای به دست آوردن یک خنک کننده به طور مداوم استفاده شود. اگر هوا در فشار بالا گسترش یابد دمای آن کاهش خواهد یافت. این واقعیت در اوایل قرن۱۸ شناخته شد. دالتون و گی جوساک آن را در سال ۱۸۰۷ مورد مطالعه قرار دادند. سعدی کارنو آن را به عنوان یک پدیده شناخته شده در سال ۱۸۲۴ ذکر کرد. با این حال، دکتر جان گوری یک پزشک در فلوریدا یک دستگاه توسعه یافته در سال ۱۸۴۴ برای تولید یخ برای تسکین بیماران مبتلا به تب خود ساخت. این دستگاه برای هوای فشرده تا ۲ اتمسفر استفاده می شود. فشار و آب نمک برای تولید یخ در دمای۷- درجه سانتیگراد مورد استفاده قرار گرفت. الکساندر کارنگی کرک در سال ۱۸۶۲ یک دستگاه خنک کننده چرخه هوا ساخت. در این سیستم از موتور بخار برای اجرای کمپرسور آن استفاده می شود. با بهره گرفتن از افزایش نسبت تراکم از ۶ تا ۸ ، آقای کرک توانست درجه حرارت را به میزان کمی کاهش دهد. پل گیفورد در سال ۱۸۷۵ به نوع کامل باز ماشین آلات دست یافت. و بیشتر توسط تی بی، پلیسی، ای، هاسلم، هنری بل و جیمز کلمن بهبود یافته است. فرانک آلن (Frank Allen) در نیویورک یک ماشین توسعه یافته چرخه بسته با بهره گرفتن از فشار بالا به منظور کاهش میزان حجم جریان ساخت. این دستگاه “ماشین تراکم هوا” نامگذاری شد. امروزه چرخه تبرید هوا تنها در هواپیمایی که کمپرسور توربو می تواند نرخ حجم جریان زیادی تحمل کنند استفاده می شود. شکل (۱-۵) طرح کلی یک سیستم تبرید چرخه هوا نوع باز را نشان می دهد. سیستم اولیه ای که در اینجا نشان داده شده است شامل یک کمپرسور، منبسط کننده و مبدل های حرارتی می باشد. هوای اتاق سرد از فشرده سازی کمپرسور بوجود می آید. گرما و فشار بالای هوا، گرما را به آب سرد در مبدل حرارتی رد می کند. اما گرما از هوای فشار بالا به منبسط کننده گسترش می یابد. هوای سرد پس از انبساط به اتاق برای تامین سرما ارسال می شود. گسترش این کار تا حدودی کار فشرده سازی را جبران می کند. از این رو منبسط کننده و کمپرسور در یک محور مشترک نصب شده اند[۶]. شکل (۱- ۵) شماتیک اولیه ای از نوع باز سیستم تبرید چرخه هوا اگر آب را به یک اتاق که در فشار کم نگهداری می شود، اسپری کنیم، بخشی از آب بخار می شود. به دلیل آنتالپی تبخیر، آب باقی مانده در محفظه در دمای و فشار اشباع خنک خواهد شد. بدیهی است که درجه حرارت پایین تر فشار کمتری مورد نیاز است. انجماد آب در ۰ درجه سانتیگراد است از این رو درجه حرارت پایین تر از ۴ درجه سانتیگراد را نمی توان با آب به دست آورد. در این سیستم، برای کشیدن بخار تبخیر شده، از بخار با سرعت بالا استفاده می کنند. فشار بالای بخار محرکه از طریق نازل همگرا و یا واگرا عبور می کند، جایی که سرعت آن سرعت صوت یا مافوق صوت بوده و با فشار ۰٫۰۰۹ کیلو پاسکال در ناحیه کم فشار است و دمای آن ۴درجه سانتیگراد میباشد. بخار با سرعت بالا از کندانسور عبور می کند که کندانسور تحت فشار ۵٫۶ تا ۷٫۴ کیلو پاسکال و درجه حرارت ۳۵ تا ۴۵ درجه سانتیگراد است. بخار محرکه و بخار تبخیر هر دو در حال فشرده سازی و بازیافت هستند. این سیستم با عنوان سیستم تبرید جت بخار شناخته شده است. شکل زیر یک طرح کلی از سیستم را نشان می دهد. این سیستم نیاز دارد در خلاء مناسبی نگه داری شود. گاهی اوقات، تقویت کننده ی اجکتور برای این منظور استفاده می شود. این سیستم ها با انرژی درجه پایینی که بخار فرایند در کارخانه های شیمیایی یا یک دیگ بخار دارد هدایت می شود. شکل (۱-۶) شماتیک سیستم تبرید جت بخار را نشان میدهد. شکل (۱- ۶) شماتیک سیستم تبرید جت بخار در سال ۱۸۳۸ ، پلتان طرحی برای فشرده سازی بخار با بهره گرفتن از جت بخار ارائه شد. در حدود سال ۱۹۰۰، توسط چارلز پارسونز انگلیسی امکان کاهش فشار توسط اثر افزودنی حباب از جت بخار مورد مطالعه قرار گرفت. با این حال، اعتبار ساخت سیستم تبرید جت بخار به مهندس، موریس لیبلانس (Maurice Leblanc) بخاطر توسعه سیستم در سال ۱۹۰۷-۱۹۰۸ داده می شود. در این سیستم، برای تولید جت بخار با سرعت بالا ( حدود ۱۲۰۰ متر بر ثانیه) از یک پرتاب کننده استفاده می شود. که بر اساس طراحی لیبلانس در اولین سیستم های تجاری توسط وستینگهاوس در سال ۱۹۰۹ در پاریس ساخته شد. اگر چه بهره وری از جت بخار سیستم تبرید کم بوده، اما آن هنوز هم به عنوان آب بی ضرر مورد توجه است و سیستم با بهره گرفتن از بخار خروجی از یک موتور بخار می تواند اجرا شود. از سال ۱۹۱۰ به بعد، این سیستم تبرید به طور عمده در کارخانه های لبنی مورد استفاده قرار گرفت، در سال ۱۹۲۶ در کارخانه های شیمیایی، کشتی های جنگی استفاده شد، فولان دستگاه ها را با معرفی چند مرحله ای تبخیر و تراکم مکش بخار بهبود داد. بین سال های ۱۹۲۸-۱۹۳۰ ، توجه زیادی به این نوع سیستم ها در ایالات متحده آمریکا شد. در آمریکا به طور عمده برای تهویه و سرمایش کارخانه ها، سالن های سینما، کشتی ها و حتی واگن قطارها مورد استفاده قرار گرفت. شرکت های متعددی مانند وستینگهاوس، اینگرسول رند و کریر تولید تجاری این سیستم ها را از سال ۱۹۳۰ آغاز کردند. با این حال، به تدریج این سیستم ها توسط سیستم جذبی کارآمدتر با بهره گرفتن از لیتیم برمید و آب جایگزین شد. ولی برخی از کشورهای شرقی اروپا مانند چکسلواکی و روسیه تولید این سیستم ها را تا اواخر سال ۱۹۶۰ ادامه دادند. ۱-۱-۲ سیستم های تبرید حرارتی در سال ۱۸۲۱ فیزیکدان آلمانی تی.جی. سیبک گزارش داد که هنگامی که دو فلز غیر مشابه در دو دمای مختلف به هم متصل می شوند، نیروی محرکه الکتریکی (EMF) نگهداری شده توسعه می یابد، و در نتیجه جریان الکتریکی EMF متناسب با اختلاف دما تولید می شود. در سال ۱۸۳۴، یک دانشمند فرانسوی، به نام جی پلتیر اثر معکوس را مشاهده کرد، به عنوان مثال، سرمایش و گرمایش بوجود آمده از اتصال دو موادی غیر مشابه وقتی جریان مستقیم از آنها عبور می کند، میزان انتقال حرارت با جریان متناسب است. شکل (۱- ۷) سیستم تبرید حرارتی به وسیله مواد نیمه هادی ۱-۱-۳ سیستم های لوله گردابی در سال ۱۹۳۱، ژرژ رنگو (Georges Ranque) یک پدیده جالب به نام “اثر رنگو ” یا ” اثر گردابی” را کشف کردند. تزریق مماس هوا در لوله استوانه ای وادارمان میکندتصریح این جمله که :"یک حرکت چرخشی با تولید همزمان فرار هوای داغ به هوای سرد و فرار هوای سرد به هوای داغ توسعه پیدا می کند. رودلف هیلش (Rudolph Hilsch) ، فیزیکدان آلمانی، نیز این اثر را مورد مطالعه قرار داده است. اگر چه بهره وری از این سیستم بسیار کم است، ولی به دلیل سادگی قسمت های مکانیکی و خنک کنندگی فوری آن، بسیار جالب توجه است. و حتی برای قسمت هایی که در آن منبع هوای فشرده وجود دارد مناسب است. امروزه لولههای گردابی به عنوان منبع توان برای فشرده سازی هوا مورد استفاده قرار می گیرد، زیرا اجزاء متحرک ندارد، و از یک طرف هوای گرم و از طرف دیگر هوای سرد تولید می کند. حجم و دمای هوای گرم اگزوز با دریچهای قابل تنظیم است. تنظیم درجه حرارت از ۴۶- درجه سانتیگراد تا ۱۲۷ درجه سانتیگراد امکان پذیر است. هوای فشرده از لوله های پیچ خورده عبور کرده و پس از عبور از نازل از سوراخ داخلی آن می گذرد. این نازل هوا را به صورت حرکت گردابی تنظیم می کند. این جریان با چرخش هوا و عبور کردن از لوله های آب گرم در یک پوسته، شبیه به یک گردباد است. شیری در انتهای لوله تعبیه شده که اجازه می دهد تا قسمتی از هوای گرم فرار کنند. و قسمی که فرار نمیکند، از لوله عبور کرده وارد گرداب دوم در داخل منطقه کم فشار می شود. گرما و دود از طریق انتهای دیگر تخلیه می شود. در حال حاضر از این سیستم برای خنک کردن قطعات ماشین، خنک کننده های الکترونیکی و همچنین در لباس کارگران معدن و آتش نشانها استفاده می شود[۷]. با پیشرفت جوامع بشری و عوض شدن ساختار معماری و تغییر سبک زندگی انسان ها از سنتی به مدرن نیازهای جدیدی نیز پدید آمدند. بشر جدید برای در امان ماندن از شرایط جوی و طبیعت دست به اختراع وسایل و ابزار آلات متنوعی نموده است. یکی از وسایل ابداعی بشر برای در امان ماندن از تغییرات دمایی و جوی کولر است که این وسیله نیز از زمان پدید آمدن تا به امروز تغییرات عمده ای نموده است. کولر علاوه بر تغییر ساختاری در انواع مختلفی نیز وجود دارد که از مهمترین و مشهورترین آن می توان به کولر آبی و کولرگازی اشاره نمود .باید توجه داشت که هریک از انواع کولرگازی و کولر آبی برای شرایط جو ی و اقلیمی مخصوصی مناسب هستند مثلا کولرگازی برای محیط های شرجی مناسب تر از کولر های آبی می باشند. در واقع هدف اصلی در همه انواع کولرها سرد نگه داشتن و یا به عبارتی خنک نگه داشتن محیط زندگی است. کولر آبی به شکلی که امروزه استفاده می شود را یک آمریکایی در سال ۱۹۰۰ ساخت[۸]. کولر گازی را ولیس کریر در سال ۱۹۰۲ میلادی اختراع کرد. بعد از آقای کریر که پایه گذار کولر گازی ها بودند کار های متنوع زیادی در رابطه با بهتر کردن آنها انجام گرفت اما همه ی آنها از اصول اولیه سیستم تبرید تراکمی استفاده می کردند و تا کنون نیز این سیستم ها با همان روند و تغییرات ساختاری به کارشان ادامه می دهند[۹]. ۱-۱-۴ اصول کار سیستم های تراکمی در کولر گازی مانند یخچال از تبدیل گاز به مایع با افزایش فشار و سپس از سرمای ایجاد شده به هنگام تبدیل گاز مایع به حالت گاز (بصورت فوران) برای رسیدن به هدف مورد نظر که همان خنک نمودن فضای داخل ساختمان است استفاده می شود.بر اثر کار کمپرسور، گاز تحت فشار قرار گرفته (قدری گرم شده)و وارد لوله رفت می شود .برای کاستن از دمای گاز تحت فشار قرار گرفته ، آن را وارد کندانسور نموده و هوایی که توسط پروانه کندانسور به آن می وزد،گرمای لوله ها که در واقع از گرمای گاز جاری در آن ها ایجاد شده را به خارج از محیط هدایت می کند. در این مرحله گاز تا حدودی خنک می شود. پس از کندانسور، گاز از درایر عبور می کند تا رطوبت ویا رسوباتی را که احتمالا” از جداره های داخلی لوله های کندانسور جدا شده از آن سلب شود. گاز خشک و تمیز پس از درایر وارد لوله مویی می شود. از آن جا که سطح مقطع لوله مویی بسیار کمتر از سطح مقطع کندانسور و یا ورودی درایر است، گاز تحت فشار زیاد به حالت مایع تبدیل می شود، کمپرس کمپرسور، گاز مایع را از لوله مویی عبور داده و وارد اوپراتیور می کند. تفاوت سطح مقطع دو محیط (سطح مقطع لوله های اواپریتور بسیار بیشتر از لوله مویی است)به گاز جاری اجازه فوران داده و گاز در حال فوران تولید سرما می کند. سرما، سطح اواپراتور را در اختیار گرفته و هوایی که توسط پروانه از اواپراتور به آن برخورد می کند، این سرما را وارد محیط می سازد. فریون ۲۲ پس از اواپراتور به لوله بر گشت کمپرسور باز می گردد تا مجددا"مسیر قبلی را طی نماید. به این ترتیب و به تدریج سرمای ایجاد شده در اواپریتور، دمای محیط را تحت تاثیر قرار داده و محیط را معتدل و خنک می سازد]۱۱[. وظایفی که کولر گازی بر عهده دارد به شرح زیر است: الف)کنترل دما : هدف بالا بردن، پایین آوردن و به عبارت دیگر کنترل دما در درجه حرارت مورد نیاز فضا می باشد. ب)کنترل میزان و سرعت وزش هوا : با توجه به شرایط موجود میزان هوای مورد نیاز جهت تهویه، اگزوست، هوای تازه و سرعت وزش آن تعیین می گردد. ج)کنترل رطوبت: با توجه به رطوبت مورد نیاز عمل رطوبت زنی یا رطوبت گیری انجام میشود. د)گرفتن گرد و غبار و به عبارتی تصویه هوا: این عمل باعث محافظت کویل و اواپراتور از گرفتگی توسط ذرات موجود در هوا از ذرات آلاینده پاک می گردد. مصرف انرژی این سیستم تبرید بالا بوده، اما طی این مدت کارهایی برای پیشرفت و کم کردن مصرف آن انجام شده که به اختصار توضیح داده می شود. ۱-۱-۵ تکنیک های بکار رفته در سیستم های تبرید برای کاهش مصرف انرژی ۱-۱-۵-۱ اینورتر (Invertor) دار کردن سیستم های تهویه مطبوع اینورتر به معنای وارونه گردان یا معکوس کننده می باشد و در سیستم های کمپرسوری به معنای دور متغیر بوده به طوری که چرخش کمپرسور دورانی و سرعت آن متغیر است و بسته به دما و رطوبت تنظیمی توسط کاربر دورکمپرسورکم یا زیاد می شود و هیچ وقت کمپرسور در زمانی که به دمای دلخواه کاربر برسد خاموش کامل نمی شود فقط دور آن کم شده و با حداقل مصرف برق کارمی کند و بسته به نیاز مجدد شروع به کار با دور بالا می کند پس همیشه دور کمپرسور زیاد یا در جهت عکس کم شده و به اصطلاح کمپرسور استارت اضافه نمی کند و عمل اتومات کردن و استارت کردن کمپرسور که علت اصلی مصرف زیاد برق است در این سیستمهای اینورتر اتفاق نمی افتد. همانطور که می دانیم، کولر گازی دستگاهی پر مصرف است و سیکل ساده ای دارد، یعنی از یک موتور، کمپرسور و بدنه توزیع هوا در فضا یا همان صفحات تشکیل شده است. آنچه که شرکت ها را به سمت تولید اینورتر کشاند، رفع نقیصه کولرهای گازی در مصرف بالای انرژی بود. اینورتر در واقع با تغییر فرکانس و ولتاژ برق باعث کاهش مصرف شده و تمام عملکرد دستگاه هوشمند می باشد. کمپرسورهای اینورتر عمدتا” با مبرد جدید۴۱۰R- که سازگار با محیط زیست است کار می کند و در نتیجه راندمان دستگاه بالاتر می باشد. کولرهای گازی اسپلیت مدل اینورتر بین ۳۰ الی ۵۰ درصد کم مصرف تر می باشند هرچند قیمت بالاتری دارند. مزایای اصلی سیستم اینورتر به شرح ذیل است: صرفه جویی در مصرف انرژی از ۳۰% تا ۵۰% سرمایش سریع به وسیله بازده بالا
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- تعدیل آب و هوا و میکروکلیمای منطقه حمایت از تنوع زیستی - تثبیت نهشته های نمکی وجلوگیری از پخش آنها به مناطق اطراف -تغذیه سفره های زیر زمینی توسط تالابهای اقماری مجاور
- کم آب شدن دریاچه - محدودیت های ناشی از شرایط آب و هوای سرد منطقه در فصول پاییز و زمستان - عدم استفاده از مدیریت پایدار در بخش گردشگری شهر - تغییرات عمده اکولوژیک و ایجاد پهنه های وسیع شوره زار
- وجود جاذبه های گردشگری توسعه یافته و قابل توسعه باقی مانده در شهرهای اطراف آن - وجود تسهیلات گردشگری و تجاری برای گردشگران ورودی از کشورهای همسایه (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
- وجود تولیدات صنعتی و صنایع دستی متنوع و جاذب گردشگران -ارزیابی ذخایر آرتمیا و تدوین روش های بهره برداری پایدار از آن(سنتی وصنعتی) -پایداری جمعیت و جلوگیری از مهاجرت با رونق گردشگری -برداشت نمک و نی برای صنایع دستی و گیاهان داروئی - بررسیامکانانتقالآبازحوضه هایمجاوروارزیابیاثراتزیستمحیطیآن - حمایت وپیگیری برای اجرای برنامه های آبخیزداری وکاهش فرسایش - انجام بررسیهای لازم در زمینه کشت و برداشت جلبک دانیلا - حمایت و پیگیری برای انجام مطالعات هیدروگرافی دریاچه - تهیه نقشه حریم دریاچه و تالابهای اقماری آن و علامت گذاری آن
ایجاد اخلال در چرخه هیدرودینامیک دریاچه با احداث بزرگراه شهید کلانتری - بی ثباتی سیاسی در کشورهای اطراف و گردشگر فرست دریاچه ارومیه مثل آذربایجان ، ارمنستان و ترکیه - امکان آسیب به الگوهای فرهنگ بومی و فراموشی آداب و رسوم و سنت های محلی و بومی - عدم سرمایه گذاری خارجی در این بخش از صنعت - ضعف مدیریتی و عدم مدیریت صحیح -تغییر کاربری زیستگاهها -افزایش تخلیه آلاینده های شیمیایی کشاورزی و پسماندهای شهری -کاهش جریان آب رودخانه ها با سدسازی و خشکسالی - پدیده یوتریفیکاسیون یا آلودگی ناشی از فعالیتهای انسانی - کاهش جریانهای ورودی تالابهای اقماری را با تهدید مواجه نموده - افزایش غلظت نمک و کاهش جمعیت آرتمیا وکاهش ظرفیت دریاچه برای پذیرش پرنددگان آبزی و مهاجر - ایجاد اخلال در حیات وحش مانند انفجار در معادن پیرامون تالابهاوتردد قایق و..
حمل و نقل و دسترسی
- موقعیت استراتژیک دریاچه در مسیر قفقاز، ارمنستان، آسیای صغیر و بین النهرین. - شبکه گسترده حمل و نقل جاده ای - وجود جاده آسفالته حول دریاچه - نزدیکی به بازارهای مرزی
- ناوگان حمل و نقل فرسوده درون شهری و برون شهری و تأثیر آن بر آلودگی هوا و تصادفات جاده ای - ضعف اقتصادی گردشگران ورودی به دریاچه - عدم وجود ارتباطات ریلی -کمبود تابلوهاو علائم راهنمای گردشگری به مناطق گردشگری
- تلاش در جهت کاهش فرسودگی ناوگان حمل و نقل شهری - تدارک ویزا برای تجار و گردشگرانی که از طریق هوایی و فرودگاه وارد می شوند. - نزدیکی به کشورهای همسایه
- تصادفات جاده ای ناشی از ناتوانی در کاهش فرسودگی ناوگان حمل ونقل فرسوده - ناتوانی بخش گردشگری در کسب اختیارات لازم جهت صدور ویزا برای گردشگران خارجی علاقمند به دیدار از این منطقه
سرویس ها و تسهیلات
- تنوع تعداد و درجه هتل ها و محل های اقامت گردشگران در شهرهای تبریز و ارومیه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این مورد رفتار سیاست خارجی ایران در قبال اسرائیل در دوره شاه به گونهای بود که تنها به تحقق منافع مادی حاصل از مناسبات پنهان با اسرائیل میپرداخت. شاه بدون در نظر گرفتن ارزشهای ایدئولوژیک در نقش یک رئالیست تمام عیار در پی تحقق منافع مادی بود. به نظر میرسد در این مورد دو دلیل برجسته وجود دارد اولی به روابط بسیار نزدیک ایران و ایالات متحده برمیگشت که لزوم رابطه با اسرائیل را ضروری مینمود ودوم بیم شاه از امکان ایجاد یک جبههی متحد عربی بر علیه ایران بود که به نوبهی خود رابطه با تل آویو را توجیه مینمود. اما عوامل تعیین کننده رفتار جمهوری اسلامی ایران در قبال اسرائیل عاملهای عینی مادی نیستند. و به نظر میرسد که از ارزشهای ایران اسلامی نشات گرفته باشند. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به جای تحصیل منافع مادی و عینی، بیشتر به تزریق ارزشهای معنوی و بایستههای فرهنگ اسلامی مشغول است. طبیعی است چنین درکی موفق به ایجاد و استفاده از فضاهای عقلانی و غیرارزشی سیاستورزی نشود و به یک منطق احساسی و باورمند مسلح شود. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال اسرائیل به صورت ترکیبی از هنجارها و ترجیحات ارزشی جلوهگر میشود. بدین معنا سیاست خارجی دیگر به معنای استراتژیهایی برای هدایت کنشهای دولت در جهت بیشینهسازی منافع مادی صرف نیست، بلکه تلاشی است برای کسب آنچه که در عرصه جهانی خوب میپندارد.[۹۳]
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نبود عمق استراتژیک و دغدغه همیشگی امنیت سبب شده است که رژیم اسرائیل سیاست امنیت ملی را براساس سطوح داخلی، منطقهای و بین المللی محیط امنیتی خود شکل دهد. به طوری که بروز هر گونه تغییری در این سطوح، به تحول سیاستهای امنیتی و نظامی خواهد انجامید. به طور کلی، سه عامل عدم مشروعیت، موقعیت ژئوپلتیک نامطلوب و جمعیت اندک تصحیف کننده امنیت ملی رژیم اسرائیل به شمار میروند. در این راستا، رژیم اسرائیل به منظور افزایش مشروعیت خود و رفع نگرانیهای امنیتی، به دنبال ایجاد و تقویت روابط خود با کشورها ویافتن همپیمانان منطقهای بوده است. نزدیکی به جمهوری آذربایجان و هند در اولویت این تلاشها قرار میگیرد. الف- روابط هند و اسرائیل اسرائیل از بدو تاسیس به ایجاد رابطه حسنه با کشورهای بزرگ آسیایی از جمله چین و هند علاقمند بوده است. دشمنی اعراب با اسرائیل سبب شد که این رژیم در منطقه منزوی و مجبور شود برای یافتن دوستان و بازارهای اقتصادی به فراتر از همسایگان عربی خود بیندیشد. در سپتامبر ۱۹۵۰، هند اسرائیل را به رسمیت شناخت اما روابط دیپلماتیک کامل با اسرائیل برقرار نکرد و در سال ۱۹۵۳ تنها اجازه بازگشایی یک کنسولگری را در بمبئی صادر کرد. مسلمانان هند تمایل داشتند از آرمان اعراب حمایت کنند ولی دولت هند نمیخواست موجب رنجش اقلیت مسلمان خود شود. اسرائیل که در سالهای نخستین تاسیس، سیاست عدم تعهد را در پیش گرفته بود در پی گسترش روابط با هند به عنوان یکی از کشورهای برجسته عدم تعهد بود اما در این راه به موفقیتی دست نیافت. کمک نظامی محدود اسرائیل به هند در جنگ این کشور با چین در سال ۱۹۶۲ و جنگ با پاکستان (سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱)، همکاری اندک سرویسهای جاسوسی هند و اسرائیل چندین سال، هیچ یک در سیاست هند در قبال اسرائیل تغییر ایجاد نکرد. اما با وقوع دو رویداد داخی و خارجی سیاست دهلی نو در برابر تلآویو با چرخش مواجه شد. پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی عامل خارجی تغییر در سیاست هند نسبت به اسرائیل بود و از سوی دیگر ترقی حزب باراتیا جاناتا[۹۴] در نظام سیاسی هند برخی تردیدها را در مورد اسرائیل از بین برد. از نظر حزب بار اتیاجاناتا که رویکردی ناسیونالیستی و تفکر هندویی داشت. اسرائیل بار دیپلماتیک به شمار نمیرفت. به این دلیل که این رژیم متحدی بالقوه علیه پاکستان و اسلام افراطی بود.[۹۵] اما عامل مهم دیگری که هند را ترغیب به گسترش روابط خود با اسرائیل کرد به آغاز مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل پس از جنگ خلیج فارس برمیگردد. بیانیه رسمی آغاز روابط دیپلماتیک کامل هند با اسرائیل در ۲۹ ژانویه ۱۹۹۲ اعلام شد که به طور ویژه با دیدار آینده ناراسیها رائو، نخست وزیر هند از آمریکا مرتبط بود.[۹۶] اما نقطهی عطف روابط هند و اسرائیل به دیدار آریل شاورن از هند مربوط میشود که به عنوان نخستین دیدار یک نخست وزیر اسرائیل از هند فرصت مهمی را برای دو طرف ایجاد کرد تا در بالاترین سطح به گفتگو بنشینند. یک نقطه مشترک بزرگ میان این دو کشور درگیری هر دوی آنها با مشکلات قومی و مذهبی است. اما دلیل و یا به عبارتی ترس مشترک دهلی نو و تل آویو به زرادخانه هستهای پاکستان مربوط است. این کشور که از بی ثباتی سیاسی و اقتصادی رنج میبرد و مکان مناسبی برای رشد گروه های رادیکال اسلامی به شمار میرود. زرادخانه این کشور که میتواند به دست اسلام گرایان افراطی بیفتد عامل مشترک تهدیدزا برای هند و اسرائیل و نیز یکی از محرکهای نزدیکی این دو به شمار میرود. روابط نظامی هند و اسرائیل با فرستادن اولین وابسته نظامی از سوی هند در آوریل ۱۹۹۷ جنبه رسمی پیدا کرد. پیش از آن یعنی در سال ۱۹۹۶ دو قرارداد مهم نظامی نیز بین دو کشور به امضا رسید. قرارداد تولید و به روزرسانی تجهیزات الکترونیک هوایی و نیز قرارداد خرید سیستم پیشرفته کنترل مانور رزم هوایی.[۹۷] در سال ۲۰۰۰، وزیر دفاع هند برای خرید هواپیماهای بدون سرنشین با نیروی هوایی اسرائیل قراردادی با قیمت ثابت هر هواپیما ۲/۷ میلیون دلار امضا کرد. از مهمترین خریدهای نظامی هند از اسرائیل میتوان به موارد زیر اشاره کرد: - خرید سیستم پیشرفته کنترل مانور رزم هوایی ۱۹۹۶. - خرید دو کشتی گشتزنی دو ورا ام کی -۲، ۱۹۹۷. - خرید هجده هواپیمای بدون سرنشین از نوع هرون، ۲۰۰۳. - خرید سیستم پیشرفته ضد موشک باراک، ۲۰۰۳. - خرید فناوری تولید موشکهای ضد زرهی اسپایک و موشکهای هوا به هوایی پیتون ۴ از رافائل.[۹۸] به روشنی میتوان به عمق نفوذ و تاثیرگذاری اسرائیل در هند دست یافت. این رژیم دارای اهرمهای قوی برای نفوذ و ایجاد رابطه با کشورهای مختلف است اما بدون شک بزرگترین اهرمها، همانا تکنولوژی پیشرفته نظامی این کشور است که نه تنها از طریق صادرات راه را برای روابط گسترده تر باز میکند بلکه بادر نظر گرفتن لزوم پشتیبانی فنی و اطلاعاتی و یا تعمیرات احتمالی به حضوری ماندگار در کشور وارد کننده دست مییابد. علائق مشترک دو کشور برای توسعه مناسبات - جنگ کم شدت: هر دو کشور با گروههایی که از خارج تغذیه میشوند در حال مبارزه هستند. اسرائیل با حماس و هند با جدایی طلبان کشمیر. این امر راه را برای موافقتنامه همکاری دو کشور در مبارزه با تروریسم هموار کرد. - توافقنامههای فضایی: آژانس های فضایی هند و اسرائیل در نوامبر ۲۰۰۲ توافقنامه همکاری امضا کردند. - اسلام افراطی: وحشت مشترک از تفوق اسلام گرایان افراطی در اطراف مرزها لزوم بهره مند شدن از تجربیات مشترک در امنیت مرزی را به طرفین گوشزد کرد.[۹۹] همانطور که مشاهده شد هندوستان خریدار مناسبی برای تسلحیات اسرائیل به شمار میرود. اسرائیل دومین تامین کننده تکنولوژی های مدرن دفاعی، سیستمهای جنگ الکترونیک و تجهیزات موشکی و راداری هند است. در واقع این دو کشور در استراتژی جدید سیاست خارجی خود یکدیگر را مناسب اهداف خویش یافتهاند. اسرائیل برای هندوستان منبع قابل اتکایی در جهت مدرنیزه کردن پروژه های جدید دفاعی به شمار میرود. و هند نیز برای اسرائیل یک بازار اقتصادی بکر و یک دوست بزرگ در استراتژی پیرامونی آن کشور محسوب میشود. هند که پیوسته در راستای منافع خود اقدام به طراحی سیاست خارجی میکند وتا جایی که امکان پذیر باشد خود را درگیر بحران های منطقهای چه به عنوان بازیگر درگیر و چه به عنوان بازیگر میانجی نمیکند طرح پرتاب یک ماهواره اسرائیلی را عملی نموده است. در سطح راهبردی، ملاحظات دو طرف بر این مبنا استوار است که اسرائیل به هندوستان به عنوان یک قدرت در حال ظهور در آسیا مینگرد که میتواند بر روندهای جاری استراتژیهای منطقهای تاثیرگذار باشد، هندوستان نیز به اسرائیل به منزله تامین کننده ادوات نظامی و تکنولوژی های پیشرفته صنعتی و کشاورزی مینگرد و ضمن پیش بینی مخالفتهایی در داخل و خارج به ارزیابی نهایی میزان سود و زیان رابطه با اسرائیل میپردازد. سود و زیانی که به زعم دهلی نو در آن کفه سود سنگینتر از زیان است. بدیهی است که درصورت بروز درگیری میان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل، با توصیف جنبههای گوناگون مناسبات دهلی نو- تلآویو بهترین واکنش هند در قبال جمهوری اسلامی ایران سکوت خواهد بود. ب- روابط ایالات متحده امریکا و اسرائیل امریکا در کمکهای عظیم مالی و نظامی خود به اسرائیل، حد و مرزی نمیشناسد و هیچ شروطی را هم برای آن تعیین نمیکند. اگر این مساعدتها به سایر کشورها به صورت اقساط سه ماهه صورت میگیرد و اگر از آنها خواسته میشود. وجوه دریافت شده خود را در ایالات متحده هزینه کنند، اسرائیل از همه این قیودات رها است. در واقع هیچ دلیل استراتژیک و یا هیچ الزام اخلاقی، قویتر از لابی قدرتمند یهودیان ایالت متحده را وادار به این همه مساعدت به اسرائیل نمیکند. در طی چند دهه گذشته و به ویژه از زمان جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷، نقطه ثقل سیاست خاورمیانهای ایالات متحده امریکا رابطه این کشور با اسرائیل بوده است.[۱۰۰] از زمان جنگ اکتبر سال۱۹۷۳، واشنگتن از اسرائیل در همان سطحی که از هر کشور دیگری هم پشتیبانی مینمود حمایت میکرد. از سال ۱۹۷۶، این حمایت شامل پرداخت سالانه کمکهای عظیم و مستقیم اقتصادی و نظامی شد و این در مجموع بزرگترین کمکی بود که از زمان جنگ جهانی دوم صورت میگرفت و به راحتی بالغ بر ۱۴۰ میلیارد دلار بود اسرایئل حدود سه میلیارد دلار کمک مستقیم راهر سال دریافت میکرد. که تقریبا شامل یک پنجم بودجه کمکهای خارجی ایالات متحده امریکا بود این سخاوتمندی زمانی برجسته میشود که روشن شود، اسرائیل اکنون بادرآمد سرانه تقریبا برابر با کره جنوبی یا اسپانیا، جزو کشورهای صنعتی ثروتمند محسوب میشود.[۱۰۱] از بسیاری از دریافت کنندگان کمکهای امریکا خواسته میشود که همه پولهای دریافتی خود را در ایالات متحده امریکا خرج کنند اما به اسرائیل اجازه داده میشود ۲۵% این کمکها را به یارانه بخش صنعتی خود اختصاص دهد.[۱۰۲] در دوران جنگ سرد اسرائیل وزنه قابل اتکایی برای ایالات متحده امریکا به شمار میرفت و برتری نظامی اسرائیل در برابر اعراب که از سوی شوروی حمایت میشدند به عنوان یک ابزار برای رضایت روانی بلوک غرب در برابر بلوک شرق به شمار میرفت. یک دلیل در مورد سوال برانگیز بودن ارزش استراتژیک اسرائیل این است که رفتار اسرائیل با ایالات متحده مثل رفتار یک متحد صادق نیست. مقامات اسرائیلی بارها خواسته های امریکا را نادیده میگیرند و به قولهایشان علمی نمیکنند مثل تعهد به توقف شهرکسازی و یا خودداری از ترورهای هدفمند رهبران فلسطینی که به گونهای برخی را بر آن داشته است تا از این گونه اقدامات اسرائیل به عنوان تروریسم دولتی نام برند. باید گفت که اسرائیل بیشترین عملیات جاسوسی را علیه امریکا، در مقایسه با دیگر متحدان این کشور انجام داد. علاوه بر مورد جاناتان پولاد، که مقادیر زیادی از اطلاعات طبقهبندی شده را در اوایل دهه ۱۹۸۰ به اسرائیل منتقل کرد که حتی این اطلاعات به اتحاد شوروی هم انتقال یافت تا این کشور نیز ویزاهای بیشتری را جهت خروج یهودیان از شوروی صادر نماید،[۱۰۳] در سال ۲۰۰۴ نیز فاش شد یک مقام کلیدی پنتاگون به نام دلاری فرانکلین اطلاعات طبقهبندی شده را به یک دیپلمات اسرائیلی منتقل کرده است. اسرائیل تنها کشوری نیست که در امریکا دست به جاسوسی زده است ولی تمایلش به جاسوسی در کشوری که مدافع اصلی آن است بسیار تامل برانگیز مینماید. درو اقع اگر حمایت و کمک ایالات متحده امریکا از اسرائیل در جنگ سرد توجیهپذیر مینمود اما هرگز پس از آ حمایت همه جانبه از این کشور درراستای منافع ملی ایالات متحده قرار نمیگیرد و تنهاست که باید به تاثیر لابی یهود و قدرت بزرگ آن در امریکا به عنوان محرک اصلی اقدامات واشنگتن در برابر تلآویو پی برد. در واقع بسیاری از کشورهای دور و نزدیک به اسرائیل یکی از دلایل عمده نزدیکی خود به این کشور را در امکان استفاده از لابی یهود در ایالات متحده به نفع کشور خود تلقی میکنند. براساس یک ارزیابی که در سال ۲۰۰۵ توسط مرکز مطالعات جانی وابسته به دانشگاه تلآویو صورت گرفت موازنه استراتزیک به طرز معنی داری به نفع اسرائیل است و این شکاف کیفی میان توانایی نظامی و نیروی بازدارنده آن و همسایگانش به خوبی مشهود است. باید اذعان داشت تاثیر اسرائیل به واسطه نفوذ لابی یهود بر سیاست خارجی و به مخصوص سیاست خاورمیانهای ایالات متحده امریکا بسیار بیشتر از تاثیر ایالات متحده بر سیاست خارجی منطقهای رژیم صهیونیستی بوده است در واقع جز یک مورد که به حمله مشترک نیروهای نظامی انگلیسی و فرانسوی، همراه با نظامیان اسرائیلی به کانال سوئز مربوط میشود. امریکا هرگز با صراحت و قدرت با اسرائیل رو به رو نشده است و البته علت فشار امریکابه نیروهای مهاجم، مبنی بر ترک مخاصمه اولتیماتوم شوروی و بیم از برخورد هستهای بود. این رژیم با ظرافت خاصی در بسیاری از اوقات خود را دنباله رو سیاستهای ایالات متحده معرفی کرده است اما هرگز از ضرورت یک اقدام مستقل در مواقعی که احساس خطر کرده دریغ نکرده است. مانند حمله به تاسیسات نظامی عراق. حال این سوال مطرح میشود که درصورت عدم موافقت ایالات متحده با طرح حمله نظامی به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی ایران آیا امکان اقدام خودسرانه و مستقل از جانب تل آویو وجود دارد؟ پاسخ با توجه به الگوهای رفتاری این رژیم در گذشته بله خواهد بود. امنیت که دغدغه همیشگی این رژیم است. اسرائیل را مجبور به تحرک در کشورهایی نموده است که نتایج حاصل از آن به گونهای به نیازهای امنیتی این کشور پاسخ دهد. یکی از این کشورها که جایگاه به راستی بزرگی را در سیاست خارجی اسراییل به خود اختصاص داده است، جمهوری آذربایجان است. در این قسمت به چند دلیل مهم که مشوق این رژیم در نزدیکی به آذربایجان بوده است را نام میبریم. - نفوذ مستقیم و بلاواسطه در کشوری که ماهیت آن اسلامی است و پیوندهای فرهنگی عمیقی با بزرگترین دشمن اسرائیل یعنی جمهوری اسلامی ایران داشته است، علاوه بر ایجاد فرصت برای امور جاسوسی و دشمن شناسی، به تضعیف بعد اسلامی کشمکش اسرائیل و فلسطین کمک شایانی میکند همانا که اسرائیل با دوستی با جمهوری آذربایجان نشان میدهد که در نزدیکی به یک کشور شیعه مسلمان ناتوان نیست و در واقع از خود چهره کشوری را نشان میدهد که درصورت درک شدن قادر به درک کردن خواهد بود. - تامین منافع امنیتی و به خصوص ایجاد جو روانی علیه جمهوری اسلامی ایران. حضور اسرایئل در نزدیکی مرزهای حمهوری اسلامی تاثیرات روانی غیرقابل انکاری را در پی خواهد داشت. - تقویت طرح خاورمیانه بزرگ با گسترش نفوذ اسرائیل در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز. - تامین منابع اولیه از جمله منابع غنی انرژی از جمهوری آذربایجان. - ایجاد بازارهای اقتصادی و بهره مند شدن از بستر مناسب و پرسود سرمایهگذاری در جمهوری آذربایجان حفظ و تقویت بازارهای پیشین و تلاش برای یافتن بازارهای جدید از اولویتهای سیاستهای اقتصادی رژیم صهیونیستی محسوب میشوند. - کامل کردن طرح محاصره جمهوری اسلامی ایران که ازجهات شرقی، غربی و جنوبی به دلیل وجود پایگاهای نظامی امریکایی مورد احاطه قرار گرفته است. بدیهی است روابط رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان هر چقدر هم که از سوی مقامات آذری غیرنظامی توصیف شود در افزایش این احساس تهدید موثر خواهد بود. ج- روابط اسرائیل و چین سیر روابط تل آویو و پکن طی پانزده سال گذشته در زمینه های مختلف روندی صعودی را طی کرده و والبته در مواردی چون صدور فناوری مدرن نظامی اسرائیل به چین با حساسیتهایی از سوی ایالات متحده همراه بوده است. پیشینه روابط اسرائیل جز اولین دسته از کشورهایی بود که در اوائل دهه ۱۹۷۰ و پس از کاهش تنش میان واشنگتن و پکن در دوران نیکسون و با پیوستن مجدد چین به سازمان ملل این کشور را به رسمیت شناخت. روابط چین و اسرائیل تا پایان جنگ سرد متاثر از فضای آن دوران بود و در واقع پکن به طور طبیعی و سنتی حامی کشورهای عربی و سازمان آزادی بخش فلسطین به شمار میرفت و در جنگهای ادواری اعراب و اسرائیل همسویی بیشتری با اعراب از خود نشان میداد. در اواخر دهه ۱۹۸۰ و زمزمههای تغییر در فضای بین المللی. ارتباطات بین دو طرف افزایش یافت و پس از انجام دیدارهایی در سطح بالا (دیدار محرمانه وزرای خارجه دو کشور در نشست سالانه سازمان ملل در ۱۹۸۷) سرانجام دو طرف در ژانویه سال ۱۹۹۲ آغاز روابط دیپلماتیک خود را اعلام کردند.[۱۰۴] در طول این سالها تقویت همکاریها در زمینه های تجاری، اقتصادی، تکنولوژیکی ، فرهنگی، کشاورزی، آموزشی و توریسم دردستور کار قرار گرفته است. به طوری که ارزش مبادلات تجاری اسرائیل و چین با رشد سریعی در سالهای اخیر همراه بوده است. ارزش مبادلات تجاری دو طرف در سال ۲۰۰۳، ۶/۱ میلیارد دلار بود که این میزان به ۵/۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۴ و ۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۵ افزایش یافت این مبادلات در سال ۲۰۰۹ بالغ بر ۶ میلیارد دلار عنوان شد.[۱۰۵] همکاریهای دو طرف در زمینه های تجاری حساسیت برانگیز نبوه است و آنچه دغدغه امریکا در این مورد محسوب میشود روابط نظامی پکن – تل آویو است.[۱۰۶] چین به دلیل کشتار میدان تیان آن من در سال ۱۹۸۹ از جانب ایالات متحده و اتحادیه اروپا مورد تحریم تسلیحاتی قرار گرفته است و روابط نزدیک نظامی این کشور با اسرائیل برای تامین تسلیحات پیشرفته نظامی و مهمتر از آن دستیابی به تکنولوژی مدرن نظامی حائز اهمیت فراوان است در اوائل سال ۱۹۹۲ اسرائیل از سوی امریکا به دلیل انتقال تکنولوژی آمریکایی پاتریوت که یک سیستم ضد موشکی پیشرفته به حساب میآمد مورد انتقاد قرار گرفت در سال ۱۹۹۹ قرارداد صدور تکنولوژی تولیدهواپیماهای جنگندهموسوم به لاوی از سوی تل آویو لغو شد که باز هم این امر تحت فشار آمریکا صورت گرفت اما بزرگترین لغو قرارداد، موافقتنامه فروش رادارهای فالکون با قابلیت سیستم هشدار دهنده بود که دستیابی چین به این تجهیزات این امکان را برای این کشور به وجود میآورد که ۶۰ هدف هوایی را به طور همزمان در فاصله ۲۵۰ مایلی در تمام جهات مشاهده و رهگیری نماید.[۱۰۷] اسرائیل برای این مساله علاوه بر عذرخواهیهای معمول ۳۵۰ میلیون دلار نیز به چین غرامت پرداخت. با وجود تمام موارد مطرح شده مبنی بر لغو قراردادها از سوی اسرائیل که تحت فشار مستقیم ایالات متحده صورت گرفت، چین به روابط خود با اسرائیل ادامه داد از آنجا که پکن در کنار مسکو از حامیان جمهوری اسلامی ایران تلقی میشوند و همواره بر حل مسالمت آمیز و دیپلماتیک برنامه هستهای کشورمان اصرار ورزیدهاند اما با توجه به روندی که شاید بتوان ازآن با عنوان ایدئولوژی زدایی نام برد. پکن در مواقعی که با تهدید مستقیم منافع ملی خود مواجه شود هرگز در مقابل ایالات متحده و اسرائیل در کنار جمهوری اسلامی ایران قرار نخواهد گرفت. و ابستگی نظامی پکن به تل آویو به ویژه در زمینه بهبود و به روزرسانی کیفی تسلیحات و آن هم به خصوص تسلیحات هوایی به پکن اجازه به مخاطره انداختن این روابط را نخواهد داد. چین ۱۲% از نیازهای انرژی خود را از ایران تامین میکند. اما همانطور که مشاهده شد در قطعنامه اخیر سازمان ملل به همراه روسیه بر علیه جمهوری اسلامی ایران رای داد. اهداف چین و اسرائیل اهداف چین و اسرائیل برای گسترش و ارتقای همکاریها با وجود مخالفتهای امریکا (در عرصه نظامی) متفاوت است. چین، اسرائیل را یکی از مهمترین تامین کنندگان فناوری پیشرفته نظامی درجهان میداند و به دلیل این که مورد تحریم تسلیحاتی ایالات متحده و اتحادیه اروپا قرار گرفته است. به اسرائیل به عنوان کشوری که میتواند تامین کننده نیازهای نظامی چین باشد مینگرد و در واقع آنچه بر اهمیت روابط نظامی میان دو کشور از دیدگاه چین میافزاید این است که یکی از قابلیتهای مندرج در استراتژی طراحی نیروهای مسلح چین شبیه سازی تجهیزات نظامی پیشرفته میباشد. از سوی دیگر تحریم تسلیحاتی چین این امکان را به اسرائیل میدهد که از بازار سودآور و بزرگ تسلیحاتی چین بهترین فرصت را ببرد و چین را به عنوان نخستین خریدار تسلیحاتی خود به حساب آورد و نیز شاید اسرائیل از طریق همکاریهای نظامی با چین خواهان آن باشد که ایالات متحده و اتحادیه اروپا فروش تسلیحات نظامی به کشورهای خاورمیانه را مورد بازنگری قرار دهند و این گونه است که چین به یک اهرم فشار میماند و به هر حال رابطه با چین به جاسوسان ورزیده رژیم صهیونیستی این اجازه را میدهد تا با فنون مختلف و تحت پوششهای مختلف کارشناس نظامی و یا تاجر از پشت پردههای روابط نظامی پکن با پاکستان ، کره شمالی و به ویژه جمهوری اسلامی ایران آگاه شوند.[۱۰۸]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴ ـ طرح و برنامه ریزی بهداشتی: شامل برنامه ریزی درباره ایجاد گسترش مراکز جامع روانپزشکی منطقهای، مراکز بهداشت مادر و کودک و تنظیم خانواده، مراکز کودکان استثنایی، مراکز ارائه خدمات درمان های روانپزشکی و ایجاد هماهنگی بین برنامه های خدماتی، آموزشی و پژوهشی است. پیشگیری از بیماری های روانی (سلحشور، ۱۳۸۲). ۱-پیشگیری اوّلیه (سطح اوّل) پیشگیری اوّلیه عبارت است از کلیه اقداماتی که منجر به جلوگیری از بروز بیماری میشود، مثل واکسیناسیون در طب عمومی، پیشگیری اوّلیه در روانپزشکی به دلیل چند عاملی بودن اتیولوژی بیماری ها به سادگی امکان پذیر نیست و لذا هدف اصلی پیشگیری در این سطح، مقاوم نمودن افراد جامعه و بویژه اقشار آسیب پذیر در برابر اختلالات روانی از طریق مهار و کنترل ناهنجاری های ژنتیکی، وراثتی، محیطی و خانوادگی است. در حالیکه کلیّه افراد جامعه گروه هدف را تشکیل می دهند.، اهداف زیر بطور اختصاصی در این مرحله دنبال خواهد شد : ۱ ـ تاثیر شرایط محیطی و آلودگی های زیست محیطی، شرایط اجتماعی و اقتصادی بر سلامت روان ۲ ـ نقش عوامل ژنتیکی در بروز اختلالات روانی ۳ ـ پی آمد های اجتماعی ازدواج های خویشاوندی، زودرس و ازدواج با افراد حامل و ناقل ژن معیوب ۴ ـ ارتباط بین وضعیت روانی، در دوران بارداری و سلامت روان کودک پس از تول ۵ ـ نیازهای انسانی در مراحل مختلف رشد ازجمله طفولیت، کودکی، نوباوگی، نوجوانی، میانسالی و سالمندی ۶ ـ نقش اولیاء و محیط خانواده در سلامت روان کودکان و نوجوانان ۷ ـ نحوه رویارویی با عوامل اضطراب انگیز محیطی و اجتماعی (همان منبع) اهداف فوق از راه های زیر قابل حصول است انجام تحقیقات سبب شناسی به منظور کشف نقش عوامل ژنتیکی، محیطی و خانوادگی در تخریب سلامت روانی افراد در جامعه ۲ ـ همکاری بین تخصصی با متخصصین رشته های مختلف و همکاری بین بخشی با ارگان های ذیربط ۳ ـ آموزش همگانی بهداشت روانی کلیه اقشار ۴ ـ همکاری مستمر با رهبران مذهبی و سیاسی مردم ۵ ـ مشاوره های خانوادگی و فردی و گروهی ۶ ـ جلب همکاری و تشویق افراد جامعه در بهره برداری مطلوب از خدمات بهداشت روان (همان منبع) همانگونه که قبلا نیز اشاره شد براساس مطالعات انجام شده در دانش آموزان شهرهای تهران، کرج، یزد و اردکان، مشخص شده است که مذهبی بودن دانش آموزان و خانواده های آنان رابطه معکوس و معنی داری با بروز افسردگی دارد و بنابراین توجّه به عقاید معنوی و باورهای مذهبی و التزام به احکام دینی در فضای فرهنگی جامعه و خانواده ها نقش اساسی در پیشگیری اوّلیه افسردگی و به دنبال آن تامین سلامت روانی دارد و به طور قطع یکی از سازوکارهای این پدیده جمله روح افزای دل آرام گیرد به یاد خدای، مُلهَم از آیه شریفه قرآن “ اَلا بِذِکرِاللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب ”، میباشد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲ـ پیشگیری ثانویه (سطح دوّم) هدف اصلی در این مقطع جلوگیری از عوارض اختلالات روانی در افراد جامعه با تشخیص به موقع، درمان مناسب و زودرس و پیگیری منظم میباشد. انتظار می رود اهداف زیر در این سطح پیشگیری برآورده شود ۱ ـ بیماریابی به منظور تشخیص سریع و به موقع علایم غیرعادی و یا رفتارهای نامتعادل در افراد ۲ ـ درمان فوری، زودرس و کامل، جهت رفع علایم سبک اختلالات در بین افراد شناسایی شد ۳ ـ درمان نگهدارنده به منظور پیشگیری از بازگشت عوارض اختلالات تا حصول کامل بهبودی در بین افراد آسیب دیده جامعه ۴ ـ پیشگیری از بروز علایم شدید در بین افراد مبتلا و ایجاد سازگاری بین آنها و خانواده ۵- جلوگیری از بالارفتن میزان عود و دفعات بستری ۶- ارائه خدمات مراقبت (همان منبع). اهداف فوق از طریق زیر قابل حصول می باشد : ۱ ـ آموزش چهره به چهره افراد جامعه در خصوص نقش پیگیری به خصوص پیگیری الزامی در موارد سایکوز و صرع ۲ ـ شناسایی افراد در مدارس، خانواده ها و محل کار آن ها جهت تشخیص و درمانی به موقع ۳ ـ ارائه خدمات درمانی مناسب و به موقع از طریق فراهم آوردن امکانات و شرایط لازم (اورژانی، سرپائی و بستری) ۴ ـ همکاری بین تخصص های مختلف بهداشتی درمانی ۵ ـ آموزش های لازم در جهت حذف باورهای غلط و تعصبات نادرست مردم و اصلاح نگرش، دانش، و مهارت آنها در خصوص تفسیر و تعبیر اختلالات روانی، انتخاب درمان و نحوه برخورد با بیماران روانی، در خانواده، مدرسه، محل کار و اجتماع (همان منبع). ۳ ـ پیشگیری ثالث (سطح سوّم) هدف اصلی، پیشگیری از تداوم اختلالات روانی مزمن در بین مبتلایان و کاهش ناتوانی های فردی، اجتماعی، شغلی و خانوادگی ناشی از آن میباشد. برای دستیابی به این هدف رعایت موارد زیر الزامی است ۱ ـ شناسایی مبتلایان به اختلالات روانی مزمن ۲ ـ حمایت از مبتلایان شناخته شده به منظور جلوگیری از عوارض احتمالی ناشی از اختلال، مانند خودکشی، اعتیاد، فرار از منزل، فحشاء و سایر انحرافات اجتماعی، با درگیر ساختن خانواده ها و سایر مراجع ذیربط ۳ ـ اقدامات عملی برای بازتوانی مبتلایان از طریق کاریابی، حمایت مالی و اشتغال در مراکز نیمه وقت ۴ ـ ارائه خدمات مراقبت ۵ ـ تاسیس واحد های نوتوانی در بخش های روانپزشکی ۶ ـ آموزش خانواده ها در نحوه برخورد با بیماران خود و مسئولیت پذیری آنها نسبت به بیماران. برنامه کشوری بهداشت روان (همان منبع). برنامه کشوری بهداشت روان جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۵ توسط کمیتهای متشکل از کارشناسان و صاحبنظران بهداشتی و بهداشت روان کشور و مشاور وقت بهداشت روان منطقهای سازمان جهانی بهداشت تهیّه و تنظیم گردید و در سال ۱۳۶۷ بعد از تصویب شورای معاونین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به مرحله اجرا گذاشته شد. اهداف این برنامه عبارت بودند از : فراهم آوردن خدمات بهداشت روان برای همه مردم با تأکید بر قشرهای آسیب پذیر و محروم، ایجاد الگوی خدمات بهداشت روان سازگار با ساخت فرهنگی و اجتماعی و تشویق مشارکت جامعه در ارائه خدمات، افزایش آگاهی و مهارت های بهداشت روان در مردم، و تنظیم برنامه های مناسب برای آسیب دیدگان جنگ. این برنامه شامل راهبردهای خدماتی، اجرایی، اداری و ارتقاء بهداشت روان بوده، اما راهبرد محوری همان ادغام خدمات بهداشت روان در نظام مراقبت بهداشتی اوّلیه (PHC) و به عبارت دیگر، در شبکه های بهداشتی درمانی کشور با ویژگی های زیر بود: تمرکز زدایی در فعالیت ها، اولویت دادن به پیشگیری، کاربرد سطوح خدماتی و نظام ارجاع، پیگیری مستمر و تأکید بر مراقبت های سرپائی تا بستری در بیمارستان. بدیهی است که برای این منظور مکانیسم های ذیل در نظر گرفته شد: ساده کردن مفاهیم اساسی بهداشت روان، شناخت نظام شبکه بهداشتی کشور، استفاده صحیح از کارکنان بهداشت عمومی، شناخت تأثیر مثبت اجزای بهداشت عمومی بر بهداشت روان و تقسیم وظایف برنامه در سطوح مختلف ارائه خدمات (میلانی فر، ۱۳۷۸). در نظام مراقبت های بهداشتی اوّلیه در مناطق روستایی خانه بهداشت اوّلین واحد ارائه خدمات است که اداره آن را بهورز بر عهده دارد. بهورزان تحت آموزش بهداشت روان قرار میگیرند و وظیفه آموزش، شناسایی بیماران و ارجاع آنان به مرکز بهداشتی درمانی روستایی، پیگیری دستورات داده شده در مورد بیماران ارجاعی و ثبت و گزارش اطلاعات بیماران جدید و قدیم را بعهده دارند. در مراکز بهداشتی درمانی روستایی که بر چند خانه بهداشت سرپرستی و نظارت دارند، یک پزشک عمومی و چند کاردان آموزش دیده فعالیت میکنند. پزشک موارد ارجاعی از خانه های بهداشت را می پذیرد و موارد مشکل را به سطح بالاتر ارجاع میدهد که عبارت است از سطح تخصصی شهرستان. در این مرکز که معمولاٌ در پلی کلینیک بیمارستان عمومی شهرستان واقع است، روانپزشک یا پزشک عمومی دوره دیده و کارشناس بهداشت روان، علاوه بر آموزش و نظارت بر مراکز بهداشتی درمانی روستایی، مورد ارجاعی را میپذیرد و موارد مشکل را به سطح بالاتر، ارجاع میدهد. خدمات سطح تخصصی استان عمدتاً در بیمارستان ها و مراکز روانپزشکی استان و توسط روانپزشکان و روانشناسان، روان پرستاران و مددکاران اجتماعی انجام میگیرد و در عین حال، مرکز بهداشت استان، مسئولیت برنامه ریزی، اجرا، نظارت، ارزشیابی و پایش برنامه های بهداشت روان در کلیّه شهرستان های استان را بر عهده دارد. اما در مناطق شهری، اوّلین واحد ارائه خدمات، مراکز بهداشتی درمانی شهری هستند که درآن پزشکان عمومی بیماران را می پذیرند و در صورت نیاز آنان را به مراکز بالاتر ارجاع میدهند. برای فعال نمودن خدمات شهری، تأسیس پایگاه های بهداشتی واستفاده از رابطین داوطلب بهداشتی پیش بینی شده است این رابطین وظیفه آموزش، شناسایی خانواده ها، جلب مشارکت مردم، تشویق و ارجاع خانواده های دارای بیمار به مراکز و پیگیری وضعیت بیماران تحت پوشش را بر عهده دارند. پزشکان عمومی و مسأله بهداشت روان در مناطق شهری اهمیّت نقش پزشکان عمومی در شناسائی مسائل روانی مراجعه کنندگان و کم کردن بار بیماری ها، کمتر از نقش پزشکان عمومی مستقر در شبکه نبوده بلکه بیشتر هم میباشد. بررسی های بالینی نشان داده است که شکایات اوّلیه بیش از ۸۰ درصد بیماران روانی، شکایات بدنی است (از قبیل سردرد، تپش قلب، سوء هاضمه، ضعف، بی خوابی و غیره) به هین علت، نخستین مراجعه اکثر بیماران روانی، یعنی نزدیک به ۸۰ درصد آنان به اطبای غیر روانپزشک وترجیحا به پزشکان عمومی است. به علاوه حقیقت این است که اکثریت بیمارانی هم که علائم بارز بیماری آن ها علائم روانشناختی است، مراجعه به اطبای عمومی را به مراجعه مستقیم، به روانپزشک ترجیح می دهند از اینرو، نقش پزشکان عمومی در امر تشخیص زودرس و درمان به موقع و به جای اختلالات روانی و در نتیجه نقش آنان در جلوگیری از اِزمان بیماری و کاهش هزینه های غیرضروری و حذف بستری شدن های بیمورد و مکرر کاملا مشهود است. لذا مشارکت فعال پزشکان عمومی در پیاده کردن برنامه های بهداشت روانی از اهمیّت خاصی برخوردار بوده و در اولویّت قرار دارد (همان). نظر پزشکان در مورد سلامتی روانی پزشکان سالم بودن را نداشتن علائم بیماری تلقی می کنند. این استدلال در مورد برخی بیماری های جسمی نظیر بیماری های عفونی ممکن است صدق کند ولی در مورد بیماری های روانی قابل تعمیم نیست. از بین رفتن علایم بیماری در اثر درمان به این معنا نیست که فرد از سلامت کامل برخوردار است. علایم بالا بودن فشار خون یا قند خون با دارو از بین می رود و فشار خون و قند به حالت قبلی بر می گردد. اما قطع درمان باعث افزایش علایم بیماری خواهد شد. نبودن علائم بیماری روانی یا از بین رفتن علایم در اثر درمان به این معنی نیست که فرد از سلامت روانی برخوردار است. مثل بیماری صرع یا برخی بیماران افسرده که با دارو درمانی علایم را نشان نمی دهند، اما در واقع به بیماری مبتلا هستند (میلانی فر ،۱۳۷۰ ص ۶). نظر روان پزشکان اکثر روان پزشکان توانایی سازش با محیط، انعطاف پذیری، قضاوت عادلانه و منطقی در مواجهه با محرومیت ها و فشار های روانی را ملاک سلامت و تعادل روان می دانند و هدف اصلی از درمان بیماران روانی نیز قادر کردن آنها به زندگی در خانواده و اجتماع و به اصطلاح سازش با محیط است. روان پزشکان فردی را از نظر روانی سالم می دانند که بین رفتار ها و کنترل او در برخورد با مشکلات اجتماعی تعادل وجود داشته باشند. بنابراین نگرش انسان و رفتارهای او یک سیستم تلقی می شوند و عوامل زیستی امسان بر عوامل روانی اجتماعی او اثر گذاشته و بلعکس. در بهداشت روانی آنچه مد نظر است پدیده هایی است که در اطراف انسان وجود دارد و بر کل سیستم او تاثیر می گذارد و یا ازآن متاثر می شوند (همان منبع). نظر روانکاوان در مورد سلامت روانی روانکاوان که روی شخصیت ایده ال تکیه دارند«من»را واسطه بین خواسته های نهاد وکنترل ونظارت «من برتر» دانسته وسلامت روان را میانجیگری درست و منطقی بین دو قدرت نهاد و من برتر تلقی می کنند، من باید بتواند ببن تعارضهای نهادو من برتر تعادل ایجاد کند و چنانچه از عهده برقراری تعادل لازم برنیاید بهداشت روانی به هم می خورد و شخص دچار مشکل روانی می گردد.(گنجی،۱۳۷۶،میلانی فر،۱۳۷۰)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- ۷. فرضیه ها ( هر فرضیه به صورت یک جمله خبری نوشته شود ) :
فرضیه اول: به نظرمی رسد مساحت مزرعه ی باغداران بر پذیرش سیستم آبیاری تحت فشار تاثیر گذار است. فرضیه دوم: به نظرمی رسد پذیرش سیستم آبیاری تحت فشاربرافزایش محصول تاثیر گذار است. فرضیه سوم : به نظرمی رسددانش باغداران در زمینه سیستم آبیاری تحت فشار بر پذیرش آن تاثیر گذار است. ۸ . اهداف تحقیق ( شامل اهداف علمی۱ کاربردی ۲ و ضرورتهای ۳ خاص انجام تحقیق ) :
-بررسی عوامل موثر بر پذیرش آبیاری قطره ای بر روی گونه ی خاصی از درختان میتوان مشکل کمبود آب را تا حدی حل کرد و همچنین بتوانیم به طور یکنواخت تمامی درختان را آبیاری کنیم . در این تحقیق تعیین بررسی عوامل موثر بر پذیرش فناوری سیستم آبیاری قطره ای توسط باغداران شهرستان شهریار به عنوان اهداف اصلی تحقیق دنبال خواهد شد. اهداف ذیل نیز بعنوان اهداف فرعی دنبال خواهد شد: -بررسی ویژگی های شخصی باغداران شهرستان شهریار و تأثیر آن بر پذیرش فناوری سیستم آبیاری قطره ای توسط آنان -شناخت عوامل اقتصادی موثر بر پذیرش فناوری سیستم آبیاری قطره ای توسط آنان -بررسی عوامل آموزشی موثر بر بر پذیرش فناوری سیستم آبیاری قطره ای توسط آنان -بررسی عوامل فنی موثر بر بر پذیرش فناوری سیستم آبیاری قطره ای توسط آنان
- در صورت داشتن هدف کاربردی بیان نام بهرهوران ( اعم از موسسات آموزشی و اجرایی و غیره ) :
سازمان شهرداری ها و دهیاری ها، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، سازمان میراث فرهنگی، استانداری ها ، فرمانداری ها، بخشداری ها، دانشگاه های علوم جغرافیایی و علوم اجتماعی و …. ۱۰ . جنبه نو آوری و جدید بودن تحقیق در چیست ؟ ( این قسمت توسط استاد راهنما تکمیل شود. ) به باغداری و کشت زردالو در منطقه شهریار کمتر پرداخته شده است امضاء
الف : نوع روش تحقیق : الف : نوع روش تحقیق : در این کار تحقیقی از طریق روش مطالعه کتابخانه ای با بهره گرفتن از کتاب- پایان نامه- مقاله و غیره اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شده و اطلاعات مورد نیاز جهت کشت زردالو به شیوه آبیاری قطره ای منطقه مورد مطالعه را به دست آورد. ب . روش گرد آوری اطلاعات : در گردآوری دادهها و اطلاعات از روش مطالعات میدانی و روش کتابخانه ای به طور توأمان استفاده گردیده ، که ابزار مورد استفاده در این تحقیق ، پرسشنامه (باز ـ بسته) ، مصاحبه ، فیش برداری ، جداول آماری و آمارگیری از جامعه هدف (نمونه برداری) بوده و مشاهده مبتنی بر حضور نزدیک و تجربیات شغلی و شخصی و همچنین بهرهمندی از بانک اطلاعات مقالات در جنب آن قرار میگیرد. پ . ابزار گردآوری اطلاعات ( پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده ، آزمون، فیش ، جدول، نمونهبرداری ، تجهیزات آزمایشگاهی و بانکهای اطلاعاتی و شبکه های کامپیوتری و ماهواره ای و غیره ) : پرسشنامه، مصاحبه ت : روش تجزیه و تحلیل اطلاعات با مراجعه به روستا، مشاهده واقعیت های مکانی، مصاحبه با مردم و تکمیل پرسشنامه ها اطلاعات و داده های اولیه اخذ و سپس با روش های محاسباتی، و با تکنیک های آماری به تحلیل و بررسی آن پرداخته شده است.
- جدول زمان بندی مراحل انجام دادن تحقیق از زمان تصویب تا دفاع نهایی :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۲‑۲۵: یک کروموزوم نمونه در الگوریتم HGA ۵۹ شکل ۲‑۲۶: فلوچارت الگوریتم HGA ۶۰ شکل ۲‑۲۷: یک کروموزوم نمونه در الگوریتم GADG ۶۱ شکل ۳‑۱: فلوچارت الگوریتم پیشنهادی ۶۵ شکل ۳‑۲: یک کروموزوم نمونه ۶۶ شکل ۳‑۳: نگهداری ماشین وابسته به سن ماشین ۶۷ شکل ۳‑۴: یک کروموزوم نمونه با در نظر گرفتن نگهداری ماشین ۶۸ شکل ۳‑۵: نمودار گانت شکل ۳-۴ ۶۸ شکل ۳‑۶: ایجاد جمعیت اولیه با بهره گرفتن از ویژگی چند جمعیتی ۶۹ شکل ۳‑۷: عملگر تبادل دو نقطه ای ۷۲ شکل ۳‑۸: عملگر تبادل تک نقطه ای ۷۳ شکل ۳‑۹: عملگر تبادل چند نقطه ای ۷۴ شکل ۳‑۱۰: عملگر جهش دو نقطه ای ۷۷ شکل ۴‑۱: نمودار مقایسه بهترین شایستگی الگوریتم ها برای داده تست ۱ ۸۲ (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل ۴‑۲: نمودار مقایسه بهترین شایستگی الگوریتم ها برای داده تست ۳ ۸۲ شکل ۴‑۳: نمودار بهترین شایستگی الگوریتم ها برای داده تست ۴ ۸۳ شکل ۴‑۴: پراکندگی جمعیت اولیه برای داده تست ۲ ۸۳ شکل ۴‑۵: پراکندگی جمعیت اولیه برای داده تست ۴ ۸۴ فصل اول مقدمه و کلیات تحقیق در این فصل ابتدا مسئله مورد نظر بیان گردیده و ضرورت و اهداف را دنبال مینمایم در ادامه پرسشهای موجود در مسئله را بررسی مینمایم و فرضیه های تحقیق را شرح میدهم سپس نوآوریهای تحقیق را ارائه مینمایم در پایان واژه های کلیدی تعریف شده و ساختار پایان نامه ذکر خواهد شد. مقدمه مسئله زمانبندی سیستم های باز یکی از مهمترین مسائل زمانبندی در دنیای مهندسی و صنعت است. در این مسئله m ماشین و n کار وجود دارد. هرکار شامل تعداد معینی از عملیات است. هر عملیات دارای زمان از پیش تعیین شده ای برای پردازش[۶] بر روی ماشین متناظر خود می باشد. ترتیب پردازش این عملیات در زمان به انجام رسیدن همه کارها بسیار تاثیر گذار است. بنابراین هدف از حل این مسئله پیدا کردن ترتیب عملیاتی است که با کمترین مدت زمانبندی قابل پردازش باشد. در این راستا مقالات زیادی با بهره گرفتن از الگوریتم های ابتکاری[۷] مختلف ارائه شده است که از بین آنها الگوریتم ژنتیک[۸] یکی از بهترین ها، شناخته شده است. در این پایان نامه یک روش جدید برای حل مسئله زمانبندی با در نظر گرفتن پارامتر نگهداری ماشین[۹] ها بر پایه الگوریتم ژنتیک با ویژگی چند جمعیتی[۱۰] ارائه شده است. نتایج تجربی نشان می دهد الگوریتم ارائه شده به جواب بهینه تری دست پیدا می کند [۷۷]. بیان مسئله مسئله زمانبندی سیستم باز یک مسئله زمانبندی مهم و جهانی است و این مسئله به طور وسیع در صنعت کاربرد دارد. این مسئله جزء مسائل سخت است. این مسئله شبیه به مسئله زمانبندی مغازه کارها است با این تفاوت که در هر کار[۱۱] هیچ اولویتی بین فرایند یا عملیات هر کار وجود ندارد. در مسئله زمانبندی سیستم باز فضای راه حل به طور قابل ملاحظهای بزرگتر از مسئله زمان بندی مغازه کارها است و به نظر میرسد که در کتاب ها و مقالات به آن کمتر توجه شده است. شرح مسئله سیستم باز توسط گراهام و همکارانش بدین صورت باشد: یک تعداد کار به تعداد n (J1,J2, … , Jn) وجود دارد که روی یک سلسله ماشین به تعداد m (M1,M2, … , Mm) قابل پردازش است، هر کار متشکل از m عملیات می باشد (Oij). که j=1 to m و i=1 to n و هر کدام از عملیات باید روی یک ماشین متفاوت برای یک زمان مشخص شده پردازش شوند. عملیات هر کار می تواند در هر ماشینی پردازش شود ولی در هر زمان نهایتا یک عمل روی هر ماشین می تواند پردازش شود و یک عمل از هر کار می تواند در یک زمان پردازش شود [۷۷ ، ۱]. هدف مسئله زمانبندی سیستم باز بدست آوردن یک ترکیب امکان پذیر از سفارشات ماشین و کار تعیین شده است که زمان کلی اتمام کارها در کمترین زمان ممکن باشد. در ادامه به بیان چندین مثال که جز مسائل سیستم باز می باشد می پردازیم: تعمیر کردن هواپیماهای بزرگ، که نیاز به تعمیر موتور و سیستم الکتریکی را دارد. این دو وظیفه (عملیات) ممکن است در هر ترتیبی انجام شود ولی این غیر ممکن است که این دو کار را با هم انجام دهیم. یا در مثالی دیگر یک گاراژ اتومبیل بزرگ با فروشگاه های اختصاصی را در نظر بگیرید. یک وسیله نقلیه ممکن است به کار های زیر نیاز داشته باشد: تعمیر انباره لوله اگزوز، میزان کردن چرخ ها و تنظیم موتور که سه عمل از یک کار ممکن است به هر ترتیبی انجام شوند. به هر حال، مغازه های سیستم اگزوز، میزان کردن چرخ ها، و تنظیم موتور در ساختمان های مختلف هستند و بنابراین انجام دو عمل در یک زمان امکان پذیر نیست. در مسئله زمانبندی سیستم باز ما فرض می کنیم که چندین کار از این قبیل کار ها و چندین وسیله نقلیه که نیاز به تعمیر دارند را داریم، موارد دیگر می تواند شامل: کنترل کیفیت مرکزی، انتساب کلاس، معاینه فنی خودرو، مخابره ماهواره ای و بسیاری از موارد دیگر شود [۳]. در زیر یک مثال حل شده OSSP را مشاهده می کنید: در جدول هر کار شامل دقیقا یک عملکرد برای هر دستگاه می شود. این معیارها به طور کامل توسط یک مجموع منظم از زمان های پردازش m برای هر کار تعریف شده اند. برای مثال، جدول ۱-۱ یک مسئله معیاری ۵*۵ (۵ کار و ۵ ماشین) را نشان می دهد. جدول ۱‑۱: مساله معیاری برای ۵ کار و ۵ ماشین
| ماشین: |
۵ |
۴ |
۳ |
۲ |
۱ |
| کار ۱: |
۴۴ |
۸۵ |
۳۱ |
۶۶ |
۶۴ |
| کار ۲: |
۱۸ |
۱۴ |
۶۸ |
۶۹ |
۷ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«از تو میپرسم ای اهورامزدا کیست پدر راستی؟ کیست نخستین کسی که راه سیر خورشید و ستاره بنمود؟ از کیست که ماه گهی تهی است و گهی پر؟ کیست که به باد و ابر تندروی آموخت؟ کیست آفرینندهٔ روشنایی سودبخش و تاریکی؟ که خواب و بیداری آورد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب قرار داد و دینداران را به ادای فریضه گماشت؟ کیست آفرینندهٔ فرشتهٔ مهر و محبت؟ کیست که از روی دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد.» ( پورداوود: ۷۱) پس از این پرسشها زرتشت خود در پاسخ گوید: «من میکوشم ای اهورامزدا تو را که به توسط خرد مقدس، آفریدگار کلی، به درستی بشناسم.» (پورداوود: ۷۰) اساس دین زرتشت پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک از خصایص آئین زرتشتی است. در سراسر گاتها این سه کلمه بارها تکرار شدهاست. در هات ۵۱ گاتها بند ۲۱ آمدهاست: « از پرتو پارسائی به مقام تقدس رسند چنین کسی از پندار و گفتار و کردار نیک و ایمان خویش به راستی ملحق گردد. اهورامزدا به میانجی وهومن (مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند) به چنین کسی کشور جاودانی ارزانی دارد. مرا نیز چنین پاداش نیکی آرزوست.»( پورداوود: ۱۳۷) همچنین انسان باید در فتح راستی و شکست دروغ بکوشد.( پورداوود: ۷۶) در هات ۳۰ گاتها بند ۸ آمدهاست: «کشور جاودانی (بهشت) از آن کسی است خواهد بود که در زندگانی خویش با دروغ بجنگد و آن را در بند نموده، به دست راستی بسپرد.»( پورداوود: ۷۳) ۲-۲-۲. زندگی اجتماعی الف) اخلاق زرتشت آزادی و اختیار را گزینشی برای مردم می داند. بهره کار هر کس همان است که انجام میدهد، جبری برای اشخاص نیست؛ نیکی اشخاص جز بهرهئی از نیکوئی و شر اشخاص جز شری برای وی نخواهد بود. کمک به دیگران، ازدواج و همچنین قبح رفتارهای بد اجتماعی مانند اهانت و عهدشکنی در آموزه هایش مورد بحث قرار گرفته اند. توجه به پاکی روح، رهایی از منیت یا همان ایگو، لزوم خردمندی و درون نگری از طریق مشاهده اشتباهات خود و اصلاح آن ها از دیگر آموزه های او هستند. در نظر زرتشت عناصر طبیعت از اهمیت خاصی برخوردار بودند، به خصوص عنصر آتش که پاک کننده تمامی منفی ها محسوب می شد. بی گمان شعله آتشی که افروخت، همواره روشنگر راه جستجوگران حقیقت خواهد بود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ب) یاران نزدیک زرتشت شاه گشتاسب کیانی بزرگ ترین یاور و گسترش دهنده دینی بهی بوده است که آئین وی را پذیرفت. زمان پادشاهی کیانیان نیز به بیش از سه هزار سال میرسد. فرشوشتر و جاماسب که از نامداران خاندان هوگو بودند از نزدیک ترین یاران زرتشت بوده اند. گویا پس از درگذشت زرتشت جاماسب رهبر پیروان او میگردد. خاندان فریان نیز که ریشه تورانی داشته اند (در ترکستان کنونی) از یاران نزدیک زرتشت بودند. یاران زرتشت در تاریخ به سه گروه نامیده شدهاند: گروه نخست خیتو که در معنی خودمانی میباشد. اینان کسانی هستند که لقب آزادگان به آنان داده شده است و تمامیگفتار او را با جان و دل پذیرفته بودند و در گسترش آن کوشش میکردند. گروه دوم ورزن میباشد که به کسانی گفته میشود که در حلقه قرار دارند. آنان اندکی از زرتشت دور بودند و در درک درست واژه ها و سخنان زرتشت کمی دورتر از گروه دوم بودند. به آنان انجمنیان نیز گفتهاند. گروه سوم اریمن نام دارد که امروزه آریامنش نامیده میشود. که در آن روزگار دوستان زرتشت در گسترده فلات بزرگ ایران خطاب میشدند. آنان از دور و از کشورهای دیگر به سخنان او ایمان آورده بودند. پ)بدخواهان زرتشت زرتشت در برابر پندار بافی و پندار پرستی ایستاد و این کار وی بازار این افراد را تضعیف نمود. بسیاری از بزرگان و شاهان برای خود معابدی برای پرستش ایجاد کرده بودند که ریشه آنها از آئین کهن مهر پرستی نیز میباشد. آئین میترا یکی دیگر از نخستین آئینهای برتر جهان است که با ورود زرتشت رو به زوال رفت ولی بعدها به اروپا گسترش یافت و هنوز در برخی کلیساها اروپا نقاشی مهر در کنار گاو وجود دارد. این پندار پرستان به نام کوی یا کرین نامیده میشدند. کوی از همان کی پارسی است (مانند کی آرش - کی گشتاسب) که شاه معنی میداده است. آنان شاهان بودند که در امور دینی نیز رهبری مردم را بر عهده داشتند. کرپانان پیشوایان مذهبی روزگار زرتشت بودند که مراسمهای پیچیده ای برای خدا ایجاد کرده بودند. از این خاندان سرداری به نام بندو یکی از بزرگ ترین دشمنان زرتشت بوده است که نامش بارها آمده است. زرتشت در سرودههایش برای آنان از درگاه خداوند درخواست رهنمایی میکند. جایی دیگر از خاندان اسیج نام میبرد که خونهای بسیاری را بی گناه ریخته اند. ت)لهجه وگویش زرتشت دکتر علی اکبر جعفری خاورشناس و محقق دین زرتشتی معتقد است: گاتها به لهجه خوراسانی سروده شده است و هجای گاتها هجای رگ ویدی است. این لهجه در باختر رود سند رایج بوده است. زرتشت از خاندانهایی نام میبرد که متعلق به خراسان بزرگ و سرزمینهای سند و پنجاب در شرق ایران است. در تمامیسرودههای او از مردمان آریایی نژاد سخنهایی دیده میشود. وی به کشور هفتم اشاره میکند که همان ایرانویچ - ائیرانه ویچه - یا ایران بزرگ (شامل افغانستان - تاجیکستان - مرو - سمرقند - بخارا و آسیای مرکزی…) بوده است. گفتگوهای اوستا بیشتر از خراسان بزرگ است. شاه گشتاسب نیز از بلخ بود و بیشتر شواهد حاکی از آن است که زرتشت از شرق ایران بوده است. اما در این میان گروهی با استناد به متن اوستا که از رغه یاد شده است وی را از آذربایجان میدانند. من جمله ارباب کیخسرو شاهرخ. رغه به احتمالی همان مراغه کنونی در آذربایجان است. در فصل بیستم بندهش زرتشت را از حوالی رود ارس (شمال آذربایجان) و مادرش را از رغه یا مراغه معرفی میکند. این دسته، پدر زرتشت را پورشاسب میدانند و مادرش را دغدو میخوانند. دغدو واژه ای اوستایی (دغدوا) است که به معنی دختر پاک و نجیب است. زرتشت در سن سی سالگی در بالای کوه سبلان در آذربایجان به پیامبری برگزیده شد و سپس شهرها را یکی پس از دیگری برای گسترش دینش طی کرد. زاد روز اشو زرتشت در ششم فروردین ماه میباشد که امروزه بسیاری از ایرانیان آن را احترام و جشن میگیرند. در همان روز به گفته اوستا پدرش پوشاسب به شادی و جاودانگی فرزندش درختی کاشت. این سنت از دیرباز در نزد ایرانیان بوده و امروزه نیز در برخی نقاط ایران پابرجاست. نوع درخت معمولا گردو یا بادام یا سرو یا کاج میباشد احترام به طبیعت برای آن است که با افزودن یک فرزند ممکن است طبیعت نیز آلوده شود. پدر و مادر ایرانی همیشه برای حفظ منابع طبیعی درختی را با به دنیا آوردن فرزندشان میکاشتند. فردوسی بزرگ،زاده شدن زرتشت را چنان مهم دانسته است که زادروز وی را همچون پدیدار شدن درختی میداند که شاخه و برگ آن را خرد و دانش و اندرز فرا گرفته است. وی را نابود کننده اهریمن و بنیان گذار یکتاپرستی جهان میداند و میگوید پس از وی آتش پرستی از میان میرود و آتش تنها نور اهورامزدا و روشنایی مقدس قدرت او میگردد. ث)زمان ظهور اشو زرتشت زمان ظهور پیامبر آریایی تا کنون بر هیچ کس روشن نیست و هر مورخ و خاورشناسی دیدگاهی برای خود دارد . آنچه بیش از همه مورد تاکید است بین سه هزار و پانصد سال تا پنج هزار و پانصد سال می باشد . تقویم دینی زرتشتیان نیز به هزار و هفتصد و سی و هشت سال پیش از میلاد تهیه شده است . روز تولد ایشان ششم فرودین است که این روز هزاران سال است که در ایران گرامی داشته می شود . ج)مرگ زرتشت زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور یا یازدهم اردیبهشت ماه (به نقل از متن پهلوی زادسپرم) در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد.( پورداوود: ۷۳) فحوای کلام شاهنامه فردوسی دلالت بر مرگ توأم با خشونت زرتشت، در هنگام حملهٔ ارجاسب به بلخ، در این شهر میکند: (پورداوود: ۷۳) از آنجـا بــه بلـخ آمــد سپــاه جهان شد ز تاراج و کشتن سیاه نهــادنـد سـر سـوی آتـشکـده بـر آن کــاخ و ایــوان زرآژده همه زند و اّستا همـی سـوختنـد چه پر مایه تر بود بر تـوختنـد ورا هیـربـد بـود هشتــاد مــرد زبانشان ز یزدان پر از یاد کرد همـه پیـش آتـش بـکشتندشـان ره بنـدگی بسر نـوشنـدشـان ز خونشان بمرد آتش زردهشت ندانم چرا هیربـد را بکشـت زرتشت در هنگام یورش ناگهانی قبایل تور در بلخ به دست یک تورانی کشته شد. (پورداوود: ۷۴۳) در کتابهای پهلوی نام قاتل وی توربرادروش یادشدهاست. (پورداوود: ۱۳۷) ۲-۲-۳. از تولد تا برانگیخته شدن زرتشت به پیامبری یا رسالت زرتشت روایات چنین است که از هفت سالگی تا پانزده سالگی، زرتشت نزد پارسای بزرگ زمان به نام برزین به فراگرفتن اصول دین و روش کشاورزی و درمان بخشی و شفا ی بیماران پرداخت . چون پس از تحصیل علم و دانش نزد قوم خود وارد شد، در جرگه مردان بالغ او را پذیرفتند و کمر آویزی را که نشان این مقام بود به کمرش بستند.سالی نگذشت که تورانیان به ایران زمین تاختند . زرتشت جوان نیز برای دفاع از میهن، جنگ افزار برگرفت و به نبرد رفت. در این جنگ ها اثرات نامیمون آن را دید و از صف جنگاوران خارج شد و به درمان زخم دیدگان پرداخت. جنگ پایان یافت ،اما آثار بد آن باقی ماند. زرتشت پس از مدتی دوری از زادگاه و کسانش ،در حالی که هسته اساسی تفکر و اندیشه اش نقش می یافت ،به میان خانواده بازگشت،بیشتر متفکر بود و تلاش می کرد تا راهی شایسته برای زندگی آدمیان پیدا نمایدکه به توصیه پدر ازدواج کرد ، اما اندیشه اش به اموری بس بزرگ تر و انسانی تر مشغول بود. اندیشه اش آن بود تا راهی بیابد که رنج را تخفیف دهد. مردمان را به جای انهدام و ویرانی، به سازندگی و آبادانی ترغیب سازد. زشتی را فرو افکند و نیکی را رایج کند. نیرویی وی را بر می انگیخت و شوق تفکر برای اصلاح امور داشت. خان و مان را رها کرد و در کوه برای تفکر انزوا گزید. عزم کرد تا آن قدر در آن جا به تفکر پردازد تا راه رستگاری و نجات را بیابد. در این هنگام بیست سال داشت و مدت ده سال به تفکر پرداخت. جز غذایی اندک صرف نمی کرد، کمتر می خوابید و بیشتر می اندیشید. خوراکش پنیر بود و میوه ها و ساقه های نباتی. روزی هنگامی که بر فراز کوه به آسمان نظر دوخته بود، ناگهان به حقیقت آگاهی یافت و جانش آکنده از شادی شد. او دریافت که همان سان که زمان از روز و شب و تاریکی و روشنایی آمیخته شده، در گیتی نیز، هم چنین بدی هست و خوبی وجود دارد. زرتشت دریافت که بر جهان دو نیرو حکومت می کنند، که یکی خیر و دیگری شر است. او اندیشه ، منش و روش مقدس و نیک را سپنتامینو و اندیشه ،منش و روش بد را انگره مینو (اهریمن) نامید. و می اندیشید که چرا این دو نیرو در جهان پدید آمده اند و مردمان چه باید پیشه سازند تا از زشتی برهند، و رستگاری چیست؟ زمان های بسیار نیز به این اندیشه بود و دریافت هایی بسیار می کرد. سرانجام زمان دعوت فرا رسید و از کوه به زیر آمد و میان مردم رفت. الف) معجزات زرتشت معجزات قبل اززاده شدن زرتشت: ۱- سه روزمانده به زایش زرتشت ده راگ مانند خورشید روشن بود. ۲- به طور معجزه آسایی سه عنصر تشکیل دهنده زرتشت(فره، روان وتن) از شرارت های دیوان و اهریمن نجات پیدا می کنند و بازبه شکل خارق العاده ای این عناصر به هم می پیوندند. ۳- خبر زایش زرتشت و پیامبری او ازجم و فریدون و مردم فرزانه بسیار اعلام شده بود. معجزات زرتشت بعد از زاده شدن: ۱- هنگام زادن زرتشت بخندید. ۲- پورشسپ یکی از جادوگران را برای دیدن زرتشت و تولد معجزه آمیزش به خانه آورد آن جادوگر از دیدن زرتشت ناراحت شد خواست سر نرم او را با دست بفشارد که بر اثر معجزه دست جادوگر خشک شد. ۳- برای نابودی زرتشت جادوگران هیزم فراوان گرد آوردند و آتش روشن کردند تا زرتشت را در آتش بسوزانند اما آتش در هیزم نگرفت و بنابر زادسپرم آتش او را نسوخت. ۴- جادوگران زرتشت را برای نابودی در جلوی گله گاوان و اسبان انداختند اما به طور معجزه آسایی نجات یافت و برای بار چهارم او را به لانه ماده گرگی که بچه های او کشته شده بود ند نهادند تا زرتشت را بدرد اما به خواست ایزدان پوزه گرگ خشک شد. ۵- عبور زرتشت به همراه مردان و زنان، پیر و جوان کودکان ،از رودخانه ای پرآب، بی آن که پلی در میان باشد این معجزه در سنین ۱۵تا۳۰سالگی او رخ داده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درصد فراوانی
۲۲تا۳۰
۸/۱۸
۳۱تا۳۸
۳/۵۸
بالای ۳۹
۹/۲۲
۴-۱-۶ اطلاعات مربوط به سابقه کار: همچنین اطلاعات مربوط به سابقه کارپاسخ گویان به شرح زیر استخراج گردید که در نتیجه آن بیشترین پاسخ دهندگان را افراد دارای سابقه کار ۱۱تا۱۵ سال تشکیل دادهاند. جدول ۴-۶ توزیع پاسخ دهندگان را بر مبنای سابقه کار آن ها نشان می دهد. جدول ۴-۶ : سابقه کار پاسخ دهندگان
سابقه کار
درصد فراوانی
زیر۵ سال
۳/۹
۶تا۱۰سال
۷/۲۸
۱۱تا۱۵سال
۵۲
۴-۲ تجزیه و تحلیل داده ها در ارتباط با فرضیات تحقیق: همان گونه که در فصل سوم اشاره شد در این تحقیق ، برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر وابسته، از معادله رگرسیون خطی چندگانه استفاده می شود. در مجموع ۸ معادله رگرسیون خطی برای بررسی فرضیه های تحقیق لازم است. در ادامه به آزمون هایی که برای بررسی مفروضات رگرسیون خطی شرح داده شده در فصل سوم اشاره می شود . سپس برای این منظور مدل رگرسیونی با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS برآورد شده و معنادار بودن مدل رگرسیونی با بهره گرفتن از سطح خطا (P-VALUE) محاسبه شده برای تعیین معناداری آماره F در سطح اطمینان ۹۵% مورد استفاده قرار می گیرد. بدین ترتیب که اگر Sig محاسبه شده از معادله رگرسیون کوچکتر از مقدار بحرانی ۰۵/۰ باشد، مدل رگرسیونی معنادار خواهد بود. در ضمن برای بررسی وجود همبستگی میان خطاها از آزمون دوربین- واتسون(DW) استفاده می گردد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴-۳ آزمون فرضیات: ۴-۳-۱ آزمون سه فرضیه اول تحقیق:
- بین مدیریت منابع انسانی الکترونیک از نظر آموزش و توانمند سازی نیروی انسانی رابطه معناداری وجود دارد.
- بین مدیریت منابع انسانی الکترونیک از نظر خدمات پژوهشی و توانمند سازی نیروی انسانی رابطه معناداری وجود دارد.
- بین مدیریت منابع انسانی الکترونیک از نظر خدمات درمانی و توانمند سازی نیروی انسانی رابطه معناداری وجود دارد.
این سه فرضیه به کمک معادله رگرسیون زیر مورد بررسی قرار می گیرد: (توانمندسازی)= a+ B1(آموزشی) +B2(پژوهشی)+B3(درمانی) سه فرضیه پژوهشی فوق را می توان به صورت زیر به ۶ فرض آماری تبدیل نمود: ۱.فرض صفر: بین مدیریت منابع انسانی الکترونیک از نظر آموزش و توانمند سازی نیروی انسانی رابطه معناداری وجود ندارد. ادعا: بین مدیریت منابع انسانی الکترونیک از نظر آموزش و توانمند سازی نیروی انسانی رابطه معناداری وجود دارد.
۲.فرض صفر: بین مدیریت منابع انسانی الکترونیک از نظر پژوهش و توانمند سازی نیروی انسانی رابطه معناداری وجود ندارد. ادعا: بین مدیریت منابع انسانی الکترونیک از نظر پژوهش و توانمند سازی نیروی انسانی رابطه معناداری وجود دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۶ تا ۲۰ سال
۵۹
۴/۳۸
۲۱ تا ۲۵ سال
۲۹
۲/۱۹
جمع
۱۵۳
۱۰۰
نتایج جدول ۳-۴ نشان می دهد که سابقه کار گروه نمونه شامل ۲۵ نفر زیر ۵ سال ،۲۳ نفر ۶ تا ۱۰ سال، ۱۷ نفر ۱۱ تا ۱۵ سال ،۵۹ نفر ۱۶ تا ۲۰ سال و ۲۹ نفر ۲۱ تا ۲۵ سال می باشند .کمترین فراوانی سابقه کار مربوط به سابقه کار بین ۱۱ – ۱۵ می باشد و بیشترین فراوانی مربوط به سابقه کار بین ۱۶ – ۲۰ سال می باشد.بیشترین درصد پاسخگویان ۴/۳۸ % و کمترین پاسخگویان ۱/۱۱% می باشد. ویژگی های سابقه کار گروه نمونه مورد مطالعه در نمودار ۳-۴ نشان داده شده است .
نمودار ۳-۴ : ویژگی های سابقه کار گروه نمونه مورد مطالعه ۳-۵-۲- پرسشنامه رضایت شغلی پرسشنامه رضایت شغلی این پرسشنامه در سال ۱۹۵۱ توسط بری فیلد و روث[۶۴] به منظور سنجش میزان رضایت شغلی افراد ساخته شده است وشامل ۱۹ سؤال ۵ گزینه ای است . در این پرسشنامه از پاسخ دهندگان خواسته می شود تا احساس و نگرش های خود را نسبت به شغلشان بر روی مقیاس ۵ درجه ای مشخص کنند .در گویه های ۱- ۲- ۳- ۴- ۶- ۸- ۱۰- ۱۳- ۱۴- ۱۶- ۱۸ برای گزینه به شدت مخالفم ، مخالفم، بلاتکلیفم، موافقم و به شدت موافقم به ترتیب نمره ۱ ، ۲، ۳،۴، ۵ منظور شده است . و بقیه گویه ها به صورت برعکس نمره گذاری شده است و به این ترتیب حداقل نمره کل گویه های این ابزار برابر ۱۹ و حداکثر نمره آن برابر ۹۵ میباشد.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳-۵-۲-۱- سنجش روایی و پایایی روایی پرسشنامه رضایت شغلی کوهانی،محمد رضا (۱۳۸۸) روایی این پرسشنامه را با روش روایی سازه ۶۷/۰ بدست آورد . همچنین ساعتچی ،محمود (۱۳۸۳)روایی پرسشنامه رضایت شغلی را در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه بین نگرش ها و انگیزش شغل با رضایت شغلی ۷۹/۰ گزارش کرد . هاشمی،محمدرضا (۱۳۹۰) در تحقیقی تحت عنوان بررسی میزان اعتماد مردم به پلیس و سطح رضایت شغلی مردم ،روایی پرسشنامه رضایت شغلی را بوسیله روایی بازآزمایی روی یک نمونه ۹۰نفری ۶۹۵/۰ بدست آورد . پایایی: پایایی پرسشنامه رضایت شغلی بری فیلد و روث توسط مختاری (۱۳۷۳) به روش دونیمه کردن ۷۸/۰ و عبداله زاده و کرمرودی (۱۳۷۳) با بهره گرفتن از روش آلفای کرونباخ ضریب پایایی آن را معادل ۹۳/۰ گزارش کرده اند . ۳-۵-۳- پرسش نامه فرسودگی شغلی مزلچ[۶۵] این پرسش نامه را مزلچ (۱۹۸۶) ، از گروه پالوآتو در کالیفرنیا تهیه کرده است ( عزیزی ، فیض آبادی ، صالحی ، ۱۳۸۷) و رایج ترین ابزار اندازه گیری فرسودگی شغلی است . که از ۲۲ گویه برای اندازه گیری فراوانی و شدت این پدیده در ابعاد سه گانه ، خستگی عاطفی ، مسخ شخصیت وفق دادن موفقیت فردی به کار می رود. تعداد و شماره گویه های مربوط به هر یک از مولفه های پرسش نامه فرسودگی شغلی مزلچ در جدول ۳-۵ آورده شده است . جدول شماره ۳-۵: تعداد و شماره گویه های مربوط به مؤلفه های پرسش نامه فرسودگی شغلی مزلچ
شماره گویه ها
تعدادگویه
مولفه ها
۲۰-۱۶-۱۴-۱۳-۸-۶-۳-۲-۱
۹
خستگی عاطفی
۲۲-۱۵-۱۱-۱۰-۵
۵
مسخ شخصیت
۲۱-۱۹-۱۸-۱۷-۱۲-۹-۷-۴
۸
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر عدم تقارن اطلاعات مؤثر باشند. جوزف استیگلیتز راه کارهایی برای غلبه بر عدم تقارن اطلاعات ارائه میدهد کهیکی از آنها بر طراحی نهادها مبتنی است. استیگلیتز استدلال می کند که نهادها میتوانند در ایجاد و توسعه سیستم انگیزشی برای غلبه بر عدم تقارن اطلاعات، ایفای نقش کنند (استیگلیتز، ۲۰۰۲). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
نورث و توماس یک نهاد را به عنوان «توافقی بین واحدهای اقتصادی» تعریف می کنند. توافق بین واحدهای اقتصادی یا نهاد، سبب شکل گیری ساختاری میشود که به آسانی تخطی از آن امکان پذیر نیست. برای مثال، اصناف مختلف در بازار مقرراتی وضع می کنند که هرچند الزام قانونی ندارد، ولی میتواند ضمانت اجرایی بالایی داشته باشد، به گونهای که تخطی از آن با واکنش دیگران روبه رو شده و در مواردی به حذف متخلف از بازار منتهی شود (نورث و توماس، ۱۹۷۳). نورث در نوشتهی دیگری تصریح می کند که نهادها شامل مجموعهای از قید و بندهای رفتاری به شکل قوانین و مقررات، و همچنین مجموعهای از هنجارهای رفتاری اخلاقی هستند؛ هنجارهایی که تعیین کننده ساختارهایی هستند که چگونگی مشخص کردن قوانین و مقررات و به اجرا درآوردن آن ها را محدود می کنند. علاوه بر این، برای تغییر دادن انگیزههای ذاتی مبادلات بازار، همچون نفع شخصی، به کار برده می شوند (نورث، ۱۹۸۴). ارائه اطلاعات و نظارت توسط دولت: یکی از راههای غلبه بر عدم تقارن اطلاعات، گردآوری اطلاعات است. برخی افراد انگیزه گردآوری اطلاعات را دارند. کارفرما با گردآوری اطلاعات درباره متقاضیان کار میتواند کارگر خوبی بیابد. حال اگر آنچه کارفرما درباره متقاضی میداند دیگران هم بدانند دستمزد به صورت مزایده خواهد شد و لذا کارفرما اطلاعات گردآوری شده مربوط به متقاضیان شغل را در اختیار دیگران نمیگذارد. اگر اطلاعات بلافاصله و کامل در سراسر اقتصاد منتشر شود، آنگاه هیچکس انگیزهای برای گردآوری اطلاعات نخواهد داشت. مادامی که برای گردآوری اطلاعات هزینه شود، بازارها نمیتوانند بهطور کامل از نظر اطلاعاتی کارا باشند. با توجه بهاینکه بازار انگیزه مناسب را برای افشای اطلاعات فراهم نمیکند و مخارج کسب اطلاعات ممکن است بالا باشد؛ وظیفه دولت، تهیه و افشای اطلاعات است. دولت میتواند با مدیریت ارائه اطلاعات و نظارت بر آن بر عدم تقارن اطلاعات غلبه داشته باشد. همچنین در مواردی که جمع آوری و افشای اطلاعات برای بخش خصوصی هزینه دارد، دولت میتواند با انجام آن به شفافیت اطلاعات در بازار کمک کند (داوودی و همکاران، ۱۳۹۱). برخی از اقتصاددانان نقش دولت را در بازار به نقش دولت در حکومت تشبیه می کنند؛ بهاین بیان که باید هر فرد برای تحقق دموکراسی واقعی یک رأی داشته باشد. در اینجا نقش دولت این است که زمینه رأی دادن را برای همه افراد فراهم کند. از طرفی برای تحقق بازار ایده آل، همه فروشندگان باید بتوانند کالای خود را در بازار عرضه کنند، و نقش دولت نیز این است که اطلاعات را به گونهای برای همهی مؤسسههای تولیدی فراهم کند تا ورود آنان به بازار آسان باشد. (وست[۳۶]، ۱۹۹۲) به بیان دیگر، دولت به جای مداخله میتواند بازار را مدیریت کرده و هر زمان که لازم باشد برای جلوگیری از نارساییهای بازار اقدام لازم را انجام دهد. یکی از موارد مهمی که به نارسایی در بازار منجر میشود، نقصان اطلاعات است. دولت میتواند با مدیریت و انجام اقدامات مدبرانه، نارساییهای ناشی از عدم تقارن اطلاعات را به کمترین مقدار برساند. برای مثال، وقتی کارگران خوب با کسب تحصیلات برای کارفرمایان علامت دهی می کنند، کارگران ضعیف نیز میتوانند با کسب تحصیلات، این علامت را با مشکل روبه رو سازند. اینجاست که دولت میتواند با ایفای نقش مدیریتی بر عدم تقارن اطلاعات فائق آید. او میتواند با ابزار غربال کردن، این چالش را برطرف کرده تا میزان تحصیلات بتواند نقش علامت دهی خود را به خوبی ایفا و بر عدم تقارن اطلاعات، غلبه کند. به نظر استیگلیتز اطلاعات، کالایی عمومی است. هنگامی که بخش خصوصی، اطلاعات را تولید می کند، بنگاههای دیگر نیز از عواید این اطلاعات بهره مند می شوند، در نتیجه، بخش خصوصی انگیزهای برای تولید آن ندارد. دولت میتواند از طریق جمع آوری و افشای اطلاعات و مدیریت صحیح شفافیت بازار، بسیاری از نارساییهای نقصان اطلاعات را جبران کند. (داوودی و همکاران، ۱۳۹۱) در مقابل، اقتصاددانانی که بر نقش دولت در غلبه بر عدم تقارن اطلاعات تأکید می کنند، مخالفانی هم هستند که معتقدند دولت برای غلبه بر عدم تقارن اطلاعات نمیتواند نقش اساسی ایفا کند. آنان دولت را نهادی غیرکامل معرفی کرده و معتقدند که بخش خصوصی با ارسال علائم اطلاعاتی در بازار میتواند موفق تر از دولت بر عدم تقارن اطلاعات غلبه کند، زیرا دولتها به ندرت اطلاعاتی بیش از بخش خصوصی دارند. برای جمع بین این دو نظریه میتوان گفت که دخالت دولت در بازار برای مدیریت و کنترل اطلاعات، مشروط بهاینکه اطلاعات دولت بیش از بخش خصوصی باشد، مفید است. طبیعی است که در اینجا باید هزینههای اجرایی نیز در نظر گرفته شده و هزینه فایده شود و در صورت مقرون به صرفه بودن اقدام گردد. (فراهانی فرد، ۱۳۸۱) غربالکردن از طریق بررسی: هیچ قانونی مبنی بر الزام بنگاه بیمه برای فروش بیمه به متقاضی پرداخت حق بیمه و یا الزام وامدهنده برای اعطای وام به متقاضی در نرخ بهرهای که اعلام کرده است، وجود ندارد. همچنین قانونی که کارفرما را ملزم به استخدام تمام کسانی کند که متقاضی شغل در دستمزد اعلام شده بودهاند نیز وجود ندارد. با بررسی میتوان افراد تواناتر را از افراد با توانایی کمتر جدا و به اصطلاح غربال کرد. این موضوع در مورد انتخاب پروژه برای اعطای وام بانکی نیز صادق است (همان). مشاهده رفتار در بازار نیز یکی از سازوکارهای غربالگری است. از طریق مشاهده رفتار در مکان بازار، میتوان اطلاعات زیادی را جمعآوری کرد. به عنوان مثال، تمایل به خرید بیمه در یک قیمت خاص، اطلاعاتی را درباره متقاضی بیمه، به شرکت بیمه منتقل میکند. یا تمایل به فروش اتومبیل مستعمل، اطلاعاتی را درباره کیفیت اتومبیل منتقل میکند. خود انتخابی[۳۷]: درحالتیکه مثلاً یک شرکت بیمهیا کارفرما میخواهد از انتخاب نامناسب اجتناب کند، خود انتخابی، روشی برای بررسی است. شرکتهای بیمه از وضعیت ریسکپذیری مشتریان بی اطلاعاند. این شرکتهای غیرمطلع، ترکیبهای متفاوتی را از حق بیمهها و معافیتها به مشتریان مطلع پیشنهاد میکنند و مشتریان با انتخاب خود، وضعیت خود را نشان میدهند. این نوع غربال کردن، خود انتخابی است. نظارت و کنترل بهتر: به عنوان مثال، نصب دوربین ویدئویی در کارگاه برای ضبط رفتار کارگران. هدف از این کار مچ گیری در رفتار غیرمسئولانه است. هر چند زیرنظرگرفتن، عدم تقارن اطلاعات را کاهش میدهد؛ معمولاً پرهزینه است (میرجلیلی، ۱۳۸۶). دستمزد بالاتر: براساس نظریههای دستمزد کارایی، بنگاهها برای انصراف کارگران از کم کاری تمایل دارند دستمزدی به آنها بدهند که اولا تا حدی انگیزه کم کاری را از آنان بگیرد و ثانیا به خاطر بالاتر بودن این دستمزد از دستمزد تسویه کننده بازار قدری بیکاری در اقتصاد ایجاد کنند که کارگران با احساس نوعی تهدید به بیکار شدن از کم کاری اجتناب کنند. (شاکری، ۱۳۸۷، ص ۱۰۸۷). پرداخت معوق: شرکتها میتوانند پرداخت بخشی از جبران حقوق کارگر را به تأخیر اندازند. بنابراین اگر کارگری از زیر کار شانه خالی کند و اخراج شود، آن گاه جریمه سنگینتری را متحمل خواهد شد. یک مثال از جبران معوق، همان پاداش پایان سال است. بنابراین افزایش سالانه دستمزد، به دلیل افزایش سنوات خدمت و افزایش تجربه نیست، بلکه به سبب واکنش به مخاطره اخلاقی است (میرجلیلی، ۱۳۸۶). بهبود قرارداد: کارفرمایی که در نظر دارد کارگزارش، کار را با کیفیت مطلوب انجام دهد، در قرارداد این امر را مشخص خواهد کرد و یا وامدهندهای که قصد دارد وام در فعالیتهای با ریسک بالا استفاده نشود، آن را در قرارداد وام مشخص خواهد کرد. اینگونه مخاطرههای اخلاقی درباره «اقدامات» با بهبود قرارداد (کار و وام)، کاهش مییابد (میرجلیلی، ۱۳۸۶). بازار اسلامی بازار مرکز شهرهای اسلامی، کانون بههمپیوسته بازرگانی و داد و ستد کلّی و جزئی صنعتگری، پیشهوری و سایر فعالیتهای اقتصادی و مرکز اصلی ستاد هدایت، سازماندهی و نظارت اقتصادی از جمله سرمایهگذاری، پرداختن به امور مالی و اعتبار سنّتی است. به لحاظ همین همبافتگی و کلّیت خود، بازار محور مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در چارچوب هیئتهای مذهبی در زندگی شهری است (مومنی، ۱۳۷۳، ص۲۰۹). چنانکه ملاحظه میشود، وقتی به وصف بازارهای اسلامی میرسیم، مفهوم «بازار» از قلمرو مکان یا سازوکار مبادله فراتر میرود و فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی و خیرخواهانه را نیز دربر میگیرد (رجایی، ۱۳۸۹) بازار را از جهت داشتن عناصر مذهبی چون مساجد، تکایا، مدارس و حسینیهها «روح شهر»، خود بازار را با عناصر و نقشهای فضایی آن «قلب شهر»، (همان، ص۴۰) و کاسب را «حبیب خدا» معرفی کردهاند. متقابلا، در بعضی روایات، به دلیل غفلت از یاد خدا و سرگرم شدن به امور دنیوی، بازار مذمّت شده و امیرالمؤمنین علی(ع) آن را «جای حاضر شدن شیطان و نمایشگاه فتنه و طغیان» (نهج البلاغه، نامه ۶۹) برشمرده اند. همه نقش آفرینان اقتصادی به گونهای بازخورد عملکرد خود را در بازار بررسی می کنند، و این خود گویای حساسیت این نهاد اجتماعی است. سالم سازی محیط بازار میتواند نقش بسیار مفید و مؤثری در کارایی آن داشته باشد تا بازار وظیفه خود را در تعیین و تثبیت قیمتها و هدایت تولیدکنندگان، فروشندگان و مصرف کنندگان به سامان برد و عهده دار کیفیت و کمیت تولید و مصرف و رفاه و آسایش بیش تر افراد جامعه گردد و به طور کلی سازماندهی امور اقتصادی هر جامعه را در دست گیرد. از آنجا که بازار محل داد و ستد و تجارت است، اهمیت آن را بیش تر باید در اهمیت داد و ستد جست و جو کرد. تجارت و بازرگانی در اسلام اهمیت فوق العادهای دارد. زیرا علاوه بر فراهم آوردن کالاهای مورد نیاز جامعه که سبب رفاه بیشتر جامعه میشود، یکی از راههای مهم اشتغال سالم و کسب درآمد محسوب میشود. امیرالمومنین (ع) می فرماید: «به داد و ستد بپردازید که مایه بی نیازی از آن چه در اختیار مردم است میباشد.» (الکافی، ج ۵ ص ۱۴۹ح۹، الخصال، ص ۶۲۱) از سوی دیگر کارکرد خود بازار نیز اهمیت ویژهای دارد: همه تولیدکنندگان نمیتوانند به طور مستقیم محصولات خود را بفروشند و اصولا تحقق چنین امری برای گسترش فعالیتهای اقتصادی مقرون به صرفه نیست. بازار میتواند واسطه بین تولیدکنندگان و خریداران باشد و با تعیین مناسب قیمتها کارکرد اقتصادی جامعه را تنظیم کند و تولیدکنندگان را به سوی نیازهای واقعی جامعه سوق دهد و با فروش کالاها و خدمات موجب بازتولید محصولات و استمرار این روند شود. طبیعی است اگر فعالیت بازار با احتکار و انحصار و تعیین نامناسب قیمتها همراه شود، منابع محدود و در دسترس جامعه به جهتی سوق خواهد یافت که در بهترین وضعیت صرفا منافع عده محدودی را تامین کند و منافع جامعه قربانی خواهد شد. بازار مکانی برای تسهیل مبادلات است و اگر به کانونی تبدیل شود که جمعی با افزودن قیمتها و واسطه گریهای مضاعف و بی حاصل تنها در فکر افزایش سود خود باشند، از کارکرد واقعی خود دور خواهد شد و این انحراف موجب گرایش بیش از حد افراد بهاین بخش میشود؛ بخشی که صرفا واسطه گری میکند و در نهایت با افزایش قیمتها و کاهش تولیدات واقعی، رفاه جامعه را کاهش داده، نابرابریها را می افزاید. افراد در بازار هر لحظه در معرض خطر سقوط و انحطاط مالی و اخلاقی اند، و از سوی دیگر حیات اجتماعی و اقتصادی جامعه به بازار وابسته است. روایاتی که در ذمّ بازار وارد شدهاند، درصددند احتمال سقوط مالی و اخلاقی بازاریان و هرکسی که به گونهای با بازار سروکار دارد را به حداقل برسانند (نظرپور، ۱۳۸۰، ص۲۲۲). خطرات جدی مانند تسلط شیطان بر انسان میتواند شیرازه بازار را تهدید کند، در روایات گوشزد شده است. تقوای الهی و مراقبت بر انجام دستورات و پرهیز از محرمات عامل درونی بسیار مهمی برای دور ماندن از این خطرات است. در واقع طبیعت بازار چنان است که انسان را به خود مشغول می دارد و تمام توجه او را به سود بیشتر معطوف میکند. اگر انسان غفلت ورزد و جهت تعالی معنوی خود به دقت مراقبت نکند، احتمال عادی شدن این غفلت و سرانجام نهادینه گشتن آن در سراسر زندگی وجود دارد و این خسرانی بزرگ است، و بازار که میتواند مکانی برای کسب درآمد و تامین رفاه مادی و در نهایت زمینه ساز تعالی معنوی انسان باشد، خود به مکانی برای سقوط معنوی تبدیل گردد (نظرپور، ۱۳۸۰، ص۲۲۶). دین مبین اسلام در جهت تعالی انسان و دستیابی به رفاه آموزههایی را در زمینه تجارت سالم ارائه نموده است که در ادامه بدان اشاره میشود. ۲-۳-۱ آموزههای اسلامی در زمینه تجارت یکی از ثمرات ارزشمند حاکمیت آموزههای اسلامی در «سوق مسلمین» و «تجاره عن تراض» پدیده انصاف و شکلگیری قیمت عادلانه در این بازار است. حاکمیت این قواعد بر فضای بازار از بازاری، عنصری متدین و کسی که در مسیر قرب خداوند گام برمیدارد و دوستی با خدا را برگزیده است، میسازد و او را در مقابل خطاها و لغزشها در معاملات حفظ میکند. فضای فیزیکی بازار اسلامی، توجه به خداوند، ترس از یوم الحساب و اخلاقیات حاکم بر این بازار موجب میشود عناصر مختلف بازار نه تنها به انگیزه مادی که با انگیزههای قوی الهی از پنهانکاری اطلاعات پرهیز نموده و به دنبال شفاف سازی باشند. نتیجهاین شفافیت که میتوان از آن به شفافیت قوی نام برد؛ کاهش قیمت، تسهیل مبادلات و در نتیجه افزایش رفاه مصرفکننده، اضافه ارزش تولیدکننده و سرانجام افزایش کارآیی بازار میباشد. بیشتر آموزههای اسلامی در زمینه تجارت که موجب کارایی مطلوب بازار از نظر اجتماعی و فردی میشود، در مقام وجوب یا حرمت نیست و با عنوان کراهت یا استحباب آمده است. از آنجا که این احکام الزامی نیست و نمیتوان از طریق ضمانتهای بیرونی و به صورت قهری تجار و بازاریان را به تحقق آنها واداشت، چارهای نیست جز اینکه انگیزههایی را در آنان ایجاد کرد تا ضمانتهای درونی تثبیت شود و ایشان خود به اجرا یا ترک آنها تمایل داشته باشند. البته در مواردی با حکم حکومتی میتوان به احکام مباح، حکم وجوب یا حرمت داد. ممانعت از احتکار، قیمت گذاری و نظارت بر قیمتها، کنترل توزین کالاها، برخورد با ناقضان حریم و قوانین بازار، ممنوعیت ذبح حیوانات مریض و ناقص، بردباری، پرهیز از دروغ، آسان گرفتن معامله، راضی بودن به حق خود و پرداختن حق دیگران، کامل کردن پیمانهها و وزنها، تعریف نکردن از کالای خود و بدگویی از جنس دیگران، پرهیز از سوگند در معامله و کتمان عیوب و… همه از مصادیقی است که با نهادینه شدن آنها احتمال سقوط فردی و اجتماعی بسیار کاهش می یابد و بازار سالم را به ارمغان می آورد. دعاهای ورود و خروج و جلوس در بازار را نیز میتوان در همین جهت تفسیر نمود. امام علی (ع)می فرمایند: «ای تاجران، اول فقه سپس تجارت، اول فقه سپس تجارت، اول فقه سپس تجارت، قسم به خدا همانا ربا در این امت مخفی تر از حرکت مورچه بر سنگ است.» (الکافی ج ۵ ص ۱۵۰ح۱، تهذیب الاحکام ج۷ ص۶ ح۱۶). و نیز می فرمایند: «تعریف و ذم فروشنده از کالا، سوگند در معامله، کتمان عیوب، در صورتی که از این اعمال دوری کنید معاملات شما صحیح خواهد بود و از حرام به دور خواهید ماند» (المقنعه، ص ۵۹۱). امام صادق (ع) می فرمایند: در گفتار خویش راستگو باش. اگر مال التجاره عیبی دارد آنرا نپوشانی. سفارش دهنده را مغبون نسازی که فریب دادن او حلال نیست. جز آنچه برای خود می پسندی برای مردم مپسند. حق بده و حق بگیر. از سوگند خوردن بپرهیز (جوادی، ۱۳۶۱، ص ۳۶۵). مطالعه اسناد و متون اسلامی در زمینه تجارت نشان میدهد در اسلام آموزههای بسیاری جهت انجام معاملات صحیح و افزایش کارایی بازار وجود دارد. در ادامه مهمترین آموزههای اسلامی در زمینه تجارت در جدول ۲-۱ بیان شده است: جدول ۲-۱: آموزههای اسلامی در زمینه تجارت
| ردیف |
آموزههای اسلامی |
ردیف |
آموزههای اسلامی |
| ۱ |
هر کالا و خدمتی را در بازار خودش قرار دادن (جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۲۳) |
۲۸ |
عدم تزیین کالا: ترغیب نکردن خریدار و ایجاد نیاز کاذب در او (شرح لمعه، ج ۱، ص۱۰۴) |
| ۲ |
اصلاح مال التجاره و آوردن جنس مرغوب (جواهر الکلام، وسائل الشیعه ج۱۲ص۳۳۲) |
۲۹ |
تعیین نکردن نسبت سود و تخفیف به سرمایه (بصورت درصد) (شرح لمعه، ج۱، ص ۱۱۷) |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل دوّم: بررسی و تبیین مسأله اسماء و صفات الهی در نظر صدرالمتألّهین
۲-۱. تعریف اسم
پیش از ورود به اصل مسأله و ارائه ی توضیحاتی پیرامون آن، لازم است تعریفی دقیق از مفاهیم آن بیان کرد، تا درکی روشن از آن داشته باشیم.
۲-۱-۱. اسم در لغت
اسم، در لغت از ریشه «س م و» به معنای بلندی و ارتفاع است.[۱] ادیبان و لغت شناسان عرب، معتقدند که «اسم»، از مادّه ی «وَسَم» به معنای نشانه و علامت است؛ پس کلمه ای است که بر مسمّا، یعنی شخصی که اسم بر آن اطلاق می گردد، دلالت می کند و نشانه و علامت آن است.[۲] هم چنین اسم، بر ذاتی که به صفتی موصوف گشته است، مانند «عالِم»، دلالت میکند.[۳] علامه طباطبایی درباره اسم می نویسد: نحویون، لفظ اسم را به بعضی از اقسام لفظ مفید، اختصاص داده اند، آن به این دلیل است که آن ها گفته اند، لفظ مفید یا مستقلا،ً افاده معنی می کند یا مستقلاً افاده معنی نمی کند. در صورت اخیر، اسم است؛ و در صورت اول بر دو قسم است؛ زیرا یا دلالت می کند بر افاده و حصول معنی در زمان معین که فعل است و یا افاده معنی می کند نه در زمان معین که اسم است و به همین جهت، گفتند: اسم، لفظ مفردی است که بالوضع بر معنایی دلالت می کند بدون این که بر زمان معین، دلالت کند و در ادامه می گویند: متکلمین لفظ اسم را به بعضی از این اقسام، اختصاص دادند و آن، برای این است که هر ماهیتی یا خودش مورد لحاظ است، یا از این جهت که با صفت خاص توصیف می گردد، در نظر گرفته می شود. نوع اول مانند آسمان، زمین، مرد، دیوار اسم است. و نوع دوم مانند خالق و رازق و طویل و قصیر صفت است. کلمه ی اسم، به حسب لغت، چیزی را گویند که به وسیله ی آن، انسان به سوی چیزی راه پیدا کند، چه این که علاوه بر این، دلالت معنای وصفی ای را هم افاده بکند، مانند لفظی که حکایت کند از معنایی موجود در آن چیز و یا صرف اشاره به ذات آن چیز باشد، مانند زید و عمرو.[۴]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۱-۲. اسم در اصطلاح
۲-۱-۲-۱. معنای اسم از نظر صدرالمتألهین
صدرالمتألهین در اهمیّت شناخت اسماء الهی، معتقد است: و اعلم أن العلم بالأسماء الإلهیه علم شریف دقیق و معرفه لطیفه غامضه و به فاق أبونا آدم علیه السلام على الملائکه.[۵] بدان که علم به اسمای الهی، دانشی شریف و سودمند است و به این نام ها است که حضرت آدم(علیه السّلام) برفرشتگان برتری یافت.[۶] چنان که خداوند متعال فرمود: ﴿وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَهِ فَقالَ أَنْبِئُونی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ.قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ.قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ. ﴾[۷] صدرالمتألهین در این باره آورده است: إن الاسم مما یسبح به لا مما یسبح له.[۸] اسم، آن چیزی است که بدان تسبیح گفته می شود و نه آن چیزی که بدان تسبیح کرده می شود و توسط آن اسم ها است که حقیقت مسمّی، شناخته می شود.[۹] آن چنان که خداوند متعال می فرماید: ﴿سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى﴾[۱۰] صدرالمتألهین در این باره می نویسد: «أسمای خداوند تعالی درحقیقت، محمولات عقلی اند که ذات احدیت او بر آن ها شمول و احاطه دارد و هیچ گونه جعل و تأثیر به آن ها تعلّق نگرفته است و نخواهد گرفت؛ بلکه به «لاجعل» موجود و برای ذات ثابتند. آن ها دارای احکامی ثابت و آثاری لازم است که مظاهر آن أسمایند.»[۱۱] وی در کتاب «المظاهر الهیه» اذعان می کند: و ألیق المجعولات بأن یعرف بها ذاته-تعالى- و یکون مظاهر لأسمائه و صفاته هی کلمات اللّه التامات و الأرواح العالیات التی هی بمنزله أشعّه نور وجهه و کماله و معرّفات جلاله و جماله، فهی الأسماء الحسنى.[۱۲] سزاوارترین این محمولات که ذات خداوند به آن ها شناخته می شود و مظاهری برای أسماء و صفات وی هستند، همان کلمات تامات و ارواح عالیات خداوند هستند که به منزلهی اشعهی نور، وجه و کمال او را نشان میدهند و جلال و جمال وی را معرّفی میکنند و به آن ها أسمای حسنی نیزگفته می شود.[۱۳] در چهار آیه از قرآن کریم نیکوترین نام ها به خداوند اختصاص یافته است. ﴿وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى ﴾[۱۴] «حُسنی» مؤنث «أحسن» اسم تفضیل از مادهی «حَسَن (زیبایی)» به معنای «زیباتربودن» است بنابراین «اسماء حسنی» به معنی اسمی است که بهترین و زیباترین اسمها است؛[۱۵] یعنی بر ذاتی دلالت میکند که به همراه صفتی از صفات کمال آن بوده، به نحوی که بالاترین و برترین است؛ به تعبیر دیگر، اسمی که از ذاتی خبر دهد که متصف به کمالات وجودی، به صورت ذاتی و نامحدود است.[۱۶]
۲-۱-۲-۲. معنای اسم از نظر ابن عربی
در عرفان ابن عربی نیز، شناخت أسماء الهی اهمیّت دارد و ذات حق، تنها از طریق أسماء با کائنات ارتباط دارد. نه تنها أسماء، مبدأ اشیا هستند، بلکه معرفت به حق نیز تنها از راه أسماء و مظاهر او امکان دارد.[۱۷] ابن عربی، اسم را در مفهومی، عین مسمّا و در مفهومی دیگر غیر از مسمّا می داند. وی در این باره می گوید: هر اسمی هم بر ذات دلالت دارد و هم بر معنایی که برای آن در نظر گرفته شده است. پس از جهت دلالتش بر ذات، همه ی اسماء را دارا است و از جهت دلالتش بر معنایی که منحصر به آن است، از اسمای دیگر مثل رب و خالق و غیر آن جدا می گردد. بنابراین اسم از جهت ذات، همان مسمّا است و از جهت معنایی که به خصوص تنها برای آن در نظر گرفته شده جدای از مسمّا است.[۱۸] ایشان هم چنین معتقد است که حق در ذات خود بی نیاز از جهانیان است و این أسماء هستند که ارتباطات حق را با مخلوقات برقرار می کنند؛ بنابراین عالم به أسماء نیازمند است. أسماء الهی، علت وجود عالم اند. حق در مرتبه ی اسماء، سببِ وجودِ عالم می گردد.[۱۹] در عین حال اسماءِ، گاهی نزد عرفا به موجودات عینی نیز اطلاق می گردد؛ با این اعتبار که موجودات خارجی مظاهر و مجالی آن اسماءِ و معانی غیبیهاند و آن معانی و این موجودات عینی، اتّحاد مفهومی دارند اگر چه در وجوب و امکان متفاوتند.[۲۰]
۲-۱-۳. شمار اسمای الهی
درباره ی شمار اسماءالله به ارقام مختلفی می توان اشاره کرد. مشهورترین رقمها نود و نه اسم است که در کتاب های اهل سنت نقل شده است.[۲۱] در منابع شیعه نیز این معنا از طریق امامان(علیهم السّلام) و به نقل از حضرت علی(علیه السّلام) و ایشان هم از پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شده است که فرمودند: إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى تِسْعَهً وَ تِسْعِینَ اسْماً مِائَهً إِلَّا وَاحِداً مَنْ أَحْصَاهَا دَخَلَ الْجَنَّهَ.[۲۲] خدای عزوجل را نود و نه نامست، هرکه با آن ها دعاکند و خداوند را بخواند، خدا او را جواب دهد و دعایش را مستجاب کند. هرکس آن ها را احصاء کند، داخل بهشت شود. شیخ صدوق می گوید منظور از «احصاء»، شمارش کردن آن ها نیست، بلکه به این معنا است که انسان به آن ها احاطه پیدا کند و معانی این صفات را درک کند.[۲۳] مفسران قرآن کریم نیز این روایت را در کتب تفسیری خود آورده و به تفسیر آن پرداختهاند و گفتهاند: منظور از «احصاء»، آن است که به این اسمها و صفات و متصف بودن خدا به این اوصاف، ایمان داشته باشد و بکوشد آن ها را در وجود خود پیاده و منعکس سازد.[۲۴] متّصف شدن به این نامها، انسان را به بهشت اسماء، نائل میکند و انسان با ریاضتهای قلبی، مظهر أسمای الهی و آیت بزرگ خدا میگردد و وجودش وجودی ربّانی خواهد شد.[۲۵] در برخی روایات دیگر برای خداوند به ۳۶۰ اسم و در برخی دیگر، خداوند دارای ۴۰۰۰ اسم است. اگرچه در مورد روایت ۱۰۰۱ نام که برخی آن را به ۹۹۹ نام تحویل کردهاند،[۲۶] نصی در احادیث نبوی وجود ندارد؛ امّا با این حال دعای جوشنکبیر، متضمن۱۰۰۱ اسم الهی است.[۲۷] با وجود این، هیچ یک از این ارقام و ارقام دیگری که ذکر کردهاند، نمیتواند تعیینکنندهی شمار اسماء الهی باشد. این تفاوت، حاکی از تعارض نیست؛ بلکه دالّ بر توقیفی نبودن[۲۸] أسماء حسنی است؛ زیرا اسماء خداوند، حد و حصر و انتهایى ندارد.[۲۹]
۲-۲. تعریف صفت
۲-۲-۱. صفت در لغت
صفت، در لغت به ویژگی ها و چگونگی یک شیء اطلاق می گردد. در جای دیگر آمده است که آن، ریشه ی «وصف» است و «و» آن را حذف و به انتهای آن (ه) افزودند و به معنای آراستن و نعت است.[۳۰] همان گونه که «عده» که از «وعد» گرفته شده است. بنابراین صفت، مصدر بوده و معنای آن توصیف کردن است؛ با وجود این، صفت در بسیاری موارد به معنای حاصل مصدری، مانند علم به کار می رود. معنای لغوی صفت به لحاظ حاصل مصدری «اماره و علامت» و نشانه شیءِ است. علامتی که حالات خاص از حالات موصوف به آن شناخته می شود.[۳۱]
۲-۲-۲. صفت در اصطلاح
صفت در اصطلاح فلاسفه و متکّلمان، عبارت است از: معنی ناعتی که موجودیّت آن برای خود نباشد، خواه آن را موجودیّتی جدای از موجودیّتِ موصوف باشد یا نباشد؛ به عبارت دیگر، صفتِ شیء، عبارت است از؛ معنی ناعتی که از آن شیء بالذات یا بالعرض انتزاع گردد و عنوان و حکایت از آن است. به سخن دیگر، صفت عبارت است از، معنی ناعتی که ثبوت فی نفسه اش عین ثبوتش برای موصوف است؛ خواه ثبوت فی نفسه ی آن، عین موصوف باشد و خواه غیر آن باشد.[۳۲] گاهی به خود صفت، اسم اطلاق میگردد؛ زیرا ذات در میان همه اسماء مشترک است و تکثر در اسماء به سبب تکثر صفات به اعتبار مراتب غیبیه ی حق تعالی است.[۳۳] گاهی در تعریف اسم و صفت، تعیّنات و حقایق خارجی از جهت ظهور ذات در آن ها و ارتباط آن ها با ذات مطلق، «اسم» نامیده میشود و همین تعیّنات و حقایق چنان چه تنها ملاحظه گردند، «وصف» خوانده میشوند.[۳۴]
۲-۲-۳. معنای صفت از نظر صدرالمتألهین
در نظام صدرایی، صفت دارای معنای عامی است که از شیء واجب یا ممکن انتزاع می گردد و بر آن حمل می شود؛ با این هدف که شیء را به تفصیل بشناساند. بنابراین زیادت و حمل چیزی بر ذات را صفت می نامند؛ خواه این زیادت تنها بر حسب مفهوم باشد و در مصداق، صفت با ذات، عینیت داشته باشد؛ یا بر حسب غیریّت در مفهوم و مصداق باشد؛ خواه در شیء مجرّد باشد یا در شیء مادّی محسوس، خواه صفت محسوس باشد یا معقول.[۳۵] صفت در حقیقت از معنایی عام در موصوف خبر می دهد که موصوف و دیگران را که متصّف به آن صفت و شریک در آن ویژگی هستند، ممتاز می کند. برای مثال وقتی می گوییم: خداوند عالم است؛ علم، معنای عامّی است که می تواند بر خداوند و انسان اطلاق گردد؛ امّا باید به این نکته توجّه کرد که علم در انسان، زاید بر ذات است؛ امّا در خداوند، عینِ ذات است.[۳۶] نظر متکلمان و حکیمان الهی، آن است که اگرچه عقل به کنه حقیقت صفات الهی راهی ندارد، به وجهی قابل شناخت هستند و این مقدار معرفت که لازمه ی عبودیّت است؛ آدمی را بسنده است.[۳۷] چنان که امام علی (علیه السّلام) می فرماید: لم یطلع علی تحدید صفته و لا یحجبها عن واجب معرفته.[۳۸] خدای تعالی، عقل های بشری را بر کرانه های صفاتش آگاه نکرد و از مقدار لازم معرفتش محجوب نساخته است. در میان اقوال گوناگون، در مورد معناشناسی اوصاف الهی سخن درست، همان سخن صدرالمتألهین و حکیمانِ حکمت متعالیه است. صدرالمتألهین براساس اشتراک معنوی وجود و نظریه ی تشکیک وجود این مطلب را بیان می کند. او معتقد است که صفات الهی از حیث وجود شناسی، مقول به تشکیک خاصی[۳۹]و از نگاه معناشناسی، مشترک معنوی هستند که این معنا از اشتراک معنوی مبتنی بر تشکیک خاصی در وجود شناسی است؛ یعنی هر یک از صفات الهی مانند علم، قدرت، اراده، حیات و سایر صفات کمالی، مانند خود وجود، امری تشکیکی است که همه ی مراتب شدت و ضعف آن را این مفاهیم در بر می گیرد و این، همان اشتراک معنایی و تشکیک مصداقی است که روش توحیدی است.[۴۰]
۲-۳. فرق بین اسم و صفت
تعاریف لغوی که در مباحث قبل، در مورد اسم و صفت بیان گردید را می توان به معنای فرق بین اسم و صفت بیان کرد. در لغت عرب، اسم و صفت هر دو به معنای علامت و نشانه برای مسمّی و موصوف هستند؛ اما اسم شامل هر گونه علامت می شود، ولی صفت علامت خاصی است، علامت بودن آن مقید است؛ از این رو، میان اسم و صفت رابطه عموم و خصوص مطلق برقرار است؛ یعنی هر صفتی، اسم است؛ اما هر اسمی، صفت نیست؛ مانند اعلام و اسم های خاص، مانند زید و بکر اسم هستند، ولی صفت نیستند؛ اما الفاظی که بیان گر وصف هستند هم اسم و هم صفت هستند، مانند عالم و علم.[۴۱]
۲-۳-۱. فرق بین اسم و صفت از نظر صدرالمتألهین
از نظر صدرالمتألهین، ذات عبارت است از؛ هویّت شی(هستی شی) و نحوه ی وجود خاص او که به واسطه ی آن، موجود می گردد و آن حقیقت ویژه ی اوست. پس برای هر هویّتی وجودی، صفات کلی ذاتی و عرضی است که تمامی مفهومات آن ها، به نحو اشتقاق بر آن هویّت صدق می کند. پس مشتقات، همان اسماء الهی اند که مبادی آن ها همان صفات الهی است. بنابراین فرق بین اسم وصفت در اعتبار عقلی، فرق بین مرکّب و بسیط در خارج است؛ چون مفهوم ذات در مفهوم اسم اعتبار گردیده، ولی داخل در صفت نیست؛ زیرا صفت یک امر عارضی است چون مقصود از صفت، معنایی است که حمل بر ذات نگردد و بدان عرض اطلاق می گردد. و مراد از اسم، معنایی است که بتوان آن را بر ذات حمل کرد که بدان عرضی اطلاق می گردد. از این رو، هر دو(اسم و صفت) در ذات متحّد و یکی هستند و در اعتبار، مغایرت و جدایی دارند همان گونه که در عرض و عرضی است.[۴۲] الفرق بین الاسم و الصفه، کالفرق بین المرکب و البسیط بوجه، فإن الاسم کالأبیض و الصفه کالبیاض و الفرق بین العرضی و العرض عند محققی أهل النظر، أن المأخوذ «لا بشرط شیء» هو العرضی و المأخوذ «بشرط لا شیء» هو العرض، فالمسمى قد یکون واحدا و الأسماء کثیره و هی محمولات عقلیه و لیس المراد بها الألفاظ، لأنها غیر محموله حملا اتحادیا، و هذه الألفاظ التی هی بإزائها أسماء الأسماء عندهم، و أما تلک المحمولات فهی بالحقیقه علامات و معرفات للذات الموسومه بها.[۴۳]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- ذهن واقعی است، وقایع ذهنی ارزش مطالعه را دارند.
-
- دانش در ذهن است.
-
- دانش پویاست.
-
- معنا ساخته می شود.
-
-
-
- برای خبره شدن، تفکر و انتزاع( تجرید) اهمیت دارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
-
- یادگیری شامل ساخت تصورات (بازنمایی ها) است.
-
- فرایند تدریس، مذاکره برای ساخت معناست.
-
- تفکر و ادراک تفکیک ناپذیرند.
-
- حل مسآله در شناخت اهمیت دارد(آلن، ۲۰۰۷، به نقل از: ظریف صنایعی، ۱۳۹۰، ص ۵۴).
۲-۲-۴۱- رابطه روش تدریس و یادگیری در کنار شرایط و امکانات آموزشی نیرویی انسانی و بویژه معلم ، از مهمترین عوامل تشکیل دهنده محیطهای آموزشی است. تاثیر موقعیت و امکانات مناسب بر هیچ فردی پوشیده نیست. اما امکانات و تجهیزات بدون وجود معلم کارایی لازم را نخواهد داشت. معلم با شناخت امکانات به تجهیز مناسب محیط آموزشی میپردازد. محیط و امکانات آموزشی را سازماندهی میکند، موقعیت آموزشی مناسب را بوجود میآورد و با شناخت استعداد، علایق و توانایی شاگردان، آنان را در طریق صحیح یادگیری هدایت میکند. البته چنین نقشی به دانش و اعتقادات معلم بستگی دارد. اگر چه کنجکاوی و ارضای آن را بدیهی ترین احتیاجات شاگردان است. اگر معلم با نظریه ها و اصول یادگیری آشنا نباشد و تدریس را فقط انتقال واقعیتهای علمی بداند و تجارب یادگیری را منحصر به نشستن در کلاس ، گوش دادن و حفظ کردن مطالب شنیده شده یا نوشته شده در کتاب تصور کند، مسلم است که در تقویت کنجکاوی و پرورش استعداد و تفکر علمی شاگردان چندان موفقیتی به دست نخواهد آورد. زیرا شاگرد که همواره علاقمند به فکر کردن است. در بررسی عوامل مختلف باید فرصت حرکت و جنبش داشته باشد تا بتواند به هدفهای آموزشی برسد. یادگیری بدون تلاش و فعالیت و تعامل با محیط صورت نخواهد گرفت. کسی که میخواهد یاد بگیرد باید فعالیتی متناسب با علایق و توان خود داشته باشد. و اگر در روش تدریس معلم این نکات در نظر گرفته نشود، مدرسه و کلاس برای شاگرد جالب توجه و جذاب نخواهد بود، اما اگر معلم خود را راهنما و ایجادکننده شرایط مطلوب یادگیری بداند و بجای انتقال اطلاعات ، روش کسب تجربه را به شاگردان بیاموزد، آنان در برخورد با مسائل فعالتر خواهند شد، از منابع مختلف استفاده خواهند کرد، اطلاعات لازم را به دست خواهند آورند، به سازماندهی آن خواهد پرداخت و آن را تحلیل خواهند کرد تا به حل مسائل نایل شوند .با چنین روشی ، شاگرد نه فقط حقایق علمی را فرا میگیرد. بلکه با روشهای علمی کسب معرفت نیز آشنا خواهد شد، طرز کار را با منابع مختلف و نحوه استفاده از مطالب درسی برای حل مسأله را خواهد آموخت و در فرایند یادگیری، ابتکار و خلاقیت خود را به کار خواهد انداخت(شعبانی،۱۳۸۴، ص ۱۹). ۲-۳- مروری بر پژوهش های انجام شده به طور کلی بررسی تحقیقات انجام شده در باره روش های تدریس فعال نشان می دهد که همواره این روش های فعال، کارا و مؤثر بوده اند. ۲-۳-۱- پژوهش های انجام شده در داخل کشور
-
- نصرت و همکاران(۱۳۸۹) در پژوهشی که با عنوان تأثیر آموزش فعال فناورانه (TEAL) فیزیک بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه شهر فلاورجان انجام داد به این نتیجه رسید که ۲۴ درصد تفاوت موجود بین پیشرفت تحصیلی گروه آزمایش که با روش یادگیری فعال فناورانه آموزش دیده بودند، با گروه گواه که به روش سنتی آموزش دیده بودند، نتیجه تأثیر این روش تدریس می باشد که در واقع تأکیدی بر به کارگیری روش های فعال است.
-
- پریشانی و همکاران (۱۳۹۰ ) تحقیقی را با عنوان تأثیر آموزش فعال فناورانه (TEAL) در درس زیست شناسی بر انگیره ی تحصیلی دانش آموزان انجام دادند به این نتیجه رسید که تدریس زیست شناسی به شیوه ی فعال فناورانه (TEAL) بر انگیزه ی تحصیلی تأثیر معناداری داشته است.
-
- معتمدی تلاوکی و همکاران( ۱۳۹۰) در پژوهشی در باره تأثیر روش های فعال تدریس بر بهبود عملکرد درس فیزیک به این نتیجه رسیدند: روش های فعال تدریس بر بهبود عملکرد درس فیزیک دانش آموزان در سطح دانستن بی تأثیر اما در سطوح بکار گیری مفاهیم، حل مسایل متداول و استدلال به طور معنادار مؤثرند.
-
- خجسته و نوروزی(۱۳۹۰) تأثیر چند رسانه ای ها را بر میزان یادگیری و یادداری درس لوحه نویسی فارسی بر روی دانش آموزان پایه اول ابتدایی شهر تهران بررسی کردند و به این نتیجه دست یافتند که چند رسانه ای ها بریادگیری درس لوحه نویسی فارسی مؤثر است اما لزوما بر یادداری آن در دراز مدت تأثیری ندارد.
-
- لاکدشتی، یوسفی و خطیری(۱۳۹۰) در یک تحقیق با عنوان تأثیر نرم افزارهای شبیه ساز آموزشی بر یادگیری و یادسپاری دانشجویان و مقایسه آن با روش سنتی تدریس را انجام دادند و به این نتیجه دست یافتند که بین یادگیری و یادسپاری در آموزش با نرم افزارهای شبیه ساز و روش سنتی تفاوت معنی دار وجود دارد.
-
- شریفی، محمد داودی و اسلامیه(۱۳۹۱) رابطه میزان استفاده از فن آوری های اطلاعات و ارتباطات با عملکرد دبیران در فرایند یاددهی و یادگیری را در یک تحقیق تحلیل کردند. نتایج به دست آمده نشان داد که بین میزان استفاده دبیران از فن آوری اطلاعات و ارتباطات با عملکرد آنها در فرایند یاددهی و یادگیری رابطه معناداری وجود دارد و ۶/۶۰ درصد تغییرات متغیر وابسته تحقیق (عملکرد دبیران) را به ترتیب مؤلفه های استفاده از نرم افزارهای کاربردی، استفاده از پایگاه های اطلاعاتی و سپس استفاده از اینترنت تبیین می کنند.
-
- عبداله زاده(۱۳۹۲) در پژوهشی که به منظور مقایسه کارایی دوره یادگیری ترکیبی با دوره های یادگیری الکترونیکی و حضوری در درس ریاضی در میان دانش آموزان دختر و پسر سال اول دبیرستان شهرستان اردبیل انجام داد به این نتیجه دست یافت: میزان یادگیری دانش آموزانی که در دوره های ترکیبی درس ریاضی شرکت کرده بودند از دانش آموزانی که در دوره های صرفاً الکترونیکی و صرفاً حضوری در درس ریاضی شرکت کرده بودند بیشتر است.
۲-۳-۲- پژوهش های انجام شده در خارج از کشور
-
- گیج و برلاینر (۱۹۸۴) در تحقیقی نشان داده اند که کیفیت یادگیری در روش های تدریس فعال از جمله روش بحث گروهی بیشتر از روش های غیر فعال مانند سخنرانی و تمرین و تکرار است(لطف آبادی،۱۳۷۴).
-
- دوری و بلچر در پاییز سال ۲۰۰۱ روش تدریس فعال فناورانه (TEAL) را برای ۱۷۶ دانش آموز و در پاییز ۲۰۰۳ برای ۵۱۴ دانش آموز، برای بررسی درک مفهومی دانش آموزان قبل و بعد از مطالعه الکترومغناطیس با موفقیت اجرا کردند. گروه کنترل شامل ۱۲۱ دانش آموز بود که همین محث را با روش سنتی در بهار ۲۰۰۲ آموزش دیدند. دانش آموزان به سه گروه قوی، متوسط و ضعیف تقسیم شدند. تمام دانش آموزان در گروه های آزمایش که به روش فعال فناورانه(TEAL) آموزش دیده بودند، در فهم مفاهیم فیزیک به صورت شگرف و معناداری نسبت به گروهی که به صورت سخنرانی آموزش دیده بودند، نمرات شان پیشرفت کرده بود(دوری و بلچر،۲۰۰۵).
-
- بویل و همکاران (۲۰۰۳) پژوهشی را با عنوان استاده از دوره یادگیری ترکیبی برای بالا بردن یادگیری در برنامه های آموزشی انجام دادند. در این پژوهش از ترکیبی از تدریس سنتی، روش های نوین آموزشی و منابع انلاین و… استفاده شد. نتایج نشان داد که استفاده از روش های ترکیبی از روش های سنتی وآنلاین به میزان چشمگیری یادگیری دانش آموزان دبیرستان را در درس ریاضی بهبود بخشیده است(به نقل از عبداله زاده، علی اکبر،۱۳۹۲).
-
- باراک و دوری ( ۲۰۰۵ ) نشان دادند که وارد شدن فن آوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه آموزشی ویژه دانش آموزان دوره متوسطه، منجر به ارتقای درک مفاهیم شیمی ، نظریه ها و ساختارهای مولکولی می شود(به نقل از بدریان، هنرپرور و ناصری آذر،۱۳۸۹).
-
- پلونز و رولتا (۲۰۰۷) نیز در پزوهشی به بررسی تأثیر یادگیری مشارکتی مبتنی بر کامپیوتر بر ریاضیات پرداختند. این تحقیق که به روش شبه آزمایشی انجام شد نشان داد که این شیوه می تواند در تغییر ادراک ریاضی گروه آزمایش موثر باشد.
-
- سوان و همکاران(۲۰۰۸) پژوهشی با عنوان نقش نرم افزار های شبیه ساز در پیشرفت تحصیلی در دروس رشته های فنی انجام دادندکه نتایج آن حاکی از تاثیر استفاده از این نرم افزارها در پیشرفت تحصیلی دروس فنی دانشجویان بوده است.
-
- همچنین در درس های مختلف فیزیک پس از استفاده از روش یادگیری فعال فناورانه(TEAL) درصد مردودی ها به طور متوسط از ۱۵ درصد به کمتر از ۴ درصد کاهش یافته است (درمشکین ، ۲۰۰۸).
-
- شیه ، چانگ و لیو(۲۰۰۸) در بررسی تأثیر یادگیری فعال فناورانه در یادگیری فیزیک عمومی به این نتیجه رسیدندکه میزان یادگیری گروه آزمایش که با روش فعال فناورانه آموزش دیده بودند ۱۱ درصد بیشتراز گروه کنترل بوده است.
-
- لورنز و همکاران(۲۰۰۹) با تحلیلی که از تأثیر چند رسانه ای گرافیکی بر فرایند پبش نوشتاری دانش آموزان دوره ابتدایی داشته است معتقد است که استفاده از چند رسانه ای گرافیکی مزایایی در افزایش مهارت نوشتن برای دانش آموزان دبستانی در بر دارد.
-
- آدیمی (۲۰۱۲) در بررسی تأثیر آموزش به کمک کامپیوتر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه در درس مطالعات اجتماعی به این نتیجه رسید که کاربرد کامپیوترتأثیر معناداری در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در این درس دارد.
باتوجه به نتایج تحقیقات به عمل آمده به نظر می رسد سیستم آموزش ترکیبی فعال فناورانه، با امکان انعطاف پذیری در یادگیری و قابلیت بهره گیری از مزایای سه روش آموزش با بهره گرفتن از کاوشگری گروهی، شبیه سازی و سخنرانی کوتاه، در قالب کار گروهی به کیفیت بالای آموزش شیمی و ارتقاء یادگیری و یادداری دانش آموزان منجر شود. در این مطالعه به بررسی میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان دو گروه با بهره گرفتن از روش فعال فناورانه و روش معمول پرداخته شده است. به عبارت دیگر سؤال اساسی این است که ایا این روش تدریس با ویژگی های خاص خود در ارتقاء یادگیری و یادداری دانش آموزان موثر است؟ در این تحقیق ، محقق به دنبال پاسخ به این سوال است. در جدول شماره۲-۱ پژوهش های مطرح شده در پیشینه پژوهش به صورت خلاصه آمده است: جدول ۲-۱: خلاصه پیشینه پژوهش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
او چو ثعبان باشد اندر رزم با سهم نهیب تو چو موسی و کف تو چون ید بیضا شود تیزی خنجر نهاد اندر سر اقلام تو آن که اندر چوب موسی هیئت تنین نهاد به فعل نیزه ی تو چون عصای موسی شد که کرد جادویی جاودان هبا وهدر ازخاک به جز دولت سنجر نکند زر از چوب به جز موسی عمران نکند مار و آن مار چه مارست که چون معجز موسی نا چیز کند تنبل خصمان فسونگر که در دریا به زخم چوب موسی یکی دیوار شد بر روزن و در سخن از تابوتی است که بقایای نوح که نشانه ی رسالت او بود و ماهی که در هنگام دیدار موسی وخضر که از آب حیات نوشید و زنده شد، چنانچه سنایی در سیر العباد الی المعاد می گوید: گر همه راه نیل شد به درست غم مخور موسی و عصا باتست چون گذشتیم خود منزل حوت او و من همچو موسی و تابوت ماهی جم کمینه مزدورش مار موسی کهینه گنجورش اشاره به داستان بنی اسرائیل در تیه که بریشان مائده از آسمان نازل می شد و آنان خواهان پیاز و سیر شدند و آنگاه که به موسی گفتند: ما بر یک نوع طعام صبر نخواهیم کرد، از پروردگار خویش در خواه که بیرون آرد ما را از رستنیهایی که ما از زمین می روید همچون خیار و سیر عدس و پیاز؛ که سنایی می گوید: منّ و سلوی چو هست، اندر تیه، در دنیا پیاز و سیر مباش هرچه دست آویزداری، جز خدا، آن هیچ نیست چون عصا پنداشتن در دست و ثعبان داشتن موسی به سقاییت بوده روزی بس باده که از جام تو چشیده زموسی رهروی آموز اگر خواهی بریدن ره گذر گه بر فراز کوه و گه برقعر دریا کن چو زین سودای جسمانی برون آیی تو آن گاهی به راه و حدت، از حکمت، علامتهای بیضا کن سنایی در حدیقه می گوید: این همه علم جسم مختصر است علم رفتن به راه حقّ دگر است علم آن کش نظرا دقّ باشد علم رفتن به راه حقّ باشد چیست این راه را نشان و دلیل این نشان از کلیم پرس و خلیل منوچهری دامغانی می گوید: به دین موسی امروز خوشترست نبیذ به خور موافقش را نبیذ نوشنبد گلبن به گهر خیره کند کسری را موسیجه همی بانگ کند موسی را گر همی فرعون قومی سحره پیش آرد رسن و رشته ی جنبده به ما را نگارد با لله و بالله و بالله که غلط پندارد مار موسی همه سحر وسحره او بارد میر، موسی است که شمشیر چو ثعبان دارد دست ابلیس و جنودش کند از ما کوتاه قوم فرعون همه را در بن دریا راند آنگهی غرقه کندشان و نگون گرداند گر بترسندی فرعون خدا را خواند جبرئیل آید و خاکش به دهن افشاند اندر آن دریا و آن آب و وحل درماند که برون آمد از آنجا، نتواند به شناه جمال الدین اصفهانی ۱ می گوید: از بس شکوفه شاخ تو گویی کلیم وار از آستین برون ید بیضا همی کشد از شکوفه شاخ چون موسی ید بیضا نمود لاله رخشان ز که چون آتش طور آمده است شاخ برهان کف موسی شد ارنه چون همی گه ید بیضا نماید راستینش گه عصا صبح کوته عمر از آن شد که نمود از گریبانش ید بیضا ی او عجب تر آنکه سر کلک تو به گاه بیان همی نماید در شاعری ید بیضا رودکی می گوید: ور به بلوراند رون بینی گویی گوهر سرخ است به کف موسی عمران ببرده نرگس توآب جادوی بابل گشاده غنچه ی توباب معجز موسی عنصری می گوید: خیال و شعبده ی جاودان فرعون است تو گفتی آن سپهی است بیکرانه و مر عصای موسی تیغ ملک برابرشان چو اژدها شده و باز کرده پهن زفرّ به آب در همه غرقه شدند چون فرعون چو بر گذشت از آن آب شاه موسی وار از دو برهان و پیغمبر ترا بینم نصیب وین دو بینم، شغل تو گر این کنی، ور آن کنی از عطا تو معجزات عیسی مریم کنی از قلم تو معجزات موسی عمران کنی ابو سعید ابوالخیر می گوید: یا رب تو زمانه را دلیلی بفرست نمرودان را پشه چو پیلی بفرست فرعون صفتان همه زبردست شدند موسی و عصا و رود نیلی بفرست تب را شبخون زدم در آتش کشتم یک چند به تعویذ کتابش کشتم بازش یک بار در عرق کردم غرق چون لشکر فرعون در آبش گشتم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مزیت نسبی آشکار: این شاخص به بررسی ساختار صادرات ملی در مقابل ساختار صادرات جهانی برای کالای موردنظر میپردازد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شاخص مزیت نسبی آشکار شده مقادیری بین صفر و بینهایت را میتواند اختیار کند. مقادیر بزرگتر از یک بیانگر وجود مزیت نسبی در تولید کالای مورد نظر است و مقادیر بین صفر و یک نشانه عدم وجود مزیت نسبی است.[۴] تغییرات این شاخص طی زمان میتواند بیانگر تغییر جایگاه مزیت نسبی یک کالا تلقی شود که این تغییر ممکن است به دلایلی همچون کاهش هزینه نسبی تولید کالا، تغییر در نرخ مبادله ارز و یا تغییر در موانع تجاری داخلی و یا کشورهای متقاضی کالا باشد.[۵] RCA = : ارزش صادرات کالای مورد نظر i از کشور j : ارزش کل صادرات کشور مورد مطالعه : ارزش صادرات کالای مورد نظر i در سطح جهانی : ارزش کل صادرات جهانی متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی و شرح چگونگی بررسی و اندازه گیری متغیرها: متغیر وابسته در این مقاله مزیت نسبی میگوی ایران در بازارهای جهانی است که قصد داریم به بررسی وضعیت آن بپردازیم. برای محاسبه این متغیر از چهار متغیر: Exa (صادرات کالای x در کشور a)، Eta (کل صادرات کالا در کشورa)، Exw (کل صادرات کالای x در جهان) و Etw (کل صادرات کالا در جهان) استفاده خواهد شد. همچنین قصد داریم جهت شناسایی عوامل موثر بر این شاخص و همچنین نوع رابطه آن ها از الگوی رگرسیونی زیر استفاده نماییم: RCA = C+a1PIRICAP+a2 PIRIAQC+ a3PTCAP+a4PTAQC+ a5DTR + a6VAvgFr+ a7VAvgT+U RCA: شاخص مزیت نسبی صادراتی PIRICAP: میزان صید میگوی دریایی در ایران (هزار تن) PIRIAQC: میزان تولید میگوی پرورشی در ایران (هزار تن) PTCAP : میزان صید میگوی دریایی در جهان (هزار تن) PTAQC: میزان تولید میگوی پرورشی در جهان (هزار تن) DTR: ارزش تبدیل دلار به ریال در بازار ایران (ریال) VAvgnpF: میانگین قیمت میگوی یخ زده فرآوری نشده (دلار) VAvgT: میانگین قیمت کلیه محصولات بدست آمده از میگو (دلار) C: جمله ثابت رگرسیون U: جمله اختلال منابع فصل اول
-
- ابراهیمی نژاد, میگل, شیلات و آبزیان کشور؛ چالش ها و پتانسیل ها.مرکز تحقیقات استراتژیک, ۱۳۹۱٫
-
- بودجه, دفتر برنامه ریزی و, سالنامه آماری سازمان شیلات ایران۱۳۹۰, تهران: سازمان شیلات ایران.
-
- طوسی, ماندانا, وضعیت تولید ، بازار داخلی و صادرات آبزیان پرورشی.۱۳۸۳٫
-
- Laursen, Keld, Revealed Comparative Advantage and the Alternatives as Measures of International Specialisation.Department of Industrial Economics and Strategy, 1998.
-
- اسماعیل, سلامی حبیب اله ،پیش بهار, تغییرات الگوی مزیت نسبی محصولات کشاورزی در ایران: تحلیلی کاربردی با بهره گرفتن از شاخص های مزیت نسبی ابراز شده.قتصاد کشاورزی و توسعه ۱۳۸۰٫
فصل دوم ۲-۱مقدمه ای بر پیشینه سوابق و ادبیات تحقیق[۳] کسب آگاهی درباره تحقیقات گذشته، بررسی ادبیات تحقیق خوانده میشود. هدف عمده پیشینه پژوهش را نقد دانش موجود درباره موضوع در دست تحقیق میدانند. از نظر آنها، مقاصد مشخص پیشینه پژوهش عبارتند از: [۱]
-
- تعریف و تحدید مسئله
-
- قرار دادن یافته های تحقیق در چارچوب تحقیقات قبلی
-
- اجتناب از دوباره کاری
-
- انتخاب روشها و ابزار اندازهگیری
در فرایند بررسی ادبیات تحقیق در این پایاننامه ابتدا به بیان تئوریهای تجارت بین الملل و تاریخچه آن پرداخته و سپس در ادامه به صورت تفصیلی درباره مزیت نسبی به بحث خواهیم پرداخت، در بخش دوم این فصل به بررسی صنعت میگو در جهان و بازارهای آن پرداخته و بعد از آن این صنعت را در ایران بررسی مینماییم. در بخش سوم نیز به مروری بر مطالعات انجام شده در این پایاننامه خواهیم پرداخت، در بررسی تحقیقات صورت گرفته سعی بر این خواهد بود که از جدیدترین مقالات شروع کرده و به تدریج منابعی را که از نظر زمانی عقبتر هستند بررسی خواهیم کرد. در هنگام سازماندهی مرور مطالب در این پایان نامه سعی بر این شده است که بحث را به مطالعاتی که حداکثر ارتباط را با مطالعه حاضر دارند اختصاص دهیم. ۲-۲ نظریههای مهم در تجارت بین الملل درحقیقت تئوریهای تجارت بین الملل، تئوریهای متفاوتی برای توضیح دادن هستند. تجارت به معنای مبادله کالا و خدمات بین دو نفر و یا دو شرکت یا موسسه در دو کشور مختلف میباشد. در واقع مردم و شرکتها به این علت تجارت میکنند که به کالا و خدمات نیاز دارند و از این تجارت سود کسب میکنند. اگر بخوهیم به صورت سطحی به این تعریف نگاه کنیم به نظر میرسد که این تعریف ساده بوده ولی در حقیقت حجم زیادی از تئوری، سیاست و استراتژی در کسب و کار در تجارت را شامل میشود.[۲] برای بهتر فهمیدن چگونگی تکامل تجارت جهانی، دانستن اینکه چگونه کشورها در طول تاریخ با یکدیگر به تجارت میپرداختند اهمیت زیادی دارد. در طول زمان متخصصین اقتصاد تئوریهای خود را گسترش داده و به توضیح مکانیسم تجارت جهانی پرداختند. تئوریهای اصلی اقتصاد به عنوان کلاسیکها نامیده شدند و از تجارت بین کشورها نشات گرفته شدند. [۲] در اواسط قرن بیستم تعریف تئوریها درباره تجارت، به جای تجارت بین کشورها به تجارت بین شرکتها و سازمانها تغییر یافت. این تئوریها به عنوان تئوریهای مدرن و بر پایه سازمانها و یا شرکتها نامیده میشود. هر دو این دستهبندی کلاسیکها و نئو کلاسیکها شامل چندین تئوری بین المللی است.[۲]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۵٫ فرضیه های پژوهش:
-
- زبان شعری حافظ و سعدی حاوی طرحوارههای تصویری است که در انتقال پیام شعر به مخاطب نقش مهمی دارد.
-
- میتوان از طریق تحلیل طرحوارهها به شناخت نگرش، تفکر و شخصیت شاعر دست یافت.
-
- به نظر میرسد که طرحوارههای حرکتی در غزلهای سعدی بیشتر از حافظ و طرحوارههای حجمی در غزلهای حافظ بیشتر از سعدی است و بر برونگرایی سعدی و درونگرایی حافظ دلالت دارند.
۱-۶٫ اهداف پژوهش این پژوهش اهداف زیر را دنبال میکند:
-
- کشف و تحلیل طرحوارههای تصویریِ بهکاررفته در غزلیات حافظ و سعدی در چارچوب نظریهی معنیشناسی شناختی.
-
- شناخت نگرش و شخصیت این دو شاعر از طریق تحلیل طرحوارهها.
-
- همانندیها و تفاوتهای اندیشگی میان این دو شاعر از رهگذر طرحوارهها.
۱-۷٫ روش پژوهش روش انجام پژوهش توصیفی، تحلیلی و مقایسهای است. بدین صورت که ابتدا منابع مختلف دربارهی استعارههای مفهومی و طرحوارههای تصویری مورد مطالعه قرار گرفت. سپس طرحوارههای تصویری بهکاررفته در غزلیات حافظ و سعدی استخراج خواهند شده و در پایان با مقایسه و تحلیل داده های جمعآوریشده، نتیجهی رساله ارائه شده است. ۱-۸٫ معرفی فصلهای رساله فصل اوّل این رساله به مقدّمه اختصاص دارد و در آن به توضیح و تبیین موضوع پژوهش و پیشینه آن پرداخته شد. فصل دوم به بنیادهای نظری پژوهش اختصاص دارد. در فصل سوم پیشینهی پژوهش و نقد این نظریه و نقاط ضعف و قوت آن مطرح شده است. فصل چهارم، مهمترین فصل این پژوهش و دارای سه بخش است: در بخش اوّل، طرحوارهی حجمیِ مرتبط با سهواژهی «سر»، «چشم» و «دل» مورد تحلیل قرار گرفته است. در بخش دوم، طرحوارهی حرکتی در سه حوزهی حرکت افقی، حرکت عمودی و حرکت چرخشی بررسی شده است. در بخش سوم طرحوارهی قدرتی اساس تحلیل قرار گرفته است. فصل پنجم خلاصه و نتیجهی پژوهش را در بر میگیرد.
فصل دوم مبانی نظری پژوهش ۲-۱٫علوم شناختی در جهان موجودات زنده، شناخت، پیچیدهترین و چند وجهیترین فرایند محسوب میشود. این امر چنان بدیهی است که توجهی را بر نمیانگیزد؛ اما وقتی شناخت، خود موضوع شناخت میشود، بیشازپیش پیچیده مینماید و به عنوان عجیبترین و حتی دشوارترین موضوع جهان زیستی، در برابر محقق رخ مینماید. شناخت را میتوان کسب دانش یا کلیهی فعالیتهای ذهنی تعریف کرد(لوریا، ۱۳۷۶: ۷). تیبرین شناخت را این گونه تعریف میکند: «شناخت پدیدهای است که از رمزگذاری و به کارگیری اطلاعات توسط سیستم مرکزی به دست میآید» (تیبرین، ۱۹۸۹: ۱۴ به نقل از خوش زبان: ۱۳۸۹: ۱۰). از آنجا که شناخت محصول ذهن است، برای درک آن باید ذهن را مورد بررسی قرار داد. علوم شناختی را میتوان مطالعهی علمی ذهن دانست. در این تعریف منظور از ذهن، مجموع نمودهای هوشمندی و آگاهی؛ یعنی تفکر، ادراک، حافظه، احساس، استدلال و نیز تمام روندهای ناآگاهانهی شناختی است (خسروی پور، ۱۳۸۸).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
بررسی ذهن تا قرن نوزدهم میلادی که مقارن با پیدایش روان شناسی علمی است، بر عهدهی فیلسوفان بود. مکاتب اولیهی روانشناسی علمی نیز، بیشتر بر بررسی سیر الگوها و جریانهای درونی ذهن، از طریق خودکاوی و دروننگری متمرکز بودند. چند دههی بعد نیز رفتارگرایی، با اعتقاد به لزوم محدودکردن روانشناسی به بررسی پدیده های قابل مشاهدهای همچون محرکات بیرونی و پاسخهای رفتاری موجود زنده به آن محرکها، به رویکردی غالب در روانشناسی تبدیل شد و مطالعهی سازوکارهای درونی ذهن را برای چند دهه به حاشیه راند (استنبرگ، ۱۳۸۷: ۷). دانش مطالعهی ذهن از اواخر دههی پنجاه قرن بیستم، دچار تحول عظیمی شد. در این سالها نه فقط روانشناسان، بلکه برخی از دانشمندان علوم اعصاب و هوش مصنوعی، زبانشناسان و فلاسفه متوجه شدند که همگی مشغول حل مسایل مشترکی در مورد کارکرد ذهن هستند و رهیافتهای متفاوت آنان در جهت حل این مسایل میتواند مکمل یکدیگر باشد. این اندیشمندان، با روش رفتارگرایان در محدود کردن روانشناسی به بررسی رفتارهای قابل مشاهده، مخالف بودند و معتقد بودند که فرایندهای پنهان ذهن را میتوان با روش های غیر مستقیمی همچون رفتارکه از دیدگاه آنان دارای نقش واسطهای است، بررسی کرد. نتیجهی این همگرایی دانش جدیدی بود که امروزه آن را علوم شناختی می نامند (همان). محققان علوم شناختی به دنبال کشف راز ذهن و تبیین کارکردهای شناختی و فرایندهای پنهان آن هستند. آنان با این فرض که ذهن یک دستگاه بازنمایی است، در تلاشاند تا چگونگی بازنمایی تجربیات انسان از جهان را در ذهن او توصیف کنند. هدف از این علم آن است که قابلیتهای شناختی که در موجودات زنده وجود دارد، به شکل علمی تعریف و تدوین شود و سازوکارهایی که در مغز باعث به وجود آمدن چنین قابلیتهایی میشوند، شناسایی گردند (لوریا، ۱۳۷۶: ۷). علوم شناختی مجموعهای از شش رشته روانشناسی، انسان شناسی، زبانشناسی، فلسفه، علوم رایانه و علوم عصبشناسی است و به طور عام به تمام پژوهشهایی اطلاق میشود که به ذهن میپردازند (خوش زبان، ۱۳۸۹: ۱۱). «محققان علوم شناختی کشف راز بزرگترین سرمایهی انسان، یعنی ذهن و تبیین کارکردهای شناختی و فرایندهای پنهان آن را تنها با روش های غیر مستقیم ممکن میدانند. یکی از این روشها، ورود به ذهن از دریچهی زبان و گفتار است؛ چرا که زبان یکی از عالیترین نمودهای ذهن است که هم محصول شناخت است و هم خود فرآیندی شناختی به حساب میآید. از این رو، زبانشناسی شناختی به عنوان مکتبی که ساخت، یادگیری و استفاده از زبان را بهترین مرجعی میداند که میتوان با بهره گرفتن از آن، شناخت انسان را توضیح داد، از جایگاه ویژهای در علوم شناختی برخوردار است (نور محمدی، ۱۳۸۷ :۲). ۲-۲٫زبانشناسی شناختی زبانشناسی شناختی در کنار دو نگرش زبانشناسی صورتگرا و زبانشناسی نقشگرا، نگرشهای مسلط در «زبانشناسی نظری» امروز محسوب میشود که هر یک از منظری خاص و با نگاهی متفاوت زبان را مورد مطالعه قرار میدهند. هر یک از این نگرشها، خود زیرمجموعههایی را شامل میشود که فصل مشترک آنها به ترتیب عبارتند از: تلقی زبان به عنوان نظامی ساختبنیاد و ریاضیگونه؛ نظامی برای ایجاد ارتباط و نظامی شناختی (دبیرمقدم، ۱۳۸۷ : ۹). زبانشناسی شناختی نیز مانند سایر شاخه های زبانشناسی، به مطالعهی زبان و توصیف نظام و نقش آن میپردازد. تلقی زبان به عنوان منعکسکنندهی نظام شناختی ذهن و ویژگیهای بنیادی و اصلی آن، فرض اساسی این رویکرد است. مدعای زبانشناسی شناختی این است که زبان بهترین وسیله برای شناخت انسان است و با بررسی ساختار زبان، سرنخهای بسیاری دربارهی سازوکارهای عملکننده در ذهن آدمی مانند ادراک، تجزیه و تعمیم، استنباط و استنتاج، استدلال، حل مسأله، خویشتن کاوی و خویشتن آگاهی به دست میآید. محققان این حوزه به خاستگاه اجتماعی، تاریخی، زیستی و محیطی زبان، توجه ویژهای نشان میدهند و چگونگی شکلگیری زبان را متأثر از عوامل فوق میدانند (حسندخت فیروز، ۱۳۸۸ : ۱۱). «زبانشناسی شناختی به این معنا «شناختی» است که نقش شناخت، یعنی نقش اطلاعات موجود در ذهن را در مفهومسازی موقعیتهایِ خارجی بررسی میکند. به عبارت دیگر، این دانش این نکته را بررسی میکند که وقتی کاربران زبان میخواهند موقعیتی را توصیف کنند؛ اطلاعات موجود در ذهن آنها چگونه در مفهومسازی – مقولهبندی و ساماندهی – آن موقعیت تأثیر میگذارد. در نتیجه تحلیل تعابیر زبانی، راهی برای دستیافتن به آن اطلاعات و ساختار آنهاست» ( قائمینیا ، ۱۳۸۶: ۵ ). به طور کلی، کانون و منشأ باور زبانشناسان شناختی در این جمله خلاصه میشود که «دانش زبان، بخشی از شناخت عام انسان است» (حقبین، ۱۳۸۹ : ۳۸). زبان آن جنبه از شناخت تلقی میگردد که از تعامل و همجوشی عوامل اجتماعی، فرهنگی، روانشناختی، منطقی و ارتباطی نشأت میگیرد. چنین رویکردی زبانشناسی را قادر میسازد که فراتر از توصیفگرایی و صورتگرایی محض به تبیینی کارآمدتر از واقعیتهای زبانی دست یابد (گلفام و بهرامی خورشید، ۱۳۸۸ : ۱۴۵). «پیدایش این مکتب تا حدود زیادی در مباحث زبانی مطرح در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، میان معنیشناسان زایشی و طرفداران چامسکی ریشه دارد. دو تن از این افراد، یعنی «جرج لیکاف» و «رونالد لانگاکر» طی مباحثاتی به این نتیجه رسیدند که زبان شناسی نحومدار زایشی فاقد رویکردی معنی بنیاد است تا بتواند توانایی های شناختی را توصیف کند» (راسخ، ۱۳۸۴: ۷۷) . «کرافت و کروز زبانشناسی شناختی را مبتنی بر سه اصل میدانند: ۱) زبان قوهی شناختی مستقلی نیست؛ ۲) دستور زبان مفهومسازی است و ۳) معرفت به زبان از کاربرد زبان حاصل میشود. اصل نخست در برابر این ادعای دستور زبان زایشی قرار دارد که زبان قوهی شناختی مستقل است. اصل دوم هم در برابر معناشناسی شرایط صدق قرار دارد که بر طبق آن، معنا با تعیین شرایط صدق مشخص میشود. اصل سوم هم در برابر رویکردهایی نسبت به نحو و معناشناسی قرار دارد که در آنها فرض میشود مقولات و چارچوبهایی بسیار کلی و انتزاعی بر تشکیل معرفت زبانی حاکم هستند» (قائمینیا، ۱۳۹۰: ۱۱۳). ۲-۳٫ تفاوتهای زبانشناسی شناختی با زبانشناسی نقشگرا و صورتگرا
-
- در رویکرد زایشی، ساختار عبارتهای زبانی، محصول رشتهای از قواعد دستوری است که این قواعد تا حدود زیادی مستقل از معنا در نظر گرفته میشوند. این در حالی است که رویکرد شناختی، ساختهای زبان را به هیچ روی جدا از پردازشهای شناختی در نظر نمیگیرد و معتقد است آنچه بر شیوهی رمزگذاری زبان فرد تأثیر میگذارد، چگونگی درک او از جهان پیرامونش میباشد (شریفی،۱۳۸۸ :۲).
-
- در زبان شناسی نقشگرا بر اجتماعی بودن زبان تأکید میشود. اما در رویکرد شناختی بر جنبهی روانشناختی آن. لنگاکر میگوید که دستور شناختی «واقعیت روانشناختی را در توصیف زبانی» جدی میگیرد (لیکاف، ۱۳۸۳ : ۶۶).
-
- در نظریههای صورتگرا «صورت» اصل است و «معنا» نقش فرعی دارد و در نظریههای نقشگرا «نقش ارتباطی و کاربردشناختی» اصل است و صورت فرع بر آن. درحالیکه در نظریهی شناختی صورت و معنا دو روی یک سکهاند و مسألهی تقدم و تأخّر و تفوق یکی بر دیگری مورد تأکید نیست (پورابراهیم، ۱۳۸۸ : ۱۶). در نظریههای صورتگرا و نقشگرا، نحو مستقل از معنا مورد مطالعه قرار میگیرد؛ اما در رویکرد شناختی، نحو معنا دارد و متأثر از معناست. مثال: ۱) مداد روی میز است ۲) میز زیر مداد است. جملهی اول مورد قبول و جملهی دوم غیر قابل قبول است. این مثال نشان میدهد که توصیف فاعل جمله فقط با توجه به ویژگیهای صوری، از توجیه مورد قبول نبودن جملهی دوم ناتوان است (نور محمدی، ۱۳۸۷ :۱۷).
-
- مهمترین تفاوت شناختیها با صورتگرایان و نقشگرایان نگاه به استعاره در این مکاتب است. درحالیکه استعاره در کانون مطالعات معنیشناسی شناختی قرار دارد؛ در زبان شناسی صورتگرا به آن به عنوان یک واحد انحرافیافته و اضافی در مقایسه با زبان معمولی نگاه میشود و آن را پدیدهای شبهدستوری تلقی میکنند که از قواعد معناشناختی سرپیچی کرده است. معنیشناسی صورتگرا با تلقی منطق ریاضی به مثابهی رویکرد درست به زبان طبیعی، استعاره را چیزی بیرون از معنیشناسی محض تلقی میکند. بنابراین استعاره یا از حوزهی مطالعات آنها کنار گذاشته شده یا به حاشیهی توجه رانده میشود. در رویکرد نقشگرا هر چند استعاره مورد توجه قرار گرفته، اما به عنوان یک آرایهی ادبی در سطح زبان مطالعه و بررسی میشود؛ درحالیکه رویکرد شناختی به اصالت مفاهیم استعاری و تعلق آن به سطح ذهن و تفکر معتقد است. نقشگرایان استعاره را به عنوان یک تنوع واژگانی – دستوری توصیف میکنند و بر این باورند که برای هر بیان استعاری، دستکم یک بیان غیر استعاری در واژه و دستور وجود دارد (نور محمدی، ۱۳۸۷ : ۱۹-۱۷) .
زبانشناسی شناختی را به دو حوزهی وسیع تقسیم میکنند: معنیشناسی شناختی و رویکرد شناختی به مطالعهی دستور(راسخ، ۱۳۸۹: ۲۱). معنیشناسی شناختی به بررسی رابطه میان تجربهی انسانی، نظام مفاهیم و ساختار معنایی زبان میپردازد (همان:۷۲) و بر طبق «دستور زبان شناختی»، زبان بُعدی از شناخت است و ساختار دستوری زبان را نمیتوان مستقل از ملاحظات معنایی فهمید (قائمی نیا، ۱۳۹۰: ۵۰). ۲-۴٫معنیشناسی شناختی در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ در آمریکا، لیکاف و جانسون (۱۹۸۰) و لانگاکر (۱۹۸۷) با این باور که زبانشناسی نحومدار زایشی به دلیل فقر مطالعات معنایی، نمیتواند توانایی های شناختی را توصیف کند، حرکت جدیدی را در معنیشناسی آغاز کردند که بعدها با نام معنیشناسی شناختی معرفی شد. لیکاف (۱۹۸۸) نخستین بار این لفظ را در مقالهای با همین نام به کار برد (نور محمدی، ۱۳۸۷: ۱۹). لیکاف به هنگام معرفی معنی شناسی شناختی، ابتدا به بحث دربارهی رهیافت ارجاعی[۸] در مطالعهی معنی میپردازد. لیکاف چنین نگرشی را «معنیشناسی مصداقی[۹]» [یا به عبارت بهتر معنیشناسی عینیگرا] مینامد و مبانی این رویکرد را مردود میداند. در معنی شناسی منطقی یا آنچه لیکاف معنیشناسی مصداقی مینامد، اولاً معنی مبتنی بر دلالت مصداقی و صدقی است؛ ثانیاً نمادهای زبان به مصداقهایی در جهان خارج دلالت دارند؛ ثالثاً درک معنی، تطبیق یک پارهگفتار، با موقعیتی تلقی میشود که این پارهگفتار آن را توضیح میدهد. به اعتقاد لیکاف، حتی اگر بپذیریم که هر نمادِ زبان، به چیزی در جهان خارج دلالت دارد که ندارد، باز هم چنین نگرشی صرفاً به معانی صریح واژهها محدود میشود، درحالیکه معنیشناسی باید از مبانیای برخوردار باشد که بتواند معانی صریح، ضمنی، مجازی، استعاری و حتی بافتی را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد؛ یعنی معنی به گونهای مطالعه شود که انسان به کار میبرد و درک میکند. به این ترتیب، رهیافت مورد نظر لیکاف بازنمودی است و علاوهبراین میان معنیشناسی و کاربردشناسی تمایزی قایل نیست. به اعتقاد این دسته از زبانشناسان، معنی مبتنی بر ساختهای مفهومی قراردادی شده است؛ یعنی انسان تجربیاتی را از جهان خارج کسب میکند و در ذهن خود به صورت مفاهیم انبار مینماید، این مفاهیم باید بتوانند در ایجاد ارتباط به کار روند؛ بنابراین باید قراردادی باشند(صفوی، ۱۳۸۳: ۳۶۷-۳۶۶). اوانزوگرین (۲۰۰۶: ۱۵۷) چهار اصل را به عنوان اصول کلی معنیشناسی شناختی برمیشمارند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب) مقایسه تعهد اساسی و مقتضای ذات در حقوق فرانسه در مورد مفهوم تعهد اساسی و معیار تعیین آن اتفاق نظر وجود ندارد. در حقوق ایران نیز تعیین مقتضای (ذات) عقد کار آسانی نیست. آنچه مسلم است این است که «تعهد اساسی» فرانسویان مفهومی وسیعتر از مقتضای عقد در حقوق ایران دارد؛ تعهد تسلیم مبیع، تعهد واگذاری عین مستأجره به مستأجر در وضعیتی که قابلیت انتفاع از آن برای مستأجر ممکن باشد، تعهد تضمین سلامت مبیع از عیوب، تعهد ایمنی در قراردادها، تعهد امین بر استرداد کالا به شخص مالک، تعهد اطلاع رسانی و دادن مشورت، همگی، در شمار تعهدهای اساسی هستند. در حالی که در حقوق ما اگر به یک مفهوم مضیق از مقتضای عقد پایبند باشیم، هیچ کدام از این موارد، مقتضای عقد به شمار نمیآیند. (مقتضای بیع، «تملیک عین» است و مقتضای اجاره، «تملیک منفعت» است و مقتضای ودیعه «اذن در نگهداری، یا حداکثر، تعهد نگاهداری»). حتی اگر به یک مفهوم واقع بینانه از مقتضای عقد باور داشته باشیم به نظر نمیرسد، همه تعهدهای گفته شده را بتوان جزء مقتضای عقد محسوب کرد. به عنوان مثال مشکل میتوان تعهد سلامت مبیع از عیوب را مقتضای ذات بیع شمرد.[۳۶۳]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ج) رأی «Chronopost» وقایع رأی معروف Chronopost (شعبه تجاری ۲۲ اکتبر ۱۹۹۶) به طور خلاصه از این قرار بود: شرکت Banchereau دو بار پیاپی، دو پاکت حاوی دو پیشنهاد شرکت در مناقصه را برای ارسال به شرکت Chronopost (خوانده) واگذار کرد. در حقیقت کار شرکت خوانده، ارسال سریع محموله ها بود. در این مورد نیز خوانده متعهد شده بود که پاکت ها را فردای آن روز، پیش از ظهر، به مقصد برساند. «سرعت» مقتضای ذات قرارداد بود؛ به زبان دیگر، موعد، قید تعهد بود و بدین سان به مقصد رساندن پاکتها در زمان تعیین شده، در مجموع، تعهد اساسی قرارداد را تشکیل میداد. از سوی دیگر شرط محدود کنندهای در قرارداد وجود داشت که به موجب آن، شرکت پست در صورت تأخیر در انجام تعهد، بیش از ۱۲۲ فرانک (که معادل کرایه پست بود) مسئولیت نداشت. هیچ کدام از پاکتها در موعد به مقصد نرسید و خواهان دعوای مسئولیت مدنی خود را بابت از دست دادن شانس (شانس اینکه پیشنهاد او مورد قبول قرار میگرفت و از این طریق منافع بسیاری تحصیل میکرد) علیه شرکت پست اقامه کرد. دادگاه پژوهش «رن» به شرط محدود کننده مسئولیت ناشی از تأخیر، ترتیب اثر داد، چرا که شرکت پست مرتکب یک تقصیر سنگین در انجام تعهد نشده بود. دیوان کشور، این رأی را بر مبنای ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی (جهت تعهد) نقض نمود و از جمله اظهار داشت: « شرکت Chronopost که متخصص حمل و نقل سریع بوده است و سرعت خدماتش را تضمین کرده بوده است، خویشتن را متعهد نموده بوده که پاکتهای شرکت Banchereau را در یک موعد معین به مقصد برساند و به جهت عدم انجام این تعهد اساسی، شرط محدود کننده مسئولیت در قرارداد، که با قلمروی تعهد پذیرفته شده در تعارض است، میبایست کأن لم یکن تلقی میشده است. »[۳۶۴] د) نقد رأی به نظر میرسد که رأی دیوان کشور فرانسه که شرط محدود کننده مسئولیت را با استناد به نظریه جهت تعهد باطل دانسته است، به ویژه از دو جهت قابل انتقاد است: الف) گفته شده است که با وجود شرط عدم مسئولیت بابت تعهد اساسی مدیون، تعهد طرف دیگر (طلبکار زیان دیده) بدون جهت باقی میماند. در این نظر میان «شرط کاهش تعهد» و «شرط کاهش مسئولیت» اختلاط کاملی به عمل آمده است. شرط عدم مسئولیت، مدیون را از اجرای تعهد معاف نمیدارد تا گفته شود تعهد طرف دیگر بدون جهت باقی میماند.[۳۶۵] در نظامی همانند حقوق فرانسه و ایران، این تفکیک بدیهی است؛ روشنترین دلیل آن، این است که اگر مدیون در اجرای تعهد، مرتکب تقصیری شود که دارای درجهای از شدت است (تقصیر عمدی و سنگین)، در برابر طلبکار مسئولیت کامل دارد و نمیتواند به شرط عدم مسئولیت استناد کند. تنها در یک صورت میتوان گفت که تفاوتی میان شرط عدم مسئولیت و شرط عدم تعهد نیست و آن به هنگامی است که شرط عدم مسئولیت در صورت ارتکاب یک تقصیر عمدی نیز نافذ باشد، چه در این صورت، همچنانکه گفتیم، اجرای تعهد اختیاری میگردد و مختار بودن در اجرای تعهد برابر با متعهد نبودن است.[۳۶۶] بیتردید «شرط عدم مسئولیت بابت تعهد اساسی» را با «شرط به عهده نگرفتن تعهد اساسی» یکی گرفتن، در نظام حقوقی انگلیس، جایی که فرانسویان این دکترین را از آن وام گرفتهاند، میتواند مبنایی داشته باشد زیرا در نظام حقوقی انگلیس شرط عدم مسئولیت در صورت ارتکاب یک تقصیر عمدی نیز نافذ است. به علاوه در این نظام، مسئولیت علیالاصول، تنها ضمانت اجرای تعهد است و اجرای اجباری عقد اصولاً ممکن نیست.[۳۶۷] در حالی که در نظامهای حقوقی فرانسه و ایران با وجود شرط عدم مسئولیت نیز اصولاً امکان الزام مدیون به انجام تعهد وجود دارد. ممکن است گفته شود اگر با وجود شرط عدم مسئولیت نیز الزام مدیون به انجام تعهد ممکن باشد، دیگر درج یک شرط عدم مسئولیت در قرارداد، برای او چه سودی خواهد داشت؟ پاسخ آن است که هر گاه مدیون با وجود امکان انجام تعهد، از اجرای آن خودداری کند، مرتکب یک تقصیر عمدی شده است، زیرا تقصیر عمدی جز «عدم اجرای اختیاری تعهد» نیست. ولی به هر حال شرط عدم مسئولیت در غیر مورد تقصیر عمدی و سنگین، مؤثر است.[۳۶۸] ب) بر فرض که بپذیریم شرط کاهش مسئولیت (آن هم شرط محدود کننده و نه شرط ساقط کننده مسئولیت) باعث بی«جهت» ماندن تعهد طرف مقابل میگردد ( که اینگونه نیست[۳۶۹])، نتیجه استدلال چه خواهد بود؟ اگر میپذیریم که شرط کاهش مسئولیت، تعهد مدیون را از بین میبرد (و در نتیجه تعهد طلبکار را بی«جهت» میگذارد)، چگونه است که او را بابت عدم اجرای همین تعهد، در برابر طلبکار «مسئول» میشناسیم؟ وجود جهت تعهد، از شرایط درستی قرارداد است (بند ۴ ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی فرانسه)؛ فقدان جهت تعهد به بطلان تمام قرارداد می انجامد؛ پس چگونه است که با استناد به نظریه جهت تعهد، تنها شرط محدود کننده مسئولیت باطل شناخته میشود؟ آنچه به عنوان پاسخ احتمالی به ذهن می رسد آن است که، شرط محدود کننده مسئولیت بابت عدم انجام تعهد اساسی مدیون، سبب فقدان جزیی جهت تعهد (طرف مقابل) میشود و ضمانت اجرای فقدان جزیی جهت، بطلان جزیی قرارداد و در نتیجه، بطلان تنها، شرط محدود کننده مسئولیت است. اما حقیقت آن است که بطلان شرط محدود کننده مسئولیت در قبال عدم انجام تعهد اساسی جز به معنی حذف منبع عدم تعادل قرارداد و در نتیجه دست زدن به یک تجدیدنظر کامل در قرارداد برای برقراری تعادل میان تعهدات طرفین نیست؛ جهت تعهد از شرایط درستی قرارداد است، چگونه میتواند مبنای تجدیدنظر در قرارداد قرار بگیرد؟ و) نتیجه بدین ترتیب استفاده از مفهوم تعهد اساسی برای بطلان شروط عدم مسئولیت، در حقوق انگلیس محکوم شده است و در حقوق فرانسه با انتقادهای شدیدی همراه شده است. در ارتباط با حقوق ایران، دکتر کاتوزیان بر این عقیدهاند که: «در مورد اثر اصلی (مقتضای عقد)…، شرط عدم مسئولیت به معنی نفی مقتضی و جوهر عقد نیست، زیرا با وجود شرط، طلبکار میتواند الزام متعهد را به طور مستقیم از دادگاه بخواهد و با هزینه او موجبات انجام تعهد را فراهم سازد؛ در اجرای عقد از حق حبس استفاده کند و در صورت عدم امکان الزام متعهد و اجرای آن به وسیله دیگران، عقد را برهم زند»[۳۷۰]. به علاوه، همچنان که گفته شد، با وجود شرط عدم مسئولیت، مدیون در صورت ارتکاب یک تقصیر عمدی یا سنگین در اجرای تعهدی که به عهده گرفته است، مسئول است، بدون آنکه بتواند از شرط بهرهمند شود. «پس چگونه میتوان ادعا کرد که شرط عدم مسئولیت، التزام را بیهوده میکند و با مقتضای عقد مخالف است؟ وانگهی، از این تحلیل طلبکار طرفی نمیبندد: او خواهان اجرای قرارداد است، در صورتیکه مدیون بطلان عقد و رهایی از تعهد را ترجیح میدهد. پس اعتقاد به بطلان شرط و عقد درست به همان نتیجه دلخواه بدهکار عهدشکن میرسد.»[۳۷۱] جالب است خاطرنشان شود که برخی از فقیهان نیز در بحث از شرط عدم ضمان در عقود امانی، صرف نظر از ایراد ابرای ما لم یجب، ایراد مخالفت شرط با مقتضای عقد را مطرح کرده و اضافه کردهاند که این ایراد پذیرفته نیست؛ چرا که ضمان (مسئولیت) مقتضای اطلاق عقد است نه مقتضای ذات آن.[۳۷۲] بنابراین، در حقوق ایران، مفهوم تعهد اساسی یا مقتضای عقد مانعی در راه اعتبار شروط عدم مسئولیت نبوده است. بحث بیشتر در مورد حقوق ایران، ضمن بررسی حقوق فرانسه با توجه به وجود برخی وجوه تشابه میان دو نظام حقوقی در این خصوص، بیان گردیده و بنابراین از تکرار مطالب خودداری می گردد. گفتار دوم عدم نفوذ شرط بر مبنای شدت نتایج نقض (شرط عدم مسئولیت در مورد خسارات وارد به شخص) مسأله درستی یا نادرستی شروط عدم مسئولیت در مورد خسارات وارد بر شخص در اغلب نظامهای حقوقی تا حد زیادی مبهم باقی مانده است. همانگونه که ذیلاً خواهیم دید در حقوق فرانسه، چه نویسندگان و چه رویه قضایی به دو گروه موافق و مخالف تقسیم شدهاند. نویسندگانی که به درستی شرط عدم مسئولیت در مورد خسارات وارد به شخص نظر دارند، معتقدند که رویه قضایی با نظر آنها همگام است. برعکس، نویسندگانی که چنین شرطی را باطل میدانند، برای تأیید نظر خود، به یک رویه قضایی تثبیت شده استناد میکنند. بند اول ) عقیده مخالفان درستی شرط اساس استدلال بطلان شرط عدم مسئولیت در مورد خسارات وارد به شخص آن است که: « شخص انسان خارج از قلمروی داد و ستد حقوقی است». انسان تکیه گاه دارایی است، جوهر آن است نه بخشی از آن. فلسفه عملی حقوق در پی آن بود تا هرگونه رابطه حقوق و اخلاق را از میان ببرد و حمایت ویژه از انسان و تفکیک میان او و اموال را در دایره حقوق انکار کند و به همه چیز به یک نگاه مادی و قراردادی بنگرد؛ اما شکست خورد و همانطور که در حقوق اسلامی مطرح است، شخصیت انسان از دارایی وی جدا است و این قاعده حقوق طبیعی که شخص انسان، تسلط ناپذیر است، باقی ماند؛ حتی به رضای یک انسان، نمیتوان بر جان و روح او مسلط گشت. «وجود تضمین جبران خسارت برای کسی که خسارات معنوی به وی وارد شده است، راهی برای جلوگیری از بیمبالاتیها و بی احتیاطی است و از بین بردن تضمین جبران خسارت، باعث از بین رفتن تضمین حقوق مربوط به شخصیت او شده و از این جهت، خلاف نظم عمومی و اخلاق حسنه است»[۳۷۳]. قوانینی چون قانون شروط ناعادلانه قرارداد در انگلیس، قانون مدنی سوئیس، کنوانسیون های بین المللی برن، ژنو، بروکسل و ورشو به صراحت، شرط عدم مسئولیت در خصوص خسارات وارد به شخص را باطل دانسته اند.[۳۷۴] بند دوم) عقیده موافقان درستی شرط اما موافقان درستی شرط که تعدادشان بیشتر است، بر این نظر مخالفان ایراد نموده اند که درست است که انسان خارج از قلمروی داد و ستد حقوقی است و حتی با رضایت او نمیتوان بر او مسلط گشت، اما شرط عدم مسئولیتی که ناظر به خسارات وارد به شخص است، او را در قلمروی داد و ستد حقوقی قرار نمیدهد، چرا که موضوع آن، از میان بردن یا واگذار کردن تن و روان آدمی نیست. اگر شرط عدم مسئولیت در مورد تقصیر عمدی نافذ میبود، چنین استدلالی قانع کننده بود، زیرا مدیون را در وارد آوردن صدمه به طلبکار آزاد میگذاشت. اما چنین نیست. تکلیف عدم اضرار به دیگری همچنان باقی است و موضوع شرط، تنها، خساراتی است که ممکن است از عدم رعایت چنین تکلیفی به بار آید و هیچ کس نمیتواند ادعا کند که نظم عمومی یا اخلاق حسنه، عدم امکان گرفتن خسارات را که در عمل همیشه مقداری پول است، نفی میکند.[۳۷۵] بنابراین شرط عدم مسئولیت همیشه ناظر به اموال (دین مربوط به جبران خسارت) است و اموال البته در قلمروی داد و ستد حقوقی هستند. در استدلال مخالفان اعتبار شرط، میان رضایت قربانی به ورود ضرر و چشمپوشی او از خسارات ناشی از عدم رعایت تکلیف عدم اضرار، اشتباهی صورت گرفته است. بند سوم) داوری و نتیجه (بررسی موضوع در حقوق ایران) برای رهایی از چنین ایرادهایی، امروزه تنها به ضرورت تضمین جبران چنین خساراتی استناد میشود؛ وجود دین مربوط به جبران خسارت در قبال زیان های شخصی برای فرد و جامعه امری ضروری است، اما اگر منظور این باشد که حذف چنین جبران خسارتی به خودی خود با نظم عمومی برخورد دارد، قانع کننده نیست. اگر وجود چنین جبرانی به خودی خود به نظم عمومی مربوط باشد، پس از ورود خسارت به شخص نیز، او نباید بتواند از آن صرف نظر کند در حالی که شک نیست که دست کم در نظام حقوقی ایران، پس از وقوع حادثه، حتی وقتی که نتایج فعل زیانبار هنوز به طور کامل به وجود نیامدهاند، زیاندیده میتواند از آن صرف نظر کند.[۳۷۶] بنابراین، این استدلال را باید بدین گونه تکمیل کرد که وجود تضمین جبران خسارت برای کسی که به عواطف و شرافت او لطمه وارد شده است، وسیلهای برای جلوگیری از بیمبالاتیها و هشداری برای رعایت احتیاط است. در نتیجه، از بین بردن تضمین جبران خسارت، به طور غیرمستقیم، تضمین حقوق اجتماعی مربوط به شخصیت را از بین میبرد و از این جهت، خلاف نظم عمومی و اخلاق حسنه است.[۳۷۷] ممکن است گفته شود که ایراد تسهیل گردانیدن بی مبالاتیها و بیتوجهیها در همه مواردی که با یک شرط عدم مسئولیت روبرو هستیم وجود دارد، خواه شرط ناظر به خسارت های وارد بر اشخاص باشد یا اموال. پس چگونه میتوان این شرط را تنها در زمینه خسارت های وارد به شخص باطل شمرد؟ شک نیست که این یک حقیقت است اما، ـ ضررهای وارد به اموال، اغلب به وسیله منافعی که عاید شخص میشود و به ویژه با کاهش عوض قراردادی جبران میشود. ـ و مهمتر آنکه، تضمین حقوق مربوط به شخصیت، در عین حال که «حق» زیان دیده است، «تکلیف» او نیز هست؛ بنابراین او، حتی به طور غیرمستقیم، با پذیرش یک شرط عدم مسئولیت، نمیتواند این «حق - تکلیف» را از میان ببرد. اما نمیتوان پذیرفت که حمایتی که قانون از اموال اشخاص میکند، تکلیف صاحب مال نیز باشد، به ویژه در نظامی که مالکیت خصوصی از احترام فراوان برخوردار است (حقوق ایران)؛ چرا که «هر مالکی حق همه گونه تصرف و انتفاع در مایملک خود را دارد مگر آنچه را که قانون منع کرده باشد.»[۳۷۸] ـ بیتردید مهمترین کارکرد مسئولیت مدنی، جبران خسارت است؛ اما نه تنها کارکرد آن. مسئولیت مدنی به علاوه، کارکرد بازدارنده و تنبیهی نیز دارد. در مورد خسارت های وارد به شخص، این جنبه از مسئولیت برجستهتر است. این استدلال به ویژه در حقوق ایران که «دیه» ماهیت دوگانه خود را حفظ کرده است، جالب نظر است. مع الوصف، به نظر میرسد که تنها زمانی با بهره گرفتن از استدلالات فوق میتوان به عدم نفوذ شرط تحدید مسئولیت متوجه خسارات وارد به شخص استناد کرد که با مسئولیتی مواجه باشیم که بر پایه تقصیر (اثبات شده) استوار است. در مسئولیتهای نوعی، شرط عدم مسئولیت باید بتواند تا حد کاهش آن مسئولیت به یک مسئولیت مبتنی بر تقصیر مؤثر باشد. همچنین در مسئولیتهایی که بر پایه فرض تقصیر استوار است، شرط عدم مسئولیت (تنها در مورد خسارات وارد به شخص) این فرض را از میان میبرد، زیرا دلایل فوقالذکر در این فروض، ارزش خود را از دست میدهند. از این رو شرط برائت در رابطه پزشک و بیمار میتواند تا حد تقلیل فرض ضمان به مسئولیت مبتنی بر تقصیر مؤثر باشد. در غیر این صورت، اعتقاد به عدم نفوذ مطلق شرط عدم مسئولیت در مورد خسارات وارد به شخص، ماده ۳۲۲ قانون مجازات اسلامی راجع به امکان شرط برائت در این رابطه را بیهوده خواهد نمود. نویسندگان حقوق مدنی ایران نیز این نتیجه را تأیید نمودهاند که «در صورت وجود شرط برائت، اماره قانونی انتساب تلف به فعل پزشک از اثر میافتد و بیمار باید آن را به بیمبالاتی پزشک نسبت دهد».[۳۷۹] همانگونه که خواهیم دید این راه حل در برخی دیگر از کشورها نیز مورد قبول قرار گرفته است. بند چهارم ) مفهوم خسارات وارد به شخص نکته دقیقی که از مطالب فوق به ذهن می رسد، مفهوم خسارتهای وارد به شخص است. لطمهای که به شخص وارد میشود ممکن است به آبرو، حیثیت و عواطف او وارد شده باشد یا به جسم او. در مورد دسته اخیر باید توجه داشت که دین مربوط به جبران خسارات ممکن است متوجه زیانهای روانی و عاطفی باشد یا متوجه هزینههای درمان و معالجه و هر دو، از تبعات زیانهای جسمانیاند؛ در نتیجه شرط عدم مسئولیت در هر دو مورد در صورت تقصیر در ورود خسارت نافذ نیست[۳۸۰]. در مورد زیانهای وارد به خویشاوندان نیز که ممکن است مادی باشند (محروم ماندن از نفقه) یا معنوی، شرط عدم مسئولیت نافذ نیست؛ نه بدان جهت که اثر نسبی شرط عدم مسئولیت چنین میطلبد، بدان جهت که این زیانها نیز از تبعات زیان نخستین بدنی یا معنوی هستند و بطلان شرط عدم مسئولیت ناظر به این زیان نخستین، دقیقاً بدین معنا است که عامل زیان مکلف به جبران خسارت هایی است که نتیجه تبعات این زیان است. از سوی دیگر در یک قرارداد حمل و نقل اشخاص یا یک قرارداد پزشکی نباید پنداشت که هر شرط عدم مسئولیت، متوجه خسارات وارد به شخص است. به عنوان مثال، شرطی که متوجه تأخیر در اجرای قرارداد است، یک شرط عدم مسئولیت ناظر به خسارات وارد به شخص به شمار نمیآید. بند پنجم ) بحث تطبیقی برعکس نظام حقوقی فرانسه که - آنگونه که بیان گردید- نویسندگان در خصوص شرط ناظر بر خسارات وارد بر شخص اختلاف نظر داشته اند، در برخی از قوانین (از جمله قانون شروط ناعادلانه قرارداد در انگلیس، قانون مدنی سوئیس، کنوانسیون های بین المللی که ذیلاً بیان می گردد) حکم صریح در خصوص خسارات وارد بر شخص وجود دارد. «قانون شروط ناعادلانه قرارداد» در انگلیس است که به بیانی صریح، شرط عدم مسئولیت ناظر به خسارات وارد به شخص را باطل میداند. بند ۱ ماده ۲ این قانون میگوید: «شخص نمیتواند به وسیله یک شرط قراردادی یا یک هشدار، مسئولیت خود بابت مرگ یا صدمههای شخصی ناشی از تقصیر را ساقط یا محدود کند.» این در حالی است که سایر مواد این قانون درستی شرط عدم مسئولیت ناظر به زیانهای دیگر را تابع معیار «معقولیت» قرار میدهد. در حقیقت در پیش نویس این قانون هم شرط عدم مسئولیت ناظر به خسارات وارد به شخص به طور کلی ممنوع نشده بود و همانند سایر موارد تابع معیار معقولیت بود؛ اما «اهمیت مسأله» سبب شد که در طرح نهایی چنین شروطی از اصل باطل شناخته شود. [۳۸۱] با وجود این همانگونه که بند ۱ ماده ۲ این قانون میگوید، این حکم تنها متوجه مسئولیت ناشی از تقصیر است. بدین سان به هنگامی که مسئولیت مدیون در قبال زیان های وارد به شخص، یک «مسئولیت مطلق» است (همانند مسئولیت متصدی حمل و نقل عمومی)، چنین شرطی تا آنجا که مدیون در انجام تعهد خود مرتکب یک تقصیر نشده باشد، مؤثر است. نکته دیگری که باید به آن توجه داشته این است که به موجب بند ۶ ماده ۱۴ همین قانون، صدمه شخصی مذکور در بند ۱ ماده ۲، خسارات معنوی را نیز در بر میگیرد.[۳۸۲] در حقوق سوئیس، چنین شرطی را سبب لطمه زدن به حقوق مربوط به شخصیت که در بند ۲ ماده ۲۷ قانون مدنی مورد حمایت قرار گرفته است میدانند و بنابراین آن را به استناد بند ۲ ماده ۱۹ و بند ۱ ماده ۲۰ قانون مدنی (نظم عمومی و اخلاق حسنه) باطل میدانند.[۳۸۳] ماده ۱۳ قانون مدنی کبک، قراردادهای مخالف اخلاق و نظم عمومی را باطل میداند، رویه قضایی هرگز در این امر که شرط عدم مسئولیت متوجه خسارات وارد به شخص خلاف اخلاق حسنه و نظم عمومی است تردید نکرده است. با وجود این در طرح جدید قانون مدنی که یک ماده به شرط عدم مسئولیت اختصاص یافته است، از بطلان شروط ناظر به خسارتهای وارد به شخص سخنی به میان نیامده است. [۳۸۴] ماده ۱۰ کنوانسیون برن در مورد حمل و نقل بینالمللی مسافران از طریق راه آهن (C.I.V)[385] و نیز کنوانسیون ژنو در مورد حمل و نقل بینالمللی جادهای مسافران (C.V.R) شرط عدم مسئولیت در مورد خسارات وارد بر مسافر را باطل دانستهاند. در زمینه حمل و نقل دریایی، کنوانسیون بروکسل (۱۹۶۱) درماده ۹۱ خود این شروط را ممنوع اعلام کرده است. همچنین کنوانسیون ورشو در مورد حمل و نقل هوایی (۱۹۲۹) در ماده ۲۱، بطلان شرط عدم مسئولیت را مقرر کرده است. گفتنی است همه این کنوانسیونها یک محدودیت قانونی مسئولیت را برای متصدیان حمل و نقل برقرار کردهاند. بنابر این بایستی گفت، حکم جبران خسارت در خصوص خسارات معنوی وارد به شخص، تضمینی است که منتج به رعایت احتیاط و ترک بی مبالاتی ها می گردد. در نتیجه، از بین بردن تضمین فوق، به طور غیرمستقیم، تضمین رعایت حقوق اجتماعی مربوط به شخصیت را از بین میبرد و از این جهت، خلاف نظم عمومی اخلاقی و اخلاق حسنه است [۳۸۶] و لذا شرط عدم مسئولیت در خصوص خسارات وارد به شخص به مفهوم خسارات وارد بر آبرو، حیثیت، و شرافت به صورت مطلق و در خصوص خسارات وارد بر شخص به مفهوم خسارات جسمی در فرض مسئولیت مبتنی بر تقصیر مدیون باطل و بلا اثر است . بخش سوم آثار شروط محدودکننده و ساقط کننده مسئولیت فصل اول آثار شروط محدوده کننده و ساقط کننده مسئولیت نسبت به طرفین (شرط عدم مسئولیت و مسأله تداخل مسئولیت قهری و قراردادی) در نگاه نخست ممکن است چنین به نظر آید که برای بحث از اثر شرط عدم مسئولیت میان طرفین قرارداد، مطالعه مستقلی لازم نیست؛ زیرا، یا شرط معتبر است یا نه؛ اگر معتبر نیست اثری ندارد و اگر معتبر است اثر کامل خود (حسب مورد معافیت از مسئولیت یا تحدید مسئولیت) را به بار می آورد، مگر آنکه البته مدیون مرتکب یک تقصیر عمدی یا سنگین شده باشد یا مسأله خسارت وارد به شخص در میان باشد. با وجود این باید دانست که دخالت مسأله مسئولیت های خارج از قرارداد در قراردادها مباحث بسیاری را در این مورد مطرح می کند، به گونه ای که بررسی آن یکی از مناسبترین زمینهها برای یک مطالعه تطبیقی در مورد شرط عدم مسئولیت را تشکیل می دهد. قبل از بحث در خصوص مطالعه تطبیقی به یک مقدمه کوتاه نیازمندیم. در آن نظامهایی که عملاً وحدت مسئولیت وجود دارد و میان مسئولیت قراردادی و خارج از قرارداد اصولاً تفاوتی وجود ندارد، به تبع، مسأله جمع یا انتخاب میان دو مسئولیت قراردادی و خارج از قرارداد، مطرح نمیشود. چنین نظامهایی هرچند اندک، اما وجود دارند. در کشورهای اسکاندیناوی، این وحدت مسئولیت در عمل وجود دارد.[۳۸۷] طبیعی است که در چنین نظامی، این مسأله که آیا یک شرط عدم مسئولیت قراردادی، مسئولیت خارج از قرارداد مدیون را نیز از بین می برد یا نه، مطرح نمی شود. در حقوق کامن لا به ظاهر دوگانگی کامل مسئولیت وجود دارد؛ قرارداد و مسئولیت ناشی از آن از لحاظ نظری، کاملاً جدا از شبه جرمها مورد مطالعه قرار می گیرد. بر عکس در نظامی همانند حقوق فرانسه، نظریه مسئولیت مدنی است که به دوشاخه قراردادی و قهری تقسیم می شود. بدین سان روح وحدت دو مسئولیت در این نظام، بیش از حقوق کامن لا است. نتیجه منطقی این تفکیک یعنی دوگانگی کامل نظری دو مسئولیت در کامن لا و وحدت آن دو در حقوق فرانسه، باید یکسانی تقریبی قواعد حاکم بر دو مسئولیت و امکان اصولی انتخاب میان آنها در حقوق فرانسه و از سوی دیگر اختلاف قواعد حاکم بر دو مسئولیت و عدم امکان انتخاب میان آنها در حقوق کامن لا باشد. اما نتیجه، کاملاً برعکس است. با وجود دوگانگی کامل نظری میان مسئولیت ناشی از قرارداد و مسئولیت ناشی از شبه جرم در کامن لا، در عمل تا حد زیادی وحدت دو مسئولیت وجود دارد؛ شرط عدم مسئولیت نافذ است خواه مسئولیت، ناشی از قرارداد باشد یا ناشی از شبه جرم؛ چنین نیست که هر گاه میان دو طرف، قرارداد موجود باشد، مسئولیت ناشی از شبه جرم به طور کامل از این رابطه حذف شود؛ امکان جمع میان دو مسئولیت تا حد زیادی وجود دارد. در حقیقت، از جهت تاریخی نیز، برخلاف آنچه اکنون در نظریه مطرح است، میان قرارداد و شبه جرم یگانگی کامل وجود داشته است. ریشه حقوق قرارداد در شبه جرم «تجاوز» (Trespass) نهفته است؛ زمانی که برای هر دعوا یک نوشته دعوا مورد نیاز بود، دعـاوی قراردادی بر پایه نوشته تجاوز اقامـه می شد. از قرن ۱۴ میلادی به بعد هنگامی که عهدی نقض می شد، برای اقامه دعوا از «نوشته تجاوز» استفاده می شد. چهره ویژه این دعوا در آن بود که به جای تکیه بر «زیان» بر «تخلف» از یک عهد بنا نهاده شده بود. در آغاز قرن ۱۹ میلادی، به هنگامی که نظام نوشته دعاوی از میان رفت، تفاوت میان «قرارداد» و «شبه جرم» کامل شد؛ از این پس بود که «حقوق قرارداد»، شکل گرفت[۳۸۸]. بر عکس در حقوق فرانسه، علی رغم وحدت نظری دو مسئولیت، در عمل دوگانگی کامل حاکم است؛ قواعد حاکم بر دو مسئولیت قراردادی و قهری متفاوتند. در اینجا تنها کافی است خاطر نشان کنیم که شرط عدم مسئولیت در قراردادها معتبر و در مسئولیت قهری، باطل است. از سوی دیگر، جمع میان دو مسئولیت نیز امکان ندارد.[۳۸۹] وضع حقوق ایران، به کامن لا شبیه تر است؛ از جهت تاریخی در فقه، وحدت مسئولیت وجود دارد. قواعد حاکم بر ضمان قهری، در مسئولیتهای قراردادی و غیر آن، به طور یکسان اعمال می شود. [۳۹۰] در حقوق کنونی، مسئولیت مدنی است که به دو شاخه قراردادی و قهری تقسیم می شود؛ در عمل نیز قواعد حاکم بر دو مسئولیت تا حد زیادی یکسان است؛ شرط عدم مسئولیت در هر دو زمینه معتبر است و نظر افراطی عدم امکان مطلق جمع میان دو مسئولیت، آنچنان که در حقوق فرانسه از آن دفاع می شود (و در آینده مشروح می گردد )، وجود ندارد. با وجود قرارداد نیز ممکن است ضمان قهری در رابطه میان طرفین دخالت کند.[۳۹۱] مبحث اول نظریه عدم امکان جمع دو مسئولیت یا انتخاب بین دو مسئولیت (حقوق فرانسه)، نظام هایی که جمع دو مسئولیت را ناممکن می دانند گفتار اول - رویه قضایی پیشین فرانسه رویه قضایی فرانسه در یک فاصله زمانی معین که بیش از سه ربع قرن به طول انجامید، تنها اثر شرط عدم مسئولیت ( و نه شرط محدود کننده مسئولیت) را، «جابجایی بار دلیل» می دانست. در این صورت، در حالی که در حالت عادی، مدیون است که باید برای رهایی از مسئولیت، وجود یک قوه قاهره را به اثبات برساند، با وجود شرط عدم مسئولیت، او دیگر تنها به این دلیل که تعهد را اجرا نکرده است در برابر طلبکار مسئول نیست. اما اگر طلبکار تقصیر بدهکار را به اثبات برساند، آن طرف با وجود بهرهمندی از شرط عدم مسئولیت، مکلف به جبران همه خساراتهای وارد به طلبکار است؛ اثر شرط عدم مسئولیت چیزی جز تعویض بار اثبات به سود طلبکار نیست. توجیه رویه چنین بود که شرط عدم مسئولیت تنها مسئولیت قراردادی را از بین میبرد؛ مسئولیت قهری بر مبنای تقصیر به جای خود باقی است؛ مسئولیت قهری با نظم عمومی در ارتباط است و شرط عدم مسئولیت ناظر بر آن باطل است؛ در نتیجه طلبکار همیشه میتواند با وجود شرط عدم مسئولیت، با اثبات تقصیر مدیون، معادل همه خسارتهای وارد به خود را دریافت دارد. اما در این نظر ایرادات بسیاری وجود دارد[۳۹۲] .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در سمت مقابل، وظایف غیرتناوبی که همانطور که از اسمشان پیداست دارای دوره تناوب نیستند و در زمانهای تصادفی اتفاق میافتند، دارای ماهیت و اثری متفاوت نسبت به وظایف تناوبی هستند. در این نوع وظایف، علاوه براینکه عدم نقض سررسید برایمان مهم است، زمانپاسخ نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. در همان مثال تلفنهمراه، عمل لمسکردن صفحه و بازکردن یک برنامه یا فشار دادن کلید home که بعداز کلید power، بالاترین اولویت را در وظایف غیرتناوبی یک تلفن هوشمند دارد، دارای وظایف غیرتناوبی هستند و هنگامی که کاربر این وظایف را برای اجرا فراخوانی میکند، باید به سرعت اجرا شوند، در غیر این صورت، انتظار برای اجرای این نوع وظایف برای کاربر غیر قابل تحمل است. بنابراین در اجرای این وظایف باید سعی شود تا کمترین زمان پاسخ را دارا باشند و متوسط زمان انتظار آن ها تا حد امکان کاهش یابد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با توجه به همین مسائل، ما در الگوریتم خود، وظایف تناوبی را از وظایف غیرتناوبی جدا کردهایم. پس از تفکیک این دو نوع وظیفه در زیرمجموعههای مجزا، هرکدام از این زیرمجموعهها را با روشی جدید به گروهی از هستهها اختصاص میدهیم. روش ما به این صورت است که با توجه به نوع وظایف سیستم و مشخصات آن ها و با توجه به تعداد هستههای پردازنده، این توزیع صورت گیرد. به عنوان مثال در یک سیستم چهارهستهای، سه حالت برای تفکیک هستهها وجود دارد، یک حالت دو هسته برای وظایف تناوبی و دو هسته برای وظایف غیرتناوبی، حالت دیگر سه هسته برای وظایف تناوبی و یک هسته برای وظایف غیرتناوبی و حالت آخر نیز برعکس حالت قبلی میباشد. الگوریتم ما برای هر سه حالت اجرا میشود و سپس بهینهترین حالت را برای تفکیک تعداد هستهها انتخاب میکند. همچنین وظایف غیرتناوبی در مواقع و تحت شرایط خاصی که در بخش ۴-۵-۲ ذکر خواهدشد، میتوانند از هستههای مربوط به وظایف تناوبی نیز استفاده کنند. این موضوع در شکل ۴-۲ بوسیله فلشهای نقطهچین، بخوبی نشان داده شده است. بنابراین در این مرحله که برای وظایف تناوبی و غیرتناوبی هرکدام ، بخشی از هستهها در نظر گرفته شدند، زمانبندی سیستم آغاز میشود و توسط الگوریتم توزیع پیشنهادی در قسمت ۴-۵-۲ ، وظایف تناوبی به هستههای مشخص شده در این قسمت و وظایف غیرتناوبی نیز با الگوریتمی متفاوت بین هستههای درنظرگرفته شده برای خود، توزیع میگردنند. تعیین تعداد هستههای مربوط به وظایف تناوبی و غیرتناوبی که در بخش اول انجام میشود به صورت ایستا بوده و قبل از شروع زمانبندی میباشد. مزایای بخش اول الگوریتم پیشنهادی ما این است که یک نوع توازن بار بین هستهها ایجاد کرده و متناسب با ماهیت و خصوصیت وظایف یک سیستم، مجموعهای از هستهها را در اختیار آنها قرار میدهد. از آنجایی که سیاستهای کاهش مصرف انرژی و افزایش بهرهوری باهم در تضاد هستند، بنابراین تقسیم وظایف بین هستهها امکان اعمال این سیاستها بصورت جداگانه را درپی دارد، که این امر منجر به افزایش بهرهوری در هستههای مربوط به وظایف غیرتناوبی و کاهش مصرف انرژی در هستههای مربوط به وظایف تناوبی میشود. همچنین این مسئله باعث پایداری بیشتر یک سیستم تعبیهشده بیدرنگ میشود و اصل تعادل بارگذاری در توزیع وظایف رعایت شده و در نتیجه از تراکم بار و نقض سررسید وظایف در یک یا چند هسته محدود جلوگیری میکند . ۴-۵-۲ بخش دوم الگوریتم پیشنهادی (توزیع وظایف بین هستهها) پس از اینکه توسط بخش اول روش پیشنهادی، تعداد هستههای مربوط به وظایف تناوبی و همچنین تعداد هسته های مربوط به وظایف غیرتناوبی مشخص شدند، سیستم توسط الگوریتم جدیدی که در این قسمت شرح داده میشود، وظایف را به هستههای مناسب اختصاص میدهد. این الگوریتم دارای دو قسمت متفاوت است، یک الگوریتم برای توزیع وظایف تناوبی و دیگری برای توزیع وظایف غیرتناوبی، که در دو بخش مجزا شرح خواهیم داد. الگوریتم توزیع وظایف تناوبی: روشی که ما برای اختصاص وظایف تناوبی به هستههای متناظرشان پیشنهاد دادهایم، در ابتدا به عامل بهرهوری هر هسته توجه میکند. میزان بهرهوری هر هسته بصورت مجموع نسبت زمان اجرا به دوره تناوب وظایف تناوبی موجود در صف هسته، تعریف میشود. زمانیکه میزان بهرهوری یک هسته و به عبارتی بارکاری آن افزایش یابد (u≥۱)، پردازنده قادر به اجرای تمامی وظایف نمیباشد و به ناچار برخی وظایف از صف هسته مربوطه، حذف خواهند شد. بنابراین برای جلوگیری از این عمل و ازیاد بیش از حد بارکاری هر پردازنده، وظایف تناوبی را مبتنی بر مقدار بهرهوری هرکدام، طوریکه مجموع بهرهوری وظایف موجود در صف هر هسته، کوچکتر از ۱ باشد، توزیع میکنیم. با توجه به این تعریف، بهرهوری هر وظیفه تناوبی به صورت زیر محاسبه میشود: (۲۶) که در آن،Ci بدترین حالت زمان اجرا و Ti دوره تناوب وظیفه تناوبی می باشد. طی این الگوریتم، در ابتدا بهرهوری تمام وظایف موجود در صف یک هسته محاسبه شده و مجموع آن به عنوان بهرهوری کل آن هسته حساب میشود. این محاسبه برای همه هستههای مربوط به وظایف تناوبی انجام میشود، سپس وظیفه به هستهای تخصیص داده خواهد شد که اولاً، روشن باشد (یعنی خالی نباشد) و ثانیا مجموع بهرهوری وظایف موجود در آن، کمتر از دیگر هستهها باشد. البته این مسئله شرایط و حالتهای مختلفی دارد که در ادامه به شرح کامل آن میپردازیم. هدف ما از ارائه این الگوریتم توزیع، این است که مصرف انرژی وظایف تناوبی را روی هستهها، تا حد امکان کاهش دهیم، بنابراین در این الگوریتم، ابتدا بررسی میشودکه کدام هسته روشن و در حال کار است تا پس از آن، شرایط دیگر بررسی شود که آیا میتوانیم به این هسته وظیفه را اختصاص دهیم یا خیر. بنابراین در ابتدا، وظیفه تناوبی به هستهای اختصاص پیدا میکند که تمام شرایط زیر را دارا باشد:
-
- هسته روشن باشد. ( یعنی صف آن خالی نباشد )
-
- مجموع بهرهوری وظایف موجود در آن هسته، کوچکتر از ۱ باشد.
-
- مجموع بهرهوری وظایف موجود در آن هسته، از بهرهوری بقیه هستهها کمتر باشد.
اگر همه هستههای مربوط به وظایف تناوبی خاموش باشند، یکی از هستهها را روشن کرده و وظیفه مورد نظر را به آن اختصاص میدهیم (هستهای که شماره سریال کوچکتری دارد انتخاب میشود). اگر هستهای روشن بوده ولی مجموع بهرهوری وظایف آن، بزرگتر یا مساوی ۱ باشد، ددر این حالت نیز یکی از هستههای خاموش را روشن کرده و وظیفه را به آن اختصاص میدهیم. اگر حداقل دو هسته روشن بوده و بهرهوری آن ها کوچکتر از ۱ باشد، آنگاه وظیفه را به هستهای که بهروری آن از دیگری کمتر است اختصاص میدهیم. این مراحل را تکرار میکنیم تا اینکه به یکی از شرایط زیر برخورد کنیم:
-
- همه هستههای مربوط به وظایف تناوبی روشن بوده و بهرهوری همه آن ها بزرگتر یا مساوی یک باشد.
-
- حداقل دو هسته روشن با بهرهوری کوچکتر از ۱ وجود داشته باشند که بهرهوری آنها باهم برابر باشد.
اگر هر کدام از شرایط بالا رخ دهد، وظیفه مورد نظر به هستهای فرستاده میشود که واریانس سررسید بزرگتری دارد. همانطور که در مرجع ]۳۶ [اشاره شده، هرچقدر بتوانیم وظایف را براساس سررسیدشان، یکنواختتر توزیع کنیم، احتمال از دست دادن سررسید کمتری خواهیم داشت. از آنجایی که واریانس، چگونگی توزیع یک پارامتر را شرح میدهد، در نتیجه از واریانس میتوان به عنوان بیانکننده میزان تراکم یک پارامتر استفاده کرد. یک واریانس کوچک از سررسید وظیفه، نشان میدهد که فاصله زمانی بین دو سررسید کم است و احتمال از دست رفتن سررسید بیشتر میشود. بنابراین ما در این شرایط، وظیفه را به هستهای می فرستیم که فاصله بین سررسیدهای وظایف موجود در صف آن زیاد باشد، که این مهم توسط معیار واریانس بخوبی مشخص میشود. واریانس سررسید وظایف موجود در صف یک هسته از فرمول زیر محاسبه می شود: (۲۷) که در آن n تعداد وظایف موجود در صف یک هسته، سررسید متناظر هر وظیفه موجود در صف و میانگین سررسید وظایف موجود در صف هسته مورد نظر میباشد. در ادامه الگوریتم این بخش داریم که، اگر حداقل دو هسته وجود داشته باشد که واریانس سررسید آن ها باهم برابر باشد، آنگاه وظیفه موردنظر را به هستهای میفرستیم که تعداد وظایف موجود در صف آن، کمتر از دیگری باشد. اگر باز هم حداقل دو هسته وجود داشت که تعداد وظایف موجود در صف آن ها باهم برابر بود، وظیفه موردنظر را به هستهای اختصاص میدهیم که شماره سریال کمتری دارد. شبه کد این الگوریتم، در شکل ۴-۳ به طور کامل نشان داده شده است. همچنین فلوچارت این الگوریتم در شکلهای ۴-۵ و ۴-۶ نشان داده شده است (منظور از عبارت هستهها در این فلوچارت، هستههای مربوط به وظایف تناوبی است). اصطلاحات و توابعی که در این شبهکد استفاده شده است، به شرح زیر میباشد: Coreall : همه هستههای پردازنده Pcoreall : همه هستههای مربوط به وظایف تناوبی Pcoreon , Pcoreoff : هستههای مربوط به وظایف تناوبی که روشن هستند و هسته هایی که خاموش میباشند. PcoreMaxU : هستههای مربوط به وظایف تناوبی که بهرهوری آن ها بزرگتر یا مساوی ۱ باشد. Pcoret : هستهای که وظیفه تناوبی در پایان الگوریتم به آن اختصاص خواهد یافت. MinSerial (corei) : تابعی است که هستهای که شماره سریال آن کمترین است را برمیگرداند. Num (core) : تابعی است که تعداد هستهها را برگشت میدهد. MinUtility (Pcore) : تابعی است که هستهای را که کمترین بهرهوری را دارد، برمیگرداند. MaxMonotony (Pcore) : تابعی است که هستههایی که دارای بیشترین واریانس سررسید باشند را برمیگرداند. MinTaskNum (core) : تابعی است که هستهای که دارای کمترین تعداد وظیفه در صف خود باشد را برمیگرداند.
-
- Begin
-
- Get status ( Pcoreall)
-
- if ( Pcoreoff == Pcoreall)
-
- Pcoret= MinSerial ( Pcoreoff)
- turn on MinSerial ( Pcoreoff)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
میکروساختارهای سیلیکونی ساخته شده بااستفاده از میکروماشینکاری سطحی معمولا ساختارهای سطحی یادوبعدی میباشند.تکنیکهای دیگرشامل استفاده ازفیلم نازک موادساختاری رها شده به وسیله برداشت یک لایه عایق زیری به گسترش سطوح میکروماشینکاری مرسوم به بعدسوم کمک کرده است.بااتصال صفحات پلی سیلیکونی به زیرلایه وهرکدام ازلایه هابه وسیله مفاصل، ساختارهای میکرومکانیکی سه بعدی بعدازآزادکردن میتوانندمونتاژشوند. رویکرددیگربرای ساختارهای سه بعدی ازرسوب موافق باپلی سیلیکون وفیلمهای اکسیدعایق، برای پرکردن عمق گودیهایی که قبلادرزیرلایه سیلیکونی اچ کاری شده اند استفاده کرده است.یک مثال ساختارهای مکانیکی ساخته شده بااستفاده ازپروسه میکروماشینکاری سطحی اصلاح شده درشکل ۱-۱۸نشان داده شده است.این میکروساختارسه بعدی مخصوصاً برای وسایل ریزاپتیکی بدون نیازبه تماس پیداکردن باتوان خروجی مفیدهستند.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
| |
| شکل (۱-۱۸) مثالی ازمیکروماشینکاری سطحی اصلاح شده |
۱-۶-۳روش چسباندن لایه ای میکروماشینکاری حجمی در ایجاد میکروساختارهای سه بعدی پیچیده در حالت مونولیتیک (Monolithic) دارای محدودیت است. یکی از راه حل ها ساخت اجزاء سیستم های پیچیده به صورت لایه-لایه بوده که بعداً به هم مونتاژ می شوند. اتصال لایه ای روشی است که قادر به یکپارچه سازی بدون درز لایه های متعدد است. میکروماشینکاری سیلیکون درفرم دادن میکروساختارهای پیچیده سه بعدی دریک قالب یکپارچه محدودیتهایی دارد. دراین موارد ساختمانهای چندتراشه ای برای MEMSها پیشنهادشده اند چسباندن لایه ای برای MEMSمیتواندبه سه دسته اصلی تقسیم شود :
-
- چسباندن آنودی[۳۹]
-
- چسباندن لایه واسطهکمکی[۴۰]
-
- چسباندن مستقیم[۴۱]
۱-۷پایداری MEMS برخی پدیده های متداول در MEMS وجود دارند که که در اکثر سیستمهای MEMS با آنها سر و کار داریم. بنابراین آگاهی نسبت به این پدیده ها برای دستیابی به طراحی برتر، ضروری و حتی حیاتی به نظر می رسد. یکی از این پدیده های مهم، پدیده Pull-in است. سنسورهای MEMS از نوع خازنی اساساً یک مبدل الکترواستاتیکی هستند که عملکردشان وابسته به انرژی الکتریکی بر حسب ولتاژ ثابت و یا ذخیره بار ثابت به منظور سهولت آگاهی از تغییرات خازنی ناشی از تحریکات مکانیکی خارجی مانند نیرو و شتاب است. میکروتیرهای یک سر گیردار به طور گسترده در سنسورهای MEMS از نوع خازنی به عنوان اجزاء حس کننده مورد استفاده قرار می گیرند. به کارگیری ولتاژ ثابت در تحریک سیستم های MEMS نسبتاً راحت و متداول بوده و نیروی الکترواستاتیکی ایجاد شده به این روش غیرخطی است. اعمال یک ولتاژ DC بر روی یک تیر یا یک صفحه خازنی باعث ایجاد نیروی الکترواستاتیکی شده و سیستم را تا نقطه تعادل جدیدش دچار خیز خواهد کرد، در حالیکه ولتاژ پله، سیستم را حول نقطه تعادلش به نوسان وامی دارد. با افزایش این نوع بارگذاری، نیروهای برگرداننده مکانیکی سیستم در برابر نیروهای مخالف مقاومت کمتری داشته و سازه مرتبا دچار خیز بیشتری می گردد، در نتیجه نیروی الکتریکی در یک حلقه پسخوراند مثبت افزایش می یابد. این روند تا برخورد فیزیکی الکترودها و دگرگونی سیستم ادامه می یابد. پدیده ناپایداری سازه ای به عنوان Pull-in شناخته شده است و ولتاژ بحرانی متناظر با آن ولتاژ Pull-inنام دارد. تعیین دقیق ولتاژ Pull-in در پروسه طراحی برای تعیین حساسیت، پاسخ فرکانسی، پایداری و محدوده دینامیکی سیستم ضروری است. همچنین ولتاژ Pull-in می تواند در تشخیص خواص مواد مانند مدول یانگ موثر باشد. یک مساله مهم در طراحی رزوناتورهای MEMS، تنظیم بارهای الکتریکی قبل از ناپایداری Pull-in است که ساختار را به سوی متلاشی شدن و شکست پیش می برد. از سوی دیگر این پدیده اساس عملکرد سوئیچ های با فرکانس رادیوئی در MEMS را تشکیل می دهد، که در آن، سازه مکانیکی با اعمال ولتاژ بیشتر از ولتاژ Pull-in با بیشترین سرعت و در کمترین زمان گسیخته می شود. ۱-۸مزایا و معایبMEMS MEMSاین امکان را فراهم میکند که با ساخت سنسورهایی بسیار کوچکتر، سیستمها بتوانند محیط اطرافشان را با دقت بسیار بالاتری نسبت به سیستمهای ماکرو حس کرده و کنترل نمایند. این سنسورها در سادهترین حالت خود به کمک ارزیابی پدیدههای مکانیکی، گرمایی، زیستی، شیمیایی، نوری و مغناطیسی، اطلاعات را از محیط جمع آوری میکنندوسیستمهای الکترومکانیکی به کمک قدرت تصمیمگیری خود، با پاسخهایی همچون جابهجایی، ضربه، تنظیم، پمپکردن و فیلتر، محیط را به سمت نتایج موردنظر هدایت میکنند. از آنجا که دستگاههای MEMS همانند ICها با تکنیکهای ساخت مدارات مجتمع ساخته میشوند، میتوان با صرف هزینههای پایینترسطح بسیار بالایی از کارکرد و اطمینان را بر روی تراشههای کوچکیکه معمولاً از سیلیکون به دلیل داشتن خواص عالی همچون نسبت استحکام به وزن بالاساخته میشوند ایجاد کرد. این فناوری جدید، مزایای متعددی دارد، اول اینکه فناوری گستردهای است که میتواند تأثیر مهمی بر انواع تولیدات تجاری و نظامی بگذارد و دوم اینکه فاصلهی بین سیستمهای مکانیکی پیچیده و مدارهای مجتمع الکترونیکی را پر میکند. سنسورها و محرکها عموماً گران قیمتاند، علاوه بر این محرکها و سنسورهای الکترونیکی در ابعاد بزرگقابل اعتماد نیستند. این فناوریامکان ساخت سیستمهای میکروالکترومکانیکی را فراهم کرده که موجب برابری قیمت و اعتبار سنسورها و محرکها بامدارهای مجتمع میشود و انتظار میرود کارآیی دستگاه ها و ابزارهای MEMS بالاتر از عناصر و سیستمهای مقیاس ماکرو و قیمت آنها خیلی پایینترباشد. تکنولوژی MEMS در کنار مزیتهای فراوانی که دارد دارای معایبی نیز میباشد. از نظر طراحی، استفاده از نرم افزارهای معمول طراحی بسیار وقت گیر بوده و دارای توانایی کافی برای اینکه بتواند تمام فاکتورهای واقعی اثرگذار روی عملکرد MEMSرا در نظر بگیرد نمیباشدبه طوریکه پیچیدگی طراحی MEMS بزرگترین معضل طراحان MEMS میباشد. حتی سادهترین MEMS از شرایط مختلف محیطی که در مواقعی برای سیستمهای ماکرو نامحسوس استتأثیرپذیری بسیاربالایی دارند و لازمه حل این معضل اینست که طراح MEMS در جستجوی راهی برای کنترل تأثیر متقابل و پیچیده این شرایط باشد. از نظر ساخت نیز، موضوع هزینه، سدی است که اغلب طراحان MEMS با آن روبرو میشوند و سرمایهگذاریهای اولیهی بالا سرعت پیشرفت MEMS را محدود می کنند. سیستمهای MEMS به طور خاص از به کارگیری تحریک و دریافت خازنی بهره میبرند که در آن یک صفحه یا الکترود به روش الکترواستاتیکی فعال شده و حرکت و رفتار آن با تغییرات خازنی قابل مطالعه است. نمونههای بسیاری در MEMS وجود دارند که بر تحریک الکترواستاتیکی که در شکل (۱-۱۹) نشان داده شده است استوارند، از جمله میکروفونها، میکرومحرکهای دنده شانه ای[۴۲]، میکروسنسورهای رزونانسی و میکروسوئیچهای با فرکانس رادیویی.
شکل ۱-۱۹: دیاگرام شماتیکی از ایجاد نیروی الکترواستاتیکی در دهه اخیر تکنولوژی MEMS همزمان با سایر زمینهها پیشرفت فراوانی در ساخت ابزارهای صوتی نیز داشته است که از آن جمله میتوان به میکروفونها اشاره کرد. با پیشرفت میکروفونهای میکرو کاربرد این نوع میکروفونها با توجه به کوچکی ابعاد و پایین بودن هزینهها در سمعکها، تلفن های همراه، میکرپرسنال دیجیتال آسیستان[۴۳] بسیار رشد کرده است که در بیشتر آن ها از نیروی الکترواستاتیک به عنوان نیروی محرک استفاده میکنند. نیروی الکترواستاتیکی با اعمال ولتاژ بین دو صفحه ایجاد می شود و معمولاً فضای بین این دو صفحه توسط یک ماده دیالکتریک مانند هوا پر شده است. میکرومحرک الکترواستاتیکی یکی از پرکابردترین نوع میکرومحرکها در MEMS میباشد که از آن جمله میتوان به میکروموتور[۴۴]و میکرومحرک دنده شانه ای اشاره کرد کهدر شکل(۱-۲۰) ، عکسهای میکروسکوپی از این دو میکرومحرک الکترواستاتیکی نشان داده شده است.
الف
ب شکل ۱-۲۰:الف) میکرو محرک میکروموتور الکترواستاتیکی ، ب)الکترواستاتیکی دنده شانهای از نظر ساخت، میکرومحرکهای الکترواستاتیکی میتوانند به آسانی روی یک تراشه ایجاد شوند و از آنجایی که در طی مراحل تحریک هیچ مصرف جریانی وجود ندارد، لذا در میکرومحرکهای الکترواستاتیکی هیچ توانی مصرف نمیشود اما به منظور ایجاد نیرو و خیز بزرگ ولتاژ زیادی مورد نیاز است. همچنین تنشهای ایجاد شده، کنترل میکرومحرکهای الکترواستاتیکی را با مشکل مواجه میسازند. کاربردهای تکنولوژی MEMSبه قدری گسترده است که میتوان گفت تقریباً در تمامی زمینههای مختلف صنعتی، شامل سیستمهای مکانیکی، الکتریکی، نوری و شیمیایی، به نوعی استفاده میشود. ساخت سنسورها در مقیاس میکرو نسبت به سنسورهای سنتی در مقیاس ماکرو دارای سه مزیت عمدهی قیمت پایین ، اندازه کوچک ومصرف کم است که میتوان مزایای زیر را نیز به نقاط قوت مذکور اضافه کرد:
-
- آسانی ساخت و سرعت در تولید انبوه آن
-
- قابلیت ساخت سیستمهای پیچیده به صورت یکپارچه
-
- یکسان بودن مشخصه های تعداد زیادی از یک محصول
-
- دقت چیدمانی چند سنسور بر روی یک مدار
-
- کاهش فرسودگی و پایداری مشخصه ها در زمان بیشتر
فصل دوم پیشینه تحقیق ۲-۱مروری بر کلیات تاریخچه(MEMS) مروری کلی بر تاریخچه تقریبا کوتاه میکرومکانیک و خلاصه ای از مراحل برجسته آن به شرح زیر می باشد: در سال ۱۹۵۹، موسسه صنعتی کالیفرنیا برای اولین بار تکنیک ساخت مینیاتوری و کوچک را برای میکروماشینها ابداع کرد.یک دهه بعد، در سال ۱۹۶۹، وستینگ هاوس[۴۵] یک فیلتر رزونانسی بر پایه روش جدید ساخت میکروالکترونیکی ایجاد کرد.در سال ۱۹۷۴، National Semiconductor به عنوان اولین کمپانی در ساخت سنسورهای فشار در حجم بالا شروع به کار کرد.در دهه ۱۹۷۰، اولین سنسورهای فشار با بهره گرفتن از ویفر سیلیکونی ساخته شدند.در دهه ۱۹۸۰، گامی بزرگ در جهت ساخت اولین محرکهای الکترواستاتیکی شانه ای پلی سیلیکونی برداشته شد. همچنین در آن زمان آزمایشات و نشریه ها علاقه عمومی را برانگیخته بود.که اولین مجله موضوعی با نام Sensors and Actuators در سال ۱۹۸۰ منتشر شد.کلمه MEMS در سال ۱۹۸۷ ایجاد و مورد استفاده قرار گرفت.در دهه ۱۹۹۰ گامی فراتر در زمینه اولین سازه های سه بعدی در [۴۶]UCLA برداشته شد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سعدی از زبان سعدی بی تردید، یکی از بزرگ ترین شعرای زبان فارسی، سعدی شیرازی است، که پس از گذشت هفت قرن هنوز ابهام هایی در باب زندگی و سرگذشت او باقی است و رفع آن ها تاکنون ممکن نشده است. امروزه پژوهشگران برای استخراج شرح حال بزرگان و سخنوران، بیش تر به آثار خود آنان مراجعه می کنند. هر کدام از شاعران و بزرگان ادب به بهانه های مختلف، به صورت صریح و گاهی با کنایه و غیر مستقیم، به اوضاع و احوال زندگی خود اشاره کرده اند.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
خوش بختانه یکی از کسانی که به عناوین مختلف، بخش هایی از زندگی خود، از کودکی تا پیری، دوران جوانی، سفرها، استادان،… را بیان کرده، شیخ اجل سعدی شیرازی است. هم چنین اشاراتی به پدر، برادر، مادر، دوستان و حاکمان سیاسی زمان خود می نماید. آن چه مسلّم است سعدی نه تنها جلوه هایی از زندگی خویش را بیان کرده، بلکه شرایط سخت زندگانی مردم ایران و زادگاهش شیراز را، در اشعارش، به تصویر کشیده است. امروز وقتی اشعار این استاد سخن را پس از گذشت قرن ها می خوانیم، گویا زنده است و با ما سخن می گوید و از سختی های زندگی، برایمان درد دل می کند. در این فصل به اطّلاعاتی پرداخته می شود که سعدی در آثارش، درباره ی خود بیان کرده است. ۳-۱- ویژگی های فردی شیخ شیراز، در آثارش به بیان پاره ای از ویژگی های زندگی خود از قبیل تولّد، کودکی، آثار، سفرها، اساتید، علائق، و دیگر شرایط زندگی خود، اشاراتی داشته که در این مقوله به آن ها پرداخته می شود. ۳-۱-۱- تولّد سعدی در باره ی تولّد سعدی اختلاف نظرهای فراوانی وجود دارد و در تذکره ها و شرح حال او این اختلاف در مواردی به سی سال می رسد. آن چه مسلّم است همه ی کسانی که به بیان تاریخ تولّد سعدی پرداخته اند، به مواردی از آثارخود سعدی اشاره کرده اند، و آن ها را دلیل این ادعا می دانند. تذکره نویسان و کسانی که در احوال شیخ تحقیق نموده اند، سال های متفاوتی از قبیل: ۵۷۵، ۵۸۰، ۵۸۹، ۶۰۱، ۶۰۴، ۶۰۵، ۶۰۶ را سال تولّد سعدی دانسته اند. در آثار شیخ نشانه هایی از تاریخ تولّد او وجود ندارد، بلکه با توجّه به آثارش می توان نظریّات متفاوتی را عنوان نمود که به قرار زیر است: ۳-۱-۱-۱- سعدی پنجاه ساله در مقدّمه ی گلستان می خوانیم: ((یک شب که تأمّل ایّام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تأسّف می خوردم و سنگ سراچه ی دل به الماس دیده می سفتم و این بیت ها مناسب حال خود می گفتم: هر دم از عمر می رود نفسی چون نگه می کنم نماند بسی ای که پنجاه رفت و در خوابی! مگر این پنج روزه در یابی)) (سعدی ،۱۳۸۴،۱۰) او در همین مقدّمه به تاریخ تألیف گلستان این چنین اشاره کرده است: در این مدت که ما را وقت خوش بود ز هجرت شش صد و پنجاه و شش بود (همان،۱۴) پس اگر کتاب گلستان چنان که سعدی خود گفته در سال۶۵۶( ه.ق) تألیف شده باشد که نص صریح اوست و از آن طرف« ای که پنجاه رفت و درخوابی » را خطاب النفس بدانیم و این دو را در کنار هم بگذاریم، نتیجه ای که حاصل می شود این است که سعدی در سال ۶۰۶ متولّد شده باشد . اشاره به پنجاه سالگی، در چند مورد دیگر در آثار سعدی به کار رفته ولی به استناد آن گفته ها نمی توان به تاریخ تولّد شاعر پی برد از جمله: بسی نماند که پنجاه ساله عاقل را به پنج روز به دیوانگی برآید نام (همان ،۴۵۳) چون تاریخ سرودن این بیت معلوم نیست، نمی توان قاطعانه گفت که منظور از عاقل پنجاه ساله، شخص سعدی است. بنابراین امکان دریافت سال تولّد سعدی از این بیت وجود ندارد. در بوستان که یک سال قبل از گلستان یعنی سال ۶۵۵ نوشته شد، بیتی وجود دارد که درآن بیت به پنجاه سالگی اشاره می کند و باز هم معلوم نیست که خطاب النفس است یا به صورت عمومی به کار رفته است. اگر مخاطب این بیت را سعدی بدانیم، تولّد سعدی سال ۶۰۵ خواهد بود که به شکلی با سال۶۰۶ که به استناد بیت مقدمه ی گلستان، سال تولّد سعدی است، تا حدودی البتّه به تقریب هم خوانی دارد. سعدی در باب اول بوستان گفته است: بسا نام نیکوی پنجاه سال که یک نام زشتش کند پایمال (سعدی، ۱۳۸۴، ۱۷۱) می دانیم که بوستان در سال ۶۵۵ سروده شده است و این بیت در همین سال سروده شده است. ۳-۱-۱-۲- سعدی هفتاد ساله یکی از گونه های شعری که بر خلاف قصیده و غزل، احوال شخصی شاعر را بهتر بیان می کند قطعه است. سعدی در یکی از این قطعه ها که گونه ای سؤال و جواب است، به هفتاد سالگی خود اشاره کرده است که: گفتم چه کرده ام که نگاهم نمی کنی و آن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟ گفتا به جرم آن که به هفتاد سالگی سودای سور می پزی و جای ماتم است؟(همان،۵۶۹) متأسّفانه هم چون موارد دیگر، تاریخ سرایش این قطعه معلوم نیست. بنابراین جز این که بگوییم سعدی به هفتاد سالگی خود اشاره کرده، چیز دیگری از آن استنباط نمی شود. ولی در باب نهم بوستان، یک بار دیگر باز هم به صورت مبهم به هفتاد سالگی اشاره می کند. این ابهام از آن جا بیش تر می شود که در پایان همین قطعه، از پنجاه سالگی هم سخن گفته است. بیا ای که عمرت به هفتاد رفت مگر خفته بودی که بر باد رفت همه برگ بودن همی ساختی به تدبیر رفتن نپرداختی ز پنجه درم پنج اگر کم شود دلت ریش و سر پنجه غم شود چو پنجاه سالت برون شد ز دست غنیمت شمر پنج روزی که هست (همان، ۲۹۶) ۳-۱-۲- کودکی سعدی از کودکی سعدی اطلاع چندانی در دست نیست. امّا در آثارش اشاراتی در مورد دوره ی کودکی وجود دارد، که بیش تر اساس آن ها مسائل تربیتی است که آموخته است. سعدی می گوید: به طفلی درم رغبت روزه خواست ندانستمی چپ کدام است و راست یکی عابد از پارسایان کوی همی شستن آموختم دست و روی (سعدی،۱۳۸۴ ،۲۷۴) سعدی در گلستان نیز اشاراتی به عبادت و انجام مسایل دینی دارد. او در حکایت هفتم، از باب دوم گلستان می گوید: ((یاد دارم که در ایّام طفولیّت، متعبّد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز. شبی در خدمت پدر (رحمه الله علیه)نشسته بودم، همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته؛ پدر را گفتم: از اینان یکی سر بر نمی دارد که دو گانه ای بگزارد، چنان خواب غفلت برده اند که گویی ـ نخفته اند که ـ مرده اند! گفت: جان پدر! تو نیز اگر بخفتی بِِه از آن که در پوستین خلق اُفتی.)) (همان، ۴۶) سعدی از کودکی با انجام فرایض دینی از قبیل نماز و قرآن خواندن، روزه گرفتن ، پرهیز از غیبت دیگران آشناست و علاقه مندی خود به یادگیری و انجام امور دینی را یادآوری می کند. بنابراین سعدی آن چه را لازمه ی یک زندگی سالم است در خانواده می آموزد. امر به معروف می شود و در کنار انجام امور مذهبی، از پرداختن به کارهای زشت نهی می شود. ۳-۱-۳- وضعیت جسمانی سعدی ۳-۱-۳-۱- بدن ضعیف سعدی اگر بخواهیم سعدی را از میان اشعارش بشناسیم، کار بسیار دشواری پیش رو داریم به گونه ای که امکان ترسیم تصویری از شاعر، برای ما مشکل است. زیرا نمی توان اطمینان حاصل کرد که آن چه می خوانیم درباره ی شخص سعدی باشد. در ابیات زیر به وضعیّت جسمانی ضعیف او اشاره شده است. گویی بدن ضعیف سعدی نقشی است گرفته از میانت(سعدی ،۱۳۸۴ ،۳۷۹) گر پیرهن بدر کنم از شخص ناتوان بینی که زیر جامه خیالی است یا تنم (همان،۴۷۲) یعلم الله که خیالی ز تنم بیش نماند بلکه آن نیز خیالی است که می پندارند (همان،۴۰۶) نه چنان ز دست رفته است وجود ناتوانم که معالجت توان کرد به پند،یا به بندش(همان ،۴۳۹) ای که صبر از من طمع داری و هوش بار سنگین می نهی بر لاغری (همان،۵۲۳) نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو دست نمای خلق شده قامت چون هلال من(همان،۴۹۴) باد اگر در من اوفتد ببرد که نماندست زیر جامه تنی (همان،۵۴۵) بعد از حبیب بر من نگذشت جز خیالش و از پیکر ضعیفم نگذاشت جز خیالی(همان،۵۴۱)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴ - قرارداد راجع به حمایت افراد کشوری در زمان جنگ. که در تاریخ هفدهم آذر ماه یک هزار و سیصد و بیست و هشت مطابق هشتم دسامبر یک هزار و نهصد و چهل و نه در ژنو امضاء شده است تصویبمی کند. این قانون که مشتمل بر ماده واحده و متن قراردادهای ضمیمه است در جلسه پنجشنبه سیام آذر ماه یک هزار و سیصد و سی و چهار به تصویبمجلس شورای ملی رسید. قانون بالا در جلسه روز سهشنبه ۸ آذر ماه ۱۳۳۳ به تصویب مجلس سنا رسیده است. بحث و نتیجه گیری خلاصه فصول در تحقیق حاضر با عنوان « بررسی وضعیت حقوقی مجروحان و بیماران جنگی در مخاصمات مسلحانه» در پنج فصل تدوین شده است. فصل اول با عنوان کلیات تحقیق شامل بیان مسئله و هدف از انجام تحقیق حاضر بیان شده است . در واقع حقوق بشردوستانه حقوق مربوط به اسرا جنگی مجروحان زنان و کودکان حقوق مربوط به غیر نظامیان حقوق قربانیان جنگ و.. می باشد. پس حقوق بشردوستانه با جنگ ارتباط تنگاتنگ دارد و حقوق در جنگ می باشد در صورت وقوع جنگ به هر صورت و شکلی بین دو کشور یا در یک کشور به صورت جنگ داخلی این قواعد از سوی هر دو طرف متخاصم باید رعایت شود. حقوق جنگ همواره موجب یک جدال عقیدتی بین صاحبنظران بوده و هست. اختلاف نظر در این باب بعضا به حدی است که حتی موجودیت واقعی آن را مورد سوال قرار می دهد. برخی از دانشمندان، حقوق جنگ را قبول ندارند و ضرورت وجود آن را مورد انکار قرار می دهند. از سوی دیگر، همیشه این اعتراض وجود داشته و دارد که قوانین جنگ نقض شده و خواهد شد. یکی از این قوانین قراردادها و عهد نامه های مربوط به حقوق مجروحان و بیماران در مخاصمات مسلحانه است. همچنین به بررسی انواع عهدنامه های مربوط با عنوان تحقیق پرداخته می شود. در فصل دوم به بررسی حقوق بین الملل بشردوستانه و خصوصیات آن پرداخته شده است و شامل مباحثی از جمله وجوه افتراق و اشتراک حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه بین المللی، حالت جنگی، تساوی بین طرفین درگیر نظامی در اجرای مقررات حقوق بین الملل بشر دوستانه، ختم اجرای مقررات حقوق بین الملل بشر دوستانه می باشد فصل سوم به بررسی حمایت از مجروحان و بیماران جنگی در اسناد بین المللی پرداخته شده و شامل انواع عهدنامه و کنوانسیون ها است که عبارتند از: ۱-کنوانسیونهای چهار گانه ژنو ۱۹۴۹ ۱-۱- عهدنامه مربوط به بهبود سرنوشت مجروحان و بیماران نیروهای مسلح هنگام اردوکشی ۱-۲- عهدنامه مربوط به بهبود سرنوشت مجروحان و بیماران و نیروهای مسلح دریاها ۱-۳- عهدنامه مربوط به طرز رفتار با اسیران جنگی ۱-۴- عهدنامه مربوط به حمایت از افراد غیر نظامی در زمان جنگ ۲-پروتکلهای الحاقی ۱۹۷۷ و در فصل چهارم ضمانت اجراها آورده شده است که به دو قسمت ضمانت اجرای کیفری و ضمانت اجرای مدنی بین المللی تقسیم شده است. فصل آخر تحقیق به حقوق ایران در خصوص حمایت از مجروحان و بیماران جنگی در مخاصمات مسلحانه تخصیص داده شده است، تاریخچه حمایت از مجروحان و بیماران جنگی در متون ایران و حمایت از مجروحان و بیماران جنگی در مقررات حقوقی ایران در آن آورده شده است. نتیجه گیری مصون و دورنگاه داشتن افراد غیرنظامی, مجروحان و بیماران از آسیب ها و تبعات جنگ و منازعات مسلحانه از جمله دغدغه های حقوق مخاصمات مسلحانه و بشر دوستانه از بدو پیدایش آن بوده است. این حقوق با وضع مقررات و قواعد لازم سعی کرده است که جنگ را به جبهه های جنگ و نظامیان محدود کند و از توسعه آن به اماکن غیرنظامی و افرادی که هیچ مشارکتی در جنگ ندارند پیشگیری نماید. اسناد و مقرراتی که در این زمینه تدوین و منعقد شده است سلسله تعهداتی را برای دولت های درگیر در مخاصمات مسلحانه مقرر کرده که ملزم به رعایت آن هستند.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
از آنجا که جنگ در دنیای معاصر جنگ تمام عیار است و حتی یک نبرد چریکی و یا مخاصمه داخلی را نیز شامل می شود، بنابراین حمایت از افراد غیر نظامی امری بسیار ضروری و در عین حال مشکل است، زیرا قربانیان جنگی در روزگار ما بیشتر غیر نظامیان هستند تا اعضای نیروهای مبارز. امار و ارقام این امر را به خوبی نشان می دهد : در زمره کل قربانیان جنگی در طی جنگ جهانی اول ، افرادغیر نظامی ۵% ، در جنگ جهانی دوم ۵۰% ، در جنگ کره ۶۰% و بالاخره در جنگ ویتنام ۷۰% بوده اند. این افزایش روز افزون در واقع ناشی از اتلاط و ائتلاف میان افراد غیر نظامی ومبارزان است . در نتیجه تعریف « غیر نظامی» و حمایت از او مشکل می شود. می توان گفت در کنار کسانی که در جنگ حضور ندارند و غیر نظامی تلقی می شوند، زخمیان و کشتی شکستگان و بیماران و کارکنان بهداری و مذهبی در حکم غیر نظامی بوده و مورد احترام و حمایت کنوانسیون های چهارگانه ژنو می باشند. عهدنامه سوم ژنو هر چند تضمیناتی به افراد غیر نظامی اعطا می کند ،اما محدودیت های دو گانه ای بر ان وارد می سازد: ۱)مقررات عهد نامه جهت حمایت از افراد غیر نظامی در مقابل سلاحهای هوایی یا سلاحهای انهدام فراگیر که خصیصه ویژه ی انها غیر متمایز بودن انهاست و بدون تفاوت غیر نظامیان و نظامیان را در مناطق شهری که تمرکز جمعیت در انها زیاد است ، مورد اصابت و صدمه قرار می دهد و قربانیان اصلی انها فراد غیر نظامی هستند ، نا کافی است و مشکل اجرایی به همراه دارد. ۲)طبق ماده ۴« افرادی تحت حمایت این عهدنامه قرار می گیرند که در هر زمان و در هر صورت در وضعیت مخاصمه بوده و در دست کشور طرف مخاصمه گرفتار باشند و یا نیروهای اشغالگر اتباع ان کشورها نباشند» بنابر این اصولا حمایت از افراد غیر نظامی در برابر اراده بی قید و شرط دشمنی که انان را در اختیار گرفته ، اعمال می شود . به جز موارد استثنایی حمایت مقرر در عنوان دوم اتباع کشورهای متعاهد را در برابر سوء استفاده های ممکنه از جانب کشور متبوعشان در بر نمی گیرد. با این حال ،مقررات عهد نامه سوم ژنو با عنوان چهارم ( مواد ۴۸ تا ۷۹ ) پروتکل شماره یک تکمیل شده گام موثری در جهت رفع محدودیتهای مذکور برداشته است. کنوانسیون ژنو حتی اگر در حمایت از غیر نظامیان منبعی جامع و مانع نباشد، اما این امر بدیهی است که تعهد واجرای این کنوانسیون همین گونه که هست، توسط دول متخاصم و نیروهای حامی خود مهمترین عامل در راستای ارتقای حقوق غیر نظامیان در مخاصمات مسلحانه خواهد بود تا جایی که اگر بگوییم کنوانسیون های ژنو ایجاد کننده رشته ای در علم حقوق به نام “حمایت از غیر نظامیان ” بوده است ، سخن به بیراهه نبرده ایم. حمایت از غیر نظامیان در وهله اول به نظر می رسد که در دوره ” حین جنگ “در طبقه بندی دوره های روابط دول از حیث مخاصمات مسلحانه قرار دارد اما نمی توان پیش بینی مقررات پیش گیرانه در حمایت از غیرنظامیان در دوره « قبل از جنگ » را نادیده گرفت. به طور کلی، در جریان مخاصمات مسلحانه، دوطرف درگیر دو نوع تعهد اساسی را در قبال غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی بر عهده گرفته اند که عبارت انداز: تعهدات ایجابی و سلبی. منظور از تعهدات ایجابی این است که دولت های درگیر در منازعات مسلحانه ملزم هستند با اتخاذ یک سلسله تدابیر و اقدامات از توسعه جنگ به غیرنظامیان و اماکن غیر نظامی جلوگیری کنند. شالوده این تعهد به طورجالبی در پروتکل اول ضمیمه کنوانسیون های چهارگانه ژنو مقرر شده است. طبق این پروتکل ، دو طرف (دولت های ) درگیری های مسلحانه بین المللی باید حرمت غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی را از راه اتخاذ اقدامات احتیاطی و تفکیک اهداف نظامی از غیرنظامی رعایت و از توسعه جنگ به آنها جلوگیری کنند. این پروتکل تصریح کرده است که در جریان مخاصمه، به محض این که ثابت شود حملات انجام شده علیه اهداف دشمن اهداف نظامی نبوده یا ماهیت حملات طوری بوده است که خسارات و آسیب هایی را به غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی وارد کرده است درحدی که میزان خسارات و آسیب ها ، بیش از فواید نظامی آن عملیات باشد، باید متوقف شود. طبق این پروتکل، دوطرف مخاصمه هم چنین متعهد هستند که سایر اقدامات احتیاطی لازم را نیز اتخاذ کنند تا جمعیت غیرنظامی را از اثرات جنگ دور نگه دارند. تعهد دیگر دو طرف مخاصمه در قبال غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی تعهد از نوع سلبی است، یعنی دو طرف مخاصمه نمی توانند علیه غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی به اقداماتی متوسل شوند که حقوق مخاصمات مسلحانه و بشر دوستانه آنها را نهی و منع کرده است. پروتکل ضمیمه به کنوانسیون های ژنو (پروتکل اول) به منزله یک قاعده کلی مقرر داشته است که حمله به اهداف غیرنظامی ممنوع است و حملات متخاصمان تنها باید علیه اهداف نظامی انجامی شود. در صورتی که دو طرف درباره نظامی بودن یا نبودن هدفی تردید داشته باشند، باید آن را هدف غیرنظامی در نظر بگیرند و از حمله به آن خودداری کنند، پروتکل به صراحت، هم چنین دوطرف درگیر منازعات مسلحانه را از حمله به اماکن مذهبی و فرهنگی، سدها و نیروگاه های هسته ای منع کرده است و از آنها خواسته که در جریان جنگ به روش ها و اقداماتی متوسل نشوند که موجب آلودگی یا تخریب محیط زیست شود. امروزه، تقریباً تمامی مقررات راجع به حمایت از غیرنظامیان در مخاصمات مسلحانه جنبه عرفی دارد؛ بنابراینِ، برای دولت هایی که اسناد مربوط به آن مقررات را تصویب نکرده اند نیز، الزام آوراست. مشابه تعرضاتی که دولت عراق در طول هشت سال جنگ تحمیلی به مقررات حقوق مخاصمات مسلحانه و بشر دوستانه نمود، چند سال بعد، در نقاط دیگری از جهان نیز اتفاق افتاد، اما این بار، شورای امنیت سیاست سکوت و بی تفاوتی را کنار گذاشت و سریعاً دست به کار شد و محاکم خاصی (یوگسلاوی و رواندا) را ایجاد کرد و متعرضان به مقررات آن حقوق را به پای میز محاکمه کشاند. شدت جنایت هایی که دولت عراق در طول هشت سال جنگ تحمیلی مرتکب شد، به هیچ وجه از جنایت هایی که چند سال بعد در یوگسلاوی و رواندا اتفاق افتاد، کم تر نبود، اما همان طور که گفته شد شورای امنیت هیچ گاه درصدد برنیامد که به طور جدی، اقدام موثری برای پیشگیری از تکرار جنایت های عراق و محاکمه و مجازات عاملان آنها به عمل آورد. البته، از این شورا چنین انتظاری نیز می رفت؛ شورایی که تهاجم آشکار و گسترده عراق به جمهوری اسلامی ایران و هشت سال تداوم جنگ را تنها وضعیت بین دو دولت تلقی کرد و حتی حاضر نشد حمله مسلحانه عراقی ها با آن وسعت و گستردگی را به ایران، که خود مقامات عراقی نیز آن را تأیید کرده بودند، تأیید کند. هر چند ممکن است که سکوت شورا در قبال حمله مسلحانه عراق به ایران و نقض پی درپی اصول و مقررات جنگ از سوی این دولت، در چارچوب معادلات سیاسی آن دوره اعضای شورا توجیه پذیر باشد، اما، از دیدگاه مقررات حقوقی ، اخلاقی و وجدان سالم بشریت، این اقدامات به هیچ وجه توجیه پذیر نیست و حافظه بشریت همچنان جنایت های عراق و سکوت های عامدانه شورای امنیت را به منزله بخشی از عملکرد تاریک آن سازمان در زمینه حفظ صلح و امنیت بین المللی، در خاطر خود حفظ خواهد کرد. منابع و مآخد الف) منابع فارسی ۱.حسین نژاد، کتایون، برگزیدهای از کتاب «خدمت و حمایت»، حقوق بشر دوستانه در عملکرد حرفهای پلیس، تهران، نشر سیر سپهر، سال ۱۳۸۳. ۲.حسینی، ابراهیم؛ اصل منع توسل به زور و موارد استثنای آن در اسلام و حقوق بین الملل معاصر؛ تهران: دفتر نشر معارف؛ ۱۳۸۲. ۳.رستمی، هاجر، مجموعه حقوق بین الملل بشردوستانه، پاسخ به سوالات شما، به کوشش کمیته بین المللی حقوق بشردوستانه، تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۱.
-
- شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، جلد۲، ترجمه سید علی هنجنی، دفتر خدمات حقوقی بین المللی، ۱۳۶۹.
۵.ضیائی بیگدلی، محمد رضا، حقوق بشر حوق بشر،دوستانه، حقوق بین الملل بشر، مجموعه مقالات نخستین همایش حقوق بشردوستانه بین الملل، تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ۱۳۸۲. ۶.عمید زنجانى، عبّاسعلى، فقه سیاسى، جلد۵، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۷. ۷.کمیته ملی حقوق بشردوستانه ایران، آشنایی با حقوق بشردوستانه بین المللی به انضمام قراردادهای چهارگانه ژنو و پروتکل الحاقی ۱۹۷۷، تهران، لیتوگرافی باختر، تابستان ۱۳۸۱. ۸.کنعانی، محمدطاهر ؛ حسین نژاد، کتایون، دادرسی عادلانه در حقوق بشر و بشردوستانه، روزنامه شرق، شماره ۷۹۷ مورخ ۱۱/۴/۸۵ ، ص ۵. ۹.مجلسى، محمّدباقر ، بحارالانوار، جلد۹۷، بیروت، دار احیاءالتراث العربى، ۱۹۸۳. ۱۰.محلاتی، حمید، انسانیت در ادب پارسی ،مجله الانسانی ، بخش فارسی ،کمیته بین المللی صلیب سرخ ، بهار ۲۰۰۴ میلادی ۱۱.مسائلی، محمود و ارفعی، عالیه، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بینالملل، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، تهران، چاپ دوم ۱۳۷۳. ۱۲.مصفا، نسرین و دیگران ، مفهوم تجاوز در حقوق بینالملل، مرکز مطالعات عالی بینالمللی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ۱۳۶۵ ه . ش، ص ۸ ـ ۱۳۷. ۱۳.ملک محمدی نوری، حمیدرضا، مفاهیم تعلیق مخاصمات و حالت نه جنگ و نه صلح در حقوق بینالملل، تهران: و زارت امور خارجه، ۱۳۷۲. ۱۴.نجفى، محمّدحسن، جواهر الکلام، جلد۲۱، بیروت، داراحیاء التراث العربى. ب) منابع لاتین
- A.Biad , Droit international humanitaire , Ellipses, Paris , 1999, p.92.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بیان نقاط ضعف و قوت به شکل منطقی و عادلانه نه تنها کسی را نمی آشوبد، بلکه راهکارهای مناسب در جهت تغییر رفتار و رعایت اصل یادگیری محسوب میشود. سنجش مناسب و عادلانه منجر به تشویق و ترغیب کارکنان واحدها و ارتقاء سطح کیفی کار (بهره وری) شده و چه بسا که تشویق به عنوان تقویت کننده انگیزههای تضعیف شده برای انجام بهتر وظایف تلقی شود. لذا با چنین رویکردی، رفتار کارکنان در راستای افزایش کارآئی سوق پیدا میکند در حالی که ارزیابی نامناسب و ناعادلانه نه تنها موجبات رشد را فراهم نمی کند، بلکه باعث استرس، اضطراب، کاهش اعتمادبه نفس و درگیری روانی افراد می شود. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴. تعارض نقش تعارض نقش به معنای عدم تطابق شخصیت با شغل میباشد. تفاوتهای فردی، نقش مهمی در رفتار اجتماعی و موفقیتهای علمی و یا شغلی دارد. اگر کارکنان واحدها، احساس کنند استعداد و توانائی انجام کاری را که به آنها تفویض شده است را دارند هم در محیط کار سازگار نشان میدهند و هم در جامعه و خانواده مورد رضایت و احترام خواهند بود و برعکس اگر اشتغال فرد با بخشی از توانمندی و شخصیت وی سازگاری نداشته باشد در این صورت قسمتی از قابلیتهای وی معطل میماند و این امر موجب بروز اختلال روانی شده و کارکنان واحد در مسیرهائی فعال میشوند که با هدف سازمانی مغایرت دارد. تعارض نقش در واحدهای سازمانی، زیانبار خواهد بود به همین دلیل بسیار مناسب است که در بخش ستادی هر سازمان، واحدی استقرار یابد تا با شناسائی افرادی که با عدم رضایت قلبی، عشق و علاقه در واحدها به کار گمارده می شوند. اولاً در زمره مستخدمان در نیایند و ثانیاً در صورت حدوث چنین امری با بررسی، آموزش و ارائه طریق در فعال کردن چنین کارکنانی در جهت تحقق اهداف سازمانی گام بردارند. بنابراین مدیران واحد باید در پی آن باشند تا با شناخت تفاوت های فردی بپردازند، چه بسا که شناخت تفاوت های فردی می تواند آنها را در حل بسیاری از معضلات شغلی و سازمانی افراد کمک کند.بهترین شیوه هدایت تعارض های سازمانی، داشتن روابط اخلاقی و احترام آمیز با کارکنان در عین تعهد به قوانینی و مقررات است. صداقت در گفتار، متانت در کردار و احترام و تواضع در برابر سایر کارکنان همراه با رعایت قوانینی؛ حس اعتماد آنها را نسبت به مدیر افزایش داده و زمینه اطلاعت از رهنمودهای او را فراهم می آورد. در هر حال چنین رویکردی باعث می شود تا اهداف سازمانی تحقق یابد و افراد در ایفای نقش فردی و اجتماعی خود موفق تر بوده و در نتیجه سازگاری با محیط کار و خانواده و رضایت مندی شغلی حاصل آید(عابدی،۱۳۸۱،ص۴۵). ۲- پیشینه تحقیق الف) پژوهش های انجام شده در داخل کشور احسانی و همکاران. (۱۳۹۱). در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه سبک رهبری سرپرستان با میزان رضایت شغلی کارکنان در تنکابن” پرداخته اند و نتیجه نشان داد که اکثریت واحدهای دارای رضایت شغلی بالا، افرادی بودند که سرپرستاران آنها از سبک رهبری متقاعد کننده استفاده می کردند و بر عکس اکثریت افراد دارای رضایت شغلی پایین پرستارانی بودند که سرپرستارانشان از سبک رهبری تفویضی برای سرپرستی بخش استفاده میکردند. در سازمانهایی که مدیران علاوه بر بعد وظیفه مداری به بعد رابطه مداری هم توجه بالایی دارند و با ایجاد محیط مشاوره ای سعی می کنند کارکنان را در تصمیمات مشارکت دهند میزان رضایت شغلی بالا می رود که این خود منجر به افزایش تعهد سازمانی در کارکنان، افزایش کیفیت ارائه خدمات و در نهایت بالا رفتن رضایت در بیماران می شود. نکوئی مقدم و همکاران(۱۳۹۰). درپژوهشی با عنوان ” به بررسی رابطه سبک رهبری مدیران و رضایت شغلی کارکنان شبکه های بهداشت و درمان دانشگاه علوم پزشکی کرمان” پرداخته اند و اکثر مدیران از سبک بینابینی رابطه مدار و وظیفه گرا استفاده می کنند و رضایت بیشتر کارکنان در حد متوسط است. میانگین نمره رضایت سبک انسانمدار به طور معنی داری از سبکهای تلفیقی و وظیفهمدار بیشتر بود. همچنین نتایج بررسی رابطه سبک رهبری و رضایت شغلی نشان داد که رابطه معنی داری میان این دو وجود دارد. حسینی (۱۳۸۸). در پژوهشی با عنوان “ به بررسی راهکارهای کاهش فشار شغلی و افزایش انگیزش در میان کارکنان سازمان زندان ها” پرداخته است که نتیجه بدست آمده نشان داد راهکارهای فشارهای شغلی می تواند از طریق مدیریت سازمان یافته کاهش یابد. پرداختچی و همکاران(۱۳۸۸). در پژوهشی با عنوان “به بررسی رابطه بین کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی مدیران و معلمان مدارس شهرستان تاکستان “ پرداخته است نتیجه حاکی ازآن است که کیفیت زندکی و فرسودگی شغلی معلمان یک نوع رابطه معناداری بینشان وجود دارد. عابدی (۱۳۸۱). در پژوهشی با عنوان” بررسی و مقایسه اثربخشی روش های مشاوره شغلی به سبک نظریه یادگیری اجتماعی، سازگاری شغلی و مدل شناختی، رفتاری شادمانی فودایس بر کاهش فرسودگی مشاوران آموزش و پرورش شهر اصفهان” پرداخته که نتیجه نشان داد روش های مشاوره شغلی به سبک نظریه یادگیری می تواند فرسودگی شغلی را کاهش و نشاط در بین معلمان را افزایش دهد. ب) پژوهش های انجام شده در خارج از کشور براچ (۲۰۰۹). در پژوهشی با عنوان “بررسی رویکردهای مختلف در زمینه رضایت شغلی کارکنان از طریق فعالیتهای رهبری هدفدار” پرداخته و این رویکردها را بر اساس دوبعد: انصاف و اعتقاد مورد تحلیل قرار داده و بر این اساس، ۴ نوع نگرش نسبت به رهبری هدفدار را شناسایی وتبیین نموده است. دنیس وادوارد(۲۰۰۷). در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه میان فشارهای شغلی و میزان توانمندسازی کارکنان” پرداخته است وبه بررسی رابطه عوامل زمینه ای شامل: رابطه با مافوق، روابط عمومی با شرکت، تیم کاری و تمایل به عملکردها با توانمندسازی پرداختند. نتیجه مطالعه آنها به این صورت است که عوامل: رابطه با مافوق و روابط عمومی با شرکت به طور معناداری با جنبه های معنادار بودن شغلی، تاثیر وخود تعیینی مرتبطاند ولی با شایستگی ارتباطی پیدا نکردند. رناتان(۲۰۰۵). درپژوهشی با عنوان" بررسی اثرات محیط بر فشارهای شغلی بوجود آمده توسط مدیران در بین کارکنان بانکی لندن” پرداخته اند و نیجه نشان داد که محیط میتواند فشارهای شغلی ثابت و غیر پایدار بر کارکنان ایجاد نماید. سواراندی(۲۰۰۳). در پژوهشی با عنوان" بررسی عوامل موثر بر فشارهای شغلی کارکنان در افریقا جنوبی” پرداخته و نتیجه نشان داد که در این قاره فشارهای شغلی کارکنان از مدیریت در بین سطوح مختلف تابع شرایط اثرگذاری محیط می باشد. پلگرینی و دونالدی (۲۰۰۱). درپژوهشی با عنوان" بررسی اثرات فشارهای شغلی و روانی دربین زنان ” پرداخته اند و نتیجه نشان داد که اثرات فشارهای شغلی در بین زنان با توجه به نوع فعالیتشان بسیار متفاوت می باشد. مورلز۱ (۲۰۰۱). در پژوهشی با عنوان” «ارزیابی فشارهای روانی و شغلی در بین زنان و مادران در کشور ترکیه»” پرداخته است نتیجه به دست آمده نشان داد که فشارهای روانی و شغلی در این کشور تابع اقتصاد و شرایط اجتماعی و فرهنگی حاکم در سطح جامعه است. نتیجه گیری فشار روانی وتأثیر آن بر کارکنان در محیط کاری در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. فشار روانی معمولاً وقتی ایجاد می گردد که فرد با چالش، تهدید و یا تحولی مواجه گردد، به عبارت دیگر بین توان فرد برای انجام کار و کار خواسته شده از وی توازن وجود نداشته باشد. فشار روانی در حالات خاص و با تعامل فرد ومحیط کاریش افزایش می یابد چرا که درک بهتر فشار روانی شناخت چگونگی ایجاد انگیزش فرایند چرخشی آن است چرخه انگیزش معمولاً از بروز و ظهور یک نیاز آغاز می گردد. فرد می خواهد کار را انجام دهد (انگیزه) و نتیجتاً آن کار را انجام میدهد. کاری را که انجام می دهد او را به هدف مورد نظرش نزدیک کند درآن موقع احساس رضایت میکند و در صورتی که ناموفق باشد احساس نارضایتی کرده و ممکن است با افزایش فشار روربرو گردد.این چرخه پایان نمیپذیرد و فرد آماده می گردد تا کار جدیدی برای دستیابی به هدف جدیدی انجام دهد.از انجائیکه سیکل فشار روانی در زندگی انسان، امر اجتنابناپذیری است وگاهی نیزمفید است ولی اگر از حد خارج شود. برای سلامتی انسان مشکلات جدی ایجاد میکند. چون ترکیبات عوامل زیستشناختی، روانشناختی و اجتماعی که در کنترل فشار روانی وحفظ یک سبک سالم زندگی نقش مهمی دارند به خطر میافتند. فشار روانی، نشان عصر ما است. به هر سو که بنگریم، آدمهایی را میبینیم که میخواهند با بالا و پایین پریدن و ورزشکردن، رفتن به باشگاههای ورزشی و رعایت رژیمهای غذایی خاص، تأثیرات تنشهای شدید زندگی را کم کنند. حتی برخی شرکتها، برنامههای مفصلی برای مدیریت فشار روانی به منظور یاددان روش های کنار آمدن با موقعیت های پر فشارزندگی به کارکنان خود، تدوین کردهاند زیرا فهمیده اند اختلالات مرتبط با فشار روانی چقدر تولید راپایین می آورند و چقدر هزینه برند.در این بین نقش و جایگاه معلمان به عنوان متولیان امر توسعه و آموزش بر اساس رویکردهای ایجاد شده فشارهای روانی دو چندان شده است چرا که در این بین توجه سازمان به ابعاد فشارهای شغلی و روانی معلمان باعث می شود تا آنان به تناسب انرزی خود در کارهایی فعالیت داشته باشند که خود یا دوست دارند یا دوست ندارند.در این فصل به بررسی تعاریف مفاهیم فشارهای شغلی و نقش و جایگاه آن در بین معلمان پرداخته است. سپس پژوهشهای انجام شده در داخل و خارج از کشور و یافته های هریک مورد توجه قرار گرفته است و در پایان جمع بندی مطالب صورت گرفته است. فصل سوم روش شناسی پژوهش مقدمه منظور از روش تحقیق آن است که محقق مشخص نماید چه شیوه و روشی را انتخاب نماید تا پژوهشگر آسانتر و ارزانتر و همچنین دقیق تر به پاسخ پرسشهای موردنظر برساند. در این فصل محقق بر آن است که پس از توضیح روش تحقیق در مورد جامعه آماری، شیوه های نمونه گیری، شیوه گرد آوری اطلاعات، روایی و پایایی پرسشنامه و روش های آماری مورد استفاده را مورد بررسی قرار دهد. نوع پژوهش این پژوهش بر حسب هدف کاربردی است. از آنجائی که محقق در این پژوهش به دنبال بررسی تاثیر فشارهای شغلی برعملکرد معلمان زن مقطع متوسطه دوم شهر بهشهرمی باشد، گردآوری داده ها به روش توصیفی از نوع پیمایشی به صورت زمینهیابی انجام گرفته است. جامعه آماری جامعه مورد مطالعه پژوهش، کلیه معلمان زن شهر بهشهر میباشند که طبق آمار بدست آمده از واحد اطلاعات و آمار آموزش وپرورش تعداد ۲۸۵ نفر می باشد. نمونه و روش نمونه گیری نمونه آماری مورد پژوهش با بهره گرفتن از جدول تعیین حجم نمونه مورگان[۱] با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی ساده گردآوری شده است که ۱۶۲ نفر می باشند. ابزار پژوهش در این تحقیق از پرسشنامه فشارهای شغلی محقق ساخته استفاده شده است که ۳ بعد را مورد بررسی قرار داده که این پرسشنامه شاخصهای فشارهای شغلی معلمان زن را در ابعاد مسئولیت پذیری، شخصیت اجتماعی و وضعیت روحی و روانی مورد بررسی قرار داده است. روایی و پایایی روایی و پایایی این پرسشنامه در پژوهش های مختلف مورد بررسی قرارگرفته است،به صورتی که پایایی پرسشنامه فشارهای شغلی بر حسب ضریب آلفای کرونباخ در بسیاری از پژوهش در سطح مطلوب بود، که میتوان چنین نتیجه گرفت که پرسشنامه فشارشغلی از پایایی لازم و رضایت بخشی برخوردار است. یکی از روش های آزمون اعتبار ساختاری، مقایسه یافته های پژوهش با نتایج پژوهشهای های مشابه است. اگر نتایج به دست آمده به هم نزدیک باشد، اعتبار ساختاری ابزار اندازه گیری تایید می شود. روایی محتوایی پرسشنامه فشارشغلی با توجه به استفاده آن در پژوهش های مختلف داخلی (شمس طینت۱۳۹۱، قربانیان۱۳۸۹، خیاطان۱۳۹۱ و غیره) و پژوهش های خارجی (پلگرینی۲۰۰۵، رناتان و گاردنر۲۰۰۱، مولر و پلوک ۲۰۰۶) از روایی محتوایی مناسبی برخوردار است و این تاکیدی برای استفاده از این پرسشنامه می باشد. در این پژوهش پژوهشگر برای تعیین روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با توجه به نظر استاد راهنما و استاد مشاور پرسشنامه مورد بازبینی و تایید قرار گرفته است وبرای مشخص شدن پایایی با بهره گرفتن از ضریب آلفای کرونباخ اقدام نمود،در این پژوهش پژوهشگر برای مشخص پایایی پرسشنامه استاندارد فشار شغلی نسبت به محاسبه ضریب آلفای کرونباخ افدام نمود.به این ترتیب که پس از اجرای مقدماتی طرح بر روی ۳۰ نفر از پاسخگویان داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS پردازش شد. جدول (۳-۱) بالاترین ضریب پایایی برای مولفه رهبری مشارکتی وفعال۸۰/۰و کمترین به رهبری مداری۷۵/۰ می باشد و ضریب پایایی کل پرسشنامه ۸۳/۰ به دست آمد.نتایج نشان دهنده ضریب پایایی مناسبی برای اجرای پرسشنامه می باشد. جدول(۳-۱) مقادیر ضریب آلفای کرونباخ برای مولفه ها
| شاخص ها |
آلفای کرونباخ |
| مسئولیت پذیری |
۸۰/۰ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
*منطقه شمال آناتولی (منطقه دریای سیاه)به صورت کمربندی در بالای سرزمین ترکیه قرار گرفته و مساحتی حدود ۶/۱%کل مساحت آن کشور را شامل می گردد . *منطقه مرمره شامل دریای مرمره و قسمت اروپایی ترکیه می باشد . *منطقه اژه از سواحل دریای اژه تا قسمتهای غربی آناتولی ادامه دارد . *منطقه مدیترانه که در قسمت جنوب ترکیه واقع شده است . *منطقه آناتولی مرکزی که در مرکز ترکیه قرار گرفته است . *منطقه آناتولی شرقی مرتفع ترین و بلندترین منطقه ترکیه می باشد . *منطقه جنوب شرقی آناتولی متشکل از ارتفاعات مرتفع می باشد . (دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی :۱۳۸۸،۴) ۳-۲-۲) سواحل ترکیه ترکیه از سه طرف توسط دریای سیاه در شمال ، دریای مدیتر انه در جنوب و دریای اژه در غرب احاطه شده است . در شمال غربی دریای داخلی مهمی به نام دریای مرمره وجود دارد که این دریا از سمت شمال به وسیله تنگه بسفر به دریای سیاه و از طریق تنگه داردانل به دریای اژه متصل می گردد . این دو تنگه دریای سیاه را به دریای آزاد متصل می نمایند . دریای مرمره منطقه ای در حدود ۱۱۳۵۰ کیلومتر مربع را در بر می گیرند . در دریاهای مرمره و اژه جزایر متعددی وجود دارند که متعلق به ترکیه می باشند و عبارت است از: جزایر مرمره در دریای مرمره و ایمبرس در دریای اژه ،ازمیر ، ادرمیت ، ایمروز ، گوگجه ،اوزون ، بزجه ، علی بن و توکلی . مهمترین خلیجهای ترکیه عبارت است از :اسکندرون (آدالیا آالکساندر ) و کرمه . (دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی :۱۳۸۸،۴-۵) ۳-۲-۳) رودها بیشتر رودخانه های ترکیه به دریاهای پیرامون آن کشور می ریزند . در سراسر ترکیه رودهای متعددی جریان دارند که مهمترین آن عبارتند از: -مارتیزا در تراس واقع در نزدیکی مرکز ترکیه و یونان به طول ۴۹۰ کیلومتر که ۱۷۲ کیلومتر آن در خاک ترکیه جریان دارد . - رودهای سوزورلوق به طول ۲۶۰ کیلومتر ، گدیز به طول ۳۵۰ کیلومتر ، مندرس بزرگ با ۲۱۵ کیلومتر و مندرس کوچک به طول ۱۴۰ کیلومتر در مغرب آناتولی واقع به دریای اژه می ریزند . - رودهای دالامان ، کویرو ، گوق سو ، سیحان و جیحان و آزی نهر که همگی به دریای مدیترانه می رود . - رودهای چوروه به طول ۳۶۸ کیلومتر ، یشیل ایرماق به طول ۴۱۶ کیلومتر ، قزل ایرماق به طول ۱۱۵۱ کیلومتر ، یورسوق ، آنکارا چای ، چبق چای ، آلاداغ که به دریای سیاه می ریزند . - دو رود بزرگ دجله و فرات به طول ۴۵۲ کیلومتر و ۹۵۳ کیلومتر نیز از کوههای ترکیه سرچشمه و بعد از مشروب کردن قسمتی از خاک ترکیه به سوریه و عراق و نهایتاً به دریای خلیج فارس می ریزند . در شرق ترکیه رودهای قره سو و ارس به طول ۹۲۰ کیلومتر جریان دارند که اولی به دریاچه وان و دومی پس از تشکیل قسمتی از مرز ایران و کشورهای ارمنستان و جمهوری آذربایجان به دریای مازندران می ریزند (دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی :۱۳۸۸،۵). جدول ۳-۲:رودخانه های مهم ترکیه
| رودخانه های مهم ترکیه |
| حوضه |
نام رود |
طول(کیلومتر) |
| حوضه دریای مدیترانه واژه |
جیحان سیحان گدیز نهر مندرس گوق نهر |
۵۰۹ ۵۰۶ ۳۵۰ ۲۱۵ ۱۴۰ |
| حوضه دریای سیاه |
قزل ایرماق ساکاریا یشیل ایرماق |
۱۱۵۱ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این روش برای حفر سوراخهای با قطر زیاد(تا۱۰سانتی متر)برای کسب نمونه های دست خورده وبررسی لایه ها درخاکهای دارای چسبندگی که گمانه نیاز به حایل ندارد،مورد استفاده قرار می گیرد.دراین حفاری با چرخاندن اوگردارای قطرزیاد خاک بریده شده وگمانه حفر می شودو روشی سریع بوده وبررسی شرایط خاک درزیر زمین از نزدیک را امکان پذیر می سازد.عمق حفاری توسط سطح ایستابی وشرایط سنگ محدود می شود.برای خاکهای بدون چسبندگی،رس های نرم وخاکهای آلی مناسب نیست.نمونه ها دست خورده است(۱۲).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳-۲-۷-حفاری ضربه ای تنها درحفاری چاه های آب بکار می رود.نمونه های شسته شده توسط گل کش خارج می شود،عمق تاسنگ بستر را مشخص می کند.دستگاه های حفاری ضربه ای دستگاه های ساده ای هستندکه برای پژوهش های آب یابی بسیارمناسب هستند.ازاین دستگاه ها بیشتربرای چاههایی که درداخل سنگهای مقاوم حفر می شود،استفاده می کنند.اصول کار حفاری ضربه ای خورد کردن سنگ هاست که این عمل به وسیله مته ای به نام مته حفاری یا ترپان انجام می گیرد.مته ها بطورمنظم ازارتفاع ثابتی روی سنگ فرود می آیند.دستگاه مجهز به یک خرک چهار قطبی ویا یک دکل است که مته های حفاری بوسیله یک قرقره برگشت روی آن آویزان می گردند.این مته ها دارای حرکت رفت وآمدی می باشندوبه منظوراجرای مانورهای پایین وبالا رفتن،ازدستگاه رفت وبرگشت جدا گردیده وبه یک وسیله ای به نام چرخ قرقره که برای جاگذاری لوله ها نیز بکار می رود،مربوط می باشند.خرک های جداشونده،چوبی ویا فلزی هستند.پایه ها روی دالهای سیمانی که قبل ازمونتاژ دستگاه تهیه می شوند،قرارمی گیرند.روش حفاری به این صورت است که سرمته سنگین بالا آورده شده ورها می شود تا مواد شکسته شده ویک مخلوطی ازخورده هاوآب ایجاد شودکه توسط گل کش باپمپ های ماسه کش خارج می شود.دیواره چاه توسط لوله جدار،پابرجا نگاه داشته می شود،این روش روشی نسبتا اقتصادی جهت تعبیه گمانه های باقطر زیاد (تا۶۰سانتی متر)درانواع مواد است.درخاکهای قوی وسنگ به کندی انجام می شود.اغتشاشات اطراف سرمته که ناشی از ضربات پر انرژی سرمته است،به شدت بر مقادیرSPT تاثیر می گذارد،مغزه گیری ونمونه UD سنگ امکان پذیر نیست(۱۲). ۳-۲-۸-مته چکشی برای حفر چاه آّب وچاه های اکتشافی در داخل قطعه سنگ ها مناسب است.این روش مشابه حفاری ضربه ای است.مزیت این روش نفوذ نسبتا سریع درقطع سنگ ها وقلوه سنگ ها است.پیشروی به مراتب سریعتر از روش حفاری ضربه ای است(۱۲). ۳-۲-۹-مته ضربه ای بادی این روش برای حفر گمانه برای آتشباری،دوغاب زنی ومهارسنگ است.روش سریع برای حفرچال های باقطرکم درسنگ سخت است.بهترین کاربرد را درسنگ های سخت توده ای دارد.نمونه ها منحصر به ذرات وترانشه های کوچک است.برای نمونه گیری به کار نمی رود.درسنگ های سست دارای شکستگی با لایه های رس یا شیل مرطوب ممکن است تمام لوله حفاری درسوراخ باقی بماند.روش حفاری به این صورت است که ضربات وچرخیدن سرمته،سنگ را خورد می کندوترانشه ها توسط فشار هوا خارج می شود(۱۲). ۳-۳-تأثیر عوامل زمینشناسی و تکتونیکی در حفاری شناخت مشخصات ساختمان ظاهری لایهها و سنگها میتواند کمک بزرگی در موفقیت اجرا پروژههای باشد. در اینجا به آن دسته از خصوصیات ساختمانی و زمینشناسی مرتبط با حفاری اشاره میگردد(۹). - شیب و امتداد لایهها اکثر مواد رسوبی در محیطهای آبی و یا خشکی دارای لایهبندی بوده که بعداً تحت تاثیر نیروهای تکتونیکی وارده دچار چینخوردگی میگردند. سطوح لایهها بخش ضعیف آن میباشد و لایههای کم ضخامت به علت خردشدگی، راحتتر حفاری میگردند. لایههای ضخیم دارای یکنواختی بیشتری بوده و خردشدگی کمتری دارند بهمین دلیل حفاری آنها در مدت زمان بیشتری صورت میگیرد. تغییر وضعیت لایهها ممکن است سبب انحراف چاه خصوصاً در روشهای حفاری ضربهای کابلی گردد. استفاده از استابلیزر در حفاریهای دورانی از انحراف چاه جلوگیری می کند. حفاری در لایههای متناوب ضخیم و کم ضخامت چین خورده به علت امکان وجود شکستگی، خطر انحراف چاه و گیرافتادن مته ولوازم حفاری را افزایش میدهد.شیب بزرگترین زاویه بین سطح لایه با افق است و امتداد عمود بر شیب میباشد،شیب وامتدادلایه هادرپی سد حوضیان دارای زاویه کمتراز۴۵درجه وبه سمت بالادست است.(۹و۲). - چینخوردگی در نواحی چینخورده و در محل طاقدیسها خصوصاً در محدوده محور آنهابه علت وجود بازشدگی و شکستگی و در نتیجه خردشدگی، عملیات حفاری مشکل آفرین است.همچنین در محل ناودیسها نیز به علت تمایل لایهها به لغزش روی یکدیگر و وجود قطعات خرد شده، حفاری مشکلات خاص خود را دارد. بطور کلی در مناطق چین خورده میباید اصول فنی و دقت در حفاری برای جلوگیری از انحراف چاه، ریزش و گیرافتادن ابزار و فرار سیال حفاری رعایت گردد(۹). - گسلها گسلها محل جدا شدن لایهها و جابهجایی آنها در امتداد یک سطح میباشد. سنگها در مجاورت سطح گسل معمولاً خردشده و ضعیف میباشند و بعضاً ممکن است محل جریان آب بوده و خرده سنگهای اطراف را بتدریج وارد چاه نماید که در اینصورت باید مراقب ریزش و گیرافتادن لوازم بود.گاهی ممکن است در اثر گسل و جابجائی، دو لایه با جنس و سختی متفاوت روی هم قرار گرفته باشند. بطور کلی برای حفاری در سازندهای گسله و یا دارای درز و شکاف، روش حفاری دورانی با بهره گرفتن از گل بنتونیت برای جلوگیری از ریزش سنگها و فرار گل اولویت دارد. حفاری با سیستم ضربهای – دورانی در این قبیل مناطق خطر گیرافتادن چکش و مته مربوطه را به دنبال خواهد داشت(۹). - هوازدگی و فرسایش تغییرات درجه حرارت و میزان رطوبت و بطور کلی عوامل جوی باعث فرسایش سنگها و کاهش مقاومت فشاری و سختی آنها میگردد. البته عمق نفوذی این پدیده چندان زیاد نمیتواند باشد. در زمان تصمیم گیری برای عقد قرارداد در مناطق کوهستانی و ناهموار، مطالعه وضعیت سلامت سنگها و تشخیص تاثیرات تکتونیکی بر آنها برای ارائه پیشنهاد قیمت بسیار مهم است. گاه ممکن است سنگهای بظاهر خرد شده و فرسایش یافته سطحی در عمق به سنگهای سالم و سخت با حفاری مشکل تبدیل شوند. این مسئله در مورد سنگهای آذرین بشدت صدق میکند.بطور کلی در انتخاب سیستم حفاری عوامل ذیل را باید در نظر گرفت: نوع و جنس زمین، قطر و عمق چاه، برآورد اقتصادی، نوع و مدت زمان اجرا پروژه(۹). ۳-۴- عملیات تزریق درسدمخزنی حوضیان هدف ازتزریق پرنمودن درزه هاوشکاف هاوحفره های ایجاد شده در روباره ها وسنگ ها ازطریق حفاری وتزریق بافشار جهت آب بندی پی است.چون حدودعملیات تزریق پرده آب بند تقریبی بوده،بنابراین هرقسمت ازعملیات حفاری وتزریق رابرحسب شرایط طرح،افزایش یا کاهش می دهند.عملیات آب بندی پی شامل حفاری وتزریق به منظور اجرای پرده آب بنددرروبارهاوسنگ ها است.پرده آب بندنفوذپذیری رابطورقابل ملاحظه ای کاهش می دهدوبرای اینکه بتواندروی شبکه خطوط پتانسیل وجریان،زه موثرباشدبایدبه اندازه کافی عریض طراحی شود.انتهای آن ترجیحا بایدبه لایه های بانفوذپذیری کمتربرسدتابتواندجریان وشیب زه خروجی را شدیداکاهش دهد.دیواره آب بند درسنگهای ضعیف یا رسوبات آبرفتی اجرا می شود(۲۰و۵). ۳-۴-۱- تعاریف و اصلاحات -آزمایش آب تحت فشار: این آزمایش شامل تزریق آب تحت فشار در یک قطعه از گمانه و به منظور تعیین آب خوری سنگ است. -آزمایش لوژن: آزمایش اندازهگیری آب خوری در سنگ است. میزان آب خوری در سنگ با واحد لوژن (lu) بیان میشود. -آزمایش لوفران: آزمایش تعیین نفوذپذیری در روبارهها و مصالح آبرفتی است. نفوذپذیری خاکها و رسوبات آبرفتی به وسیله ضریب دارسی برحسب سانتیمتر برثانیه بیان میشود. -تزریق آببندی: نوعی از تزریق است که به منظور بستن درز و شکاف سنگ و حفرههای درون روبارهها و مصالح آبرفتی برای ایجاد یک پردهآب بند مناسب پیشنهاد میشود. -تزریق آزمایشی: هدف از این آزمایش تعیین روش حفاری، تعیین نفوذپذیری، بررسی تجهیزات در ارتباط با انجام تزریق پرده آببند، بررسی روشهای مختلف تزریق، انتخاب فشار و کیفیت مخلوط تزریق است. محل آزمایش تزریق میتواند بر روی خط پرده تزریق یا در قسمتی از محل سازههای دیگر و یا محلی کاملاً جدا از محل سازهها باشد. -حفاری با نمونهگیری: شامل حفاری دورانی توأم با نمونهگیری توسط نمونهگیر یک جداره یا دوجداره است. -حفاری مجدد: شامل حفاری مجدد قطعهای از گمانه است که قبلاً تزریق شده باشد. -دوغاب تزریق: ترکیبی از آب و موادی چون سیمان، سیمان و خاک، ماسه یا مواد شیمیایی است که با نسبتهای کنترل شده به درون درز و شکاف سنگها و یا به درون حفرههای روباره آبرفتی از طریق گمانههای حفاری پمپ میشود(۵و۲). -شستشو: شامل عملیاتی است که مصالح باقیمانده در انتهای گمانه و یا مصالحی که از دیوارههای گمانه به داخل آن ریزش نموده را با تزریق آب خارج می کند(۵و۲). -شستشو برای تزریق: شامل شستشو و تمیز کردن گمانه قبل از شروع تزریق است(۵و۲). -قطعه: قسمتی از طول کلی یک گمانه است که در آن آزمایش فشار آب انجام گرفته و یا در آن عمل تزریق انجام میشود.طول مقطع حداکثر ۵ متر است(۵و۲). -گمانههای اولیه: شامل اولین سری گمانههای تزریق است که بیشترین فاصله را از یکدیگر دارند (در امتداد خط پرده تزریق)(۵و۲). -گمانههای سری دوم و سوم … : شامل گمانههایی است که بین هر دو گمانه سریهای قبلی حفر و تزریق میشود. این روش به نام روش نیمه کردن معروف است(۵و۲). -لوژن: واحدی است قراردادی و عبارت است از عبور یک لیتر آب در یک دقیقه از طول یک متر گمانه (با قطر بین ۶۶ تا ۱۳۳ میلیمتر) در فشار یک مگا پاسکال، پی با آبخوری یک لوژن تقریباً آببند است و به تزریق و پرده آب بند نیاز ندارد. پی با آب خوری بیش از ۳ واحد مستلزم تزریق سیمان برای آببندی است(۵). ۳-۴-۲- تزریق تماسی و تحکیمی «تزریق تماسی » عبارت است از فرایند پر نمودن شکاف بین سازه و شالوده آن . این شکاف میتواند در سطح شالوده یک سد بتنی وزنی یا یک سد قوسی و یا بین پوشش بتنی تونل و سنگهای در برگیرنده آن باشد . هدف از انجام این تزریق برداشتن فاصله بین سازه بتنی و سنگها ی اطراف آن می باشد . به نحوی که این دو بتوانند به صورت یک واحد ساختمانی عمل نمایند . در تزریق تماسی تنها درزه ها مد نظر هستند که در ضخامتی از سنگ بین۵ /۰ تا یک متر وجود دارند(۳). در« تزریق تحکیمی » ضخامت بیشتری از منطقه سنگی نسبت به تزریق تماسی مورد توجه می باشد که این منطقه سنگی در زیر شالوده سازه های بتنی بزرگ یا اطراف پوشش تونل و یا گود برداریهای وسیع زیرزمینی واقع باشد . هدف از تزریق تحکیمی بهبود بخشیدن و یکنواخت نمودن خواص دگرشکلی سنگهایی است که در زیر شالوده واقع بوده و بر اثر انفجارهایی که به منظور گود برداری انجام شده سست گردیده است . عمق تزریق تحکیمی به خواص سنگ ، ابعاد سازه و فشاری که به وسیله سازه به آن وارد میشود ، بستگی دارد(۴). - تزریق تماسی محدوده عرض درز و شکافهایی که در تزریق تماسی مورد تزریق واقع می شود در حدود چند دهم میلیمتر تا ۱۰ سانتیمتر و یا بیشتر است . از این رو می توان برای تزریق از سوسپانسیون غلیظ سیمان استفاده نمود که ترجیحاً به صورت مخلوط پایدار بوده و هنگام گیرش آب خود را از دست نداد و به این ترتیب آب و سیمان از هم تفکیک نمی شود. گمانههای تزریق را به عمق ۵ / ۰ تا یک متر در سنگ در شبکه ای با فاصله های مساوی ۵ /۱ تا ۳ متر حفر مینمایند(۳) . فاصله صحیح گمانهها را می توان با انجام تزریقهای آزمایشی تعیین نمود. برای تزریق در محل تماس پوشش بتنی تونل با دیواره ، همان الگوی فاصله های مساوی در شبکه گمانهها مناسب میباشد. بهتر است که سازماندهی کار به صورت پیوسته و ۲۴ ساعته باشد . فشار تزریق در تزریق تماسی به نوع سنگ و فشار روبار شالوده دارد فشار تزریق را باید در شروع کار با انجام تزریق آزمایشی سنجید، فشار بین ۲ تا ۱۰ اتمسفر کافی خواهد بود . فشار بیشتر سبب تحکیم بیشتر و مقاومت زیادتر ماده تزریق میشود(۵). - تزریق تحکیمی چون هدف اصلی از تزریق تحکیمی ، کاهش تغییرشکل پذیری سنگ است، باید کلیه درزهها، شکافها و حفره های موجود با ماده تزریق دارای مقاومت و فشار بالا، پر شود . در اکثر موارد ضروری است که مواد داخل درزه ها تخلیه و تمیز گردد . هنگامی که تزریق تحکیمی در زیر شالوده ها انجام میشود، فشار تزریق با فشار کم روبار محدود میشود. بنابراین برای افزایش روانی و نفوذپذیری یک سوسپانسیون سیمان با درصد آب کم ، به مواد مضاف احتیاج می باشد . برای این منظور می توان از مواد افزودنی مورد استفاده در بتن حجیم بهره گرفت. گمانه های تزریق در شبکه ای با فواصل مساوی و به صورتی که در مورد تزریق تماسی ذکر گردید حفر میشود. معمولاً عمق گمانه ها را بیشتر در نظر میگیرند. هنگام تزریق مقاطع عمیقتر با اعمال فشار بیشتر، بهتر است که گمانه ها از بالا به پایین تزریق شود تا لایه های بالایی را آب بند نموده و مانع نشت ماده تزریق به سطح زمین گردد .فشار تزریق به سیستم درز و شکاف سنگ بستگی دارد . فشار تزریق باید حتیالامکان زیاد باشد تا سوسپانسیون تزریقی به خوبی تحکیم یابد . از طرف دیگر فشار تزریق توسط عواملی مانند فشار روبار، امکان نشت سطحی و بالا آمدن سطح گودبرداری شده به علت شکست هیدرولیکی ، محدود می گردد. برای کنترل بالا آمدن سطح زمین، نقاط نشانه ً انگپایه َ برای پیمایش ژئودتیک نصب میشود و یا از دیگر سیستمهای هشدار دهنده نوری و صوتی می توان استفاده نمود . هنگامی که بالا آمدن سطحی شروع شد، باید فشار را کاهش داد . برای تزریق منطقه بالاتر سنگها که در اثر انفجار سست شده اند باید از سوسپانسیونهای تزریق و فشار تزریق نسبتاً کم استفاده نمود . برای انجام تحکیم در چینه های سنگی عمیقتر و دست نخورده، استفاده از سوسپانسیونهای با نفوذپذیری زیاد و همچنین فشار تزریق بالا ضروری می باشد قبل از انجام عملیات تزریق باید درز و شکافها ی پر شده با مواد سست را شستشو نموده و تمیز نمایند، زیرا سوسپانسیون سیمان نمی تواند در پر شدگی سست درزه ها نفوذ نماید و تأ ثیر آن روی تغییرشکلپذیری به صورت موضعی است . قبل از عملیات باید مواد سست پرکننده را شستشو داده و تمیز نمود و این کار با تزریق متناوب دومین گمانه از یک سری و شستشوی دیگر گمانهها با هوا یا آب تحت فشار انجام پذیر است. ابتدا یک سری از گمانهها، مورد تزریق واقع می شوند و این کار ادامه می یابد تا آب زلال به گمانههای مجاور رسوخ نماید سپس توالی شستشو معکوس می شود . تلاطم زیاد آب موجب خالی شدن درز و شکافها از مواد سست می گردد . در صورت ضرورت می توان پس از گذشت زمانی اندک، این روش را تکرار نمود . هنگامی که کار شستشوی یک قطعه ۳ تا ۵ متری گمانههای یک سری خاتمه پذیرفت، گمانههای دوم به خط تزریق متصل شده و عملیات ادامه داده می شود تا آمیزه به تدریج در دیگر گمانه ها ظاهر شود، سپس این گمانه ها به خط تزریق متصل و عملیات ادامه می یابد . تزریق در هر چاه موقعی تلقی می گردد که معیار اشباع پیش بینی شده در طراحی ( فشار و دبی ) حاصل شده باشد . این فرایند در قطعه بعدی و عمیقتر گمانهها با شستشو و تزریق تکرار می شود تا اینکه در عمق مورد نظر کلیه گمانهها عملیات انجام گردد . پس از آن یک دسته چاه دیگر به همین روش تزریق می گردد تا تمامی حجم سنگ پیش بینی شده در طرح، تحکیم یابد.سیستم تزریق مشابه روشی است که قبلاً و در مورد تزریق تحکیمی شالوده سازه ها شرح آن گذشت. تزریق در قطعات ۳ تا ۵ متری و به صورت پیوسته مانند آنچه در تزریق تماسی ذکر شد انجام می گردد.درسدحوضیان ازاین روش درقطعات۵متری استفاده شده است(۵) . ۳-۴-۳- روش های تزریق -روش بالابه پایین: زمانی که عمق گمانه های حفاری شده تاحدود۳مترباشدازاین روش استفاده می شود(۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل شماره ۳-۸ نقشه ژئوموفولوژی دشت کبودرآهنگ……………………………………….۴۸ شکل شماره۴- ۱ لوگ های زمین شناسی دشت کبودرآهنگ………………………………….۵۴ شکل شماره ۴-۲نقشه موقعیت چاه های اکتشافی در دشت کبودرآهنگ………………………۵۵ شکل شماره ۴-۳ نقشه گسل مدفون احتمالی در دشت کبودرآهنگ……………………………۵۷ شکل شماره۴- ۴نقشه گسل های دشت کبودرآهنگ و فروچاله ها…………………………….۵۸ شکل شماره۴- ۵ نقشه پهنه بندی تخلیه سالانه در حوضه کبودرآهنگ………………………..۶۰ شکل شماره ۴-۶ نقشه پراکندگی چاه های عمیق………………………………………………۶۱ شکل شماره۴- ۷ نقشه پراکندگی چاه های نیمه عمیق…………………………………………۶۱ شکل شماره۴- ۸ نقشه انطباق فروچاله ها بر محل چاه های عمیق……………………………۶۲ شکل شماره۴- ۹ نقشه هم تراز سطح آب زیرزمینی در سال ۱۳۸۰…………………………..۶۴ شکل شماره ۴-۱۰ نقشه هم تراز سطح آب زیرزمینی در سال ۱۳۹۰………………………….۶۵ شکل شماره۴- ۱۱ نقشه ترکیب خطوط تراز سال های ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰………………………۶۶ شکل شماره۴-۱۲ نمایی از نحوه شکل گیری فروچاله ریزشی………………………………..۷۷ شکل شماره۴-۱۳ نمایی از فروچاله مدفون…………………………………………………..۷۸ شکل۵- ۱ نمایی از عملیات ترمیم فروچاله……………………………………………………۸۴ فصل اول کلیات طرح تحقیق مقدمه لندفرمهایی که با انحلال سنگهایی مثل سنگ آهک، دولومیت، مرمر، ژیپس، و نمک ایجاد میشوند به عنوان کارست شناخته میشوند. اشکال کارستی چشماندازهایی شامل فروچالهها، غارها، چشمههای بزرگ، درههای خشک هستند که با انحلال سنگ بستر به وجود میآیند. این مناطق غنی از آب ، سنگ آهک، کانیها، نفت، و گاز طبیعی هستند. بیشتر مناطق کارستی چشماندازهای زیبایی دارند که مناطق شهری در این سایتها گسترش یافته است. این مناطق زهکشی سطحی ضعیفی دارند و ریزشهای ناگهانی و اشکال فرونشینی در این مناطق اغلب دیده می شود. حدود ۲۵% از سطح زمین را مناطق کارستی تشکیل میدهد که البته مناطق کارستی در سطح زمین توزیع ناهمگونی دارند[۱] اصطلاح دولین[۱] از واژه اسلووانیایی[۲] دولینا[۳] گرفته شده که یک لندفرم معکوس است، در کارستهای آهکی اسلووانی درههای غیرواقعی به صورت چالههای بسته در آنجا وجود دارد که همان دولینا میباشند.این اصطلاح اولین بار در نوشته های سیویچ[۴] (۱۸۹۳)به علم وارد شد و در حال حاضر در میان ژئومورفولوژیستهای جهان پذیرفته شده است. اصطلاح سینکهول[۵] از فرایندهای انحلالی گرفته شده است. چالابی در سطح زمین که به صورت بسته میباشد(مانع از دریاچه شدن) ،رسوبات این چالهها به وسیله آب شسته شده و در زمین فرو میروند، درنتیجه سطح زمین به صورت ناگهانی نشست می کند و فروریزش اتفاق میافتد[۲] فروچالهها که به آبفروچالهها نیز موسوم هستند و در بعضی موارد، دولین هم نامیده میشوند، در نتیجه فعالیتهای شیمیایی آب تشکیل می شود. در سنگهای آهکی، در محلهایی که دویا بیشتر از دو گسل وجود دارد بیشترین امکان برای کارستی شدن و ایجاد فروچالهها فراهم میگردد. به همین دلیل فروچالهها در زونهای گسله فراوان هستند.این پدیده کارستی از ریزش سقف غارها نیز نتیجه می شود که ناشی از دست دادن مقاومت سقف غار در اثر اعمال بار حاصل از وزن مواد بالایی و بالاخره جریان یافتن آب به درون آنهاست. تعداد فروچالهها باتوجه به شرایط توپوگرافی، زمین شناسی و نیز میزان کارستی شدن متغیر است. برای مثال اگر دشتها را با نواحی تپه ماهوری مقایسه کنیم، خواهیم دید که تعداد آنها در دشتها زیاد است ولی ابعاد کوچک دارند؛ در حالی که در نواحی تپه ماهوری تعدادشان کم بوده و ابعاد بزرگتری دارند معمولا در شیبهای تند فروچاله مشاهده نمی شود و اگرهم موجود باشد، نتیجه فروریختن سقف غار است. فروچالهها به اشکال گوناگون از جمله قیفی شکل، به صورت چاه عمودی و نیز گودیهای دراز دیده میشوند. عمق آنها ممکن است زیاد باشد و به چند صدمتر برسد. کف فروچالهها اغلب با یک لایه ضخیم خاکی- گلی پوشیده شده است وبندرت فاقد پوشش است. کف آنها از رسهای ماسهای پوشیده شده است، در مواقع خالی بودن ازآب به عنوان زمین کشاورزی میتوانند مورد استفاده قرار بگیرند[۳].
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱بیان مسئله رکن اصلی هر تحقیقی را انتخاب تعریف وبیان مسئله تشکیل میدهد ؛ زیرا محقق کلیه فعالیتهای تحقیقاتی خود را بر پایه آن شکل میدهد. در این مرحله ، مسئله تحقیق مشخص می شود و محقق متوجه می شود که ناشناخته و مجهول چیست و چه چیزی باید معلوم شود[۴]. تقریبا کمی کمتر از یک پنجم سطح زمین را سنگهای کربناتی با خصوصیات فیزیکی پیچیده پوشیده است .مسائل مربوط به کارست و فرونشینی ها و ریزش ها در سطح زمین به عنوان مسائلی تلقی می شوند که نیاز به تکنیک بسیار پیچیده دارد.با توجه به افزایش تعداد فروچاله ها و فرونشست ها در سطح جهان و بروز خسارات و مشکلات فراوان نیاز به بررسی هر چه بیشتر پیدا کرده است . با توجه به اینکه حدود یک پنجم سطح زمین را سنگ های کربناته در بر گرفته اند ،بروز مشکلات فروچاله و فرونشست در مناطقی مانند ایالت فلوریدا ،آفریقای جنوبی، منطقه پرم در روسیه نمود پیدا کرده است. یکی از مسائل مهم در بحث کارست، خطرات ناشی از دستکاری محیط یا تحمیل بار اضافی و تغییررفتار هیدرودینامیکی یا خود ماهیت تغییر پذیری کارست است که به صورتهای مختلفی از جمله فروچالهها خود را نشان میدهد. سرزمینهای کارستی باویژگیهای شناختهشده زمین شناسی، زمینریختشناسی و هیدروژئولوژی از مستعدترین مناطق برای تاثیرپذیری از تغییرات وآسیبهاییاند که توسط انسان برآن تحمیل میشوند [۵]. اجرای سازههای زمین شناسی مهندسی گسترده مانند احداث شهرها و شهرکهای متمرکز ، ساخت ساختمانهای مرتفع، نیروگاهها پالایشگاهها، سدها و یا ایجاد سازههای خطی مانند تونلها، آزادراهها و مسیرهای راهآهن در مناطق کارستی به مطالعات تفصیلی نیاز دارد. در پروژه های مهندسی اجرا شده در نواحی کارستی، نشست زمین و ایجاد پدیده های ژئومورفولوژیکی کارست مانند تشکیل فروچالهها از مشکلات متداولی است که در اغلب موارد به بروز خسارات مالی وجانی منجر میگردد[۳]. نزدیک به دو دهه اخیر با توسعه کشاورزی در ایران و به تبع آن افزایش میزان مصرف آبهای زیرزمینی در بسیاری از نقاط کشور نشست زمین و فروچالهها رخ داده است.مطالعات موردی متعددی بر روی فروچالهها و نشست زمین در اثر عوامل انسانزادی یا تحریک عوامل زمین شناسی بر اثر فرایندهای انسانی در دشتهای رفسنجان، کرمان، اردکان، دشتهای شهریار در تهران وغیره انجام شده است. وجه مشترک تمامی این مطالعات استفاده بیش از حد از آبهای زیرزمینی است[۵] مطالعه موردی این تحقیق در استان همدان، دشت کبودرآهنگ میباشد. محدوده مورد نظر در عرض شمالی ́۰۰˚۳۵ تا ́ ۳۰ ˚۳۵ و طول شرقی ́ ۳۰ ˚ ۴۸ تا́ ۰۰ ˚ ۴۹ قرار دارد. زمین شناسی منطقه کبودرآهنگ دارای پیسنگی از دوران ژوراسیک و شامل سنگهای دگرگونی است، چینه بعدی سنگهای شیل و آهکهای مارنی مربوط به دوران کرتاسه است که پتانسیل کارستی شدن را دارد سپس رسوبات دوران سوم که شامل تشکیلات ائوسن متشکل از تناوب توف سبز و مارن است ،قرار گرفته است. بعد از آن سازند های دوران چهارم که شامل سازند قم وآهکها و مارنهای الیگومیوسن میباشد با توجه شرایط سطحی و زیرسطحی و قرار گرفتن رسوبات آبرفتی تا حداکثر ۱۵۰ متر که یک پوشش برای سنگ بستر آهکی کارستیک است، به همراه افزایش افت سطح آب زیرزمینی در طی دو دهه گذشته شرایطی ایجاد شد که مشکلات جدی را به همراه داشته است. از سال۱۳۷۰ که به طور جدی سفره های آب زیرزمینی با کمبود مواجه شدند فرونشستهایی در زمین اتفاق افتاد که به فروچالهها موسوماند که در دو دهه اخیر تعداد ۳۹ فروچاله در دشتهای کبودرآهنگ و فامنین اتفاق افتاده است ، این فروچالهها عمدتا از نوع فرونشست و به صورت مدفون بوده اند[۵]. ایجاد این فروچالهها خساراتی را به مردم منطقه ازجمله کشاورزان وارد کرده است که هنوز هم ادامه دارد . فروچالههایی که در استان همدان اتفاق افتاده است به عنوان بارزترین خطرات کارست ایران معرفی شده اند. وقوع این فروچالهها با برداشت زیاد از آبهای زیرزمینی تسریع یافته است ودر نقاط مختلف به وقوع میپیوندد که امکان مشخص بودن مکان دقیق وقوع آنها خیلی کم است . وقوع این پدیده امکان بروز خسارات مالی و حتی جانی را نیز محتمل است و در زمرهی حوادث غیر مترقبه میباشد که ماهیت لیتولوژی در وقوع آنها حرف اول را میزند و سپس نوسانات آب زیرزمینی تحت تاثیر فعالیت های انسانی در وقوع سریعتر آنها موثر است. بنابراین بررسی سازوکار تشکیل این فروچالهها در دشت کبودرآهنگ لازم میباشد با توجه به اینکه این فروچالهها مشکلاتی را در منطقه به وجود آورده اند ، سوالاتی مطرح می شود که در پایان این نوشته باید به این سوالات پاسخ داده شود ، این سوالات به شرح زیر است: عامل اصلی ایجاد فروچالههای دشت کبودرآهنگ چیست؟ آیا فروچالههای دشت کبودرآهنگ فقط در جایی که افت سطح آب زیرزمینی اتفاق افتاده است، به وجود می آید؟ فروچالههای دشت کبودرآهنگ از نظر ژئومرفولوژی چه مخاطراتی دارند؟ آیا عوامل زمین ساخت مانند گسل در ایجاد فروچالههای دشت کبودرآهنگ تاثیر گذار است؟ ۱-۲ فرضیات تحقیق فرضیه عبارت است از حدس یا گمان اندیشمندانه درباره ماهیت ، چگونگی و روابط بین پدیده ها ، اشیاء ومتغیر ها، که محقق را در تشخیص نزدیک ترین و محتمل ترین راه برای کشف مجهول کمک مینماید؛ بنابراین فرضیه گمانی موقتی که درست بودن یا نبودنش باید مورد آزمایش قرار گیرد.فرضیه براساس معلومات کلی و شناختهای قبلی یا تجارب محقق پدید می آید[۴].حال فرضیات مورد نظر در این تحقیق به شرح زیر است: ۱.افت سطح آب زیرزمینی عامل اصلی ایجاد فروچالهها در دشت کبودر آهنگ میباشد.
-
- در ایجاد فروچالههای دشت کبودرآهنگ وجود گسل تاثیرگذار بوده است.
۱-۳ پیشینه تحقیق فروچالهها نظر افراد بسیاری را به خود جلب کرده و تحقیقات زیادی در جهان و ایران در این مورد انجام شده است. در سطح جهانی افرادی در مناطق مختلف به بررسی فروچالهها پرداخته اند. از جمله باتریک[۶] و سچالویک[۷] در سال ۱۹۹۸در مقالهای باعنوان ارزیابی ریسک تشکیل فروچاله در زمینهای دولومیتی در آفریقای جنوبی به این نتیجه رسیده است که فعالیتهای انسانی باعث ایجاد شرایط بیثباتی زیرسطح زمین بخصوص در زمینهای دولومیتی شده که اغلب باعث ایجاد ناگهانی فروچالهها شده است وی با بهره گرفتن از داده های ژئوتکنیک به دست آمده از تحقیقات محلی یک پهنه بندی از ریسک وقوع فروچالهها و خصوصیات این فروچالهها ارائه داده است [۶]. تارپ[۸] در سال۲۰۰۱ در مقالهای باعنوان تجزیه وتحلیل تشکیل فروچالهی ریزشی-پوششی به وسیله پایین رفتن سطح ایستابی به این نتیجه رسیده است که در مناطق کارستی در جایی که سطح ایستابی در ارتباط با خاک و سنگ باشد فروچالهی ریزشی –پوششی اتفاق میافتد. زمانی که سطح آب پایین میرود در اثر فشارهای موقتی به منافذ داخل خاک در نتیجه خاک نشست می کند و به این ترتیب فروچاله ایجاد می شود. تشکیل فروچاله با این مکانیسم به میزان پایین رفتن سطح ایستابی، نفوذپذیری و استحکام کششی خاک ، اندازه و عمق وهندسهی منافذ خاک بستگی دارد[۷]. گوتیرز[۹] و همکاران در سال ۲۰۰۸ در مقالهای باعنوان شناسایی، پیش بینی و کاهش خطرات فروچالهها در مناطق کارست تبخیری به ارائه یک رویکرد مرحله به مرحله در شناسایی ، تحقیق ،پیش بینی، و کاهش خطرات فروچالهها می پردازد.تکنیکهای شناسایی شامل بازدید میدانی، نقشههای ژئومورفولوژی، مصاحبه با مردم محلی و منابع تاریخی می شود. نقشههای جزیی فروچالهها ، نقشه مدل رقومی ارتفاع، نقشههای توپوگرافی جدید ، سنجش از دور و نقشه برداری ، مطالعات پالئوکارست،مطالعات هیدرولوژیکی غارها ، چشمهها دادههایی را به ما میدهند که با استفاده ازآنها می توان یک پهنه بندی از وقوع فروچالهها ارائه داد و برای پیش گیری از وقوع آنها برنامه ریزی کرد[۸]. در روسیه بریاک[۱۰] در سال۲۰۱۱ در مقاله ای تحت عنوان مکانیسم تشکیل فروچاله در منطقه پرم در روسیه به ارائه یک مدل می پردازد که این مدل شامل اندازه گیری تغییرپذیری سنگهای کارستی شده و ریزش در غار ها می باشد. معیار اصلی در اینجا عمق کارستی شدن در نظر گرفته شده است .یکنواختی اشکال ناشی شده از غارها اجازه قاعدهمندی شرایط اولیه برای مدلسازی ریزش طبقات سنگ در بالای سنگهای کارستی شده است[۹]. حیدری و همکاران در سال ۲۰۱۱ در مقالهای باعنوان نحوه تشکیل فروچالههای فروریزشی در شمال همدان در ایران با تحلیل شرایط هیدرولوژیکی و هیدروژئولوژیکی نشان دادند که شرایط برای ایجاد فروچاله در این منطقه وجود دارد .این فروچاله ها در منطقهای با کاهش سطح آب زیرزمینی نزدیک ناحیه آهکهای کارستی الیگو-میوسن توسعه یافته اند در این منطقه جریان آب زیر زمینی زیاد، بار رسوبی زیاد و یک منبع گاز کربن دی اکسید عمیق هست .آب اسیدی سنگ آهک را بخصوص در طول درز و شکاف ها در خود حل می کند.همچنین وجود آبگذرهای بزرگ زیر سطح زمین به حمل ونقل رسوبات منفصل کمک می کند و درنتیجه فروچالهها توسعه می یابند[۱۰]. در ایران نیز دربعضی نقاط دیگر از این فروچالهها اتفاق افتاده است از جمله: ملکی نژاد و پورمحمدی (۱۳۸۸) در مقالهای با عنوان بررسی پدیده نشست زمین ناشی از استحصال بیرویه آبهای زیرزمینی مطالعه موردی دشت ابرکوه در استان یزد، با مشاهدات صحرایی در مناطق نشست شده به این نتیجه میرسدکه از دلایل عمده نشست به فعالیتهای انسانی مانند پمپاژ آب،نفت و گاز از منابع زیرسطحی،انحلال و تخریب آبخوانهای سنگ آهکی ،تخلیه و فروپاشی معدن زیرزمینی، زهکشی خاکهای آلی و مرطوب سازی خاکهای خشک در مناطق بیابانی و ذاتا خشک است. همچنین در منطقه مورد مطالعه نشست زمین عمدتا در نقاطی رخ میدهد که اولا آبخوانها در سازندهای نرم و سست واقع شده اند و ثانیا استحصال آب زیرزمینی از آنها بیرویه و بیش از مقدار تغذیه آنها در طول سال بوده است[۱۱]. رزمگیر و همکاران(۱۳۸۹) در مقالهای با عنوان فرونشست دشت تهران-شهریار بر اثر برداشت بی رویه آبهای زیرزمینی به این نتیجه رسیده است که این دشت با برداشت میانگین سالیانه۹۷/۳۳۹۹۱۶۲۱ مترمکعب از منابع آب زیرزمینی، به دلیل دارا بودن پهنههای وسیع از زمینهای مسکونی، کشاورزی و صنعتی از جنبه های مختلف به ویژه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جزء مهمترین دشتهای ایران است.بیشترین نرخ فرونشست حدود۱۶سانتیمتر بر سال به ازاءهر۷۸/۰متر افت سطح ایستابی برآورد شده است.برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی یکی از عوامل مهم فرونشست سطح زمین است که باعث ایجاد خساراتی از جمله آسیب به پلها، جادهها، از بین رفتن خاک مناسب برای کشاورزی، کاهش منابع آب شیرین و تداخل آب شور و شیرین شده است[۱۲]. شفیعی مطلق و مودب (۱۳۸۹) در مقالهای با عنوان پهنه بندی ریسک ریزش فروچالههای شهر دیشموک در جنوب غرب ایران با بهره گرفتن از RS[11] و GIS به این نتیجه رسیده اند که عواملی مانند زمینلرزه ، افت سطح آب زیرزمینی، ساختمانسازی ،عبور ماشینهای سنگین کشاورزی در منطقه باعث ریزش سقف ناپایدار غارهای زیرزمینی و تشکیل فروچالههای منطقه می شود[۱۳].شریفیکیا (۱۳۹۰) در مقالهای باعنوان تعیین میزان و دامنه فرونشست زمین به کمک روش تداخل سنجی راداری(InSAR-D) در دشت نوق-بهرمان به این نتیجه رسیده است که رویداد فرونشست اغلب متوجه فعالیتهای انسانی و به ویژه بهره برداری بیرویه از منابع آب زیرزمینی است.تمرکز بهره برداریهای صنعتی-کشاورزی و آب شرب بر منابع آب دشت، بیلان منفی و افت تراز آب زیرزمینی را به دنبال داشته است.وی روش تداخل سنجی تفاضلی داده های راداری بر روی داده های ماهوارهای در بازهی زمانی ۱۳۸۴تا۱۳۸۹به کار برده است و یافتههای تحقیق موید حاکمیت میزان فرونشست با متوسط سالیانه حدود ۳۰ سانتی متر در پهنهای به گستره ۲۸۱کیلومتر مربع در بخش میانی دشت است. همچنین مقایسه میزان فرونشست با ارقام تغییرات تراز آبی مستخرج از چاههای پیزومتری نشانداد در این دشت هر ۳.۲ سانتیمتر افت تراز آبی قادر است فرونشستی به میزان۱ سانتیمتر ایجاد کند[۱۴]. میراثی و همکاران(۱۳۹۱) در مقالهای با عنوان بحران افت سطح آب زیرزمینی و وقوع پدیده فرونشست در دشت مرودشت، فارس به این نتیجه رسیده است افت سطح آب زیرزمینی باعث ایجاد فرونشست و فروچاله در این دشت شده است که مشکلات فراوانی را برای کشاورزی ، ساختمانهای مسکونی ،جادهها آثار باستانی و همچنین باعث تغییر کیفیت آب زیرزمینی و پیشروی جبهه آب شور شده است[۱۵]. در مورد منطقه مورد مطالعه کارهای زیادی انجام شده است که به شرح زیر میباشد: حیدری و طالب بیدختی در سال ۱۳۸۲درمقاله ای با موضوع بررسی انحلال پذیری سنگ های آهکی حاشیه نیروگاه همدان . علت افت سطح آب زیرزمینی را در پمپاژ بی رویه می داند که در ایجاد نشست زمین موثر واقع شده است وبرای تشکیل فروچاله فرونشستی سه شرط اصلی وجود رسوبات فوقانی ،سنگ بستر کربناته و شرایط هیدرولوژی ویژه را معرفی می کند همچنین با ارائه یک طبقه بندی از فروچاله ها اشاره می کند که علاوه بر فروچاله فرونشستی ، در منطقه همه کسی فروچاله ریزشی نیز دیده می شود و در مورد زمین شناسی دشتهای کبودرآهنگ و فامنین سازندهای ۱.سنگ آهکهای کرتاسه ۲.سنگ آهکهای سازند قم ۳.سازندهای پلیوستوسن شامل تراسهای قدیمی دوران چهارم و تراسهای آبرفتی جدید و دشت آبرفتی جوان و مخروط افکنهها را شناسایی نموده و در مورد این منطقه به این نتیجه رسیده است که زون های خردشده به پدیده کارستی شدن منطقه کمک می کند ، همچنین در منطقه همه کسی وقلی آباد سرعت انحلال وپتانسیل انحلال پذیری بالاتر بوده و این دلایل را موثر بر تمرکز فروچاله ها در این قسمت می داند [۱۶]. امیری و نظری پویا در سال۱۳۸۲ در مقالهای باعنوان نشانه های درون کارست در سنگ بستر منطقه فروچالههای همدان برمبنای مشخصات زمین شناسی تکتونیکی سنگ بستر با نمونه برداری از آب چاهها و اندازه گیری مقادیر دی اکسید کربن آزاد محلول درآب به این نتیجه رسیده است که وجود دی اکسید کربن گویای فعالیتهای گازی شدید با منشا درونی در شکستگیها و سیستم درزو شکاف منطقه میباشد و نشان میدهد که سنگ بستر مورد هجوم CO2 قرار گرفته که سیستم درز و شکاف این تشکیلات بزرگتر شده که ساختار درون کارستی را به وجود آورده است که وقوع فروچاله با اشکال خاص وچاه های حفر شده در سنگ بستر با آبدهی بالا و گل آلودگی آنها در هنگام وقوع فروچاله وجود ساختار درون کارست را درسنگ بستر نشان میدهد[۱۷] سعادتی درسال۱۳۸۴ مقالهای با عنوان ارتباط فروچالههای دشت مرکزی همدان با وضعیت تکتونیکی منطقه ، از دیدگاه تکتونیکی به تعیین فاکتورهای موثر در تشکیل فروچالههای این دشت می پردازد .وی با توجه به مطالعات وضعیت گودالها میگوید که وضعیت گودالها یک حالت سیستماتیک داشته وعامل ایجاد آنها سه دسته گسلی است که در دوره ترشیاری ایجاد شده است .که این گسلها باعث کارستی شدن آهکهای الیگومیوسن دشت شده است که این خود عامل اصلی و اولیه در ایجاد این نوع گودالها می باشد.و درآخر به این نتیجه میرسد که تمرکز گودالها تصادفی نیست و پراکندگی آنها از گسلها تبعیت می کند و برداشت بیش از حد فقط در تشدید این نشستها موثر می باشد[۱۸]. امیری (۱۳۸۴) در مقاله ای باعنوان ارتباط بین فروچالههای دشت فامنین-کبودرآهنگ-قهاوند با سنگ کف منطقه به این نتیجه رسیده است که ضخامت رسوبات سفره آبدار ۷۰ تا ۱۰۰ متر میباشد که بهره برداری از آن بیش از ظرفیت سفره است. شرایط ویژه در سنگ بستر آهکی و وجود دی اکسید کربن عامل اصلی توسعه کارست در منطقه است وهمچنین وجود حفرههای انحلالی ،مجاری آب ، سیستم درزوشکاف وسیع در سنگ بستر و پمپاژ آب موجود درآنها عامل اصلی ایجاد فروچالههای منطقه بوده و عواملی مانند ماسه شویی لایه ها ،خروج گاز ازچاهها و افت سریع سطح آب زیر زمینی در تسریع وقوع فروچالههای منطقه دخیل هستند[۱۹]. پرویزی در سال ۱۳۸۴ در مقاله ای که چکیده ای ازگزارش نهایی از مشاوره فنی مطالعات فروچالههای همدان میباشد با عنوان شناخت پدیده فروچالهها و فرونسشت زمین در اراضی دشتهای کبودرآهنگ و فامنین همدان به این نتیجه رسیده است که ساختار زیرسطحی دشتهای فوق و وجود یک زون گسل در توده سنگهای بستر آهکی و آهک مارنی اولیگومیوسن و پوشش آبرفتی به ضخامت حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ متر و همچنین افزایش افت سطح آب زیرزمینی در طی دو دهه گذشته به عنوان مهمترین علل در تسریع و شکل گیری وقوع فروچالهها در منطقه است[۲۰]. محبی حسن آبادی در سال ۱۳۸۴ در مقاله ای باعنوان درآمدی بر نقش فروچالهها در آلودگی منابع آب کارستی با نگرشی ویژه بر فروچالههای همدان به این نتیجه رسیده است که وجود کارستها و فروچالهها در نواحی کشاورزی ومسکونی و قرار گرفتن به عنوان جایگاه مناسبی برای دفع زبالههای زائد و باتوجه به اینکه آبهای سطحی در مناطق کارستی معمولا مسیر کوتاهی را برای رسیدن به آبهای زیر زمینی طی می نمایند و عمده آب آنها وارد جریان آب زیرزمینی میگردد، به این دلیل مناطق کارستی و فروچالهها مستعد آلوده کردن منابع آبهای زیر زمینی میباشند و دو سازوکار برای ایجاد فروچالهها ارائه میدهد ۱. حمل و تخلیه مواد سطحی لایه های فوقانی در امتداد کانالهای انحلالی توسعه یافته در سنگهای کربناته زیرین و۲. ریزش لایه های فوقانی بر روی غارهای بزرگ ایجاد شده در سنگ بستر کربناته . ودر آخر به این نکته اشاره می کند که چون فروچالهها گودیهایی در سطح زمین هستند به عنوان محل دفن زباله است که این امر باعث ایجاد محل مناسبی برای نشت آلودگیها به طور مستقیم به داخل آب زیرزمینی می شود[۲۱]. امیری در سال ۱۳۸۴ در مقالهای تحت عنوان نقش دی اکسید کربن در ایجاد کارست درونی در منطقه فروچالههای همدان به بررسی نشانه های انحلال در سنگ بستر پرداخته و با نمونه گیری از آب مناطق گازدارو آنالیز شیمیایی آب به این نتیجه رسیده است که وجود حفرههای میکروسکوپی و ماکروسکوپی در سنگ بستر، قشر کربنات کلسیم در سطح کانال برخیها و مقادیر بالای یونهای بی کربنات و کلسیم در آبهای منطقه نشان میدهد که آبهای دی اکسید کربندار منطقه به سنگ بستر منطقه حمله نموده و سنگ بستر منطقه دچار انحلال شدید گردیده و ساخت درون کارست در این سنگ بستر به وجود آمده است[۲۲]. ولیزاده و همکاران در سال ۱۳۸۴ در مقالهای باعنوان تحلیلی بر فروچالههای دشت مرکزی همدان به این نتیجه رسیده است که فروچاله از جمله مشخصههای مناطق آهکی است که در وهلهی اول علت ان به ماهیت لیتولوژی سنگ بستر برمیگرددو علت دوم آن نوسانات آب زیرزمینی در آهکها میباشد[۲۳].ابراهیمزاده اردستانی(۱۳۸۴)در مقالهای تحت عنوان مدلسازی فروچاله در نیروگاه برق با داده های میکروگرانی سنجی به این نتیجه رسیده است در این منطقه هموار رسوبات کواترنری بر روی سنگ بستر کارستی قرار گرفته است در این منطقه کانالهای زیرزمینی، برجهای خنک کننده، جوشانندهها وغیره است . سینکهولها و غارهای نزدیک سطح زمین با داده های میکروگرانسنجی حتی در مناطق صنعتی و شهری آشکار سازی شده است[۲۴].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۱۷-۲) تابع تبدیل ولتاژ DCدرمبدل Buck درحالت CCM: بارجوع به شکل۳: (۱۸-۲) که به صورت زیر ساده میشود: (۱۹-۲) برای یک مبدل بدون تلفات VI II = VO IO خواهدبود. بنابراین ازرابطه ۱۹-۲ تابع تبدیل ولتاژ DCمبدل Buck بدون تلفات به صورت زیرخواهدبود: [۱۵]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
(۲۰-۲) ومحدوده MV DC به صورت زیراست: (۲۱-۲) بایدتوجه داشت که ولتاژخروجی VOمستقل ازمقاومت بارRLاست. این تنهابه ولتاژورودیDCی VI وضریب وظیفهDبستگی دارد. حساسیت ولتاژخروجی نسبت به ضریب وظیفه به صورت زیراست: (۲۲-۲) درشرایط عملی VO = D. VIثابت است و به این معنی است که اگر VI افزایش یابد Dاید توسط یک مدارکنترلی کاهشی ابدتا VO ثابت بماندو برعکس. مزایا مبدل باک: ۱-طراحی مدارات بسیار ساده صورت میگیرد. ۲-قابلیت تحمل بار زیاد دارا میباشد. ۳-تولید نویز ناچیز و نویزپذیری بسیار اندک دارد. ۴-در کاربردهای توان پایین ارزانتر میباشند. ۵-زمان پاسخ دهی بالایی را دارند. معایب مبدل باک: ۱- به منظور تثبیت ولتاژ خروجی لازم است که ولتاژ ورودی ۱ تا ۲ ولت بیشتر از ولتاژ خروجی باشد. ۲- هنگامی که سوئیچ روشن میشود هنوز دیود روشن است که به آسیب دیدگی سوئیچ ودیود منجر میشود (لذا باید از یک دیود سریع با زمان بازیابی حداقل استفاده شود). ۳-سوئیچهای قدرت هنگام سوختن اتصال کوتاه میشوند، به همین دلیل خروجی را به بار وصل میکنند. (راه حل آن حس کردن تغییرات سریع جریان بار و انتقال آن به یک تریستور متوازی است). علی رغم تمامی معایب و محدودیتهایی که ذکر شد در شرایط عادی، این منابع توانایی تحویل بیش از۱۰۰وات توان به خروجی را دارند. فصل سوم: مواد و روشها کنترل مبدل DC-DC باک: این مبدل در صنعت و همچنین در پژوهشها به صورت زیادی استفاده میشود. یکی از اصلی ترین محدودیتهای این مبدلها غیر قابل تنظیم بودن ولتاژ و جریان است. برای غلبه بر این مسئله تکنیکهای کنترل مختلفی در ترکیب این مبدل مورد استفاده قرار میگیرد. در این مورد این تکنیکها را مورد بررسی قرار میدهیم. این تکنیکها عبارتند از کنترل مد لغزشی Sliding mode , کنترل منطق فازی , PID , مد کنترل ولتاژ VMC , مد کنترل جریان CMC همچنین مزایا و معایب این تکنیکها به همراه اصل مبنای عملیاتی به تشریح ذکر میشود. مبدل باک، یکی از مهم ترین مبدلهای dc-dc است که به طور گسترده ای در الکترونیک قدرت مورد استفاده قرار میگیرد. مسئله اصلی این است که منبع تغذیه در هنگام عملیات کاری در مبدل باک غیر قابل تنظیم است که منجر به عملکرد نامناسب مبدل میگردد. روشهای ذکر شده در بالا متدهای مختلف کنترل آنالوگ و دیجیتال مورد استفاده در مبدل باک میباشد که توسط صنعت و تکنولوژی اتخاذ شده. در مبدل باک ورودی عمدتا غیر قابل تنظیم میباشد ولی ولتاژ dc خروجی ضرورتا و الزاما میبایست یک ولتاژ ثابت و غیر قابل تغییر میباشد. جهت تغیرناپذیری در جریان بار و ولتاژ ورودی از تنظیم کننده ولتاژ استفاده میگردد. انواع مختلف تنظیم کنندههای ولتاژ به همراه طرحهای متنوع کنترل و بالا بردن بهره وری مبدل باک مورد استفاده قرار میگیرد. امروزه با توجه به پیشرفت علم الکترونیک قدرت و بهبود فن آوری شدیدا نیازمند به قابلیت اطمینان بالا و تنظیم دقیق تکنولوژی میباشد. این باعث شده تا نیاز بیشتری برای پیشرفتهتر شدن و طراحی بهتر جهت افزایش قابلیت اعتماد برای مبدل باک وجود داشته باشد. انواع مبدلهای dc-dc و از جمله مبدل باک نیازمند به انواع مختلف تکنولوژیهای کنترلی میباشد زیرا یک تکنیک خاص نمیتواند تمام مشخصات مختلف یک مبدل را شناسایی کرده و عمل کند. سیستمهای فازی: سیستمهایی هستند که با تعریف دقیق و کنترل فازی نیز نوع خاصی از کنترل غیر خطی میباشند. این مطلب مشابه کنترل وسیستمهای خطی میباشد که واژه خطی یک صفت فنی بوده که حالت و وضعیت سیستم کنترل را مشخص میکند چنین چیزی در واژه فازی نیز وجود دارد. اساسا اگر چه سیستمهای فازی پدیدههای غیر خطی و نامشخص را تعریف میکنند با این حال خود تئوری فازی یک تئوری دقیق میباشد. [۱۶] سیستمهای فازی سیستمها مبتنی بردانش یا قواعد میباشد. قلب یک سیستم فازی یک پایگاه دانش بوده که از قواعد فازی تشکیل شده است. سیستمهای فازی را میتوان بعنوان کنترل کننده حلقه باز و یا کنترل کننده حلقه بسته مورد استفاده قرار داد. سیستم کنترل حلقه باز: هنگامی که بعنوان کنترل کننده حلقه باز استفاده میشود سیستم فازی معمولا بعضی پارامترهای کنترل را معین کرده و آنگاه سیستم مطابق با این پارامترهای کنترل کار میکند. بسیاری از کار بردهای سیستم فازی دربرق به این دسته تعلق دارند. سیستم کنترل حلقه بسته: هنگامی که سیستم فازی بعنوان یک کنترل کننده حلقه بسته استفاده میشود در این حالت خروجیهای فرایند را اندازه گیری کرده و بطور همزمان عملیات کنترل را انجام میدهد. کاربرد سیستم فازی در فرایندهای صنعتی به این دسته تعلق دارد. منطق فازی: منطق فازی عبارت است از علم و روشها و اصول استدلال ومنطق کلاسیک که قدمت آن به دوران ارسطو باز میگردد. تنها با مفاهیم واستدلالهای دقیق سر و کار دارد. از طرف دیگر استدلالهایی که انسان در زندگی روزمره انجام میدهد و بر مبنای نتایج آن تصمیم گیری میکند به ندرت آن دقتی را دارند که بتوان آنها را در چارچوب منطق کلاسیک صورتبندی کرد. هدف نهایی منطق فازی را ایجاد یک تئوری برای استدلال در مورد گزارههایی است که درستی یا نادرستی آنها به صورت قطعی مشخص نیست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۴-۲- کاستی تعادل و جدیت ۲-۲-۴-۲-۱-ایجاد عدم تعادل و توازن بین اعصاب سمپاتیک منشأ اضطرابهای گوناگون و فعالیتهای بی موقع وخوشی های نا گهانی، خندههای بی جا، پرحرفی و عصبانیت، سرگیجه و سردرد، مالیخولیا، نفخ معده و اختلال در جذب و دفع و هضم، اختلالات غدد داخلی خصوصاً تیروئید و تخمدان، آسم و تنگی نفس و… است (محمدی نیا، ۱۳۷۸، ص ۳۵۴). ۲-۲-۴-۳- مرض سیکلوتمی مرض سیکلوتومی (نوعی بیماری روانی است که شخص بیمار گاهی میخندد و بعضی اوقات از خود ترشرویی نشان میدهد وگاهی گرفته و غمگین است)(همان). ۲-۲-۴-۴- تأثیرات موسیقى بر احساس موسیقى یعنى سکوتِ آهنگین! آن گاه که در دستانِ نوازنده قرار مىگیرد و ارتعاشاتِ صوتى منظم و موزیکالیش در هوا موج مىافکند، روحِ آدمى لحظههاى سکوتِ طبیعت برایش تداعى مىشود. در این اوقات است که آرامش، در سلول سلول جسم و جان نفوذ مىکند و نیاز روحى انسان در کوتاهترین مدّت و با کمترین هزینه پاسخ داده مىشود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با تدبر در گفته ی بالا مىبینید که انس با موسیقى را با حس زیبایىخواهِ انسان گره مىزنند. یعنى هم چنان که ما نمىتوانیم هر لحظه که بخواهیم در باغ قدم بزنیم، اما با ایجاد فضاى سبز مصنوعى (باغچه، گلدان و…) آن خواسته را بر آورده مىسازیم، به همین ترتیب نیز سکوتِ طبیعت را با آهنگ خاطرهآفرین موسیقى در محیط کوچکمان بازسازى مىکنیم. شاید بیانات گفته شده، مغز و ماهیت حرفِ موسیقىخواهان طبیعتگرا باشد. اما این گفتهها نیاز جدی به نقد دارد: وقتى شما بینِ «فضاى سبز وسیع مثلِ باغستان» و «فضاىِ سبز کوچک مثل باغچه و…» مقایسه مىکنید، چند چیز را مىیابید که مىتوانند «وجه شباهت و تناسب جهت برقرارى مقایسه» بین این دو مکان باشند. اما همین موارد یا مواردى از این قبیل نه تنها در دو عنوانِ «طبیعت و محیط زیست سالم» با «موسیقى» وجود ندارد، بلکه گاه عکس این حالات مشاهده مىشود. از این روست که مىگوییم مقایسه بین موسیقى و فضاى طبیعت بِکر، مقایسهاى است بىربط و همراه با فرسنگها فرق و فاصل عناصر به کار رفته در فضاى سبز وسیع همان عناصر به کار گرفته شده در فضاى گل خانه است. امّا عناصر به کار رفته در محیط طبیعت با عناصرِ استفاده شده در موسیقى و فضاى مصنوعى آن تفاوت دارد. ازاینرو، آهنگ طبیعت، شما را به تفکّر پیرامونِ ذاتِ آن آهنگ که پیامِ فطرت است سوق مىدهد، ولى امواجِ موسیقى شما را - ناخودآگاه - به تفکّر در مورد آن چیزى که مقصودِ خواننده یا نوازنده است وامىدارد. و هیچ ابزارى براى انتقالِ خواستهها و افکارِ پیدا و ناپیدا بهتر از موسیقى نیست. چون در آن واحد سه کار انجام مىدهد: لذّتآفرینى، هیجانافکنى، خیالسازى. و این سه پلى است براى آن چه در فکر و روح و خیالِ نوازنده یا خواننده مىگذرد. یک پژوهشگر موسیقى مىگوید: «به وسیله موسیقى، معیارهاى شنوندگان تغییر داده مىشود و آن ها را با تربیت والدینشان بیگانه مىکند (روزنامه اطلاعات، چهارشنبه، ۲ آبان ۱۳۸۰، صفحه ۲). تفاوتِ دیگرى که بین لذّت بردن از فضاى سبز وسیع و کوچکِ خانهاى با طبیعتِ واقعى و فضاى طبیعتِ نماى موسیقى وجود دارد آن است که؛ براى لذت بردن از محیط طبیعت و چهچهی پرندگان و موسیقى ذاتىِ طبیعت، نیازى به تلقین به احساس بردن و تلاش براى ایجاد حسّ لذّتبَرى نیست! ولى آن گاه که مىخواهیم از کنسرت موسیقى و صداى خواننده لذت برده و در نهایت به اوجِ اُنس با موسیقى رسیده (که اثرش در هیجان انگیزى و خیالسازى برمَلا مىگردد) باید خود دست به کار شده و درون و بُرون را براى لذّت بردن آماده کنیم. یعنى نوعى تلقینِ لذّتبرى. این جاست که ما مىگوییم براى لذت بردن از موسیقى، باید در حسّ زیبایى خواهى دست بُرد. دقیقاً مثل کسانى که براى خندیدن به بعضى جملات باید خود را به حالتِ خنده شبیه کنند. ۲-۲-۴-۴-۱- نظریه ی مورای شافر درمورد موسیقی براى روشن شدنِ بیشتر این قسمت که در واقع، مهمترین بخش بیانِ تفاوت احساسات که بر خاسته از موسیقى با احساسِ از طبیعت است، با هم، سخنانِ «موراى شافِر»، نویسنده، شاعرو آهنگ ساز کانادایى را مىخوانیم: «تقریباً هیچ صدایى در جهانِ مدرن نیست که به طور مصنوعی ایجاد نشده باشد و در تملّک کسى نباشد، مثلِ موسیقى، بوق اتومبیل و سر وصداى کارگاههای ساختمانى… و این صداهاى مصنوعى به تعبیرى برآیندِ خواست و ارادهى گروه هایى خاصاند که مىخواهند ارادهشان را اقشار دیگر جامعه تحمّل کنند… و در این هجوم بىامان صدا و فریاد و بوق، مجالى براى اندیشیدن و آرامش ذهن و فراغتِ تن و روان باق نمىماند». اینک خود قضاوت کنید که با این وجود دیگر چه شباهتى میان طبیعت و صداى مصنوعىِ موسیقى وجود خواهد داشت تا در نتیجه موسیقى، پلى باشد میانِ انسان و طبیعت»؟! ).www.tebyan net. Ir(به نقل از سایت تبیان؛ این آهنگ ساز و شاعر و نویسنده، در ادامه ی سخنانش به پوچى و دور از واقعیتِ پاک بودنِ صداها و عدمِ ارتباطشان با طبیعت، مىپردازد و مىگوید: «آن چه براى ما ضرورى است، مراسمى است آرام و بىهیاهو که در آن جماعت گردآمده لحظاتى زیبا را با هم سپرى کنند، بىآنکه براى بیان احساساتِ خود به شیوههای منحط یا ویران گر متوسل شوند». دقت کنید و ببینید که: چرا آن ها که مىگویند «موسیقى روح را پالایش مىکند» و «موسیقى یک ضرورت است» و «موسیقى رازگویى و نیایش انسانِ خاکى با خداست» آن قدر که با «تار» و «سه تار» انس دارند، آیا با قرآن و مناجات و طبیعت مأنوس هستند؟ چرا از خدا سؤال نمىکنند که براى نزدیکى و رسیدن به تو (عرفان) از چه راهى بیاییم؟ و آیا اساساً خدا این حق را ندارد که بگوید از چه راهى مىتوانید به من نزدیک شوید؟ (چرا به خدا، عملاً این حق را نمىدهند که به حال و هواى مصنوعى برخاسته از موسیقى را عرفانى و آرامشآور نداند؟ بلى، ما منکر نیستیم که موسیقى آن چنان دل و روح را مىلرزاند که اشک جارى مىشود. ولى بحث این جاست که این حالت، چقدر مورد تأیید خداست؟ چرا مىخواهیم «حالت مجازى و مصنوعى» را به جاى «حالت حقیقى و معنادار» حساب کنید؟ در ادامه ی گفتههاى آهنگ ساز و شاعرِ کانادایى به این موضوع پرداخته شده: «… توجه به آن چه هنگامِ اجراى کنسرتهاى موسیقى کلاسیک در غرب مىگذرد، خالى از فایده نیست. آن چه در این کنسرتها بسیار تعجببرانگیز است، جماعت شنوندهاى هستند که حاضرند نفس را در سینه حبس کرده و به اصواتى که هوا را به ارتعاش درآورده، گوش بسپارند. شاید این نهایتِ موفقیت در اجراى یک قطعه موسیقى باشد. اما باید یادآور شد که چنین سکوتى بیشتر از عادت ناشى مىشود تا از قدرتِ زیبایى». جهتِ شناخت و فهم فزونتر این کلام، به ادامه ی گفتههاى «موراى شافر» (آهنگساز و شاعر کانادایى) توجه فرمایید، شافِر پس از آن که تأثیر عادت و تلقین در توجّه به موسیقى را علّتِ نهفته در رازِ گوشسپارى شنوندگانِ کنسرتها مىداند، اضافه مىکند که: «من بارها از خود پرسیدهام آیا ممکن نیست که شبیه چنین مراسمى را در موقعیتهاى دیگرى مثلاً گوش سپارى مشترک به آواز پرندگان و یا جشنهاى تابستانى برپا کرد»(همان). به راستى چرا همان لذّتى را که مىخواهیم با شنیدن صداى مصنوعى موسیقى به دست آوریم با دل سپردن به طبیعت و نواى فطرت تحصیل نمىکنیم؟ در روزگار ما نه تنها رابطه انسان با انسان بسیار تیره است، بلکه رابطه انسان و طبیعت نیز نگرانآور است. اُنس با طبیعت یکى از خصایص انسانى است و زمانى که خصایص انسانى نابود گردد، حیات انسانى هم به دنبال آن از بین مىرود. اگر حسّ زیبایىخواهى و آسودهطلبى جوان را به موسیقى و طربناکى سوق مىدهد، پس چرا همین حسّ او را به محیط، طبیعت، زمزمه چشمههای کوهسار متمایل نمىکند؟ و یا چرا او را به این شدّت سمت و سو نمىدهد؟ کدام مفهوم موزیکالى پرمعناتر از حقیقتى است که در طبیعت و سایر زیبایىهاى فطرى نهفته؟ ۲-۲-۴-۵- تأثیر موسیقى بر سیستم اعصاب عُلماى علم «فیزیولوژى»، دستگاه عصبى انسان را به دو قسمت تقسیم کردهاند: ۱- سلسله اعصاب ارتباطى: شاملِ ستون مرکزى عصبى و نخاع، نیم کرههای مغز، اَعصاب محیطى. ۲ - سلسله اعصاب نباتى: شامل سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک. وقتى که از خارج تحریکاتى بر روى اَعصاب شروع مىشود اعصاب سمپاتیک و یاپاراسمپاتیک به میزان تحریکات خارجى وارده تعادل از دست مىدهند. بدیهى است هر اندازه بین این دو سیستم عصبى، فاصلهها بیشتر شود به همان اندازه نیز نگرانىهاى روانى و اغتشاشات فزونتر مىگردد. و از جمله علل و عوامل تحریکاتِ خارجى، ارتعاشاتِ موسیقى است. موسیقى وقتى که با آهنگهای نشاط انگیز یا نوارهاى حزنآور همراه گردد (مخصوصاً اگر با ارتعاشاتِ عجیب و غریب سمفونیک اجرا گردد) به طور مسلّم تعادل لازمى را که بایستى بین دو دسته عصب نامبرده وجود داشته باشد را بر هم مىزند و در نتیجه اصولِ حساس زندگى (اعم از هضم، جذب، دفع، ترشحات، ضربات قلب و وضعِ فشار مایعات بدن مثل خون و…). را مختل ساخته و رفته رفته شخص را به گرفتارىها و امراضى نزدیک مىسازد که طب جدید با تمامِ پیشرفتها یش نمىتواند آسیبهای پیش آمده را درمان کند. مثل اغتشاشاتِ فکرى، اَمراض روانى (افسردگیها و حتى بىخیالىها)، سکتههای قلبى و مغزى (میرزا خانی،۱۳۷۲، صص ۳، ۶، ۲۶ و ۹۲ به بعد). ۲-۲-۴-۵-۱ نظر دانشمندان و روانشناسان غربی در مورد تأثیرات سوء موسیقی براعصاب موسیقی آثاری مرموزی را در قوای مغز به جای میگذارد و آن اثر که از توجه غیر طبیعی حاصل میشود باعث تضعیف اراده میگردد؛ زیرا شنونده موسیقی تمام قوای خود را گویا در گوش متمرکز کرده و هیچ یک از اعضای بدن او در آن حال با اراده ی او حرکت نمیکنند لذا گاهی دست و پای شنونده طبق ارتعاشات صوتی و نوارهای موسیقی بنای حرکت کردن را میگذارد و خلاصه یک رقص خفیف بدون اراده شنونده انجام میگیرد. در اثر فشار شدیدی که ارتعاشات موسیقی روی اعصاب وارد میکند، قوه ی اندیشه ی انسان در بین ارتعاشات موسیقی زندانی میگردد و به تدریج منجر به اغتشاشات فکری و سلب قدرت اندیشه و فکر و نگرانیهای روحی میشود، تا جایی که با موسیقی نیروی خود را فلج میکند و آثار جنون را در فرد پدید میآورد (هاشمی نژاد،۱۳۸۵، ص ۴۴۷). ۲-۲-۴-۵-۱-۱- نظر دکتر آرنولد فریدمانی پزشک متخصص بیمارستان نیویورک او با کمک دستگاههای الکترونی تعیین امواج مغز و تجربیاتی که طی مراجعه هزاران بیمار بدست آورده ثابت کرده است یکی از عوامل مهم خستگیهای روحی و فکری و سردردهای عصبی گوش دادن به موسیقی رادیو است خصوصاً برای کسانی که به موسیقی دقت و توجه میکنند (محمدی نیا،۱۳۷۸، ص ۳۵۷). ۲-۲-۴-۵-۱-۲- نظر دکتر ربرت متخصص روانشناسی کودک در انگلیس اطفال در رحم مادر تحت تأثیر موسیقی قرار میگیرند و اگر مادر حامله به موسیقی گوش دهد ضربان قلب طفل در رحم زیاد میشود این حالت از شش ماهگی به بعد است (همان). ۲-۲-۱-۴-۵-۱-۳- نظر هگل فیلسوف مشهور آلمانی ذکر وعبادت مسلمانان در معابد و مساجد بی آلایش خود «فکر» میآورد و دعای مسیحیان در کلیسا با عربده نا قوس و نقش و نگار در و دیوار، تشویشِ خاطر و انصراف ناظر (محمدی نیا،۱۳۷۸، ص ۳۵۷). ۲-۲-۴-۵-۱-۴- تظریه ی پروفسور ولف آدلر پروفسور «ولف آدلر» استاد دانشگاه کلمبیا ثابت کرده که، بهترین و دلکشترین نوارهاى موسیقى شومترین آثار را روى دستگاه اعصاب انسان باقى مىگذارد، مخصوصاً اگر هوا گرم باشد این تأثیر مخرب، شدیدتر مىشود. توجه دقیق به بیوگرافى مشاهیر موسیقى جهان نشان مىدهد که در دوران عمر به تدریج دچار ناراحتىهاى روحى گردیدهاند و عدهاى نیز مبتلا به بیمارى شدهاند. چنان که هنگام نواختن موسیقى درجه ی فشار خونشان بالا رفته و دچار سکته ناگهانى شدهاند (همان). از آن چه گفته شد، چنین به دست مىآید که هر نوع موسیقى، به ویژه آهنگهای احساسى برانگیزش، تحریکاتى در اعصاب «سمپاتیک» و «پاراسمپاتیک» به وجود مىآورد که در نتیجه، تعادلِ این اعصاب به هم خورده و انسان دچار ضعف اعصاب مىگردد. آن چه مهم است این که ضعف اعصاب نیز، خود امراضِ دیگرى از قبیل: اختلالِ حواس، پریشانى، جنون، ثقل سامعه (سنگینى گوش)، نابینایى، سل و… به وجود مىآورد. البته تصور نکنید که مشکل در همین چند مورد اختلال یاد شده خلاصه مىگردد. ۲-۲-۴-۵-۱-۵- نظریه ی دکتر الکسیس کارل دکتر «الکسیس کارل»، زیست شناس و فیزیولوژیست فرانسوى مىنویسد: «کاهش عمومىِ هوش و نیروى عقل، از تأثیر الکل و سرانجام از بىنظمى در عادت ناشى مىشود؛ و بدون تردید سینما و رادیو در این بحران فکرى سهیماند». موسیقى نه تنها در شنوندگان اثرات منفى بر جاى گذاشته، بلکه در نوازندگان نیز تأثیرات خطرناکى داشته است. «الکسیس کارل» دانشمند معروف در کتاب «راه و رسم زندگى» چنین مىنویسد: «رادیوسینما و ورزشهاى نامناسب، روحیه ی فرزندان را فلج مىکند». تجربه نیز ثابت کرده که اشخاص که زیاد سرگرم به موسیقى هستند، اغلب افرادى بىاراده و مسامحهکار و در مقام تعقل و تفکّر ). www.tebyan.net راکد و ضعیفاند (به نقل از؛ ۲-۲-۴-۵-۱-۶- نظریه ی ویلیام جیمز ویلیام جیمز در مورد مضرات موسیقی مبتذل میگوید: «ممکن است خداوند از گناهان ما بگذرد ولی ضعف اعصاب دست از سرما بر نمیدارد»(میرزای خانی،۱۳۷۲، ص ۱۹). ۲-۲-۴-۵-۲- تأثیر سؤء موسیقی و غنا بر روان و اعصاب از دیدگاه اندیشمندان اسلام غنا و موسیقی یکی از عوامل تخدیر اغصاب است. توجه به بیوگرافی مشاهیر موسیقی دان نشان میدهد که در دوران عمر دچار ناراحتیهای روحی گردیده، ورفته رفته اعصاب خود را از دست داده وعده ای مبتلا به بیماری روانی شده وگروهی مشاعر خود را از دست دادهاند. نیز به گواهى برخى از پزشکان، غنا و موسیقى آثار زیانبارى بر روى اعصاب دارد (عکاس، بی تا، ص ۱۵۱). و در حقیقت یکى از عوامل مهم تخدیر اعصاب به شمار مىرود. مواد مخدر گاهى از راه دهان و نوشیدن وارد بدن مىشوند (مانند شراب)؛ زمانى از راه بوییدن (مانند هرویین)؛ گاه از راه تزریق (مانند مرفین) و از راه حس شنوایى به جان و روان آدمى منتقل مىشود (مانند: غنا و موسیقى). از این رو بعضى از آهنگها چنان افراد را در نشئه فرو مىبرد که حالتى شبیه به مستى به آن ها دست مىدهد. البته گاهى به این حد و مرحله نمىرسد؛ ولى تخدیر خفیف ایجاد مىکند و در پى آن آثار زیانبارى روى اعصاب بر جاى مىگذارد و شخص را دچار افسردگى و مبتلا به فشار خون مىکند (مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج ۱۷، صص ۲۴- ۱۵۱(. باید دانست که هر موسیقى و آهنگى شاید براى اعصاب زیانبار نباشد؛ بلکه موسیقى تند و استفاده زیاد و افراط در آن باعث تخدیر اعصاب مىشود؛ با وجود این پیامدهاى منفى معنوى آن حتى در سایر موارد نباید کوچک شمرده شود. از نظر آخرتی هم عذاب کسی که موسیقی حرام گوش میدهد را روایت این طور بیان میکند: پیامبر گرامی اسلام (ص) در این باره میفرمایند: «من استمع الی اللهو یذاب فی اذنه الانک؛ کسی که به موسیقی لهوی و حرام و غنا گوش دهد در گوشش سربِ مذاب ریخته میشود.» (نوری، ۱۴۰۴ ق، ج ۱۳، ص ۲۲۱). ۲-۲-۴-۵-۲-۱- نظر امام خمینی در مورد مضرات موسیقی ۲-۲-۴-۵-۲-۱-۱- غافل کردن از مقدرات امام خمینی در بارهی موسیقی میفرمایند: «از جمله چیزهایی که مغزهای باز جوانان را مخدر و تخدیر میکند موسیقی است. موسیقی اسباب این میشود که مغز انسان وقتی چند وقت به موسیقی گوش کرد تبدیل میشود به یک مغز آن کسی که جدی باشد انسان را از جدیت بیرون میکند و متوجه جهات دیگر میکند. تمام این وسایل که در هر مسایلی رواج دارد همه برای این است که مملکت خودشان را از مقدرات الهی غافل کنند. ۲-۲-۴-۵-۲-۱-۲- بیرون آمدن از جدیت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|